جمع بندی سگ کشی پیامبر؟

تب‌های اولیه

3 پستها / 0 جدید
آخرین ارسال
سگ کشی پیامبر؟

باسلام
علامه طباطبایی در تفسیر آیه ۵ سوره مائده اشاره به داستانی میکند که پیامبر اکرم ص دستور به کشتن سگهای مدینه داده بودند.
من متوجه منظور داستان نشدم با توجه به اینکه حکم پاک بودن شکار سگ ها در ایه ۴ ذکر شده بود و اینکه احتمال ذکر این داستان از منابع غیر شیعی هست.

حال ایا این داستان حقیقت دارد؟ اگر دارد چرا چنین دستوری داده شده؟
باتشکر

پاسخ کارشناس

با نام و یاد دوست




کارشناس بحث: استاد صدیقین

سلام به شما پرسشگر گرامی

روایات مورد اشاره ذیل آیه 4 سوره مائده نقل شده و همگی هم از کتاب های اهل سنت است! محتوای مشترک آنها هم این است که جبرئیل امین بر پیامبر نازل شده اما وارد خانه اش نشده و علتش را سگی دانسته که در گوشه ای از خانه ایشان آمده بوده و بعد هم دستور پیامبر به کشتن سگ های مدینه را نقل می کند تا فرشته ها با خیال راحت وارد خانه ایشان شوند!

آقای طباطبایی در تطبیق این روایات برای شأن نزول آیات اشکال کرده اند و پس از نقل روایت پایانی می نویسد:

اينكه در روايت آمده كه جبرئيل چگونه نازل شد در باب خودش عجيب و غريب است، علاوه بر اينكه خود روايت خالى از اضطراب هم نيست، براى اينكه دلالت دارد بر خوددارى جبرئيل از داخل شدن بر رسول خدا (ص)، چون سگى در خانه ايشان بوده (و اضطراب از اين جهت است كه روايت سخن از نازل شدن جبرئيل بر رسول خدا (ص) دارد، آن گاه مى‏ گويد سگى در خانه‏ هاى ايشان بوده)، از اين هم كه بگذريم اين داستان با ظاهر آيه انطباق ندارد، براى اينكه در آيه شريفه سؤال از چيز خاصى نشده، و جواب هم از شى‏ء خاصى نيست، بلكه سؤال و جواب در آيه مطلق است، و نيز به همان بيانى كه گذشت با عطف جمله "وَ ما عَلَّمْتُمْ مِنَ الْجَوارِحِ" نمى‏ سازد، بنابراين روايت به روايات جعلى شبيه‏ تر است تا به روايت صحيح. *

تعدادی از روات نامبرده در اسناد روایات مذکور ضعیف اند و به سخنشان اعتمادی نیست. به عنوان نمونه، روایت اول از عکرمه است. عكرمه از افرادی است كه علمای علم رجال او را ضعيف دانسته و او را دروغ گو معرفی كرده اند. ذهبی (رجالی معروف اهل تسنن) در ميزان الاعتدال نكاتی درباره او نقل می كند كه برخی را نقل می كنیم:

_ علی ابن عبيد درباره عكرمه گفته: «انّ هذا الخبيث يكذب علی ابی»؛ اين خبيث به پدر من دروغ می بندد.
_ محمد بن سيرين گفته: «ما يسوءني ان يكون من اهل الجنة و لكنّه كذاب»؛ من ناراحت نمی شوم كه او از اهل بهشت باشد اما او كذاب و دروغگوست.
_ ابن ابی ذئب گفته: «رأيت عكرمه و كان غير ثقة»؛ من عكرمه را ديده ام، اما او غير قابل اعتماد بود.
_ مطرف بن عبدالله گفته: «سمعت مالكاً يكره ان يذكر عكرمه و لا رأي ان يروي عنه»؛ مالک خوشش نمی آمد كه از عكرمه يادی كند و ندیدم كه از او روايتی نقل كند.

بنابراين به روايت عكرمه _كه خود علمای رجال اهل تسنن هم وی را كذاب و دروغگو معرفی كرده اند_ نمی توان اعتماد و تمسک كرد. این شیاد همان است که در بازار راه می رفت و فریاد می زد: "آیه تطهیر درباره زنان پیامبر است [و نه درباره پنج تن ال عبا]!"، و انحراف عجیبی درباره تفسیر این آیه، در میان مفسرین اهل سنت به وجود آورد! شرح این ماجرا را در #125 بیان کرده ایم.

پی نوشت
------------------------------
* الميزان، ج‏ 5، ص 211 ؛ أقول ما ذكر في الرواية من كيفية نزول جبرئيل غريب في بابه على أن الرواية لا تخلو عن اضطراب حيث تدل على إمساك جبرائيل عن الدخول على النبي ص لوجود جرو في بعض بيوتهم على أنها لا تنطبق على ظاهر الآية من إطلاق السؤال و الجواب و العطف الذي في قوله وَ ما عَلَّمْتُمْ مِنَ الْجَوارِحِ فالرواية أشبه بالموضوعة.

موضوع قفل شده است