جمع بندی برهان معقولیت

تب‌های اولیه

11 پستها / 0 جدید
آخرین ارسال
برهان معقولیت

سلام،وقتتون بخیر

با خوندن مطلبی شبهه ای درباره ی برهان معقولیت برایم ایجاد شد.

می گویند احتمال عذاب و خطر برای بی دین ها با احتمال پاداش برای آن ها برابری می کند یا به عبارتی دیگر هیچ کس از وضعیتش در آن دنیا با خبر نخواهد بود ممکن است یک فرد که در این دنیا او را کافر می نامیدند به بهشت برود و یک فرد که در این دنیا همه او را مومن می نامیدند به جهنم برود.پس اینکه می گویید اگر کسی نتوانست وجود خدا را برای خودش اثبات کند عقلانیت این رو می گوید که باید خدا را قبول کند زیر اگر فرضیه درست باشد فرد مومن به بهشت می رود و اگر فرضیه غلط باشد هردوشخص تبدیل به خاک خواهند شد غلط است.

لطفا این شبهه را برایم برطرف کنید

 

با نام و یاد دوست

 

 

 

 

کارشناس بحث: استاد قول سدید

سلام و عرض ادب

دوست عزیز، آنچه مرقوم فرمودید، ناظر به برهان معقولیت یا شرط بندی پاسکال است.

درباره این برهان، تقریرهای مختلفی ارائه شده استشاید بهتر باشد قبل از آن که به خصوصِ پرسش شما پاسخ بدهیم، نکاتی را خدمت شما عرض کنیم:

یکی این که: این برهان، درصدد اثبات وجود خدا نیست؛ یعنی نمی خواهد بگوید خداوند هست؛ بلکه می خواهد بگوید حتی اگر نمی دانیم خدا هست یا نه، بهتر است به گونه ای زندگی کنیم که گویا خداوند هست.

دوم این که: اگر خداوند باشد، نبوت و قیامت نیز خواهد بود؛ چون خداوند حکیم و عادل است و اگر نبوت و قیامتی نباشد، حکمت و عدالتش نقض می شود. پس اگر بخواهیم به گونه ای زندگی کنیم که گویا خداوند هست، باید به گونه ای زندگی کنیم که گویا نبوت و قیامتی نیز هست و بهتر است دیندارانه زندگی کنیم.

سوم این که: دلیل این مطلب، قاعده عقلی «لزوم دفع ضرر محتمل» است.

دفع ضرر گاهی به شکل دفع ضرر محتمل است و گاهی به شکل دفع ضرر قطعی.

گاهی پیش می آید که می دانم این آب آغشته به سمّ کشنده است؛ در این صورت، عقل حکم می کند که باید از این آب پرهیز کرد.

اما گاهی پیش می آید که احتمال می دهم این آب آغشته به سمّ کشنده است؛ در این صورت نیز عقل حکم می کند از این ضرر محتمل پرهیز کنم و این آب را ننوشم.

آنچه در برهان معقولیت مطرح است، دفع ضرر محتمل است. اگر قرار باشد خدا و نبوت و قیامتی باشد، دیندارانه زندگی کردن سود بیشتر و ضرر کمتری دارد نسبت به دیندارانه زندگی نکردن که سود کمتر و ضرر بیشتر دارد. یعنی برآیند سود و ضرر هر یک از فروض، به نحوی است که ضرر زندگی کافرانه بیشتر از زندگی دیندارانه است و چون این ضرر، بنا بر فرضی که در استدلال مطرح است، قطعی نیست، از باب دفع ضرر محتمل باید دفع شود.

این چند نکته را برای توضیح بیشتر برهان مذکور عرض کردیم. در ادامه، اگر تمایل داشتید و لازم دانستید، متناسب با پست های بعدی، توضیحات بیشتری را تقدیم خواهم کرد.

اما در مورد خصوص اشکالی که مرقوم فرمودید، باید عرض کنیم:

کاملا ممکن است کسی که در جامعه، مومن نامیده می شد؛ بواسطه نفاقی که داشت و یا بواسطه قتل پنهانی که مرتکبش شده بود، به صورت موقت یا ابدی جهنمی شود.

اما مساله ما ناظر به چنین فردی نیست. در برهان معقولیت، به کسی اشاره داریم که حقیقتا به گونه ای زندگی کند که در محضر خدا است و اگر هم اشتباهی کند توبه می کند و سعیش مومنانه زیستن است. چنین فردی، بنا بر آنچه در متون دینی بیان شده است، سعادتمند است؛ برخلاف کسی که حقیقتا کافر است (نه کسی که دیگران بواسطه تنگ نظری یا ناآشنایی با او، او را تکفیر کرده اند و کافر به حساب آورده اند).

 

سلام سدید گرامی

مسئله اینه که گاهی در مورد اینکه چه کاری خوب است و چه کاری بد، بین مذاهب اختلاف نظر ایجاد میشه. 

تا زمانی که ارزشهای اخلاقی مثل نیکوکاری و راستگویی مطرح باشه اختلاف نظر وجود نداره. اما به طور مثال در مورد نحوه رفتار با پیروان مذاهب دیگر، اختلاف نظراتی بین مذاهب هست.

برهان معقولیت بیشتر انسان رو به سمت میانه روی سوق میده. یعنی طوری زندگی کنه که چه مذهبش صحیح بود و چه نبود، بد زندگی نکرده باشه.

 

دوست عزیز، سلام و عرض ادب

حق با شماست، برهان معقولیت، دینداری به سبک خاص اسلامی یا مسیحی و غیره را اثبات نمی کند بلکه ناظر به اصل دینداری است.

برای تعیین سبک دینداری اسلامی و اثبات حقانیت آن، باید دلایل دیگری را پیش کشید.

برهان معقولیت، درصدد لزوم انتخاب زندگی دیندارنه به جای زندگی غیردیندارانه است. 

جمع بندی

 

پرسش:

با خوندن مطلبی شبهه ای درباره ی برهان معقولیت برایم ایجاد شد: می گویند احتمال عذاب و خطر برای بی دین ها با احتمال پاداش برای آن ها برابری می کند یا به عبارتی دیگر هیچ کس از وضعیتش در آن دنیا با خبر نخواهد بود ممکن است یک فرد که در این دنیا او را کافر می نامیدند به بهشت برود و یک فرد که در این دنیا همه او را مومن می نامیدند به جهنم برود.پس اینکه می گویید اگر کسی نتوانست وجود خدا را برای خودش اثبات کند عقلانیت این رو می گوید که باید خدا را قبول کند زیر اگر فرضیه درست باشد فرد مومن به بهشت می رود و اگر فرضیه غلط باشد هردوشخص تبدیل به خاک خواهند شد غلط است. لطفا این شبهه را برایم برطرف کنید.

اشکال دیگر هم این هست که این برهان نمی تواند مسلمان زیستن را لازم بداند چون گاهی در مورد اینکه چه کاری خوب است و چه کاری بد، بین مذاهب اختلاف نظر ایجاد می شود. تا زمانی که ارزشهای اخلاقی مثل نیکوکاری و راستگویی مطرح باشه اختلاف نظر وجود ندارد. اما به طور مثال در مورد نحوه رفتار با پیروان مذاهب دیگر، اختلاف نظراتی بین مذاهب هست.

 

پاسخ:

دوست عزیز، آنچه مرقوم فرمودید، ناظر به برهان معقولیت یا شرط بندی پاسکال است.

درباره این برهان، تقریرهای مختلفی ارائه شده است. شاید بهتر باشد قبل از آن که به خصوصِ پرسش شما پاسخ بدهیم، نکاتی را خدمت شما عرض کنیم:

 

یکی این که: این برهان، درصدد اثبات وجود خدا نیست؛ یعنی نمی خواهد بگوید خداوند هست؛ بلکه می خواهد بگوید حتی اگر نمی دانیم خدا هست یا نه، بهتر است به گونه ای زندگی کنیم که گویا خداوند هست.

 

دوم این که: اگر خداوند باشد، نبوت و قیامت نیز خواهد بود؛ چون خداوند حکیم و عادل است و اگر نبوت و قیامتی نباشد، حکمت و عدالتش نقض می شود. پس اگر بخواهیم به گونه ای زندگی کنیم که گویا خداوند هست، باید به گونه ای زندگی کنیم که گویا نبوت و قیامتی نیز هست و بهتر است دیندارانه زندگی کنیم.

 

سوم این که: دلیل این مطلب، قاعده عقلی «لزوم دفع ضرر محتمل» است. دفع ضرر گاهی به شکل دفع ضرر محتمل است و گاهی به شکل دفع ضرر قطعی. گاهی پیش می آید که می دانم این آب آغشته به سمّ کشنده است؛ در این صورت، عقل حکم می کند که باید از این آب پرهیز کرد. اما گاهی پیش می آید که احتمال می دهم این آب آغشته به سمّ کشنده است؛ در این صورت نیز عقل حکم می کند از این ضرر محتمل پرهیز کنم و این آب را ننوشم. آنچه در برهان معقولیت مطرح است، لزوم دفع ضرر محتمل است. اگر قرار باشد خدا و نبوت و قیامتی باشد، دیندارانه زندگی کردن سود بیشتر و ضرر کمتری دارد نسبت به دیندارانه زندگی نکردن که سود کمتر و ضرر بیشتر دارد. یعنی برآیند سود و ضرر هر یک از فروض، به نحوی است که ضرر زندگی کافرانه بیشتر از زندگی دیندارانه است و چون این ضرر، بنا بر فرضی که در استدلال مطرح است، قطعی نیست، از باب دفع ضرر محتمل باید دفع شود.

 

چهارم این که: برای رفع اشکال اول باید این نکته را متذکر شد که:

کاملا ممکن است کسی که در جامعه، مومن نامیده می شد، بواسطه نفاقی که داشت و یا بواسطه قتل پنهانی که مرتکبش شده بود، به صورت موقت یا ابدی جهنمی شود. اما مساله ما ناظر به چنین فردی نیست. در برهان معقولیت، به کسی اشاره داریم که حقیقتا به گونه ای زندگی کند که در محضر خدا است و اگر هم اشتباهی کند توبه می کند و سعیش مومنانه زیستن است. چنین فردی، بنا بر آنچه در متون دینی بیان شده است، سعادتمند است؛ برخلاف کسی که حقیقتا کافر است (نه کسی که دیگران بواسطه تنگ نظری یا ناآشنایی با او، او را تکفیر کرده اند و کافر به حساب آورده اند).

 

پنجم این که: برای رفع اشکال دوم باید این نکته را متذکر شد که:

برهان معقولیت، دینداری به سبک خاص اسلامی یا مسیحی و غیره را اثبات نمی کند بلکه ناظر به اصل دینداری است. برای تعیین سبک دینداری اسلامی و اثبات حقانیت آن، باید دلایل دیگری را پیش کشید. برهان معقولیت، درصدد لزوم انتخاب زندگی دیندارنه به جای زندگی غیردیندارانه است.(1)

 

پی نوشت:

1. برای مطالعه بیشتر، رک: محمدرضایی، محمد، برهان معقولیت یا احتیاط عقلى بر وجود خدا، کلام اسلامی 1380 شماره 37.

 

موضوع قفل شده است