جمع بندی در مورد فتنه خوارج

تب‌های اولیه

10 پستها / 0 جدید
آخرین ارسال
در مورد فتنه خوارج

با سلام

در مورد خوارج و علت اندیشه انحرافی و خصوصیات آنها توضیح دهید

و آیا اینکه جوانان ما هم در معرض این طرز فکر هستند؟

و راه نجات و تشخیص چیست؟

با تشکر

با نام و یاد دوست





کارشناس بحث: استادعماد

نکته سنج;758702 نوشت:
در مورد خوارج و علت اندیشه انحرافی و خصوصیات آنها توضیح دهید

به صورت ظاهری پیدایش گروه خوارج از جنگ صفین و داستان حکمیت شروع شده است ،(1) ولی حزبی اینگونه سازمان یافته نمی تواند بدون پیشینه و به یکباره و در چند ساعت، متولد شود و شعارهایی تند دهد؛ حتی امام علی(ع) خلیفه بر حقّ مسلمانان و همفکران وی را کافر به شمار آورد.
اگر چه برخی کج فهمی ها در زمان پیامبرصلی الله علیه واله وسلم دیده می شد ولی با انحراف از جریان غدیر، برخی اسلام را سطحی دیدند و از درک مفاهیم عمیق اسلام عاجز ماندند و این زمنیه ای شد برای پیدایش گروه های مختلف از جمله خوارج
مهمترین عامل پیدایش فرقه خوارج، کوتاه فکری و ساده اندیشی و کج فهمی آنان بود که موجب شد اولا: آیه قرآن «ان الحکم الا لله » را نادرست تفسیر کرده، حکم به معنای قانون و برنامه حکومت را با حکم به معنای فرمانروایی و داوری اشتباه کنند، و در نتیجه حکمیت را مخالف قرآن بدانند.
ثانیا: ارتکاب گناه را موجب شرک و کفر دانسته، کسانی را که به حکمیت رضایت داده بودند، مشرک و کافر بشمارند.
امام علی علیه السلام آنگاه که خوارج شعار «ان الحکم الا لله » را سر می دادند، فرمود:
«کلمة حق یراد بها الباطل، نعم لا حکم الا لله، و لکن هؤلاء یقولون لا امرة الا لله و لا بد للناس من امیر بر و فاجر» (2)

علاوه بر عدم توانایی درک صحیح از اسلام، تعصب قومی قبیلگی نیز در بوجود آمدن این فرقه نقش داشت

1.آقای ناصربن عبدالکریم العقل، ظهور خوارج را در جریان قتل عثمان می داند، الخوارج اول الفرق فی تاریخ الاسلام، چاپ اول، ریاض، دارالوطن، 1416 ه.ق ص 16.
2.نهج البلاغة، خطبه 40.

نکته سنج;758702 نوشت:
و آیا اینکه جوانان ما هم در معرض این طرز فکر هستند؟

نمی توان کلی گفت جوانان ما هم در معرض این خطر و طرز فکر هستند اما سطحی نگری در مورد دین و فاصله گرفتن از اسلام راستین موجب می شود تاریخ دوباره تکرار شود

ممنونم جناب استاد عماد

در همین زمینه من یک حدیث هم میخواندم در این مضمون که:

در آخـر الـزمـان گـروهـى پـيـدا مـى شـونـد كـم سال وسبكسر سخن بهترين خلق خدا را به زبـان مـى آورنـد و قـرآن مـى خـوانـنـد امـا از حـنـجـره هـاى آنـان فراتر نمى رود , از دين خارج مـى شـوند همچون خارج شدن تير از كمان هر گاه آنان را ديديد بكشيدشان, زيرا كه كشندگان آنها درروز قيامت نزد خدا پاداش دارند.

* سخن بهترین خلق خدا یعنی پیامبران و امامان! یعنی این جوانان با امامان مخالف نیستند

من فکر میکنم این افراد در آخرالزمان سطحی نگر هستند و فقط فکر میکنند خودشان اسلام را میفهمند و در عین نادانی خودشان را با علما برابر میدانند
علما یا خواص با تجربه سیاسی و دینی.

البته این فقط برداشت من بود.

نکته سنج;758702 نوشت:
با سلام

در مورد خوارج و علت اندیشه انحرافی و خصوصیات آنها توضیح دهید

و آیا اینکه جوانان ما هم در معرض این طرز فکر هستند؟

و راه نجات و تشخیص چیست؟

با تشکر

با سلام

اكنون كه از مطالعه و بررسى تاريخ و چگونگى پيدايش گروه خوارج و سير حركت‏هاى نظامى و سياسى آن‏ها در طول تاريخ در بلاد اسلامى فارغ شديم، آراء و عقايد و انديشه‏هاى كلى آنها را مورد بحث قرار مى‏دهيم و متذكر مى‏شويم كه اگرچه گروه‏هاى خوارج منقرض شده‏اند و جز گروه اباضيه، آن هم در مناطقى محدود، ديگر خبرى از آن‏ها نيست، با وجود اين، عقايد و آراءِ آن‏ها در مسائل اعتقادى در كتاب‏هاى كلامى و ملل و نحل آمده است و متكلمان اسلامى در كتابهاى خود آنها را مطرح كرده و مورد بحث و بررسى قرار داده‏اند و لذا جا دارد كه عقايد و انديشه‏هاى آنها را مطالعه كنيم و به نقد و بررسى آن بپردازيم، زيرا بررسى عقايد آنها ما را در فهم درست بعضى از مسائل تاريخى و كلامى كمك مى‏كند.
با سلام
نخستين عقيده‏اى كه از سوى خوارج ابراز شده و همين عقيده باعث پيدايش گروه خوارج گرديده، عقيده‏شان درباره «تحكيم» است.
آنها در جنگ صفين پس از آنكه اميرالمؤمنين(ع) به ناچار به حكميت و داورى ابوموسى و عمروعاص رضايت داد و سند تحكيم امضا شد، عَلَم مخالفت برداشتند و رو در روى آن حضرت قرار گرفتند و گفتند: ما رضايت نمى‏دهيم كه در دين خدا، افراد و اشخاص حكميت كنند.
حكومت فقط از آنِ خداست (لاحكم الاّللّه‏).(1)

البته كسانى اين سخن را ابراز مى‏داشتند كه خودشان حكميت را به اميرالمؤمنين(ع) تحميل كرده بودند، ولى بعد از آن به امام گفتند: ما اشتباه كرده‏ايم و از خطاى خود توبه مى‏كنيم و تو هم بايد توبه كنى، و گرنه با تو معامله يك كافر و مشرك را خواهيم كرد.(2)

خوارج مى‏پنداشتند كه حكومت از آنِ خداست و به داورى گذاشتن آن ميان دو نفر گناه كبيره است و نبايد افراد را در تعيين حكم خدا دخالت داد.
آنها سخن خود را از ظاهر بعضى از آيات قرآنى استفاده كرده بودند، مانند اين آيات شريفه:

إِنِ الْحُكْمُ إِلاَّ لِلّهِ يَقُصُّ الْحَقَّ وَهُوَ خَيْرُ الْفَاصِلِينَ.(3)

حكمى نيست جز از آنِ خدا، او به حق حكم مى‏دهد و او بهترين فرمان دهندگان است.

وَمَن لَمْ يَحْكُم بِمَا أَنْزَلَ اللّهُ فَأُولئِكَ هُمُ الْكَافِرُونَ.(4)

كسانى كه به آنچه خداوند نازل كرده است حكم نكنند، آنها همان كافرانند.

آنها مى‏گفتند: حكم خدا درباره معاويه روشن و واضح است، بنابراين، به داورى گذاشتن امر معاويه كارى خطاست و مى‏گفتند: حاكم فقط خداست و نمى‏توان در دين خدا كسى را به عنوان حاكم تعيين نمود. البته سخن خوارج بيشتر جنبه شعارى داشت و مفهوم درست و روشنى از آن به دست نمى‏دادند و لذا اميرالمؤمنين(ع) در يكى از خطبه‏هاى خود متذكر مى‏شود كه جمله «لاحكم اِلاّللّه‏» سخن حقى است كه خوارج از آن باطلى را اراده كرده‏اند و آن اينكه براى مردم امام و امير لازم نيست؛ در حالى كه مردم بايد اميرى داشته باشند خوب يا بد.(5)

خوارج قبول حكميت را گناه كبيره و مساوى با كفر مى‏دانستند و بارها و بارها اين مطلب را اظهار كردند و شعار هميشگى آنها «لاحكم اِلاّللّه‏» بود.

اعتقاد خوارج درباره تحكيم اعتقاد باطل و سخيفى بود و اميرالمؤمنين(ع) با منطقى بسيار قوى به اشكالات آنها پاسخ داد و اگر آنها افراد بى‏غرض و آگاهى بودند بايد به اشتباه خود پى مى‏بردند. اما چه مى‏شود كرد؟ هنگامى كه جمعيتى بى‏شعور و احمق و تابع احساسات تند و كاذب، در دست افراد توطئه‏گر و جاه‏طلبى اسير شده باشند، انتظارى جز اين نمى‏رود.

1 ـ نصربن مزاحم: وقعه صفين، ص 513.
2 ـ مبرد: الكامل، ج 2، ص 117؛ وقعه صفين، ص 514. مشروح داستان و حل اين تناقض آشكار ميان دو سخن خوارج را كه به فاصله چند ساعت ابراز كردند در فصل اول اين رساله ملاحظه كرديد.
3 ـ انعام، 57.
4 ـ مائده، 44.
5 ـ نهج البلاغه: خطبه 40. در مورد نظر خوارج درباره امامت و بررسى اين سخن اميرالمؤمنين(ع) كه آنها امامت را نفى مى‏كنند به زودى بحث خواهيم كرد.

نکته سنج;758878 نوشت:
ممنونم جناب استاد عماد

در همین زمینه من یک حدیث هم میخواندم در این مضمون که:

در آخـر الـزمـان گـروهـى پـيـدا مـى شـونـد كـم سال وسبكسر سخن بهترين خلق خدا را به زبـان مـى آورنـد و قـرآن مـى خـوانـنـد امـا از حـنـجـره هـاى آنـان فراتر نمى رود , از دين خارج مـى شـوند همچون خارج شدن تير از كمان هر گاه آنان را ديديد بكشيدشان, زيرا كه كشندگان آنها درروز قيامت نزد خدا پاداش دارند.

* سخن بهترین خلق خدا یعنی پیامبران و امامان! یعنی این جوانان با امامان مخالف نیستند

من فکر میکنم این افراد در آخرالزمان سطحی نگر هستند و فقط فکر میکنند خودشان اسلام را میفهمند و در عین نادانی خودشان را با علما برابر میدانند
علما یا خواص با تجربه سیاسی و دینی.

البته این فقط برداشت من بود.

با تشکر
اما در مورد این حدیثاگر دقت کنید در مورد آخر الزمان است


عنه صلى الله عليه و آله :سيَخْرُجُ في آخِرِ الزّمانِ قَومٌ أحْداثُ الأسْنانِ ، سُفَهاءُ الأحْلامِ ، يَقولونَ مِن قَولِ خَيرِ البَرِيَّةِ ، يَقْرَؤونَ القُرآنَ لا يُجاوِزُ حَناجِرَهُم ، يَمْرُقونَ مِن الدِّينِ كما يَمْرُقُ السّهمُ مِن الرَّمِيَّةِ ، فإذا لَقِيتُموهُم فاقْتُلوهُم ، فإنّ في قَتْلِهِم أجْرا لِمَن قَتَلَهُم عِندَ اللّهِ يَومَ القِيامَةِ . ۱


پيامبر خدا صلى الله عليه و آله :بزودى در آخر الزمان گروهى پيدا مى شوند كم سنّ و سال و سبك سر . سخن بهترين خلق خدا را به زبان مى آورند و قرآن مى خوانند اما از حنجره هاى آنان فراتر نمى رود ، از دين خارج مى شوند همچون گذر تير از هدف . هر گاه آنان را ديديد بكشيد شان ؛ زيرا كه كشندگان آنها در روز قيامت نزد خدا پاداش دارند .
۱-۱.كنز العمّال : ۳۰۹۴۹ .


با سلام

بسیاری از اوقات حق و باطل به هم آمیخته می شوند و افرادی از سر تبعیت از هوای نفس بدعت هایی می آفرینند که در عین باطل بودن از آن جا که شباهت با حق دارد، گروهی را می فریبد و آنان را در دام فتنه می اندازد. اگر حق و باطل کاملاً روشن و واضح بودند، افراد می توانستند به راحتی حق را تشخیص داده و به آن عمل کنند و نیز از باطل دوری گزینند. در چنین شرایطی افراد بی بصیرت به خاطر فهم اشتباه به عنوان ابزاری در دست دشمنان قرار می گیرند و ناخواسته و با نیت حق مداری به عنوان عاملان عده ای که تعمداً حق و باطل را درهم آمیخته اند، عمل می کنند.

علی علیه السلام در این خصوص به خوارج فرمودند: ثم انتم شرار الناس و من رمی به الشیطان مرامیه و ضرب به تیهه؛ شما بدترین مردم هستید. شما تیرهایی هستید در دست شیطان که از وجود پلید شما برای زدن نشانه خود استفاده می کند.» و به وسیله شما مردم را در حیرت و تردید و گمراهی می افکند.

لازمه شناخت رفتار شناسی امیرمومنان علی علیه السلام در برخورد با فتنه ها و الگو گیری از آن، شناخت سنخ فعالیت های فتنه آفرینان در راستای نیل به مطامع خود در جامعه ارزشی می باشد در زمان حکومت علی علیه السلام سوژه پیراهن عثمان برای مخالفان آن حضرت بهانه مناسبی بوده است. عجیب این است که کسانی که خود در رأس مخالفان حکومت عثمان بودند حتی شادی خود را از قتل عثمان پنهان نکردند، پیراهن خونین عثمان را علم کردند و به مخالفت با علی علیه السلام برخاستند.

با تشکر

نکته سنج;758878 نوشت:

من فکر میکنم این افراد در آخرالزمان سطحی نگر هستند و فقط فکر میکنند خودشان اسلام را میفهمند و در عین نادانی خودشان را با علما برابر میدانند
علما یا خواص با تجربه سیاسی و دینی.

سوالات رسول خدا از شیطان و نصیحت های شیطان به امت پیامبر



حضرت فرمودند:
مردم را از چه نگاه می داری؟
شیطان گفت: مرا به تعداد هر یک از مردم فرزندی است که برآنان مسلط کرده ام تا وسوسه کنند مگر آنکس که همیشه در خدمت صالحان و عالمان باشد و پیوسته در عبادت خداوند باشد چنین است که بر او دست نمی یابم اما آنکس که در نماز خود با حالت خضوع و خشوع (تواضع و فروتنی و ترس از خدا) باشد او را به فکر های دنیایی می اندازم تا از نماز خود بهره نبرد و دچار سهو و اشتباه گردد.

حضرت فرمودند: آیا فرزندی داری؟
شیطان گفت: آری سخن چینان نور چشم منند و ربا خواران راحت تن منند و ستمگران قوت اعضا و جوارح منند ای رسول خدا من دشمنم با کسی که با صالحان و عالمان تو بسیار همنشینی کند زیرا که من هر چه کوشش می کنم تا یکی را از شر تو دور کنم باز اینان او را نصیحت می کنند و به راه حق هدایت می نمایند.

برگرفته شده از http://ahlolbait.blog.ir

پرسش:
در مورد خوارج و علت اندیشه انحرافی و خصوصیات آنها توضیح دهید؟ آیا جوانان امروزه در معرض این طرز فکر هستند؟ و راه نجات و تشخیص چیست؟


پاسخ:

خوارج گروهی بودند که بعد از جنگ صفین و در جریان حکمیت در داخل سپاه حضرت علی (علیه السلام )بوجود آمدند(1) البته حزبی اینگونه سازمان یافته نمی تواند بدون پیشینه و به یکباره و در چند ساعت، متولد شود و شعارهایی تند دهد؛ با انحراف از جریان غدیر، برخی به دلیل اسلام را سطحی دیدند چرا که در راس هرم مسلمانان شخصی قرار گرفت که اطلاعات اندکی از دین داشت لذا کسانی که در زمان سه خلیفه اول مسلمان شدند از درک مفاهیم عمیق اسلام عاجز ماندند و این زمینه ای شد برای پیدایش گروه های مختلف از جمله خوارج

لذا مهمترین عامل پیدایش فرقه خوارج، کوتاه فکری و ساده اندیشی و کج فهمی آنان بود که موجب شد
اولا: آیه قرآن «ان الحکم الا لله » را نادرست تفسیر کرده، حکم به معنای قانون و برنامه حکومت را با حکم به معنای فرمانروایی و داوری اشتباه کنند، و در نتیجه حکمیت را مخالف قرآن بدانند.
ثانیا: ارتکاب گناه را موجب شرک و کفر دانسته، کسانی را که به حکمیت رضایت داده بودند، مشرک و کافر بشمارند.

امام علی (علیه السلام )آنگاه که خوارج شعار «ان الحکم الا لله » را سر می دادند، فرمود:
«کلمة حق یراد بها الباطل، نعم لا حکم الا لله، و لکن هؤلاء یقولون لا امرة الا لله و لا بد للناس من امیر بر و فاجر» (2)
علاوه بر سطحی نگری عوامل دیگر نیز در بوجود آمدن آنان سهیم بود. برخی نویسندگان منشأ خوارج را سالوکان و اعرابیان روزگار جاهلیت دانسته‌اند که بر سران قبایل خود و سنت‌ها و ارزش‌های قبیله‌ای می‌شوریدند و برای کمترین چیزها به هیجان می‌آمدند و می‌جنگیدند.(3) بیشتر شخصیت‌های برجسته خوارج از میان این اعرابیان برخاستند و به هیچ یک از قبایل مشهور عرب وابستگی نداشتند(4)خوارج عمدتا از اعرابیان تمیم و بکر -از قبایل ربیعه یمن- بودند(5) هیچ یک از صحابه از مهاجرین و انصار به خوارج نپیوستند.
درباره خصوصیات آنان اگر چه بعضا حافظ قرآن بوده (6) و عبادت بسیار داشتند اما این عبادات عاری از حقیقت بود(7) و تظاهر به زهد داشتند، جهل و تنگ نظری و ناآشنایی به سنت پیامبر(صلی الله علیه واله وسلم) و احکام دین(8) سوء فهم قرآن و تطبیق نادرست آیات بر مقاصد خویش همراه سطحی نگری از دیگر شاخصه های آنان بود.(9) از ویژگی هایی دیگر این گروه می توان از گمراه دانستن عموم مسلمانان جزء خویش(10)، تمایل به جدل و مناظره و ضعف در احتجاج(11)، ستیزه جویی، لجاجت، تعصب، و تندروی در آرا و عقاید(12)، بدکرداری توام با خشونت(13)، کشتن کودکان و زنان آنها و نرمش با اهل ذمه و مشرکان(14) نام برد.

اگر چه این گروه در صدر اسلام با از نظر اعتقادی شاخصه های خاص خودشان را داشتند اما سطحی نگری از دین و آگاه نکردن جوانان از اسلام واقعی می تواند معضلاتی شبیه به آنها را برای جامعه اسلامی به دنبال داشته باشد. امروزه داعش و گروه های تندرو دیگر نیز اسیر این سطحی نگری هستند و راه جلوگیری از پیوستن جوانان به این گروه ها آگاه کردن آنان از اسلام راستین است.

در نتیجه خوارج گروهی سطحی نگر بودند که با توجه به عدم بیان اسلام واقعی در زمان سه خلیفه اول رشد کرده و در زمان حضرت علی (علیه السلام) این درخت ظلم وستم ثمر داد، این گروه تنها خود را مسلمان می دانستند و بقیه مسلمانان که با عقاید آنان هماهنگ نبودند کافر می شمردند. امروزه نیز داعش و گروه های تروریستی بیشترین شباهت را به خوارج دارند و باید با بیان عقاید صحیح اسلامی مانع از پیوستن مسلمانان چه شیعه و چه سنی به آنان شد.

منابع:
1.آقای ناصربن عبدالکریم العقل، ظهور خوارج را در جریان قتل عثمان می داند، الخوارج اول الفرق فی تاریخ الاسلام، چاپ اول، ریاض، دارالوطن، 1416 ه.ق ص 16.
2.نهج البلاغة، خطبه 40.
3. احمد سلیمان معروف، قراءة جدیدة فی مواقف الخوارج و فکرهم و ادبهم، دمشق ۱۹۸۸؛، ص ۲۱-۲۳؛ احمد شلبی، موسوعة التاریخ الاسلامی و الحضارة الاسلامیة، ج ۲، قاهره ۱۹۸۲، ج ۲، ص ۲۱۰-۲۱۱؛ اخبار الدولة العباسیة و فیه اخبار العباس و ولده، چاپ عبدالعزیز دوری و عبدالجبار مطلّبی، بیروت: دارالطلیعة للطباعة و النشر، ۱۹۷۱، ص ۳۳۵؛ ابن عبد ربّه، العقد الفرید، ج ۱ و ۲، چاپ مفید محمد قمیحه، بیروت ۱۴۰۴/۱۹۸۳، ج ۱، ص ۱۸۶
4. عمر ابوالنصر، الخوارج فی الاسلام، بیروت ، ۱۹۴۹، ص ۱۴، ۲۱؛ یوسف بابطین، حرکة الخوارج: نشأتها و اسبابها، چاپ شاکر مصطفی، کویت، ۱۴۰۹، ص ۲۵۰
5. طبری، تاریخ، ج ۵، ص ۶۶
6. نصر بن مزاحم، وقعة صفین، چاپ عبدالسلام محمد هارون، قاهره ۱۳۸۲، چاپ افست قم ۱۴۰۴، ص۴۹۱؛
7. نصر بن مزاحم، وقعة صفین، ص ۴۹۱؛
8. علی‌بن ابی‌طالب (ع)، امام اول، نهج‌البلاغة، چاپ محمد عبده، بیروت، بی‌تا ، خطبه ۳۶، ۱۲۷؛ جعفر مرتضی عاملی، علی (ع) و الخوارج: تاریخ و دراسة، بیروت ۱۴۲۳،ج۲، ص ۱۳، ۱۳۷-۱۴۱، ۱۶۷-۱۷۱
9. محمد بن اسماعیل بخاری، صحیح‌البخاری، ]چاپ محمد ذهنی‌افندی[، استانبول ۱۴۰۱/۱۹۸۱، چاپ افست بیروت، بی‌تا، ج ۸، ص ۵۱؛ احمد عوض ابوشباب، الخوارج: تاریخهم، فرقهم، و عقائدهم، بیروت ۱۴۲۶/۲۰۰۵، ص ۵۹-۶۱؛
10. ابن‌تیمیه، مجموع الفتاوی، چاپ مصطفی عبدالقادر عطا، بیروت ۱۴۲۱، ج ۱۶، جزء ۲۸، ص ۲۲۱؛ ناصربن عبدالکریم عقل، الخوارج: اول الفرق فی تاریخ الاسلام، ریاض ۱۴۱۹، ص ۳۲-۳۳
11. ابن ابی الحدید، شرح نهج‌البلاغة، چاپ محمد ابوالفضل ابراهیم، قاهره ۱۳۸۵ـ۱۳۸۷/ ۱۹۶۵ـ۱۹۶۷، چاپ افست بیروت، بی‌تا، ج ۴، ص ۱۳۶-۱۳۹، ۱۶۹
12. بلاذری، احمد بن یحیی، جُمَل من انساب الاشراف، چاپ سهیل زکار و ریاض زرکلی، بیروت ۱۴۱۷، ج ۳، ص ۱۴۵؛ احمد عوض ابوشباب، الخوارج: تاریخهم، فرقهم، و عقائدهم، ص ۵۷-۵۹.
13. احمد بن یحیی بلاذری، جُمَل من انساب الاشراف، ج ۳، ص ۱۴۵؛ عامر نجار، الخوارج: عقیدة و فکرآ و فلسفة، قاهره ۱۹۸۸، ص ۱۴۱-۱۴۲؛ احمد عوض ابوشباب، الخوارج: تاریخهم، فرقهم، و عقائدهم، ص ۵۷-۵۹
14. ابن‌شاذان، الایضاح، چاپ جلال‌الدین محدث ارموی، تهران ۱۳۶۳ش، ص ۴۸؛ احمد بن یحیی بلاذری، جُمَل من انساب الاشراف، ج ۷، ص ۱۴۴، ۱۴۶

موضوع قفل شده است