جمع بندی حکم تضاد برخی مبانی اسلام با منطق شخصی انسان

تب‌های اولیه

23 پستها / 0 جدید
آخرین ارسال
حکم تضاد برخی مبانی اسلام با منطق شخصی انسان

سلام به دوستان و کارشناسان عزیز
بنده یه سوالی دارم خیلی وقته ذهنمو درگیر کرده ، گفتم اینجا عنوان کنم ، شاید پاسخ بگیرم
سوال من اینه که بنده در حدود 70 درصد مبانی اسلام و قرآن رو قبول دارم و شاید 30 درصد نه ، علتش هم شاید این که در فضای اجتماعی متفاوت بزرگ شدم یا کتاب های انتقادی بر قرآن و اسلام رو برسی کردم یا کلا تفاوت نگرش ذاتی بنده ، بوده ، خودم دقیقا نمیدونم ، ولی خوب اینو میدونم که اکثر کسانی که این موارد رو طی نکردن این نگاه رو به قران ندارن و کاملا درست میدونن کلام قرآن رو ؛ حالا کاری ندارم که عمل میکنن بهش یا خیر /
*****
حالا سوال من دقیقآ این هست که اگر منطق بنده نپذیره این اسلام و قران رو ضمن اینکه منفعت شخصی هم نداشته باشم از نپذیرفتنش و دنبال دین واقعی و به حق برای زندگیم باشم ، حکمش چیه ؟

با نام و یاد دوست





کارشناس بحث: استاد هادی

sina_72;908311 نوشت:
سلام به دوستان و کارشناسان عزیز
بنده یه سوالی دارم خیلی وقته ذهنمو درگیر کرده ، گفتم اینجا عنوان کنم ، شاید پاسخ بگیرم
سوال من اینه که بنده در حدود 70 درصد مبانی اسلام و قرآن رو قبول دارم و شاید 30 درصد نه ، علتش هم شاید این که در فضای اجتماعی متفاوت بزرگ شدم یا کتاب های انتقادی بر قرآن و اسلام رو برسی کردم یا کلا تفاوت نگرش ذاتی بنده ، بوده ، خودم دقیقا نمیدونم ، ولی خوب اینو میدونم که اکثر کسانی که این موارد رو طی نکردن این نگاه رو به قران ندارن و کاملا درست میدونن کلام قرآن رو ؛ حالا کاری ندارم که عمل میکنن بهش یا خیر /
*****
حالا سوال من دقیقآ این هست که اگر منطق بنده نپذیره این اسلام و قران رو ضمن اینکه منفعت شخصی هم نداشته باشم از نپذیرفتنش و دنبال دین واقعی و به حق برای زندگیم باشم ، حکمش چیه ؟


با سلام و عرض ادب و تقدیر از پرسش خوبتان

از نظر جهان بینی اسلامی همه انسان‌ها از آزادی، اختیار و قدرت بر تصمیم گیری برخوردارند. خودشان سرنوشت خویش را رقم می‌زنند ؛ اسلام از راه‌های گوناگون می‌کوشد اندیشه بشر را از اسارت باطل برهاند. تا آدمی با دید باز و وسعت نظر بیاندیشد و داوری کند. دین و آیین حق را برگزیند.
بر همین اساس اسلام به شدت مدافع تحقیق و بررسی و استدلال عقلی در مسیر یافتن حقیقت است؛ این سخن قرآن است که می فرماید: «الَّذينَ يَسْتَمِعُونَ الْقَوْلَ فَيَتَّبِعُونَ أَحْسَنَهُ أُولئِکَ الَّذينَ هَداهُمُ اللَّهُ وَ أُولئِکَ هُمْ أُولُوا الْأَلْبابِ»(زمر:39/ 18) همان کسانیکه به سخن گوش فرا می دهند و بهترین آن راپیروی می کنند، آنهایند که خدا هدایتشان کرده و آنان صاحبان خرد هستند.

انسان بايد با تحقيق و بررسی به دنبال يافتن دين حق باشد. از نظر فردی و عقل انسانی نیز اين امر، صحيح و بی اشكال، بلكه لازم و ضروری است و اسلام هم به اين باور عقلانی صحه گذاشته است. اما از نظر اجتماعی، این مسئله نمی تواند مورد قبول باشد .

بنابراین شخص مرتد اگر تمام تلاش خود را در شناخت حق کرده باشد، در ارتداد خود، نزد خدا، معذور است و در حیطه‌‏ى احکام فردى خود مجرم نیست. خداوند متعال فرمود: «لا یکلف اللَّه نفساً الّا وسعها» (بقره:2/286)داوند هیچ کس را، جز به اندازه تواناییش، تکلیف نمی‌کند.، اما اگر در شناخت حق کوتاهى کرده باشد، در حیطه‏ى احکام فردى نیز مجرم است.
مطلب بعدی اینکه: تا زمانی که این تغییر عقیده در باور فردی باقیست و به اجتماع کشیده نشده هیچ حکمی ندارد، اما اگر عقیده ی خود را به اجتماع بکشاند و موجب سلب امنیت اعتقادی در جامعه شود حکمش اعدام است. (برگرفته از: امام خمینی، تحریر الوسیله، ج 1، ص 118)

هادی;909400 نوشت:

با سلام و عرض ادب و تقدیر از پرسش خوبتان

از نظر جهان بینی اسلامی همه انسان‌ها از آزادی، اختیار و قدرت بر تصمیم گیری برخوردارند. خودشان سرنوشت خویش را رقم می‌زنند ؛ اسلام از راه‌های گوناگون می‌کوشد اندیشه بشر را از اسارت باطل برهاند. تا آدمی با دید باز و وسعت نظر بیاندیشد و داوری کند. دین و آیین حق را برگزیند.
بر همین اساس اسلام به شدت مدافع تحقیق و بررسی و استدلال عقلی در مسیر یافتن حقیقت است؛ این سخن قرآن است که می فرماید: «الَّذينَ يَسْتَمِعُونَ الْقَوْلَ فَيَتَّبِعُونَ أَحْسَنَهُ أُولئِکَ الَّذينَ هَداهُمُ اللَّهُ وَ أُولئِکَ هُمْ أُولُوا الْأَلْبابِ»(زمر:39/ 18) همان کسانیکه به سخن گوش فرا می دهند و بهترین آن راپیروی می کنند، آنهایند که خدا هدایتشان کرده و آنان صاحبان خرد هستند.

انسان بايد با تحقيق و بررسی به دنبال يافتن دين حق باشد. از نظر فردی و عقل انسانی نیز اين امر، صحيح و بی اشكال، بلكه لازم و ضروری است و اسلام هم به اين باور عقلانی صحه گذاشته است. اما از نظر اجتماعی، این مسئله نمی تواند مورد قبول باشد .

بنابراین شخص مرتد اگر تمام تلاش خود را در شناخت حق کرده باشد، در ارتداد خود، نزد خدا، معذور است و در حیطه‌‏ى احکام فردى خود مجرم نیست. خداوند متعال فرمود: «لا یکلف اللَّه نفساً الّا وسعها» (بقره:2/286)داوند هیچ کس را، جز به اندازه تواناییش، تکلیف نمی‌کند.، اما اگر در شناخت حق کوتاهى کرده باشد، در حیطه‏ى احکام فردى نیز مجرم است.
مطلب بعدی اینکه: تا زمانی که این تغییر عقیده در باور فردی باقیست و به اجتماع کشیده نشده هیچ حکمی ندارد، اما اگر عقیده ی خود را به اجتماع بکشاند و موجب سلب امنیت اعتقادی در جامعه شود حکمش اعدام است. (برگرفته از: امام خمینی، تحریر الوسیله، ج 1، ص 118)

ممنون که واضح جواب دادید ، فقط این سوال ها هم در ذهن من مجدد شکل گرفت : اینکه قرآن در چندجا اشاره کرده که اگر بخشی از این کتاب رو قبول ندارید قابل نیست و کسی پیرو واقعی این کتاب هست که تمامش رو قبول داشته باشه تا چه حد از نظر عالم های اسلامی جای ملاحظه داره
یعنی اگر حتی 50 درصدش رو کسی باور داشت که کلام خداست باید به دنبالش بره و بهش عمل کنه یا نه کلش رو باید کنار بزاره و بگه طبق کلام خود قرآن باید حتمآ همشو قبول داشته باشه ؟
و یه مورد دیگه که تو این پاسختون نظرم رو جلب کرد اون قسمتی هست که این ناباوری رو به اجتماع منتقل کنه هست ، حکم اعدامی یکی از مراجع براش در نظر گرفته، این یعنی تمامی سخنان انتقادی بر قرآن و اسلام رو شامل میشه ؟ و اینکه همچین حکمی که آیت الله خمینی داده ، صرفآ از خودش بوده یا روایتی از ائمه براش در دست هست یا جای دیگه اشاره ای شده بهش ؟

[="Tahoma"][="Navy"][="3"]

sina_72;908311 نوشت:
حالا سوال من دقیقآ این هست که اگر منطق بنده نپذیره این اسلام و قران رو ضمن اینکه منفعت شخصی هم نداشته باشم از نپذیرفتنش و دنبال دین واقعی و به حق برای زندگیم باشم ، حکمش چیه ؟

سلام
مثل اینستکه بفرمایید اگر من سراب را آب تصور کنم و بسویش برم حکمش چیست؟
جواب روشن است
با تصور کسی سراب آب نمی شود
یا علیم[/][/][/]

سلام
مثل اینستکه بفرمایید اگر من سراب را آب تصور کنم و بسویش برم حکمش چیست؟
جواب روشن است
با تصور کسی سراب آب نمی شود
یا علیم

:
:
متاسفانه احساسات شما به منطق شما در امور دینی غلبه داره با توجه به متنی که خوندم ازتون
یک مثال میزنم شاید منظورمو برسونم شما یک موجود خیلی کوچیک رو تصور کنید مثل یک کرم این کرم تو یه باغچه ای در فرانسه داره زندگی میکنه و شما بخواید به این بفهمونید که کل باغچه که اون داره زندگی میکنه داخلش همه دنیا نیست و یه جای تو یه قاره ای دیگه هست که رنگ خاکش قرمزه خوب این کرم تا اون باغچه رو دیده هیچ موقع توان فهمیدن و تصور مکانی که بهش میخوان بفهمونن وجود داره رو نداره ...
ما که انسان هستیم تازه و یک دنیای بی کران هم پیش رومون هست تازه / در کل به هیچ وجه نمیتونی شما تصورات خودت رو مطلقآ درست بدونی حتی اگر کل انسان های دنیا با شما هم عقیده باشن !!
ضمن این که مثالی که زدید هم بسیار بی ربط بود به موضوع این تاپیک
موفق باشید

sina_72;908311 نوشت:
سلام به دوستان و کارشناسان عزیز
بنده یه سوالی دارم خیلی وقته ذهنمو درگیر کرده ، گفتم اینجا عنوان کنم ، شاید پاسخ بگیرم
سوال من اینه که بنده در حدود 70 درصد مبانی اسلام و قرآن رو قبول دارم و شاید 30 درصد نه ، علتش هم شاید این که در فضای اجتماعی متفاوت بزرگ شدم یا کتاب های انتقادی بر قرآن و اسلام رو برسی کردم یا کلا تفاوت نگرش ذاتی بنده ، بوده ، خودم دقیقا نمیدونم ، ولی خوب اینو میدونم که اکثر کسانی که این موارد رو طی نکردن این نگاه رو به قران ندارن و کاملا درست میدونن کلام قرآن رو ؛ حالا کاری ندارم که عمل میکنن بهش یا خیر /
*****
حالا سوال من دقیقآ این هست که اگر منطق بنده نپذیره این اسلام و قران رو ضمن اینکه منفعت شخصی هم نداشته باشم از نپذیرفتنش و دنبال دین واقعی و به حق برای زندگیم باشم ، حکمش چیه ؟

با سلام

شما تو یکی دو سال که نمیتونی کل اسلام و قرآن را بفهمی! بنده هم سالها پیش تو مطالعه مثنوی مولانا یا قرآن به مطالبی برمیخوردم که برایم یا قابل فهم یا قابل قبول نبود اما الان دیگر برایم آنگونه نیست!

اگر واقعا حقیقت جو باشید به مرور حقایق برایتان آشکار میشود. در مطالعه هم باید مطالب هر دو طرف را کامل و درست خواند و فقط به سخنان مخالفان اسلام نباید تکیه کرد!

قرآن کلام خداست و همه مطالبش را نباید با عقل انسانی سنجید. داستان حضرت موسی و خضر را حتما خوانده اید. قرآن در برخی جاها مثل سخنان خضر نبی برای ما قابل فهم نیست یا به آن علم نداریم و... یا مثلا اینکه چرا خداوند در قرآن اسم ائمه را به وضوح نیاورد که این اختلافات شیعه و سنی و خلافت و.. بروز نکنه و....

هر چه انسان به معرفت بیشتری دست یابد و قلبش نورانی شود و مقرب درگاه الهی گردد حقایق و اسرار و حکمت الهی برایش آشکارتر میشود

avin;909451 نوشت:
با سلام

شما تو یکی دو سال که نمیتونی کل اسلام و قرآن را بفهمی! بنده هم سالها پیش تو مطالعه مثنوی مولانا یا قرآن به مطالبی برمیخوردم که برایم یا قابل فهم یا قابل قبول نبود اما الان دیگر برایم آنگونه نیست!

اگر واقعا حقیقت جو باشید به مرور حقایق برایتان آشکار میشود. در مطالعه هم باید مطالب هر دو طرف را کامل و درست خواند و فقط به سخنان مخالفان اسلام نباید تکیه کرد!

قرآن کلام خداست و همه مطالبش را نباید با عقل انسانی سنجید. داستان حضرت موسی و خضر را حتما خوانده اید. قرآن در برخی جاها مثل سخنان خضر نبی برای ما قابل فهم نیست یا به آن علم نداریم و... یا مثلا اینکه چرا خداوند در قرآن اسم ائمه را به وضوح نیاورد که این اختلافات شیعه و سنی و خلافت و.. بروز نکنه و....

هر چه انسان به معرفت بیشتری دست یابد و قلبش نورانی شود و مقرب درگاه الهی گردد حقایق و اسرار و حکمت الهی برایش آشکارتر میشود

درسته حرف شما در جهت سنگین بودن برسی قرآن و اینکه شاید برای بنده قابل فهم نباشه ولی بحث سر کلیات هست و چیز های اثبات شده از قرآن توسط ائمه و بزرگان دین اسلام
وگرنه که ما پس باید اول قبولش کنیم بعدآ بریم سراغش تا کاملا برامون قابل فهم بشه ، اگرم نشد اون از عجز توانایی شناختی ما از قرآن هست !!! خوب اگه اینطوری بخوایم فرض کنیم نه تنها با منطق من بلکه با منطق هیچکس نمیخونه

sina_72;908311 نوشت:
حالا سوال من دقیقآ این هست که اگر منطق بنده نپذیره این اسلام و قران رو ضمن اینکه منفعت شخصی هم نداشته باشم از نپذیرفتنش و دنبال دین واقعی و به حق برای زندگیم باشم ، حکمش چیه ؟

به نام خدا
سلام
بدون شک اصل پذیرش دین نیاز به اثبات برای انسان دارد .
نکته قابل توجه اینست که اثبات دین با روشهای گوناگون انجام میشود .
بعضی روشها دشوار هستند بعضی روشها آسان .
اگر کسی خواست از طریق روشهای دشوار به نتیجه برسد باید سختی های آن را تحمل کند .
درک کتابی که 1400 سال پیش آمده و هم برای آن زمان و هم برای آلان و هم برای آینده گان راهنما باشد کاری سنگین و مشکل است و جز با مطالعه و تحقیق بسیار به سر منزل مقصود نمیرسد .
راه ساده تر :
قرآن می فرماید شامل دو نوع گفتار محکم و متشابه است آیه 7 سوره آل عمران
راه ساده تر رجوع به آیات محکم قرآن است

بپاخیزیم;909461 نوشت:
به نام خدا
سلام
بدون شک اصل پذیرش دین نیاز به اثبات برای انسان دارد .
نکته قابل توجه اینست که اثبات دین با روشهای گوناگون انجام میشود .
بعضی روشها دشوار هستند بعضی روشها آسان .
اگر کسی خواست از طریق روشهای دشوار به نتیجه برسد باید سختی های آن را تحمل کند .
درک کتابی که 1400 سال پیش آمده و هم برای آن زمان و هم برای آلان و هم برای آینده گان راهنما باشد کاری سنگین و مشکل است و جز با مطالعه و تحقیق بسیار به سر منزل مقصود نمیرسد .
راه ساده تر :
قرآن می فرماید شامل دو نوع گفتار محکم و متشابه است آیه 7 سوره آل عمران
راه ساده تر رجوع به آیات محکم قرآن است

یکی از شک های من که به نتیجه نرسیده اتفاقآ مربوط به همین آیه 7 سوره آل عمران میشه که میگه یه سری لفظ صریح و یه سری متشابه هست / البته این ضن من روی این آیه به دید مثبت هست و از جاهای هست که منو همیشه به فکر میبره
در مورد این مورد دوم که عنوان کردید بله من روی هم اصل برسیمو از اسلام و قرآن بنا گذاشتم و همین آیات با لفظ صریح هستن که با منطق بنده نمیخونه

مطالعه مطالبی در خصوص اعجاز علمی قرآن باعث افزایش ایمان به این هدیه بی نظیر الهی است. وقتی این همه اعجاز در قرآن ببینید پی خواهید برد که امکان ندارد این کتاب ساخته ذهن بشر باشد و اگر ما بعضی مطالبش را نمی فهمیم مشکل از علم و فهم ماست!

در سال ۱۶۱۰ انتشار یافته‌های علمی گالیله در تائید نظر کوپرنیک مبنی بر ثابت نبودن زمین و گردش آن به دور خورشید باعث شد تا وی از سوی کلیسا مورد بازجویی و تفتیش عقاید قرار گیرد. این نظریه مخالف نص کتاب مقدس بود.

آيات زير در مورد حركت وضعي زمين مورد استناد واقع شده است:

مرسلات /25 ـ شمس/6 ـ نمل /89 ـ نبأ/7 ـ نحل /15 ـ انبياء/31 ـ لقمان/10.
* آيات زير در مورد حركت انتقالي زمين مورد استناد واقع شده است:
ملك /15 ـ مرسلات /25 ـ شمس /6 ـ نمل /89 ـ فصلت /11.
*آيات زير در مورد حركت‌هاي ديگر زمين مورد استفاده واقع شده است:
زخرف / 10 ـ طه / 53 ـ نبأ/6 ـ بقره /22.

در وبلاگ زیر میتوانید این قبیل اعجازها را مطالعه کنید!

http://islam-pdf.persiangig.com

اشاره قرآن به وجود مدارها مدار های خورشید و ماه



انگشت نگاری در قرآن(اعجاز قرآن در اثر انگشتان)

جدایی قاره ها در قرآن

سبزینه(کلروفیل) در قرآن

اشاره قرآن به سیاهچاله ها و مرگ ستاره گان

اشاره قرآن به لایه لایه بودن زمین و فرو رفتن لایه اقیانوسی به زیر لایه قاره ای

اتمسفر زمین در قرآن

اشاره قرآن به بوجود آمدن حیات در آب و آمدن حیات از آب به خشکی

اشاره قرآن به تقسیم سلولی

و....................

موضوع قفل شده است