جمع بندی برهان کاتب و مکتوب (اصول شناسی)

تب‌های اولیه

55 پستها / 0 جدید
آخرین ارسال
برهان کاتب و مکتوب (اصول شناسی)

بسم الله الرحمن الرحیم
اللهم عجل لولیک الفرج
سلام علیکم ورحمه الله وبرکاته

اصل برهان:

تمام هستی کتابی است که خداوند نویسنده آن است.(تنها نویسنده و تنها کتاب)

فضای کتاب:

هر جا نویسنده بخواهد درون خودش یا در بیرون و جلوه آن
ارتباط با هستی:خداوند در ذات او خلق و دیگر آثار باشد یا اینکه تجلی کند و خلق کند.

توضیحات:

در یک کتاب نویسنده شخصیت پردازی و فضا پردازی می کند داستانی می نویسد و فضایی خلق می کند و برای هر شخصیتی انتخاب هایی قرار می دهد و نهایت هر کدام از انتخاب ها را می داند که چه می شود.
در بین داستان برای کمک به شخصیت ها راه هایی قرار می دهد تا به انتخابی که خود دوست دارد و بهترین است راهنمایی شان کند
تا پایان کتاب هستی و رسیدن به نقطه پایان داستان نیاز مند به یک هدایت کننده هست تا شخصیت ها از ان کمک بگیرند و در پایان داستان یا خوش باشند یا نا خوش
و ابزاری که نویسنده در داستان می گذارد تا هدفش مشخص شود.

توضیحات در مورد هستی شناسی و اصول شناسی:

خداوند متعال علم به هر چیزی دارد و شخصیت ها و مخلوقات خود را میشناسد و به ویژگی های آن آگاهی دارد.
خداوند برای مخلوقات هدفی در نظر گرفته و به بعضی اختیاراتی داده و شرایطی را فراهم کرده که مرتبط با هم باشند
در این بین برای شخصیت های چون آدمیان حق داده و اختیار داده چه مسیر های مختلفی را بروند
و در این بین افرادی به اسم پیامبران(ص) را به مردم معرفی کرد که راهی را که دوست دارد و بهترین مسیر است را به آنها نشان دهد
و در زمان هایی اراده کرد پیامبران را از بین مردم بردارد و اوصا را قرار دهد

اما چون اختیار همواره با انسان هست پس راهنمایی لازم هست که همواره راهی را که خدا می خواهد را نشان مردم دهد
پس حجت خدا همیشه هست. تا وقتی دنیا پابرجا است.


ارداه و کنترل همه چیز و هر چیزی به خواست خداوند متعال است و هیچ مخلوقی جز اراده او نمی تواند کاری بکند.

این برهان کاتب و مکتوب

اگر لازم هست

استناد به آیات و روایت هم بشود. ان شاء الله

ممنون

یا علی(ع)@};-

با نام و یاد دوست





کارشناس بحث: استاد مسلم

با سلام و احترام

بنده دقیق متوجه نشدم که از این استدلالتان به دنبال اثبات چه چیزی هستید، اگر به دنبال انحصار خداوند در خلق و تدبیر هستید، و اینکه همه چیز به اراده اوست، بله طبیعتا درست است وقتی کسی به طور کامل مجری امری است آن را به همان سمت اراده خود می برد، و عالم هستی هم فعل و کلمات الهی است که بر او دلالت می کند:

«إِنَّمَا الْمَسيحُ عيسَى ابْنُ مَرْيَمَ رَسُولُ اللَّهِ وَ كَلِمَتُه‏»؛مسيح عيسى بن مريم فقط فرستاده خدا، و كلمه اوست‏(نسا:171)

مانند نوشته ای که بر کاتب خود دلالت می کند، همانطور خود شما هم به این مسئله اشاره فرموده اید:

رستگاران;894762 نوشت:
تمام هستی کتابی است که خداوند نویسنده آن است.(تنها نویسنده و تنها کتاب)

رستگاران;894762 نوشت:
هر جا نویسنده بخواهد درون خودش یا در بیرون و جلوه آن
ارتباط با هستی:خداوند در ذات او خلق و دیگر آثار باشد یا اینکه تجلی کند و خلق کند.

فقط میان خلق هستی، و نوشتن یک کتاب تفاوتی وجود دارد که ممکن است رهزن باشد، لذا باید به آن تصریح شود این است که شخصیت های داستان از خود هیچ اراده ای ندارند، و همه بالاجبار از آنچه که کاتب نوشته پیروی می کنند:

رستگاران;894762 نوشت:
در یک کتاب نویسنده شخصیت پردازی و فضا پردازی می کند داستانی می نویسد و فضایی خلق می کند و برای هر شخصیتی انتخاب هایی قرار می دهد و نهایت هر کدام از انتخاب ها را می داند که چه می شود.

لذا باید این تفاوت را لحاظ کرد، که البته به قاعده کلی شما لطمه ای نمی زند، چرا که خود خداوند یا کاتب هستی اراده کرده است که انسان ها خودشان با اختیار مسیرشان را انتخاب کنند، پس هم اراده کاتب نقش دارد و هم اراده مکتوب، منتهی اراده مکتوب در طول اارده کاتب است، همانطور که خودتان اشاره فرموده اید:

رستگاران;894762 نوشت:
در این بین برای شخصیت های چون آدمیان حق داده و اختیار داده چه مسیر های مختلفی را بروند

باز اگر ابهامی وجود دارد، یا دچار سوء برداشت از سخنان شما شده ام، یا دوستان دیگر نظری دارند، بفرمایید تا مطلب واضح تر بشود.

[="Tahoma"][="DarkSlateGray"][="3"]بسم الله الرحمن الرحیم

اللهم عجل لولیک الفرج

سلام علیکم ورحمه الله وبرکاته

مسلم;895771 نوشت:
بنده دقیق متوجه نشدم که از این استدلالتان به دنبال اثبات چه چیزی هستید، اگر به دنبال انحصار خداوند در خلق و تدبیر هستید، و اینکه همه چیز به اراده اوست، بله طبیعتا درست است وقتی کسی به طور کامل مجری امری است آن را به همان سمت اراده خود می برد، و عالم هستی هم فعل و کلمات الهی است که بر او دلالت می کند:

اصل رابطه و به طور کل رابطه خداوند و هستی اثبات میشود اما در طول آن به دیگر اصول عقیدتی چون نبوت و امامت و معاد و عدل و همچنین فروعات با اینت برهان اثبات می شود.

مسلم;895771 نوشت:
فقط میان خلق هستی، و نوشتن یک کتاب تفاوتی وجود دارد که ممکن است رهزن باشد، لذا باید به آن تصریح شود این است که شخصیت های داستان از خود هیچ اراده ای ندارند، و همه بالاجبار از آنچه که کاتب نوشته پیروی می کنند:

نقل قول نوشته اصلی توسط رستگاران نمایش پست ها
در یک کتاب نویسنده شخصیت پردازی و فضا پردازی می کند داستانی می نویسد و فضایی خلق می کند و برای هر شخصیتی انتخاب هایی قرار می دهد و نهایت هر کدام از انتخاب ها را می داند که چه می شود.
لذا باید این تفاوت را لحاظ کرد، که البته به قاعده کلی شما لطمه ای نمی زند، چرا که خود خداوند یا کاتب هستی اراده کرده است که انسان ها خودشان با اختیار مسیرشان را انتخاب کنند، پس هم اراده کاتب نقش دارد و هم اراده مکتوب، منتهی اراده مکتوب در طول اارده کاتب است، همانطور که خودتان اشاره فرموده اید:

بله در ارتباط بین کاتب و مکتوب وقتی کاتب کتابی می نویسد در ذهنش همه مشخصات نوشته ها هست و وقتی نوشته نوشته میشود ویژگی هایی که کاتب می خواهد در نوشته باشد تجلی پیدا می کند در اصل همان اراده ایی که شخصیت های یک نوشته دارند تحت اراده کاتب است

حال ما در این بین دو راتباط در نظر بگیریم

ارتباط بین کاتب و مکتوب
و ارتباط بین مکتوبات
اما در بین ارتباط بین مکوتبات که همان فضا سازی و شخصیت سازی و هدف گذاری نوشته است و در نهایت پایان کتاب هستی که به خواست نویسنده آن است و نزد او کسانی که در داستان می خواهد بدانند مشخص است

که افرادی که از طرف نویسنده هستی این اختیارات را به اذن او دارند پیامبران(ص) ، اوصیا و ... هستند.

البته:

اینجا این تکته هم در نظر گرفته شود که کتاب هستی در حال نگارش و ویرایش و چاپ پیوسته است تاز زمانی که نویسنده این کتاب بخواهد

البته ان طور که در ذهنم هست برای این دلالیل می توان برهان از آیات و روایات هم آورد همانطور که خودتان در ابتدای پست نمونه ایی آوردید

همچنین اشاره خداوند در قرآن به لوح و قلم و نوشتن
یا

اخرین معجزه جاوید انبیاء که قرآن است یک کتاب نوشته شده است.

مسلم;895771 نوشت:
باز اگر ابهامی وجود دارد، یا دچار سوء برداشت از سخنان شما شده ام، یا دوستان دیگر نظری دارند، بفرمایید تا مطلب واضح تر بشود.

خب کمی بیشتر توضیح دادم
امیدوارم ابهامی که در اول پست گفتید مشخص شده باشد.

اما امیدوارم این برهان بتواند پاسخگوی شبهات اصول شناسی باشد به لطف و عنایت خداوند متعال

اگر دوستان سوالی یا شبهه یا خدشه ایی در این برهان می بینند.

امیدوارم بیان کنند

تا در صورت توان اصلاح شود.ان شاء الله

یا علی(ع)@};-[/][/][/]

با سلام و احترام

از توضیحات شما متشکرم، فضای بحث کمی بهتر و روشن تر شد

رستگاران;895798 نوشت:
اصل رابطه و به طور کل رابطه خداوند و هستی اثبات میشود


این را که نمیشود اثبات کرد، این دور است.
یعنی شما از آنجا که خداوند را کاتب هستی می دانید، اصل رابطه خداوند با هستی را اثبات کنید، یعنی از خود رابطه می خواهید رابطه را اثبات کنید؛ باید ابتدا نقش خالقیت الهی اثبات شود، و وقتی اثبات شد دیگر رابطه علیت هم اثبات می شود، نیازی به برهان مستقل نیست. و اگر خالقیت الهی اثبات نشود، خب رابطه عالَم به آن هم اثبات نخواهد شد، شما با این برهان فقط رابطه هر معلولی با علتش، و رابطه هر مکتوبی با کاتبش را اثبات کرده اید، اما این که چه کسی کاتب است چطور اثبات می شود؟

رستگاران;895798 نوشت:
در طول آن به دیگر اصول عقیدتی چون نبوت و امامت و معاد و عدل و همچنین فروعات با اینت برهان اثبات می شود.


بله این درست است که وقتی رابطه بین خداوند و هستی به عنوان کاتب و مکتوب پذیرفته شد، آنچه که کاتب حکیمانه می داند در مکتوب لحاظ می کند، این سخن درستی است، اما برهان مستقلی برای اثبات نبوت و امامت و معاد و اینها به شمار نمی رود، چون همه اینها متکی به حکمت الهی یا حکمت کاتب است، پس یک تشبیه و تمثیل یا نهایتا یک تقریر جدید به حساب می آید، نه یک برهان جدید.

رستگاران;895798 نوشت:
همچنین اشاره خداوند در قرآن به لوح و قلم و نوشتن

معنای لوح و قلم و اینها، شامل تمام هستی نمی شود، یعنی اینطور نیست که مراد از لوح در این آیه، تمام جهان و تمام کتاب هستی باشد، یا قلم همان قلمی که خداوند تمام هستی را با آن نوشته و آفریده، بر خلاف "کلمه" که به تمام آفرینش الهی می شود گفت: کلمه یا کلمات الهی، چون کلام معنای اعمی دارد و هر چه که دلالت بر فاعل کند به تعبیری هر فعلی، کلمه فاعل محسوب می شود.(آیت الله سبحانی، الالهیات، ج1، ص194)

رستگاران;895798 نوشت:
اخرین معجزه جاوید انبیاء که قرآن است یک کتاب نوشته شده است.

در مورد قرآن کتاب بودن آن به خاطر مکتوب و نوشته بودن آن است، اما کلمه بودن تمام هستی به معنای نشوته شدن نیست، بلکه به معنای فعلی است که بر فاعل دلالت می کند، لذا اطلاق کتاب بر قرآن، با اطلاق کتاب بر سایر هستی متفاوت است.

بسم الله الرحمن الرحیم
اللهم عجل لولیک الفرج
سلام علیکم ورحمه الله وبرکاته

ممنون از توجه شما به موضوع

مسلم;895978 نوشت:
این را که نمیشود اثبات کرد، این دور است.
یعنی شما از آنجا که خداوند را کاتب هستی می دانید، اصل رابطه خداوند با هستی را اثبات کنید، یعنی از خود رابطه می خواهید رابطه را اثبات کنید؛ باید ابتدا نقش خالقیت الهی اثبات شود، و وقتی اثبات شد دیگر رابطه علیت هم اثبات می شود، نیازی به برهان مستقل نیست. و اگر خالقیت الهی اثبات نشود، خب رابطه عالَم به آن هم اثبات نخواهد شد، شما با این برهان فقط رابطه هر معلولی با علتش، و رابطه هر مکتوبی با کاتبش را اثبات کرده اید، اما این که چه کسی کاتب است چطور اثبات می شود؟

ما می دانیم در برهان شناخت خداوند به طور معمول 2 سیر مطرح می شود

سیر آفاق و سیر انفسی که در سهولت شناخت خداوند بیشتر تاکید بر سیر آفاق و مشاهده روابط هستی و پی بردن به خالق آن است.
اما در سیر انفسی انسان با شناخت خود و ویژگی های خود پی می برد به اینکه چون من هستم پس خدا هست از انسان شناسی به خدا شناسی می رسد.

اما در اینجا با تفکر پیرامون مسئله کتابت می بینیم که هر دو مسئله در کتابت لحاظ می شود.

کسی که نوشته ایی را می نویسد یا بر اساس مشاهداتش از عالم می نویسد و الگو می گیرد .

یا بر اساس ذهنیت و خلق مصادر نو و جدید

و اگر در اینجا ما هر دو را لحاظ کنیم به شناخت می رسیم

چون همان طور که یک نویسنده شخصیتی را در ذهنش می پروراند تا وقتی به او فکر می کند آن شخصیت هست و زنده و پویا است و همه چیز در آن روشن و واضح است و قابل تغییر وقتی آن

چیزی که در ذهن است مکتوب می شود ثابت و پایدار خواهد بود.

خب در اینجا هم در ذات نویسنده خلق شده اثر و هم تجلی آن در کاغذ صورت می گیرد.

اگر این دو در ذات نویسنده جمع شود می شود اثبات حقانیت و وجود نویسنده(شاید مثال روشنش کتب شفاهی باشد که خود نویسنده بیان می کند.)

که اینجا در عالم هستی

هم شرایطی مشابه وجود دارد که چون معجزه و اعجاز و موارد خلاف قوانین که وجود خدا را اثبات می کند.

شاید برداشت من از اثبات اشتباه باشد

اگر چیز دگیری است بفرمایید و اصلاح نمایید.

مسلم;895978 نوشت:
اما برهان مستقلی برای اثبات نبوت و امامت و معاد و اینها به شمار نمی رود، چون همه اینها متکی به حکمت الهی یا حکمت کاتب است، پس یک تشبیه و تمثیل یا نهایتا یک تقریر جدید به حساب می آید، نه یک برهان جدید.

خب می شود بگویید برهان جدید از قدیم چگونه تشخیص داده میشود؟

مسلم;895978 نوشت:
معنای لوح و قلم و اینها، شامل تمام هستی نمی شود، یعنی اینطور نیست که مراد از لوح در این آیه، تمام جهان و تمام کتاب هستی باشد، یا قلم همان قلمی که خداوند تمام هستی را با آن نوشته و آفریده، بر خلاف "کلمه" که به تمام آفرینش الهی می شود گفت: کلمه یا کلمات الهی، چون کلام معنای اعمی دارد و هر چه که دلالت بر فاعل کند به تعبیری هر فعلی، کلمه فاعل محسوب می شود.(آیت الله سبحانی، الالهیات، ج1، ص194)

وَاللَّهُ مِن وَرَائِهِم مُّحِيطٌ ۲۰بَلْ هُوَ قُرْآنٌ مَّجِيدٌ ۲۱فِي لَوْحٍ مَّحْفُوظٍ
البروج برگرفته از

*بنام خداوند بخشنده مهربان* سوگند به کوهِ طور، ۱و کتابى که نوشته شده، ۲در صفحه اى گسترده، الطور

http://makarem.ir/quran/?lid=0&view=1#52:null

برای فهم در مسئله دو مسئله را تفکیک کنیم

یکی رابطه کاتب و مکتوب

و رابطه بین مکتوبات بین کلمات

یک جا ما می خواهیم رابطه بین نویسنده و کتاب رو در نظر بگیریم و پی ببریم که میشود رابطه بین خدا و هستی

یک جا می خواهیم رابطه بین موجودات را پی ببریم که می شود رابطه کلمات و شخصیت های یک کتاب

و حال به طور کلی

رابطه بین کتاب نوشته شده و کتاب قابل تغییر

این مفاهیم را بنظرم سامان دهی کنیم مشخص می شود

البته یک نکته اینکه ما بگوییم برهان کاملا نو است یا برهان تکمیل کننده براهین دیگر و همه براهین را کنار هم خواهد داشت

که بنابر برداشت من این برهان می تواند تمامی براهین را کنار هم نشان دهد و به صورت یک برهان کامل و جامع و قابل لمس ارائه شود

چرا که نویسندگی و مطالعه یک مسئله قابل فهم است ان شاء الله

در مورد مصادیق و نمونه ها و نحوه اثبات بقیه بنظرم گام به گام جلو برویم تا بحث روشن شود

و البته اگر دوست دارید

اولین رابطه را شما مشخص کنید تا روی هر کدام از روابط برهان را شرح دهیم

تا نظم برقرار شود و اگر ضعفی هست بر طرف شود ان شاء الله

و اگر مقدمه ایی لازم است برای بحث بفرمایید تا بهره ببریم

با تشکر:Gol:

یا علی(ع)@};-

با سلام و احترام

رستگاران;895980 نوشت:
سیر آفاق و سیر انفسی

رستگاران;895980 نوشت:
اما در اینجا با تفکر پیرامون مسئله کتابت می بینیم

نکته اول: خود استدلال شما، سیر آفاقی محسوب می شود، نه یک سیر مستقل در کنار سیر آفاقی و سیر انفسی.

نکته دوم: شما به عنوان یک شخصی که خدا را نمی شناسد وارد بحث می شوید، خب چنین کسی وقتی عالم هستی را مشاهده می کند، این را به مثابه یک کتاب تلقی می کند، مکتوبی که دلالت بر کاتب دارد، که هم بر وجود او دلالت می کند، و هم بر اوصاف او؛ خب اگر از کیفیت و نظم این مکتوب بخواهید به کاتب برید همان برهان نظم خواهد بود، و اگر از طریق وجود این مکتوب به دنبال کاتب باشید، این استدلال زیرمجموعه برهان علیت خواهد بود، چون برهان علیت می گوید هر معلولی نیاز به علت دارد، و کتابت هم به معنای عام آن منظور است، یعنی یک فعل.

رستگاران;895980 نوشت:
خب می شود بگویید برهان جدید از قدیم چگونه تشخیص داده میشود؟

یک برهان زمانی با برهان دیگر تفاوت دارد که مقدمات آن با یکدیگر تفاوت داشته باشد، الفاظ مترادف که ظاهری متفاوت داشته، اما معنایی یکسان داشته باشند موجب تعدد برهان نمی شوند، یعنی اینکه بگوییم حکمت خداوند اقتضاء می کند که راهنمایانی را بفرستد، و یا بگوییم حکمت کاتب اقتضاء می کند در مکتوبش چنین رقم بزند، برهان واحدی است، اگرچه الفاظ متفاوت است.

رستگاران;895980 نوشت:
فِي لَوْحٍ مَّحْفُوظٍ

عرض بنده این است که این لوح محفوظ شامل تمام هستی نمی شود، در حالی که ظاهر سخن شما می گوید که می خواهید بگویید تمام عالم یک لوح مکتوب است، در اصل سخن و تشبیه شما حرفی ندارم، اما این لوحی که در قرآن آمده، به معنای آن لوح نیست.

رستگاران;895980 نوشت:
که بنابر برداشت من این برهان می تواند تمامی براهین را کنار هم نشان دهد و به صورت یک برهان کامل و جامع و قابل لمس ارائه شود

چطور؟ می شود بیشتر توضیح بدهید؟

رستگاران;895980 نوشت:
در مورد مصادیق و نمونه ها و نحوه اثبات بقیه بنظرم گام به گام جلو برویم تا بحث روشن شود
اولین رابطه را شما مشخص کنید تا روی هر کدام از روابط برهان را شرح دهیم

من هنوز برایم ابهاماتی وجود دارد، منظور شما را دقیقا از رابطه، و هدف از اثبات آن متوجه نشدم، یعنی ما چه رابطه ای بین موجودات میخواهیم اثبات کنیم، و این رابطه چه نقش معرفتی برای ما دارد؟

[="Tahoma"][="DarkSlateGray"][="3"]بسم الله الرحمن الرحیم
اللهم عجل لولیک الفرج
سلام علیکم ورحمه الله وبرکاته

مسلم;896008 نوشت:
نکته اول: خود استدلال شما، سیر آفاقی محسوب می شود، نه یک سیر مستقل در کنار سیر آفاقی و سیر انفسی.

نکته دوم: شما به عنوان یک شخصی که خدا را نمی شناسد وارد بحث می شوید، خب چنین کسی وقتی عالم هستی را مشاهده می کند، این را به مثابه یک کتاب تلقی می کند، مکتوبی که دلالت بر کاتب دارد، که هم بر وجود او دلالت می کند، و هم بر اوصاف او؛ خب اگر از کیفیت و نظم این مکتوب بخواهید به کاتب برید همان برهان نظم خواهد بود، و اگر از طریق وجود این مکتوب به دنبال کاتب باشید، این استدلال زیرمجموعه برهان علیت خواهد بود، چون برهان علیت می گوید هر معلولی نیاز به علت دارد، و کتابت هم به معنای عام آن منظور است، یعنی یک فعل.

وقتی فرد با نگاه به هستی این رو پی ببرد بله سیر آفاقی است

اما وقتی خود نویسندگی کند و بنویسد و ویژگی های یک نوشته در ذهن خود را ببیند چطور؟ این انفسی نیست؟ با شناخت ویزگی های درونی خودش به ان پی ببرد

خب این دو برهان نظم و علیت دو تعریف هستند که در علت با هم جمع هستند اینکه علت نظم چیست؟ ناظمی که این نظم رو پیاده می کند

مسلم;896008 نوشت:
یک برهان زمانی با برهان دیگر تفاوت دارد که مقدمات آن با یکدیگر تفاوت داشته باشد، الفاظ مترادف که ظاهری متفاوت داشته، اما معنایی یکسان داشته باشند موجب تعدد برهان نمی شوند، یعنی اینکه بگوییم حکمت خداوند اقتضاء می کند که راهنمایانی را بفرستد، و یا بگوییم حکمت کاتب اقتضاء می کند در مکتوبش چنین رقم بزند، برهان واحدی است، اگرچه الفاظ متفاوت است.

همه برهان ها وقتی می خواهند از یک وجود حقیقی صحبت کنند چون از یک چیز صحبت می کنند دیگر چگونه فرق کنند با هم؟

مگر دلالیل مشاهده در آفاق و انفس فرق کند.

مسلم;896008 نوشت:
عرض بنده این است که این لوح محفوظ شامل تمام هستی نمی شود، در حالی که ظاهر سخن شما می گوید که می خواهید بگویید تمام عالم یک لوح مکتوب است، در اصل سخن و تشبیه شما حرفی ندارم، اما این لوحی که در قرآن آمده، به معنای آن لوح نیست.

خب این معنی که در تفاسیر امده الزاما مفهوم خاص است؟

وجهی که می گویید نیست بخاطر نبود دلالت روایی است یا چیز دیگری؟

مسلم;896008 نوشت:
چطور؟ می شود بیشتر توضیح بدهید؟

نوشتن و خواندن و تفکر کردن که ابزار کتابت است در سطح پایین یا پیشرفته در تمام انسان ها می تواند نمود پیدا کند

چون تخیل کردن و داستان سرایی و شخصیت دادن به اشیاء و... در هر ذهنی از کودکی شکل می گیرد تا سن بزرگسالی که با علوم مختلف تعابیر فرق می کند اما این اصل ثابت است

حال می خواهیم برهان واجب الوجود را بگوییم

می گوییم برای یک داستان سرایی یک ذهن لازم است و کسی که آن را اداره کند یا تنها کسی که آن را اداره کند
برهان علیت و نظم رو هم که خودتان مثال زدید.
برهان دیگری هم هست؟

مسلم;896008 نوشت:
من هنوز برایم ابهاماتی وجود دارد، منظور شما را دقیقا از رابطه، و هدف از اثبات آن متوجه نشدم، یعنی ما چه رابطه ای بین موجودات میخواهیم اثبات کنیم، و این رابطه چه نقش معرفتی برای ما دارد؟

در رابطه هستی این روابط مشاهده می شود

1-ذات خدا
2-ذات خدا و فعل خدا
3-ذات خدا و فعل خدا و صفت خدا
4-ذات خدا و فعل خدا و اولین مخلوق
5-ذات خدا و فعل خدا و اولین مخلوق و دومین مخلوق
6- همین طور تا آخرین مخلوق

روابط مختلفی است

که این روابط در اینجا پاسخ داده میشود و کمک می کند به فهم ماجرا به این شکل(در سیر انفسی)
1-چیزی نیست جز اندیشه و ذهن نویسنده(در اینجا ما)
2-ذهن نویسنده و اراده نویسنده بر بودن چیزی
3-ذهن نویسنده و اراده نویسنده و بر بودن چیزی و تجلی صفات بر چیز
4- ذهن نویسنده و اراده نویسنده بر بودن چیزی و تجلی صفات و خلقت هدف کتاب
5-ذهن نویسنده و اراده نویسنده و بر بودن چیزی و تجلی صفات و خلقت هدف کتاب و خلقت هدف کمکی و اصلی دوم
همین طور به اراده نویسنده تمامی شخصیت ها و اهداف ثانویه و... ساخته می شود و نوشته می شود و در ذهن نویسنده مکتوب میشود و هیچ کدام از شخصیت ها نمی داند که چه میشود جز نویسنده

اما حال با زاویه دید شخصیت ها هم می شود بررسی کرد که زاویه دید شخصیت ها می شود سیر آفاقی
روابط علیت بین شخصیت ها
مثل گرم شدن آب در اثر آتش و....

امیدوارم روشن شده باشد.

اما یک نکته اینکه اگر دقت کنید در ادبیات و تعالیم ما داریم که سرنوشت نوشته شده که در ایام خاص نوشته میشود برای یک مدتی یا کلا یک سرنوشتی داریم که در دنیا قابل تغییر است

یا اجل معلق و اجل مسمی

با این تعابیری که هست

خب اگر بگویید تمامی این اجل مسمی ها چیزی است که خود خدا از آن مطلع است که قرار است تجلی پیدا کند.

یعنی در اراده خدا است.

اما اجل های معلق در مرحله باش و تجلی هستند که آن در گرو انتخاب ها است و...

خب در نویسندگی هم همین است.

نویسنده در ذهن شخصیت را می پروراند و وقتی می خواهد به مرحله باش برساند ممکن است تغییر دهد

شخصیت ها هرگز از ارداه نویسنده خارج نیستند اما با این حال به اختیار نویسنده اهدافی را می پیمایند

در اینجا برای کسی که به خدا اعتقادی ندارد اما در نویسندگی تفکر کند ان شاء الله برایش روشن میشود.

و کسی هم که دنبال جواب روشن تری است بنظرم با این برهان و کمی تفکر بنظر بتواند به جواب برسد. ان شاء الله

(برای اینکه می گویمبه براهین و سوالات مختلف می تواند جواب دهد به این دلیل است که در نویسندگی اراده نویسنده باز است و هر کس که نویسنده باشد می تواند شخصیت های مختلفی پدید بایورد و برایش ملموس می شود. ان شاء الله)

یا علی(ع)@};-[/][/][/]

[="Tahoma"][="Navy"][="3"]

رستگاران;894762 نوشت:
رداه و کنترل همه چیز و هر چیزی به خواست خداوند متعال است و هیچ مخلوقی جز اراده او نمی تواند کاری بکند.

این برهان کاتب و مکتوب


سلام
ما که متوجه نشدیم صغری و کبری و نتیجه چه بود
میشه مرتبش کنید
یا علیم[/][/][/]

محی الدین;896128 نوشت:
ما که متوجه نشدیم صغری و کبری و نتیجه چه بود
میشه مرتبش کنید

بسم الله الرحمن الرحیم

اللهم عجل لولیک الفرج

سلام علیکم ورحمه الله وبرکاته

برای اینکه فضای فکری نزدیک تر بشه

شما برام بگویید وقتی چیزی نوشته میشود از چه مراحلی پیروی می کند؟

از خلق اثر تا تجلی اثر؟

من این گونه می بینم

کتابی که نوشته میشود در ابتدا هیچ است نیست اما ما هستیم (مرحلع ذات)،اراده می کنیم کتابی باشد(مرحله فعل)،هدف کتاب و جزئیات ان شکل می یگرد(فعل و صفات)

حال ما اینجا بگوییم کتاب در اینجا نوشته شده و موجود است و تا وقتی ذهن ما اراده کند کتاب پابرجا است و شخصیت ها هستند و زندگی می کنند.

خب اینجا خلقت ثابت می شود غیر این است؟(اینجا فقط مرحله ذهنی کتاب را در نظر بگیرید)


یکم به نوشتن تمرکز کنید ببیند فضا یکی شد؟

(در بحث دیدگاه برای بررسی متفاوت است: یکی دیدگاه خالق به مخلوق و دیگری دیدگاه مخلوق به خالق و همچنین دیدگاه بین مخلوقات شما ابتدا دیدگاه اول را در نظر بگیرید)

البته این ها توصیفات است طبیعتا خدا ورای همه توصیفات است.

اگر فضای فکری نزدیک شد باز دلایل را بخوانید ببیند متوجه میشوید یا خیر؟

اگر نه بگویید چیش رو متوجه نمی شوید نتیجه را؟
ارتباط خالق و مخلوق را؟
این برهان یا شاید تقریر همه شرایط رو بنظرم میگه برای همین بستگی داره شما چه چیزی رو بخواهید بفهمید موردی بگویید تا روشنش کنم.ان شاء الله

یا علی(ع)@};-

[="Tahoma"][="Navy"][="3"]

رستگاران;896130 نوشت:
بسم الله الرحمن الرحیم

اللهم عجل لولیک الفرج

سلام علیکم ورحمه الله وبرکاته

برای اینکه فضای فکری نزدیک تر بشه

شما برام بگویید وقتی چیزی نوشته میشود از چه مراحلی پیروی می کند؟

از خلق اثر تا تجلی اثر؟

من این گونه می بینم

کتابی که نوشته میشود در ابتدا هیچ است نیست اما ما هستیم (مرحلع ذات)،اراده می کنیم کتابی باشد(مرحله فعل)،هدف کتاب و جزئیات ان شکل می یگرد(فعل و صفات)

حال ما اینجا بگوییم کتاب در اینجا نوشته شده و موجود است و تا وقتی ذهن ما اراده کند کتاب پابرجا است و شخصیت ها هستند و زندگی می کنند.

خب اینجا خلقت ثابت می شود غیر این است؟(اینجا فقط مرحله ذهنی کتاب را در نظر بگیرید)

یکم به نوشتن تمرکز کنید ببیند فضا یکی شد؟

(در بحث دیدگاه برای بررسی متفاوت است: یکی دیدگاه خالق به مخلوق و دیگری دیدگاه مخلوق به خالق و همچنین دیدگاه بین مخلوقات شما ابتدا دیدگاه اول را در نظر بگیرید)

البته این ها توصیفات است طبیعتا خدا ورای همه توصیفات است.

اگر فضای فکری نزدیک شد باز دلایل را بخوانید ببیند متوجه میشوید یا خیر؟

اگر نه بگویید چیش رو متوجه نمی شوید نتیجه را؟
ارتباط خالق و مخلوق را؟
این برهان یا شاید تقریر همه شرایط رو بنظرم میگه برای همین بستگی داره شما چه چیزی رو بخواهید بفهمید موردی بگویید تا روشنش کنم.ان شاء الله

یا علی(ع)


سلام
اولا این برهان چه چیزی را می خواهد ثابت کند؟
ثانیا بطور مشخص براهین یا برهان آن با تعیین صغری و کبرای قضایا چیست؟
یا علیم[/][/][/]
موضوع قفل شده است