فتنه

پیامبر و آزمايش الهی

سلام بر شما
در روايت آمده
یک روز پیامبر اسلام(ص) بر فراز منبر مشغول سخنرانى بود. ناگاه حسنین(ع) با پیراهنی سرخ به مسجد آمدند، آن پیراهن‏ها به پاى ایشان می‏پیچید و به زمین می‌افتادند. پیامبر از منبر فرود آمد و ایشان را برداشت و در مقابل خود جاى داد، سپس این آیه را تلاوت فرمود: «إِنَّما أَمْوالُکُمْ وَ أَوْلادُکُمْ فِتْنَهٌ»
منظور پيامبر از خواندن اين آيه چيه؟
يعني پيامبر در اين آزمايش موفق شد يا ناموفق؟

آیا مصیبت صفین در حال تکرار است؟ (انتخاب اشتباه مردم در انتخابات)

با سلام
جریان صفین از تاسف آورترین فرازهای تاریخ برای شیعه است. زمانی که فرمانده لشکر امیرمومنان ع تا رسیدن به خیمه فریبکاران یعنی معاویه و عاص چند گامی بیشتر نداشت فتنه حماقت خوارج که ظاهربینی آنها کار دستشان داد جنگ برده را به شکستی بزرگ کشاند. جنگی که می توانست ریشه اموی را به هم بپیچد و اسلام را از این شجره خبیثه رها سازد، شد دردسری بزرگ برای خلاف علی ع و پس از آن امت اسلام. مصیبتی که به کربلا و عاشورا رسید و تا غیبت ادامه یافت و هنوز هم امت اسلام چوب آنرا می خورد....
و اما تاریخ برای عبرت ماست. که ما را برای عبرت گیری و آزموده شدن خلق کردند. ظاهرا امروز صحنه صفین در حال تکرار است. در حالی که ایران گروگان گرفته شده دوران طاغوت، زنجیرهای اسارت و بردگی استکبار را پاره کرده و بر دهان متجاوزان نخستین زده و به قدرت بزرگی در منطقه بدل گشته که بتواند از ملتهای مظلوم و آرمان های فراموش شده دفاع کند و در حالی که توانسته بزرگترین فتنه استکبار در منطقه یعنی فتنه گروه های تروریستی منطقه را به شکست بکشاند و عنقریب است که اسرائیل غاصب که ریشه هر فتنه ای در این منطقه است؛ خودبخود مضمحل گردد عده ای از داخل به تحریک و فریب دستگاه عریض و طویل استکبار دم از سازش با دشمن جنایتکار می زنند.
آیا اینان همان جاهلان ظاهرپرست زمان نیستند که نقش خوارج در صفین را بازآفرینی می کنند؟ چه بسا چنین است بخصوص که آنان نیز محور و مدار حقانیت در زمان خود را نمی شناسند و نمی دانند خدای متعال به لطف و کرمش حجت آشکاری به آنها عنایت کرده که راه را از بیراهه تشخیص دهند و علی زمان را به شکست نکشانند.
اما با کدام فریاد می توان ذهن خمود و عقل خموش آنها را بیدار ساخت؟ آیا این همه آیت و نشانه برایشان کافی نیست؟ منتظر چه اند؟ آیا منتظرند مسیح از آسمان نزول کند و یا مهدی از پشت پرده آشکار شود و بگوید این حق است و آن باطل تا قدم از بیراهه پس کشند؟ اگر چنین می اندیشند زهی خیال باطل که خداوند هیچ امتی را چنین هدایت نکرده چه اینکه حجت عقل را به آنها عطا کرده تا بکارش ببرند و حق را بیابند نه اینکه آن را پشت هواها و هوسها و ظاهربینی ها مخفی سازند.
برادر! خواهر! کیستی ؟ کجایی؟ چه می اندیشی؟ اینسوی میدانی یا آنسو؟ گوش به سخن کدام زبان سپرده ای؟ و عقل را چه کرده ای؟ و دین را چگونه تفسیر می کنی؟ امروز زمان آزمون بزرگ من و شماست. من و شما هم فرداروز مورد قضاوت تاریخ و آیندگانیم. آیا مارا هم به جبهه حق و بصیرت ملحق می سازند یا به جبهه باطل و کوردلی؟ لختی بیاندیش....
یا علیم

آیا حدیث "لکل امة سامری" در مورد امت زمان حال ایران هم صادق است؟

در روایت هست که لکل امة سامری و سامری امت زمان پیامبر صلی الله علیه و آله هم در روایات معرفی شده است.
حال سوال این است که در مورد امت زمان حال ما یعنی ایران فعلی چی؟

در مورد فتنه خوارج

با سلام

در مورد خوارج و علت اندیشه انحرافی و خصوصیات آنها توضیح دهید

و آیا اینکه جوانان ما هم در معرض این طرز فکر هستند؟

و راه نجات و تشخیص چیست؟

با تشکر

تیر زیر خاک شده موساد برای ایرانی ها // حمله صهیونیسم به سردار سلیمانی در فضای مجازی


[CENTER]

اعوذ بالله من الشیطان الرجیم

بسم الله الرحمن الرحیم

السلام علیک یا رسول الله(ص)




السلام علیک یا امیرالمومنین (ع)

السلام علیکم یا اهل بیت نبوه (ع)

السلام علیک یا صاحب الزمان (عج)

================================

با سلام و عرض ادب و آرزوی سلامتی برای امام زمان(عج) و نائب برحقش امام خامنه ای و آرزوی سلامتی و موفقیت برای سردار سپاه شیعه حاج قاسم سلیمانی


متاسفانه در محیط مجازی متن هایی منشر می شود که کاملا ابلهانه بوده و پر واضح است که این متون رو صهیونیسم جهانی علیه سردار سپاه شیعه تنظیم کرده است.

برای نمونه یکی از این پیام های جعلی که اخیرا به سردار منتسب شده است را این جا تایپ می کنیم :

نامه پادشاه عربستان .اگه ناو ایران به راه خود را به یمن ادامه بده و از خط سرخ عبور کنه با اولین فروند هواپیما بدون هیچ اخطاری او را خواهیم زد.

نامه سردار سلیمانی به پادشاه عربستان.
ناو ایران ره خود را به یمن ادامه میدهد و تا 11 روز دیگر به یمن میرسدو به شرفم قسم کوچکترین خشی از عربستان به ناو ایران برسد طی 48 ساعت با اجازه خودم عربستان را بجز مکان های مذهبی با خاک یکسان می کنم و جمعه همان هفته مردمان پارسی نماز جمعه خود را در مکه کنار خانه خدا بر پا میکنند.


مشاهده کردید کارشناس محترم ، چه قدر ابلهانه .....

از همه بدتر این است که برخی ها اینقدر احمق هستند که این متون رو باور می کنند و حتی اگر باور هم نکنند منتشر می کنند و فکر می کنند در انتشارش خیری است!

غافل از این که این پیام ها فتنه بد وعاقبت شومی را دنبال می کند .....

ما نمی خواهیم پیام فوق را دقیق بررسی کنیم ، چون این قدر ابلهانه طراحی شده است و از طرز نگارش کاملا روشن است که سرداری مقتدر چون حاج قاسم چنین نگارشی ندارد و انگار داخل گوگل ترنسلیت ترجمه به زبان فارسی شده است!

اما دو قسمت در این پیام بر جسته شده است

1- آمده است"

با اجازه خودم عربستان را " ...متوجه شدید...دارند سردار را انسانی غیر ولایی جلوه می دهند....

فتنه ای که در تاریخ بار ها وجود داشته است که مردمان ابلهه باور کرده اند که فلان شخصیت خود سر شده است....

2- آمده است"

مردمان پارسی" که می خواهند سردار را نژاد پرست جلوه دهند و جنگ مسلمین با کفار حربی را به سمت و سوی جنگ عرب و عجم بکشانند.....

علت این که ما این تاپیک را در انجمن تاریخ ایجاد کردیم این است که کارشناس محترم چند مورد مثال تاریخی برای کاربران بزنند تا از تاریخ عبرت بگیریم که امثال همین پیام های جعلی به جبهه خودی ضربه زده است.








[/CENTER]

آیا جنگ احزاب سیاسی در یک کشور جنگ نخبگان نیست؟ (لزوم اجتناب از این آسیب در ایران)

اعوذ بالله من الشیطان الرجیم

بسم الله الرحمن الرحیم

السلام علیک یا رسول الله(ص)






السلام علیک یا امیرالمومنین (ع)

السلام علیکم یا اهل بیت نبوه (ع)

السلام علیک یا صاحب الزمان (عج)

================================




[=arial]

[=114][=#333333][=#333333][=#333333][=#333333][=#333333][=#333333][=#333333][=#333333][=#333333][=#333333]

با سلام و عرض ادب

مدتی است که این مسئله ذهنم رو مشغول کرده است، لذا تصمیم گرفتم برای تایید و صحت استدلال هایم این مطلب را این جا مطرح کنم تا اساتید بزرگوار راهنمایی کنند:

--------------------------------------------------------------------------------------------------------------------------------------------------------------------------

استکبار و استعمار جهانی برای این که مانع پیشرفت و استقلال ملت ها شوند با ایجاد اختلاف میان اقوام باعث عقب ماندگی آنها می شوند،برخی مواقع که فکر می کنیم ، به خودمان می گوییم که چه طور می شود حکومت های اسلامی و حتی امپراطوی عظیم و قدرتمندی مثل ایران با آن همه سوابق درخشان تاریخی تجزیه شوند و حتی ذلت ببینند؟

از یک طرف می بینیم دشمنان ما چه طور با استفاده از منابع علمی و تعالیم اسلامی و تاریخی ما، رشد و پیشرفت خودشان را فراهم نموده اند،از یک نفر شنیدم که یکی از علما می گفت به چشم خودش دیده است که دشمنان ما در نجف آثار و کتب علمای ما را روی ترازو وزن می کردند و از مردم و بازماندگانشان می خریدند! کتبی که ارزش بسیاری داشت، اما دشمنان با وزن کردن ورق ها آن کتب را می خریدند!:Ghamgin:

اما مسئله این جاست که، دشمن دیگر دلش را به ساده اندیشی و زود باروی برخی جاهلان خوش نکرده است!

مسئله این جاست که دشمن دیگر دلش را به جنگ میان اقوام ملی و اختلافات مذهبی خوش نکرده است!

ایجاد احزاب سیاسی ای که با هم می جنگند نیز یکی از ترفند های دشمن است که باید مراقب باشیم دچار جنگ میان احزاب نشویم ،چون می دانیم جنگ میان احزاب جنگ میان نخبگان است و نخبگان یکی از عوامل پیشرفت کشورمان هستند.

حضرت امام خمینی(ره) می فرمایند:
"در ممالك ما، و خصوصاً در مملكت ايران، از اول كه احزاب درست شده است، اينها- هر جمعيتى يك حزبى درست كردند دشمن با احزاب ديگر. يك صحنه مبارزه بين احزاب. و اين از باب اين بوده است كه چون خارجيها مى‏خواستند از اختلاف ملتها، از اختلاف توده‏هاى مردم استفاده كنند، يكى از راههايى كه موجب اين مى‏شود كه اختلاف پيدا بشود و مردم با هم در يك مسائلى مجتمع نشوند، قضيه احزاب بوده است. حزب درست مى‏كردند."

صحيفه امام، ج‏5، ص: 276
دشمن با ایجاد احزاب سیاسی صوری و راه انداختن جنگ های صوری ( که حقیقت مسئله نیست) سعی دارد الگویی را برای احزاب و جریان های داخلی کشورمان ایجاد کند و بگوید اگر ما پیشرفت کردیم به خاطر همین مسائل بوده است،عده ای هم فریب این توطئه دشمن را می خورند و در کشور آن را پیاده می کنند.:read:توطئه ای که رهبر کبیر انقلاب حضرت امام خمینی(ره) چنین می گوید:"اينها در ممالك خودشان يك چيزى درست مى‏كنند، صورت است، واقعيت ندارد؛ به واسطه آن صورتْ ممالك ديگر را به دام مى‏اندازند، كه آنها وقتى كه احزاب درست مى‏كنند واقعاً با هم دشمن مى‏شوند. "
صحيفه امام، ج‏5، ص: 276

"اساساً باب احزاب، از اول كه پيدا شده است و اينها با هم جنگ و نزاع كردند، به نظر مى‏رسد كه با دست ديگران [بوده‏] براى اينكه اينها با هم مجتمع نشوند. و آنها از اجتماع يك توده‏اى مى‏ترسند، از اين جهت به واسطه اينكه اينها مجتمع با هم نشوند و مربوط با هم نباشند، اين امر را كردند و خودشان هم يك چيزى، صورتى آنجا درست كردند كه اينها ببينند كه مثلًا در مجلس انگلستان حزب كارگر داريم و حزب مثلًا كذا؛ خوب ما هم خوب است داشته باشيم! اما آنها يكجور ديگر فكر مى‏كنند، اينهايى كه از آنها اخذ مى‏كنند يك جور ديگرى فكر مى‏كنند. اينها وقتى كه با هم دو حزب تشكيل دادند، دو جبهه مخالف و دو جبهه دشمن تشكيل مى‏دهند! اين دشمن اوست، او هم دشمن اوست، و آنها استفاده‏اش را مى‏كنند! آنها بازى مى‏دهند اينها را كه البته مملكت متمدن بايد حزب داشته باشد، احزاب داشته باشد؛ خوب پس ما هم بايد احزاب داشته باشيم! اما احزابى كه ما درست مى‏كنيم اين طورى است كه اين حزب با آن حزب تمام عمرش را صرف مى‏كند در اينكه اين او را بكوبد و او اين را بكوبد."

صحيفه امام، ج‏5، ص: 277

[=#000000]
می ترسم که احزاب و جریان های سیاسی فعلیدر کشور ما گرفتار این آسیب شوند و عملا فعالیت احزاب را با میدان جنگ اشتباه بگیرند و از ناکامی یکدیگر خوشحال شوند!

فراموش کنند که مهم مردم است.

فرقی نمی کند که کدام جریان سیاسی از یک شخص حمایت کند! مهم بعد از آن است که هر دو جریان سیاسی توپخانه هایشان را به سمت یکدیگر نشانه بگیرند و هر روز در کشور بلوایی بر پا کنند و حتی خودشان را هم بزنند، چیز هایی که بار ها دیده ایم و شنیده %

فتنه تردید: امام(ره) زیر سوال برود!

دوستان سلام


علی علی
برچسب: 

سخنی مهم از حضرت امام خمینی(ره): میزان در هرکس حال فعلی اوست+دانلود کلیپ

انجمن: 

اعوذ بالله من الشیطان الرجیم

بسم الله الرحمن الرحیم




السلام علیک یا امیرالمومنین (ع)

السلام علی الحسین(ع) و علی علی بن الحسین(ع) و علی اولاد الحسین(ع) و علی اصحاب الحسین(ع)

السلام علیکم یا اهل بیت نبوه (ع)

السلام علیک یا صاحب الزمان (عج)

آجرک الله یا صاحب الزمان(عج) فی مصیبت جدک الحسین (ع) و انصار الحسین(ع)

=============================================

با سلام

در این کلیپ قسمتی از وصیت نامه امام خمینی(ره)را خواهیم آورد

این کلیپ پاسخی است به شبهاتی که در محیط مجازی منتشر می شود

برخی از کاربران با آوردن سخنان و تصاویر حضرت امام (ره) و امام خامنه ای می خواهند طوری وانمود کنند که:

سران فتنه 1388 مورد تایید و تعریف این بزرگواران هستند و به نحوی می خواهند این قانون شکنان را تبرئه کنند

اما امام (ره) صراحتا بیان نموده اند که :

میزان در هرکس حال فعلی اوست


[FLV] http://hn7.asset.aparat.com/aparat-video/150a6b6743e6ef984f69bca05faadb9b1886767__13579.mp4 [/FLV]

http://www.aparat.com/v/Z1GB8


حجم : 3.24 مگابایت

برای تماشای کیفیت اصلی تصاویر روی آن ها کلیک کنید


پاسخ به مقاله «جنگ جمل» نوشته شده توسط سایت های اهل سنت



اعوذ بالله من الشیطان الرجیم

بسم الله الرحمن الرحیم



السلام علیک یا امیرالمومنین (ع)

السلام علی الحسین(ع) و علی علی بن الحسین(ع) و علی اولاد الحسین(ع) و علی اصحاب الحسین(ع)

السلام علیکم یا اهل بیت نبوه (ع)

السلام علیک یا صاحب الزمان (عج)

آجرک الله یا صاحب الزمان(عج) فی مصیبت جدک الحسین (ع) و انصار الحسین(ع)

==============================================

باسمه تعالی


در نظر داریم بصورت علمی و مستند و با استفاده از محتویات سایت برجسته موسسه تحقیقاتی حضرت ولی عصر(عج) به نشانی الکترونیکی (www.valiasr-aj.com) و هم

چنین در کنار نظارت اساتید مرکز ملی پاسخ گویی به سوالات دینی ، سایت مذهبی_ علمی www.askdin.com

نوشته ی مندرج در سایت های برادران اهل سنت تحت عنوان

"نگاهی به جنگ جمل" را نقد علمی کنیم .

متن مقاله مزبور بدین شرح است:

نقل قول:

نقل قول:
جنگ جمل در ماه جمادى الأخرى سال ۳۶ هجری واقع شد. در یک جانب از این جنگ حضرت علی رضی الله عنه، و در جانب دیگر أم المؤمنین حضرت عایشه رضی الله عنه و به همراهی او حضرت طلحه و حضرت زبیر رضی الله عنهما ـ که از عشره‌ی مبشره‌اند ـ قرار گرفته بودند. هر دو فریق از بزرگان صحابه رضی الله عنهم هستند؛ اما این جنگ بنا به حیله‌سازی چند نفر مفسد به صورت اشتباهی رخ داد و در میانِ ایشان نه رنجشی وجود داشت و نه می‌خواستند که با هم جنگ کنند.
مفسدوں کی فتنہ پردازی ہوئی /٭/ باعث خونریزی جنگ جمل
ورنہ شیر حق سے طلحه و زبیر /٭/ چاہتے ہرگز نه تھے جنگ و جدل
ترجمه:
فتنه پردازی چند مفسد شده /٭/ باعث خون‌ریزی جنگ جمل
ورنه با شیر خدا طلحه و زبیر /٭/ کی همی خواستند کنند جنگ و جدل
در حکایت این جنگ نیرنگ‌سازی‌های زیادی به کار رفته و دروغ‌های فراوانی با آن آمیخته شده است؛ اصل واقعه به حواله‌ی تاریخ قرطبی از این قرار است:
حضرات طلحه و زبیر رضی الله عنهما وقتی که با اکراه شورشیان بر دست مبارک حضرت علی رضی الله عنه بیعت کردند، فوراً از مدینه حرکت کردند. أم المؤمنین حضرت عایشه‌ی صدیقه رضی الله عنها در آن سال به حج تشریف برده بود و تا آن زمان در مکه سکونت داشت. حضرات طلحه و زبیر رضی الله عنهما پیش وی رفته، تمام سرگذشت را به عرض وی رسانیدند که حضرت عثمان رضی الله عنه شهید شد و شورشیان مردم را به زور به بیعت با حضرت علی رضی الله عنه وادار کرده‌اند و این وقت در مدینه فتنه‌ی سختی برپا است؛ شما أم المؤمنین هستید و ما در پناه شما مأمون خواهیم ماند و شما سعی کنید که فتنه به نحوی دفع گردد؛ زیرا حضرت علی رضی الله عنه مصلحت را در این می‌داند که اکنون نسبت به قصاص قاتلین حضرت عثمان رضی الله عنه سکوت اختیار شود، حال آن‌که از این سکوت، نیروی شورشیان بیش‌تر می‌شود. حضرت عایشه رضی الله عنها از شرکت در مشاجرات انکار ورزید؛ حضرات طلحه و زبیر رضی الله عنهما از قرآن پاک آیاتی تلاوت کردند که در آن دستور اصلاح بین مسلمانان داده شده، بالأخره حضرت عایشه رضی الله عنها با ایشان هم‌نظر شد و بر این امر اتفاق کردند که تا مادامی که نیروی شورشیان کم نگشته، نباید به مدینه برویم؛ بلکه بیرون از سرزمین عرب، در گوشه‌ای عافیت اختیار می‌کنیم و با تدبیری حضرت علی رضی الله عنه را از گروه مفسدان جدا کرده، با خود همراه می‌کنیم، آن‌گاه مشکل حل خواهد شد؛ قصاص حضرت عثمان رضی الله عنه هم گرفته می‌شود و مفسدان گوش‌مالی داده می‌شوند؛ چنان‌که طبق این مشورت ایشان عازم بصره شدند.
مفسدان این واقعه را با حیله‌گری عجیبی برای حضرت علی رضی الله عنه بیان کردند و به او این طور فهماندند که آن‌ها می‌خواهند تو را از خلافت عزل کنند و نگذاشتند که حضرت علی رضی الله عنه از اصل نیت آن‌ها با خبر شود؛ لذا حضرت علی رضی الله عنه هم به سوی بصره روانه شد.
حضرات حسن و حسین، عبدالله بن جعفر و عبدالله بن عباس رضی الله عنهم با این لشکرکشی مخالف بودند؛ اما رأی ایشان مورد قبول واقع نشد.
وقتی که لشکر حضرت علی رضی الله عنه به نزدیکی بصره رسید، آن جناب، حضرت قعقاع رضی الله عنه، صحابی پیامبر صلى الله علیه وسلم را به عنوان قاصد نزد حضرات طلحه و زبیر رضی الله عنهما فرستاد.
حضرت قعقاع رضی الله عنه اوّلاً با أم المؤمنین رضی الله عنها ملاقات کرد؛ ایشان صراحتاً جواب داد که مقصود من فقط اصلاح است که به یک نحوی این فتنه و فساد مرتفع گردد و امنیت برقرار شود.
باز حضرت قعقاع رضی الله عنه با حضرات طلحه و زبیر رضی الله عنهما ملاقات نمود و پرسید: شما چه صورتی را برای اصلاح تجویز کرده‌اید؟
هر دو گفتند: بدون قصاص از قاتلین حضرت عثمان رضی الله عنه راهی دیگر برای امنیت متصور نیست.
حضرت قعقاع رضی الله عنه گفت: حصول این مقصود بدون از اتفاق تمام مسلمانان امکان پذیر نیست؛ لذا باید شما با حضرت علی رضی الله عنه بپیوندید و با هم متفق شده و برای آن تدبیری در نظر بگیرید.
این رأی مورد پسند حضرات طلحه و زبیر رضی الله عنهما قرار گرفت. حضرت قعقاع رضی الله عنه بشارت صلح را به محضر حضرت علی رضی الله عنه آورد و ایشان بسیار خوش‌حال شد و تا سه روز بین آن‌ها تبادل نامه و پیام جاری بود. روز سوم به وقت شام چنین برنامه‌ریزی شد که فردا صبح حضرات طلحه و زبیر رضی الله عنهما با حضرت علی رضی الله عنه طوری ملاقات نمایند که کسی از شورشیان در جلسه حاضر نباشد.
این امر برای شورشیان سخت ناگوار گذشت؛ زیرا می‌دانستند که هر گاه حضرت علی رضی الله عنه به تنهایی با طلحه و زبیر رضی الله عنهما ملاقات نماید، از توان ما خارج خواهد شد؛ لذا آنان در فکر افتادند تا به یک صورتی صلح را به هم بزنند و نگذارند ملاقات صورت گیرد!
منافق مشهور، عبدالله بن سبا، مؤسس مذهب روافض در رأس مفسدان بود و رأی داد که شما امشب جنگ را آغاز کنید و بعداً به اطلاع حضرت علی رضی الله عنه برسانید که طرف مقابل غدر کرده و به جنگ پرداخته است؛ چنان‌که همین طور واقع شد.
شورشیانِ مفسد در آخر شب خودسرانه جنگ را آغاز کردند و از جانب دیگر به آنان جواب داده شد و در لشکر حضرت علی رضی الله عنه فریاد برآوردند که طلحه و زبیر رضی الله عنهما عهدشکنی کرده‌اند و در آن طرف این صدا در هم پیچید که علی رضی الله عنه عهدشکنی کرده است.
هدف این‌که با این توطئه‌ معرکه‌ی بزرگی به پا شد و از دو طرف سیزده‌هزار مسلمان کشته شد. حضرات طلحه و زبیر رضی الله عنهما هم در این جنگ شهید شدند؛ «إِنَّا لِلّٰهِ وَإِنَّا إِلَیْهِ رٰجِعُونَ».
حضرت طلحه رضی الله عنه در میدان جنگ شهید شد، اما حضرت زبیر رضی الله عنه از جنگ کناره گرفت و هنگامِ برگشت ابن جرموز در راه او را شهید کرده و به امید انعام نزد حضرت علی رضی الله عنه آمد و گفت: ای أمیرالمؤمنین! مژده باد که دشمنت را کشتم.
حضرت علی رضی الله عنه پرسید: چه کسی را؟
گفت: زبیر را.
حضرت علی رضی الله عنه فرمود: من تو را به جهنم مژده می‌دهم!
ابن جرموز گفت: انعام عجیبی دادی!
حضرت علی رضی الله عنه فرمود: من چه‌كار کنم در حالی كه رسول خدا صلى الله علیه وسلم به من فرموده است:
ـ «یَا عَلِیُّ! بَشِّرْ قَاتِلَ ابْنِ صَفِیَّةَ بِالنَّارِ»؛ ای علی! قاتل پسر صفیه را به دوزخ بشارت بده.
و حضرت زبیر رضی الله عنه پسر صفیه، عمه‌ی پیامبر صلى الله علیه وسلم بود.
ابن جرموز با شنیدن این بشارت خودکشی کرد. حضرت علی رضی الله عنه با دیدن این صحنه با آواز بلند تکبیر گفت و فرمود: ببینید گفته‌ي رسول خدا صلى الله علیه وسلم چگونه راست در آمد![۱]
پس از پایان جنگ، حضرت علی، امام حسن و عبدالله بن عباس رضی الله عنهم جهت مشاهده‌ی اجساد مقتولین به میدان جنگ تشریف بردند؛ بر یکی که رسیدند، حضرت امام حسن رضی الله عنه آواز داد: یَا أَبَتِ! وَاللهِ فَرْخُ قُرَیْش؛ ای پدر! قسم به خدا نوجوانی از قریش این‌جا افتاده است.
حضرت علی رضی الله عنه پرسید: کیست؟
او گفت: محمّد بن طلحه رضی الله عنهما.
حضرت علی رضی الله عنه فرمود: «وَاللهِ کانَ شَاباً صَالِحاً»؛ به خدا قسم نوجوان نیکوکاری بود.[۲]
باز گذر حضرت علی رضی الله عنه بر جسد حضرت طلحه رضی الله عنه افتاد؛ آن را دیده و نشست و فرمود: ابومحمّد این‌جا به این حال افتاده است! و فرمود: کاش من بیست سال قبل می‌مردم! و دست حضرت طلحه رضی الله عنه را گرفته و بار بار بوسه می‌داد و می‌فرمود: این همان دستی است که از رسول خدا صلى الله عليه وسلم مصایب را دفع کرده است.[۳]
وقتی که آخرین رمق حضرت طلحه رضی الله عنه رسیده بود، کسی [ثور بن مجزاة] از کنار او گذشت، او پرسید: از کدام لشکری؟
گفت: از لشکر امیر المؤمنین رضی الله عنه.
حضرت طلحه رضی الله عنه فرمود: خوب است؛ دست بده تا من بر دست تو برای حضرت علی رضی الله عنه بیعت کنم. و بیعت کرد و پس از آن جان داد.
آن شخص واقعه را به حضرت علی رضی الله عنه عرض کرد؛ حضرت علی رضی الله عنه تکبیر خواند و فرمود: خداوند نخواست که حضرت طلحه رضی الله عنه را بدون بیعت با من به جنّت داخل گرداند.[۴]
از حضرت علی رضی الله عنه راجع به اهل جمل سؤال شد که آیا مشرک بودند؟
فرمود: نه؛ ایشان از شرک می‌رمیدند.
گفته شد: پس آیا منافق بودند؟
فرمود: نه؛ منافق خدا را بسیار کم یاد می‌کند.
باز پرسیده شد: آنان را چه قرار دهیم؟
فرمود: «إِخْوَانُنَا بَغَوْا عَلَیْنَا»؛ آنان برادران ما بودند که بر ما بغاوت کردند [و امیدوارم من و آنان از گروهی باشیم که خداوند درباره‌ی آن‌ها فرموده است: «وَنَزَعْنَا مَا فِی صُدُورِهِمْ مِنْ غِلٍّ إِخْوَاناً عَلَى سُرُرٍ مُتَقَابِلِیْنَ»؛ هر گونه غِلّ را از سینه‌ی آن‌ها می‌شوییم در حالی که همه برادراند و بر تخت‌های بهشت روبه‌روی یک‌دیگر قرار می‌گیرند.]
_________________________
[۱] تطهیر الجنان؛ البدایة والنهایة.
[۲] تطهیر الجنان.
[۳] تطهیر الجنان؛ البدایة والنهایة (۷/۴۲۸). در جنگ احد یک بار آن‌حضرت صلى الله عليه وسلم در ازدحام کفار واقع شد؛ در آن وقت به غیر از حضرت طلحه رضي الله عنه کسی دیگر نبود. از هر چهار طرف تیر می‌بارید و حضرت طلحه رضي الله عنه به وسیله‌ی سپر جلوی تیرها را می‌گرفت که ناگهان سپر از دستش افتاد. تصور کرد که اگر من سپر را بردارم تا آن وقت معلوم نیست که چند تیر به پیامبر صلى الله عليه وسلم اصابت کند؛ لذا به وسیله‌ی دست خود جلوی تیرها را می‌گرفت. در نتیجه دستش کاملاً شل شد که تا آخر عمر بی‌کار ماند. حضرت علی رضي الله عنه همین دست را بوسه می‌داد. (مؤلف)
[۴] إزالة الخفاء (۲/۲۸۰).
٭ سيرت خلفاي راشدين/ ترجمه مولانا حسین پور

بعد از تایید این تاپیک و انتخاب کارشناس ناظر ، مطالبی که در نقد مقاله فوق تدوین کرده ایم را در همین محل خواهیم گذاشت.

بحث ما کاملا علمی است تا حقایق تاریخ مشخص شود و در این نوشته به کتب اهل سنت استناد داشته ایم.


حق برای نویسنده و منتشران این مقاله در همین مکان(سایت مرکز ملی پاسخ گویی به سوالات دینی به نشانی www.askdin.com) محفوظ است تا پاسخ های خویش را مستند و علمی داده و پاسخ آن را بگیرند.




در کشمکش دوران، مقدادعلی پیمان/ درقحطی میثم‌ها، تمارترین باشم


به گزارش خبرنگار فرهنگی «خبرگزاری دانشجو»، مصطفی محدثی خراسانی، شاعر انقلابی کشورمان غزلی جدید سروده و با نام «فتنه پرچم ها» در وبلاگ شخصی خود قرار داده است.

متن این شعر به شرح ذیل است:


یادم نرود باید بیدارترین باشم

درمعرکه تزویر، هشیارترین باشم


در کشمکش دوران، مقدادعلی پیمان

در قحطی میثم ها، تمارترین باشم


هم پنجره مهرم، هم پنجره رحمت

امروز ولی باید دیوارترین باشم


یکسو علم مارق، یکسو کتل قاسط

درفتنه پرچم ها، عمارترین باشم


هفتاد و دو ملت نه، هفتاد و دو پیغمبر

اسلام محمد را معیارترین باشم


در ظهر عطش معذور، غفلت زده مجبور

امروز که مختارم، مختارترین باشم


گفت و نشنیدم من، رفت و نرسیدم من

امروز که می خواند، انصارترین باشم

منبع با ندکی تصرف: snn.ir