جمع بندی تاکید بر زکات و عدم تاکید بر خمس در قرآن

تب‌های اولیه

28 پستها / 0 جدید
آخرین ارسال

سلام الان زکات سرفطر که ماه رمضان هست نفری دوکیلو ونیم باید برنج بدهند!اول به خویشاوندان نیازمندبعد مستمندان:ok:

و طاها;708818 نوشت:

سلام

ضمن سپاس بابت پست خوب و مفیدتان

اگر خمس به دو بخش تقسیم میشود، آیا به این معناست که حتما نصف شود ؟

دو بخش شدن را چگونه به نصف شدن معنا می کنید ؟

بسم الله الرحمن الرحیم اللهم صل علی محمد و آل محمد و عجل فرجهم سلام علیکم متشکرم از توجه شما تا آنجایی که بنده در رساله مراجع دیدم اینگونه آمده که باید خمس را 2 قسمت کرد یکی سهم سادات و دیگری امام و آنچه که از آیه خمس هم میگویند این است که از آن 6 مصرفی که خدای متعال فرموده 3 تا اول برای امام است و 3 تای دیگر برای سادات و این یعنی 10 درصد کل خمس برای سادات است!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!! اما آنچه از آیه و برخی روایات بدست می آید این است که:«خمس» كه برحسب نص آيه اش در اختصاص موارد شش گانه است، سه بخشش مال امام و سه بخش ديگرش در اختصاص كل يتيمان، بى نوايان و در راه ماندگان مسلمان است. زيرا اولاً الف و لام استغراق همگى مذكوران را شامل مى شود و از نظر روایی این روایت از امام باقر:في روضة الكافي عن أبي حمزة عن الباقر(عليه السلام) أن اللّه جعل لنا أهل البيت سهاما ثلاثة دون سهام اليتامى و المساكين و ابن السبيل فإنها لغيرهم‏. و از نظر عقل هم اين چگونه تقسيمی است كه نصف خمس كه 10 درصد از كل اموال است مربوط به سادات ـ آن هم سادات پدرى ـ باشد كه كلاً درصد كمى از فقراى اسلامند، ولى زكات كه ميانگينش 6 در صد و برحسب فتاواى اكثر آقايان از نه قسم اموال است مربوط به سائر فقراى اسلام كه صدها برابر بيشتر از فقراى ساداتند مى باشد، و چنان چه زكات هم برحسب آن چه از آيات و رواياتى مى فهميم از كل اموال باشد باز هم 6 درصد براى اين درصد زياد بسيار كم و10 درصد براى آن درصد كم بسيار زياد است. به این منابع مراجعه کنید:http://www.olumquran.com/fa/publication/farsi-books/item/resale-novin و http://honarvarnet.blogspot.com/search/label/%D8%A2%DB%8C%D8%A9%20%D8%A7%D9%84%D9%84%D9%87%20%D8%AF%DA%A9%D8%AA%D8%B1%20%D8%B5%D8%A7%D8%AF%D9%82%DB%8C%20%D8%AA%D9%87%D8%B1%D8%A7%D9%86%DB%8C

قرآن حکیم;709176 نوشت:
بسم الله الرحمن الرحیم اللهم صل علی محمد و آل محمد و عجل فرجهم سلام علیکم متشکرم از توجه شما تا آنجایی که بنده در رساله مراجع دیدم اینگونه آمده که باید خمس را 2 قسمت کرد یکی سهم سادات و دیگری امام و آنچه که از آیه خمس هم میگویند این است که از آن 6 مصرفی که خدای متعال فرموده 3 تا اول برای امام است و 3 تای دیگر برای سادات و این یعنی 10 درصد کل خمس برای سادات است!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!! اما آنچه از آیه و برخی روایات بدست می آید این است که:«خمس» كه برحسب نص آيه اش در اختصاص موارد شش گانه است، سه بخشش مال امام و سه بخش ديگرش در اختصاص كل يتيمان، بى نوايان و در راه ماندگان مسلمان است. زيرا اولاً الف و لام استغراق همگى مذكوران را شامل مى شود و از نظر روایی این روایت از امام باقر:في روضة الكافي عن أبي حمزة عن الباقر(عليه السلام) أن اللّه جعل لنا أهل البيت سهاما ثلاثة دون سهام اليتامى و المساكين و ابن السبيل فإنها لغيرهم‏. و از نظر عقل هم اين چگونه تقسيمی است كه نصف خمس كه 10 درصد از كل اموال است مربوط به سادات ـ آن هم سادات پدرى ـ باشد كه كلاً درصد كمى از فقراى اسلامند، ولى زكات كه ميانگينش 6 در صد و برحسب فتاواى اكثر آقايان از نه قسم اموال است مربوط به سائر فقراى اسلام كه صدها برابر بيشتر از فقراى ساداتند مى باشد، و چنان چه زكات هم برحسب آن چه از آيات و رواياتى مى فهميم از كل اموال باشد باز هم 6 درصد براى اين درصد زياد بسيار كم و10 درصد براى آن درصد كم بسيار زياد است. به این منابع مراجعه کنید:http://www.olumquran.com/fa/publication/farsi-books/item/resale-novin و http://honarvarnet.blogspot.com/search/label/%D8%A2%DB%8C%D8%A9%20%D8%A7%D9%84%D9%84%D9%87%20%D8%AF%DA%A9%D8%AA%D8%B1%20%D8%B5%D8%A7%D8%AF%D9%82%DB%8C%20%D8%AA%D9%87%D8%B1%D8%A7%D9%86%DB%8C

سلام

بزنطی از امام رضا (ع) نقل می‌کند:
(سئل عن قول اللّه عزّ وجلّ: (واعلموا انّما غنمتم من شیء....) فقیل له: فماکان للّه فلمن هو؟ فقال: لرسول اللّه و ماکان لرسول اللّه فهو للامام.
فقیل: افرأیت ان کان صنف من الاصناف اکثر و صنف اقلّ مایصنع به؟ قال: ذاک الی الامام، ارأیت رسول اللّه کیف یصنع ألیس انّما کان یعطی علی مایری، کذلک الامام. [۷۶] [۷۷])

از امام رضا (ع) از آیه شریفه خمس سؤال شد که سهم خدا به چه کسی می‌رسد؟
امام فرمود: به پیامبرخدا (ص) و آنچه از پیامبر (ص) باشد برای امام است.
عرض شد: اگر برخی از موارد مصرف بیش‌تر و برخی کمتر باشند، چه باید کرد؟ فرمود: این با امام است.
آیا ندیدی که رسول خدا (ص) چه کرد؟ آیا این گونه نبود که برحسب نظر و مصلحتی که می‌دید، می‌بخشید.
امام نیز آن چنان می‌کند.
این صحیحه، به روشنی بیان می‌دارد که همه خمس را باید در اختیار امام (ع) گذارد، تا او براساس مصلحت آن را بخش کند.
بنابراین، بخش کردن خمس، واجب نیست.
افزون براین، روایت یادشده دلالت دارد که سادات از خمس، باید اداره شوند، نه این‌که نیمی از خمس حقّ و یا ملک شخص آنان باشد.

از این روی، امام در پاسخ پرسش گر که پرسید: اگر برخی از موارد سه ‌ ‌گانه کم و دسته دیگر زیاد بودند، چه کنیم؟ فرمود: اختیار این امر، به دست امام است.
http://www.wikifeqh.ir/%D8%AA%D9%82%D8%B3%DB%8C%D9%85_%D8%AE%D9%85%D8%B3

و طاها;708600 نوشت:
کدام سخنِ من ؟ نشان دهید ؟

با سلام و احترام

این سخن شما:

و طاها;707862 نوشت:
یک علت کم رنگ شدن زکات، ریشه در اجتهاد مجتهدان دارد. و بر می گردد به نفی زکات از پول کاغذی

و طاها;707862 نوشت:
به نوعی می توان گفت آنچه در اسلام واجب شد صدقات بر اموال بود و اموال یا پول طلا و نقره است و یا محصولات زراعی

ببینید جناب وطاهای عزیز طبق روایات زکات روی پول نرفته تا بگوییم درهم و دینار آن روز امروزه تبدیل به پول کاعذی شده است، بلکه طبق روایات زکات بر روی طلا و نقره بار شده است، و در توضیح مقدار و نصاب آن برای وجوب زکات، به درهم و دینار اشاره شده است(دقت بفرمایید)

قرآن حکیم;708678 نوشت:
سلام علیکم استاد گرامی متشکرم از شما برای مطالبی که فرمودید درباب فرمایشات شما بنده چند نکته خدمت شما گرامی عرض میکنم:

با سلام و احترام

ببینید دوست عزیز، من با اصل سخن شما و بیان اختلاف نظر بین مراجع مشکلی ندارم، من درحقیقت لحن بیان شما را نقد کردم، به جملات خودتان دقت بفرمایید:


قرآن حکیم;707801 نوشت:
با ادله قطعی 4 گانه(قرآن-سنت-اجماع-عقل) زکات قطعا بر بیش از 9 چیز است

قرآن حکیم;707801 نوشت:
آیا تغییر چنین حکم واضحی مهجوریت برای قرآن نیست؟

قرآن حکیم;707801 نوشت:
آیا این مشکلات (یکی از عواملش) تغییر در برخی از آرای حقیقی و قرآنی و بعضا تفسیر و برداشت اشتباه از آنها نیست؟؟؟؟؟؟؟؟؟!!!

من با اینگونه صحبت کردن مخالف هستم، شاید اگر با لحنی ملایم نظرات مخالفین را مطرح می نمودید چون از حیطه علم کلام خارج می شد، بنده ابراز نظر نمی کردم، اما با مشاهده نحوه بیان شما مجبور به ورود شدم، و قرائنی را که آوردم برای این بود که بگویم مسئله به سادگی ای که شما می گویید نیست تا انسان به راحتی اجتهاد مراجع اکثریت را مهجوریت قرآن بنامد، نهایت چیزی که یک غیر مجتهد در این خصوص می تواند بگوید این است که در این خصوص بین مراجع اختلاف است، و نهایتا به بیان نظرات مخالفین هم بپردازد، نه اینکه یک طرف را به مهجور گذاشتن قرآن و اشتباه قطعی و... متهم نماید(دقت بفرمایید)


قرآن حکیم;708678 نوشت:
اگر به نوشته بنده توجه میکردید عرض کردم که از نظر حدود 30 آیه قرآن کریم زکات به صورت مطلق آمده پس عملا دلیلی بر 9 چیز یا بیشتر و یا کمتر بودنش نیست! و اگر روایات با هم معارض باشد آن دسته از روایات که زکات را بر بیش از 9 چیز واجب دانسته پذیرفته است چون موافق اطلاق آیه است! و اینکه شما بهتر از بنده میدانید ادله اربعه در فقه برای استنباط حکم شرعی قرآن-سنت-اجماع-عقل است و بر این اساس ادله قرآن موافق نظریه عمومیت زکات است نه انحصار آن!(شما اگر در کتب اصولی دقت بفرمایید در بحث مطلق و مقید آیات و روایات همین بحث شده)

ببینید بنده متوجه مباحث مطلق و مقید هستم اما اجرای این مباحث در صورتی هست که قرآن به بیان مصادیق وجوب زکات ورود پیدا کرده و آن را مطلق بیان نموده باشد، اما قرآن فقط از اصل اینکه زکات واجب است سخن گفته است، دقت بفرمایید قرآن فقط فرموده زکات واجب است، اصلا ورود پیدا نکرده که در چه چیزهایی واجب است(دقت بفرمایید) این کجا اطلاق دارد؟
اطلاق در مثل آیه خمس است که میفرماید: «وَ اعْلَمُوا أَنَّما غَنِمْتُمْ مِنْ شَيْ‏ءٍ فَأَنَّ لِلَّهِ خُمُسَهُ وَ لِلرَّسُولِ»(انفال-41)، قرآن کریم در این آیه به مصداق ورود پیدا کرده و به طور مطلق هر غنیمتی را مشمول خمس می داند لذا شامل جنگ و غیر جنگ می شود، اما در بیان مسئله زکات به بیان مصادیق و جایی که زکات واجب می شود ورود پیدا نکرده است.


قرآن حکیم;708678 نوشت:
به نص آیه 141 سوره انعام زیتون وانار هم زکاتشان واجب است! و در این صورت باید بفرمایید موارد زکات شد 11 تا!!!

درخصوص آیه 141 سوره انعام هم اگرچه بعضى معتقدند همان زكات واجب، يعنى يك دهم و يك بيستماست، ولى با توجه به اينكه اين سوره در مكه نازل شده و حكم زكات در سال دوم هجرت ويا بعد از آن در مدينه نازل گرديده است، چنيناحتمالى بسيار بعيد است؛ در روايات فراوانى كه از اهل بيت (ع) به ما رسيده و همچنيندر بسيارى از روايات اهل تسنن اين حق، غير از زكات معرفى شده و منظور از آن چيزى استكه بهنگام حضور مستمند در موقع چيدن ميوه و يا درو كردن زراعت به او داده مى‏شود، وحد معين و ثابتى ندارد.( تفسير نمونه، آیت الله مکارم شیرازی، ج‏6، ص6 و 7)


قرآن حکیم;708678 نوشت:
ببخشید میشود بفرمایید که خمس چگونه مشکل معیشتی جامعه را میتواند حل کند و حال آنکه دارای 2 بخش است: 1-سهم امام 2-سهم سادات حالا چگونه 10 درصد از خمس و مال یک ثروتمند برای سادات فقیر و یتیم و... است اما 2/5 درصد یا حداکثر(دقت کنید حداکثر) 10 در صد(در بالاترین شرایط و نقل برخی روایات) زکات هم برای کل فقرا و مساکین و بیچارگان کل جهان اسلام است؟؟؟؟؟؟؟؟؟!! آیا این عادلانه است؟؟؟؟؟ آیا این عاقلانه است؟؟؟؟ آن هم با 9 چیز بودن زکات!!!!!!!!!!!!!! آن هم با توجه به اینکه مگر ما چند سادات فقیر و یتیم داریم؟؟؟؟ کل جمعیت سادات جهان یک دهم تعداد فقرا و موارد مصرفی زکات نیست!!!!!!!! چه برسد به آن اهدافی که این دو مالیات متقن و مفید اسلامی دارند!!! چه برسد به تعدادفقیران و ایتام سادات!!!! که این کاملا مشخص و عقلانی است!! در کل بنا بر نص آیات و روایات معتبر و عقل و حتی اجماع نظر صحیح همین عمومیت زکات است! حال اگر شما و یا مراجع بزرگوار با استناد به ادله اربعه نظری متفاوت دارید و یا دارند حتما بفرمایند تا ما هم یاد بگیریم! با تشکر از شما منتظر پاسختان هستم

اولا این که خود شما هم با توجه به این که فقه و اصول خوانده اید می دانید چنین استدلالی برای اثبات حکم خدا قابل استناد نیست، نمی توان با دو دوتا کردن اینچنینی حکم اثبات نمود یا رد کرد، حتما ماجرای ابان را شنیده اید که خدمت امام صادق(ع) رسید و گفت در عراق شنیده است که می گویند دیه سه انگشت زن 30 شتر است، اما دیه 4 انگشت او 20 شتر است، لذا آن را نپذیرفته و گفت این را شیطان آورده! امام صادق(ع) فرمود: ای ابان آرام باش این حکم خداوند است که دیه زن تا یک سوم برابر مرد است و پس از آن نصف خواهد شد، تو با عقل خودت قیاس کردی و قیاس نابود کننده دین است.(الکافی(ط. الاسلامیة)، شیخ کلینی، ج7، ص300)
و در روایت دیگری می فرمایند:
«احكام اسلامى را نتوان قياس كرد، نمى‏بينى كه زن حائض روزه‏اش را قضا كند و نمازش را قضا نكند؟ اى‏ ابان‏ احكام اسلامى اگر قياس شود دين از ميان برود. (همان، ج1، ص57)
ثانیا به مجموع عرایض بنده توجه نفرمودید، گفتم کشاورزی و دامپروری هم گسترش چشمگیری یافته و زکات تمام آنها میزان قابل توجهی خواهد شد، و بر فرض اگر اعطاء زکات آنها کفایت موارد 8گانه را نکند، در مرتبه بعدی نیمی از مصارف خمس نیز می تواند با نظر مراجع در این خصوص مصرف شود.
در هر صورت بنده دلیلی بر ادامه بحث نمی بینم چرا که در صدد قضاوت بین مراجع نیستم، فقط می خواستم قرائن این طرف را نیز بیان کنم تا روشن شود که تأیید حکم یک طرف به این سادگی نیست، تا اشتباه آنها را قطعی دانسته و با لحنی خاص مشکلات را به آنها کنایه بزنیم. بالاخره باید توجه داشت که اکثریت مطلق مراجع قائل به انحصار زکات در موارد 9گانه هستند.

مسلم;709389 نوشت:
با سلام و احترام
این سخن شما:

ببینید جناب وطاهای عزیز طبق روایات زکات روی پول نرفته تا بگوییم درهم و دینار آن روز امروزه تبدیل به پول کاعذی شده است، بلکه طبق روایات زکات بر روی طلا و نقره بار شده است، و در توضیح مقدار و نصاب آن برای وجوب زکات، به درهم و دینار اشاره شده است(دقت بفرمایید)

با سلام و عرض احترام

آیا قبول دارید که برخی مجتهدان، زکات را بر اموال می دانند نه صرفا همان نه قلم ؟

آیا قبول دارید وقتی خمس بر پول باشد اما زکات بر پول نباشد، زکات مانند خمس به چشم نمی آید ؟ ( ریشه در اجتهاد مجتهدان دارد و البته نگاه و برداشت عرف ....)

چرا وقتی سکه هستند زکات دارند و زمانی که سکه نیستند زکات ندارند ؟ همین دلیل خوبی نیست که سکه بودن ملاک است نه طلا و نقره بودن ؟ یعنی جنس پول بسته به شرایط اجتماع دارد.

لیس فی التبر زکاة انّما هی علی الدنانیر و الدرهم

شمش طلا و نقره، مشمول حکم وجوب زکات نیست و زکات تنها و تنها به درهم و دینار تعلق می گیرد.

خذ من اموالهم صدقة

کنت عند الی عبدالله فدخل علیه قوم من اهل سجستان فسالوه عن الدراهم المحمول علیها؟ فقال لاباس اذا کان جواز اهل المصر ( وسائل الشیعة، باب10 از ابواب الصرف)

اگر در جایی تاکید بر عدم ناخالصی می شود به خاطر مسئله جعل و تقلب است تا پول تقلبی وارد نشود اما اگر مسئله تقلب در کار نباشد اشکالی ندارد. در روایاتی به این مطلب نیز اشاره شده است.

البته برخی در علمای دوران معاصر بودند که خیلی روی طلا و نقره، اهمیت قائل بودند تا جایی که معامله با پول اعتباری را نادرست و معامله با آن را باطل می دانستند. ( زمان ورود اسکناس)
به نوعی زبان حالشان این بود که باید جنس پول همان طلا و نقره باقی می ماند. ( یعنی جنس پول مهم است )

مسلم;709391 نوشت:
من با اینگونه صحبت کردن مخالف هستم

مسلم;709391 نوشت:
من با اینگونه صحبت کردن مخالف هستم، شاید اگر با لحنی ملایم نظرات مخالفین را مطرح می نمودید چون از حیطه علم کلام خارج می شد، بنده ابراز نظر نمی کردم، اما با مشاهده نحوه بیان شما مجبور به ورود شدم، و قرائنی را که آوردم برای این بود که بگویم مسئله به سادگی ای که شما می گویید نیست تا انسان به راحتی اجتهاد مراجع اکثریت را مهجوریت قرآن بنامد، نهایت چیزی که یک غیر مجتهد در این خصوص می تواند بگوید این است که در این خصوص بین مراجع اختلاف است، و نهایتا به بیان نظرات مخالفین هم بپردازد، نه اینکه یک طرف را به مهجور گذاشتن قرآن و اشتباه قطعی و... متهم نماید(دقت بفرمایید)

بسم الله الرحمن الرحیم الله صل علی محمد و آل محمد و عجل فرجهم سلام علیکم استاد گرامی مسئله به آن پیچیدگی که شما و برخی از آقایان فقها گمان میکنند هم نیست!! مشکل اصلی این است که ان قلت های اصولی محض و وجود اجماعات و شهرت ها اجازه نداده و نمیدهد که برخی به حقایق احکام الهی که قرآن و سنت است بنگرند و حاضرند کتاب و سنت را فدای اجماع وشهرت و ... کنند و اینکه اگر شما باز هم دقت میکردید که متاسفانه ظاهرا دقت نفرمودید عرض کردم که:((بنده نظر خودم را نگفتم(که البته اگر آن هم باشد ملاک ریش سفید و پیری و جوانی و غیره نیست بلکه ملاک مدرک و دلیل و منطق است) و نام بزرگانی را بردم که با نظر مراجع بزرگوار فعلی مخالف بوده و هستند که اگر دقت میفرمودید نام بزرگانی چون آیت الله سیستانی که از مراجع عظیم شیعه و در قید حیات هستند و مرحومین بزرگواری چون شهید صدر و علامه جعفری و شیخ صدوق و کلینی و مفید و ابوعلی و آیت الله دکتر صادقی و نفرات دیگر که مخالف این مطلب انحصار زکات در 9 چیز هستند)) پس اگر دقت میکردید که ظاهرا نکردید عرض کردم که اولا این نظر بنده نبود بلکه از مراجع و مجتهدین بزرگی که نامشان را نقل کردم مطلبم را گفتم در ثانی هر کس که با مبانی فقه و اصول آشنا باشد میتواند با بررسی ادله نظر خود را بگوید و این بررسی ادله و نظر و منطق مهم است نه سن و سال و اجتهاد وغیره که اگر نظری صحیح نیست آن را علمی رد کنید نه اینکه دائم گفته شود بله شما مجتهد که نیستی پس نمیتوانی خلاف مجتهدین نظر بدهی!!(البته مضمونا و کلی عرض میکنم) این بر خلاف عقل است و شرع!

مسلم;709391 نوشت:
ببینید بنده متوجه مباحث مطلق و مقید هستم اما اجرای این مباحث در صورتی هست که قرآن به بیان مصادیق وجوب زکات ورود پیدا کرده و آن را مطلق بیان نموده باشد، اما قرآن فقط از اصل اینکه زکات واجب است سخن گفته است، دقت بفرمایید قرآن فقط فرموده زکات واجب است، اصلا ورود پیدا نکرده که در چه چیزهایی واجب است(دقت بفرمایید) این کجا اطلاق دارد؟
اطلاق در مثل آیه خمس است که میفرماید: «وَ اعْلَمُوا أَنَّما غَنِمْتُمْ مِنْ شَيْ‏ءٍ فَأَنَّ لِلَّهِ خُمُسَهُ وَ لِلرَّسُولِ»(انفال-41)، قرآن کریم در این آیه به مصداق ورود پیدا کرده و به طور مطلق هر غنیمتی را مشمول خمس می داند لذا شامل جنگ و غیر جنگ می شود، اما در بیان مسئله زکات به بیان مصادیق و جایی که زکات واجب می شود ورود پیدا نکرده است.

باز هم عرض میکنم مقصود از مطلق بودن این است که هیچ اشاره ای در قرآن نداریم که زکات بر 9 چیز است یا بیشتر یا کمتر!! پس اگر بر فرض روایات زکات با هم تعارض پیدا کرد و ساقط شد چون قرآن مطلق گفته و اشاره به جزئیات تعداد نکرده پس زکات مطلق اموال را در بر میگیرد! نه 9 چیز! و حال آنکه دقیقا همینگونه است یعنی بیش از 100 روایت صحیح زکات را بر بیش از 9 چیز واجب دانسته(بر مال التجاره-حبوبات و...) و حتی اگر روایات صحیح السند هم داشتیم که مخالف این روایات کثیر بود یا باید بر مبنای دستور متواتر معصومین که حدود 40 روایت صحیح است که روایات باید با محور قرآن سنجیده شود آن 100 روایت مطابق قرآن بود و آن دسته که در 9 چیز میداند ساقط میشود یا باید روایات را باهم سنجید که با قاعده اذا تعارضا تساقطا هر دو دسته ساقط شده و در این صورت باز هم اطلاق قرآن میماند که در این صورت زکات بر مطلق اموال میشود نه 9 چیز!!
اما در باب خمس که فرمودید اطلاق است سوال بنده این است که چرا برخی از فقها معاصر و موجود و حتی قدیم با نادیده گرفتن اطلاق این آیه و روایات صحیح فتوا داده و هدیه و ارث و غیره را از خمس مستثنی کرده اند؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟ پس باز هم معلوم شد که برخی از فقها نه با اطلاق آیه کار دارند و نه با روایات صحیح موافق اطلاق بلکه دنبال اجماع و شهرت و برخی قواعد اصولی اند و حاضرند قرآن و سنت را فدای اجماع و اصول کنند!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!! البته بنده خدایی نکرده قصد ندارم علما و فقها را زیر سوال ببرم و زحماتشان را نادیده بگیرم اما همانطور که فرمودید این بزرگان هرگز معصوم نیستند!

مسلم;709391 نوشت:
درخصوص آیه 141 سوره انعام هم اگرچه بعضى معتقدند همان زكات واجب، يعنى يك دهم و يك بيستماست، ولى با توجه به اينكه اين سوره در مكه نازل شده و حكم زكات در سال دوم هجرت ويا بعد از آن در مدينه نازل گرديده است، چنيناحتمالى بسيار بعيد است؛ در روايات فراوانى كه از اهل بيت (ع) به ما رسيده و همچنيندر بسيارى از روايات اهل تسنن اين حق، غير از زكات معرفى شده و منظور از آن چيزى استكه بهنگام حضور مستمند در موقع چيدن ميوه و يا درو كردن زراعت به او داده مى‏شود، وحد معين و ثابتى ندارد.( تفسير نمونه، آیت الله مکارم شیرازی، ج‏6، ص6 و 7)

اتفاقا استاد گرامی از سى آيه ى مكّى و مدنى درباره ى زكات، شانزده آيه اش مكّى است و 14 آیه مدنی است!!!!(مانند آیه 4 سوره مومنون) پس نه تنها احتمالش بعید نیست بلکه اصلا احتمال نیست! قطعیت است! وانگهی آیا فقهای بزرگوار همین حق را که نص آیه آن را واجب کرده از واجبات برای مقلدان خود میدانند؟؟؟؟؟؟!! یا اینکه باز هم در اینجا نص را نادیده گرفته و سراغ اجماع و شهرت میروند؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟!!! در ضمن توصیه میکنم که نظر علامه طباطبایی در تفسیر المیزان ذیل این آیه را ببینید که ایشان هم نظر جالبی دارند!!(البته به صورت کامل بخوانید)

مسلم;709391 نوشت:
اولا این که خود شما هم با توجه به این که فقه و اصول خوانده اید می دانید چنین استدلالی برای اثبات حکم خدا قابل استناد نیست، نمی توان با دو دوتا کردن اینچنینی حکم اثبات نمود یا رد کرد، حتما ماجرای ابان را شنیده اید که خدمت امام صادق(ع) رسید و گفت در عراق شنیده است که می گویند دیه سه انگشت زن 30 شتر است، اما دیه 4 انگشت او 20 شتر است، لذا آن را نپذیرفته و گفت این را شیطان آورده! امام صادق(ع) فرمود: ای ابان آرام باش این حکم خداوند است که دیه زن تا یک سوم برابر مرد است و پس از آن نصف خواهد شد، تو با عقل خودت قیاس کردی و قیاس نابود کننده دین است.(الکافی(ط. الاسلامیة)، شیخ کلینی، ج7، ص300)
و در روایت دیگری می فرمایند:
«احكام اسلامى را نتوان قياس كرد، نمى‏بينى كه زن حائض روزه‏اش را قضا كند و نمازش را قضا نكند؟ اى‏ ابان‏ احكام اسلامى اگر قياس شود دين از ميان برود. (همان، ج1، ص57)
ثانیا به مجموع عرایض بنده توجه نفرمودید، گفتم کشاورزی و دامپروری هم گسترش چشمگیری یافته و زکات تمام آنها میزان قابل توجهی خواهد شد، و بر فرض اگر اعطاء زکات آنها کفایت موارد 8گانه را نکند، در مرتبه بعدی نیمی از مصارف خمس نیز می تواند با نظر مراجع در این خصوص مصرف شود.
در هر صورت بنده دلیلی بر ادامه بحث نمی بینم چرا که در صدد قضاوت بین مراجع نیستم، فقط می خواستم قرائن این طرف را نیز بیان کنم تا روشن شود که تأیید حکم یک طرف به این سادگی نیست، تا اشتباه آنها را قطعی دانسته و با لحنی خاص مشکلات را به آنها کنایه بزنیم. بالاخره باید توجه داشت که اکثریت مطلق مراجع قائل به انحصار زکات در موارد 9گانه هستند.

اگر منظورتان روایت امام صادق با ابوحنیفه است عرض کنم:((درباره ى مناظره ى حضرت صادق عليه السلام باابوحنيفه روايت کرده اند كه فرضا آن حضرت ضمن نهى از قياس باطل، مبادرت به رد قياس اولويت قطعيه نموده! و مثلاً به راوى فرموده باشند: اگر يك انگشت زن بريده شود ديه اش يك دهم ديه ى كامله ى مرد است (يعنى صد مثقال طلا) و دو انگشت زن، دو دهمش و سه، سه دهمش، ولى ديه ى چهار انگشتش مساوى با ديه ى دو انگشت او است!
حال آن كه اولاً قياس اولويت قطعيه، قياسى كاملاً صحيح است و مطابق با كتاب و سنت و عقل همه ى عقلاست، ثانيا آيا مى توان پنداشت كه چهار، از نظر حساب و ارزش از سه كم تر و با دو برابر باشد!؟ قرآن هم پس از بيان تفاوت ديه ى زن و مرد با آيه ى «وَالجروحَ قصاص» ديه ى اعضاى زنان را متناسب با ديه ى كامله ى آنان و ديه ى اعضاى مردان را نيز متناسب با ديه ى كامله ى آنان مقرّر فرموده است)) وانگهی استدلال و برداشت عقلی صحیح آیا در فقه حجت نیست؟ و حال آنکه عقل یکی از ادله اربعه فقهی است در ضمن آنچه از نص آیه خمس و روایات صحیح بر می آید آن است که 3 سهمی که مخصوص سادات خوانده میشود به صورت مطلق مخصوص سادات نیست! چون:((
الف و لام استغراق همگى مذكوران را شامل مى شود و از نظر روایی این روایت از امام باقر:في روضة الكافي عن أبي حمزة عن الباقر(عليه السلام) أن اللّه جعل لنا أهل البيت سهاما ثلاثة دون سهام اليتامى و المساكين و ابن السبيل فإنها لغيرهم‏ و این روایت از سایت ویکی فقه که کاربر گرامی وطاها آدرس داده اند که:صحیحه ربعی : وی از امام صادق (ع) نقل می‌کند که هرگاه برای پیامبر (ص) غنیمتی می‌آوردند، آن حضرت چیزهای گران قیمت و برگزیده آن را برمی‌داشت و مانده را به پنج سهم، بخش می‌فرمود:
(ثم یقسّم مابقی خمسة اخماس فیأخذ خمسه، ثمّ یقسّم اربعة اخماس بین النّاس الذین قاتلوا علیه، ثمّ یقسم الخمس الّذی اخذه خمسة اخماس، فیأخذ خمس اللّه عزّ وجلّ لنفسه، ثم یقسم الاربعة اخماس بین ذوی القربی والمساکین وابناء السبیل لیعطی کل واحدٍ منهم حقّاً وکذلک الامام اخذ کما اخذ الرسول (ص). [۳۲])
باقی مانده به پنج سهم تقسیم می‌کرد و یک پنجم آن را برمی‌داشت و ماندگی را بین جنگجویان تقسیم می‌کرد و سپس، یک پنجمی که برداشته بود نیز، بخش می‌کرد.
یک پنجم خدا را برای خود برمی‌داشت و سپس چهارپنجم دیگر را بین خویشاوندان و یتیمان و بینوایان زمین گیر و درراه ماندگان بخش می‌کرد.
امام (ع) نیز، بسان پیامبر (ص) عمل می‌کرد.
که اگر دقت کنید در اینجا هم هرگز نصی نداریم که آن مساکین یا ایتام یا ابن سبیل از سادات بوده باشند و روایت هم صحیح السند است! پس این عدم اختصاص به سادات هم نص قرآنی دارد و هم روایات صحیح السند و هم پشتوانه عقلی مگر آنکه باز هم اجماع و شهرت را بر قرآن و سنت و عقل مقدم بدانیم!!
اگر انفاق واجب موارد نه گانه محصور باشد. پس نسبت به دیگر اموال گسترده و زیاد باید چه گفت؟ با فرمایش خدا که «در اموال آنان ]ثروتمندان[ حق مشخصی برای درخواست کنندگان و محرومان است)) (آیه 24 و25 معارج)چه باید کرد؟ آیا غیر از اموال نُه گانه، مصداق مال نمی باشند؟ یا آنکه همین نه چیز ناچیز برای اداره تهی دستان و حکومت اسلامی کافی است؟نکته ي دیگر اینکه اگر زکات واجب تنها همان موارد نه گانه بود پس چرا قرآن از مال اندوزی برحذر داشته و می فرماید: «... و کسانی که زر و سیم می اندوزند و آنها را در راه خدا انفاق نمی کنند ایشان را به عذابی دردناک نوید ده. روزی که آن اندوخته ها در آتش دوزخ بسی داغ شوند پس پیشانی و پهلو و پشت آنان با آنها تافته گردد (به آنها گویند:) این است آنچه برای خود اندوختید پس آنچه را می اندوختید بچشید».
وانگهی آیا شما که میگویید دامپروری و کشاورزی پیشرفت کرده و غیره آیا پرورش شتر هم مانند سایر دام ها امروزه پیشرفت داشته یا حتی از قدیم هم بسیار کمتر شده؟؟؟؟؟؟؟؟!! آیا تجارت برنج و چای و برخی از میوه های پر مصرف مانند تجارت کشمش و خرما است؟؟! یا اینکه 10 ها برابر آن است؟؟؟؟! آیا پشتوانه چاپ اسکناس طلا و جواهرات نیست؟؟؟ پس همان اسکناس هم که پول رایج است به پشتوانه طلا و جواهرات ارزش مالی دارد!! وانگهی آیا در زمان پیامبر و معصومین با چیزی غیر از سکه های طلا و نقره معملات روزمره مسلمین و مردم و خرید و فروش و تجارت و ... آنها بوده است؟؟؟؟!! مشخص است که جواب این پرسش ها خیییییر است!!! اما حاضر نیستند برخی از فقها این مطالب را بپذیرند!!!! واقعا چرا؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟ به کدام پشتوانه قرآنی یا روایی معتبر و یا حتی عقل سلیم غلط بودن و اصلاح این موارد نباید انجام گیرد؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟!!! در کل خدمت شما گرامی عرض میکنم که (کم لها من نظیر) که اینگونه نظرات در فقه ما و حتی اهل سنت وجود دارد که اگر مایل بودید حاضرم درباره برخی از آنها به صورت خصوصی یا حتی عمومی با هم گفتگو کنیم! در انتها برخی از منابع گفته هایم را خدمت شما معرفی میکنم که روی آن مطالعه داشته باشید(
http://www.olumquran.com/fa/publicat...m/resale-novin و http://www.olumquran.com/fa/publication/farsi-books/item/tarikh-andisheh) با تشکر از شما

و طاها;709271 نوشت:

سلام

بزنطی از امام رضا (ع) نقل می‌کند:
(سئل عن قول اللّه عزّ وجلّ: (واعلموا انّما غنمتم من شیء....) فقیل له: فماکان للّه فلمن هو؟ فقال: لرسول اللّه و ماکان لرسول اللّه فهو للامام.
فقیل: افرأیت ان کان صنف من الاصناف اکثر و صنف اقلّ مایصنع به؟ قال: ذاک الی الامام، ارأیت رسول اللّه کیف یصنع ألیس انّما کان یعطی علی مایری، کذلک الامام. [۷۶] [۷۷])

از امام رضا (ع) از آیه شریفه خمس سؤال شد که سهم خدا به چه کسی می‌رسد؟
امام فرمود: به پیامبرخدا (ص) و آنچه از پیامبر (ص) باشد برای امام است.
عرض شد: اگر برخی از موارد مصرف بیش‌تر و برخی کمتر باشند، چه باید کرد؟ فرمود: این با امام است.
آیا ندیدی که رسول خدا (ص) چه کرد؟ آیا این گونه نبود که برحسب نظر و مصلحتی که می‌دید، می‌بخشید.
امام نیز آن چنان می‌کند.
این صحیحه، به روشنی بیان می‌دارد که همه خمس را باید در اختیار امام (ع) گذارد، تا او براساس مصلحت آن را بخش کند.
بنابراین، بخش کردن خمس، واجب نیست.
افزون براین، روایت یادشده دلالت دارد که سادات از خمس، باید اداره شوند، نه این‌که نیمی از خمس حقّ و یا ملک شخص آنان باشد.

از این روی، امام در پاسخ پرسش گر که پرسید: اگر برخی از موارد سه ‌ ‌گانه کم و دسته دیگر زیاد بودند، چه کنیم؟ فرمود: اختیار این امر، به دست امام است.
http://www.wikifeqh.ir/%D8%AA%D9%82%D8%B3%DB%8C%D9%85_%D8%AE%D9%85%D8%B3

بسم الله الرحمن الرحیم اللهم صل علی محمد و آل محمد و عجل فرجهم سلام علیکم سایتی که آدرس دادید را دیدم مطالب مفید و جالبی داشت ببینید امروزه مراجع میگویند که باید خمس را به مجتهد جامع الشرایط پرداخت و این تقریبا همان است که خمس باید در اختیار امام باشد که استدلال میکنند حال که امام نیست باید به مجتهدین پرداخت شود ((در صورتى كه دولت اسلامى با رهبرى كه ولى امر مسلمين است. كه طبق موازين اسلامى رياست دولت اسلامى را عهده دار است تحقق يابد، شايسته است تمامى خمس را هم چون زكات به عنوان بيت المال مسلمين در اختيار او گذاشت، و در غير اين صورت مى توان در مصرف هاى شرعى مقرر مصرف نمود و اختصاصى هم به مرجع تقليد شما يا غير شما ندارد مگر آن كه حفظ مصالح عمومى مسلمين و نگهبانى نظام حوزه ى اسلام چنان اقتضايى را داشته باشد، و اين هم در صورتى است كه رياست حوزه در انحصار شخص خاصى باشد كه در غير اين صورت ميان سرپرستان حوزه هر يك به اندازه ى صلاحيتشان پخش شود نه اين كه به بعضى آن قدر بدهند كه در پول غرقش كنند و نسبت به ديگران كه شايد عنداللّه اجرو قربشان از آن عده به مراتب بيشتر و يا مساوى باشند اين قدر بى تفاوت بمانند.
و بالاخره هيچ دليلى وجود ندارد كه سهم امام عليه السلام را در اختصاص مرجع تقليد قرار دهى تا چه رسد كه در اختصاص مرجع تقليدِ خمس دهنده باشد.)) به نقل از این سایت:(http://www.olumquran.com/fa/publication/farsi-books/item/resale-novin بخش موارد پرداخت خمس) اما باید آن 3 قسمت را خرج سادات کرد که بنده در مطلبی که برای شما فرستادم و همچنین برای استاد مسلم به دلیل قرآن و سنت و عقل این 3 بخش عموم مسکینان و یتیمان و ابن سبیل را در بر میگیرد نه سادات را! که برای شما هم نقل میکنم:
الف و لام استغراق همگى مذكوران را شامل مى شود و از نظر روایی این روایت از امام باقر:في روضة الكافي عن أبي حمزة عن الباقر(عليه السلام) أن اللّه جعل لنا أهل البيت سهاما ثلاثة دون سهام اليتامى و المساكين و ابن السبيل فإنها لغيرهم‏ و این روایت از سایت ویکی فقه که کاربر گرامی وطاها آدرس داده اند که:صحیحه ربعی : وی از امام صادق (ع) نقل می‌کند که هرگاه برای پیامبر (ص) غنیمتی می‌آوردند، آن حضرت چیزهای گران قیمت و برگزیده آن را برمی‌داشت و مانده را به پنج سهم، بخش می‌فرمود:
(ثم یقسّم مابقی خمسة اخماس فیأخذ خمسه، ثمّ یقسّم اربعة اخماس بین النّاس الذین قاتلوا علیه، ثمّ یقسم الخمس الّذی اخذه خمسة اخماس، فیأخذ خمس اللّه عزّ وجلّ لنفسه، ثم یقسم الاربعة اخماس بین ذوی القربی والمساکین وابناء السبیل لیعطی کل واحدٍ منهم حقّاً وکذلک الامام اخذ کما اخذ الرسول (ص). [۳۲])
باقی مانده به پنج سهم تقسیم می‌کرد و یک پنجم آن را برمی‌داشت و ماندگی را بین جنگجویان تقسیم می‌کرد و سپس، یک پنجمی که برداشته بود نیز، بخش می‌کرد.
یک پنجم خدا را برای خود برمی‌داشت و سپس چهارپنجم دیگر را بین خویشاوندان و یتیمان و بینوایان زمین گیر و درراه ماندگان بخش می‌کرد.
امام (ع) نیز، بسان پیامبر (ص) عمل می‌کرد.
که اگر دقت کنید در اینجا هم هرگز نصی نداریم که آن مساکین یا ایتام یا ابن سبیل از سادات بوده باشند و روایت هم صحیح السند است! پس این عدم اختصاص به سادات هم نص قرآنی دارد و هم روایات صحیح السند و هم پشتوانه عقلی مگر آنکه باز هم اجماع و شهرت را بر قرآن و سنت و عقل مقدم بدانیم!!

قرآن حکیم;709648 نوشت:
بسم الله الرحمن الرحیم اللهم صل علی محمد و آل محمد و عجل فرجهم سلام علیکم سایتی که آدرس دادید را دیدم مطالب مفید و جالبی داشت ببینید امروزه مراجع میگویند که باید خمس را به مجتهد جامع الشرایط پرداخت و این تقریبا همان است که خمس باید در اختیار امام باشد که استدلال میکنند حال که امام نیست باید به مجتهدین پرداخت شود ((در صورتى كه دولت اسلامى با رهبرى كه ولى امر مسلمين است. كه طبق موازين اسلامى رياست دولت اسلامى را عهده دار است تحقق يابد، شايسته است تمامى خمس را هم چون زكات به عنوان بيت المال مسلمين در اختيار او گذاشت، و در غير اين صورت مى توان در مصرف هاى شرعى مقرر مصرف نمود و اختصاصى هم به مرجع تقليد شما يا غير شما ندارد مگر آن كه حفظ مصالح عمومى مسلمين و نگهبانى نظام حوزه ى اسلام چنان اقتضايى را داشته باشد، و اين هم در صورتى است كه رياست حوزه در انحصار شخص خاصى باشد كه در غير اين صورت ميان سرپرستان حوزه هر يك به اندازه ى صلاحيتشان پخش شود نه اين كه به بعضى آن قدر بدهند كه در پول غرقش كنند و نسبت به ديگران كه شايد عنداللّه اجرو قربشان از آن عده به مراتب بيشتر و يا مساوى باشند اين قدر بى تفاوت بمانند.
و بالاخره هيچ دليلى وجود ندارد كه سهم امام عليه السلام را در اختصاص مرجع تقليد قرار دهى تا چه رسد كه در اختصاص مرجع تقليدِ خمس دهنده باشد.)) به نقل از این سایت:(http://www.olumquran.com/fa/publication/farsi-books/item/resale-novin بخش موارد پرداخت خمس) اما باید آن 3 قسمت را خرج سادات کرد که بنده در مطلبی که برای شما فرستادم و همچنین برای استاد مسلم به دلیل قرآن و سنت و عقل این 3 بخش عموم مسکینان و یتیمان و ابن سبیل را در بر میگیرد نه سادات را! که برای شما هم نقل میکنم:
الف و لام استغراق همگى مذكوران را شامل مى شود و از نظر روایی این روایت از امام باقر:في روضة الكافي عن أبي حمزة عن الباقر(عليه السلام) أن اللّه جعل لنا أهل البيت سهاما ثلاثة دون سهام اليتامى و المساكين و ابن السبيل فإنها لغيرهم‏ و این روایت از سایت ویکی فقه که کاربر گرامی وطاها آدرس داده اند که:صحیحه ربعی : وی از امام صادق (ع) نقل می‌کند که هرگاه برای پیامبر (ص) غنیمتی می‌آوردند، آن حضرت چیزهای گران قیمت و برگزیده آن را برمی‌داشت و مانده را به پنج سهم، بخش می‌فرمود:
(ثم یقسّم مابقی خمسة اخماس فیأخذ خمسه، ثمّ یقسّم اربعة اخماس بین النّاس الذین قاتلوا علیه، ثمّ یقسم الخمس الّذی اخذه خمسة اخماس، فیأخذ خمس اللّه عزّ وجلّ لنفسه، ثم یقسم الاربعة اخماس بین ذوی القربی والمساکین وابناء السبیل لیعطی کل واحدٍ منهم حقّاً وکذلک الامام اخذ کما اخذ الرسول (ص). [۳۲])
باقی مانده به پنج سهم تقسیم می‌کرد و یک پنجم آن را برمی‌داشت و ماندگی را بین جنگجویان تقسیم می‌کرد و سپس، یک پنجمی که برداشته بود نیز، بخش می‌کرد.
یک پنجم خدا را برای خود برمی‌داشت و سپس چهارپنجم دیگر را بین خویشاوندان و یتیمان و بینوایان زمین گیر و درراه ماندگان بخش می‌کرد.
امام (ع) نیز، بسان پیامبر (ص) عمل می‌کرد.
که اگر دقت کنید در اینجا هم هرگز نصی نداریم که آن مساکین یا ایتام یا ابن سبیل از سادات بوده باشند و روایت هم صحیح السند است! پس این عدم اختصاص به سادات هم نص قرآنی دارد و هم روایات صحیح السند و هم پشتوانه عقلی مگر آنکه باز هم اجماع و شهرت را بر قرآن و سنت و عقل مقدم بدانیم!!

سلام بزرگوار
عرضم این بود که وقتی می گویند خمس به دو بخش (سهم امام و سهم سادات ) تقسیم میشود لزوما تقسیم به دو بخش مساوی نیست.
بلکه این تقسیم بندی ها موارد مصرف را مشخص می کند و میزان مصرف بسته به متقاضی و نیازمند دارد.
مثل موارد مصرف زکات.

سپاس لینک خوبی است.

قرآن حکیم;709577 نوشت:
سلام علیکم استاد گرامی مسئله به آن پیچیدگی که شما و برخی از آقایان فقها گمان میکنند هم نیست!! مشکل اصلی این است که ان قلت های اصولی محض و وجود اجماعات و شهرت ها اجازه نداده و نمیدهد که برخی به حقایق احکام الهی که قرآن و سنت است بنگرند و حاضرند کتاب و سنت را فدای اجماع وشهرت و ... کنند

با سلام و احترام

بنده آنچه را که باید عرض می کردم بیان نمودم، اما متاسفانه می بینم لحن شما تغییری نکرده است! آنچه که بنده بیان کردم یک سخن کاملا منطقی و عقلایی است که یک غیر مجتهد تنها می تواند در خصوص نظرات مجتهدین به اختلاف آنها اشاره نماید اما قضاوت و تشخیص موضع صحیح در میان نظرات آنها از عهده وی خارج است، این در همه علوم حکمفرماست، همان طور که یک غیر پزشک نمی تواند بین اختلاف پزشکان قضاوت کرده و موضع صحیح را تشخیص دهد؛ خصوصا در جایی مثل مسئله زکات که یک طرف مخالفین اندکی دارد که برخی از مخالفین مثل آیت الله سیستانی نیز احتیاط کرده و فتوا نداده اند.
در هر صورت بنده مایل به ادامه این بحث فقهی ندارم، آنچه که لازم می دیدم در این چند پست به آن اشاره کنم این است که لحنی که شما در خصوص مراجع عظام تقلید به کار می برید صحیح نیست!!
یا علی(ع)

موضوع قفل شده است