جمع بندی تضاد درونی مطلق بودن برخی صفات خداوند

تب‌های اولیه

14 پستها / 0 جدید
آخرین ارسال

width: 700 align: center

[TD="align: center"]با نام و یاد دوست

[/TD]

[TD="align: center"][/TD]


کارشناس بحث: استاد صدیق

[TD][/TD]

جوجه اردک زشت;1015255 نوشت:
اول آیا خلق کردن جز صفات کمالی است یا خیر؟ یعنی اینکه موجودی توانایی خلق داشته باشد یا نداشته باشد یا بتواند طیف وسیع تری از موجودات را خلق کند
به نظر میرسد پاسخ سوال مثبت باشد. حال سوال بعدی پیش می آید که آیا تعداد مخلوقات در مسئله کمال مطلق بودن مهم است؟ مثلا اگر خدا در لحظه یک ایکس تعداد مخلوق داشته باشد
و در لحظه بعدی دو برابر آیا این موضوع نقص محسوب می گردد. به نظر می رسد پاسخ این سوال هم مثبت است
یعنی اگر خدا می توانست دو ایکس مخلوق خلق کند چرا در همان لحظه اول این کار را نکرده؟ به نظر می رسد این موضوع نوعی نقص باشد که با کمال مطلق بودن خداوند در تضاد است
با این مقدمات بنده سوالم رو مطرح میکنم
اول آیا تعداد مخلوقات خداوند نا متناهی است یا متناهی
دوم بر فرض نامتناهی بودن تعداد مخلوقات آیا خداوند در هر لحظه و آن بی نهایت مخلوق خلق میکند؟ اگر این طور است آیا این یک نقص به حساب نمی آید؟
یعنی در هر لحظه یا بازه زمانی تعداد مخلوقاتش بیشتر میشود
یعنی در هر لحظه صفت مالک هر چیز بودن و رب هر چیز بودن در حال تقویت است زیرا مالک و رب تعداد بیشتری از مخلوقات شده پس گویا همه صفات خداوند نمیتواند مطلق باشند

باسلام و عرض ادب

پاسخ بدین سوال وابسته است به بحث در مورد چند مسئله.


نخست. خالقیت، چه صفتی است.
بر اساس آنچه علما در مورد صفات حق تعالی بیان کرده اند، حداقل سه دسته بندی در مورد صفات بیان شده است:
در یک دسته بندی، صفات حق تعالی یا ثبوتی است و یا سلبی. صفات ثبوتی نیز یا حقیقی است یا اضافی. صفات حقیقی نیز یا محضه است یا ذات اضافه.(محقق لاهیجی، عبدالرزاق، گوهر مراد، ۲۴۶.)
در دسته بندی دیگر، صفات یا صفت ذات هستند یا صفت فعل. صفات ذات نیز یا حقیقی اند یا ذات اضافه. (اسفار اربعه، ج6، ص118)
در دسته بندی سوم، صفات یا ذاتی اند یا فعلی. هر یک نیز یا ثبوتی اند یا سلبی.آنگاه صفات ذاتیه و فعلیه را به حقیقیه و اضافیه تقسیم کرده‌اند و در نهایت صفات ثبوتیه حقیقیه را به حقیقیه محضه و حقیقیه ذات اضافه تقسیم کرده‌اند.(نهایه الحکمه، محمد حسین طباطبایی، قم، نشر موسسه امام خمینی، 1386ق، چاپ چهارم، ج4، ص1123)

بر اساس تمام این دسته بندی ها، صفت خالقیت صفتی مربوط به مقام فعل و صفتی ثبوتی است.

دوم. میزان خالق بودن تا چه اندازه در کمال خالق تاثیر دارد.
در این مورد، لازم است دقت شود که آنچه در کمال مطلق فاعل مهم است، عدم وجود نقص از هر جهت در ذات اوست.
اگر فاعل کاری را انجام میدهد یا ترک میکند که انجام یا ترک آن کار نقص برای او محسوب شود، این موجب نقص در کمال او خواهد بد.
اما فعل فاعل مشروط به یکسری شرایط و مقتضیات و عدم موانع است. برخی از این شرایط، قابلیت قابل و معلول برای تحقق است. برخی از مقتضیات فاعل، اراده او در انجام کار است.
بر اساس این نکته مشخص میشود که انجام کار به خودی خود نه باعث کمال است و نه باعث نقص.
گاهی اوقات، فاعل قصد انجام کاری را ندارد ولی این عدم انجام خللی در کمال او به وجود نمی آورد.
گاهی اوقات، انجام یک عمل مشروط به زمان و مکانی خاص است و البته در بحث ما، این ترتیب زمانی و مکانی باز هم به اراده خود فاعل تعالی بر میگردد. او بوده که موجودات عالم را در یک سلسله زمانی ومکانی مشخص قرار داده است. وگرنه اگر بخواهد میتواند این ترتیب را به هم بزند.
بنابراین
اینکه میزان مخلوقات به خودی خود نه کمال است و نه نقص. بلکه باید به لوازم این ایجاد یا ترک نگاه کنیم که باعث نقص میشود یا خیر.

سوم.مسئله علیت حق تعالی نسبت به عالم و تعیین تکلیف در ان مسئله.
در مسئله علیت، سه دیدگاه عمده وجود دارد:
دیدگاه نخست از منظر کلامی است.
دیدگاه دوم، از منظر فلسفی.
دیدگاه سوم، از منظر عرفانی و حکمت متعالیه.

بر اساس رویکرد کلامی، تمام موجودات عالم مخلوق خداوند هستند ولی در هر زمان به میزانی است که حق تعالی اراده کرده است.
بر اساس رویکرد عرفانی تمام موجودات عالم، مظاهر حق تعالی هستند نه مخلوقات او.
اما بر ا ساس رویکرد فلسفی، موجودات عالم، در یک نظام علی معلولی قرار دارند. از خداوند متعال به صورت مستقیم تنها یک موجود خلق میشود به نام عقل اول یا صادر اول. اما بقیه موجودات به صورت مستقیم از خداوند متعال ایجاد نشده اند، بلکه هر یک معلول موجودی برتر از خود قرار دارد.

چهارم. قاعده الواحد و کمال حق تعالی
نکته مهم دیگری که لازم است بدان توجه شود آن است که آیا قاعده الواحد با کمال مطلق حق تعالی منافات ندارد.
بدین بیان که وقتی خلق کردن یک صفت کمالی است، آیا قاعده الواحد بدان معنا نیست که این کمال حق تعالی مخدوش و محدود شده است.
پاسخ این سوال آن است که این عدم خلقت، تنها زمانی موجب نقص میشود که نقص بازگشت به خود فاعل داشته باشد. ولی در مسئله ما، عدم خلقت به واسطه آن است که بقیه موجودات دارای جهات کثرتی هستند که نمیتوانند معلول مستقیم حق تعالی قرار بگیرند. این به واسطه شرافت فاعل متعال است نه نقصان او.
البته در عین حال، همه موجودات در یک نظام علی_معلولی، معلول حق تعالی هستند چه با واسطه و چه بی واسطه.

پنجم. کمال مطلق: تدریجی یا دفعی
مسئله دیگری که در پرسش بالا وجود دارد آن است که آیا کمال مطلق حق تعالی( که در این بحث با خالقیت مطرح شده است) یک امر دفعی است یا تدریجی.
از آنجا که خالقیت از صفات فعل است، روشن کردن این مسئله وابسته به نحوه اتصاف ذات به صفات فعلی است.
این صفات یک واقعیت آن به آن دارند که از فعل حق تعالی انتزاع میشوند.
و
یک واقعیت مطلق دارند که تحت عنوان صفت قیومیت به عنوان صفتی ذاتی مندرج هستند
از منظر واقعیت تدریجی و حادث، این صفات آن به آن ایجاد میشوند ولی نه این فعل ها ربطی به ذات دارند و نه حدوث آنها باعث حدوث و تغیر در ذات میشوند و نه کمال و نقصشان به ذات سرایت میکند.
ولی از منظر واقعیت مطلق قیومیت، این واقعیت یک ویژگی ذاتی بدون زمان و ازلی است که در تمام دورانها یکسان است و تغییری نمیکند.
بنابراین این افعال حق تعالی از جهت نسبت با کمال ذات(قیومیت) هیچ تغییری ایجاد نمیکند. چرا که در ذات حق تعالی هیچ تغییری راه ندارد. هرچه هست؛ حدوث، تغییر و زمان مندی مربوط به طرف مقابل است و چیزی نه به ذات اضافه میکند و نه از آن کم میکند.(اسفار، ج6، ص119؛ نهایه الحکمه، ج4، ص1123)


بر اساس این نکات، پاسخ سوالهای شما روشن میشود.
اولا:

جوجه اردک زشت;1015255 نوشت:
اول آیا تعداد مخلوقات خداوند نا متناهی است یا متناهی

این مسئله بستگی به مبنایی دارد که شما اتخاذ میکنید.
بر اساس مبنای فلسفی، تعداد مخلوقات بی واسطه خداوند محدود است و
بر اساس مبنای کلامی نامحدود و
بر اساس مبنای عرفانی که اصلا مخلوقی وجود ندارد.

ثانیا:

جوجه اردک زشت;1015255 نوشت:
دوم بر فرض نامتناهی بودن تعداد مخلوقات آیا خداوند در هر لحظه و آن بی نهایت مخلوق خلق میکند؟ اگر این طور است آیا این یک نقص به حساب نمی آید؟

بر اساس مبنای فلسفی که اصلا مخلوق نامتناهی برای خداوند متصور نیست و تنها یک مخلوق بی واسطه دارد. پس سوال مرتفع میشود.
بر اساس مبنای کلامی، مخلوقات نامتناهی هستند(البته لزوما به معنای نامتناهی فلسفی و بالفعل نیست بلکه به معنای عدم محدودیت در تعدادی خاص و قابل شمارش است)، ولی این مخلوقات در طول زمان ایجاد میشود.

ثالثا:

جوجه اردک زشت;1015255 نوشت:
یعنی در هر لحظه صفت مالک هر چیز بودن و رب هر چیز بودن در حال تقویت است زیرا مالک و رب تعداد بیشتری از مخلوقات شده پس گویا همه صفات خداوند نمیتواند مطلق باشند

خلقت گرچه صفت حق تعالی است ولی صفت فعل است و صفت فعل به خودی خود هیچ رابطه و تاثیری در ذات نمیگذارد. بلکه از ذات و صفت قیومیت ناشی میشود.
بنابراین نه کثرت مخلوقات در کمال خداوند تاثیر گذار است و نه قلت آن در کمالش نقص ایجاد میکند.
ذات حق تعالی از ازل تا ابد یکسان و بی تغییر است و اصولا قابل تغییر نیست.

موفق باشید.

با سلام خدمت استاد گرامی

صدیق;1015358 نوشت:
در این مورد، لازم است دقت شود که آنچه در کمال مطلق فاعل مهم است، عدم وجود نقص از هر جهت در ذات اوست

صدیق;1015358 نوشت:
گر فاعل کاری را انجام میدهد یا ترک میکند که انجام یا ترک آن کار نقص برای او محسوب شود، این موجب نقص در کمال او خواهد بد

صدیق;1015358 نوشت:
اینکه میزان مخلوقات به خودی خود نه کمال است و نه نقص. بلکه باید به لوازم این ایجاد یا ترک نگاه کنیم که باعث نقص میشود یا خیر.

بنده با توجه به فرمایش شما این برداشت رو دارم که عدم انجام یک فعل یا انجامش به خودی خود یک نقص نیست
بله من این موضوع رو قبول دارم اما سوالی که مطرح هست اینه که آیا خلق یک سری موجود انتخاب خیر نیست؟
در واقع خلق موجودات ممکن در مقابل عدم خلق موجودات ممکن انتخاب خیر بر شر هست حداقل در برخی موارد

صدیق;1015359 نوشت:
ر اساس رویکرد کلامی، تمام موجودات عالم مخلوق خداوند هستند ولی در هر زمان به میزانی است که حق تعالی اراده کرده است.
بر اساس رویکرد عرفانی تمام موجودات عالم، مظاهر حق تعالی هستند نه مخلوقات او.
اما بر ا ساس رویکرد فلسفی، موجودات عالم، در یک نظام علی معلولی قرار دارند. از خداوند متعال به صورت مستقیم تنها یک موجود خلق میشود به نام عقل اول یا صادر اول. اما بقیه موجودات به صورت مستقیم از خداوند متعال ایجاد نشده اند، بلکه هر یک معلول موجودی برتر از خود قرار دارد.

بنده در واقع بدنبال نقد رویکرد کلامی هستم
رویکرد فلسفی هم البته قابل نقده ببینید علیت طولی به معنی این نیست که مثلا خدا در خلق مخلوقات بی اراده هست دقیقا عکس این هست
مثال معروف نفس و عمل رو ببینید در میان علت های بین نفس انسان با یک دست نوشته کدام یک موثر اند؟ دست؟ اراده؟ واقعیت این هست که خود نفس علت هست در واقع امر
در مورد سلسله طولی علت ها هم مسئله همینه باز هم خدا مسئول هست و نمیشه گفت او یک مورد عقل اول رو خلق کرده و مسئولیت دیگری ندارد اصلا مگر می شود علت علل موثر نباشد در چیزی
اگر اینطور بود که دیگر نمی گفتیم یفعل ما یشا
جدای اینکه یا یک سلسله طولی چطور کثرت رو توجیه میکنید؟ یعنی سلسله علل که میرسد به عقل فعال بعد او مادیات را چطور خلق میکند؟ آیا یک موجود مادی خلق می کند؟ خود مادیات هم که ناتوانند از علیت حقیقی بلکه معد هستند
دیدگاه عرفانی رو بنده اصلا درک نمی کنم قرآن صراحتا می گوید خالق کل شی

صدیق;1015360 نوشت:
چهارم. قاعده الواحد و کمال حق تعالی
نکته مهم دیگری که لازم است بدان توجه شود آن است که آیا قاعده الواحد با کمال مطلق حق تعالی منافات ندارد.
بدین بیان که وقتی خلق کردن یک صفت کمالی است، آیا قاعده الواحد بدان معنا نیست که این کمال حق تعالی مخدوش و محدود شده است.
پاسخ این سوال آن است که این عدم خلقت، تنها زمانی موجب نقص میشود که نقص بازگشت به خود فاعل داشته باشد. ولی در مسئله ما، عدم خلقت به واسطه آن است که بقیه موجودات دارای جهات کثرتی هستند که نمیتوانند معلول مستقیم حق تعالی قرار بگیرند. این به واسطه شرافت فاعل متعال است نه نقصان او.
البته در عین حال، همه موجودات در یک نظام علی_معلولی، معلول حق تعالی هستند چه با واسطه و چه بی واسطه.

بله این مورد رو متوجه شدم بسیار ممنون
صدیق;1015361 نوشت:
نجم. کمال مطلق: تدریجی یا دفعی
مسئله دیگری که در پرسش بالا وجود دارد آن است که آیا کمال مطلق حق تعالی( که در این بحث با خالقیت مطرح شده است) یک امر دفعی است یا تدریجی.
از آنجا که خالقیت از صفات فعل است، روشن کردن این مسئله وابسته به نحوه اتصاف ذات به صفات فعلی است.
این صفات یک واقعیت آن به آن دارند که از فعل حق تعالی انتزاع میشوند.
و
یک واقعیت مطلق دارند که تحت عنوان صفت قیومیت به عنوان صفتی ذاتی مندرج هستند
از منظر واقعیت تدریجی و حادث، این صفات آن به آن ایجاد میشوند ولی نه این فعل ها ربطی به ذات دارند و نه حدوث آنها باعث حدوث و تغیر در ذات میشوند و نه کمال و نقصشان به ذات سرایت میکند.
ولی از منظر واقعیت مطلق قیومیت، این واقعیت یک ویژگی ذاتی بدون زمان و ازلی است که در تمام دورانها یکسان است و تغییری نمیکند.
بنابراین این افعال حق تعالی از جهت نسبت با کمال ذات(قیومیت) هیچ تغییری ایجاد نمیکند. چرا که در ذات حق تعالی هیچ تغییری راه ندارد. هرچه هست؛ حدوث، تغییر و زمان مندی مربوط به طرف مقابل است و چیزی نه به ذات اضافه میکند و نه از آن کم میکند.(اسفار، ج6، ص119؛ نهایه الحکمه، ج4، ص1123)

متوجه نشدم چطور قیومیت صفات ذاتی و بدون تغییر هست عقلا هرچه خدا خلق کند قیومت بیشتری دارد اینطور نیست؟ یا من درست متوجه نشدم
یا مثلا اینکه خدا رب 5 مخلوق باشد از اینکه رب 3 مخلوق باشد بهتر نیست؟
سپاس@};-@};-@};-

جوجه اردک زشت;1015967 نوشت:
بله من این موضوع رو قبول دارم اما سوالی که مطرح هست اینه که آیا خلق یک سری موجود انتخاب خیر نیست؟
در واقع خلق موجودات ممکن در مقابل عدم خلق موجودات ممکن انتخاب خیر بر شر هست حداقل در برخی موارد

سلام بر شما دوست عزیز
خیر به خودی خود خلق کردن نه خیر هست و نه شر
ایجاد کردن از جمله افعالی است که مقضتی حسن و قبح است ولی علت تامه آن نیست.
بنابراین برای اینکه بفهمیم خیر هست یا نه، به نتایج و اغراض انجام دهنده آن نگاه میکنیم

جوجه اردک زشت;1015967 نوشت:
رویکرد فلسفی هم البته قابل نقده ببینید علیت طولی به معنی این نیست که مثلا خدا در خلق مخلوقات بی اراده هست دقیقا عکس این هست
مثال معروف نفس و عمل رو ببینید در میان علت های بین نفس انسان با یک دست نوشته کدام یک موثر اند؟ دست؟ اراده؟ واقعیت این هست که خود نفس علت هست در واقع امر

مقایسه بین "رابطه نفس با اندامهای مادی انجام دهنده یک فعل" یا "رابطه خداوندبا انسان انجام دهنده کار" نادرسته.
در مسئله انجام کارها توسط انسان، حقیقتا فاعل خداوند هست و مجازا به دست نسبت داده میشه.( بر اساس تلقی نفس شناسی فلسفی)
واقعا دست که یک عضو مادی است به خودی خود توان انجام هیچ کاری را نداره.
نه اینکه نفس به او این قدرت را داده و خودش داره انجام میدهد.
واقعا این اندامها، ابزاری برای فاعل حقیقی هست.

ولی در مورد علیت طولی خداوند و انسانها، حقیقتا این خود انسان است که از قدرت عمل و انتخابی که خدا به او داده، استفاده میکند و کاری انجام میدهد.
بحول الله است ولی ما هستیم که اقوم و اقعد داریم.
یعنی حول وقوه از جانب خداوند است و کار از جانب ما.

در این تلقی ،نعوذ بالله خداوند هیچ کاره نیست بلکه خودش چنین خواسته که اجازه انجام کارها توسط خومان را به ما بدهد.
قدرتش را هم خودش داده و هر موقع بخواهد میتواند بگیرد.
ولی با اینحال این ما هستیم که این کار را با انتخاب و اعمال قدرت خود انجام میدهیم.


جوجه اردک زشت;1015967 نوشت:
در مورد سلسله طولی علت ها هم مسئله همینه باز هم خدا مسئول هست و نمیشه گفت او یک مورد عقل اول رو خلق کرده و مسئولیت دیگری ندارد اصلا مگر می شود علت علل موثر نباشد در چیزی
اگر اینطور بود که دیگر نمی گفتیم یفعل ما یشا

بر اساس قاعده الواحد، خداوند تنها یک موجود را خلق میکند.
بقیه موجودات در سیر علی معلولی ایجاد میشوند ولی مستقیما خداوند انها را خلق نمیکند.
مسئولیت هر فاعلی با خودش هست و مواخذه هم بر اساس همین مسئولیت هست.
اگر خداوند هم در کارهای ما مسئول بود، خودش را هم باید بر اساس کارهای زشت ما مواخذه میکرد.

جوجه اردک زشت;1015967 نوشت:
جدای اینکه یا یک سلسله طولی چطور کثرت رو توجیه میکنید؟ یعنی سلسله علل که میرسد به عقل فعال بعد او مادیات را چطور خلق میکند؟ آیا یک موجود مادی خلق می کند؟ خود مادیات هم که ناتوانند از علیت حقیقی بلکه معد هستند

بر اساس نظام مشائی، خودش به واسطه کثرتهایی که دارد کل عالم ماده را خلق میکند.
بر اساس نظام اشراقی، او یک سری مثل را خلق میکند و این مثالها که ارباب انواع هستند، وظیفه ایجاد و سرپرستی افراد تحت نوع خود را بر عهده میگیرند.
نگاه اشراقی دغدغه کثرت مورد نظر شما را بهتر میتواند حل کند.
جوجه اردک زشت;1015967 نوشت:
متوجه نشدم چطور قیومیت صفات ذاتی و بدون تغییر هست عقلا هرچه خدا خلق کند قیومت بیشتری دارد اینطور نیست؟ یا من درست متوجه نشدم
یا مثلا اینکه خدا رب 5 مخلوق باشد از اینکه رب 3 مخلوق باشد بهتر نیست؟

قومیت، قدرت بر انجام یک کار هست.
قدرت بر انجام هم کم و زیاد نمیشه.
مثلا قدرت بر خلق کردن چه اصلا خلق نکنه یا یکی خلق کنه یا بی نهایت موجود، یکسان هست و تغییری نمیکنه.
تلقی شما به واسطه مقایسه میان این قدرت با قدرت در انسان در انجام کارها هست که هر چه بیشتر انجام بدهد، قدرتش بیشتر میشه.
ولی این تلقی نادرسته به واسطه اینکه ذات و صفات ذاتی قابل تغییر نیستند.

پرسش: در مورد خالقیت خداوند چند سوال دارم.
اول آیا تعداد مخلوقات خداوند نا متناهی است یا متناهی؟
دوم بر فرض نامتناهی بودن تعداد مخلوقات آیا خداوند در هر لحظه و آن بی نهایت مخلوق خلق میکند؟ اگر این طور است آیا این یک نقص به حساب نمی آید؟یعنی در هر لحظه یا بازه زمانی تعداد مخلوقاتش بیشتر میشود؟ یعنی در هر لحظه صفت مالک هر چیز بودن و رب هر چیز بودن در حال تقویت است زیرا مالک و رب تعداد بیشتری از مخلوقات شده پس گویا همه صفات خداوند نمیتواند مطلق باشند.

پاسخ:
پاسخ بدین سوال وابسته است به بحث در مورد چند مسئله.

نخست. خالقیت، چه صفتی است.
بر اساس آنچه علما در مورد صفات حق تعالی بیان کرده اند، حداقل سه دسته بندی در مورد صفات بیان شده است:
در یک دسته بندی، صفات حق تعالی یا ثبوتی است و یا سلبی. صفات ثبوتی نیز یا حقیقی است یا اضافی. صفات حقیقی نیز یا محضه است یا ذات اضافه.(1)
در دسته بندی دیگر، صفات یا صفت ذات هستند یا صفت فعل. صفات ذات نیز یا حقیقی اند یا ذات اضافه. (2)
در دسته بندی سوم، صفات یا ذاتی اند یا فعلی. هر یک نیز یا ثبوتی اند یا سلبی.آنگاه صفات ذاتیه و فعلیه را به حقیقیه و اضافیه تقسیم کرده‌اند و در نهایت صفات ثبوتیه حقیقیه را به حقیقیه محضه و حقیقیه ذات اضافه تقسیم کرده‌اند.(3)

بر اساس تمام این دسته بندی ها، صفت خالقیت صفتی مربوط به مقام فعل و صفتی ثبوتی است.

دوم. میزان خالق بودن تا چه اندازه در کمال خالق تاثیر دارد.
در این مورد، لازم است دقت شود که آنچه در کمال مطلق فاعل مهم است، عدم وجود نقص از هر جهت در ذات اوست.
اگر فاعل کاری را انجام میدهد یا ترک میکند که انجام یا ترک آن کار نقص برای او محسوب شود، این موجب نقص در کمال او خواهد بد.
اما فعل فاعل مشروط به یکسری شرایط و مقتضیات و عدم موانع است. برخی از این شرایط، قابلیت قابل و معلول برای تحقق است. برخی از مقتضیات فاعل، اراده او در انجام کار است.
بر اساس این نکته مشخص میشود که انجام کار به خودی خود نه باعث کمال است و نه باعث نقص.
گاهی اوقات، فاعل قصد انجام کاری را ندارد ولی این عدم انجام خللی در کمال او به وجود نمی آورد.
گاهی اوقات، انجام یک عمل مشروط به زمان و مکانی خاص است و البته در بحث ما، این ترتیب زمانی و مکانی باز هم به اراده خود فاعل تعالی بر میگردد. او بوده که موجودات عالم را در یک سلسله زمانی ومکانی مشخص قرار داده است. وگرنه اگر بخواهد میتواند این ترتیب را به هم بزند.
بنابراین
اینکه میزان مخلوقات به خودی خود نه کمال است و نه نقص. بلکه باید به لوازم این ایجاد یا ترک نگاه کنیم که باعث نقص میشود یا خیر.

سوم.مسئله علیت حق تعالی نسبت به عالم و تعیین تکلیف در ان مسئله.
در مسئله علیت، سه دیدگاه عمده وجود دارد:
دیدگاه نخست از منظر کلامی است.
دیدگاه دوم، از منظر فلسفی.
دیدگاه سوم، از منظر عرفانی و حکمت متعالیه.

بر اساس رویکرد کلامی، تمام موجودات عالم مخلوق خداوند هستند ولی در هر زمان به میزانی است که حق تعالی اراده کرده است.
بر اساس رویکرد عرفانی تمام موجودات عالم، مظاهر حق تعالی هستند نه مخلوقات او.
اما بر ا ساس رویکرد فلسفی، موجودات عالم، در یک نظام علی معلولی قرار دارند. از خداوند متعال به صورت مستقیم تنها یک موجود خلق میشود به نام عقل اول یا صادر اول. اما بقیه موجودات به صورت مستقیم از خداوند متعال ایجاد نشده اند، بلکه هر یک معلول موجودی برتر از خود قرار دارد.

چهارم. قاعده الواحد و کمال حق تعالی
نکته مهم دیگری که لازم است بدان توجه شود آن است که آیا قاعده الواحد با کمال مطلق حق تعالی منافات ندارد.
بدین بیان که وقتی خلق کردن یک صفت کمالی است، آیا قاعده الواحد بدان معنا نیست که این کمال حق تعالی مخدوش و محدود شده است.
پاسخ این سوال آن است که این عدم خلقت، تنها زمانی موجب نقص میشود که نقص بازگشت به خود فاعل داشته باشد. ولی در مسئله ما، عدم خلقت به واسطه آن است که بقیه موجودات دارای جهات کثرتی هستند که نمیتوانند معلول مستقیم حق تعالی قرار بگیرند. این به واسطه شرافت فاعل متعال است نه نقصان او.
البته در عین حال، همه موجودات در یک نظام علی_معلولی، معلول حق تعالی هستند چه با واسطه و چه بی واسطه.

پنجم. کمال مطلق: تدریجی یا دفعی
مسئله دیگری که در پرسش بالا وجود دارد آن است که آیا کمال مطلق حق تعالی( که در این بحث با خالقیت مطرح شده است) یک امر دفعی است یا تدریجی.
از آنجا که خالقیت از صفات فعل است، روشن کردن این مسئله وابسته به نحوه اتصاف ذات به صفات فعلی است.
این صفات یک واقعیت آن به آن دارند که از فعل حق تعالی انتزاع میشوند.
و
یک واقعیت مطلق دارند که تحت عنوان صفت قیومیت به عنوان صفتی ذاتی مندرج هستند
از منظر واقعیت تدریجی و حادث، این صفات آن به آن ایجاد میشوند ولی نه این فعل ها ربطی به ذات دارند و نه حدوث آنها باعث حدوث و تغیر در ذات میشوند و نه کمال و نقصشان به ذات سرایت میکند.
ولی از منظر واقعیت مطلق قیومیت، این واقعیت یک ویژگی ذاتی بدون زمان و ازلی است که در تمام دورانها یکسان است و تغییری نمیکند.
بنابراین این افعال حق تعالی از جهت نسبت با کمال ذات(قیومیت) هیچ تغییری ایجاد نمیکند. چرا که در ذات حق تعالی هیچ تغییری راه ندارد. هرچه هست؛ حدوث، تغییر و زمان مندی مربوط به طرف مقابل است و چیزی نه به ذات اضافه میکند و نه از آن کم میکند.(4)

بر اساس این نکات، پاسخ سوالهای شما روشن میشود.
پاسخ سوال اول این است که
این مسئله بستگی به مبنایی دارد که شما اتخاذ میکنید.
بر اساس مبنای فلسفی، تعداد مخلوقات بی واسطه خداوند محدود است و
بر اساس مبنای کلامی نامحدود و
بر اساس مبنای عرفانی که اصلا مخلوقی وجود ندارد.

پاسخ سوال دوم این است که
بر اساس مبنای فلسفی که اصلا مخلوق نامتناهی برای خداوند متصور نیست و تنها یک مخلوق بی واسطه دارد. پس سوال مرتفع میشود.
بر اساس مبنای کلامی، مخلوقات نامتناهی هستند(البته لزوما به معنای نامتناهی فلسفی و بالفعل نیست بلکه به معنای عدم محدودیت در تعدادی خاص و قابل شمارش است)، ولی این مخلوقات در طول زمان ایجاد میشود.
خلقت گرچه صفت حق تعالی است ولی صفت فعل است و صفت فعل به خودی خود هیچ رابطه و تاثیری در ذات نمیگذارد. بلکه از ذات و صفت قیومیت ناشی میشود.
بنابراین نه کثرت مخلوقات در کمال خداوند تاثیر گذار است و نه قلت آن در کمالش نقص ایجاد میکند.
ذات حق تعالی از ازل تا ابد یکسان و بی تغییر است و اصولا قابل تغییر نیست.

پی نوشتها:
1. محقق لاهیجی، عبدالرزاق، گوهر مراد، تهران، وزارت فرهنگ و ارشاد اسلامی، 1373، ص ۲۴۶.
2. صدرالدین محمد شیرازی، اسفار اربعه، بیروت، دار احیاء التراث العربی، 1981م، ج6، ص118.
3. نهایه الحکمه، محمد حسین طباطبایی، قم، نشر موسسه امام خمینی، 1386ق، چاپ چهارم، ج4، ص1123
4. اسفار، ج6، ص119؛ نهایه الحکمه، ج4، ص1123

موضوع قفل شده است