جمع بندی شما مهم ترین انسان در دنیا خودتان هستید!

تب‌های اولیه

6 پستها / 0 جدید
آخرین ارسال
شما مهم ترین انسان در دنیا خودتان هستید!

داستانی فلسفی کوتاهی وجود دارد که خیلی طرفدار دارد به نام داستان تخم مرغ از اندی ویرلینک رسمی داستان )

داستان انگلیسی میباشد بحث اینجا درباره کل کتاب نیست فقط درباره بخشی از داستان است که توجه مرا جلب کرده است :

شما مهم ترین انسان در دنیای خودتان هستید

این مسئله شباهتی زیادی دارد با وراثت در برنامه نویسی شی گرا که در ان برای ایجاد هر چیز میتواند یکی را ایجاد کنید و با استفاده از وراثت از ان برای دیگر ایجاد مشابه استفاده کنید و مشابه را تغییر دهید ...

مثلا برداشت ما از دنیا به همین گونه است ، ما نمیدانیم اصل دنیا چگونه است ولی معمولا رای را به اکثریت میدهیم !

یعنی یک کلی وجود دارد که همه با ان موافقیم و حتی ممکن است درست نباشد و یک وراثتی دیگری وجود دارد که برداشت ماست

به قولی یک دنیا خارجی وجود دارد و یک دنیا درونی که برداشت ماست و تقریبا هر انسانی دنیا ی خودش را دارد

ما چون دنیا را از دید خودمان میبینیم ، برداشت خودمان را میکنیم و هرچیزی که برداشت کرده ایم دنیا خودمان است ( مانند کپی کردن )

حال چه برداشتی میتوان کرد ؟

هیچ وقت به نزدیکانتان مانند مادر و پدر بدی نکنید ! شاید خودتان را خالی کنید و دنیای ان ها را سیاه ولی همزمان دنیا خودتان را هم سیاه میکند !

وقتی به یک فقیر که میتوانید کمک کنید و نمیکنید شما به او ظلم نمیکنید ، شما به خودتان ظلم میکنید چون در دنیا شما فقیری وجود دارد که میتوانست وجود نداشته باشد !

دوربین دنیا خودتان فقط در دست شماست پس وقتی ان را به سمت سیاهی میگیرید تمام دنیایتان سیاه میشود !

دنیای خودتان فقط از دید خودتان است پس مراقب خودتان باشید.

اگر شما نباشید دنیایی وجود ندارد !

 


فکر کنم ضرب المثل کافر همه را به کیش خود پندارد هم همین منظور را دارد


ایا همچین چیزی درست است ؟ نظر دین چیست ؟

با نام و یاد دوست

 

 

 

 

کارشناس بحث: استاد صدیق

دوربین دنیا خودتان فقط در دست شماست پس وقتی ان را به سمت سیاهی میگیرید تمام دنیایتان سیاه میشود ! دنیای خودتان فقط از دید خودتان است پس مراقب خودتان باشید. اگر شما نباشید دنیایی وجود ندارد !

ایا همچین چیزی درست است ؟ نظر دین چیست ؟

باسلام وعرض ادب

نکاتی که در مطلب بالا بیان شد، تاحدودی درست است ولی بخشی از آن نادرست است.

توضیح اینکه

در دین اسلام انسانها هر کاری که انجام میدهند سرانجام آن به خودشان باز میگردد.

این انسان است که زندگی دنیوی و اخروی خود را میسازد.

«وَ أَنْ لَيْسَ لِلْإِنْسانِ إِلَّا ما سَعى‌»:(نجم، 39)

و (نمی‌داند) اینکه برای آدمی جز آنچه به سعی و عمل خود انجام داده (ثواب و جزایی) نخواهد بود؟

اوست که با کارهای خوب و بدش، هم حالش در این دنیا را خوب و بد میکند و هم در  برزخ و آخرت از نتایج یا ملکاتی که در اثر آن کارها کسب کرده است، بهره مند میشود:

«ان سعیه سوف یری»: (نجم، 40)

و اینکه البته سعی و عمل او را (در دنیا و برزخ) به وی بنمایند.

بر این اساس نه تنها نتیجه عمل و ثواب و عقابش، بلکه خود آن عمل و تلاش را میبیند.(نمونه، ج4، ص594)
 

بدین ترتیب، انسان نباید از کارهای خود غفلت کند. اگر به فقیری کمک میکنیم در حقیقت به خودمان کمک میکنیم.

شبیه این نکته در روایات نیز بیان شده است که «برادر مؤمنی که برای رفع نیاز به خانه مؤمنی می‌آید، رحمتی از جانب خداست که به‌سوی او سوق داده است؛ اگر این درخواست را پذیرفت، این‌کار او را به ولایت اهل بیت(ع) پیوند داده است و ولایت ما به ولایت خداوند متصل است».

بنابراین اگر کار خوبی میکنیم در حقیقت خوبی و نیکی در وهله نخست به خودمان است.

 

امابخش انتهایی مطلب بالا که در ظاهر نفی کننده واقعیتهای خارجی و منحصر کردن آن در اعمال و رفتار ماست، نادرست است.

اینکه گفته شد اگر شما نباشید دنیایی وجود ندارد !" درست نیست.

البته شاید منظور این نویسنده این نباشد که واقعیتی جز انسان وجود ندارد، بلکه منظورش این است که چون "هرچه کنی به خود کنی"، پس طوری رفتار کن که گویا در خدمت خود هستی و غیر ازتو کسی نیست.

 

 

موفق باشید

خیلی ممنون استاد

متاسفانه داستان هنوز ترجمه فارسی نشده و با اینکه کمی بخش های عجیب داره ولی در کل داستان کوتاه و جالبی هستش  و یکی از جالب ترین داستان های فلسفی هستش که تا حالا خوندم که بازخورد خیلی خوبی هم در فضای مجازی گرفته

اینکه گفته شد اگر شما نباشید دنیایی وجود ندارد !" درست نیست.

البته شاید منظور این نویسنده این نباشد که واقعیتی جز انسان وجود ندارد، بلکه منظورش این است که چون "هرچه کنی به خود کنی"، پس طوری رفتار کن که گویا در خدمت خود هستی و غیر ازتو کسی نیست.

اینجا گفته اگر شما نباشید دنیایی وجود ندارد نگفته دنیا وجود ندارد

بنظرم منظورش فقط یک دنیاست و به قولی هر انسان را یک دنیا میداند

برای همین میگوید اگر انسانی نباشد دنیایی نیست . (یک دنیا)

 

باتشکر از شما

جمع بندی

ــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــ

پرسش:  دوربین دنیا خودتان فقط در دست شماست پس وقتی ان را به سمت سیاهی میگیرید تمام دنیایتان سیاه میشود ! دنیای خودتان فقط از دید خودتان است پس مراقب خودتان باشید. اگر شما نباشید دنیایی وجود ندارد ! ایا همچین چیزی درست است ؟ نظر دین چیست ؟

 

پاسخ:

نکاتی که در مطلب بالا بیان شد، تاحدودی درست است ولی بخشی از آن نادرست است. توضیح اینکه: در دین اسلام انسانها هر کاری که انجام میدهند سرانجام آن به خودشان باز میگردد. این انسان است که زندگی دنیوی و اخروی خود را میسازد.

«وَ أَنْ لَيْسَ لِلْإِنْسانِ إِلَّا ما سَعى‌»:(1): و (نمی‌داند) اینکه برای آدمی جز آنچه به سعی و عمل خود انجام داده (ثواب و جزایی) نخواهد بود؟

اوست که با کارهای خوب و بدش، هم حالش در این دنیا را خوب و بد میکند و هم در  برزخ و آخرت از نتایج یا ملکاتی که در اثر آن کارها کسب کرده است، بهره مند میشود:

«ان سعیه سوف یری»: (2): و اینکه البته سعی و عمل او را (در دنیا و برزخ) به وی بنمایند.

بر این اساس نه تنها نتیجه عمل و ثواب و عقابش، بلکه خود آن عمل و تلاش را میبیند.(3) بدین ترتیب، انسان نباید از کارهای خود غفلت کند. اگر به فقیری کمک میکنیم در حقیقت به خودمان کمک میکنیم. شبیه این نکته در روایات نیز بیان شده است. چنانکه در حدیث زیر به این نکته اشاره دارد:

 «برادر مؤمنی که برای رفع نیاز به خانه مؤمنی می‌آید، رحمتی از جانب خداست که به‌سوی او سوق داده است؛ اگر این درخواست را پذیرفت، این‌کار او را به ولایت اهل بیت(علیهم السلام) پیوند داده است و ولایت ما به ولایت خداوند متصل است».

بنابراین اگر کار خوبی میکنیم در حقیقت خوبی و نیکی در وهله نخست به خودمان است. امابخش انتهایی مطلب بالا که در ظاهر نفی کننده واقعیتهای خارجی و منحصر کردن آن در اعمال و رفتار ماست، نادرست است. اینکه گفته شد اگر شما نباشید دنیایی وجود ندارد !" درست نیست. البته شاید منظور این نویسنده این نباشد که واقعیتی جز انسان وجود ندارد، بلکه منظورش این است که چون "هرچه کنی به خود کنی"، پس طوری رفتار کن که گویا در خدمت خود هستی و غیر ازتو کسی نیست.

 

پی نوشتها:

1. نجم، 39

2. سوره نجم، آیه40

3. مکارم شیرازی، ناصر، تفسیر نمونه، تهران، دار الکتب الاسلامیه، 1374، ج4، ص594

 

موضوع قفل شده است