جمع بندی تفاوت در ميان معصومين

تب‌های اولیه

11 پستها / 0 جدید
آخرین ارسال
تفاوت در ميان معصومين

با توجه به مبانی کلامی آیا امکان اختلاف دو شخصیت معصوم از جهت نظری و عملی درباره یک موضوع وجود دارد؟ هر چند داشتن رویکرد متفاوت در یک مساله عرفی و اجتماعی ممکن است ایرادی نداشته باشد، اما آیا  امکان موضع گیری دو معصوم در مقابل هم وجود دارد؟ لطفا به صورت مصداقی بر اساس منابع کلامی توضیح بفرمائید.

 

با نام و یاد دوست

 

 

 

 

 

کارشناس بحث: استاد مسلم

بسم الله الرحمن الرحیم

با سلام و احترام

با توجه به مبانی کلامی آیا امکان اختلاف دو شخصیت معصوم از جهت نظری و عملی درباره یک موضوع وجود دارد؟ هر چند داشتن رویکرد متفاوت در یک مساله عرفی و اجتماعی ممکن است ایرادی نداشته باشد، اما آیا  امکان موضع گیری دو معصوم در مقابل هم وجود دارد؟ لطفا به صورت مصداقی بر اساس منابع کلامی توضیح بفرمائید.

در اموری که حقیقت بیرونی نداشته، بلکه صرفا درونی است مانند امور سلیقه ای خب طبیعتا نظر متفاوت وجود دارد، مثلا در نامگذاری فرزندان. خب امثال این موضوعات به درست و نادرست تقسیم نمی شوند و صرفا از تفاوت سلیقه نشأت می گیرند. اما در اموری که ناظر به یک حقیقت هستند، و درست و نادرست دارند هرگز اختلاف نظری بین معصومین نخواهد بود، چرا که اگر تمامی اختلاف نظرها نشأت گرفته از جهل یک طرف به واقعیت است، وگرنه هر دو که صحیح نیستند.

علم معصومین تمامش معصومانه و به دور از خطا و اشتباه است، اگرچه قلمرو این علم در معصومین متفاوت است. بالاترین مرتبه علم مربوط به پیامبر اسلام و اهل بیت(علیهم السلام) است تا جایی که امام صادق(علیه السلام) می فرمایند: «إِنِّي لَأَعْلَمُ مَا فِي السَّمَاوَاتِ وَ مَا فِي الْأَرْضِ وَ أَعْلَمُ مَا فِي الْجَنَّةِ وَ أَعْلَمُ مَا فِي النَّارِ وَ أَعْلَمُ مَا كَانَ وَ مَا يَكُون‏؛ به درستی که من آنچه در آسمان ها و زمین است و به آنچه در بهشت و جهنم است را می دانم، و از آنچه اتفاق افتاده و اتفاق خواهد افتاد آگاهم»

بنابراین علم ایشان منحصر در امور دینی نیست، بلکه ایشان خلیفه و جانشین خدا در زمین هستند و به تمام هستی آگاهند، همانطور که خداوند متعال در مورد علم حضرت آدم(ع) چنین می فرماید: «وَ عَلَّمَ آدَمَ الْأَسْماءَ كُلَّها؛سپس علم اسماء [علم اسرار آفرينش و نامگذارى موجودات‏] را همگى به آدم آموخت‏.(بقره:31)

و وقتی آگاهی به واقعیات آنچنان که هست وجود داشته باشد، اختلاف نظری وجود نخواهد داشت.

سلام

_ برخی از علمای گذشته، امام را اعلم زمان خویش به شریعت دانسته اند.

یعنی امام در زمان خودش داناترین فرد به شریعت است.

از این منظر، این امکان دارد که امام ها نسبت به یکدیگر علم کمتر یا بیشتری داشته باشند.

اما این کم و زیاد بودن به این معنا نیست که در تشخیص هایی که داشته اند اشتباه کرده باشند.

_ اما به نظر علمای متعدد شیعه، ( در واقع قول مشهور و معاصرین از علما )

علم امام به صورت الهام است. به این صورت که هر زمان چیزی را بخواهند بدانند، خداوند آن علم و دانش را به آنها الهام میکند.

پس هر امامی در شرایط امام دیگری قرار بگیرد، الهام خدا یکسان است.

پس حتی امکان اختلاف نظر وجود ندارد.

_ در کنار این دو نظر، تعدادی از علما، دیدگاهی عرفانی و فلسفی دارند که گویا امام علم حضوری به همه چیز دارد.

این نظر قائلین کمتری دارد و نمیتوان آن را قول مشهور شیعه دانست.

اما به هر حال طبق این نظر نیز امکان اشتباه یا اختلاف نظر وجود ندارد.

 

 

 

بسم الله الرحمن الرحیم

با سلام و احترام

با توجه به مبانی کلامی آیا امکان اختلاف دو شخصیت معصوم از جهت نظری و عملی درباره یک موضوع وجود دارد؟ هر چند داشتن رویکرد متفاوت در یک مساله عرفی و اجتماعی ممکن است ایرادی نداشته باشد، اما آیا  امکان موضع گیری دو معصوم در مقابل هم وجود دارد؟ لطفا به صورت مصداقی بر اساس منابع کلامی توضیح بفرمائید.

در اموری که حقیقت بیرونی نداشته، بلکه صرفا درونی است مانند امور سلیقه ای خب طبیعتا نظر متفاوت وجود دارد، مثلا در نامگذاری فرزندان. خب امثال این موضوعات به درست و نادرست تقسیم نمی شوند و صرفا از تفاوت سلیقه نشأت می گیرند. اما در اموری که ناظر به یک حقیقت هستند، و درست و نادرست دارند هرگز اختلاف نظری بین معصومین نخواهد بود، چرا که اگر تمامی اختلاف نظرها نشأت گرفته از جهل یک طرف به واقعیت است، وگرنه هر دو که صحیح نیستند.

علم معصومین تمامش معصومانه و به دور از خطا و اشتباه است، اگرچه قلمرو این علم در معصومین متفاوت است. بالاترین مرتبه علم مربوط به پیامبر اسلام و اهل بیت(علیهم السلام) است تا جایی که امام صادق(علیه السلام) می فرمایند: «إِنِّي لَأَعْلَمُ مَا فِي السَّمَاوَاتِ وَ مَا فِي الْأَرْضِ وَ أَعْلَمُ مَا فِي الْجَنَّةِ وَ أَعْلَمُ مَا فِي النَّارِ وَ أَعْلَمُ مَا كَانَ وَ مَا يَكُون‏؛ به درستی که من آنچه در آسمان ها و زمین است و به آنچه در بهشت و جهنم است را می دانم، و از آنچه اتفاق افتاده و اتفاق خواهد افتاد آگاهم»

بنابراین علم ایشان منحصر در امور دینی نیست، بلکه ایشان خلیفه و جانشین خدا در زمین هستند و به تمام هستی آگاهند، همانطور که خداوند متعال در مورد علم حضرت آدم(ع) چنین می فرماید: «وَ عَلَّمَ آدَمَ الْأَسْماءَ كُلَّها؛سپس علم اسماء [علم اسرار آفرينش و نامگذارى موجودات‏] را همگى به آدم آموخت‏.(بقره:31)

و وقتی آگاهی به واقعیات آنچنان که هست وجود داشته باشد، اختلاف نظری وجود نخواهد داشت.

با سلام و تشکر

پاسخ کلی است و منبعی ارجاع داده نشده است.

به صورت مشخص منظور این است که معصومی بگوید این کار بهتر است انجام شود و معصوم دیگری بگوید نظر من غیر از این است.

مثلا در برخی گزارش ها داریم امام حسن علیه السلام بر خلاف امام علی علیه السلام نظرش این بود که حضرت علی هنگام قتل عثمان باید از مدینه خارج می شد یا پس از قتل عثمان نباید بیعت را می پذیرفت تا همه مردم از شهرهای مختلف بیایند و درخواست کنند.

آیا چنین چیزی از لحاظ کلامی می تواند صحیح باشد؟

یا فرضا امام حسین با امام حسن درباره صلح با معاویه مخالفت کند!

آیا مخالفت دو معصوم در یک موضوع به این صورت امکان دارد؟

آیا در منابع کلامی موضوعی با این عنوان داریم؟؟؟

 

 

پاسخ کلی است و منبعی ارجاع داده نشده است.

به صورت مشخص منظور این است که معصومی بگوید این کار بهتر است انجام شود و معصوم دیگری بگوید نظر من غیر از این است.

مثلا در برخی گزارش ها داریم امام حسن علیه السلام بر خلاف امام علی علیه السلام نظرش این بود که حضرت علی هنگام قتل عثمان باید از مدینه خارج می شد یا پس از قتل عثمان نباید بیعت را می پذیرفت تا همه مردم از شهرهای مختلف بیایند و درخواست کنند.

آیا چنین چیزی از لحاظ کلامی می تواند صحیح باشد؟

یا فرضا امام حسین با امام حسن درباره صلح با معاویه مخالفت کند!

آیا مخالفت دو معصوم در یک موضوع به این صورت امکان دارد؟

آیا در منابع کلامی موضوعی با این عنوان داریم؟؟؟

من که یک قاعده شفاف و روشن خدمت شما عرض کردم، آن را هم مستدل کردم دیگر با این قاعده می توانید تمام مصادیق را تشخیص دهید.

مثلا آنچه گزارش کردید از اختلاف نظر امام علی(ع) و امام حسن(ع) در مورد خروج از مدینه هنگام قتل عثمان قطعا صحیح نیست، چون بالاخره یا خروج از مدینه بهتر است یا ماندن در مدینه، و در اموری که یکی صحیح و یکی ناصحیح است، یا یکی بهتر و یکی بدتر است ائمه(ع) به لم الهی نسبت به آنها مطلع هستند بنابراین دلیلی بر اختلاف نظر وجود ندارد. هر کدام از ائمه(ع) اگر جای امام دیگری می بودند دقیقا مانند همان امام عمل می کردند، یعنی اگر امام حسن(,ع) اگر جای امام حسین(ع) بودند قیام می کردند، و امام حسین(ع) اگر جای امام حسن (ع) می بودند صلح می کردند و...

 

پاسخ کلی است و منبعی ارجاع داده نشده است.

به صورت مشخص منظور این است که معصومی بگوید این کار بهتر است انجام شود و معصوم دیگری بگوید نظر من غیر از این است.

مثلا در برخی گزارش ها داریم امام حسن علیه السلام بر خلاف امام علی علیه السلام نظرش این بود که حضرت علی هنگام قتل عثمان باید از مدینه خارج می شد یا پس از قتل عثمان نباید بیعت را می پذیرفت تا همه مردم از شهرهای مختلف بیایند و درخواست کنند.

آیا چنین چیزی از لحاظ کلامی می تواند صحیح باشد؟

یا فرضا امام حسین با امام حسن درباره صلح با معاویه مخالفت کند!

آیا مخالفت دو معصوم در یک موضوع به این صورت امکان دارد؟

آیا در منابع کلامی موضوعی با این عنوان داریم؟؟؟

من که یک قاعده شفاف و روشن خدمت شما عرض کردم، آن را هم مستدل کردم دیگر با این قاعده می توانید تمام مصادیق را تشخیص دهید.

مثلا آنچه گزارش کردید از اختلاف نظر امام علی(ع) و امام حسن(ع) در مورد خروج از مدینه هنگام قتل عثمان قطعا صحیح نیست، چون بالاخره یا خروج از مدینه بهتر است یا ماندن در مدینه، و در اموری که یکی صحیح و یکی ناصحیح است، یا یکی بهتر و یکی بدتر است ائمه(ع) به لم الهی نسبت به آنها مطلع هستند بنابراین دلیلی بر اختلاف نظر وجود ندارد. هر کدام از ائمه(ع) اگر جای امام دیگری می بودند دقیقا مانند همان امام عمل می کردند، یعنی اگر امام حسن(,ع) اگر جای امام حسین(ع) بودند قیام می کردند، و امام حسین(ع) اگر جای امام حسن (ع) می بودند صلح می کردند و...

 

این مطلب که اگر امام حسن علیه السلام هم جای امام حسین علیه السلام بود قیام می کرد درست است، چون شرائط چنین اقتضائی می کرد،

شاید سوالم را خوب نتوانستم تفهیم کنم

در حقیقت سوال این است:

با توجه به اینکه ائمه در همه امور مامور به استفاده از علم غیب نبوده اند، آیا اختلاف در اتخاذ دو رویکرد متفاوت البته مشروع درمورد یک موضوع مشخص در امور عرفی و اجتماعی، مناقاتی با عصمت دارد؟

آیا روایتی در این خصوص داریم؟

آیا در کتب کلامی چنین بحثی مطرح شده است؟ تحت چه عنوانی؟

 

در حقیقت سوال این است:

با توجه به اینکه ائمه در همه امور مامور به استفاده از علم غیب نبوده اند، آیا اختلاف در اتخاذ دو رویکرد متفاوت البته مشروع درمورد یک موضوع مشخص در امور عرفی و اجتماعی، مناقاتی با عصمت دارد؟

آیا روایتی در این خصوص داریم؟

آیا در کتب کلامی چنین بحثی مطرح شده است؟ تحت چه عنوانی؟

بنده تا کنون ندیده ام بحثی در این خصوص  در کتب کلامی مطرح شده باشد.

اینکه ائمه(ع) مأمور به استفاده ازعلم غیب نبوده اند درست است، اما با این حال در امور اجتماعی و تصمیم گیری ها اختلاف نظری وجود نخواهد داشت، چون دیدگاه ها  و نظریات در این خصوص به دست یا نادرست، و یا بهتر و بدتر تقسیم میشوند و آن کسی کار نادرست و یا بدتر را انتخاب می کند که نسبت به کار بهتر جاهل باشد. و ائمه(ع) هرگز در این امور جاهل نبوده اند.

یعنی آن جایی که ائمه(ع) بدون علم غیب و طبق ظواهر عمل می کرده اند، باز هم بهترین گزینه را انتخاب می کرده اند. این مسائل، مسائل سلیقه ای نیست، بنابراین قطعا بهتر و بدتر دارند و در امور اینچنینی اختلافی بین معصومین نخواهد بود.

اگر دو معصوم همزمان باشند ، مثل امام حسن و امام حسین

یا پدر و پسر امام باشند.

همه می دانیم امامت فقط به یکی از آنها تعلق دارد.

یعنی زمانی که امام علی علیه السلام امام بودند پسرانشان امام نبودند.

وقتی امام حسن، امام بودند ، امام حسین امام نبودند.

نتیجه =>

نتیجه اینکه اگر علم خاص امامت بعد از دریافت امامت تحقق می یابد، پس اختلاف نظر طبیعی خواهد بود.

مثلا پیامبر اسلام نیز با یارانشان مشورت می کردند.

و شاورهم فی الامر

پس در قتل عثمان، ممکن است امام علی و فرزندانشان، نظرات مشورتی خاصی را مطرح کنند.

این از باب " و شاورهم فی الامر" طبیعی است.

اما اگر آن فردی که در آن زمان امام است تشخیص بدهد که آنها طبق نظر فلانی عمل کنند، آن حکم ارجح خواهد بود.

مثلا ممکن است امام حسن و امام حسین دو نظر بدهند.

و امام علی بگویند نظر امام حسین بهتر است.

یا شاید امام علی بگویند اگر هر کدام به نظر خودش عمل کند به مصلحت خواهد بود و بهتر است.

 

مخلص اینکه

کسی که امام است با کسی که امام نیست تفاوت دارد.

این تفاوت در چیست؟

علم و الهام الهی

پس کسی که امام نیست لزوما به اندازه کسی که امام است نمیتواند از علوم و الهامات الاهی دریافت داشته باشد. پس اختلاف نظر نیز طبیعی خواهد بود.

 

مثال قرآنی :

خضر علم الهی داشت و طبق آن عمل می کرد.

حضرت موسی هم بر اساس ظواهر امر عمل می کرد.

هر دو معصوم بودند اما اختلاف نظر داشتند.

اختلاف هم بر سر یک چیز بود :

یکی علمی داشت که دیگری نداشت.

 

به هر حال چه این مثالها را قبول کنیم و چه نکنیم.

امیدوارم مقصود کلام منتقل شده باشد.

جمع بندی

 

پرسش:

با توجه به مبانی کلامی آیا امکان اختلاف دو شخصیت معصوم از جهت نظری و عملی درباره یک موضوع وجود دارد؟ هر چند داشتن رویکرد متفاوت در یک مساله عرفی و اجتماعی ممکن است ایرادی نداشته باشد، اما آیا  امکان موضع گیری دو معصوم در مقابل هم وجود دارد؟ خصوصا با توجه به اینکه در همه امور از علم غیب بهره نمی برده اند.

پاسخ:

در اموری که حقیقت بیرونی نداشته، بلکه صرفا درونی است مانند امور سلیقه ای خب طبیعتا نظر متفاوت وجود دارد، مثلا در نامگذاری فرزندان. امثال این موضوعات به درست و نادرست تقسیم نمی شوند و صرفا از تفاوت سلیقه نشأت می گیرند. اما در اموری که ناظر به یک حقیقت خارجی هستند و درست و نادرست دارند هرگز اختلاف نظری بین معصومین نخواهد بود، چرا که تمامی اختلاف نظرها نشأت گرفته از جهل یک طرف به واقعیت است، وگرنه هر دو که صحیح نیستند.

علم معصومین تمامش معصومانه و به دور از خطا و اشتباه است، اگرچه قلمرو این علم در معصومین متفاوت است و البته بالاترین مرتبه علم مربوط به پیامبر اسلام و اهل بیت(علیهم السلام) است تا جایی که امام صادق(علیه السلام) می فرمایند: «إِنِّي لَأَعْلَمُ مَا فِي السَّمَاوَاتِ وَ مَا فِي الْأَرْضِ وَ أَعْلَمُ مَا فِي الْجَنَّةِ وَ أَعْلَمُ مَا فِي النَّارِ وَ أَعْلَمُ مَا كَانَ وَ مَا يَكُون‏؛ به درستی که من آنچه در آسمان ها و زمین است و به آنچه در بهشت و جهنم است را می دانم، و از آنچه اتفاق افتاده و اتفاق خواهد افتاد آگاهم»(1)

بنابراین علم ایشان منحصر در امور دینی نیست، بلکه ایشان خلیفه و جانشین خدا در زمین هستند و به تمام هستی آگاهند، همانطور که خداوند متعال در مورد علم حضرت آدم(علیه السلام) چنین می فرماید: «وَ عَلَّمَ آدَمَ الْأَسْماءَ كُلَّها؛سپس علم اسماء [علم اسرار آفرينش و نامگذارى موجودات‏] را همگى به آدم آموخت‏.(2)

و وقتی آگاهی به واقعیات آنچنان که هست وجود داشته باشد، اختلاف نظری وجود نخواهد داشت.

اینکه ائمه(علیهم السلام) مأمور به استفاده از علم غیب نبوده اند درست است، اما با این حال در امور اجتماعی و تصمیم گیری ها اختلاف نظری وجود نخواهد داشت، چرا که آن جایی که ائمه(علیهم السلام) بدون علم غیب و طبق ظواهر عمل می کرده اند، باز هم بهترین گزینه را انتخاب می کرده اند. این مسائل، مسائل سلیقه ای نیست، بنابراین قطعا بهتر و بدتر دارند و در امور اینچنینی اختلافی بین معصومین نخواهد بود. چون دیدگاه ها  و نظریات در این خصوص به درست یا نادرست، و یا بهتر و بدتر تقسیم میشوند و آن کسی کار نادرست و یا بدتر را انتخاب می کند که نسبت به کار بهتر جاهل باشد. و ائمه(علیهم السلام) هرگز در این امور جاهل نبوده اند.

 

پی نوشت ها:

  1. کلینی، محمد، الكافي، دار الكتب الإسلامية، تهران، چاپ چهارم، 1407ق، ج1، ص261.
  2. بقره:31/2.

 

موضوع قفل شده است