رابطه عرفان با نماز

تب‌های اولیه

25 پستها / 0 جدید
آخرین ارسال

[="Tahoma"][="Navy"][="3"]

gohar e nab;233071 نوشت:
درعرفان های شرق و غرب تمرینات مکرری برای اماده سازی روح و جسم و ذهن ارائه میشود و راههایی مو به مو و با جزئیات بسیار بیان میگردد که حضور در آن عوالم خاص را سبب میشود .. ولی بنده نمیخواهم از ان روشها استفاده کنم .. برای حضور در محضر خدا ... و عرفای ما هم روشی به ان شفافی ارائه نکرده اند یا از فهم این حقیر خارج است .

آنقدر که در دین مبین اسلام به محاسبه و مراقبه شبانه روزی، حسابرسی اعمال اهمیت داده شده است، در هیچ مسلکی دیده نشده است، شاهد آن اخبار و روایات فراوانی است که در این باره ذکر شده است. تا آنجایی که امام موسی بن جعفر علیه السلام فرمودند: کسی که درهر روز محاسبه نفس نداشته باشد از ما نیست.
لَيْسَ مِنَّا مَنْ لَمْ يُحَاسِبْ نَفْسَهُ فِي كُلِّ يَوْم‏. (کافی ،ج2، ص 453)
برنامه های عملی الی ماشاء الله در قرآن، روایات، مفاتیح و غیره آمده است، منتهی چیزی که هست این نکته است که رسیدن به یکی از مقامهای فرقه های مختلف غیر الهی، به مدتی کوتاه شاید بتوان به آن رسید، زیرا شیطانی است،اما زود هم از بین خواهد رفت و قدرت ماندگار و آنچنانی هم بهره یشان نمی گردد.
اما برای مسلمان بودن و خوب بودن نیاز به مراقبه و محاسبه ی بیشتری است.
مثل رانندگی، کسی که می خواهد داخل درّه نیفتد باید در رانندگی همه هواسش به همه چیز از ترمز و کلاج و فرمان و آینه و غیره باشد، اما همین که اراده کند و بخواهد به درّه بیفتد، کافی است یکی از این امور را انجام ندهد، مثلا دست از فرمان بردارد.
بله خوب بودن، کار می برد، نیاز به تمرین و مراقبه دارد، اگر به این راحتی ها بود، باید ما مرتب به ملائکه الهی مصاحفه می کردیم و دست می دادیم، اما کجا چنین است، پیداست کار می برد و زحمت نیاز دارد.
در ادامه توجه شما را به حدیثی زیبا جلب خواهم کرد...[/][/][/]

[="Tahoma"][="Navy"][="3"]از سلام بن مستنير، گويد: من خدمت امام باقر (ع) بودم كه حمران بن اعين بر او وارد شد و چيزهائى از او پرسيد و چون خواست برخيزد، به امام باقر (ع) گفت: من به شما گزارش مى‏دهم (خدا عمر شما را پاينده دارد و ما را به وجود شما بهره‏مند سازد) كه ما خدمت شما مى‏رسيم و از نزد شما بيرون نمى‏روم تا دل ما نرم مى‏شود و نفوس تسلّى و آرامش يابد از اين دنيا و بر ما خوار و آسان شود آنچه كه از مال و دارائى در دست مردم است سپس از نزد شما كه بيرون مى‏رويم پيش مردم و تجّار، دنيا دوست مى‏شويم؟ گويد:
امام باقر (ع) در پاسخ فرمود: همانا اين دلها است كه گاهى سخت و
أصول الكافي / ترجمه كمره‏اى، ج‏5، ص: 493
سركش باشند و گاهى هموار و راهوار، سپس امام باقر (ع) فرمود: اما ياران محمد (ص) گفتند: يا رسول اللَّه! ما از نفاق بر خود ترس داريم، فرمود: پيغمبر (ص) فرمود كه: چرا از آن ترس داريد؟
گفتند: تا در خدمت شما هستيم و شما به ما ياد آورى مى‏كنيد و ما را به آخرت تشويق مى‏كنيد، از خدا مى‏ترسيم و دنيا را فراموش مى‏كنيم و در آن بى‏رغبت مى‏شويم تا آنجا كه گويا آخرت را به چشم خود مى‏نگريم و هم بهشت و دوزخ را تا نزد شما هستيم و چون از نزد شما بيرون مى‏رويم و در اين خانه‏هاى خود در مى‏آئيم و بوى فرزندان مى‏شنويم و نان‏خوران و خانواده را مى‏نگريم نزديك است از آن حالى كه در خدمت شما داشتيم برگرديم و تا آنجا كه گويا هيچ عقيده و ايمانى نداريم، آيا شما هم از اينكه اين تغيير وضع، نفاق باشد، بر ما ترس داريد؟ رسول خدا (ص) در پاسخ آنها فرمود:
هرگز، اين بددليها نيرنگ‏هاى شيطان است كه به وسيله آنها شماها را به دنيا تشويق مى‏كند، به خدا سوگند اگر شما بر همان حالى كه براى خود شرح داديد پيوسته مى‏مانديد، هر آينه فرشته‏ها با شما دست مى‏دادند و به روى آب راه مى‏رفتيد و اگر نبود كه شما گناه مى‏كنيد و از خدا آمرزش مى‏خواهيد هر آينه خدا خلقى را مى‏آفريد تا گناه كنند و سپس از خدا آمرزش خواهند و خدا آنها را بيامرزد، به راستى مؤمن فتنه پذير و بسيار توبه است، آيا نشنيدى گفتار خدا عز و جل را (222 سوره بقره): «راستى خدا دوست دارد توّابين را و دوست دارد پاكيزه‏شوندگان را» و فرموده است (3 سوره هود): «از پروردگار خود آمرزش خواهيد و به او بازگشت كنيد».(کافی، ج2، ص 423)[/][/][/]

[="Tahoma"][="Wheat"][="3"]عرفان باید از اسمش بفهمی یعنی چی حال برای نماز هر چی در نمازه به پروردگارت فکر کنی وهمچنین کاراهی روزمرت خالص باشد مطمئناً آدم موفقی خواهی شد.ولی اگر نماز خواند و کارهات بی پروردگار آغاز کنی خب مثلماً پروردگارت هم فقط ثواب نمازت میده همین[/][/][/]

جمع بندی:
جمع بندی:
رابطه عرفان و با نماز را ذکر بفرمایید.
با سلام و عرض ادب
نهایت عرفان، معرفت و شناخت به خدا، تقرب به او و فنا شدن است، آنچه که از رابطه عرفان و نماز در یک بحث کلی و کوتاه می توان گفت، چنین است:
اگر انسان نسبت به نماز معرفت و شناخت و آگاهي داشته باشد و به عبارت ديگر عرفان در نماز داشته باشد، اگر به اين حد برسد كه نماز را آگاهانه بفهمد، امكان ندارد در نماز حواسش پرت بشود، اين طرف و آن طرف فكر بكند. همة حواس‌پرتي ما و پراكندگي فكر ما در نماز به خاطر آن است كه نسبت به نماز معرفت كامل و شناخت جامع نداريم.
در تمام حالات نماز يك عرفان عميقي خوابيده. قيام نماز، قعود نماز، ركوع نماز، سجود نماز، قرائت نماز، اذكار نماز. اگر بخواهيد به دقت پي ببريد به آنچه كه عرفان نماز ناميده مي‌شود بايد به بعضي از آيات و روايات دقت كنيد
به عنوان مثال، اين دو سه حديث را توجه كنيد. اميرالمؤمنين عليه السلام مي‌فرمايد منظور از راست نگه‌داشتن گردن در ركوع (مي‌دانيد كه مستحب است كه به ركوع رفتيد گردن كشيده باشد، انسان تو هم فرو نرود. گردن كشيده باشد و به مهر نگاه بكند.) آن است كه: خدايا به فرمان توام، گرچه به گردنم را تيغ بزني.
آمَنْتُ‏ بِكَ‏ وَ لَوْ ضُرِبَتْ‏ عُنُقِي‏ ([1]
اين يك بخشي از عرفان نماز است.
يا در حديث ديگر امام صادق عليه السلام فرمود ركوع ادب است. سجود قرب است. كسي كه ادب نيكو بجا نيآورد، شايسته قرب نگردد.
پيغمبر در حديثي فرمودند نزديك‌ترين حالت انسان به خداوند سجده است. بعد فرمود فلذا حق تعالي در قرآن فرمود «... وَاسْجُدْ وَاقْتَرِبْ» [2]
یقُولُ‏ أَقْرَبُ مَا يَكُونُ الْعَبْدُ مِنَ اللَّهِ عَزَّ وَ جَلَّ وَ هُوَ سَاجِدٌ وَ ذَلِكَ قَوْلُهُ عَزَّ وَ جَلَّ- وَ اسْجُدْ وَ اقْتَرِبْ‏.([3]
خدا فرمود سجده كن و قرب پيدا بكن. پس بنابراين سجده بهترين افعال نماز است. چرا؟ چون سجده نزديك‌ترين حالت به خدا است. اول تكبير، بعد قيام، بعد حمد، بعد سوره، بعد ركوع، همة اين‌ها را انجام داديم براي چه؟ اين‌ها مقدمه است براي سجده. سجده آن اوج كمال نماز انسان است. سجده قرب خدا است. نماز مي‌خوانيم براي قرب خدا.
امام رضا علیه السلام فرمودند:«الصَّلَوةُ قُربَانُ كُلِّ تَقَي[4]
نماز موجب تقرب انسان باتقوا به خدا مي‌شود. پس نماز مي‌خوانيم براي تقرب به خدا. سجدة نماز نزديك‌ترين حالت انسان به خدا است و قرب الهي را براي انسان به ارمغان مي‌آورد. پس تمام افعال نماز براي سجده است. فلذا پيغمبر فرمود هر چه سجدة شما طولاني‌تر باشد بهتر است و قرب شما به خدا بيشتر است. فلذا توصيه شده سجده طولاني بكنيد.
در بعضي از احاديث است كه مثل كلاغييا مرغي كه نوك به زمين مي‌زند نماز نخوانيد، ( تحف العقول، ص: 280) اين طور شجده نكنيد. سجدةتان را طولاني قرار دهيد. اميرالمؤمنين عليه السلام يك جور ديگر سجده را عارفانه بيان مي‌كند. فلسفة دوتا سجده. شايد يكي بگويد سجده قرب به خداست، يكي بس است چرا دوتا؟ يك سجده باشد به اندازة دوتايش طول بكشد. اميرالمؤمنين عليه السلام مي‏‌فرمايد كه سجدة اول يعني از خاك آفريده شده‌ام، سربرداشتن، يعني از زمين آمده‌ام. به سجدة دوم رفتن، يعني با مرگ دوباره به زمين مي‌روم. سربرداشتن دوم يعني در قيامت دوباره زنده مي‌شوم و محشور مي‌شوم. [5]
«مِنها خَلَقنَاكُم وَ فِيها نُعِيدُكُم وَ مِنها نُخرِجُكُم تَارَةً أُخرَى»[6]خدا مي‌فرمايد در قرآن شما را از خاك آفريديم، زنده شديد، دوباره شما را به خاك برمي‌گردانيم، بعد مجدداً از خاك شما را بيرون مي‌آوريم. اميرالمؤمنين مي‌خواهد بفرمايد كه اين يك حالت عرفاني مهم است. اين بيان اميرالمؤمنين چه مي‌خواهد بگويد؟ مي‌خواهد بگويد در دوتا سجدة نماز شما هم مي‌توانيد به توحيد برسيد و هم به معاد. دو ركن اساسي دين را پيدا بكنيد. هم توحيد و هم معاد. توحيد به معناي اين كه خدايي هست، قادر است، مي‌تواند، از خاك آفريد، دوباره به خاك برگرداند، دوباره زنده مي‌كند. معاد، يعني ما مجدداً از اين خاك برمي‌گرديم، بعثي داريم، حشري داريم، زنده مي‌شويم. اين را مي‌گويند عرفان نماز. كتاب‌هايي كه در اين زمينه است به نام اسرار الصلوة امام بزرگوار، اسرار الصلوة ميرزا جواد آقاي ملكي تبريزي، اسرار الصلوة مرحوم فيض كاشاني، اسرار الصلوة آيت الله جوادي آملي.
نتیجه گیری: نماز ، با همه عظمتی که دارد ، فرع بر معرفت است و نماز بدون معرفت، پوسته ای بی مغز است و ارزش و اثر چندانی نخواهد داشت ، بلکه نام نماز گذاشتن بر آن، نوعی مجاز است و ما باید بکوشیم عمق معرفت خود را نسبت به نماز، که یک عبادت جامع و کامل است و نسبت به خدای متعال که برای او نماز می گزاریم، افزایش دهیم« قال الصادق علیه السلام: ما اعلم شیئا بعد المعرفه افضل من هذه الصلاه»
به ابو عبد اللَّه صادق (ع) گفتم: برترین طاعتى كه انسان را به خدا نزديك كند و هيچ طاعتى به درگاه خدا محبوبتر از آن نباشد، چه طاعتى است؟ ابو عبد اللَّه گفت: بعد از شناخت اللَّه، هيچ طاعتى را باارجتر و پربهاتر از نماز نمى‏شناسم. نشنيده‏اى كه بنده صالح خدا عيسى بن مريم گفته است:
«و خداوند مرا به اداى نماز و پرداخت زكاة سفارش كرد تا روزى كه زنده باشم».
عَنْ مُعَاوِيَةَ بْنِ وَهْبٍ قَالَ: سَأَلْتُ أَبَا عَبْدِ اللَّهِ ع عَنْ أَفْضَلِ مَا يَتَقَرَّبُ بِهِ الْعِبَادُ إِلَى رَبِّهِمْ وَ أَحَبِّ ذَلِكَ إِلَى اللَّهِ عَزَّ وَ جَلَّ مَا هُوَ فَقَالَ مَا أَعْلَمُ‏ شَيْئاً بَعْدَ الْمَعْرِفَةِ أَفْضَلَ مِنْ هَذِهِ الصَّلَاةِ أَ لَا تَرَى أَنَّ الْعَبْدَ الصَّالِحَ- عِيسَى ابْنَ مَرْيَمَ ع قَالَ‏ وَ أَوْصانِي بِالصَّلاةِ وَ الزَّكاةِ ما دُمْتُ حَيًّا.( [7]

آیا باید در نماز به دنبال حالتی ماوراءالطبیعه باشم ؟ اگر جوابتان مثبت است آیا این حالت همیشگی هست ؟

هدف نماز، یاد و ذکر خداست؛ لذا خداوند متعال فرمود:
من، الله هستم و الاهی جز من نیست، لذا مرا بپرستید و نماز را برای یاد من به پادارید.
إِنَّني‏ أَنَا اللَّهُ لا إِلهَ إِلاَّ أَنَا فَاعْبُدْني‏ وَ أقِمِ الصَّلاةَ لِذِكْري‏[8]
از این رو هدف نماز بندگی و اطاعت است، خدا از ما اطاعت خواسته، نه عبادت به تنهایی. فرمود نماز را برای یاد من بخوانید؛ منظور این است تو به تاثیرش کاری نداشته باش، که حالتی ماورای طبیعی پیدا کنی یا نه، اگر قرار باشد، حالش را من می دهم.
نماز را بخاطر یاد من بخوان، نه حال خویش و حالتی ماورائی، فقط یاد من.
اما چنین است که ذکر خدا، آرامش می آورد.
الَّذينَ آمَنُوا وَ تَطْمَئِنُّ قُلُوبُهُمْ بِذِكْرِ اللَّهِ أَلا بِذِكْرِ اللَّهِ تَطْمَئِنُّ الْقُلُوب‏[9]
حال که قلب، آرامش و اطمینان پیدا کرد، می فرماید:
ای نفس مطمئن، به سوی پروردگارت رجوع کن با حالتی راضی و مرضی.
يا أَيَّتُهَا النَّفْسُ الْمُطْمَئِنَّة.[10]
ارْجِعي‏ إِلى‏ رَبِّكِ راضِيَةً مَرْضِيَّة.[11]
این می شود، حالت ماورائی که به نماز گذاری که نماز را بخاطر یاد خدا خوانده، می دهند.

ریختن اشک و غرق شدن در نماز که به علت پی بردن به رحمت و مهربانی خداوند نسبت به بندگان باشد نیز در عرفان جایی دارد ؟ اگر جوابتان مثبت است مداوم نبودن این حالت در تمامی نماز ها به چه علت است ؟

این که انسان به خاطر یاد رحمت الهی اشک بریزد، بسیار مطلوب و از حالات عرفانی است که خداوند روزی کرده، اما این که این حال همیشگی باشد، بستگی به سطح معرفتی افراد، جذبه های عرفانی که برایشان حاصل می شود، و حال و عمل آنها در طول روز دارد.
گاهی خدا این حالت را می گیرد،تا بنده اش دچار عجب و خود پسندی نگردد، اگر این حالت همیشگی بود، ممکن بود غرور او را بگیرد و این هلاکت است، کسی که غرور خود در برابر خدا را از بین برده، مثل امثال آیت الله بهجتها، این حالت اشک، همیشگی است.
به این حدیث زیبا توجه بفرمایید:
من بآنچه امر دين بندگان مؤمنم را اصلاح كند داناترم.
و برخى از بندگانم كسى است كه در عبادتم كوشش كند و از خواب و بستر با لذت خود برخيزد و در شبها براى خاطر من نماز شب خواند و خود را در راه عبادتم بزحمت اندازد، من يك شب و دو شب او را بچرت اندازم، براى نظر لطفى كه نسبت باو دارم و ميخواهم باقيش دارم، پس او تا صبح ميخوابد، سپس برميخيزد و خود را مبغوض دارد و سرزنش ميكند (كه چرا امشب از عبادت محروم شدم) در صورتى كه اگر او را واگذارم تا هر چه خواهد عبادتم كند، از آن راه او را خود بينى فرا گيرد و همان خود بينى او را نسبت باعمالش فريفته سازد و حالتى باو دست دهد كه هلاك دينش در آن باشد، بجهت عجب باعمال و از خود راضى بودنش، تا آنجا كه گمان كند بر همه عابدان برترى گرفته و در عبادت از حد تقصير در گذشته‏(در صورتى كه پيغمبران هم اعتراف بتقصير در عبادت ميكنند) آن هنگام از من دور شود و خودش گمان كند بمن نزديك است.
پس كسانى كه اعمالى بخاطر ثواب من انجام ميدهند، نبايد بآن اعمال تكيه كنند، زيرا اگر آنها هر چه كوشش كنند و خود را بزحمت افكنند و عمر خود را در راه عبادتم بسپرند، باز مقصر باشند و با عبادت خود بكنه و حقيقت عبادتم نرسند، نسبت بكرامت و نعمت بهشت و درجات عالى كه در جوارم طلب ميكنند، ولى تنها بايد برحمتم اعتماد كنند و بفضلم شادمان باشند و با حسن ظن بمن مطمئن باشند، در آن هنگام رحمتم دستگيرشان شود و رضوانم بآنها برسد و آمرزشم بر آنها لباس گذشت پوشد، همانا منم خداى رحمان و رحيم و بدان ناميده و منسوب شده‏ام. (اسم رحمان و رحيم روى خود گذاشته‏ام).
عَنْ رَسُولِ اللَّهِ ص أَنَّهُ قَالَ قَالَ اللَّهُ تَبَارَكَ وَ تَعَالَى أَنَا أَعْلَمُ بِمَا يَصْلُحُ عَلَيْهِ دِينُ عِبَادِيَ الْمُؤْمِنِينَ أَنْ يَجْتَهِدَ فِي عِبَادَتِي فَيَقُومُ مِنْ نَوْمِهِ وَ لَذَّةِ وَسَادَتِهِ فَيَجْتَهِدُ لِي فَأَضْرِبُهُ بِالنُّعَاسِ اللَّيْلَةَ وَ اللَّيْلَتَيْنِ نَظَراً مِنِّي لَهُ وَ إِبْقَاءً عَلَيْهِ فَيَنَامُ حَتَّى يُصْبِحَ فَيَقُومُ وَ هُوَ مَاقِتٌ نَفْسَهُ وَ لَوْ خَلَّيْتُ بَيْنَهُ وَ بَيْنَ مَا يُرِيدُ مِنْ عِبَادَتِي لَدَخَلَهُ مِنْ ذَلِكَ الْعُجْبُ فَيُصَيِّرُهُ الْعُجْبُ إِلَى الْفِتْنَةِ فَيَأْتِيهِ مِنْ ذَلِكَ مَا فِيهِ هَلَاكُهُ أَلَا فَلَا يَتَّكِلِ الْعَامِلُونَ عَلَى أَعْمَالِهِمْ فَإِنَّهُمْ لَوِ اجْتَهَدُوا أَنْفُسَهُمْ أَعْمَارَهُمْ فِي عِبَادَتِي كَانُوا مُقَصِّرِينَ غَيْرَ بَالِغِينَ كُنْهَ عِبَادَتِي فِيمَا يَطْلُبُونَهُ عِنْدِي وَ لَكِنْ بِرَحْمَتِي فَلْيَثِقُوا وَ بِفَضْلِي فَلْيَفْرَحُوا وَ إِلَى حُسْنِ الظَّنِّ بِي فَلْيَطْمَئِنُّوا فَإِنَّ رَحْمَتِي عِنْدَ ذَلِكَ تُدْرِكُهُمْ فَإِنِّي أَنَا اللَّهُ الرَّحْمَنُ الرَّحِيمُ وَ بِذَلِكَ تَسَمَّيْتُ.([12]

راهکارهای حضور قلب در نماز را بیان فرمایید.

در آیات و احادیث، راهکارهای فراوانی برای حضور قلب در عبادت، بالخصوص نماز ذکر شده که از باب نمونه چند روشی را ذکر خواهد شد:
1. تمرکز و توجه:
امام صادق (علیهالسلام) میفرماید: هر گاه رو به قبله ایستادی، دنیا و هر چه در آن است و نیز مردم و احوال و اوضاع آنها را یکسره فراموش کن. آنگاه دلت را از هر آنچه تو را از خدا باز می­دارد، فارغ گردان و با چشم دل عظمت خدای را ببین و آن روزی را به یاد آور که هر کسی کرده­ی خویش را مییابد و همگان به سوی خداوند که مولای حقیقی آنهاست برگردانده میشوند و در آن روز تو با پای ترس و امید در پیشگاه او می ایستی. و هنگامی که تکبیر می گویی، آنچه که بین آسمان وزمین است، حقیر بشمار به جز مقام کبریایی الهی را.
قَالَ الصَّادِقُ ع: إِذَا اسْتَقْبَلْتَ الْقِبْلَةَ فَانْسَ الدُّنْيَا وَ مَا فِيهَا وَ الْخَلْقَ وَ مَا هُمْ فِيهِ- (وَ اسْتَفْرِغْ قَلْبَكَ مِنْ كُلِّ شَاغِلٍ يَشْغَلُكَ عَنِ اللَّهِ) وَ عَايِنْ بِسِرِّكَ عَظَمَةَ اللَّهِ‏ وَ اذْكُرْ وُقُوفَكَ بَيْنَ يَدَيْهِ يَوْمَ تَبْلُو كُلُّ نَفْسٍ مَا أَسْلَفَتْ- وَ رُدُّوا إِلَى اللَّهِ مَوْلَاهُمُ الْحَقِّ- وَ قِفْ عَلَى قَدَمِ الْخَوْفِ وَ الرَّجَاءِ فَإِذَا كَبَّرْتَ فَاسْتَصْغِرْ مَا بَيْنَ السَّمَوَاتِ الْعُلَى وَ الثَّرَى دُونَ كِبْرِيَائِهِ.[13]
2 . راه دوم، راهی است که آیت الله بهجت هم سفارش می نمودندو می فرمودند برای حضور قلب در نماز، سلامی به اباعبدالله بدهید، تا قلبتان خاشع گردد.
در حدیث هم هست که امام رضا علیه السلام فرمودند:
در آغاز هر نماز، نیتی بکن، و نیت تو این باشد: یاد خدا، رسول خدا(ص)، و یکی از ائمه را در جلوی چشم خود قرار بده.
وَ انْوِ عِنْدَ افْتِتَاحِ الصَّلَاةِ ذِكْرَ اللَّهِ وَ ذِكْرَ رَسُولِ اللَّهِ ص وَ اجْعَلْ وَاحِداً مِنَ الْأَئِمَّةِ ع نُصْبَ عَيْنَيْك‏. ([14]
این برنامه، همان برنامه آیت الله بهجت است که از همین حدیث گرفته اند.


[/HR][1] بحار الأنوار (ط - بيروت) ؛ ج‏81 ؛ ص254

[2] علق آية 19 آية آخر

[3] الكافي (ط - الإسلامية)، ج‏3، ص: 265

[4] » ( الكافي (ط - الإسلامية) / ج‏3 / 265 / باب فضل الصلاة ..... ص : 264)

[5] (بحار الأنوار (ط - بيروت) / ج‏81 / 254 / باب 16 آداب الصلاة ..... ص : 226)

[6] » سورة طه آية 55.

[7] الكافي (ط - الإسلامية) / ج‏3 / 264 / باب فضل الصلاة ..... ص : 264)

[8] طه : 14

[9] الرعد : 28

[10] الفجر : 27

[11] الفجر : 28

[12] الكافي (ط - الإسلامية)، ج‏2، ص: 61

[13] (مستدرك الوسائل و مستنبط المسائل، ج‏4، ص: 96

[14] مستدرك الوسائل و مستنبط المسائل، ج‏4، ص: 132

موضوع قفل شده است