توصیه‌ی ایتدایی قرآن به کدام است: چندهمسری یا تک‌همسری؟

تب‌های اولیه

88 پستها / 0 جدید
آخرین ارسال

بسم الله الرحمن الرحیم
سلام

owari;517155 نوشت:
خوب اگر این کار مستحب باشد خودبخود یعنی توصیه‌ی به آن شده است که البته با جمع شدن شرایطش هم مستحب خواهد بود، یعنی مسبب کار حرامی نباشد و ...، مثل هر مستحب دیگر.

بله درست می فرمایید.در آن روایت هم گفته شده که از سنت های رسولان است که البته با شرایطش باید باشد و شرایطش همانطور که شما گفتید و حقیر هم اشاره ای کردم،عدالت در نفقه است و نیز تقسیم شب ها که تقسیم شب ها هم به طور مساوی نیست.برای مثال مردی که سه زن دارد می تواند دو شب را از چهار شب نزد دو تن از همسرانش باشد و دو شب دیگر را نزد آن دیگری (یعنی نزد یک زن دو شب باشد و نزد دو زن دیگر،هر کدام یک شب که یعنی سهم یک زن از دو زن دیگر یک شب بیشتر است).بقیه موارد مانند عدالت در احترام و دوست داشتن و ... مستحب هستند،نه واجب (برخلاف تصور دوستان).

لبیک یا مهدی
و من الله التوفیق

owari;517155 نوشت:
سلام علیکم،
خوب اگر این کار مستحب باشد خودبخود یعنی توصیه‌ی به آن شده است که البته با جمع شدن شرایطش هم مستحب خواهد بود، یعنی مسبب کار حرامی نباشد و ...، مثل هر مستحب دیگر.
ممنون

سلام علیکم

عذر میخوام میان بحثتون عرض میکنم، اگر من و شمایی که درجه اجتهاد نداریم میتوانستیم از روایات در هر زمانی طبق برداشت خودمان استباط فقهی داشته باشیم چرا باید موظف به تقلید از مجتهدین میشدیم؟

.امین.;517160 نوشت:
سلام علیکم

عذر میخوام میان بحثتون عرض میکنم، اگر من و شمایی که درجه اجتهاد نداریم میتوانستیم از روایات در هر زمانی طبق برداشت خودمان استباط فقهی داشته باشیم چرا باید موظف به تقلید از مجتهدین میشدیم؟

سلام علیکم مؤمن،
البته اینجا بررسی واجبات و محرماتی انجام نداده‌ای و رساله‌ی عملیه هم ادعای گردآوری تمامی مستحبات و مکروهات را ندارد، اینکه روز باید ایستاده آب خورد یا شب باید نشسته آب خورد یا شب جمعه باید سوره‌ی جمعه خواند و ... مستحباتی هستند که در رساله نیامده‌اند ... حالا ان شاء الله باز کارشناسان محترم اگر اشتباه برداشت کرده‌ایم تذکر دهند اگر این روایات دلیل بر استحبات نمی‌شوند و در کل اسلام توصیه به چندهمسری ندارد.
اما در مورد آنکه قرمز کرده‌بودید که «در هر زمانی» البته اگر منظورتان اشاره به این مطلب است که همانطور که قرآن شأن نزول دارد احادیث هم شأن صدور دارند و بدون علم به آنها نباید حکم استخراج کرد حق با شماست، اما اگر منظورتان این است که در هر زمانی می‌توان احکام واجب و مستحب متفاوتی را استخراج کرد و کاری که یک زمان مستحب است ممکن است زمانی بیاید که واجب باشد یا مکروه یا حرام در حالت کلی این حرف درست نیست، حالت خاصی هم که این حرف می‌تواند درست باشد احکام ثانویه و موقتی است که تحت عنوان احکام حکومتی و برای مدیریت کردن یک وضعیت مثلا بحرانی داده می‌شود، مثل حکم حرمت تنباکو که موقتاً برای مبارزه با استعمار بود و ...
در پناه خداوند باشید
یا علی

اسماء;517059 نوشت:
هو الناظر

سلام

نکته قابل و جالب توجه:

می دونستید دشمنان دین اسلام بعد از اینکه نتونستن از طریق جنگ سخت پیروز بشن از جنگ نرم استفاده کردند و تا حد قابل توجهی پیروز شدند !

از خیلی از حربه های جنگ نرم استفاده کردند یکی از مهمترنشون اسم آزادی زن بود و در کنارش سر کوفت اینکه زنان مسلمان تحت ظلم اند ، بنده نمیخام احکام اسلام رو زیر سوال ببرم !

اما نکته مهم این هست که بعضی نادان وارانه به عمد یا غیر عمد در رسانه ها به شبهه ها دامن میزنند! و با لحن طلبکارانه باعث دینزدگی جوانان می شوند و همین یک نوع جنگ نرم دیگریست!

سلام علیکم،
از تذکرتان ممنون. این حرفتان واقعاً قابل توجه است، ما در شرایطی زندگی می‌کنیم که سر بعضی مسائل بهتر است زیاد صحبت نشود چون دشمن آنقدر سر آن مسائل القاء شبهه و حق و حقوق سازی کرده و آنقدر فطرت مورد نظر خودش را به صورت مجازی در ما پیاده کرده که اگر بگویند فطرت تو این است جا میخورم و ترس برم می‌دارد که نه من کس دیگری هستم و انسانیت چیز دیگری است و اینها دروغ است و باور نمی‌کنم (یاد فیلم ماتریکس افتادم اون موقع که میخواستند بهش حالی کنند که این دنیا یک تخیل است و همه‌اش خطای ذهنی است و برنامه‌نویسی شده و ... و ما چند نفر فقط می‌دانیم و هیچ کس نمی‌داند و دل خوش کرده‌اند به بازیچه بودن و ...، البته خود این فیلم هم صهیونیستی از آب درآمد بگذریم).
از یک طرف شاید نباید به این شبهات دامن زد، مردم هم همین دیدی که به اسلام دارند را داشته باشند و لااقل اصول اسلام را حفظ کنند و با وجود تناقض در اعتقاداتشان که آنها را معرض القاء شبهات جدید قرار می‌دهد خودمان هم تحریک اضافه‌اشان نکنیم.
از یک طرف هم اگر خداوند بخواهد خوب است که در این دوران که دیگر دشمن اسلام پرده‌های حیله‌گری را انداخته و علناً ترویج فساد می‌کند (... عَظُمَ الْبَلاءُ وَ بَرِحَ الْخَفآءُ وَ انْکَشَفَ الْغِطآءُ وَ انْقَطَعَ الرَّجآءُ ...) کاری کنم و اسلام را آنطور که خداوند نازل فرموده است بفهمیم و خودمان را برای ظهور آماده کنیم، با شبهات آنها هم نه با تعصب که ان شاء الله با استدلالهای عقلی و نقلیو اصولی باید قیام کرد و اشکال در استدلال‌های آنها را هم باید با همین روش شناخت و برملا کرد.

با این وجود اگر کارشناس محترم استحباب چندهمسری را تأیید کردند و مدیران تشخیص دادند که این تاپیک می‌تواند دست‌افزار جدید دشمن قرار بگیرد حقیر از پاک شدن آن گلایه‌ای ندارم.
یا علی

بن موسی;517158 نوشت:
بسم الله الرحمن الرحیم
سلام
بله درست می فرمایید.در آن روایت هم گفته شده که از سنت های رسولان است که البته با شرایطش باید باشد و شرایطش همانطور که شما گفتید و حقیر هم اشاره ای کردم،عدالت در نفقه است و نیز تقسیم شب ها که تقسیم شب ها هم به طور مساوی نیست.برای مثال مردی که سه زن دارد می تواند دو شب را از چهار شب نزد دو تن از همسرانش باشد و دو شب دیگر را نزد آن دیگری (یعنی نزد یک زن دو شب باشد و نزد دو زن دیگر،هر کدام یک شب که یعنی سهم یک زن از دو زن دیگر یک شب بیشتر است).بقیه موارد مانند عدالت در احترام و دوست داشتن و ... مستحب هستند،نه واجب (برخلاف تصور دوستان).

لبیک یا مهدی
و من الله التوفیق

سلام علیکم

درمورد عدالت ، در آیه شریفه میفرماید:

وَلَن تَسْتَطِيعُواْ أَن تَعْدِلُواْ بَيْنَ النِّسَاء وَلَوْ حَرَصْتُمْ فَلاَ تَمِيلُواْ كُلَّ الْمَيْلِ فَتَذَرُوهَا كَالْمُعَلَّقَةِ وَإِن تُصْلِحُواْ وَتَتَّقُواْ فَإِنَّ اللّهَ كَانَ غَفُورًا رَّحِيمًا


  • ترجمه مشکینی و شما هر چند هم كه حرص بورزيد هرگز نمى‏توانيد ميان زن‏ها (در ميل باطنى) عدالت كنيد، پس (حد اقل در وظايف ظاهرى) يكسره از يكى از آنها روى نگردانيد تا او را همانند زنى بلاتكليف رها نماييد. و اگر صلح و سازش كنيد و تقوا ورزيد مسلّما خداوند همواره آمرزنده و مهربان است

کلمه "فلاتمیلوا "پس میل نکنید بیانگر وجوب عدالت عملی است. یعنی احترام بین همسران را هم شامل میشود. آن چیزی که منظور آیه هست محبت قلبی هست که اختیارش دست خود انسان نیست.

منظور از عدالت در باره همسران چيست ؟

اكنون پيش از آن كه فلسفه حكم تعدد زوجات را در اسلام بدانيم لازم است اين موضوع بررسى شود كه منظور از عدالت كه جزو شرائط تعدد همسر ذكر شده است چيست ؟ آيا اين عدالت مربوط به امور زندگى از قبيل هم‏خوابگى و وسايل زندگى و رفاه و آسايش است يا منظور عدالت در حريم قلب و عواطف انسانى نيز هست ؟ شك نيست كه عدالت در محبت‏هاى قلبى خارج از قدرت انسان است چه كسى ميتواند محبت خود را كه عواملش در بيرون وجود اوست از هر نظر تحت كنترل درآورد ؟ بهمين دليل رعايت اين نوع عدالت را خداوند واجب نشمرده و در آيه 129 همين سوره نساء ميفرمايد و لن تستطيعوا ان تعدلوا بين النساء و لو حرصتم : شما هر قدر كوشش كنيد نميتوانيد در ميان همسران خود ( از نظر تمايلات قلبى ) عدالت و مساوات برقرار سازيد .

بنا بر اين محبت‏هاى درونى مادامى كه موجب ترجيح بعضى از همسران بر بعضى ديگر از جنبه‏ هاى عملى نشود ممنوع نيست ، آنچه مرد موظف به آن است رعايت عدالت در جنبه‏ هاى عملى و خارجى است.

از اين بيان روشن ميشود : كسانى كه خواسته‏اند از ضميمه كردن آيه فوق ( و ان خفتم الا تعدلوا فواحدة ) به آيه 129 ( و لن تستطيعوا ان تعدلوا بين النساء و لو حرصتم ) چنين نتيجه بگيرند كه تعدد زوجات در اسلام مطلقا ممنوع است ، زيرا در آيه نخست آنرا مشروط به عدالت كرده ، و در آيه دوم عدالت را براى مردان در اين مورد امرى محال دانسته است ، سخت در اشتباهند .

زيرا همانطور كه اشاره شد عدالتى كه مراعات آن از قدرت انسان بيرون است

تفسير نمونه ج : 3ص :256

عدالت در تمايلات قلبى است ، و اين از شرائط تعدد زوجات نيست و آنچه از شرائط است عدالت در جنبه ‏هاى عملى است.

گواه بر اين موضوع ذيل آيه 129 همين سوره ميباشد آنجا كه ميگويد : فلا تميلوا كل الميل فتذروها كالمعلقه يعنى : اكنون كه نميتوانيد مساوات كامل در محبت ميان همسران خود رعايت كنيد لا اقل تمام تمايل قلبى خود را متوجه يك نفر از آنان نسازيد كه ديگرى را به صورت بلا تكليف در آوريد .

منبع:
http://www.andisheqom.com/Files/quranshenasi.php?idVeiw=28368&level=4&subid=28368

مقصود از عدالت در چند همسری که در آیه «فَإِنْ خِفْتُمْ أَلَّا تَعْدِلُواْ» آمده، چیست؟

پرسش

بارها از سوی برخی در تلویزیون، رادیو معارف و ... شنیده شده است که چون مردان نمی‌‌توانند عدالت بین همسرانشان برقرار کنند، در نتیجه نمی‌‌توانند همسر دوم اختیار کنند!... اما متأسّفانه هیچ‌‌گاه شرح و توضیح مناسبی داده نشده است. سؤال این است که، چطور خداوند در قرآن، حکم به چیزی داده که هیچ مردی از انجام آن بر نمی‌‌آید؟! و دقیقاً منظور از رعایت عدالت بین همسران چیست؟

پاسخ اجمالی


از جمله احکام الهی که مورد اتفاق شیعه و سنی می‌‌باشد؛ تجویز تعدّد زوجات و چند همسری است که به طور یقین خداوند حکیم، با در نظر گرفتن تفاوت ساختمان بدن و نیازهاى جسمی و روانى مردان و زنان و ارگانیسم بدنی و روانی دو طرف، آن‌را تشریع نموده و در قرآن کریم فرموده است: «‏و اگر می‌‌ترسید که (به هنگام ازدواج با دختران یتیم،) عدالت را رعایت نکنید، (از ازدواج با آنان، چشم‌‌پوشى کنید و) با زنان پاک (دیگر) ازدواج نمایید، دو یا سه یا چهار همسر و اگر می‌‌ترسید عدالت را (درباره همسران متعدد) رعایت نکنید، تنها یک همسر بگیرید، و یا از زنانى که مالک آنهائید استفاده کنید. این کار، از ظلم و ستم بهتر جلوگیرى می‌‌کند».

مقصود از این عدالت -که شرط گرفتن چهار زن می‌باشد- این است: دادن نفقه به هر یک از همسران در حدّ شأن آنها، رعایت مساوات در مسائل زناشویی و هم‌‌خوابی و رفتار نیکو و گشاده‌‌رویی به همه همسران بدون فرق گذاشتن بین آنها، نه این‌که نسبت به برخی ابراز احساسات و محبّت نماید و نسبت به برخی دیگر کاملاً بی‌‌اعتنا یا کم توجّه باشد.

پاسخ تفصیلی

برنامه‌ها و احکام الهی، منطبق با فطرت و احتیاجات و نیازهای واقعی بشر جعل شده است که اگر انسان خردمند با دقت نظر در آن اندیشه کند قطعاً به بسیاری از آنها پی می‌برد. از جمله این احکام که مورد اتفاق شیعه و سنی می‌باشد؛ تجویز تعدّد زوجات و چند همسری است که به طور یقین خداوند حکیم، با در نظر گرفتن تفاوت ساختمان بدن و نیازهاى جسمی و روانى مردان و زنان و ارگانیسم بدنی و روانی دو طرف، آن را تشریع نموده و در قرآن کریم فرموده است: «‏وَ إِنْ خِفْتُمْ أَلَّا تُقْسِطُواْ فىِ الْیَتَامَى فَانکِحُواْ مَا طَابَ لَکُم مِّنَ النِّسَاءِ مَثْنىَ‏ وَ ثُلَاثَ وَ رُبَاعَ فَإِنْ خِفْتُمْ أَلَّا تَعْدِلُواْ فَوَاحِدَةً أَوْ مَا مَلَکَتْ أَیْمَانُکُمْ ذَالِکَ أَدْنىَ أَلَّا تَعُولُوا»؛[1] و اگر می‌ترسید که (به هنگام ازدواج با دختران یتیم،) عدالت را رعایت نکنید، (از ازدواج با آنان، چشم‌پوشى کنید و) با زنان پاک (دیگر) ازدواج نمائید، دو یا سه یا چهار همسر و اگر می‌ترسید عدالت را (درباره همسران متعدد) رعایت نکنید، تنها یک همسر بگیرید، و یا از زنانى که مالک آنهائید استفاده کنید. این کار، از ظلم و ستم بهتر جلوگیرى می‌کند.
کلمه «مَثنى» بر وزن «مفعل» است و کلمه «ثُلاث» و «رُباع»، بر وزن «فعال» است، و این دو وزن (مفعل و فعال) در باب اعداد، دلالت بر تکرار ماده می‌کند. در نتیجه، معناى «مثنى»، دو تا دو تا و معناى «ثلاث»، سه تا سه تا و معناى «رباع» چهار تا چهار تا است و چون خطاب در آیه به تمامى مردم است، نه به یک نفر، لذا هر یک از این سه کلمه را با حرف «واو»، از دیگرى جدا کرد تا تخییر را برساند و این معنا را افاده کند که هر یک از مؤمنان اختیار دارند در این‌که دو یا سه و یا چهار نفر همسر براى خود انتخاب کنند، از آن‌جا که تمام مردم در این‌جا مخاطب مى‏باشند، عددهاى «دو»، «سه» و «چهار» باید در قالب کلماتى ادا شوند که بیانگر تکرار است که آن کلمات عبارتند از: «مثنى»، «ثلاث» و «رباع».[2]
البته قرآن کریم، گرفتن چند همسر را مشروط به رعایت عدالت، بین همسران قرار داده است و با جمله «فَإِنْ خِفْتُمْ أَلَّا تَعْدِلُواْ فَوَاحِدَةً»، آن را تعدیل نموده و در محور اعتدال، و میانه‌روى در زندگى قرار داده است، چنان‌چه بیم آن رود که نتوانند به این شرط عمل نمایند، تنها باید به یک همسر اکتفا کنند.[3]
بدون تردید «عدالت» در محبت‌هاى قلبى خارج از قدرت انسان است، چه کسى می‌تواند محبت خود را که عواملش در بیرون وجود او است از هر نظر تحت کنترل درآورد؟ به همین دلیل، رعایت این نوع عدالت را خداوند واجب نشمرده و در آیه دیگر می‌فرماید: «شما هر قدر کوشش کنید نمی‌توانید در میان همسران خود (از نظر تمایلات قلبى) عدالت و مساوات برقرار سازید».[4] زیرا محرّک و انگیزه‌های تمایل قلبی؛ مانند زیبایی، کمالات دینی و شخصیتی یک زن همگی بیرونی و خارج از اختیار مرد است و چیزی که خارج از اختیار انسان باشد مورد تکلیف واقع نمی‌شود.

بنا بر این، محبت‌هاى درونى مادامى که موجب ترجیح بعضى از همسران بر بعضى دیگر از جنبه‌هاى عملى نشود ممنوع نیست، آنچه مرد موظّف به آن است رعایت عدالت در جنبه‌هاى عملى و خارجى است.[5]

از این بیان روشن می‌شود: کسانى که خواسته‌اند از ضمیمه کردن آیه «فَإِنْ خِفْتُمْ أَلَّا تَعْدِلُوا فَواحِدَةً» به آیه «وَ لَنْ تَسْتَطِیعُوا أَنْ تَعْدِلُوا بَیْنَ النِّساءِ وَ لَوْ حَرَصْتُمْ» چنین نتیجه بگیرند که تعدّد زوجات در اسلام مطلقاً ممنوع است؛ زیرا در آیه نخست آن را مشروط به عدالت کرده، و در آیه دوم عدالت را براى مردان در این مورد امرى محال دانسته است، سخت در اشتباهند؛ زیرا همان‌طور که اشاره شد عدالتى که مراعات آن از قدرت انسان بیرون است، عدالت در تمایلات قلبى است، و این از شرایط تعدّد زوجات نیست و آنچه از شرایط است عدالت در جنبه‌هاى عملى است.[6] گواه بر این موضوع ادامه آیه است: «تمام تمایل قلبى خود را متوجه یک نفر از آنان نسازید که دیگرى را به صورت بلا تکلیف در آورید»؛[7] یعنى اکنون که نمی‌توانید مساوات کامل در محبت میان همسران خود رعایت کنید لا اقل تمام تمایل قلبى خود را متوجه یک نفر از آنان نسازید که دیگرى را به صورت بلا تکلیف در آورید.[8]

با توجه به مطالبی که ذکر شد؛ مقصود از این عدالت -که شرط گرفتن چهار زن می‌باشد- این است: دادن نفقه به هر یک از همسران در حدّ شأن آنها، رعایت مساوات در مسائل زناشویی و هم‌خوابگی[9] و رفتار نیکو و گشاده‌رویی[10] به همه همسران بدون فرق گذاشتن بین آنها، نه این‌که نسبت به برخی ابراز احساسات و محبّت نماید و نسبت به برخی دیگر کاملاً بی‌اعتنا یا کم توجّه باشد.


[/HR] [1]. نساء، 3.
[2]. طباطبایى، سید محمد حسین، المیزان فى تفسیر القرآن، ج 4، ص 167 - 168، دفتر انتشارات اسلامى، قم، چاپ پنجم، 1417ق.

[3]. حسینى همدانى، سید محمد حسین، انوار درخشان، محقق: بهبودی، محمد باقر، ج 3، ص 332، کتابفروشى لطفى، تهران، چاپ اول، 1404ق.
[4]. «وَ لَنْ تَسْتَطِیعُوا أَنْ تَعْدِلُوا بَیْنَ النِّساءِ وَ لَوْ حَرَصْتُمْ»؛ نساء، 129.
[5]. مکارم شیرازى، ناصر، تفسیر نمونه، ج 3، ص 255، دار الکتب الإسلامیة، تهران، چاپ اول، 1374ش.
[6]. همان، ص 255 – 256؛ و ر.ک: موسوی خویی، سید ابو القاسم، موسوعة الإمام الخوئی، ج 1، ص 212 – 213، مؤسسة إحیاء آثار الإمام الخوئی، قم، چاپ اول، 1418ق.
[7]. «فَلا تَمِیلُوا کُلَّ الْمَیْلِ فَتَذَرُوها کَالْمُعَلَّقَةِ»؛ نساء، 129.
[8]. تفسیر نمونه، ج 3، ص 256.
[9]. ر.ک: موسوی خویی، سید ابو القاسم، صراط النجاة (المحشّٰی)، گردآورنده: عاصی عاملی، موسی مفید الدین، ‌ج 3، ص 253، مکتب نشر المنتخب، قم، چاپ اول، 1416ق؛ مکارم شیرازی، ناصر، استفتاءات جدید، محقق و مصحح: علیان‌نژادی‌، ابوالقاسم، ج 1، ص 246، انتشارات مدرسه امام علی بن ابی طالب(ع)، قم، چاپ دوم، 1427ق.
[10]. محدث بحرانی، یوسف بن احمد، الحدائق الناضرة فی أحکام العترة الطاهرة، محقق و مصحح: ایروانی، محمد تقی، مقرم‌، سید عبد الرزاق، ج 24، ص 609، دفتر انتشارات اسلامی، قم، چاپ اول، 1405ق؛ نجفی، محمد حسن، جواهر الکلام فی شرح شرائع الإسلام، محقق و مصحح: قوچانی، عباس، آخوندی، علی، ج 31، ص 182، ‌دار إحیاء التراث العربی، بیروت، چاپ هفتم، 1404ق.

منبع:http://islamquest.net/fa/archive/question/fa27915

owari;517166 نوشت:
سلام علیکم مؤمن،
البته اینجا بررسی واجبات و محرماتی انجام نداده‌ای و رساله‌ی عملیه هم ادعای گردآوری تمامی مستحبات و مکروهات را ندارد، اینکه روز باید ایستاده آب خورد یا شب باید نشسته آب خورد یا شب جمعه باید سوره‌ی جمعه خواند و ... مستحباتی هستند که در رساله نیامده‌اند ... حالا ان شاء الله باز کارشناسان محترم اگر اشتباه برداشت کرده‌ایم تذکر دهند اگر این روایات دلیل بر استحبات نمی‌شوند و در کل اسلام توصیه به چندهمسری ندارد.
اما در مورد آنکه قرمز کرده‌بودید که «در هر زمانی» البته اگر منظورتان اشاره به این مطلب است که همانطور که قرآن شأن نزول دارد احادیث هم شأن صدور دارند و بدون علم به آنها نباید حکم استخراج کرد حق با شماست، اما اگر منظورتان این است که در هر زمانی می‌توان احکام واجب و مستحب متفاوتی را استخراج کرد و کاری که یک زمان مستحب است ممکن است زمانی بیاید که واجب باشد یا مکروه یا حرام در حالت کلی این حرف درست نیست، حالت خاصی هم که این حرف می‌تواند درست باشد احکام ثانویه و موقتی است که تحت عنوان احکام حکومتی و برای مدیریت کردن یک وضعیت مثلا بحرانی داده می‌شود، مثل حکم حرمت تنباکو که موقتاً برای مبارزه با استعمار بود و ...
در پناه خداوند باشید
یا علی

با سلام مجدد

مشکل ماهایی که عالم دینی نیستیم اینه که در تشخیصهای خودمون دچار اشتباه میشیم. مثلا همین خوردن آب ارتباطی با احکام شرعی ندارد که شما آن را با حکم تعدد زوجات قیاس میفرمایید.

درمورد اینهم که فرمودید اگر این روایات دلیل بر استحباب نمیشود پس اسلام درکل توصیه به چند همسری ندارد هم دچار همین اشتباه شدید.

من نگفتم این روایات چنین توصیه ای دارد یا ندارد. صخن بنده در مورد زمان بود. آیا شما اطمینان دارید که در زمان ما هم توصیه اسلام همین هست؟ تشخیص این مساله با فقها میباشد نه من و شما و این ارتباطی با احکام حکومتی ندارد...
همین که اکثر فقها اجازه طلاق را به همسر اول میدهند بیانگر این مطلب است که در زمان ما ضرورتی بر چنین کاری وجود ندارد.

یک نکته را لازمه اینجا خدمت شما عرض کنم. بسیار میبینیم جوانانی که بدنبال دختری که هم کفوشان باشد میگردند اما دریغ از چندتا گزینه مناسب. آیا دلیل این امر همین اجتهادهای امثال ماها نیست که با تعدد زوجات بی رویه برای این جوانان همسری مناسب پیدا نمیشود؟ این را که عرض کردم شاهدش بودم وگرنه دلیلی بر مطرح کردنش نبود.

owari;517054 نوشت:
همچنین توجه کنید که فعل و ترک فعل توسط خداوند در کلام خداوند و در معصوم در قول و عملشان حجت شرعی است، بخاطر همین می‌خواهم بدانم که نیاوردن عدد «۱» در آن شمارش تا ۴ از چه بابی بوده است. اگر قرآن همین ظاهر بود به طور قطع می‌گفتم ایجاز با حذف عدد «۱» حاصل نمی‌شده و با مختصر کردن شمارش به صورت «از ۱ تا ۴» یا اصلاً «تا ۴» هم ممکن بوده است چون اتخاذ کنیز می‌شود ازدواج با هیچ زنی که عدد صفر را هم به آن شمارش اضافه می‌کند.

سلام

این قسمت و که چرا عدد یک را نیاورده که من کاملا توضیح دادم دقت نفرمودید

لطفا اولین پست را دوباره بخوانید

همچنین چرا اینکه نگفته تا چهارتا زن می توانید بگیرید باز برای همین است که اگر این بیان را بکار می برد شامل عدد یک هم می شد
در صورتیکه برای اینکه معنای جمله درست باشد نباید عدد یک اورده شود
لطفا اولین پست را دوباره بخوانید

حذف عدد یک نه برای ایجاز بلکه برای درست بودن معنی جمله انجام شده است

owari;517054 نوشت:
حالا اگر کسی ترس ندارد که عدالت در نفقه را رعایت کند خداوند به او توصیه کرده که باز به گرفتن یک زن اکتفا کند چون برای دوری از گناه امن‌تر است؟ قاعداً باز هم نه.

بله توصیه شده است
به قسمت اخر ایه دقت کنید

سلام

طبق نظر یکی از علما منظور از عدالت همه جانبه است

یعنی ممکن است کسی چهار زن بگیرد و با این کارش برای دیگری زن پیدا نشود
عدالت از این نظر هم باید رعایت شود

الان اگر در وضعیت فعلی دو میلیون طلبه تصمیم بگیرند برای ثواب هر کدام چهار زن بگیرند
یقینا جوانان زیادی بدون زن خواهند ماند

و این خلاف عدالت است

بسم الله الرحمن الرحیم
سلام
از آن جا که متن طولانی است و نقد آن طول می کشد،ابتدا این قسمت را نقد می کنیم.

.امین.;517176 نوشت:
مقصود از این عدالت -که شرط گرفتن چهار زن می‌باشد- این است: دادن نفقه به هر یک از همسران در حدّ شأن آنها، رعایت مساوات در مسائل زناشویی و هم‌‌خوابی و رفتار نیکو و گشاده‌‌رویی به همه همسران بدون فرق گذاشتن بین آنها، نه این‌که نسبت به برخی ابراز احساسات و محبّت نماید و نسبت به برخی دیگر کاملاً بی‌‌اعتنا یا کم توجّه باشد.

اول این که بستگی دارد بخواهید مطلب را چگونه تفسیر کنید.
اگر بحث بر سر روایات باشد،ما روایتی آوردیم که عدالت در آن پرداخت نفقه معنی شده بود.
يستحب التسوية بين الزوجات في الانفاق وإطلاق الوجه والجماع) وغير ذلك، لأنه من كمال العدل والانصاف المرغب فيهما شرعا، مع ما في ذلك من جبر قلوبهن وحفظهن عن التحاسد والتباغض، وفي الخبر عن أمير المؤمنين صلوات الله عليه وسلامه عليه " من كان عنده امرأتان فإذا كان يوم واحدة فلا يتوضأ عند الأخرى " بل في خبر معمر بن خلاد النهي عن ذلك، فإنه سأل الرضا عليه السلام " عن تفضيل نسائه بعضهن على بعض فقال: لا " وإن كان من المعلوم عدم وجوبها، للأصل وخبر عبد الملك بن عتبة الهاشمي سأل الكاظم عليه السلام " عن الرجل يكون له امرأتان يريد أن يؤثر إحداهما بالكسوة والعطية أيصلح ذلك؟ قال: لا بأس وأجهد في العدل بينهما " وظاهر قوله تعالى " ولن تستطيعوا أن تعدلوا بين النساء ولو حرصتم فلا تميلوا كل الميل " وغير ذلك، ولذا أفتى الأصحاب باستحباب التسوية في غير ما دل الدليل على وجوبه من القسم والانفاق الواجبين ونحوهما، بل لا يبعد القول بكراهة التفاضل، لما سمعته من الخبر السابق، والله العالم.
از جواهر الکلام

مسئله7-رعايت مساوات بين همسران در مسئله نفقه دادن و التفات بآنان و گشاده روئى و جماع مستحب است ، و نيز مستحب است صبح آن شبى كه پيش يكى از آنان بسر برده نيز نزد او باشد، و نيز مستحب است باو اجازه دهد در هنگام موت پدر و مادرش نزد آنان حاضر شود هر چند كه حق جلوگيرى از اين كار و از عيادت آندو را دارد تا چه رسد بعيادت غير پدر و مادر، و نيز حق دارد بطور مطلق از بيرون رفتنش بجز بخاطر حقى واجب جلوگيرى نمايد.
مسئله1-
كسيكه يك همسر دارد آن همسر حق شبخوابى و همخوابى در همه شبها را ندارد، بلكه بنابر اقوى در چهار شب يكبارهم حق ندارد، تنها حقى كه دارد اين است كه از او دورى نكند بطوريكه معلوم نباشد او شوهر دارد يا شوهرش طلاقش داده اين آنمقدار لازم است ، بله حق جماع دارد و آن در هر چهار ماه يكبار است كه حكمش گذشت ، و اما اگر بيش از يك زن داشته باشد اگر شبى پيش يكى از آنان بماند واجب مى شود كه نزد ديگران نيز يك شب بماند، پس اگر داراى چهار همسر است اگر نزد يكى از آنها شبى را سر كند واجب است براى هر يك ديگرى شبى را اختصاص دهد و يكى از آنان را بر ديگران ترجيح و برترى ندهد، و اما اگر چهار زن نداشته باشد برترى دادن يكى بر ديگران جائز است ، پس اگر همسرانش دو نفرند مى تواند دو شب نزد يكى و يك شب نزد ديگرى باشد، و اگر سه نفرند مى تواند دو شب نزد يكى و دو شب نزد آندو نفر ديگر باشد، مشهور اين است كه اگر داراى يك همسر است در هر چهار شبش سه شب مال خود او است و يك شب مال همسرش ، و اگر همسرانى متعدد دارد واجب است هر چهار شب را بين آنها تقسيم كند، مثلا اگر همسرانش چهارنفرند هر شب نزد يكى بسر ببرد و چون يك دور چهار شنبه تمام شد دوباره از يكى ابتداء نموده دور را تمام كند، بنابراين او هيچ شبى مال خودش نيست ، بلكه همه شبهايش مال همسران او است ، و اگر همسرانش دو نفرند هر يك از آنها از چهار شب يك شب دارند، و اگر سه نفر باشند از هر چهار شب هر شبش مال يك همسرش و شب چهارمش مال خود او است ، و عمل كردن بفتواى مشهور باحتياط نزديكتر است خصوصا براى كسيكه بيش از يك همسر دارد، اما اقوى همانست كه ما گفتيم مخصوصا در همسر واحد.
ترجمه تحریر الوسیلة،کتاب نکاح، فصل در قسمت و نشوز و شقاق.

آنچه که دیدید حرف بنده نیست.حرف صاحب جواهر (ره) و امام خمینی (ره) است.لذا رعایت مساوات در هم‌‌خوابی و رفتار نیکو و گشاده‌‌رویی مستحب است،نه واجب.این را هم امام خمینی (ره) از فقهای قرن اخیر گفته اند نه این که مربوط به زمان دیگری باشد.
لبیک یا مهدی
و من الله التوفیق

بسم الله الرحمن الرحیم
سلام

دل ارام;517203 نوشت:
طبق نظر یکی از علما منظور از عدالت همه جانبه است

یعنی ممکن است کسی چهار زن بگیرد و با این کارش برای دیگری زن پیدا نشود
عدالت از این نظر هم باید رعایت شود

الان اگر در وضعیت فعلی دو میلیون طلبه تصمیم بگیرند برای ثواب هر کدام چهار زن بگیرند
یقینا جوانان زیادی بدون زن خواهند ماند

و این خلاف عدالت است


ما روایت آوردیم و همچنین فتوای علما (نه علمای حقوق بشری) را هم آوردیم.حال اگر کسی نقدی دارد بسم الله.این که فلانی چنین تفسیری دارد و عالم است،می تواند علم آن عالم را زیر سوال ببرد.شاید هم حق با آن عالم باشد.به شرط آن که ادله کافی داشته باشد.لذا صرف بیان این که فلان عالم این را گفت،نتیجه نمی دهد که واقعاً اینطور است.در اینصورت ما هم می گوییم امام خمینی (ره) گفته که عدالت در این امور واجب نیست و مستحب است.
لبیک یا مهدی
و من الله التوفیق
موضوع قفل شده است