جمع بندی دلیل استفاده از صیغه های غایب در نماز

تب‌های اولیه

5 پستها / 0 جدید
آخرین ارسال
دلیل استفاده از صیغه های غایب در نماز

با سلام

آیا اینکه ما در نماز از صیغه های غایب بیشتر از صیغه های مخاطب استفاده می کنیم ( مثلا می گوییم سبحان الله نمی گوییم سبحانک) دلیل و فلسفه خاصی دارد؟

باتشکر

با نام و یاد دوست





کارشناس بحث: استاد آلاء


بسم الله الرحمن الرحیم

عرض ادب و سلام خدمت شما دوست گرامی و محترم ؛

seyedali2;831176 نوشت:
با سلام

آیا اینکه ما در نماز از صیغه های غایب بیشتر از صیغه های مخاطب استفاده می کنیم ( مثلا می گوییم سبحان الله نمی گوییم سبحانک) دلیل و فلسفه خاصی دارد؟

باتشکر

براي پاسخ به اين سوال به دو نكته توجه فرمائيد:
1. نماز متشکل است از قرآن، ذکر و دعا؛ بدون شک ما در نماز باید جملات و کلماتی را ادا کنیم که خداوند به ما فرمان داده است و حقیقت نماز این نیست که ما خداوند را مخاطب کلمات خود قرار دهیم و با او صحبت کنیم تا لازم باشد همه ضمیرها را مخاطب بیاوریم. وقتی خداوند فرمان می دهد که در نماز باید فلان سوره خوانده شود اینجا قرائت است که واجب می شود که حال چه مخاطب باشد چه غایب، و آنجا که فرمان داده است در نماز باید چنین ذکرها یا دعاهایی خوانده شود باز این تسلیم در مقابل خواست و فرمان الهی است که نماز را نماز می کند.
در حقيقت صرف مخاطب قرار دادن خدا، تنها در صورتی است که انسان بخواهد گوشه خلوتی را برای مناجات با خدایش در نظر بگیرد و با هر زبانی که مایل است خدا را خطاب قرار داد. و با او صحبت کند ولی نماز یک شعار عمومی است که باید تنظیم کننده احکام آن خود خداوند باشد.
بنابراين در نماز، برخي از عبارات به صورت غائب و برخي ديگر به صورت مخاطب بيان شده است به علاوه آنكه در برخي از همان مواردي كه در نماز به ظاهر به صورت مخاطب بيان مي شود.(مانند إِيَّاكَ نَعْبُدُ وَ إِيَّاكَ نَسْتَعينُ ) در حقيقت براي حفظ اصالت قرآن و نقل عين كلماتى است كه بر پيامبر اكرم (ص)وحى شده است نه آنكه واقعاً قصد انشاء داشته باشيم و حتى كلمه «قل » را كه خطاب پروردگار متعال به پيغمبر(ص) است، عيناً ذكر مى كنيم.
2. عرفاً غائب آوردن ضمير نوعي احترام و بيان عظمت و بزرگي شخص محسوب مي شود؛ در واقع متكلم با مستقيم قرار ندادن طرف مقابل نوعي حياء خود را نشان داده و بزرگي خداوند را اظهار مي كند آنچنانكه بارها افراد به جای ضمیر مفرد از ضمیر جمع استفاده می کنند؛ مثلاً آمدم، شما نبودید. که برای تعظیم، احترام و شخصیت بخشیدن از ضمیر جمع استفاده شده است و به همين منظور در مورد خداوند تبارک و تعالی نیز گاه از باب تشریف و تعظیم از “نحن” استفاده می شود"إِنَّا أَنْزَلْناهُ في‏ لَيْلَةِ الْقَدْرِ"(قدر:1)
خلاصه آنكه نماز مجموعه اي از قرآن نازل شده بر پيغمبر(ص)، دعا و...است و به عنوان فريضه اي الهي همان گونه كه دستور داده شده است، بايد انجام شود كه البته با عقل محدود خود به برخي از حكمت هاي آن دسترسی پیدا کرده و به صورت حدس و گمان بیان کردیم. اما به هیچ وجه ادعا نمی کنیم. فلسفه شكل و صورت ظاهري نماز فقط به موارد بيان شده ختم می شود چرا كه شايد موارد ديگري در اين بين باشد كه عقل قادر به درك آن نبوده باشد.

باسمه الاعلی

seyedali2;831176 نوشت:
با سلام

آیا اینکه ما در نماز از صیغه های غایب بیشتر از صیغه های مخاطب استفاده می کنیم ( مثلا می گوییم سبحان الله نمی گوییم سبحانک) دلیل و فلسفه خاصی دارد؟

با سلام و احترام و همینطور تشکر از توضیحات استاد آلاء گرامی

مقام رکوع و سجده مقام مشاهده عظمت و علوّ حق تعالی است در این مقامات نمازگزار خودی در میان نمی بیند

تا با آن خود، خداوند را مخاطب قرار دهد.

سوال:
دلیل استفاده از صیغه های غایب در اذکار و به خصوص در نماز در ارتباط با خداوند چیست؟

پاسخ:
براي پاسخ به اين سوال توجه به دو نکته حائز اهمیت است:
1. نماز متشکل است از قرآن، ذکر و دعا؛ بدون شک ما در نماز باید جملات و کلماتی را ادا کنیم که خداوند به ما فرمان داده است و حقیقت نماز این نیست که ما خداوند را مخاطب کلمات خود قرار دهیم و با او صحبت کنیم تا لازم باشد همه ضمیرها را مخاطب بیاوریم. وقتی خداوند فرمان می دهد که در نماز باید فلان سوره خوانده شود اینجا قرائت است که واجب می شود که حال چه مخاطب باشد چه غایب، و آنجا که فرمان داده است در نماز باید چنین ذکرها یا دعاهایی خوانده شود باز این تسلیم در مقابل خواست و فرمان الهی است که نماز را نماز می کند.
در حقيقت صرف مخاطب قرار دادن خدا، تنها در صورتی است که انسان بخواهد گوشه خلوتی را برای مناجات با خدایش در نظر بگیرد و با هر زبانی که مایل است خدا را خطاب قرار داد. و با او صحبت کند ولی نماز یک شعار عمومی است که باید تنظیم کننده احکام آن خود خداوند باشد.
بنابراين در نماز، برخي از عبارات به صورت غائب و برخي ديگر به صورت مخاطب بيان شده است به علاوه آنكه در برخي از همان مواردي كه در نماز به ظاهر به صورت مخاطب بيان مي شود.(مانند إِيَّاكَ نَعْبُدُ وَ إِيَّاكَ نَسْتَعينُ ) در حقيقت براي حفظ اصالت قرآن و نقل عين كلماتى است كه بر پيامبر اكرم (ص)وحى شده است نه آنكه واقعاً قصد انشاء داشته باشيم و حتى كلمه «قل » را كه خطاب پروردگار متعال به پيغمبر(ص) است، عيناً ذكر مى كنيم.
2. عرفاً غائب آوردن ضمير نوعي احترام و بيان عظمت و بزرگي شخص محسوب مي شود؛ در واقع متكلم با مستقيم قرار ندادن طرف مقابل نوعي حياء خود را نشان داده و بزرگي خداوند را اظهار مي كند آنچنانكه بارها افراد به جای ضمیر مفرد از ضمیر جمع استفاده می کنند؛ مثلاً آمدم، شما نبودید. که برای تعظیم، احترام و شخصیت بخشیدن از ضمیر جمع استفاده شده است و به همين منظور در مورد خداوند تبارک و تعالی نیز گاه از باب تشریف و تعظیم از “نحن” استفاده می شود"إِنَّا أَنْزَلْناهُ في‏ لَيْلَةِ الْقَدْرِ"(1)
خلاصه آنكه نماز مجموعه اي از قرآن نازل شده بر پيغمبر(ص)، دعا و...است و به عنوان فريضه اي الهي همان گونه كه دستور داده شده است، بايد انجام شود كه البته با عقل محدود خود به برخي از حكمت هاي آن دسترسی پیدا کرده و به صورت حدس و گمان بیان کردیم. اما به هیچ وجه ادعا نمی کنیم. فلسفه شكل و صورت ظاهري نماز فقط به موارد بيان شده ختم می شود چرا كه شايد موارد ديگري در اين بين باشد كه عقل قادر به درك آن نبوده باشد.

منبع:
(1)- قرآن کریم
؛ قدر:1.

موضوع قفل شده است