جمع بندی شک در تاریخ

تب‌های اولیه

54 پستها / 0 جدید
آخرین ارسال

عماد;736175 نوشت:
ببخشید اگر متوجه منضورتان نشدم
این فرمایش درست نیست؟ زیرا بسیاری از گزارشهای تاریخی هستند که به صورت قطعی و خدشه ناپذیر قابل اثباتند

در مورد این افراد اولا علاوه بر منابع خودشان در منابع غیر خودشان نیز می توان مطالبی یافت
مثلا حضرت موسی علاوه بر منابع یهودی در منابع مسیحی و اسلامی نیز وجود دارد و استناد به منابع یهودی نمی کنند در عهد جدید مسیحیان نمی گویند چون در منابع یهودی آمده حضرت موسایی هست پس هست، در منابع اسلامی نمی گویند چون در منابع یهودی آمده که حضرت موسی هست پس هست بلکه مستقلا می گویند
در مورد حضرت مسیح نیز همینطور
در هر سه دین بزرگ موجود در دنیا به طور مستقل از ایشان یاد شده است
یهودیان وجود ایشان را انکار نمی کنند بلکه او را ماشیح(مسیح موعود) نمی دانند، مسیحیان ایشان را مسیح موعود می دانند و مسلمانان نیز مستقل از منابع ادیان قبل وجود ایشان را قبول دارند
وقتی سه دین بزرگ دنیا وجود شخصی را قبول کردند انکار وی و شک در وجود وی از شک های عادی بیرون است
مثل این است که بنده بگویم اوباما وجود ندارد، چون من ندیده ام، همه کسانی هم که دیده اند دست به یکی کرده اند بنده را فریب دهند، رسانه های خودی و غیر خودی همه به دلایلی دروغ می گویند وگرنه در اصل اوبامایی وجود ندارد تا اینکه بنده با چشم خودم وی را ببینم، اصلا آمریکای وجود ندارد تا اینکه بنده با پای خودم به آنجا بروم
اینگونه شکها از شکهای معقول بیرون است
وقتی پیروان سه دین در طول 2000سال کمتر و بیشتر وجود شخصی را قبول دارند انکار و شک در وجود چنین شخصی مثل شک در وجود شخصیتهای موجود است که ما ندیده ایم

سلام سپاس. لطفاً به این سؤالی که در پستهای قبل مطرح کردم پاسخ بفرمایید:

لطفاً پیش از اینکه جلو برویم، قدری پیرامون همین "عدم داعیه بر دروغ" و مسائل دیگر که فرمودید می تواند راهی به صدق باشد ولو اینکه همه موافق یا مخالف باشند، توضیح بفرمایید.

سپاسگذارم

rejection;737447 نوشت:
لطفاً پیش از اینکه جلو برویم، قدری پیرامون همین "عدم داعیه بر دروغ" و مسائل دیگر که فرمودید می تواند راهی به صدق باشد ولو اینکه همه موافق یا مخالف باشند، توضیح بفرمایید.

در مورد عدم داعیه بر دروغ می توان گفت، عده ای گزارشی را بیان می کنند که از هیچ حیث برای آنان استفاده ندارد، مثلا تعداد مناره های مسجد استانبول در زمان عثمانی ها، مثلا چند تاریخ نویس شیعه تعداد این مناره ها را فلان عدد بیان می کنند، فضا هم طوری نیست که بگوییم رقابت بین مسجد جامع استانبول و مسجد جامع اصفهان است در اینجا می گوییم این گزارش نویسان داعیه ای بر دروغ نداشته اند، اما اگر فضا رقابتی باشد نه اینکه دروغ می گویند بلکه باید از صافی های دیگر نیز بگذرد
در کل اینگونه مباحث خط کشی شده نیست، که بگوییم تا اینجا عدم داعیه بر دورغ نبوده از اینجا به بعد چنین کنیم و چنان کنیم
بلکه گزارش به گزارش، مرحله به مرحله باید مورد تحلیل قرار گیرد
ولی نمی توان به بهانه اینکه ممکن است دروغ گفته باشند همه تاریخ را کنار بگذاریم
کنار گذاشتن تاریخ بدین مبنا، شبیه به کنار گذاشتن تمام رسانه های خبری و روزنامه های مختلف است به این بهانه که همه اینها به نوعی دروغ می گویند و هیچ خبری قابل قبول نیست مگر اینکه من با چشم خودم ببینم
این مبنا نه تنها علمی نیست بلکه عقلانی نیز نیست

عماد;737872 نوشت:
در مورد عدم داعیه بر دروغ می توان گفت، عده ای گزارشی را بیان می کنند که از هیچ حیث برای آنان استفاده ندارد، مثلا تعداد مناره های مسجد استانبول در زمان عثمانی ها، مثلا چند تاریخ نویس شیعه تعداد این مناره ها را فلان عدد بیان می کنند، فضا هم طوری نیست که بگوییم رقابت بین مسجد جامع استانبول و مسجد جامع اصفهان است در اینجا می گوییم این گزارش نویسان داعیه ای بر دروغ نداشته اند، اما اگر فضا رقابتی باشد نه اینکه دروغ می گویند بلکه باید از صافی های دیگر نیز بگذرد
در کل اینگونه مباحث خط کشی شده نیست، که بگوییم تا اینجا عدم داعیه بر دورغ نبوده از اینجا به بعد چنین کنیم و چنان کنیم
بلکه گزارش به گزارش، مرحله به مرحله باید مورد تحلیل قرار گیرد
ولی نمی توان به بهانه اینکه ممکن است دروغ گفته باشند همه تاریخ را کنار بگذاریم
کنار گذاشتن تاریخ بدین مبنا، شبیه به کنار گذاشتن تمام رسانه های خبری و روزنامه های مختلف است به این بهانه که همه اینها به نوعی دروغ می گویند و هیچ خبری قابل قبول نیست مگر اینکه من با چشم خودم ببینم
این مبنا نه تنها علمی نیست بلکه عقلانی نیز نیست

با سلام و سپاس. گاهی بحثهای شکاکانه به این صورت مطرح می شوند که مثلاً وقتی ما می خواهیم صداقت یک راوی در علم رجال یا قابل اعتماد بودن یک شاهد بر یک ماجرا را بررسی کنیم، آیا ممکن نیست راوی یا شاهد ما فرد دروغگویی باشد، ولی دیگران به دروغگو بودنش پی نبرده باشند؟

همچنین آیا ممکن نیست راستگو باشد، ولی دچار اشتباه یا اوهام شده باشد؟

rejection;738119 نوشت:
گاهی بحثهای شکاکانه به این صورت مطرح می شوند که مثلاً وقتی ما می خواهیم صداقت یک راوی در علم رجال یا قابل اعتماد بودن یک شاهد بر یک ماجرا را بررسی کنیم، آیا ممکن نیست راوی یا شاهد ما فرد دروغگویی باشد، ولی دیگران به دروغگو بودنش پی نبرده باشند؟
همچنین آیا ممکن نیست راستگو باشد، ولی دچار اشتباه یا اوهام شده باشد؟

البته این فرمایش اخیر شما به علم رجال مربوط می شود نه تاریخ
بله ممکن است اما با این احتمال حکم به مبهم بودن گزارشات نمی کنند، مثلا وقتی آیه الله شبیری زنجانی که در علم رجال متبحر است، وقتی به وثاقت راوی حکم می کند از آنجا که متخصص فن است، ما قبول می کنیم حال ممکن است در صد شخصی که ایشان وثاقت آنها را تایید کرده یک نفر نیز اشتباه باشد، نمی توان حکم به عدم وثاقت همه صد نفر کرد چرا که ممکن است در بقیه نیز اشتباه شده باشد
عقلا در بیماری به پزشک مراجعه می کنند، حال ممکن است پزشکی در تشخیص بیماری یک نفر اشتباه کند، یا حتی چند نفر، ولی این باعث کنار گذاشتن علم طبابت و پزشکی نمی شود همچنین است در بقیه علوم
معامله با تاریخ همانند معامله با سایر علوم است، و اگر بنا باشد با این احتمالات بخواهیم به تاریخ پشت کنیم، از آنجا که احتمالات شبیه این یا حتی قوتیر از این در سایر علوم باید تمام علوم و فنون را کنار گذاشت و به غار پناه برد.

عماد;738128 نوشت:
البته این فرمایش اخیر شما به علم رجال مربوط می شود نه تاریخ
بله ممکن است اما با این احتمال حکم به مبهم بودن گزارشات نمی کنند، مثلا وقتی آیه الله شبیری زنجانی که در علم رجال متبحر است، وقتی به وثاقت راوی حکم می کند از آنجا که متخصص فن است، ما قبول می کنیم حال ممکن است در صد شخصی که ایشان وثاقت آنها را تایید کرده یک نفر نیز اشتباه باشد، نمی توان حکم به عدم وثاقت همه صد نفر کرد چرا که ممکن است در بقیه نیز اشتباه شده باشد
عقلا در بیماری به پزشک مراجعه می کنند، حال ممکن است پزشکی در تشخیص بیماری یک نفر اشتباه کند، یا حتی چند نفر، ولی این باعث کنار گذاشتن علم طبابت و پزشکی نمی شود همچنین است در بقیه علوم
معامله با تاریخ همانند معامله با سایر علوم است، و اگر بنا باشد با این احتمالات بخواهیم به تاریخ پشت کنیم، از آنجا که احتمالات شبیه این یا حتی قوتیر از این در سایر علوم باید تمام علوم و فنون را کنار گذاشت و به غار پناه برد.

سلام بر شما. کارشناس گرامی، سؤالات من بیشتر در زمینه های کاربردی علم تاریخ است، و لذا ممکن است شبیه به مباحث رجالی یا تاریخ قرآن به نظر برسد، ولی اساس و مبنای آنها در علم تاریخ است. برای مثال در سؤال فوق منظور من اعتمادپذیری گزارش ناقلین و شاهدین عینی یک ماجرا بود که مسئله ای را روایت می کنند، که مثلاً ممکن است دچار خیالات شده باشند، یا صادق نباشند ولی عدم صداقتشان بر دیگران آشکار نشده باشد. به همین مناسب نیز نام بحث را "شک در تاریخ"، قرار دادم.

سؤال بعدی:

آیا تاریخ، کاتب یا حافظی از کاتبین و حافظین قرآن را نشان می دهد که در تمام 23 سال همیشه در کنار پیامبر بوده و هر وحی که نازل شده را حفظ یا ثبت کرده است، یا اینکه پیامبر کلیت قرآن را به وی منتقل کرده باشد، تا ما مطمئن باشیم که چیزی از قرآن نبوده که بر پیامبر نازل شده باشد و کاتبین و حافظین آنرا ثبت و حفظ نکرده باشند؟

سپاسگذارم

rejection;738444 نوشت:
در سؤال فوق منظور من اعتمادپذیری گزارش ناقلین و شاهدین عینی یک ماجرا بود که مسئله ای را روایت می کنند، که مثلاً ممکن است دچار خیالات شده باشند، یا صادق نباشند ولی عدم صداقتشان بر دیگران آشکار نشده باشد. به همین مناسب نیز نام بحث را "شک در تاریخ"، قرار دادم

بله اگر یک نفر باشد و مسئله مهم باشد به حرفش اعتنا نمی شود ولو اینکه ثقه باشد چون خبر واحد است اما اگر عده ای این حرف را بزنند مثلا حدیث ثقلین را عده ای از صحابه نقل کرده اند اینکه همه اینها اشتباه متوجه شده اند امکانش بعید است ولو اینکه یکی از اینها وثاقتش نامعلوم باشد با توجه به تواتر حتی حرف وی نیز به عنوان موید در کنار دلیلهای دیگر قرار می گیرد

rejection;738444 نوشت:
آیا تاریخ، کاتب یا حافظی از کاتبین و حافظین قرآن را نشان می دهد که در تمام 23 سال همیشه در کنار پیامبر بوده و هر وحی که نازل شده را حفظ یا ثبت کرده است، یا اینکه پیامبر کلیت قرآن را به وی منتقل کرده باشد، تا ما مطمئن باشیم که چیزی از قرآن نبوده که بر پیامبر نازل شده باشد و کاتبین و حافظین آنرا ثبت و حفظ نکرده باشند؟

بله علاوه بر آنکه خود پیامبر صلی الله علیه واله وسلم به نص صریح قرآن آن را حفظ می کردند و در خاطر مبارک داشتند(1) پیامبر صلی الله علیه واله وسلم بارها آیات را می خواندند و عده ای حفظ می کردند، کسانی که حفظ بودند از جمله حضرت علی علیه السلام ، عثمان، زیدبن ثابت، ابن مسعود، ابوالدرداء و ابوموسی اشعری حفظیات خود را بر پیامبرصلی الله علیه وآله وسلم عرضه می کردند تا اشتباه حفظ نشده باشند(2) بعضی از حفاظ همه قرآن را تا آنجا که نازل شده بود حفظ بودند، تا اینکه در جریان بئر مئونه هفتاد نفر از حافظان قران به شهادت رسیدند(3) همین مقدار در جنگ یمامه به شهادت رسیدند
در کنار حفاظ قرآن کتابت هم می شد وقتی آیه‌ای نازل می‌شدو پیامبر صلی الله علیه واله وسلم آیه را برایشان املا می‌نمود تا بنویسد. بعد از آن از نویسنده می‌خواست تا نوشته‌اش را باز خوانی کند. خوب گوش می‌داد، اگر اشتباهی داشت دستور می‌داد آن را اصلاح نماید. گاهی رسول خدا صلی الله علیه و آله جای آیه را برای نویسنده تعیین می‌کردو می‌فرمود: این آیه را در فلان سوره و بعد از فلان آیه بنویس(4) بعضی کاتبان پیامبر صلی الله علیه واله وسلم را 43 نفر گفته اند، یعقوبی نام بسیاری از آنها را آورده است(5)
با این حساب نمی توانستند چیزی اضافه کنند چون اولا یک نفر نبود وثانیا نوشته های خود را بر پیامبر صلی الله علیه واله وسلم عرضه می کردند
در بین اینها حضرت علی علیه السلام در تمام طول نزول آیات با پیامبر صلی الله علیه واله وسلم بودند بقیه نیز در مواقع مختلف همرامی کردند.
1.اعلى( 87) آيه 6:« سَنُقْرِئُك فَلا تَنْسى‏».
2.الاتقان فى علوم القرآن، ج 1، ص 96.
3.همان، ص 94.
4.التراتيب الاداريه، ج 1، ص 46.
5.تاريخ يعقوبى، ج 2، ص 43.

عماد;738472 نوشت:
بله علاوه بر آنکه خود پیامبر صلی الله علیه واله وسلم به نص صریح قرآن آن را حفظ می کردند و در خاطر مبارک داشتند(1) پیامبر صلی الله علیه واله وسلم بارها آیات را می خواندند و عده ای حفظ می کردند، کسانی که حفظ بودند از جمله حضرت علی علیه السلام ، عثمان، زیدبن ثابت، ابن مسعود، ابوالدرداء و ابوموسی اشعری حفظیات خود را بر پیامبرصلی الله علیه وآله وسلم عرضه می کردند تا اشتباه حفظ نشده باشند(2) بعضی از حفاظ همه قرآن را تا آنجا که نازل شده بود حفظ بودند، تا اینکه در جریان بئر مئونه هفتاد نفر از حافظان قران به شهادت رسیدند(3) همین مقدار در جنگ یمامه به شهادت رسیدند
در کنار حفاظ قرآن کتابت هم می شد وقتی آیه‌ای نازل می‌شدو پیامبر صلی الله علیه واله وسلم آیه را برایشان املا می‌نمود تا بنویسد. بعد از آن از نویسنده می‌خواست تا نوشته‌اش را باز خوانی کند. خوب گوش می‌داد، اگر اشتباهی داشت دستور می‌داد آن را اصلاح نماید. گاهی رسول خدا صلی الله علیه و آله جای آیه را برای نویسنده تعیین می‌کردو می‌فرمود: این آیه را در فلان سوره و بعد از فلان آیه بنویس(4) بعضی کاتبان پیامبر صلی الله علیه واله وسلم را 43 نفر گفته اند، یعقوبی نام بسیاری از آنها را آورده است(5)
با این حساب نمی توانستند چیزی اضافه کنند چون اولا یک نفر نبود وثانیا نوشته های خود را بر پیامبر صلی الله علیه واله وسلم عرضه می کردند
در بین اینها حضرت علی علیه السلام در تمام طول نزول آیات با پیامبر صلی الله علیه واله وسلم بودند بقیه نیز در مواقع مختلف همرامی کردند.
1.اعلى( 87) آيه 6:« سَنُقْرِئُك فَلا تَنْسى‏».
2.الاتقان فى علوم القرآن، ج 1، ص 96.
3.همان، ص 94.
4.التراتيب الاداريه، ج 1، ص 46.
5.تاريخ يعقوبى، ج 2، ص 43.

با عرض سلام.

آیا قرآن تا روزهای آخر در حال نزول بوده است یا اینکه در زمانی، مثل حجة الوداع نزول تدریجی به پایان می رسد و حافظانی این کلیت را حفظ کرده بودند و بر پیامبر عرضه می کنند و پیامبر تأیید می فرمایند.

در واقع مبنای سؤال در مورد اضافه کردن نیست، بلکه در مورد این شک است که «شاید آیه ای جا مانده باشد و پیامبر قبل از رحلتشان نتوانسته باشند آنرا به گوش حافظی برسانند»

سپاسگذارم

rejection;738684 نوشت:
آیا قرآن تا روزهای آخر در حال نزول بوده است یا اینکه در زمانی، مثل حجة الوداع نزول تدریجی به پایان می رسد و حافظانی این کلیت را حفظ کرده بودند و بر پیامبر عرضه می کنند و پیامبر تأیید می فرمایند.

در واقع مبنای سؤال در مورد اضافه کردن نیست، بلکه در مورد این شک است که «شاید آیه ای جا مانده باشد و پیامبر قبل از رحلتشان نتوانسته باشند آنرا به گوش حافظی برسانند»



گزارشهایی که می گوید به محض نزول قرآن حضرت رسول صلی الله علیه واله وسلم برای حافظان می خواندند و برای کاتبان املا می کردند کلی است یعنی همه را عمر نزول را در بر میگیرد

نمی شود گفت: شاید یکروز پیامبرصلی الله علیه واله وسلم تنها در خانه بوده اند یا تنها در بیابان بوده اند و آیه ای نازل شده و کسی نبوده که حفظ کند یا بنویسد، مگر اینکه مدرکی بیاوریم که در فلان روز این اتفاق افتاده است،
وقتی حافظان و کاتبان تا آخرین روز عمر پیامبرصلی الله علیه وآله وسلم در محضر ایشان بودند این احتمالات وشایدها به جایی نمی رسد مگر اینکه دلیل قطعی داشته باشیم


اگر قطعا کسی دلیلی بر این دارد که برهه ای از زمان نزول این قضیه نقض شده است می توان با آن جزئی، خاص، عام بالا را تخصیص زد ولی با شاید نمی شود

عماد;738703 نوشت:

گزارشهایی که می گوید به محض نزول قرآن حضرت رسول صلی الله علیه واله وسلم برای حافظان می خواندند و برای کاتبان املا می کردند کلی است یعنی همه را عمر نزول را در بر میگیرد

نمی شود گفت: شاید یکروز پیامبرصلی الله علیه واله وسلم تنها در خانه بوده اند یا تنها در بیابان بوده اند و آیه ای نازل شده و کسی نبوده که حفظ کند یا بنویسد، مگر اینکه مدرکی بیاوریم که در فلان روز این اتفاق افتاده است،
وقتی حافظان و کاتبان تا آخرین روز عمر پیامبرصلی الله علیه وآله وسلم در محضر ایشان بودند این احتمالات وشایدها به جایی نمی رسد مگر اینکه دلیل قطعی داشته باشیم


اگر قطعا کسی دلیلی بر این دارد که برهه ای از زمان نزول این قضیه نقض شده است می توان با آن جزئی، خاص، عام بالا را تخصیص زد ولی با شاید نمی شود

با سلام و تشکر.

آیا برای نباید تضمینی داشته باشیم که حفّاظ و کتّاب آیات را درست حفظ و مکتوب کرده اند، و به فرض بیان صحیح در برابر پیامبر، به مرور زمان آنچه در حافظه بوده دچار دگرگونی نشود، و نسخه هایی که از نسخۀ اوّل به دست می آمده اشکالات ثبتی نداشته بوده باشند؟

سپاسگذارم

موضوع قفل شده است