جمع بندی شک در تاریخ

تب‌های اولیه

54 پستها / 0 جدید
آخرین ارسال
شک در تاریخ

سلام. در این تاپیک سلسله سؤالاتی از اعتمادپذیری گزاره های تاریخی که از به صورت شبانه روزی با آنها روبرو هستیم، مطرح می کنم. برخی سؤالات جنبۀ کلّی و برخی جنبۀ جزئی دارند.

سؤال اوّل: آیا درست است که بگوییم از منظر معرفت شناسی مدرن، هیچ گزاره تاریخی را نمی توان به گونه ای قطعی و خدشه ناپذیر اثبات کرد؟

با نام و یاد دوست




کارشناس بحث: استاد عماد

rejection;733435 نوشت:
سؤال اوّل: آیا درست است که بگوییم از منظر معرفت شناسی مدرن، هیچ گزاره تاریخی را نمی توان به گونه ای قطعی و خدشه ناپذیر اثبات کرد؟

سلام علیکم
منظورتان از معرفت شناسی مدرن چیست؟
گزارهای تاریخی نیز مثل تمام گزارهها با گذراندن آنها از بعضی صافی ها ، می توان به صدق و کذبشان حکم کرد، البته ریاضی نیست که بگوییم 4=2*2
ولی مانند بسیاری از علوم داده هایی است که آنان را بررسی می کنیم و به صدق وکذب آنها پی می بریم

عماد;735034 نوشت:
سلام علیکم
منظورتان از معرفت شناسی مدرن چیست؟
گزارهای تاریخی نیز مثل تمام گزارهها با گذراندن آنها از بعضی صافی ها ، می توان به صدق و کذبشان حکم کرد، البته ریاضی نیست که بگوییم 4=2*2
ولی مانند بسیاری از علوم داده هایی است که آنان را بررسی می کنیم و به صدق وکذب آنها پی می بریم

با سلام و تشکر.. منظور از معرفت شاسی مدرن، می تواند متد بررسی از سوی تاریخدانانِ مدرن باشد.

سؤال بعدی: آیا وقتی نقل کنندگان در مورد یک مسئله، فقط موافقان یا فقط مخالفان آن باشند، با استفاده از این صافیها می توانیم به صدق ادعا پی ببریم؟

rejection;735060 نوشت:
منظور از معرفت شاسی مدرن، می تواند متد بررسی از سوی تاریخدانانِ مدرن باشد.

باز سخنتان کلی است، باید معیارهای متد بررسی تاریخدانان مدرن را بفرمائید.
rejection;735060 نوشت:
آیا وقتی نقل کنندگان در مورد یک مسئله، فقط موافقان یا فقط مخالفان آن باشند، با استفاده از این صافیها می توانیم به صدق ادعا پی ببریم؟

بله، وثاقت می تواند راهی برای رسیدن به صدق باشد ولو اینکه همه موافق باشند یا مخالف باشند
تواتر می تواند راهی به صدق باشد
عدم داعیه بر دورغ می تواند راهی به صدق باشد ولو اینکه همه موافق یا مخالف باشند
و مسائل دیگر
لذا صرف اینکه فلان مطلب را فقط موافقان یا مخالفان گفته اند باعث کنار گذاشتن آن نمی شود بلکه ابزارهای دیگری نیز برای تشخیص در این موارد وجود دارد

عماد;735363 نوشت:
باز سخنتان کلی است، باید معیارهای متد بررسی تاریخدانان مدرن را بفرمائید.

بله، وثاقت می تواند راهی برای رسیدن به صدق باشد ولو اینکه همه موافق باشند یا مخالف باشند
تواتر می تواند راهی به صدق باشد
عدم داعیه بر دورغ می تواند راهی به صدق باشد ولو اینکه همه موافق یا مخالف باشند
و مسائل دیگر
لذا صرف اینکه فلان مطلب را فقط موافقان یا مخالفان گفته اند باعث کنار گذاشتن آن نمی شود بلکه ابزارهای دیگری نیز برای تشخیص در این موارد وجود دارد

با سلام و تشکر. آیا برای مثال در روایتهایی که اهل سنت در نیکی و خصائل نیکوی ابوبکر و فضیلت ایشان از دید پیامبر نقل می کنند، تواتر وجود ندارد؟ آیا ممکن است این همه مسلمان اهل سنت، بر ساختن این فضائل ابوبکر با هم تبانی بر دروغ کنند؟

rejection;735397 نوشت:
آیا برای مثال در روایتهایی که اهل سنت در نیکی و خصائل نیکوی ابوبکر و فضیلت ایشان از دید پیامبر نقل می کنند، تواتر وجود ندارد؟ آیا ممکن است این همه مسلمان اهل سنت، بر ساختن این فضائل ابوبکر با هم تبانی بر دروغ کنند؟

معنای تواتر این است که مثلا در مورد فضیلت ابابکر، سعد بن ابی الوقاص، زبیر، طلحه، سلمان، عثمان، مقداد، ابوذر و ....همه باهم، که هم عصر هستند فضیلتی را بیان کنند نه اینکه عایشه بیان کنند تعداد زیادی در طول زمان های متفاوت از وی نقل کنند،
نمی شود گفت:مثلا عایشه فلان فضیلت را نقل کرده
سپس عروه بن زبیر از وی نقل کرده است، ابن سعد از عروه نقل کرده ، طبری از عروه نقل کرده
حال نمی توان گفت عایشه ، عروه، ابن سعد و طبری می شوند چهار نفر. نه اینها همه یک نفر و یک گزارش است از عایشه بقیه نیز از وی نقل کرده اند

عماد;735363 نوشت:
باز سخنتان کلی است، باید معیارهای متد بررسی تاریخدانان مدرن را بفرمائید.

بله، وثاقت می تواند راهی برای رسیدن به صدق باشد ولو اینکه همه موافق باشند یا مخالف باشند
تواتر می تواند راهی به صدق باشد
عدم داعیه بر دورغ می تواند راهی به صدق باشد ولو اینکه همه موافق یا مخالف باشند
و مسائل دیگر
لذا صرف اینکه فلان مطلب را فقط موافقان یا مخالفان گفته اند باعث کنار گذاشتن آن نمی شود بلکه ابزارهای دیگری نیز برای تشخیص در این موارد وجود دارد

با سلام و سپاس از شما. لطفاً پیش از اینکه جلو برویم، قدری پیرامون همین "عدم داعیه بر دروغ" و مسائل دیگر که فرمودید می تواند راهی به صدق باشد ولو اینکه همه موافق یا مخالف باشند، توضیح بفرمایید.

سپاسگذارم

ضمن تشکر از پیگیری بحث
از آنجا که بحث طرفینی است جناب عالی جواب دو سوال قبل بنده را بدهید تا در روند ادامه بحث کمک شود
بنده نیز انشاءالله خدمتتان هستم

عماد;735034 نوشت:
منظورتان از معرفت شناسی مدرن چیست؟
عماد;735363 نوشت:
باز سخنتان کلی است، باید معیارهای متد بررسی تاریخدانان مدرن را بفرمائید.

عماد;736081 نوشت:
ضمن تشکر از پیگیری بحث
از آنجا که بحث طرفینی است جناب عالی جواب دو سوال قبل بنده را بدهید تا در روند ادامه بحث کمک شود
بنده نیز انشاءالله خدمتتان هستم

با عرض سلام. گرامی اگر دقت بفرمایید من ادعا نکرده ام بلکه از شما پرسیده ام که «آیا درست است که بگوییم از منظر معرفت شناسی مدرن، هیچ گزاره تاریخی را نمی توان به گونه ای قطعی و خدشه ناپذیر اثبات کرد؟» و در واقع از شما به عنوان یک کارشناس آگاه علم تاریخی پرسیده ام که آیا معرفت شناسی مدرن چنین چیزی می گوید یا خیر.

زمینۀ این سؤال هم این است که شکاکان فعال در زمینۀ تاریخ، به بسیاری از روایات تاریخی شک می کنند، مثلاً می گویند ما غیر از روایات پیروان حضرت موسی گزارشی از ایشان در تاریخ نداریم و آثار تاریخی دیگر از ایشان خالی است، یا در مورد حضرت عیسی، می گویند فقط اسناد مسیحیان است و غیرمسیحیان هم صرفاً در حال نقل عقاید مسیحیان هستند... می گویند چون اثری مستقل از ایشان در تاریخ یافت نمی شوند، این شخصیتها اثبات شده نیستند.

منظورم این بود.

rejection;736112 نوشت:
«آیا درست است که بگوییم از منظر معرفت شناسی مدرن، هیچ گزاره تاریخی را نمی توان به گونه ای قطعی و خدشه ناپذیر اثبات کرد؟»

ببخشید اگر متوجه منضورتان نشدم
این فرمایش درست نیست؟ زیرا بسیاری از گزارشهای تاریخی هستند که به صورت قطعی و خدشه ناپذیر قابل اثباتند

rejection;736112 نوشت:
زمینۀ این سؤال هم این است که شکاکان فعال در زمینۀ تاریخ، به بسیاری از روایات تاریخی شک می کنند، مثلاً می گویند ما غیر از روایات پیروان حضرت موسی گزارشی از ایشان در تاریخ نداریم و آثار تاریخی دیگر از ایشان خالی است، یا در مورد حضرت عیسی، می گویند فقط اسناد مسیحیان است و غیرمسیحیان هم صرفاً در حال نقل عقاید مسیحیان هستند... می گویند چون اثری مستقل از ایشان در تاریخ یافت نمی شوند، این شخصیتها اثبات شده نیستند

در مورد این افراد اولا علاوه بر منابع خودشان در منابع غیر خودشان نیز می توان مطالبی یافت
مثلا حضرت موسی علاوه بر منابع یهودی در منابع مسیحی و اسلامی نیز وجود دارد و استناد به منابع یهودی نمی کنند در عهد جدید مسیحیان نمی گویند چون در منابع یهودی آمده حضرت موسایی هست پس هست، در منابع اسلامی نمی گویند چون در منابع یهودی آمده که حضرت موسی هست پس هست بلکه مستقلا می گویند
در مورد حضرت مسیح نیز همینطور
در هر سه دین بزرگ موجود در دنیا به طور مستقل از ایشان یاد شده است
یهودیان وجود ایشان را انکار نمی کنند بلکه او را ماشیح(مسیح موعود) نمی دانند، مسیحیان ایشان را مسیح موعود می دانند و مسلمانان نیز مستقل از منابع ادیان قبل وجود ایشان را قبول دارند
وقتی سه دین بزرگ دنیا وجود شخصی را قبول کردند انکار وی و شک در وجود وی از شک های عادی بیرون است
مثل این است که بنده بگویم اوباما وجود ندارد، چون من ندیده ام، همه کسانی هم که دیده اند دست به یکی کرده اند بنده را فریب دهند، رسانه های خودی و غیر خودی همه به دلایلی دروغ می گویند وگرنه در اصل اوبامایی وجود ندارد تا اینکه بنده با چشم خودم وی را ببینم، اصلا آمریکای وجود ندارد تا اینکه بنده با پای خودم به آنجا بروم
اینگونه شکها از شکهای معقول بیرون است
وقتی پیروان سه دین در طول 2000سال کمتر و بیشتر وجود شخصی را قبول دارند انکار و شک در وجود چنین شخصی مثل شک در وجود شخصیتهای موجود است که ما ندیده ایم
موضوع قفل شده است