ما در کجاخلط مبحث کردیم؟ لطفا بیاورید. بالعکس این شمایید که خلط مبحث میکنید. اون خدایی فقط صفت ارحم الراحمین دارد و صفات قهریه ندارد که این دنیا را هم مثل بهشت آفریده باشد که همه در صلح و صفا باشند. پس این شمایید که خلط مبحث میکنید
لطفا اول اطلاعاتتون را درمورد اسلام تکمیل کنید بعد وارد این مباحث شوید. هر چیزی که شما از دین برداشت کرده اید صحیح نیست که بتوانید بوسیله آن دین اسلام را نقد کنید.
باتشکر
بله هر چیزی که من برداشت کرده ام صحیح نیست...به شرط اینکه خلافش ثابت بشه...
چرا شرط بخشیده شدن و شفاعت ،توبه است؟
آخر حرف شما اینه که انسان موجودی است که بهشت و جهنمشو خودش میسازه
بله هر چیزی که من برداشت کرده ام صحیح نیست...به شرط اینکه خلافش ثابت بشه...
چرا شرط بخشیده شدن و شفاعت ،توبه است؟
آخر حرف شما اینه که انسان موجودی است که بهشت و جهنمشو خودش میسازه
سلام علیکم
قرار نیست خلاف همه حرفهای شما رو بنده ثابت کنم.
شرط بخشیده شدن کفار توبه است. درمورد دیگر گناهان قبلا توضیح داده شد که خدا برای هرکس که بخواهد بدون توبه میبخشاید. اما انسان برای اینکه غرق در گناهان نشود باید توبه کند وگرنه ممکن است مشمول آن کسانی شود که میفرماید تا موقع مرگ مرتکب سیئات میشوند و آنگاه توبه میکنند ولی توبه اشان پذیرفته نیست.
برای چندمین بار عرض میشود اگر مرحمت کنید این بار پاسخ بدهید: آیا از نظر شما بخشش بدون توبه عقلانی است؟ آیا در اینصورت اصل آوردن انسانها به این دنیایی که انواع بلاها و سختیها جزء لاینفک آن است، عبث و بیهوده نیست؟ آیا اینکار حس درنده خویی را در انسانها برنمیانگیزد؟
ضمنا این جواب ما نیست که چه بهشت و جهنم باشد چه نباشد به هرصورت انسان باید پایبند اخلاقیات باشد. چه کسی میتواند این پایبندی بدون هیچ وعده و وعیدی را تضمین کند؟
شاید هم نظرتان اینست که خداوند قادر نبوده این مشکلات دنیوی را از انسانها دفع کند و به جبرانش باید او را ببخشد؟ پس چرا در آخرت میتواند اینکار را بکند؟
درمورد اینکه انسان چه وظیفه ای دارد و خداوند چگونه او را یاری میدهد قدری بحث شد.
خدای متعال همه انسانها را همانطوری که خودشان بخواهند هدایت و یاری میکند. میفرماید: [FONT=arial]
كُلاًّ نُّمِدُّ هَـؤُلاء وَهَـؤُلاء مِنْ عَطَاء رَبِّكَ وَمَا كَانَ عَطَاء رَبِّكَ مَحْظُورًا
هر يك از اينان و آنان را (دنياطلب و جويندگان سراى آخرت و نعمت و پاداش آن را) از عطاى پروردگارت مدد مى رسانيم و عطاى پروردگار تو هرگز (از كسى) ممنوع نيست (در دنيا همه نعمتهاى معنوى و مادى در اختيار همه بشر از مؤمن و كافر قرار داده شده است)
یعنی خداوند هر دو گروه را در هر راهی که برگزیده اند کمک میکند و عطایش را از کسی دریغ نمیکند. خدا همه انسانها از جمله کفار را امتحان میکند تا درصورتیکه لیاقتش را دارند یاریشان کند...
[FONT=arial]
[FONT=arial]أَ وَ لا یَرَوْنَ أَنَّهُمْ یُفْتَنُونَ فی كلِّ عَام مَّرَّةً أَوْ مَرَّتَینِ ثمَّ لا یَتُوبُونَ وَ لا هُمْ یَذَّكرُونَ(126)
[FONT=arial]
آیا نمی بینند که در هر سال یکبار و یا دوبار آزمایش می شوند،آنگاه توبه نمی کنند و متذکر نمیشوند[FONT=arial]
خب شما میفرمایید بدون توبه ببخشاید. درصورتیکه انسان به این دنیا آمده تا آخرتش را در اینحا بسازد. اگر قرار بود بدون توبه ببخشاید چرا باید انسان را وارد این دنیا میکرد؟ اینکار عبث و بیهوده نیست و آیا از آفریدگار جهان کار عبثی سرمیزند؟
میفرماید: خدا توبه کسانیکه تا لحظه مرگ گناه میکنند و توبه کفار را دم مرگ نمیپذیرد. دلیلش همینست که وقتی چنین شخصی دستش از دنیا کوتاه شد دیگر برای خودش هیچ کاری نمیتواند بکند.
بله انسان درحدی که اختیار و عقل و علم دارد به اعمالش واگزار شده است. حساب انسانهای ناقص العقل هم جداست.
انسان تا حدی که عقلش میرسد وظیفه دارد مواظب اعمال و کردار و گفتارش و تاثیرات آن بر اطرافیانش باشد ...
ما خدایی را قبول داریم که به حساب بندگانی که به بندگان دیگرش ظلم کرده اند برسد. اگر آنها عقلشان ناقص بوده و نباید به اعمالشان واگزار شوند چرا عقل دیگر بندگان ناقص نیست که مرتکب چنین اعمالی نمیشوند
شرط بخشیده شدن کفار توبه است. درمورد دیگر گناهان قبلا توضیح داده شد که خدا برای هرکس که بخواهد بدون توبه میبخشاید. اما انسان برای اینکه غرق در گناهان نشود باید توبه کند وگرنه ممکن است مشمول آن کسانی شود که میفرماید تا موقع مرگ مرتکب سیئات میشوند و آنگاه توبه میکنند ولی توبه اشان پذیرفته نیست.
برای چندمین بار عرض میشود اگر مرحمت کنید این بار پاسخ بدهید: آیا از نظر شما بخشش بدون توبه عقلانی است؟ آیا در اینصورت اصل آوردن انسانها به این دنیایی که انواع بلاها و سختیها جزء لاینفک آن است، عبث و بیهوده نیست؟ آیا اینکار حس درنده خویی را در انسانها برنمیانگیزد؟
سلام
بله از نظر من بخشش بدون توبه غیر عقلانی نیست؟
به چند دلیل
1-اگر عقل داشتند احتیاط میکردند و خود را به عذاب ابدی نمی انداختند..
پس عقل نداشتند
با دیوانه و نفهم چه باید کرد؟
با گرگ و حیوانات بعد مرگ چه میکنند...اینان هم همینطور
2-اقتضای سبقه رحمت بی منتهای خداوند اینه که اگرچه اختیار داده اما نهایتا خود شخصا اقدام کند
شما چرا فکر میکنید اگه نهایتا همه بهشتی بشند آفرینش دنیا بیهوده بوده؟؟
چرا فکر میکنید در امتحان حتما باید دوزخ هم باشد؟ وگرنه امتحانی نیست!
دوست دارید حتما یه عده عذاب بکشند
اخر کار هرچی که بشه نحوه وجودی ما و رشد و تعالی ما از همین کانالی که هست باید میبود
و مطلب آخر اینکه تفاوت افراد در آخرت در درجات و میزان قربشان به خداست
و این هم عدالت
راستی مگر حضرت علی بعد از ضربت پیگیر آب و غذای قاتلش نبود؟
خب خدای علی سزاور تر نیست بر این کار...که بعد از قصاص او را در برزخ آب و نان دهد؟!
یکی از شبهات دیگری که باعث شده بنده آخرت را ضد و متناقض دنیا فهم کنم
بحث حب نفسه
حب نفس و حب الله چگونه قابل جمع اند؟ هر یکی دیگری را نفی میکند
این یعنی اینکه دنیا و آخرت چگونه در یکجا جمع میشوند؟
مثال:
علاقه به مداحی چگونه با اخلاص و اهل بیت دوستی قابل جمعه؟
در حالی که خیلی اولویت ها برای ابراز علاقه هستند که در زمین مانده اند
من واقعا به مداحان نمیتونم بگم محب اهل بیت
اما این تناقض برای《 مطرب جماعت》 وجود نداره چون اینان مداح خودشونن و ادعایی غیر از این ندارند
خلاصه اینکه چه طوری میشه در دنیا بود و از آخرت دم زد؟
چطوری میشه بدون حب نفس مثلا مداح شد و ریا هم نکرد؟
آیا علاقه فطری به دنیا و سختی مرگ به خاطر همین علایق ، تناقض در نظام آفرینش نیست؟ چرا آخرت ضد دنیاست؟
پاسخ با سلام
عرض ادب و احترام
انسان گرایشی درونی به برخی امورات دنیوی دارد مثل حب مال و حب مقام و حب فرزند و......این امورات به خاطر جاذبه خاص خود انسان را به خودش فرا می خواند و به سبب همین موارد است که انسان ها ازمایش می شوند و انسان خوب از بد تشخیص داده می شود
علاقه انسان به این اموارت در لسان دین هم تقبح شده است و هم ممدوح شمرده شده است.
بله هر چیزی که من برداشت کرده ام صحیح نیست...به شرط اینکه خلافش ثابت بشه...
چرا شرط بخشیده شدن و شفاعت ،توبه است؟
آخر حرف شما اینه که انسان موجودی است که بهشت و جهنمشو خودش میسازه
سلام علیکم
قرار نیست خلاف همه حرفهای شما رو بنده ثابت کنم.
شرط بخشیده شدن کفار توبه است. درمورد دیگر گناهان قبلا توضیح داده شد که خدا برای هرکس که بخواهد بدون توبه میبخشاید. اما انسان برای اینکه غرق در گناهان نشود باید توبه کند وگرنه ممکن است مشمول آن کسانی شود که میفرماید تا موقع مرگ مرتکب سیئات میشوند و آنگاه توبه میکنند ولی توبه اشان پذیرفته نیست.
برای چندمین بار عرض میشود اگر مرحمت کنید این بار پاسخ بدهید: آیا از نظر شما بخشش بدون توبه عقلانی است؟ آیا در اینصورت اصل آوردن انسانها به این دنیایی که انواع بلاها و سختیها جزء لاینفک آن است، عبث و بیهوده نیست؟ آیا اینکار حس درنده خویی را در انسانها برنمیانگیزد؟
ضمنا این جواب ما نیست که چه بهشت و جهنم باشد چه نباشد به هرصورت انسان باید پایبند اخلاقیات باشد. چه کسی میتواند این پایبندی بدون هیچ وعده و وعیدی را تضمین کند؟
شاید هم نظرتان اینست که خداوند قادر نبوده این مشکلات دنیوی را از انسانها دفع کند و به جبرانش باید او را ببخشد؟ پس چرا در آخرت میتواند اینکار را بکند؟
درمورد اینکه انسان چه وظیفه ای دارد و خداوند چگونه او را یاری میدهد قدری بحث شد.
خدای متعال همه انسانها را همانطوری که خودشان بخواهند هدایت و یاری میکند. میفرماید:
[FONT=arial]
كُلاًّ نُّمِدُّ هَـؤُلاء وَهَـؤُلاء مِنْ عَطَاء رَبِّكَ وَمَا كَانَ عَطَاء رَبِّكَ مَحْظُورًا
هر يك از اينان و آنان را (دنياطلب و جويندگان سراى آخرت و نعمت و پاداش آن را) از عطاى پروردگارت مدد مى رسانيم و عطاى پروردگار تو هرگز (از كسى) ممنوع نيست (در دنيا همه نعمتهاى معنوى و مادى در اختيار همه بشر از مؤمن و كافر قرار داده شده است)
یعنی خداوند هر دو گروه را در هر راهی که برگزیده اند کمک میکند و عطایش را از کسی دریغ نمیکند. خدا همه انسانها از جمله کفار را امتحان میکند تا درصورتیکه لیاقتش را دارند یاریشان کند...
[FONT=arial]
آیا نمی بینند که در هر سال یکبار و یا دوبار آزمایش می شوند،آنگاه توبه نمی کنند و متذکر نمیشوند[FONT=arial]
خب شما میفرمایید بدون توبه ببخشاید. درصورتیکه انسان به این دنیا آمده تا آخرتش را در اینحا بسازد. اگر قرار بود بدون توبه ببخشاید چرا باید انسان را وارد این دنیا میکرد؟ اینکار عبث و بیهوده نیست و آیا از آفریدگار جهان کار عبثی سرمیزند؟
میفرماید: خدا توبه کسانیکه تا لحظه مرگ گناه میکنند و توبه کفار را دم مرگ نمیپذیرد. دلیلش همینست که وقتی چنین شخصی دستش از دنیا کوتاه شد دیگر برای خودش هیچ کاری نمیتواند بکند.
بله انسان درحدی که اختیار و عقل و علم دارد به اعمالش واگزار شده است. حساب انسانهای ناقص العقل هم جداست.
انسان تا حدی که عقلش میرسد وظیفه دارد مواظب اعمال و کردار و گفتارش و تاثیرات آن بر اطرافیانش باشد ...
ما خدایی را قبول داریم که به حساب بندگانی که به بندگان دیگرش ظلم کرده اند برسد. اگر آنها عقلشان ناقص بوده و نباید به اعمالشان واگزار شوند چرا عقل دیگر بندگان ناقص نیست که مرتکب چنین اعمالی نمیشوند
سلام
بله از نظر من بخشش بدون توبه غیر عقلانی نیست؟
به چند دلیل
1-اگر عقل داشتند احتیاط میکردند و خود را به عذاب ابدی نمی انداختند..
پس عقل نداشتند
با دیوانه و نفهم چه باید کرد؟
با گرگ و حیوانات بعد مرگ چه میکنند...اینان هم همینطور
2-اقتضای سبقه رحمت بی منتهای خداوند اینه که اگرچه اختیار داده اما نهایتا خود شخصا اقدام کند
شما چرا فکر میکنید اگه نهایتا همه بهشتی بشند آفرینش دنیا بیهوده بوده؟؟
چرا فکر میکنید در امتحان حتما باید دوزخ هم باشد؟ وگرنه امتحانی نیست!
دوست دارید حتما یه عده عذاب بکشند
اخر کار هرچی که بشه نحوه وجودی ما و رشد و تعالی ما از همین کانالی که هست باید میبود
و مطلب آخر اینکه تفاوت افراد در آخرت در درجات و میزان قربشان به خداست
و این هم عدالت
راستی مگر حضرت علی بعد از ضربت پیگیر آب و غذای قاتلش نبود؟
خب خدای علی سزاور تر نیست بر این کار...که بعد از قصاص او را در برزخ آب و نان دهد؟!
کار پاکان را قیاس از خود مگیر
یکی از شبهات دیگری که باعث شده بنده آخرت را ضد و متناقض دنیا فهم کنم
بحث حب نفسه
حب نفس و حب الله چگونه قابل جمع اند؟ هر یکی دیگری را نفی میکند
این یعنی اینکه دنیا و آخرت چگونه در یکجا جمع میشوند؟
مثال:
علاقه به مداحی چگونه با اخلاص و اهل بیت دوستی قابل جمعه؟
در حالی که خیلی اولویت ها برای ابراز علاقه هستند که در زمین مانده اند
من واقعا به مداحان نمیتونم بگم محب اهل بیت
اما این تناقض برای《 مطرب جماعت》 وجود نداره چون اینان مداح خودشونن و ادعایی غیر از این ندارند
خلاصه اینکه چه طوری میشه در دنیا بود و از آخرت دم زد؟
چطوری میشه بدون حب نفس مثلا مداح شد و ریا هم نکرد؟
[FONT=arial]جمع بندی
سوال
آیا علاقه فطری به دنیا و سختی مرگ به خاطر همین علایق ، تناقض در نظام آفرینش نیست؟
چرا آخرت ضد دنیاست؟
پاسخ
با سلام
عرض ادب و احترام
انسان گرایشی درونی به برخی امورات دنیوی دارد مثل حب مال و حب مقام و حب فرزند و......این امورات به خاطر جاذبه خاص خود انسان را به خودش فرا می خواند و به سبب همین موارد است که انسان ها ازمایش می شوند و انسان خوب از بد تشخیص داده می شود
علاقه انسان به این اموارت در لسان دین هم تقبح شده است و هم ممدوح شمرده شده است.