جمع بندی رابطه ی عدالت و خلقت خدا

تب‌های اولیه

18 پستها / 0 جدید
آخرین ارسال
رابطه ی عدالت و خلقت خدا

خلقت خداچه ارتباطی به عدالتش دارد

برچسب: 

با نام و یاد دوست

 

 

 

 

 

 

کارشناس بحث: استاد قول سدید

با سلام و عرض ادب و آرزوی توفیق روزافزون

 

پرسش شما کمی مبهم است و مطمئن نیستیم به درک درستی از پرسش شما رسیده ایم یا نه. با این حال، نکاتی را تقدیم می کنیم:

 

اگر منظور شما از رابطه خلقت و عدالت خدا، بررسی این پرسش است که چرا خداوند عادل، در خلق مخلوقاتش تفاوت قائل شده و برخی را برتر از دیگران قرار داده

گفتنی است که:

خلق مخلوقات متکثر و متعدد، مستلزم آن است که میانشان فرق و تفاوت باشد؛ وگرنه یک مخلوق بیشتر خلق نمی شد. توضیح بیشتر این که تکثر و تعدد ناشی از وجود تمایز میان افراد است. مثلا احمد غیر از علی است چون احمد دارای فلان چهره و خانواده و ... است ولی علی دارای چهره و خانواده دیگری است. اگر قرار باشد احمد هیچ فرقی با علی نداشته باشد، اصلا احمد و علی دو نفر نیستند بلکه یک نفرند.

بنابراین، خلق مخلوقات مستلزم تفاوت است و گریزی از آن نیست. بنابراین، اگر قرار باشد خداوند مخلوقاتی را به صورت متکثر بیافریند، باید میانشان فرق بگذارد و راهی جز این ندارد. به همین جهت، برخی را از جهت نعمات برتر از دیگران قرار می دهد؛ اما این برتری دادن در برخی از جهات، به معنای برتری مطلق نیست؛ بلکه به همان میزانی که نعمت بیشتر داده، مسئولیت بیشتر نیز طلب می کند و در حسابرسی او این تفاوت ها را مراعات می کند.

بنابراین، خداوند هم در تعیین مسئولیت ها عادلانه رفتار می کند و هم در حسابرسی آنها: «لا يُكَلِّفُ اللَّهُ نَفْساً إِلاَّ وُسْعَها»(بقره: 286)؛ یعنی: «خداوند هيچ كس را، جز به اندازه تواناييش، تكليف نمى‏ كند».

 

 

جناب سدید چراانسان سیاه پوست مسلمان باسفید پوست برادر هستندچرابعضی بی ریخت بعضی خوشگل. بعضی آقازاده بعضی عوام.منظورم این بود که چرابایدخدایی رابپرستیم که به همه یک توانایی واستعدادنداده است اما ازسیاه وسفید و...یک توقع داردوآن نمازاست ودرمواردی روزه و...

براساس آیه وصورکم فاحسن صورکم چرابعضی سیاه وبدترکیب هستند.چرا فرزندان افرادقدرتمند که دارای مسئولیت های مدیریتی هستند مانندفرزندان سایرافرادجامعه باشد

سلام و عرض ادب

دوست عزیز

تفاوت در رنگ پوست و موقعیت خانوادگی و شکل و شمایل  و غیره، ناشی از این حقیقت است که کثرت موجودات، بدون تفاوت حاصل نمی شود و چون خداوند بر اساس قوانین علّی موجودات را می آفریند، هر موجودی بر اساس علتی که دارد دارای ویژگی های خاصی  می شود. طبیعتا انسانی که از والدین سیاه پوست متولد می شوند، باید سیاه پوست باشد چون علتش چنین اقتضایی دارد. بنابراین، یا نباید موجودات متکثر خلق می شدند و یا اگر خلق شدند، باید بر حسب تفاوت هایی از هم تمایز بیابند؛ و این تمایزات بر حسب قوانین علّی به سایر موجودات نیز تسرّی می یابد.

 

بگذریم از این که اساسا عدالت خداوند دارای معانی مختلفی است که فعلا مجال بررسی تفصیلی آنها نیست. یکی از معانی عدالت، اعطای حق به صاحب حق است. این معنا از عدالت در مورد خلقت موجودات جاری نیست یعنی موجودات قبل از خلقت، اساسا حقی ندارند و بعد از خلقت نیز کاملا وابسته و تابع وجود خدا هستند و باز هم در برابر خدا حقی ندارند تا خداوند موظف باشد حقوقشان را بدهد. بله، خداوند انسان ها را تکریم کرده (و لقد کّرمنا بنی آدم) و برایشان حقوق و منافعی در نظر گرفته است ولی نباید این حقوق را حق ذاتی انسان در برابر خدا دانست. بنابراین، انسان نمی تواند اعتراض بکند که حق من این بود که سفیدپوست باشم و در خانواده متموّل متولد می شدم! چنین حقی برای هیچ کسی وجود ندارد و نمی توان به این جهت به خدا اعتراض کرد.

 

بله، خداوند خودش وعده داده که این تفاوت ها را در حسابرسی مورد نظر قرار می دهد و از هر کسی بسته به موقعیتی که دارد انتظار دارد. مثلا از کسی که در خانواده متمول زندگی می کند انتظار می رود به ایتام و فقراء به میزان خاصی کمک کند ولی کسی که در خانواده فقیر است، چنین انتظاری از او نیست (و یا ناظر به همان میزان از درآمد محدودی که دارد، از او انتظار می رود): «لا يُكَلِّفُ اللَّهُ نَفْساً إِلاَّ وُسْعَها لَها ما كَسَبَتْ وَ عَلَيْها مَا اكْتَسَبَتْ»(بقره: 286)؛ یعنی: «خداوند هيچ كس را، جز به اندازه تواناييش، تكليف نمى‏كند. (انسان،) هر كار(نيكى) را انجام دهد، براى خود انجام داده؛ و هر كار(بدى) كند، به زيان خود كرده است».

 

اما در مورد نماز و روزه و سایر احکام گفتنی است که اینها به خاطر منافعی که برای عموم مردم دارند، از جانب خداوند برای مردم تشریع و الزام شده اند. خداوند انتظار دارد مردم به او اعتماد داشته باشند و به راه و روشی که او برای زیستن برگزیده، پایبند باشند چرا که منفعت این راه و روش زندگی، نهایتا به خود انسانها باز می گردد و خداوند سودی نمی برد: «مَنْ عَمِلَ صالِحاً فَلِنَفْسِهِ وَ مَنْ أَساءَ فَعَلَيْها»(فصلت: 46) یعنی: «هر كس كار شايسته‏اى بجا آورد، براى خود بجا آورده است؛ و كسى كه كار بد مى‏كند، به زيان خود اوست».

1-آیه مربوط به وصورکم فاحسن صورکم راتوضیح ندادید

2-خدانه نتها دربرابرمخلوقات خودعادل نیست نسبت به حوادث عالم نیزعدالت ندارددرتابستان ازگرما آتش می گیریم درزمستان ازسرما یخ می زنیم.دریک محیط امن نشته ایم که سیل وزلزله و...می آید

اینکه کثرت موجودات بدون تفاوت حاصل نمیشود. یعنی اینکه خلقت ذاتا با عدالت سر ناسازگاری دارد. به دیگر سخن یعنی چاره ای ندارید جز اینکه بپذیرید همینه که هست! بخصوص با تعریفی که از حق میکنید به جز این معنی اخذ نمیشود. هیچ کس حقی نداشته که بخواهد طلب کند. هرچه حق است از آن خداست پس به هر میزان به هرکسی بدهد بی عدالتی رخ نداده. خوب این عین استبداد است. 

خلاصه مطلب این شد: خلقت متضمن کثرت است و کثرت متضمن بی عدالتی است. مخلوق هم به فراخور اینک مخلوق است چاره ای جز پذیرش این ندارد.

 

مطلب دیگر در مورد بازخواست خداوند متناسب با وضع افراد است. این هم مغلطه است. بخصوص که شما مثلا در ارتباط با احکام تشریعی دین یک حکم ثابت دارید که در مورد همه افراد نافذ است. شما برای هر انسان به فراخور موقعیت و وضعیتش یک حکم و یک تشریع که ندارید. خداوند یک دین ارسال فرموده نه اینکه برای هر انسانی شرع متناسب با خودش در نظر گرفته باشد.

من سوال راازکارشناس می پرسم توقع دارم همان کارشناس پاسخ دهد

1-آیه مربوط به وصورکم فاحسن صورکم راتوضیح ندادید

 

 

دوست عزیز

 

سلام و عرض ادب و پوزش بابت تاخیر 

 

در لسان العرب، از ابن اثیر نقل شده که «صورت» در کلام عربی، معانی مختلفی دارد: ظاهر یک شئ؛ حقیقت و هیئت یک شئ؛ صفت یک شئ. (ج4، ص473)

«فاحسن» نیز به معنای «نیکو گردانید» است. 

بنابراین، معنای آیه چنین می شود که خداوند شما را بر ظاهر و هیئتی نیکو آفرید به نحوی که اندام و اجزای بدن شما با هم تناسب دارند و از امکانات روحی و معنوی مناسبی برای ایصال به هدف خلقت برخوردارید؛ نظم اندام بدن برای حفظ حیات، و یا برخورداری ذهن آدمی از قدرت شناخت و تصمیم گیری برای رسیدن به کمال اختیاری، می توانند مصداق نیکو بودن صورت خلقت باشند. در واقع، منظور قرآن از «صورناکم» صورت انسانی است (یعنی آنچه که عامل قوام و هویت انسان است) نه لزوما صورتی با بینی باریک و چشم درشت و غیره.  بنابراین، منظور آیه این است که صورت انسانی شما به نیکویی آفریده شده است و آنچه برای حفظ حیات و هویت انسانی شما است به شما داده شده است تا به کمال متناسب با مرتبه وجودی خودتان دست یابید.

خداوند در آیات دیگر به تفاوت ظاهری انسانها اشاره می کند و آن را لازمه بازشناسی آنها از همدیگر می داند: «يا أَيُّهَا النَّاسُ إِنَّا خَلَقْناكُمْ مِنْ ذَكَرٍ وَ أُنْثى‏ وَ جَعَلْناكُمْ شُعُوباً وَ قَبائِلَ لِتَعارَفُوا»(حجرات: 13). در واقع، اگر قرار بود انسانها دارای یک شکل و شمایل (بینی باریک و چشم درشت آبی/مشکی و ...)باشند، اصلا همدیگر را نمی شناسند. به همین جهت، خداوند ما را دارای ملیت و جنسیت و رنگ و ... مختلف کرد. بعد از این آیه، فورا خداوند خطاب به انسانها می فرماید این تفاوت در صفات، هیج ارزشی نزد خدا ندارد؛ آنکس باارزشتر است که اهل تقوا است: « إِنَّ أَكْرَمَكُمْ عِنْدَ اللَّهِ أَتْقاكُمْ».

 

2-خدانه نتها دربرابرمخلوقات خودعادل نیست نسبت به حوادث عالم نیزعدالت ندارددرتابستان ازگرما آتش می گیریم درزمستان ازسرما یخ می زنیم.دریک محیط امن نشته ایم که سیل وزلزله و...می آید

دوست عزیز

سرد بودن برخی از فصول و گرم بودن برخی از آنها، تابع موقعیت جغرافیایی و فاصله ما با خورشید و گردش زمین و غیره است. 

از آن جایی که ما معتقدیم که نظام خلقت نظام احسن است، این نحوه آفرینش را نیز احسن و نیکو می دانیم؛ حتی اگر نتوانیم مفصلا احسن بودن یک پدیده در نظام احسن را توضیح بدهیم.

اما چرا ما نظام خلقت را نظام احسن می دانیم؟ 

در جای خودش ثابت شده است که خداوند برترین موجود است و واجد اوصاف کمالی علم و قدرت و فیاضیت است که هر یک از این ها به صورت مطلق و نامحدود می باشند. این صفات مقتضی آن هستند که فعل الهی یا همان نظام خلقت، کاملترین نظام ممکن باشد چرا که اگر خداوند بهترین جهان را نیافریند یا بدین جهت است که به بهترین جهان علم نداشته و یا علم داشته اما قدرت ایجادش را نداشته و با علم و قدرت داشته اما بخیل بوده و ایجادش را اراده نکرده است؛ و این خلاف فرض ما است که خداوند را خالی از نقصی می دانیم و برایش به صورت مطلق و نامحدود، علم و قدرت و جود و فیاضیت در نظر می گیریم.(برای مطالعه بیشتر رک: صدرالمتالهین، الحکمۀ المتعالیه فی الاسفار الاربعه، دار احیاء التراث، 1981، ج7، ص91).

بنابراین، این نظام خلقت به بهترین شکل ممکن آفریده شده است. اما اگر چنین است پس چرا در آن سیل و زلزله می آید و انسانها گرفتار شرور می شوند؟

پاسخش از این قرار است که  بی تردید هر یک از ما در زندگی با مشکلاتی روبرو هستیم و از آن ها رنج می بریم. بسیاری از این شرور و سختی ها به خاطر ساختار جهان مادی و تزاحم میان موجودات مادی و بدرفتاری انسان ها حاصل می شود؛ مثلا یک ببر، میشی را می بلعد چرا که باید غذا بخورد تا زنده بماند؛ و یا چون ما انسان ها دارای اختیار هستیم گاهی با بدرفتاری سبب رنجش دیگران می شویم و مثلا کسی را به قتل می رسانیم و یا مبلغ زیادی از پول بیت المال را اختلاس می کنیم و یا با بی تدبیری سبب از بین رفتن سرمایه های کشور می شویم. این تزاحم مادی لازمه حیات مادی است چنانچه که اختیار داشتن شرط استکمال روح آدمی است؛ اگرچه برخی از آن سوءاستفاده می کنند. بنابراین، مستند به بهترین خالق بودن خداوند، باید به این امر اعتقاد بورزیم که این جهان با همه شرورش، بهترین جهان ممکنی است که می توانست ایجاد گردد چرا که اگر بهتر از این هم ممکن بود، خداوند حتما آن جهان برتر را می آفرید. البته همانطور که گفتیم این جهان مادی ساختاری دارد که به شرور هم اجازه وجود می دهد اما اگر قرار باشد که این شرور رخ ندهند، اساسا باید جهان مادی و انسان مختار خلق نمی شد و روشن است که چنین چیزی خودش شرّ بزرگتر است چرا که خیرات خلقت جهان مادی، بسیار بیشتر از شروری است که احیانا به خاطر ساختار جهان مادی، در آن رخ می دهد.  

سیل را نیز باید در همین چارچوب توضیح داد جز این که گاهی اوقات شروری مثل سیل ناشی از بدرفتاری ما با طبیعت است؛ یعنی بازتاب عملکرد منفی نسبت به طبیعت و تخریب جنگل و شهرسازی نادرست و غیره است.

در هر صورت، چون در جای خودش اثبات شده خداوند خیرخواه است، تمامی شروری که در جهان مشاهده می شود، از جانب انسان یا لازمه طبیعی نظام خلقت است. از این رو، این که ما به شرّ مبتلا می شویم به خاطر ظلم خدا نیست. خداوند عادل است، بدین معنا که اجزای نظام خلقت را متناسب با هم خلق کرده و آنها را به تصویر مناسبی در آورده است و به هر موجودی آنچه را شایسته اش هست اعطا کرده است اما ازآنجایی که شایستگی ها متفاوت است و نظام علّی نیز محدودیت های خودش را دارد و برخی از تزاحمات لازمه خلق جهان مادی است، شروری در جهان ایجاد می شود.

 

موضوع قفل شده است