جمع بندی جمهوری اسلامی واقعی یا ظاهری؟

تب‌های اولیه

79 پستها / 0 جدید
آخرین ارسال
جمهوری اسلامی واقعی یا ظاهری؟

[="Tahoma"][="Blue"]

شروحیل;1019540 نوشت:
هم اسلام و هم جمهوری را !

شروحیل;1019540 نوشت:
اینجا جمهوری با اسلام در تضاد است

تعریفی که من از جمهوری اسلامی دارم:
جمهوری مربوط میشه به شکل حکومت و تعیین حاکم اینکه مردم خودشون سرنوشت خودشون رو تعیین کنند. (تعیین حاکم به صورت موقت)!
خب حالا این حکومتی که توسط مردم انتخاب شده باید محتواش در چارچوب احکام اسلام باشه.

حالا اینکه چرا وزارت ارشاد موسیقی مطربی را مجوز میدهد مشکل عدم اجرای احکام اسلامی هست، (بود یا نبود) جمهوری فرقی ندارد. به نظر شما دارد؟؟؟

اما یک مساله:
در جمهوری اسلامی، دموکراسی هم مطرح میشه یعنی جمهوری اسلامی دارای دموکراسی هست.
در واقع مردم یک زمانی با دموکراسی انتخاب کردند که حکومتی اسلامی داشته باشند.
سوال من اینجاست، بعد از گذشت 40 سال از انتخاب جمهوری اسلامی ایا همچنان انتخاب مردم این نوع از حکومت است؟
ایا واقعا جمهوری واقعی اجرایی میشود؟

به نظرم من در حال حاظر جمهوری در یک قالب خاص (انتخاب ریاست جمهوری - انتخاب نمایندگان مجلس) اجرایی میشود و نسبت به کل نظام انجام نمیگیرد.
هرچند بگذریم از اینکه خود همین منتخبین ریاست جمهوری و نمایندگان از فیلتر رد میشوند و ما به ردشدگان از فیلتر رای میدهیم.[/][/]

فروردین;1019538 نوشت:
براندازی به نفع کشور نیست

اگر به معنای واقعی، جمهوری اسلامی رعایت شود چه نیازی به براندازی هست؟
به نظر من جمهوری اسلامی هنوز پیاده سازی نشده در کشور.
از اسلام هر انچه که به نفع بوده انتخاب شده و اونچه که به ضرر بوده اجرایی نشده.

درباره "جمهوري" هم در ظاهر انتخاب مردم است اما در باطن همه از جانب رهبر انتخاب ميشود

رييس قوه قضاييه توسط رهبر انتخاب ميشود.
شوراي نگهبان توسط چه كسي انتخاب ميشود؟ 12 نفر هستند كه 6 نفر فقيه توسط رهبر و 6 نفر حقوقدان توسط رييس قوه قضايي معرفي ميشه در نهايت نمايندگان مجلس راي ميدن به ليست معرفي شده!
پس انتخاب ها همه از قبل شده فقط از ميان منتخبين نمايندگان مجلس انتخاب ميكنند (در نتيجه هر فردي از اون ليست انتخاب شود مورد تاييد رهبري هستند)
خود كانديد هاي نمايندگان مجلس و رياست جمهوري هم كه توسط شوراي نگهباني كه رهبري انتخاب كردند تاييد صلاحيت ميشوند.
در نهايت مردم به ليستي كه توسط رهبري انتخاب شده براي رياست جمهوري راي ميدهند.

خب جمهوريش چي شد اين وسط؟

پاسخ اين مطالب من رو بديد اگر اشتباه ميكنم بفرماييد.

width: 700 align: center

[TD="align: center"]با نام و یاد دوست

[/TD]

[TD="align: center"][/TD]


کارشناس بحث: استاد مسلم

[TD][/TD]

بسم الله الرحمن الرحیم

با سلام و احترام

نورالزهراء;1019554 نوشت:
سوال من اینجاست، بعد از گذشت 40 سال از انتخاب جمهوری اسلامی ایا همچنان انتخاب مردم این نوع از حکومت است؟

نورالزهراء;1019556 نوشت:
درباره "جمهوري" هم در ظاهر انتخاب مردم است اما در باطن همه از جانب رهبر انتخاب ميشود
رييس قوه قضاييه توسط رهبر انتخاب ميشود.
شوراي نگهبان توسط چه كسي انتخاب ميشود؟ 12 نفر هستند كه 6 نفر فقيه توسط رهبر و 6 نفر حقوقدان توسط رييس قوه قضايي معرفي ميشه در نهايت نمايندگان مجلس راي ميدن به ليست معرفي شده!
پس انتخاب ها همه از قبل شده فقط از ميان منتخبين نمايندگان مجلس انتخاب ميكنند (در نتيجه هر فردي از اون ليست انتخاب شود مورد تاييد رهبري هستند)
خود كانديد هاي نمايندگان مجلس و رياست جمهوري هم كه توسط شوراي نگهباني كه رهبري انتخاب كردند تاييد صلاحيت ميشوند.
در نهايت مردم به ليستي كه توسط رهبري انتخاب شده براي رياست جمهوري راي ميدهند.
خب جمهوريش چي شد اين وسط؟

پیش از پاسخ باید نکته ای را عرض کنم و ان این است که ورود به برخی مباحث چون بحث عدل الهی، یا بحث های مرتبط با سیاست و حکومت که معمولا احساسات انسان درگیر است دقت مضاعفی می طلبد.احساسات در این مباحث به شدت رهزن است، بالاخره همه ما درگیر مشکلات اقتصادی و معیشتی هستیم، اما برای تشخیص حق و قضاوت درست در این مباحث نباید بگذاریم احساسات روی قضاوت ما تأثیر بگذارند. لذا خواهش می کنم برای ورود به بحث احساساتتان را کاملا کنترل کنید، یا اصلا فکر کنید در خصوص نظام یک کشور دیگری داریم بحث می کنیم.

بنده الان میدانم که بسیاری از دوستان با یک روحیه خاص و مملو از عصبانیت وارد بحث میشوند و گرد و خاکی که از این بابت بلند می شود مانع تشخیص حق میشود! پس گمان کنید از یک کشور دیگر سخن می گوییم تا احساساتمان برافروخته نشود.
با این پیش فرض برای پاسخ به این سوال باید به چند نکته توجه بفرمایید:

نکته اول:

قانون اساسی هر کشوری محور ثبات و استقرار آن کشور است، کسی آن را در هر دوره به رأی نمی گذارد، کشور ما جوان ترین قانون اساسی را دارد، به عنوان مثال قانون اساسی آمریکا که بیش از دویست سال از عمرش می گذرد هرگز به رأی گذارده نمیشود، اما دائما رسانه هایشان این نسخه را برای ما می پیچند!! دلیل آن هم روشن است چرا که:
اولا: به رأی گذاشتن قانون اساسی در دوره های مختلف نه تنها موجب ثبات و آرامش و رفع اختلافات نخواهد شد، بلکه قطعا بی ثباتی را به دنبال خواهد داشت، همانطور که شما در پایان انتخاباتی که فقط برای 4 سال سرنوشت کشور را تعیین می کند می بینید چه بلوایی به پا میشود و مخالفین به راحتی زیر بار پذیرش نمیروند چطور برای قانون اساسی نتیجه به راحتی پذیرفته شود!
ثانیا: ارائه آمار موافقین ومخالفین قانون اساسی هر چند سال یک بار، یک کمک بزرگ به دشمنان کشور است که میزان تأثیرگذاری فعالیت های ضد انقلابی خود را بدون کوچکترین هزینه و با بالاترین دقت به دست آورند!! آمار دقیقی که هرگز از طریق دیگری به دست نمی آید!

علاوه بر این که انقلاب اسلامی با ریخته شدن خون ده ها هزار شهید و یتیم شدن بسیاری از کودکان و از دست دادن فرزندان و عزیزان بسیاری از خانواده ها پدید آمده است، به راحتی به دست نیامده که هر سال به رأی گذاشته شود! کسی که می خواهد حکومت را تغییر دهد باید بهای آن را بپردازد، همانطور که ملت ایران بهای آن را پرداختند، نه اینکه از کسانی که خون دل برای تأسیس یک حکومت خورده اند بخواهد هر چند سال آن را به رأی بگذارد تا ببیند نظر دیگران در رابطه با آن چیست.

نکته دیگر این که، این نسخه یعنی به رفراندوم گذاشتن های قانون اساسی در هر دوره ای در ادبیات سیاسی جهان برای تعیین مقبولیت مردمی به رسمیت شناخته نشده، و توصه نشده است، بلکه آنچه که به عنوان علامت مقبولیت یک نظام تعریف شده است میزان مشارکت مردم در انتخابات و مانند آن است، که ایران حتی از بسیاری از کشورهای اروپایی و آمریکایی که مدعی دموکراسی هستند بالاتر است.

هنوز هم اکثریت مطلق مردم ایران پای این انقلاب هستند، نباید فریب بزرگنمایی برخی اعتراضات را خورد، اگر بنای بر مقایسه هم هست باید اجتماعات طرفداران نظام در نهم دی و بیست و دوم بهمن و مانند آن هم دیده شود. براستی بدون تعصبات و پیش فرض ها اگر کشور دیگری چنین قانون اساسی جوانی داشت، چنین آمار مشارکت بالا در انتخابات داشت، هنوز مردمش بعد از 40 سال هر سال در روز انقلابشان به خیابان ها می آمدند، و یا در حماسه ای نهم دی را خلق می کردند و مانند آن، آیا اینچنین قضاوت می کردیم که چرا قانون اساسی اش را به رفراندوم نمی گذارد؟ پس چرا از میان این همه گشور در دنیا، این جور نسخه ها فقط برای ایران پیچیده میشود؟ نباید کمی شک کرد؟

نکته دوم:

«جمهوری» و شرایط آن وحی مُنزَل نیست که معصومانه باشد، طبیعتا در مقولات بشری اینچنینی دیدگاه ها و تعریف های متعددی وجود دارد و از آنجا که همه این دیدگاه ها بشری هستند هیچ کدام به خودی خود بر دیگری ترجیحی ندارد، یعنی اینطور نیست که اگر تعریف ما از جمهوری با تعبیر رایج غربی تفاوتی داشت به اشتباه متهم شویم!! چون هیچ تعریفی بر دیگری مقدم نیست. ما اتفاقا اگر «جمهوریت» را پذیرفته ایم نه از سر تقلید از غرب و جامعه بین الملل، بلکه به خاطر وجود مبانی آن در اسلام است.
در جمهوری اسلامی تمامی مسئولین با واسطه یا بی واسطه توسط مردم انتخاب میشوند، و این امر هم با اسلام از باب اهمیت مقبولیت مردمی سازگار است، و هم با تعریف جمهوری، بنابراین از این جهت اطلاق جمهوری و دموکراسی بر نظام ما صحیح است.

نکته سوم:
تأیید صلاحیت کاندیدها به صورت غیر مستقیم از سوی رهبری خیلی تفاوت دارد با این که بگوییم مسئولین توسط رهبری انتخاب میشوند!! سخن از تأیید حداقل ملاک هاست، نه انتخاب! و این در همه حکومت ها وجود دارد و اختصاصی به ایران ندارد. حالا ممکن است یک نهاد خاص مانند شورای نگهبان باشد، یا در قالب یک ساختار دیگر؛ اما بالاخره هر نظام و حکومتی چارچوبی دارد که اجازه نمیدهد هر کسی به مسئولیت های کلان دست پیدا کند، قطعا کسی که مثلا لیبرالیسم را از اساس قبول ندارد، نمی تواند و نمی گذارند در کشورهای لیبرالیستی به قدرت برسد، این از بدیهیات است. بنابراین طبیعی است کسی که می خواهد در جمهوری اسلامی یک مسئولیت کلانی را در دست بگیرد لازم است معتقد به اسلام و مبانی آن، و قانون اساسی و ولایت فقیه باشد.

اما این مانع آزادی و ابراز نظر و دخالت مردم نمیشود، تاریخ جمهوری اسلامی و روی کار آمدن دولت های مختلف با سلایق گوناگون و سیاست های حتی در برخی موارد متضاد نشان میدهد که انتخاب با رهبری نیست، وگرنه طبیعتا همواره باید یک دولت با رویکرد خاص روی کار می آمد، چون رهبری یک نظر که بیشتر ندارد! اما مثلا در همین مسئله هسته ای شما عملکرد متفاوت سه دولت گذشته را ببینید. خب این تفاوت عمیق نشان از این چارچوب گسترده و بسیار باز برای فعالیت منتخبین مردم دارد.

نکته چهارم:
اسلامی بودن یک حکومت اقتضاء می کند که در رأس آن یک امام معصوم و یا یک فقیه جامع الشرائط باشد، و بدیهی ترین وظیفه این امام یا فقیه این است که از نابودی حکومت اسلامی یا به انحراف کشیده شدن آن جلوگیری کند؛ از آن طرف یکی از مهمترین عوامل نابودی یا به انحراف کشیده شدن یک حکومت به قدرت رسیدن افرادی است که اسلام را قبول نداشته، یا نسبت به نظام اسلامی و و لایت معصوم یا فقیه معتقد نیستند یا مسائلی مانند آن.

بنابراین وظیفه اصلی حاکمیت اسلامی اقتضاء می کند که رهبر جامعه بر انتخاب مسئولین نظارت کند، و این هرگز نقطه ضعف به حساب نمی آید، بلکه نبودِ آن نقطه ضعف به حساب می آید، که حاکمی در رأس حکومت باشد اما عرصه را برای نابودی حکومت اسلامی باز بگذارد.
بنابراین اگر حتی در هیچ کجای جهان فیلتری برای ورود به انتخابات وجود نداشته باشد، اما باز از آنجا که به حکم عقل و دین این فیلتر ضرورت دارد، رهبر جامعه اسلامی باید به آن اقدام کند.

اما همانطور که عرض شد این به معنای انتخاب نیست، رهبری یک رأی بیشتر ندارد، او فقط اعضای یک نهاد را برای نظارت بر احراز صلاحیت کاندیداها منصوب می کند، نه اینکه انتخاب کند.

یا حق

مسلم;1019804 نوشت:
به عنوان مثال قانون اساسی آمریکا که بیش از دویست سال از عمرش می گذرد هرگز به رأی گذارده نمیشود

طبق چیزی که در ویکیپدیا درج شده، قانون اساسی آمریکا تا به حال 27 بار اصلاحیه خورده. شیوه تصویب اصلاحیه ها هم از طریق رای سه چهارم اعضای مجلسه:
https://fa.wikipedia.org/wiki/%D9%82%D8%A7%D9%86%D9%88%D9%86_%D8%A7%D8%B3%D8%A7%D8%B3%DB%8C_%D8%A7%DB%8C%D8%A7%D9%84%D8%A7%D8%AA_%D9%85%D8%AA%D8%AD%D8%AF%D9%87_%D8%A2%D9%85%D8%B1%DB%8C%DA%A9%D8%A7#%D8%AA%D8%BA%DB%8C%DB%8C%D8%B1_%D9%82%D8%A7%D9%86%D9%88%D9%86_%D8%A7%D8%B3%D8%A7%D8%B3%DB%8C

مسلم;1019804 نوشت:
کسی که می خواهد حکومت را تغییر دهد باید بهای آن را بپردازد، همانطور که ملت ایران بهای آن را پرداختند، ...

انتخابات اصلا برای این ایجاد شده که ساز و کار مسالمت آمیز برای تغییر وجود داشته باشه. انتخابات برای این ایجاد شده که تغییر حکومت لازم نباشه. در نظام سلطنتی، مردم برای ایجاد تغییر مجبور بودند که به قول شما هزینه بدن، چون ساز و کار قانونی برای مشارکت مردم ایجاد نشده بود.

مسلم;1019804 نوشت:
... نه اینکه از کسانی که خون دل برای تأسیس یک حکومت خورده اند بخواهد هر چند سال آن را به رأی بگذارد تا ببیند نظر دیگران در رابطه با آن چیست.

در اینجا، مردم به دو بخش تقسیم شده اند: کسانی که برای تاسیس حکومت خون دل خورده اند و "دیگران". معیار این تقسیم بندی چیه؟ و آیا در جمهوری که حکومت مردم هست، می تونیم مردم رو به دو گروه تقسیم کنیم؟

نورالزهراء;1019554 نوشت:

تعریفی که من از جمهوری اسلامی دارم:
جمهوری مربوط میشه به شکل حکومت و تعیین حاکم اینکه مردم خودشون سرنوشت خودشون رو تعیین کنند. (تعیین حاکم به صورت موقت)!
خب حالا این حکومتی که توسط مردم انتخاب شده باید محتواش در چارچوب احکام اسلام باشه.

حالا اینکه چرا وزارت ارشاد موسیقی مطربی را مجوز میدهد مشکل عدم اجرای احکام اسلامی هست، (بود یا نبود) جمهوری فرقی ندارد. به نظر شما دارد؟؟؟

اما یک مساله:
در جمهوری اسلامی، دموکراسی هم مطرح میشه یعنی جمهوری اسلامی دارای دموکراسی هست.
در واقع مردم یک زمانی با دموکراسی انتخاب کردند که حکومتی اسلامی داشته باشند.
سوال من اینجاست، بعد از گذشت 40 سال از انتخاب جمهوری اسلامی ایا همچنان انتخاب مردم این نوع از حکومت است؟
ایا واقعا جمهوری واقعی اجرایی میشود؟

به نظرم من در حال حاظر جمهوری در یک قالب خاص (انتخاب ریاست جمهوری - انتخاب نمایندگان مجلس) اجرایی میشود و نسبت به کل نظام انجام نمیگیرد.
هرچند بگذریم از اینکه خود همین منتخبین ریاست جمهوری و نمایندگان از فیلتر رد میشوند و ما به ردشدگان از فیلتر رای میدهیم.


سلام
دو تا بحث داریم: ولایت فقیه و جمهوری اسلامی
ولایت فقیه در تمام دوران غیبت کبریٰ بوده و برای اینکه باشد نیازی به وجود حکومت دینی نیست ... جمهوری اسلامی یک مدل حکومت مبتنی بر دین یا با ملاحظات دینی است برای وقتی که اداره‌ی جامعه بر عهده‌ی متدینین قرار بگیرد، حتیٰ لزومی هم ندارد که اکثریت جامعه را متدینین تشکیل بدهند

در مورد ولایت فقیه:
در زمان غیبت امور متدینین بر عهده‌ی علمای عالم به کتاب و حدیث قرار داده شد، به نوعی هدایت معنوی مردم، اینکه باید کسانی باشند که فقط سرشان در درست و کتاب نباشد و در حوادث واقعه برای امت راهنما باشد و با شناختی که از قرآن و حدیث دارد بگوید که مثلاً در چنین شرایطی پیامبر خدا صلی‌الله‌علیه‌وآله چه توصیه‌ای داشتند و در نتیجه ما هم بهتر است چه کار کنیم و امثال آن ... از بین تمام علمایی که چنین هستند، برخی دید جامع‌تر و بازتری دارند، تحلیل‌های قوی‌تری دارند، شرایط را بهتر درک می‌کنند، اشرافشان به قرآن و حدیث بهتر است، شجاع و نترس هستند و اهل سازش از روی ذلت نیستند و سر منافع خودشان که بشود پایشان نمی‌لرزد و سست نمی‌شوند و ایشان جامع‌الشرایط محسوب می‌شوند ... از میان ایشان هم در مسائلی که پیش می‌اید به هر حال برای هر گروهی از مردم باید بزرگی باشد که حرفش فصل‌الخطاب باشد تا از دو دستگی و اختلافات علمایی جلوگیری شود ... این می‌شود ولی فقیه ... حالا یک نظریه هم این است که ولی فقیه می‌تواند شورایی از فقهای جامع‌الشرایط باشد و نیازی ندارد که یک نفر باشد ... میرزای شیرازی که حکم تحریم تنباکو را دادند و به این ترتیب با استعمار انگلیس جنگیدند و شاه را وادار به پس گرفتن آن قرارداد کردند بدون آنکه نفوذ سیاسی رسمی داشته باشند بر اساس ولی فقیه بودنشان چنان کاری را انجام دادند و مردم هم پشت ایشان ایستادند و کشور از یک بحران گذر کرد ...

در مورد جمهوری اسلام:
اگر به جای ولی فقیه که معصوم از اشتباه نیست شخص امام معصوم علیه‌السلام حاضر بودند کار به جمهوریت نمی‌کشید و حکومت اسلامی تشکیل می‌شد ... اما وقتی که ولی فقیه چنان جایگاهی ندارد (اگرچه شاید بخصوص اگر مشاوران مناسبی داشته باشند هنوز مناسب باشد که جمهوریت را دخیل نکنند، و خودشان امور را به عهده بگیرند، اما بنا بر مصالحی) جمهوریت در قالب اسلامیت ترجیح داده شد ... جمهوریت در قالب اسلامیت یعنی اینکه در این جمهوریت هیچ وقت نسبت به واجب یا حرام خدا رأی‌گیری نمی‌شود، حرام خدا حرام است و واجب خدا هم واجب است (شکل کلی نظام باید طوری باشد که مسلمان بودن یا شدن در آن راحت‌تر از وقتی باشد که حکومت دست غیرمسلمین است و دشمن دین بودن هم باید در آن دشوارتر از وقتی باشد که باز حکومت دست غیرمسلمین است، اگرچه همه‌ی مردم کشور هم مسلمان نباشند و اجباری هم نیست که اگر نیستند بیایند و مسلمان بشوند)، اما راجع به مسائلی که در این دو دسته جای نمی‌گیرند دیگر به جای آنکه یک نفر یا یک شورای کوچک متشکل از اعضای یک صنف و احتمالاً ساکن یک شهر از کشور در مورد تمام مردم از اصناف متفاوت و در تمام روستاها و شهرهای کوچک و بزرگ کشور تصمیم بگیرند، می‌توان از خود مردم کمک گرفت و جمهوریت در اینجا تعریف می‌شود ... اگر تصمیم اشتباهی گرفته شود، از ماست که بر ماست، مردم خودشان انتخاب کرده‌اند و باید به آن تن بدهند و مشکلات عارض شده را هم تحمل کنند ... اگر هم به مرور پخته شدند و تجربه‌های گذشته را فراموش نکردند می‌توانند انتخاب‌های بهتری بکنند که با بحران‌های کمتری مواجه شوند ...
جمهوریت در جمهوری اسلامی یک جمهوری بدون قید نیست ... اینجا نمی‌شود مثلاً نمایندگان بنشینند در مجلس و بگویند که سقط جنین (یا مثلاً قتل نفس، یا دزدی، یا تجاوز به عنف و امثال آن‌ها) را مجاز بشمریم یا نه، یا نمی‌شود در مواردی اختلافی مانند آن در مجلس بگوییم که اصلاً بگذارید از خود مردم بپرسیم و بعد هم دور از جان مردم ما مردم بیایند و رأی بدهند که بله موافقیم که آزاد باشد و بعد هم تصویب بشود ...

حالا بحث دیگری اینجا مطرح می‌شود و آن بحث قانون اساسی است ... قوانین همه در یک سطح نیستند ... در اصل این قوانین اساسی کشور هستند که بار تعریف شکل نظام را بر عهده دارند ... اینکه ایران جمهوری اسلامی است به این معنی نیست که اسلام در آن جاری شده باشد، و به این معنا هم نیست که تمام قوانین ریز و درشت آن اسلامی باشد، بلکه قانون اساسی آن است که باید شاکله‌ی اسلامی بودن را به آن بدهد ... هم اسلامی بودن را و هم در چهارچوب اسلامی بودن جمهوریت را ...
قانون اساسی هم قابل تغییر است، به هر حال آن‌ها را هم یک عده انسان جایزالخطا نوشته‌اند، شاید با گذر زمان و کسب تجربیات جدید، کارآمدی برخی قوانین تغییر کند و حتیٰ قانونی از قوانین اساسی که زمانی بسیار قابل دفاع بود الآن دیگر در شرایط جدید داخلی و بین‌المللی آنطور قابل دفاع نباشد ... ولی اولویت در تغییر و اصلاح قوانین با قانون اساسی نیست، این رعایت اولویت‌ها همه جا محترم شمرده می‌شود، در علوم تجربی هم حتیٰ محترم شمرده می‌شود و اگر کسی یک نظریه‌ای بدهد که ۱۰۰۰ جا کار می‌کند، اگر در یک تجربه‌ی جدید کار نکرد نمی‌گویند که پس کلاً بیاندازیمش دور یا تغییر اساسی درش بدهیم، بلکه اول بررسی می‌کنند که شاید مشکل از جای دیگری باشد، اگر هر کاری کردند آن مشکل باقی ماند آن وقت سراغ اصلاحات زیربنایی‌تر می‌روند ...

تغییر نظام دیگر یعنی تغییر اساسی در آن قوانین اساسی ... این اگر جزء گزینه‌ها باشد آخرین گزینه خواهد بود ...

اما در مورد تغییر نظام علاوه بر این بحث کلی، یک نگاه دینی هم وجود دارد ... و آن اینکه آیا اصلاً لزومی دارد که اکثریت بر اقلیت حکومت کنند؟ نمی‌خواهم مصداقی بحث کنم و فکرتان را هم به مثال خاصی گسیل ندهید، ولی فقط فکر کنید که آیا اگر اکثریت یک کشور فاسد بودند و اقلیت آن با تقوا بودند، و حکومت دست گروه با تقوا بود، آیا این گروه با تقوا اصولاً عقلاً و شرعاً مجاز هستند که حکومت را تحویل اکثریت فاسد بدهند؟
اینکه حضرت امیر علیه‌السلام و بعد حضرت امام صادق علیه‌السلام می‌فرمودند که اگر به تعداد چند نفر یار وفادار داشتم حکومت را از غاصبان آن پس می‌گرفتم، ظاهراً نشان می‌دهد که معیار برای ما نمی‌تواند اکثریت و اقلیت باشد ... بحث مقبولیت بحث درستی است، ولی هر چیزی حدّی دارد، حضرت علی علیه‌آلسلام وقتی تنها رها شدند، یعنی خودشان ماندند و ۳ یا ۵ یا ۷ نفر، آنجا بود که افسار شتر خلافت را بر پشت آن گذاشتند و خانه‌نشین شدند ...
و تازه ایران امروز هیچ شباهتی به آن مثال مبالغه‌آمیز که گفتم ندارد که مثلاً اکثریت مردم آن مخالف اصل نظام موجود (و نه شاید صورت نظام موجود) و اقلبت آن موافق اصل نظام باشند که چنان بحث‌هایی مطرح شود ... این بحث را فقط از این منظر نگاه کنید که حتیٰ اگر آن اکثریت و اقلیت ادعایی مطرح بود هم باز دلیل بر تکرار همه‌پرسی نسبت به اصل نظام نمی‌شد ... مشابه این مطلب را اگر اشتباه نکنم حضرت علی علیه‌آلسلام به معاویه توضیح دادند وقتی معاویه برای حضرت نوشت که تو باید یک بار دیگر از مردم بیعت بگیری و خواهی دید که دیگر مانند چند سال قبل برای بیعت با تو هجوم نخواهند آورد، و حضرت هم فرمودند که بیعت را تکرار نمی‌کنند، که این بک بحث عقلی دیگر هم در پشت خودش دارد ... با این وجود اگچه نیازی به تکرار همه‌پرسی ۱۲ فروردین ۵۸ نباشد، اما نیاز به تلاش جدّی و مصرانه بر اصلاح شرایط و همسو شدن با قوانین اساسی (که بهترین تعریف از چیستی نظام فعلی ماست) و در صورت نیاز به‌روزرسانی آن‌ها به شدت احساس می‌شود ...

به نام خدا:

داستان جمهوریت و اسلامیت همان داستان شتر مرغ است

به شتر مرغ گفتند بپر، گفت من شترم، گفتند بار ببر گفت من مرغم.

وقتی می گوییم در اسلام 2 سال سربازی اجباری نیست، می گویند جمهوریت و وقتی می گوییم در جمهوریت همه حق ریاست دارند می گویند اسلامیت.

»»» تعداد احادیث شیعه درباره حق انتخاب داشتن مردم برای تعیین "ولی امر" برابر است با تعداد موهای سر حسن کچل.

فروردین;1019807 نوشت:
طبق چیزی که در ویکیپدیا درج شده، قانون اساسی آمریکا تا به حال 27 بار اصلاحیه خورده. شیوه تصویب اصلاحیه ها هم از طریق رای سه چهارم اعضای مجلسه:
https://fa.wikipedia.org/wiki/%D9%82...A7%D8%B3%DB%8C

فروردین;1019807 نوشت:
انتخابات اصلا برای این ایجاد شده که ساز و کار مسالمت آمیز برای تغییر وجود داشته باشه. انتخابات برای این ایجاد شده که تغییر حکومت لازم نباشه. در نظام سلطنتی، مردم برای ایجاد تغییر مجبور بودند که به قول شما هزینه بدن، چون ساز و کار قانونی برای مشارکت مردم ایجاد نشده بود.

فروردین;1019807 نوشت:
در اینجا، مردم به دو بخش تقسیم شده اند: کسانی که برای تاسیس حکومت خون دل خورده اند و "دیگران". معیار این تقسیم بندی چیه؟ و آیا در جمهوری که حکومت مردم هست، می تونیم مردم رو به دو گروه تقسیم کنیم؟

منشأ سه اشکال شما این است که بین اصلاح قانون اساسی و تغییر قانون اساسی خلط کرده اید. در حالی که بحث بر سر اصلاح قانون نیست، خب قانون اساسی جمهوری اسلامی هم اصلاحیه خورده و امکان اصلاحات بعدی هم برای آن تعریف شده است. بحث بر سر رفراندوم گذاشتن قانون اساسی برای اجرا و یا لغو و تغییر آن در دوره های متعدد است، تمام سخنان حول این محور است

اشکال دوم شما هم از همین خلط نشأت گرفته است، چرا که انتخابات در هیچ کجای دنیا برای تغییر رژیم نیست که بگویید قبلا ساز و کاری قانونی برای تغییر رژیم نبوده و الان با انتخابات میشود نظام را تغییر داد!! انتخابات در چارچوب یک نظام و قانون اساسی آن است، برای انتخاب اجرا کنندگان قانون اساسی است، نه برای کنار گذاشتن قانون اساسی! انتخابات برای دخالت و ابراز نظر مردم در یک چارچوب مشخص است، وگرنه چرا در فرانسه به عنوان مهد دموکراسی با این همه زد و خورد چیزی به رفراندوم گذاشته نمیشود؟

در مورد تقسیم مردم هم در همین راستا تقسیم میشوند، آن هم یک تقسیم فرضی. مردم ایران خودشان با تحمل سختی ها انقلاب کردند، 98 درصد به آن رأی مثبت دادند و هشت سال برای آن جنگیدند و شهید دادند، امروز هم در ایام مختلف وفاداری خود را به آرمان های امام و شهدایشان اعلام میدارند، اینها برای این انقلاب هزینه داده اند و عزیزانشان را برای این حکومت از دست داده اند، طبیعتا نمی آیند خون عزیزشان را پایمال کنند و رأی منفی بدهند.
پس بحث بر سر کسانی است که اگر فرضا رفراندوم برگزار شود رأی آنها به این نظام منفی است، یعنی هیچ اعتقادی به این نظام و خون هایی که به پای آن ریخته شده ندارند. خب نمی توان توقع داشت هر بار این حکومت به رأی گذاشته شود که شاید اکثریت مردم مخالف باشند!! تغییر نظام از طریق انتخابات نیست، هر کسی برای تغییر نظام باید بها بپردازد.

با سلام و احترام

قدیما;1019812 نوشت:
وقتی می گوییم در اسلام 2 سال سربازی اجباری نیست، می گویند جمهوریت و وقتی می گوییم در جمهوریت همه حق ریاست دارند می گویند اسلامیت.


جناب قدیمای عزیز برادر گلم در پست ابتدای خودم تأکید کردم که با پیش فرض و احساسات برافروخته وارد بحث نشویم تا بتوانیم نتیجه گیری منطقی داشته باشیم، خواهش می کنم منطقی تر به مسئله نگاه کنید:
نه 2 سال سربازی با اسلام تعارض دارد، و نه جمهوریت به معنای ریاست همگانی است!
نه اسلام تک تک جزئیات را در امر حکومت داری بازگو کرده، و نه جمهوریت به این معناست که همه حق ریاست دارند!!

قدیما;1019812 نوشت:
»»» تعداد احادیث شیعه درباره حق انتخاب داشتن مردم برای تعیین "ولی امر" برابر است با تعداد موهای سر حسن کچل.

بحث بر سر تعیین ولی امر نیست، بحث بر سر مقبولیت است، همان طور که امام علی(ع) اگرچه حکومتش مشروعیت الهی داشت اما به خاطر نداشتن مقبولیت حکومت و خلافت را واگذار کرد و وقتی 25 سال بعد خلافت را پذیرفت فرمود امروز هجوم مردم حجت را بر من تمام کرد. ما هم قبول داریم چه مردم علی(ع) را بخواهند و چه نخواهند تنها اوست که حکومتش مشروع است، اما اگر بخواهند این حکومت فعلیت پیدا می کند، و اگر نخواهند خیر!

سلام
ماشاءالله هزار ماشاءالله در اتهام احساساتی شدن پرسشگران پیشرفت داشتین، تاپیکی نیست که به این موضوع درش اشاره نکنین.
از مغالطه هایی که در پاسخ هاتون داشتین هم میشه ده بیستا بحث جدید بیرون کشید که اعصاب پولادین میخواد.
حالا یه سوال جزیی میپرسم ببینم تا کجا اعصابم میکشه:

مسلم;1019804 نوشت:
آنچه که به عنوان علامت مقبولیت یک نظام تعریف شده است میزان مشارکت مردم در انتخابات و مانند آن است

یعنی اگه فردی به نظام حاکم اعتقادی نداشته باشه و معترض باشه، راه اعلام اعتراضش شرکت نکردن در انتخاباته؟
مسلم;1019834 نوشت:
نه 2 سال سربازی با اسلام تعارض دارد،

کلا بحث در این رابطه با سربازی نرفته آب در هاون کوبیدنه.

با سلام و عرض ادب

momi14;1019837 نوشت:
ماشاءالله هزار ماشاءالله در اتهام احساساتی شدن پرسگران پیشرفت داشتین، تاپیکی نیست که به این موضوع درش اشاره نکنین.


بعد از سال ها سابقه پاسخگویی احساس می کنم بیشترین عاملی که در رسیدن به نتیجه در بحث های علمی رهزنی می کند دخالت دادن احساسات است، مطلقا قصد این را ندارم که تمام مخاطبین را اینچنین توصیف کنم، فقط این را به عنوان یک عامل رهزن بزرگ میدانم و لازم میدانم نسبت به آن هشدار بدهم، خصوصا با پیش آمدن مشکلات اقتصادی و ناراحتی هایی که همه با آنها دست به گریبان هستیم.

momi14;1019837 نوشت:
یعنی اگه فردی به نظام حاکم اعتقادی نداشته باشه و معترض باشه، راه اعلام اعتراضش شرکت نکردن در انتخاباته؟

این را بنده به عنوان راهکاری برای اصلاح امور معرفی نمیکنم، و معتقد هم هستم تحریم انتخابات تأثیری ر بهبود عملکرد مسئولین نخواهد داشت، چرا که مسئولینی که دغدغه کار برای مردم و وجدان کاری دارند که به مسئولیت خودشان عمل می کنند چه مردم رأی بدهند و چه ندهند، و کسانی که دل در گرو خدمت ندارند خب طبیعتا دلسوزی برای این نظام و انقلاب و خون شهدا ندارند که پایین آدمدن میزان مشارکت مردم بر آنها تأثیر بگذارد، پاسپورتشان آماده است وضع مالی خوبی هم دارند و...

momi14;1019837 نوشت:
کلا بحث در این رابطه با سربازی نرفته آب در هاون کوبیدنه.


ببینید من مدافع خدمت سربازی نیستم، باور کنید خودم هم با این مسئله درگیر هستم و این به عنوان مانعی در برابر بنده هم هست، جون معافیت ما هم بالاخره معافیت تحصیلی است، اما در مقام ابراز نظر نباید شخصی نگاه کرد، من به شخصه اگر مانع سربازی از پیش رویم برداشته میشد راحت تر بودم، اما آیا شرایط کشور چنین اجازه ای میدهد یا خیر را من نمیدانم. قضاوت به این سادگی نیست، و این تصمیم هم تصمیم یک شخص نیست.
البته نمیخواهم بحث بدین سمت و سو برود فقط خواستم عرض کنم فکر نکنید ما در دفاع از چیزی نفسمان از جای گرم در می آید. ما هم با مشکلات اقتصادی روبرو هستیم، هم با مشکلات خدمت، هم با بی تدبیری ها و ...، اما قضاوت واقعا دشوار است.
@};-
موضوع قفل شده است