حرف دل با امام زمان (عج) -هرجمعه منتظرتون هستیم

تب‌های اولیه

1409 پستها / 0 جدید
آخرین ارسال
حرف دل با امام زمان (عج) -هرجمعه منتظرتون هستیم

بقیه الله!
خورشید جمعه ای دیگر دارد به غروب ماتم می نشیند و انگار ، داغ هجران تو همچنان بر دل ما می ماند.

یا بقیه الله!
چشمان اشکبارم را ببین که به راه آمدنت سفید شد و تو باز هم نیامدی.

یا بقیه الله!
شاید خدایت نیامدنت را فرصتی دیگر برای من قرار داده است تا وقتی که تو می آیی خروش، پاک پاک باشد.

یا بقیه الله!
تو که خود فرموده ای که به احوال شیعیانت آگاهی. پس لابد خوب می دانی که میان ما و اذان ظهر و آسمان ، چه رابطه ای است!!!

یا بقیه الله!
تو که خود خوب می دانی برخروش چه دارد می گذرد! پس جان مادرت فاطمه، هق هق غروب جمعه ما را در دفتر عشقبازی های عشاقت ثبت کن.

یا بقیه الله!
خروش را کمک تا از نگاه پنهانش ، غریبی سیراب شود.

یا بقیه الله!
در این غروب جمعه ای دیگر، ضجه غریبانه خروش و نگاه خیسش را که به پیشگاه با شکوهت تقدیم می کند بپذیر.

یا بقیه الله!
وقتی که تو می آیی ، خروش در چه حال است ... خروش در چه حال است...

یا بقیه الله...یا بقیه الله... یا بقیه الله... یا بقیه الله




آقا!
قنوت سبز نمازم به التماس در آمد
چه مي‌شود که مرا خيري از دعاي تو باشد

مهدي جان!
سئوالي ساده دارم از حضورت
من آيا زنده‌ام وقت ظهورت
اگر که آمدي من رفته بودم
اسير سال و ماه و هفته بودم
دعايم کن دوباره جان بگيرم
بيايم در رکاب تو بميرم

سر راهت در انتظارم
برده هجرت صبر و قرارم
جز ظهورت اي گل زهرا
به خدا حاجتي ندارم

به نام خدا
سلام و درود به آقا امام زمان علیه السلام
آقا تقدیم به شما:
آقا به جان مادرت
آن مادر غم پرورت

ما را مران از درگهت
آقا بیا ،آقا بیا
التماس دعای فراوان
علی الخصوص فرجتون
خودتون از خدا بخواهید
ما رو سیاها که محلی از اعراب نداریم

عصر یک جمعه دلگیر دلم گفت بگویم



بنویسم که چرا عشق به انسان نرسیده است


چرا آب به گلدان نرسیده است


چرا لحظه باران نرسیده است


هر کس که در این خشکی دوران


به لبش جان نرسیده است به ایمان نرسیده است


و هنوزم که هنوز است ، غم عشق به پایان نرسیده است


بگو حافظ دلخسته ز شیراز بیاید


بنویسد که هنوزم که هنوز است


چرا یوسف گمگشته به کنعان نرسیده است


چرا کلبه احزان به گلستان نرسیده است



خداوند گواه است دلم چشم به راه است


ودرحسرت یک پلک نگاه است


ولی حیف نصیبم فقط آه است


تویی آئینه ،روی من بیچاره سیاه است


وجا دارد از این شرم بمیرم که بمیرم


عصر این جمعه دلگیر وجود تو کنار


دل هر بی دل آشفته شود حس

موضوع قفل شده است