جمع بندی شک و تردید نسبت به خدا

تب‌های اولیه

17 پستها / 0 جدید
آخرین ارسال
شک و تردید نسبت به خدا

سلام خسته نباشید
من دختری 29 ساله هستم از سن 18 سالگی کتاب قلب سلیم دستغیب را خواندم بعد خواندن آن متاب اعتقدات خود را از دست دادم ودچار شک شبه شدم
در صورتی که قبل خواندن این کتاب اعقاداتم قوی بود این کتاب را خواندم و اینطوری شدم
یه فکری تو ذهنم فقط در باره اعتقاداتم بهم اذیت میکنه میگه خدا نیست امام نیست اصلا اینا وجود ندارن اون دنیایی وجود نداره ولی منم جوابش میدم میگم هست هست ولی نمیتونم باهاش مقابله کنم
میشینم یه گوشه کریه میکنم نه حرفی میزنم نه جیزی یه مدت با توسل به امام حسین خوب شدم ولی باز چند ساله باز اومده سراغم کل وجودم احاطه کرده الانم مدتیه به امام حسین توسل شدم کلی دعا میخونم که از اون فکرا نجات پیدا کنم ولی نمیشه
یکی میکه شیطانه وسوست میکنه یکی میگه به خاطر مشکلات استرسه وقتی دچار اون حالت میشم دست پام میلرزه رنگ صورتم سفید میشه حالم بد میشه تپش قلب میگرم کلیه
گریه میکنم وسط نماز و موقع قران خوندن میاد سراغم قبلا خدا رو حس میکردم امام حس میکردم ولی الان ازم دورن صدام نمیشنون قبلا صدام میشنیدن جواب نمیدن بهم الان قبلا دچار این جالت میشدم
امام حسین کمک میکرد حالم خوب میشد ولی الان هر چه قدر ازش کمک میخوام زیارت عاشورا نذر نیاز میکنم حالم خوب نمیشه بگین چیکار کنم خوب شم زندگی خراب کردم زنذگی خانوادم جهنم کردم
بگین چیکار کنم خوب شم دیگه خسته شدم تورو خدا

با نام و یاد دوست





کارشناس بحث: استاد امیـن

rasoolpc;966148 نوشت:
ه فکری تو ذهنم فقط در باره اعتقاداتم بهم اذیت میکنه میگه خدا نیست امام نیست اصلا اینا وجود ندارن اون دنیایی وجود نداره ولی منم جوابش میدم میگم هست هست ولی نمیتونم باهاش مقابله کنم
میشینم یه گوشه کریه میکنم نه حرفی میزنم نه جیزی یه مدت با توسل به امام حسین خوب شدم ولی باز چند ساله باز اومده سراغم کل وجودم احاطه کرده

سلام علیکم.متأسفم از اینکه حال و روز خوبی ندارید و از این افکار آزرده هستید.امیدوارم به زودی حالتان بهبود یابد.

تشخیص بنده با توجه به توضیحاتی که فرمودید، وسواس فکری است.شما مشکل اعتقادی ندارید، چون اگر اعتقادی نداشتید از این افکار، وحشت زده نمی شدید؛ پس معلوم است که به آن شدیدا باور دارید و نباید به این وسوسه ها توجه کنید.
ابتدا به این نکته توجه کنید که کسانی که وسواس فکری دارند همانند شما افکارشان در کنترلشان نیست و خودآیند هستند.
ونیز توجه داشته باشید که خلاصی از این افکار، واقعا امکان پذیر است(75 درصد موارد) به شرطی که در روند درمان قرار بگیرید.

شما باید از تکنیکهای مقابله با افکار وسواسی استفاده کنید.
در این زمینه دو روش وجود دارد.
1.عادت آموزی

2.ایجاد وقفه در فکر

در این روشها از تکنیکهایی استفاده می شود که لازم است تحت نظر روان شناس، آنها را بیاموزید و اجرا کنید.
نباید هزینه مراجعه به روان شناس مانع از درمان شما شود.الان هزینه عصب کشی و پرکردن دندان 500 هزار تومان است.آیا ارزشش را ندارد که فقط به اندازه هزینه یک دندان، برای درمان وسواستان اقدام کنید؟ وسواسی که روزگارتان را سیاه کرده است.تازه درد دندان موقتی است ولی وسواس اگر درمان نشود در سرتاسر عمرتان، همراهتان خواهد بود.

درمان بیماری وسواس بستگی به مدت زمان ابتلا و سن بیمار دارد. اگر این بیماری سریع‌تر تشخیص داده شود، مدت زمان درمان نیز کوتاه‌تر می‌شود. اما به طور کلی برای درمان وسواس به زمانی حدود 6 ماه تا یک سال نیاز است. البته بهترین روش درمان، استفاده همزمان از دارو و روان درمانی است.

با آرزوی سلامتی برای شما.

rasoolpc;966148 نوشت:
یه فکری تو ذهنم فقط در باره اعتقاداتم بهم اذیت میکنه میگه خدا نیست امام نیست اصلا اینا وجود ندارن اون دنیایی وجود نداره

سلام به شما
خوش به حالتان، رسیدن به این مرحله که این پرسش‌ها برای انسان مطرح شود واقعاً لیاقت می‌خواهد
به شما تبریک میگویم خواهر گرامی گل

rasoolpc;966148 نوشت:
یکی میکه شیطانه وسوست میکنه یکی میگه به خاطر مشکلات استرسه
یک نکتهء قابل توجه در آنچه گفتید وجود دارد
هیچ دقت کرده اید که کلمهء وسواس هم از کلمهء وسوسه استخراج شده
شاید بتوان گفت به نوعی هر دو از یک منبع سرچشمه میگیرند:
"شیطان!"

با این وجود من فکر میکنم که این وسوسه‌ها لزوماً تهدید نیست بلکه می‌تواند فرصت باشد
من فکر می‌کنم خداوند پاسخ شما را چندین بار داده، اما شما دقت نکردید. هر بار که شک کردید، خداوند آیت خود را به شما نشان داد. ببینید:


rasoolpc;966148 نوشت:
یه مدت با توسل به امام حسین خوب شدم

rasoolpc;966148 نوشت:
امام حسین کمک میکرد حالم خوب میشد ولی الان هر چه قدر ازش کمک میخوام زیارت عاشورا نذر نیاز میکنم حالم خوب نمیشه

من (که البته نظرم در مقابل استاد امین عزیز، جایگاهی ندارد) فکر می‌کنم شما قبلاً هم وسواس داشته اید ولی روی اجرای احکام
یعنی حتماً باید فلان زیارت را سر ساعت می‌خواندید، یا فلان عمل مستحبی را بطور دقیق انجام می‌دادید

به نظرم خداوند خیلی زیبا پاسخ سوال‌های شما را داده
خداوند دارد به شما یادآوری می‌کند که دینداری این نیست که هر دفعه به امام حسین(ع) متوسل شوید، او شما را نجات بدهد!
امام حسین(ع) چراغ راه است، راهرو خود شما هستید. بجای آنکه بنشینید گریه کنید، یک یاعلی(ع) بگوئید و بروید دنبال شناخت دین
امامان(ع) را بشناسید، عقایدشان و تعالیمشان را بشناسید، تا دین را بفهمید. آن وقت خواهید دید که چقدر نگاهتان عوض خواهد شد

این همه شما زیارت عاشورا خواندید و امام حسین(ع) دست شما را گرفت
آیا روا نیست که در مقابل شما هم قدری از وقت خود را به شناخت عمیق ایشان اختصاص بدهید؟

با سلام.
دوست عزیز حس شما برای من قابل درک چون خودم هم مسائل اینچنینی دارم.بله این افکار حتی انسان رو مرز جنون می رسونه.این مسائل هیچ وقت جواب نخواهد داشت چون از پشت پرده خبری نداریم.
ببینید از نظر من بهترین راهکاری که وجود داره اینه که شما طبق فطرت و ذات خودتون اون کارهای شایسته و راستگویی و عبادات و فضائل اخلاقی رو در پیش بگیرید و سعی کنید در اول انسان خوبی باشید.یک متنی بود که می گفت : اگر بدی کردند تو بدی نکن اگر بد بودند تو خوب باش و بدون تنها چیزی که می مونه خوب بودنه.

مزیت اینکار اینه که اگر خدا خواست بازخواستتون کنه شما کوتاهی نکردید و خوب بودید و [="#008000"]انسانیت[/] رو رعایت کردید و دیگه بهونه ندارد و خودش هم در قرآن گفته که در مجازات به کسی ظلم نخواهد کرد.

اگر هم احیانا خدا و ... وجود نداشت شما باز ضرر نکردید چون [="#008000"]انسان خوبی[/] بودید که دیگران حسرت خواهند خود.

[="#0000FF"]طلا چه پاکه ، چه منتش به خاکه[/]

حتما اگر استعدادی دارید روش کار کنید و در راستای مسائل خوب استفاده کنید و خودتون سرگرم کنید تا از فکر خیال زیادی دربیارید.

فکر و خیال زیاد هم خوب نیست.فهمیدن زیادی هم خوب نیست!

یا حق

هر موقع این افگار اومد سراغت با خودت بگو...در واقه دعوا کن خودتو بگو نخیر هست. بدون ک این یه وسوسه است . نه گناهی داره نه هیجی. ائمه هم کاملا به حال و روزت اگاهن...مطمن باش...منتهی این وسواس فکری باید کنترل بشه منم داشتم کنترل شده...خدا رو شکر
لااله الاالله زیاد بگو
به افکارت اهمیت نده بدون که موقتی هستنhappy

rasoolpc;966148 نوشت:
سلام خسته نباشید
من دختری 29 ساله هستم از سن 18 سالگی کتاب قلب سلیم دستغیب را خواندم بعد خواندن آن متاب اعتقدات خود را از دست دادم ودچار شک شبه شدم
در صورتی که قبل خواندن این کتاب اعقاداتم قوی بود این کتاب را خواندم و اینطوری شدم
یه فکری تو ذهنم فقط در باره اعتقاداتم بهم اذیت میکنه میگه خدا نیست امام نیست اصلا اینا وجود ندارن اون دنیایی وجود نداره ولی منم جوابش میدم میگم هست هست ولی نمیتونم باهاش مقابله کنم
میشینم یه گوشه کریه میکنم نه حرفی میزنم نه جیزی یه مدت با توسل به امام حسین خوب شدم ولی باز چند ساله باز اومده سراغم کل وجودم احاطه کرده الانم مدتیه به امام حسین توسل شدم کلی دعا میخونم که از اون فکرا نجات پیدا کنم ولی نمیشه
یکی میکه شیطانه وسوست میکنه یکی میگه به خاطر مشکلات استرسه وقتی دچار اون حالت میشم دست پام میلرزه رنگ صورتم سفید میشه حالم بد میشه تپش قلب میگرم کلیه
گریه میکنم وسط نماز و موقع قران خوندن میاد سراغم قبلا خدا رو حس میکردم امام حس میکردم ولی الان ازم دورن صدام نمیشنون قبلا صدام میشنیدن جواب نمیدن بهم الان قبلا دچار این جالت میشدم
امام حسین کمک میکرد حالم خوب میشد ولی الان هر چه قدر ازش کمک میخوام زیارت عاشورا نذر نیاز میکنم حالم خوب نمیشه بگین چیکار کنم خوب شم زندگی خراب کردم زنذگی خانوادم جهنم کردم
بگین چیکار کنم خوب شم دیگه خسته شدم تورو خدا

سلام
سعی کنید از حساسیت خودتون نسبت به این موضوع کم کنید و به زندگی عادی خودتون و انجام وظایف دینی بطور معمول بپردازید هروقت هم این فکرا به ذهنتون رسید این دعا رو بخونید:
یا الله یا رحمن یا رحیم یا مقلب القلوب ثبت قلبی علی دینک
یا دعای معرفت را بعد هر نماز: اللهم عرفنی نفسک فانک ان لم تعرفنی نفسک لم اعرف نبیک ....الخ
یا علیم

rasoolpc;966148 نوشت:
من دختری 29 ساله هستم از سن 18 سالگی کتاب قلب سلیم دستغیب را خواندم بعد خواندن آن متاب اعتقدات خود را از دست دادم ودچار شک شبه شدم

اگر میشه لطفا مفادی از این کتاب که میگید چنین تاثیری گذاشته را بگید. یعنی به طور اجمالی بفرمایید چه مفاهیمی در این کتاب بود که تاثیرش چنین بوده؟

rasoolpc;966148 نوشت:
من دختری 29 ساله هستم از سن 18 سالگی کتاب قلب سلیم دستغیب را خواندم بعد خواندن آن متاب اعتقدات خود را از دست دادم ودچار شک شبه شدم

اگر میشه لطفا مفادی از این کتاب که میگید چنین تاثیری گذاشته را بگید. یعنی به طور اجمالی بفرمایید چه مفاهیمی در این کتاب بود که تاثیرش چنین بوده؟

سلام دوست عزیز
انشالله که این مشکل هر چه سریع تر حل بشه
من از استاد کسب اجازه میکنم و نظرم رو میگم.
شاید مشکل شما به گفته استاد وسواس فکری باشه که راه حلش رو گفتند اما ممکن هم هست که واقعا از نظر مبانی اعتقادی دچار مشکل شده باشید و یا هر دوی اینها. من خودم توی دوران نوجوانی دچار همین مسئله شدم و همه اعتقاداتم برام سوال شد در عین حال نمی تونستم از اعتقاداتم دست بردارم. خیلی احساس وحشتناکیه من واقعا درکت میکنم. با اینکه سالها از اون احساس میگذره ولی هنوز وقتی یادش میفتم خدا را شکر میکنم که منو از اون شرایط نجات داد. یادمه توی نماز وقتی به اشهدان لا اله الا الله میرسیدم عذاب وجدان سراسر وجودمو میگرفت که چرا این جمله ای را که دارم به زبان می آورم باور ندارم! خیلی حال روحی بدی داشتم و واقعا میدونم چه احساسی داری. اما بهتون بگم که اصلا جای نگرانی نیست با توکل به خدا و توسل به ائمه حتما میتونی این شرایط رو پشت سر بزاری. اما این رو هم بدون که در کنار دعا و توسل حتما سعی کن مبانی فکری و اعتقادیت رو تقویت و نیز تصحیح کنی. مطالعه و تفکر راجع به آفرینش و نیز مطالعه و تفکر راجع به ادیان و زندگی پیامبر و ائمه میتونه کمکتون کنه. همین طور مطالعه زندگی اشخاص غیر مسلمان که به دین مقدس اسلام ایمان آوردند هم بسیار مفید هست. از قرآن کمک بگیر. مطالعه آیات قرآن خیلی در از بین بردن این حال بهت کمک میکنه. وقتی لحن بیان آیات رو بهشون دقت کنی و تفکر کنی روی اونها واقعا درک میکنی که گفتار بشر نیست. من اون چیزی رو که به ذهنم رسید و به خودم کمک کرد برات گفتم اگه ناقصه استاد محترم و بقیه دوستان کاملش کنن.
فقط میگم نگران نباش شما فطرتتون پاکه و مشخصه که آدمی نیستی که بخوای راحت اعتقاداتت رو کنار بزاری. اما بدون، اون ایمانی که پس از شک و تردید بر میگرده و با فکر و مطالعه هست بسیار ارزشمندتر هست.
خداوند هم در سوره اسرا آیه ۳۶ میفرماید:
و لا تقف مالیس لک به علم ان السمع و البصر و الفواد کل اولئک کان عنه مسئولا
پیرو چیزی نباش که نمیدانی زیرا گوش و چشم و دل، همه بازخواست خواهند شد.
پس این فکرهایی که توی ذهن و قلبتون میاد باعث افسردگیتون نشه بلکه باعث تلاش و جستجو برای یافتن حقیقت بشه براتون.
من هم از صمیم قلبم براتون دعا میکنم که انشالله به زودی همه این افکار و احساسات منفی جای خودش رو به ایمان و آرامش بده .الهی آمین

خواهر عزیزم لطفا در طول حل شدن مشکلت و نیز بعد از اون ما رو در جریان بزار یا توی خصوصی بهم پیام بده ممنون

موضوع قفل شده است