جمع بندی رازقیت خدا و گرسنه ماندن انسان ها

تب‌های اولیه

20 پستها / 0 جدید
آخرین ارسال
رازقیت خدا و گرسنه ماندن انسان ها

سلام

خداوند رزاق است پس چرا در کشورهای افریقایی این همه کودک از گرسنگی کشته می سن؟

با نام و یاد دوست

 

 

 

 

کارشناس بحث: استاد دلیل

باسلام

این دو چه ارتباطی باهم دارند؟

این که خدا روزی دهنده است اراده و اختیار انسان را نفی نمی کند.

بشر اثراتی بزرگ در زندگی خود و دیگران دارد که گرسنگی دیگران یکی از نتایج آن است.

در پاسخی اجمالی عرض می شود که اراده خدا بر وجود اختیار در انسان است و این اختیار انسان واقعی و دارای اثرات بزرگ است.

خدا کارهای نادرست انسان را قرار نیست همیشه اصلاح کند و این که رزاق است یعنی اگر انسان اقدام و اراده کند خدا او را یاری کرده و نمی گذارد گرسنه بماند و برای همه انسانها غذا و خوراک هست و همه نیازهای انسان راه حل دارد.

سلام دلیل گرامی

حدیثی از پیامبر هست که می فرماید:
هر كس از ترس فقر ازدواج نكند به خداوند بد گمان شده است زيرا خداوند مى فرمايد: اگر تهيدست باشند، خداوند آنان را از فضل خود، بى نياز مى كند.

 

فرض کنید دو فرد تهیدست با هم ازدواج کنند، آیا فقرشون بر طرف میشه که بتونند هزینه بزرگ کردن فرزندانشون رو هم در بیارند؟

اگر این رو منوط به اختیار انسانها بدونیم، دیگه ترس از فقر به معنی بدگمانی به خدا نمیشه. بلکه میشه اطمینان نداشتن به رفتار انسانها.

در تفسیر نمونه، ذیل آیه سوم سوره طلاق، حدیثی از امام علی (ع ) ذکر شده است که نشان می دهد روزی رسانی که در این آیه به تقواپیشگان وعده داده شده است، ملازمه با کار و کوشش ندارد:

 

«قال على(ع): من أتاه اللّه برزق لم یخط إلیه برجله و لم یمدّ إلیه یده، و لم یتکلّم فیه بلسانه و لم یشدّ إلیه ثیابه و لم یتعرض له کان ممّن ذکره اللّه عزّوجلّ فى کتابه: «و من یتّق اللّه یجعل له مخرجاً و یرزقه من حیث لایحتسب»;

 از امام على(ع) روایت شده که فرمود: کسى که خداوند به او رزقى دهد [اما او ] قدمى براى آن برنداشته، دستى به سوى آن دراز نکرده، در راه تحیصل آن زبان به کلامى نگشوده، لباسى را محکم بر تن نکرده و خود را در معرض آن قرار نداده; از کسانى است که خداوند عزّوجلّ در کتاب خود، او را یاد کرده[و فرموده:] و من یتّق اللّه یجعل له مخرجاً و و یرزقه من حیث لایحتسب».

ما که می گوییم خدا رازق نیست، به خاطر تاثیر اختیار انسانها است.

و الا ما منکر رازقیت خدا نیستیم...

مثلا در جاهلیت، عده ای فرزند خودشان را از ترس فقر می کشتند...

خداوند فرمود فرزندتان را نکشید ما به انها روزی می دهیم...

حالا این همه کودک هستند که از گرسنگی می میرند..

آیا اینجا خداوند حاضر است بگوید هنوز رازق کودکان است؟!

البته من قبول دارم که کشتن انسانها ظلم است.

اما رزاقیت خدا نیز به این معنا نیست که خداوند باید روزی همه را بدهد...

یعنی باید روزی دادن را به خدا واگذار کنیم...

اما میتوان عاقلانه تصمیم گرفت و پیش از تولید فرزند، از آن جلوگیری کرد...

لذا افرادی که می دانند قدرت فراهم کردن نفقه و زندگی برای کودک خود را ندارند، فرزند نیاورند....

اینجا شما اختیار دارید و در قبال این اختیار تکلیف دارید... تکلیف شما این است که وقتی فرزند بیاورید که توانش را دارید...

بله اگر بعدا فقیر شدید اشکالی ندارد چون فقیر شدن بعدی دست شما نبوده....

 

 

اینجا شما اختیار دارید و در قبال این اختیار تکلیف دارید... تکلیف شما این است که وقتی فرزند بیاورید که توانش را دارید...

سلام بیت المعمور گرامی

اتفاقاً در این زمینه هم حدیث داریم:

 

در کتاب الکافی به نقل از بکر بن صالح آمده است که فردی خدمت امام کاظم (علیه السلام) عرض کرد که: مدت 5 سال است که از فرزنددار شدن خوددای کرده ام و این بدان جهت است که همسرم آن را ناخوش می دارد و می گوید: به خاطر کمی مال، پرورش آنان برای من سخت است. نظر شما چیست؟

حضرت می فرمایند: فرزند بخواه؛ چرا که خداوند روزی آنان را می دهد.

https://article.tebyan.net/226572/

 

با سلام مجدد و تشکر از نظرات و مشارکت دوستان گرامی

ریشه این بحث در واقع به این برمی گردد که در امور زندگی اختیار و اراده انسان به دست خودش است و یا به دست خدای متعال
خلاصه این که براساس نظر صحیح مکتب تشیع هم اراده خدا و هم اراده و اختیار انسان در نتیجه امور عالم و انسان اثرگذار است.

اما در بحث رزاقیت خداوند باید گفت که خدا دو نوع رزق و روزی می دهد که یک نوعش را از روی فضل خویش و بدون زحمت خاص و از راهی می دهد که انسان گمانش را نمی کند که در آیه شریفه آمده است: 
«یرزقه من حیث لایحتسب» و حدیث شریفه ای که ذیل آیه آمده است نیز تبیین و توضیح همین آیه است که در این نوع رزاقیت شخص اثر مستقیم بر روزی خود ندارد ولی قطعا خدا بدون دلیل به کسی لطف و تفضل نمی کند و عنایت و رزاقیت خاص خدا و در عین حال بدون علت عادی و معمولی می تواند به اعمال و رفتارعمومی فرد یا نیت و ... برگردد که نوعی فضل و عنایتی است که به هر کسی انجام نمی شود.

نوع دوم و دیگر رزاقیت الهی براساس سنت های پروردگار و به دلیل تلاش های معمولی هر فرد است که سعی و تلاش هر کس معمولا به نتیجه می انجامد و همان طور که سنت الهی بر این است که آتش بسوزاند وآب تشنگی را رفع کند، انسان نیز با تلاش و زحمت خود می تواند به خواسته های خود دست یابد و اگر کسی جوانب کاری را در نظر گرفته و اقدام کند به آن دست پیدا می کند و اگر به دنبال مال و ثروتی باشد با وجود شرایط به آن می رساند. 
موارد خیلی محدودی وجود دارد که به دلیل مصلحت خود شخص ممکن است زحمت شخص به گونه ای غیراز آن چه می خواهد نتیجه دهد و یا حتی در آخرت نتیجه دهد و نه در دنیا که این موارد در مجموع از خواسته های کلی شخص و از روی حکمت خداست.

لذا در مجموع نمی توان گفت که گرسنگی عده ای در دنیا به دلیل عدم رزاقیت خداست زیرا خداوند زمینه را فراهم کرده و این انسان است که باید به دنبال روزی خود برود و با تلاش خود به خواسته هایش دست پیدا کند و اگر افراد ظالمی وجود داشته باشند که انسان را از رسیدن به مقصد درست و روزی حلال بازدارند باید با آن ها مقابله شود چه به صورت فردی و چه به صورت گروهی و این ارتباطی با رزاقیت خدا ندارد.

اینجا شما اختیار دارید و در قبال این اختیار تکلیف دارید... تکلیف شما این است که وقتی فرزند بیاورید که توانش را دارید...

سلام بیت المعمور گرامی

اتفاقاً در این زمینه هم حدیث داریم:

 

در کتاب الکافی به نقل از بکر بن صالح آمده است که فردی خدمت امام کاظم (علیه السلام) عرض کرد که: مدت 5 سال است که از فرزنددار شدن خوددای کرده ام و این بدان جهت است که همسرم آن را ناخوش می دارد و می گوید: به خاطر کمی مال، پرورش آنان برای من سخت است. نظر شما چیست؟

حضرت می فرمایند: فرزند بخواه؛ چرا که خداوند روزی آنان را می دهد.

https://article.tebyan.net/226572/

 

 

سلام برادر

باید روایت بررسی شود.

چون از لحاظ سند و محتوا ممکن است نقض داشته باشد. یا درست متوجه نشویم.

اما به هر شکل این فقر است گویا نه مسکنت....

یعنی شامل افرادی که اصلا بیکار هستند نمیشود.

گویا روایتی داریم که می گوید وقتی خرجی زنت را نداری، طلاقش بده...

لذا وقتی خرجی فرزند بر تو واجب است و نداری، آوردن بچه نیز طبعا عاقلانه نیست.

بله اگر خرجی بچه یا زن را داری اما به سختی تهیه می کنید، آنگاه این روایات جای بررسی دارند

لذا در مجموع نمی توان گفت که گرسنگی عده ای در دنیا به دلیل عدم رزاقیت خداست زیرا خداوند زمینه را فراهم کرده و این انسان است که باید به دنبال روزی خود برود و با تلاش خود به خواسته هایش دست پیدا کند و اگر افراد ظالمی وجود داشته باشند که انسان را از رسیدن به مقصد درست و روزی حلال بازدارند باید با آن ها مقابله شود چه به صورت فردی و چه به صورت گروهی و این ارتباطی با رزاقیت خدا ندارد.

با سلام

پیام احادیث کاملا واضحه: "هر کس از ترس فقر ازدواج نکند، به خدا بدگمان شده" در اینجا قید نشده که اول سیستم اقتصادی جامعه رو اصلاح کنیم و بعد ازدواج کنیم. اگر ترس فرد به خاطر عدم اطمینان از اصلاح سیستم اقتصاد باشه دیگه منعیش بدگمانی به خدا نیست، بلکه میشه عدم اطمینان از عملکرد مردم. این که به طور دلخواه گروهی از مردم رو از "هر کس" مستثنی کنیم هم صحیح به نظر نمی رسه.

سلام و وقت بخیر
روایات ما به شدت بر ازدواج و فرزندآوری تاکید دارد که چون موضوع اصلی بحث و تایپک نیست ورود نمی کنیم 
ولی خود ازدواج و فرزندآوری یکی از عوامل زیادشدن روزی انسان است و با این کار خدا عنایت بیشتر به افراد می کند.

نکته ای که هست این که شخص باید تلاش کند و برای خود و خانواده اش به دنبال روزی باشد و با بیکاری به دنبال اداره آن نباشد. این که بخواهیم کامل مطمئن باشیم که حتما همه وسایل رفاه ما فراهم است و بعد اقدام به ازدواج و فرزندآوری کنیم کاملا اشتباه و با مبانی دینی ما از جمله توکل بر خدای متعال در تعارض می باشد. 
باید بدانیم که رزاق بودن خداوند در این موارد مفهوم پیدا می کند و بنده ای از بندگان خود را رها نمی کند؛ البته به شرطی که خود شخص بخواهد و مانعی وجود نداشته باشد. لذا اقدام برای این کارها موجب لطف و رحمت الهی است که در کنار تلاش و مسوولیت پذیری شخص موجب برکت و رزق و روزی می شود و نباید موجب نگرانی ما شود.

بله اگر کسی واقعا فردی بی خیال است که هیچ دغدغه ای نسبت به خانواده و فرزندان خود ندارد و تنها به گذران زندگی به هر نجو ممکن و با تنبلی و کوتاهی می پردازد در واقع احساس مسوولیتی ندارد و باید متوجه وظایف خود شود. این شخص حتی نسبت به خود نیز مسوولیت دارد و نمی تواند بیکار و یا باری بر دوش دیگران باشد و باید با کار و تلاش زندگی خود را حداقل اداره نماید.

در مبانی دینی ما جایی تشویق به طلاق نکرده است و این موردی که اشاره کردید باید بررسی بیشتری شود که واقعا درست است یا خیر؟ و این که در کجا بوده اگر چنین متنی وجود داشته است.
لذا باید به دنبال خانواده و فرزند حرکت کرد و از طرف دیگر با دغدغه و مسوولیت پذیری به جلب رحمت و رزق و روزی الهی پرداخت.
طلاق مبغوض ترین حلال ها می باشد و آخرین راهی است که شخص باید برود نه این که بلافاصله به دنبال آن رفته و بگوییم به بهانه نداشتن خرجی طلاق بدهیم.

البته همه افراد جامعه نسبت به یکدیگر مسوولیت دارند و صاحبان قدرت و توانایی مالی و غیرمالی باید نسبت به وظایف خود اقدام کنند؛ مسوولین باید زمینه های ازدواج و اشتغال را فراهم کنند و خانواده ها و نزدیکان افراد نیز وسایل و مقدمات ازدواج را فراهم کنند.

دلیل گرامی

در حدیث به کسی اشاره شده که از ترس فقر ازدواج نکند، اما در نوشته شما، "منتظر ماندن برای فراهم شدن تمام امکانات رفاهی" جایگزینش شده.

همچنین شما نیز به خوبی می دانید که فقر فقط حاصل کم کاری شخصی نیست و گاهی حاصل مشکلاتی است که رفعشان برنامه طولانی مدتی می طلبد.

این شیوه پاسخگویی پاک کردن صورت مسئله است؛ اما شاید حکمتی در میان باشه که فکر کردن بهش به بهبود درک ما کمک کنه ...

 

پیام احادیث کاملا واضحه: "هر کس از ترس فقر ازدواج نکند، به خدا بدگمان شده" در اینجا قید نشده که اول سیستم اقتصادی جامعه رو اصلاح کنیم و بعد ازدواج کنیم. اگر ترس فرد به خاطر عدم اطمینان از اصلاح سیستم اقتصاد باشه دیگه منعیش بدگمانی به خدا نیست، بلکه میشه عدم اطمینان از عملکرد مردم. این که به طور دلخواه گروهی از مردم رو از "هر کس" مستثنی کنیم هم صحیح به نظر نمی رسه.

با سلام 
بزرگوار ترتیب و تقدمی بیان نشده است و این کارها باید انجام شود تا به مشکل برنخوریم.
هر کسی وظیفه ای دارد که باید وظیفه خودش را انجام دهد و به امید دیگری ننشیند.

قطعا مسوولین و متولیان جامعه اعم از رسمی و غیررسمی و یا والدین و دیگران وظیفه دارند چنان چه در آیه قرآن خطاب به والدین و بزرگان می فرماید:
« انکحوا الایامی: شما به نکاح دربیاورید ...»

هر شخصی هم باید خودش توکل و شجاعت و مسوولیت پذیری کار و ازدواج را داشته باشد و این ها یکدیگر را نفی نمی کنند

 اگر سیستم اقتصادی در جایی هم اشکال داره باز هم باید تدبیر کرد و تلاش را بیشتر کرده و با پیدا کردن راهکارهای گوناگون و توکل به خدا به نتیجه رسید. 

نکته دیگر این که با صرف یک حدیث نباید مبانی دینی و اصیل را تنقیح کرده و اساسا کار فقیه و دین شناس همین است که روایات و آیات گوناگون را با ابزارها و روش آن بررسی کرده و نظر نهایی را اعلام نماید.

 اگر سیستم اقتصادی در جایی هم اشکال داره باز هم باید تدبیر کرد و تلاش را بیشتر کرده و با پیدا کردن راهکارهای گوناگون و توکل به خدا به نتیجه رسید.

با سلام مجدد

اگر فردی تلاش کنه تا سیستم اقتصادی کشورش تغییر کنه و فقر جامعه اش از بین بره و بعد بچه دار بشه، ممکنه چند ده سال زمان ببره تا این تلاشها به نتیجه برسند. همچنین موفقیتهای فردی ممکنه تعارض با ازدواج داشته باشند و فرد مجبور باشه برای تمرکز بر کارش، مدتی مجرد بمونه. اگر با این دید نگاه کنیم و رفع مشکلات اقتصادی را پیش نیاز "روزی رساندن خدا به فرزندان" و "بی نیاز ساختن افراد متاهل توسط خدا" بدانیم، عملاً نتیجه اش با چیزی که یک فرد از طریق منطق عادی بهش می‌رسه یکسان میشه.

پس با این تفسیر، به تعویق انداختن ازدواج تا رفع مشکلات مالی، بدگمانی به خدا نیست. پس اون چیزی که بدگمانی به خداست و در روایت ازش نهی شده چیه؟

و عبارت "فرزند بخواه؛ چرا که خداوند روزی آنان را می دهد" هم به این معناست که بعد از رفع مشکلات مالی، روزی فرزندان تامین می شود. پس چرا این راهنمایی به شکل ساده تری بیان نشده؟

 

ممنون

نکته دیگر این که با صرف یک حدیث نباید مبانی دینی و اصیل را تنقیح کرده و اساسا کار فقیه و دین شناس همین است که روایات و آیات گوناگون را با ابزارها و روش آن بررسی کرده و نظر نهایی را اعلام نماید.

در مبانی دینی، روزی رساندنی که بدون زحمت فرد باشد را داریم. پس این رو نمیشه تطبیق حدیث با مبانی دینی دانست. بیشتر تطبیق با منطق عادی است.

در حدیث به کسی اشاره شده که از ترس فقر ازدواج نکند، اما در نوشته شما، "منتظر ماندن برای فراهم شدن تمام امکانات رفاهی" جایگزینش شده.

بزرگوار!
بنده حدیث رو توضیح ندادم و تحریفی در حدیث نکردم.
فراتر از ترس برای فقر را بیان کردم و اون این که کسی ترس از فقر نداره بلکه ترس از کم شدن رفاهش دارد و  لازمه ازدواج را آماده شدن تمام وسایل زندگی و رفاه بداند.
صریح تر عرض کنم این که بعضی فکر می کنند شخص باید  ماشین و خانه و  جهیزیه کامل با وسایل کاملا اضافی و گاهی بدون استفاده و ... رو داشته باشه تا ازدواج بکند این یعنی منتظر ماندن برای فراهم شدن تمام امکانات رفاهی که متاسفانه گاهی ما ترس از فقط نداریم؛ بلکه تنها دلهره و احتمال نداشتن رفاه کامل رو داریم که ازدواج رو تاخیر می اندازیم.

در مورد فقر هم عوامل مختلفی هست که اشاره شد گاهی شخص دخیل است و گاهی شرایط اجتماع فقر را تشدید می کند و باید به هر حال تدبیر کرد و تا حد ممکن فقر را کاهش داد ولی هرگز نباید از ترس فقر ولو با احتمال درست از ازدواج و فرزندآوری فرار کرد. 
بلکه باید تلاش کرد و با توکل به خدای متعال و وعده های او زندگی کرد و توقعات درست و واقعی داشت تا زندگی شیرین باشد.

اگر صورت مساله ای پاک شده بفرمایید بیشتر توضیح بدهم . ممنون

در مبانی دینی، روزی رساندنی که بدون زحمت فرد باشد را داریم. پس این رو نمیشه تطبیق حدیث با مبانی دینی دانست. بیشتر تطبیق با منطق عادی است.

منظورم نقلی بود که  جناب بیت العمور فرمودند و هر چند خودشان شک داشتند ولی هر چه گشتم چنین چیزی پیدا نکردم که اگر خرجی را نداشی طلاق بده!!

اگر فردی تلاش کنه تا سیستم اقتصادی کشورش تغییر کنه و فقر جامعه اش از بین بره و بعد بچه دار بشه، ممکنه چند ده سال زمان ببره تا این تلاشها به نتیجه برسند. همچنین موفقیتهای فردی ممکنه تعارض با ازدواج داشته باشند و فرد مجبور باشه برای تمرکز بر کارش، مدتی مجرد بمونه. اگر با این دید نگاه کنیم و رفع مشکلات اقتصادی را پیش نیاز "روزی رساندن خدا به فرزندان" و "بی نیاز ساختن افراد متاهل توسط خدا" بدانیم، عملاً نتیجه اش با چیزی که یک فرد از طریق منطق عادی بهش می‌رسه یکسان میشه.

 

این نوع روزی که شما فرمودید بنده نفی نکردم و گفتم که نوعی روزی رسانی الهی است. فکر نمی کنم تعارض دیدگاه داشته باشیم .
کسی که ایمان داشته باشد به خدا منتظر چیزی نمی ماند و حتی با وجود نامطلوب بودن شرایط ظاهری اقدام به ازدواج می کند که ان مع العسر یسرا

اما در افراد کم ایمان عرض کردم که گاهی اینها ترس از فقر هم ندارند بلکه می خواهند رفاه کامل فراهم شود و بعد اقدام کنند که گفتیم عقلا و شرعا مردود است و جای هیچ گونه دفاعی ندارد.
خدا کند که سبک زندگی ما به گونه ای شود که کمترین ترس از فقر هم با وجود شرایط نداشته باشیم.

من نمی گویم که شخص باید صبر کند که شرایط جامعه درست شود و باید خودش اقدام کند و با وجود نبودن شرایط عمومی مطلوب پیش برود 
در کنار این عموم مردم و جامعه به خصوص مسوولین امر باید به اصلاح امور اجتماعی و اقتصادی و ... بپردازند. 

سلام

از این احادیث ذکر شده که وقتی یک فرد فقیر ازدواج میکنه، خدا او را از فضلش بی نیاز می کنه. همچنین روزی فرزندان را نیز خدا می دهد.

 

این که برخی افراد غیر فقیر هم ازدواج نمی کنند دلیل نمیشه که حدیث بر افراد فقیر دلالت نکند.

و این روایات را نمی توان صرفا تشویق به تحمل فقر دانست، بلکه فقر قراره با فضل خدا از  بین بره. این موضوع هم نمی تونه در گرو یک امر خارجی باشه که شاید صد سال دیگر محقق بشه. کاملا قطعی گفته شده هر کس.

تغییر این مفهوم هم به معنی تطبیقش با آیات و روایات دیگر نیست، چون آیات قرآن هم به روزی رساندن از شیوه ای که مستلزم عوامل کوشش فردی و رفع مشکلات جامعه نباشه اشاره دارند. پس مفهوم ظاهری این روایات با دین همخوانی داره.

 

 

جمع بندی

پرسش:

اگر خداوند رزاق است پس چرا در کشورهای آفریقایی این همه کودک از گرسنگی کشته می شوند؟

 

پاسخ:

این که خدا روزی دهنده است اراده و اختیار انسان را نفی نمی کند. بشر اثراتی بزرگ در زندگی خود و دیگران دارد که گرسنگی دیگران یکی از نتایج آن است. اراده خدا بر وجود اختیار در انسان است و این اختیار انسان واقعی و دارای اثرات بزرگ است.

خدا کارهای نادرست انسان را قرار نیست همیشه اصلاح کند و این که رزاق است یعنی اگر انسان اقدام و اراده کند خدا او را یاری کرده و نمی گذارد گرسنه بماند و برای همه انسانها غذا و خوراک هست و همه نیازهای انسان راه حل دارد.

ریشه این بحث در واقع به این برمی گردد که در امور زندگی اختیار و اراده انسان به دست خودش است و یا به دست خدای متعال؟
در پاسخ باید گفت که براساس نظر صحیح مکتب تشیع هم اراده خدا و هم اراده و اختیار انسان در نتیجه امور عالم و انسان اثرگذار است.

در بحث رزاقیت خداوند باید گفت که خدا دو نوع رزق و روزی می دهد که یک نوعش را از روی فضل خویش و بدون زحمت خاص و از راهی می دهد که انسان گمانش را نمی کند که در آیه شریفه آمده است: 
«وَمَنْ يَتَّقِ اللَّهَ يَجْعَلْ لَهُ مَخْرَجًا وَيَرْزُقْهُ مِنْ حَيْثُ لَا يَحْتَسِبُ
؛ و هر كس از خدا پروا كند، [خدا] براى او راه بيرون‌شدنى قرار مى‌دهد و از جايى كه حسابش را نمى‌كند، به او روزى مى‌رساند.» (۱)

در این نوع رزاقیت شخص اثر مستقیم بر روزی خود ندارد ولی قطعا خدا بدون دلیل به کسی لطف و تفضل نمی کند و عنایت و رزاقیت خاص خدا و در عین حال بدون علت عادی و معمولی می تواند به اعمال و رفتارعمومی فرد یا نیت و ... برگردد که نوعی فضل و عنایتی است که به هر کسی انجام نمی شود.

نوع دوم و دیگر رزاقیت الهی براساس سنت های پروردگار و به دلیل تلاش های معمولی هر فرد است که سعی و تلاش هر کس معمولا به نتیجه می انجامد و همان طور که سنت الهی بر این است که آتش بسوزاند وآب تشنگی را رفع کند، انسان نیز با تلاش و زحمت خود می تواند به خواسته های خود دست یابد و اگر کسی جوانب کاری را در نظر گرفته و اقدام کند به آن دست پیدا می کند و اگر به دنبال مال و ثروتی باشد با وجود شرایط به آن می رساند. 
موارد محدودی وجود دارد که به دلیل مصلحت خود شخص، ممکن است زحمت او به گونه ای غیر از آن چه می خواهد نتیجه دهد و یا حتی در آخرت نتیجه دهد و نه در دنیا که این موارد در مجموع از خواسته های کلی شخص و از روی حکمت خداست.

لذا در مجموع نمی توان گفت که گرسنگی عده ای در دنیا به دلیل عدم رزاقیت خداست زیرا خداوند زمینه را فراهم کرده و این انسان است که باید به دنبال روزی خود برود و با تلاش خود به خواسته هایش دست پیدا کند و اگر افراد ظالمی وجود داشته باشند که انسان را از رسیدن به مقصد درست و روزی حلال بازدارند باید با آن ها مقابله شود چه به صورت فردی و چه به صورت گروهی و این ارتباطی با رزاقیت خدا ندارد.

 

پی نوشت:

۱. سوره طلاق آیه ۲ و ۳.

موضوع قفل شده است