جمع بندی خداوند می تواند جلوگیری کند؟

تب‌های اولیه

38 پستها / 0 جدید
آخرین ارسال

دلسوخته;1015405 نوشت:
سلام .
ببینید شما مطالبی رو بیان کردید باید برای همه برقرار باشه دیگه درسته ؟
به عنوان مثال در سوره ی قصص حضرت موسی از محافظت و پرورش خاص خداوند بهره می برد و یا حضرت یوسف می بینیم در کودکی از حمایت خاص خداوند برخوردار است ، اما انسان های دیگر از این برخوردار نیستند برخوردار نیستند. شما اسم این را شاید حکمت بگذارید اما این ها مشکوک به چیز دیگریست !

با سلام
مثال هایی که زدید اتفاقا بر عکس مدعای شماست . آیا محیط کودکی حضرت موسی (ع) محیط پاکیزه ای برای زندگی عارفانه است؟ در کاخ فرعون! یا حضرت یوسف در اوان نوجوانی به اسارت می رود و به بردگی گرفته می شود و آنگاه در سخت ترین شرایط تربیتی و در زیر نگاه های زهر آلود و هوس آمیز زنان مصر زندگی می کند.
آیا گمان کرده اید که آن حضرات در ناز و نعمت و محیط سالم پرورش یافته و و بدون هر گونه مشکلی و با حمایت های صد در صدی خدا به کمال رسیده اند و خود در این کار نقشی نداشته اند ؟ و به تعبیری مجبور به عصمت بوده اند؟؟
هرگز . بلکه آنها از روی اختیار معصومانه عمل می کردند . آری درست است که حمایت های خدای تعالی از پیامبران و ائمه بوده است اما این کمک ها و حمایت ها گتره و بی حساب و کتاب و به تعبیر دیگر اتفاقی نیست بلکه کسانی که در راه خدا حرکت کنند و سرپرستی خدا را بپذیرند خدا نیز به آنها کمک می کند و هدایت های خاص و ویژه خود را نصیب آنها می کند .
الله ولی الذین آمنوا
الذین جاهدوا فینا لنهدینهم سبلنا

دلسوخته;1015405 نوشت:
مثلا در آیات زیر :

اگر كمترين زيانى به تو برسد برطرف‏ كننده آن، كسى جز خدا نخواهد بود، و اگر خير و بركت و پيروزى و سعادتى نصيب تو شود از پرتو قدرت اوست، زيرا او بر همه چيز تواناست» - ۱۷ انعام

اگر خداوند (براي امتحان يا كيفر گناه) زياني به تو رساند، هيچكس جز او آنرا بر طرف نمي‏سازد،
و اگر اراده خيري براي تو كند هيچكس مانع فضل او نخواهد شد، آنرا به هر كس از بندگانش بخواهد مي‏رساند و او غفور و رحيم است. - ۱۰۷ یونس

بگو چه كسى مى‏تواند در برابر خدا از شما حمايت كند اگر او بخواهد براى شما بد بياورد يا بخواهد
شما را رحمت كند و غير از خدا براى خود يار و ياورى نخواهند يافت - ۱۷ احزاب


گر چه خطاب این آیات به شخص پیامبر است اما این ها قواعد کلی عالم وجود هستند و به نقش خدا در هدایت تکوینی عالم اشاره دارد و این آیات همه انسان ها را شامل می شود که هیچ کس نمی تواند به کسی ضرر بزند و یا نفعی برساند جز این که خدا بخواهد .
پس این آیات ربطی به بحث هدایت های اختصاصی اولیا ندارد.

دلسوخته;1015405 نوشت:
یا در باب احادیث و آیات فرشتگان نگهبان
امیرمؤمنان (علیه السلام) می فرماید:
«لیس احد من الناس الا و معه ملائکة حفظة یحفظونه من ان لتردی فی بئر، او یقع علیه حائط او یصیبه سوء فاذا حان اجله خلوا بینه و بین ما یصیبه» (6).
«احدی از مردم نیست، مگر اینکه با او ملائکه ای است که او را حفظ می کنند؛ از اینکه پایش بلغزد [و] در چاه [بیفتد]، یا اینکه دیواری رویش بیاید و یا اینکه بدی به او برسد. پس هنگامی که مرگ او فرا رسید، میان او و آنچه را به او [از بدی ها و خطرات و حوادث] می رسد، خالی می کنند».
براى او فرشتگانى است كه پى در پى او را به فرمان خدا از پيش رو و از پشت‏ سرش پاسدارى مى كنند- رعد ۱۱

اگر ذهن مبارک باشد این بحث را در تاپیکی جداگانه بحث کردیم و گفتیم که این بحث فرشتگان مراقب یکی از اجزای سنت های مختلف عالم وجود است که باید در یک مجموعه سیستمی و با هم دیده شود و این گونه نیست که این سنت ناقض سنت های دیگر باشد .(به صورت مفصل این را در همان تاپیک توضیح دادم)
مثلا اراده و اختیار انسان هم یکی دیگر از سنت های این عالم است و همچنین تبعیت معلول ها از علت ها نیز از دیگر سنت های این عالم است و ده ها سنت جاری دیگر اما هیچ گاه نباید انتظار داشت یک سنت بقیه سنت ها را دفع کند و از کار بیاندازد بلکه در تعارض سنن در یک مورد خاص ، سنت اهم بر سنت مهم ترجیح می یابد(به دلیل حکمت)
به عنوان نمونه اگر یک انسانی با سوء اراده خود خواست یک کودک را بکشد و تمام اسباب را هم به کار گرفت با وجود سنت وجود ملائکه محافظ نباید بر این کار موفق شود و هیچ کودکی در عالم نباید آسیب بیند وحتی در زلزله کشته شود !! در صورتی که این گونه نیست و سنت های بالاتری مانند (تبعیت معلول از علت تامه و اختیارمندی انسان) در میان است.

دلسوخته;1015405 نوشت:
اینکه مثال می زنید مثلا شمشیر پنبه شود یا لشکریان خشک بشوند و ... شما در سوره ی قصص ببینید وقتی فرعون دنبال حضرت موسی بود خداوند لشکریانش را نابود کرد ؟ نه! بلکه در آیات بیان می کند به مادرش الهام می کند او را به دریا بیندازد . پس روش های جایگزین برای خداوند وجود دارد و خواهد داشت که بهانه ی نقض قوانین وجود نداشته باشد.

قبلا هم عرض کردیم قرار نیست که خدا تمام عالم را با معجزه اداره کند بلکه معجزه در مواردی برای نشان دادند سلطه خدا بر همه قدرت ها و اسباب و در موارد خاص به کار می رود که نباید عمومی باشد چون نقض حکمت الهی است.
البته برخی از وقایع که مثلا می بینیم خدا به گروهی مدد می رساند این از باب معجزه نیست بلکه از باب اسباب و علل است برخی زا علل مادی و برخی از علل معنوی است و کسی که مقدمات تاثیر علل معنوی را فراهم کند آن علل در زندگی او و یا آن گروه فعال خواهد شد خدا می فرماید "ان تنصر الله ینصر کم" این یک قاعده است که هر گروهی که بخواهد خدا را یاری کند خدا آنها را یاری می کند گاه به اسباب ظاهری و گاه به اسباب باطنی و معنوی.

دلسوخته;1015405 نوشت:
آیه ای درباره ی اتفاقات حتمی می بینیم :
هيچ مصيبتى نه در زمين و نه در نفسهاى شما [= به شما] نرسد، مگر آنكه پيش از آنكه آن را پديد آوريم، در كتابى است. اين [كار] بر خدا آسان است - ۲۲ حدید
خب من وقتی می بینم روش محافظتی وجود ندارد ، فرشتگان نگهبان هم که اثری ازشون نیست ، طبق آیات زیان رسیده هم خدا دفع نکرده است ، بدبخت می شم به آیه ی لوح محفوظ مراجعه می کنم ، عقل من میگه این از قصد بوده و خداوند اینطور خواسته چون برای من اتفاق افتاده است ، به نظرتون اشتباه است ؟

درباره علم خدا و تقدیراتی که برای انسان نوشته شده و رابطه آن با اختیار انسان در جای خود باید بحث شود که آیا تقدیرات ما از پیش نوشته شده بوده و دیگر قابل تغییر نیست ؟؟
و یا این از باب علم خدا به نتیجه اعمال ماست؟
به نظر دومی است و اگر تقدیری هم هست تقدیر مشروط است نه تقدیر حتمی و غیر قابل تغییر . چون این نوع تقدیر با ارده و اختیار انسان منافات دارد.

سلام.
اینکه خداوند به مادر حضرت موسی الهام می کند او را به آب بیندازد معجزه است ؟؟! اگر معجزه نیست پس برای کودکان دیگر هم می تواند باشد.

حضرت موسی و یوسف هر دو در شرایطی ایده آل در کودکی رشد کردند از نعمت هدایت طبق گفته ی خداوند بهرمند بودند دقت کنید من درباره ی کودکی حرف می زنم و سوال هم درباره کودکی است. من نگفتم آن ها همیشه در محیط خوب بوده اند خیر ولی آن پایه ترین و ابتدایی ترین شرایط را در کودکی برای اینکه در آینده به کمکشان بیاید داشتند.

بله من هم همین را گفتم که تا خداوند نخواهد نه ضرر و منفعتی به فرد نمی رسد پس کودکی که گرفتار می شود قصدی در این کار است.

عجیب است که گفتید تقدیر حتمی وجود ندارد : در قرآن دو کتاب محو و اثبات و لوح محفوظ را نام می برد که لوح محفوظ حتمی است.

شعیب;1015422 نوشت:

با سلام خدمت شما دوست گرامی
بله مجموعه ای از آیات در سوره نجم هست که این مطلب را از آن آیات برداشت کردم و ارائه نمودم
أَلاَّ تَزِرُ وازِرَةٌ وِزْرَ أُخْري
که هیچ کس بار گناه دیگری را بر دوش نمی گیرد ،
وَ أَنْ لَيْسَ لِلْإِنْسانِ إِلاَّ ما سَعي‏
و اینکه برای انسان بهره ای جز سعی و کوشش او نیست ،
وَ أَنَّ سَعْيَهُ سَوْفَ يُري (40)
و اینکه تلاش او بزودی دیده می شود ،
اگر خوب به این آیات دقت کنید واضح است که محور اصلی در رتبه دهی و پاداش بخشی در نگاه قران برای انسان ها سعی و تلاش و کوشش اوست و خدا می فرماید که هیچ کس بار گناه دیگری را به دوش نمی گیرد . و و برای انسان هیچ چیز نیست مگر سعی و تلاشی که می کند . و آنچه را که در قیامت می بیند سعی و تلاش خود است نه چیز دیگری .

محور در ارزشمندی انسان سعی اوست ، جهت گیری اوست نه داشته های او . چه بسا داشته های انسان غیر اکتسابی است مثلا کسی که در یک خانواده ای بسیار عالی زندگی خود را شروع می کند و مثلا پدر و مادر هم در تربیت او هم در حفظ قرآن او هم ... تلاش می کنند و شاید این کودک تا مدتی نقش آنچنانی در این داشته ها ندارد پس ملاک ارزشمندی فرد داشته های غیر اکتسابی او نمی تواند باشد چون خودش تلاشی برای آن نکرده است بلکه سعی او است که در نگه داری این ارزش ها و ترقی و تکامل آنها به این فرد ارزش می دهد.

در طرف مقابل هم همین طور ؛ کسی که در انحطاط اخلاقی خود در اوان کودکی هیچ اراده و تقصیری نداشته و بسیاری از مشکلات را به همراه خود بی اختیار دارد این فرد نباید با داشته هایش سنجیده شود بلکه با تلاشش بر این داشته هایش سنجیده می شود شاید یک درصد تلاش این فرد برای تغییر به خوبی ها با یکسال قرآن خواندن آن فرد اول برابری کند و این خداست که در روز قیامت این ها را محاسبه می کند.

اما در آیه 6 سوره ی تحریم بیان می شود در صورت تربیت نشدن صحیح لطفی شامل قربانی نمی شود اینطور که در تفاسیر بیان شده است.

متون دیگری که می خوانم پسر نوح را با حضرت یوسف و موسی مقایسه می کنند و نقش مادر آن ها و ژن و ... را بررسی می کنند و بر خلاف گفته های شما خداوند این موارد را گویی در قبال مجازات پسر نوح در نظر نگرفته است چون اشاره ای در قرآن به آن نکرده است ولی موارد خوب تربیتی حضرت موسی و یوسف به صراحت بیان شده است.

دلسوخته;1015449 نوشت:
سلام.
اینکه خداوند به مادر حضرت موسی الهام می کند او را به آب بیندازد معجزه است ؟؟! اگر معجزه نیست پس برای کودکان دیگر هم می تواند باشد.

با سلام
آیت‌الله جوادی آملی می فرماید: وحی دو قسم است؛ وحی علمی و وحی عملی. قسم اول مخصوص پیامبران و اولیاست که شما اخبار از غیب، احکام و شریعت می‌شود اما وحی عملی آن چیزی است که خداوند آن را در قلب مومنان، صالحان، اولیاء خود الهام می‌کند تا تصمیم درستی بگیرند، این وحی عمومی است.
وحی عملی نظیر آن چیزی است که به قلب مادر موسی فرستاد «وَأَوْحَيْنَا إِلَى أُمِّ مُوسَى أَنْ أَرْضِعِيهِ فَإِذَا خِفْتِ عَلَيْهِ فَأَلْقِيهِ فِي الْيَمِّ وَلَا تَخَافِي وَلَا تَحْزَنِي إِنَّا رَادُّوهُ إِلَيْكِ وَجَاعِلُوهُ مِنَ الْمُرْسَلِينَ؛ در همان زمانى كه پسران بنى اسرائيل را می‌کشتند، مادر موسى به موسى حامله شد و او را بزاد. ما به مادر موسى الهام كرديم: تا آن گاه كه بر جان او نترسيده اى او را شير ده، ولى آن گاه كه ترسيدى او را در آن دريا (رود نيل) بيفكن و نترس، كه كشته نمی‌شود و از دورى وى اندوهگين مباش كه ما او را به تو باز می‌گردانیم و از پيامبرانش قرار می‌دهیم و او را به سوى خاندان فرعون و بنى اسرائيل به رسالت می‌فرستیم.» ما این تصمیم را در قلب او الهام کردیم که همان وحی فعل است. این وحی اختصاصی به ائمه و انبیاء ندارد بلکه هر کسی که ولیی از اولیای الهی شود ممکن است ذات اقدس اله در قلب آن فرد مطلب و تصمیمی را الهام کند. پس عده‌ای که به راه آمده‌اند خداوند تصمیم‌های خوب را در قلب آن‌ها می‌اندازد بنابراین این‌ها باید در مورد تصمیمات خوبی که می‌گیرند شاکر باشند و خدا را شکر کنند و آن تصمیم درست را از آن خداوند بدانند.

الهام خدا به مادر حضرت موسی یک سیر طبیعی در اولیای خداست هر کس که خود را پاک و پاکیزه نماید این نعمت را دریافت خواهد کرد (تابع علت و معلول است و گتره و بی حساب و کتاب نیست)
البته واضح است که خدا اراده کرده است که اولیای الهی و خاصان درگاه خود را که به تعبیر فراز های ابتدایی دعای ندبه، خدا بر لیاقت این ها قبل از خلقت آنها علم داشته است برای همین از آنها تعهد گرفته که در عالم دنیا زهد بورزند و آنها قبول کرده اند و خدا بر همین اساس زمینه های رشد و نمو آنها در بستر های پاک (ارحام مطهره) را فراهم می آورد تا این ها بتوانند نمونه های کامل و بی نقص برای هدایت بشر باشند .

دلسوخته;1015449 نوشت:
حضرت موسی و یوسف هر دو در شرایطی ایده آل در کودکی رشد کردند

قرآن می گوید به محض این که حضرت موسی شروع به شیر خوردن کرد ماموران فرعون به سراغ او آمدند و مادر موسی او را در آب انداخت و آب این طفل را به کاخ فرعون برد.
پس کودکی موسی در کاخ فرعون بوده است.
اما حضرت یوسف هم قبل در ابتدای دوران نوجوانی که دوران تعیین کننده ای است به بردگی برده شد و در کاخ عزیز مصر بزرگ شد آیا برای تربیت پذیری ابتدای دوران نوجوانی که زمان تصمیم های آگاهانه است زمان موثری نیست!!؟

دلسوخته;1015449 نوشت:
بله من هم همین را گفتم که تا خداوند نخواهد نه ضرر و منفعتی به فرد نمی رسد پس کودکی که گرفتار می شود قصدی در این کار است.

این نفع و ضرری که به خواست خدا به افراد می رسد آیا ابتدایی است یعنی خدا بی هیچ علتی به فردی ضرر می زند ؟؟ هرگز.
بلکه خدا به عنوان علت العلل و قاهر بر همه فاعل ها و بنا بر توحید فاعلی هر فعلی که در عالم انجام شود به خدا منتسب می شود (این بحث جبر و اختیار است که دامنه درازی دارد) و هیچ کس نمی تواند خارج از دائره فاعلیت الهی کاری بکند اما خدا فعلی که در عالم توسط موجودات تحقق می پذیرد را اجازه و اذن می دهد و اگر اذن ندهد هیچ کدام تاثیر نخواهد کرد ولی بنا بر حکمت بالغه خود علل و اسباب مادی را از کار نمی اندازد و فعل آنها را اذن عام می دهد آتش می سوزاند آب خنک می کند و تیغ می برد و انسان اختیارش تاثیر می کند چه به خیر و چه به شر و همه این ها را خدا اذن داده است و اگر خدا نخواهد هیچ کدام از این علل تاثیر نخواهد کرد.
موضوع قفل شده است