رابطه عرفان با نماز

تب‌های اولیه

25 پستها / 0 جدید
آخرین ارسال
رابطه عرفان با نماز

به نام خدا
سلام

لطفا رابطه نماز را با عرفان بیان نمایید .

اللهم صل علی محمد و آل محمد


کارشناس بحث : بصیر

[="Tahoma"][="Navy"][="3"]باسلام و عرض ادب
سوال خیلی کلی است، اگر ممکن است جزئی تر سوال بفرمایید
پیرامون سوال مذکور، خیلی مطلب میشه گفت که ممکن است، آن چیزی که شما بدنبال آن هستید، نبوده باشد.
تشکر[/][/][/]

بصیر;231785 نوشت:
[="tahoma"][="navy"][="3"]باسلام و عرض ادب
سوال خیلی کلی است، اگر ممکن است جزئی تر سوال بفرمایید
پیرامون سوال مذکور، خیلی مطلب میشه گفت که ممکن است، آن چیزی که شما بدنبال آن هستید، نبوده باشد.
تشکر[/][/][/]

به نام خدا
سلام

استاد بصیر گرامی
لطفا هرچی در این مورد میدونید بهم یاد بدید .
من هیچ پیش زمینه ای نسبت به این موضوع ندارم

با تشکر

[="Tahoma"][="Navy"][="3"]

vahid_barvarz;231925 نوشت:
لطفا هرچی در این مورد میدونید بهم یاد بدید .
من هیچ پیش زمینه ای نسبت به این موضوع ندارم

با سلام و عرض ادب
نهایت عرفان، معرفت و شناخت به خدا، تقرب به او و فنا شدن است، آنچه که از رابطه عرفان و نماز در یک بحث کلی و کوتاه می توان گفت، چنین است:
اگر انسان نسبت به نماز معرفت و شناخت و آگاهي داشته باشد و به عبارت ديگر عرفان در نماز داشته باشد، اگر به اين حد برسد كه نماز را آگاهانه بفهمد، امكان ندارد در نماز حواسش پرت بشود، اين طرف و آن طرف فكر بكند. همة حواس‌پرتي ما و پراكندگي فكر ما در نماز به خاطر آن است كه نسبت به نماز معرفت كامل و شناخت جامع نداريم.
در تمام حالات نماز يك عرفان عميقي خوابيده. قيام نماز، قعود نماز، ركوع نماز، سجود نماز، قرائت نماز، اذكار نماز. اگر بخواهيد به دقت پي ببريد به آنچه كه عرفان نماز ناميده مي‌شود بايد به بعضي از آيات و روايات دقت كنيد
به عنوان مثال، اين دو سه حديث را توجه كنيد. اميرالمؤمنين عليه السلام مي‌فرمايد منظور از راست نگه‌داشتن گردن در ركوع (مي‌دانيد كه مستحب است كه به ركوع رفتيد گردن كشيده باشد، انسان تو هم فرو نرود. گردن كشيده باشد و به مهر نگاه بكند.) آن است كه: خدايا به فرمان توام، گرچه به گردنم را تيغ بزني.
آمَنْتُ‏ بِكَ‏ وَ لَوْ ضُرِبَتْ‏ عُنُقِي‏ (بحار الأنوار (ط - بيروت) ؛ ج‏81 ؛ ص254)
اين يك بخشي از عرفان نماز است.[/][/][/]

[="tahoma"][="navy"][="3"]يا در حديث ديگر امام صادق عليه السلام فرمود ركوع ادب است. سجود قرب است. كسي كه ادب نيكو بجا نيآورد، شايسته قرب نگردد.
پيغمبر در حديثي فرمودند نزديك‌ترين حالت انسان به خداوند سجده است. بعد فرمود فلذا حق تعالي در قرآن فرمود «... وَاسْجُدْ وَاقْتَرِبْ» علق آية 19 (آية آخر).
یقُولُ‏ أَقْرَبُ مَا يَكُونُ الْعَبْدُ مِنَ اللَّهِ عَزَّ وَ جَلَّ وَ هُوَ سَاجِدٌ وَ ذَلِكَ قَوْلُهُ عَزَّ وَ جَلَّ- وَ اسْجُدْ وَ اقْتَرِبْ‏.( الكافي (ط - الإسلامية)، ج‏3، ص: 265)
خدا فرمود سجده كن و قرب پيدا بكن. پس بنابراين سجده بهترين افعال نماز است. چرا؟ چون سجده نزديك‌ترين حالت به خدا است. اول تكبير، بعد قيام، بعد حمد، بعد سوره، بعد ركوع، همة اين‌ها را انجام داديم براي چه؟ اين‌ها مقدمه است براي سجده. سجده آن اوج كمال نماز انسان است. سجده قرب خدا است. نماز مي‌خوانيم براي قرب خدا.

امام رضا علیه السلام فرمودند:«الصَّلَوةُ قُربَانُ كُلِّ تَقَي» ( الكافي (ط - الإسلامية) / ج‏3 / 265 / باب فضل الصلاة ..... ص : 264)
نماز موجب تقرب انسان باتقوا به خدا مي‌شود. پس نماز مي‌خوانيم براي تقرب به خدا. سجدة نماز نزديك‌ترين حالت انسان به خدا است و قرب الهي را براي انسان به ارمغان مي‌آورد. پس تمام افعال نماز براي سجده است. فلذا پيغمبر فرمود هر چه سجدة شما طولاني‌تر باشد بهتر است و قرب شما به خدا بيشتر است. فلذا توصيه شده سجده طولاني بكنيد.
در بعضي از احاديث است كه مثل كلاغي يا مرغي كه نوك به زمين مي‌زند نماز نخوانيد، ( تحف العقول، ص: 280) اين طور شجده نكنيد. سجدةتان را طولاني قرار دهيد.[/][/][/]

[="Tahoma"][="Navy"][="3"]اميرالمؤمنين عليه السلام يك جور ديگر سجده را عارفانه بيان مي‌كند. فلسفة دوتا سجده. شايد يكي بگويد سجده قرب به خداست، يكي بس است چرا دوتا؟ يك سجده باشد به اندازة دوتايش طول بكشد. اميرالمؤمنين عليه السلام مي‏‌فرمايد كه سجدة اول يعني از خاك آفريده شده‌ام، سربرداشتن، يعني از زمين آمده‌ام. به سجدة دوم رفتن، يعني با مرگ دوباره به زمين مي‌روم. سربرداشتن دوم يعني در قيامت دوباره زنده مي‌شوم و محشور مي‌شوم. (بحار الأنوار (ط - بيروت) / ج‏81 / 254 / باب 16 آداب الصلاة ..... ص : 226)
«مِنها خَلَقنَاكُم وَ فِيها نُعِيدُكُم وَ مِنها نُخرِجُكُم تَارَةً أُخرَى» سورة طه آية 55. خدا مي‌فرمايد در قرآن شما را از خاك آفريديم، زنده شديد، دوباره شما را به خاك برمي‌گردانيم، بعد مجدداً از خاك شما را بيرون مي‌آوريم. اميرالمؤمنين مي‌خواهد بفرمايد كه اين يك حالت عرفاني مهم است. اين بيان اميرالمؤمنين چه مي‌خواهد بگويد؟ مي‌خواهد بگويد در دوتا سجدة نماز شما هم مي‌توانيد به توحيد برسيد و هم به معاد. دو ركن اساسي دين را پيدا بكنيد. هم توحيد و هم معاد. توحيد به معناي اين كه خدايي هست، قادر است، مي‌تواند، از خاك آفريد، دوباره به خاك برگرداند، دوباره زنده مي‌كند. معاد، يعني ما مجدداً از اين خاك برمي‌گرديم، بعثي داريم، حشري داريم، زنده مي‌شويم. اين را مي‌گويند عرفان نماز.[/][/][/]

[="Tahoma"][="Navy"][="3"]كتاب‌هايي كه در اين زمينه است به نام اسرار الصلوة امام بزرگوار، اسرار الصلوة ميرزا جواد آقاي ملكي تبريزي، اسرار الصلوة مرحوم فيض كاشاني، اسرار الصلوة آيت الله جوادي آملي، ...
نتیجه گیری: نماز ، با همه عظمتی که دارد ، فرع بر معرفت است و نماز بدون معرفت، پوسته ای بی مغز است و ارزش و اثر چندانی نخواهد داشت ، بلکه نام نماز گذاشتن بر آن، نوعی مجاز است و ما باید بکوشیم عمق معرفت خود را نسبت به نماز، که یک عبادت جامع و کامل است و نسبت به خدای متعال که برای او نماز می گزاریم، افزایش دهیم. [="#000000"]« قال الصادق علیه السلام: ما اعلم شیئا بعد المعرفه افضل من هذه الصلاه»[/]
به ابو عبد اللَّه صادق (ع) گفتم: برترین طاعتى كه انسان را به خدا نزديك كند و هيچ طاعتى به درگاه خدا محبوبتر از آن نباشد، چه طاعتى است؟ ابو عبد اللَّه گفت: بعد از شناخت اللَّه، هيچ طاعتى را باارجتر و پربهاتر از نماز نمى‏شناسم. نشنيده‏اى كه بنده صالح خدا عيسى بن مريم گفته است:
«و خداوند مرا به اداى نماز و پرداخت زكاة سفارش كرد تا روزى كه زنده باشم».
عَنْ مُعَاوِيَةَ بْنِ وَهْبٍ قَالَ: [="#000000"]سَأَلْتُ أَبَا عَبْدِ اللَّهِ ع عَنْ أَفْضَلِ مَا يَتَقَرَّبُ بِهِ الْعِبَادُ إِلَى رَبِّهِمْ وَ أَحَبِّ ذَلِكَ إِلَى اللَّهِ عَزَّ وَ جَلَّ مَا هُوَ فَقَالَ مَا أَعْلَمُ‏ شَيْئاً بَعْدَ الْمَعْرِفَةِ أَفْضَلَ مِنْ هَذِهِ الصَّلَاةِ أَ لَا تَرَى أَنَّ الْعَبْدَ الصَّالِحَ- عِيسَى ابْنَ مَرْيَمَ ع قَالَ‏ وَ أَوْصانِي بِالصَّلاةِ وَ الزَّكاةِ ما دُمْتُ حَيًّا.[/]( الكافي (ط - الإسلامية) / ج‏3 / 264 / باب فضل الصلاة ..... ص : 264)[/][/][/]

به نام خدا
سلام

استاد بصیر گرامی واقعا ممنونم
خیلی تاثیر گدار و عالی بود . با اینکه خیلی مورد یاد گرفتم ولی انقدر کلامتان زیبا هست که دلم میخواد بیشتر یاد بگیرم .
با کمک شما تونستم بفهمم که در نماز تقرب به خدا یعنی چی و یک سوال دیگری جدا از مبحثی که فرمودید هم برام پیش امد :
با تعریفی که از عرفان داشتید و شناختی که نسبت به نماز و حرکات آن بیان کردید آیا باید در نماز به دنبال حالتی ماوراءالطبیعه باشم ؟ اگر جوابتان مثبت است آیا این حالت همیشگی هست ؟
ریختن اشک و غرق شدن در نماز که به علت پی بردن به رحمت و مهربانی خداوند نسبت به بندگان باشد نیز در عرفان جایی دارد ؟ اگر جوابتان مثبت است مداوم نبودن این حالت در تمامی نماز ها به چه علت است ؟

اگر برایتان امکان پذیر بود لینکی برای رسیدن به کتاب هایی که فرمودید ارائه کنید . با سرچی که کردم نتونستم پیدا کنم ولی باز هم میگردم .

با تشکر

بصیر;232084 نوشت:
«و خداوند مرا به اداى نماز و پرداخت زكاة سفارش كرد تا روزى كه زنده باشم».

[="blue"][="4"] خـوشـا آنـانکه الله یارشان بی
بحمد و قل هو الله کارشان بی
خـوشـا آنـانـکه دایم در نمازند
بـهـشـت جاودان بازارشان بی[/][/]

ممنون از پاسخ کارشناس محترم .. ما بسیار از فضایل نماز شنیده ایم و خوانده ایم و بسیار گفته اند که نماز باید اینطور باشد .. نماز باید اینچنین ادا شود .. نماز باید با خلوص باشد .. نماز باید با حضور باشد .. نماز باید ...
ولی کمتر پیش امده بگویند چگونه
راه کاری عملی، عرفا و عالمانش ارائه نمیدهند ..
راه کاری روش مند
مثلا روش تمرکز بر معانی نماز .. و...
کتابهای بسیاری از روایات و احادیث در اینکه نماز شاهراه پیشرفت در سلوک و عرفان است.. نوشته شده .. ولی هیچکدام نگفته چگونه ... فلوچارت چگونگی رسیدن به ان ترسیم نشده

عرفانهای دیگر بسیار کتاب و نوشته و راه کار در زمینه پیشرفت پیروان خود ارائه داده اند .. در حالی که کتابهای ما تکرار مکررات است و برای نسل جدید چیزی ارائه نشده است..
اگر مطلبی در این زمینه دارید .. بیسار مشتاق دریافتش هستم
حق نگهدارمان باشد

[="Tahoma"][="Navy"][="3"]

vahid_barvarz;232379 نوشت:
آیا باید در نماز به دنبال حالتی ماوراءالطبیعه باشم ؟ اگر جوابتان مثبت است آیا این حالت همیشگی هست ؟

باسلام و عرض ادبی مجدد
هدف نماز، یاد و ذکر خداست؛ لذا خداوند متعال فرمود:
من، الله هستم و الاهی جز من نیست، لذا مرا بپرستید و نماز را برای یاد من به پادارید.
طه : 14 إِنَّني‏ أَنَا اللَّهُ لا إِلهَ إِلاَّ أَنَا فَاعْبُدْني‏ وَ أقِمِ الصَّلاةَ لِذِكْري‏
از این رو هدف نماز بندگی و اطاعت است، خدا از ما اطاعت خواسته، نه عبادت به تنهایی. فرمود نماز را برای یاد من بخوانید؛ منظور این است تو به تاثیرش کاری نداشته باش، که حالتی ماورای طبیعی پیدا کنی یا نه، اگر قرار باشد، حالش را من می دهم.
نماز را بخاطر یاد من بخوان، نه حال خویش و حالتی ماورائی، فقط یاد من.
اما چنین است که ذکر خدا، آرامش می آورد.
الرعد : 28 الَّذينَ آمَنُوا وَ تَطْمَئِنُّ قُلُوبُهُمْ بِذِكْرِ اللَّهِ أَلا بِذِكْرِ اللَّهِ تَطْمَئِنُّ الْقُلُوب‏
حال که قلب، آرامش و اطمینان پیدا کرد، می فرماید:
ای نفس مطمئن، به سوی پروردگارت رجوع کن با حالتی راضی و مرضی.
الفجر : 27 يا أَيَّتُهَا النَّفْسُ الْمُطْمَئِنَّة.
الفجر : 28 ارْجِعي‏ إِلى‏ رَبِّكِ راضِيَةً مَرْضِيَّة.
این می شود، حالت ماورائی که به نماز گذاری که نماز را بخاطر یاد خدا خوانده، می دهندو[/][/][/]

موضوع قفل شده است