جمع بندی اگر بخشش خوب است چرا حضرت فاطمه زهرا سلام الله علیها نبخشید!؟

تب‌های اولیه

23 پستها / 0 جدید
آخرین ارسال
اگر بخشش خوب است چرا حضرت فاطمه زهرا سلام الله علیها نبخشید!؟

سلام علیکم

 

امام علی علیه السلام
بدترین مردم کسی است که عذر نپذیرد، و از خطا نگذرد
میزان الحکمه ج 5 ص 498

 

در حدیث است که اگر نبخشی بر حوض کوثر وارد نمی شوید (دقیقا اینطوری نیست) و امام حسین علیه السلام گفته اند که اگر در یک گوشم دشنام بدن و در گوش دیگر عذر خواهی کنند می بخشم.

 

چرا حضرت فاطمه سلام الله علیها نبخشید! آیا بخشیدن غاصبین رو؟ شاید جواب این باشد که اون ها پشیمون نشدند! نمی دانم! 

 

 

با نام و یاد دوست

 

 

 

 

 

کارشناس بحث: استاد ممسوس

در حدیث است که اگر نبخشی بر حوض کوثر وارد نمی شوید (دقیقا اینطوری نیست) و امام حسین علیه السلام گفته اند که اگر در یک گوشم دشنام بدن و در گوش دیگر عذر خواهی کنند می بخشم.

با سلام و احترام

بد نیست در اغاز بحث دو روایتی را که شما نقل فرمودید (اگر نبخشی بر حوض کوثر وارد نمیشوید) و سخن امام حسین علیه السلام را بیان بفرمایید و ادرس ان را هم متذکر شوید؟  

سلام از خودم در نیاوردم نداشتمش الان سرچ کردم بفرمایید:

منبع : إحقاق الحقّ: ج 11، ص 431

امام حسین (علیه السلام)

لَوْ شَتَمَنی رَجُلٌ فی هذِهِ الاْذُنِ، وَ أَوْمی إلی الْیُمْنی، وَ اعْتَذَرَ لی فی الاْخْری لَقَبِلْتُ ذلِک مِنْهُ، وَ ذلِک أَنَّ أَمیرَ الْمُؤْمِنینَ حَدَّثَنی أَنَّهُ سَمِعَ جَدّی رَسُولَ اللهِ یَقُولُ: لا یَرِدُ الْحَوْضَ مَنْ لَمْ یَقْبَلِ الْعُذرَ مِنْ مُحِقٍّ أَوْ مُبْطِل

اگر شخصی در گوش راستم، مرا دشنام دهد و سپس در گوش دیگرم معذرت خواهی کند، از او می پذیرم و گذشت می نمایم، چون که پدرم امیرالمؤمنین علی (علیه السلام) از جدّم رسول خدا (صلی الله علیه وآله وسلم) روایت نمود: کسی که پوزش و عذرخواهی دیگران را نپذیرد، بر حوض کوثر وارد نخواهد شد

 

https://hawzah.net/fa/Hadith/View/8003/%DA%AF%D8%B1-%D8%B4%D8%AE%D8%B5%DB%8C-%D8%AF%D8%B1-%DA%AF%D9%88%D8%B4-%D8%B1%D8%A7%D8%B3%D8%AA%D9%85-%D9%85%D8%B1%D8%A7-%D8%AF%D8%B4%D9%86%D8%A7%D9%85-%D8%AF%D9%87%D8%AF-%D9%88-%D8%B3%D9%BE%D8%B3-%D8%AF%D8%B1-%DA%AF%D9%88%D8%B4-%D8%AF%DB%8C%DA%AF%D8%B1%D9%85-%D9%85%D8%B9%D8%B0%D8%B1%D8%AA-%D8%AE%D9%88%D8%A7%D9%87%DB%8C-%DA%A9%D9%86%D8%AF

"اگر کسی در گوش راستم دشنام دهد و در گوش چپم عذر خواهی کند او را می بخشم"

ضمنا این حدیث رو از یکی از اساتید دانشگاه شنیدم.

با سلام

شاید علت این باشد که ظلم و بعضی دل شکستن ها اینطوری هست که می توانیم ببخشیم یا نبخشیم ... موارد حق الناس! ... و دلی که شکسته بشه دیگه دنیای هم بدی جبران نمیشه

مسئله فقط غصب نیست مسئله بر ملا کردن ماهیت غصب کننده است

کسی که بر مسند خلافت نشسته حق کسی را غصب کرده 

مسلمانان باید بدانند به چه کسی بیعت کرده اند. با یه غاصب

 

با سلام و احترام

با عرض پوزش از تاخیر پیش آمده

سوال خوبی را مطرح کردید طبعا در دل این سوال سوالات دیگری هم مطرح میشود. مانند اینکه هر ظلمی را باید بخشید. هر کس خیانت کرد باید مورد بخشش و عفو قرار گیرد. این سوالات پاسخهایی دارد که به ان پرداخته خواهد شد.

اما روایتی را که از حضرت اباعبدالله الحسین علیه السلام نقل کردید روایت قابل توجه و دقیقی است که در امور اخلاقی و عرفانی بیشتر مورد توجه است. اما اگر به متن روایت توجه نمایید سخن از دشنام دادن است. حضرت فرمود کسی به من دشنام دهد و سپس از من عذرخواهی کند من او را میبخشم. اتفاقا این سیره اخلاقی رفتاری اهل بیت ما بوده است.

چرا به حضرت موسی بن جعفر علیه السلام، کاظم میگویند زیرا وقتی به ایشان بی حرمتی میکردند ایشان کظم غیظ مینمود و از انان میگذشت.

داستان امام حسن علیه السلام و ان مرد شامی معروف است وقتی حضرت را دید شروع به توهین و جسارت و بی ادبی کرد و هر چه خواست گفت حضرت فرمود ایا گرسنه ای ایا غریبی خانه و کاشانه نداری... چنان او را شرمنده نمود که به دست و پای حضرت افتاد عذر خواهی کرد و گفت الله اعلم حیث یجعل رسالته

در مورد امام باقر شخصی مسیحی به حضرت بی احترامی کرد نعوذ بالله به حضرت گفت انت بقر یعنی تو گاوی. امام بدون آنکه از خود ناراحتی نشان بدهد و اظهار عصبانیت کند، با کمال سادگی گفت: «نه، من بقر نیستم، من باقرم. مسیحی گفت تو پسر زنی هستی که مادرت بد زبان بود و... حضرت فرمود: اگر این نسبتها که به مادرم می دهی راست است خداوند او را بیامرزد و از گناهش بگذرد، و اگر دروغ است از گناه تو بگذرد که دروغ و افترا بستی. مشاهده اینهمه حلم از امام باعث شد، شخص مسیحی مسلمان شود.(1)

پی نوشت:

1. مجلسی بحار الانوار، ج 11 ص 83

از این موارد در سیره اخلاقی اهل بیت فراوان داریم. پس روایت ناظر به دشنام دادن است یعنی اگر کسی به شما دشنام داد و بعد عذر خواهی کرد او را ببخش

اما فرض سوال ما در مورد حضرت زهرا سلام الله علیها است ایا به حضرت زهرا فقط دشنام دادند؟ ایا کشتن محسن شش ماهه ایشان، شکستن پهلوی ایشان، به اتش کشیدن درب خانه ایشان، بستن دستان شوهر ایشان، هتک حرمت ناموس پیامبر، غصب فدک ایشان، غصب خلافت و حکومت برحق شوهر ایشان و.... قابل اغماض بود؟ ایا انها از کرده خود پشیمان شدند؟ ایا پیامبر و خدا از عمل آنها ناراضی نبودند؟  

 

      یکی از سوالاتی که اینجا مطرح میشود این است که بخشش خوب است و دین هم به ان سفارش کرده است. پس چرا حضرت زهرا غاصبین را نبخشید؟

در این سوال شیطنتی هم نهفته اینکه پس حضرت زهرا از این کار خوب سر باز زده و در اخر عصمت ایشان را به چالش میکشند.

چند نکته را یاد اور میشوم

اول: احکام دینی اسلام بر اساس مصالح و مفاسد بر انها حکم میشود مثلا روزه بر هر کس واجب شرعی است اما اگر در سفر بودیم و یا بیمار بودیم بر ما حرام است.

بخشیدن هم نه میشود گفت به صورت مطلق خوب است و نه میشود گفت نبخشیدن به صورت مطلق بد است. یک جایی بخشش خوب هست اما یک جایی هم عدم بخشش مصلحت است بلکه بخشش مفسده دارد. مثلا ابن ملجم نه از کرده خودش پشیمان بود نه توبه کرده بود بلکه افتخار میکرد که با شمشیر زهر الود بر سر مبارک حضرت علی علیه السلام زده بود حتی وقتی خواست با امام حسن در گوشی صحبت کند امام قبول نکرد و فرمود او قصد داشت با دندان گوش مرا مجروح کند. ایا چنین شخصی مستحق بخشش است؟

دوم:

قران هم هر دو موضع را بیان میکند هم میتوانید ببخشید هم قصاص کنید.

فَمَنْ عُفِيَ لَهُ مِنْ أَخِيهِ شَيْءٌ فَاتِّبَاعٌ بِالْمَعْرُوفِ وَأَدَاءٌ إِلَيْهِ بِإِحْسَانٍ ۗ ذَٰلِكَ تَخْفِيفٌ مِنْ رَبِّكُمْ وَرَحْمَةٌ ۗ فَمَنِ اعْتَدَىٰ بَعْدَ ذَٰلِكَ فَلَهُ عَذَابٌ أَلِيمٌ ( بقره 178)

چون صاحب خون از قاتل که برادر دینی اوست بخواهد درگذرد کاری است نیکو، پس قاتل دیه را در کمال خشنودی ادا کند.

«وَلَكُمْ فِي الْقِصَاصِ حَيَاةٌ يَاْ أُولِيْ الأَلْبَابِ لَعَلَّكُمْ تَتَّقُونَ» (بقره 179)

 «ای خردمندان! در قصاص برای شما زندگانی است، باشد که پرهیزکار باشید»

سوم:

اگر بخشیدن به طور مطلق و کلی خوب بود چرا خداوند چنین نکرده است؟ چرا عذاب و عقاب و بهشت و جهنم را افرید؟

خدا میتوانست همه را یک جا ببخشد دیگر نیازی به شیطان نبود. دیگر فرقی بین حق و باطل، ظالم و مظلوم، مومن و کافر نبود.

چهارم:

انسان دارای حق و مالکیتی هست میتواند ان را نادیده گرفته و از ان بگذرد مانند خداوند که شاید از حق خودش بگذرد اما از حق الناس نمیگذرد

همینگونه شخص شاید از حق خودش بگذرد اما از حق دین و اسلام نگذرد شهید بهشتی میگفت هر چه به من توهین کنند من میبخشم اما اگر به لباس روحانیت من و دین اسلام توهین شود ان انها نمیگذرم.

در نتیجه باید عرض کنم

ظلم و ستم به حضرت زهرا ظلم به پیامبر بود و ظلم به پیامبر ظلم به خدا بود. این مطلب در احادیث فریقین آمده است. حضرت زهرا از دنیا رفت در حالی که از خلفا راضی نبود. این مطلب در منابع اهل سنت هم منعکس شده است

«انی اشهد الله و ملائکه انکما اسخطانی و ما ارضیتمانی لان لقیت النبی لاشکونما؛ خداوند و ملائکه او را شاهد و گواه می گیرم که شما دو نفر(ابوبکر و عمر) مرا به غضب آوردید و رضایت مرا فراهم ننمودید، اگر پیغمبر را ملاقات کنم حتماً از شما شکایت خواهم کرد.»(1)

و در جای دیگری حضرت زهرا(ع)خطاب به ابوبکر فرمودند: «والله لا دعون علیک فی کل صلاه اصلیها؛ به خدا سوگند در هر نمازی که بخوانم تو را نفرین می کنم.»(2)

پی نوشت:

1. ابن قتیبه دینوری، الامامه والسیاسه، ص 14

2. همان

اینکه ما توقع داشته باشیم حضرت زهرا از خلفا بگذرد و انان را ببخشد به این باز میگردد که انها علاوه بر این که حق شخصی ایشان را ضایع نموده و ظلم و جسارت به ایشان کردند در حق اسلام و دین و نبوت و امامت و بشریت هم ظلم شد ظلم به حضرت زهرا ظلم به بشریت و دین بود.

طبعا اگر کسی حضرت زهرا را نشناسد و به او ظلم کند فاطمه زهرا از او میگذرد اما انها که به ایشان ظلم کردند او را میشناختند.

خلیفه دوم وقتی به پشت درب خانه فاطمه آمد گفت ای دختر پیامبر ص.ما هیچکس را به اندازه پیامبر دوست نداریم و بعد از او هیچکس را اندازه تو دوست نداریم ولیکن اگر مانع اجتماع افرادی که نزد تو جمع شوند نشوی دستور میدهم که خانه را بر روی سرتان آتش بزنند!

این مطلب در کتب اهل سنت از جمله ابن ابی شیبه در المصنف(1) سیوطی در جامع الاحادیث (2) متقی هندی در کنزالعمال(3) و سایر کتب اهل سنت آمده است.

پی نوشت:

1. ابن ابی شیبه، المصنف، ج 7 ص 432

2. سیوطی، جامع الاحادیث، ج 26 ص 395

3. متقی هندی، کنزالعمال، ج 5 ص 651

آنها دستورات پیامبر را زیر پا گذاشتند و علی رغم اینکه خود در مواقع و زمان های مختلف شاهد تصریح پیامبر اکرم (ص) به جانشینی امام علی(ع) بودند،

 اما عالمانه و از روی عمد این فرمان را زیر پا گذاشتند و امامت حضرت علی را نادیده گرفتند و با این کار خود در حق پیامبر و همه مسلمانان و همه بشریت ظلم کردند! و با این کار خود دیگر قابل عفو نبودند.

بنابر این اینجا مسئله بسیار فراتر از یک اذیت و آزار شخصی بوده است تا آن حضرت آنان را مورد عفو قرار دهد.

از طرف دیگر اگر حضرت زهرا از این انحراف بزرگ چشم پوشی کرده و آنان را مورد عفو قرار می دادند ممکن بود بعضی از نسل های آینده از این کار ایشان استفاده کنند که حضرت زهرا هیچ گونه اعتراضی به این اعمال نداشته اند.

علاوه بر این که این افراد گرچه به زبان عذر خواهی کردند ولی واقعاً از اعمال خود پشیمان نبودند؛ زیرا در صدد جبران اشتباهات خود و باز گرداندن منصب امامت به امام علی(ع) و باز گرداندن دیگر حقوق غصب شده نظیر فدک، اقدامی انجام ندادند!

در حالی که شرط توبه واقعی این است که اعمال ناشایست گذشته را جبران نماید .بنابراین حضرت زهرا(سلام الله علیها) برای آگاهی دادن به همه نسل های جویای حقیقت که تا قیامت می آیند و تاریخ را مطالعه می کنند این موضع را اختیار کردند

 

      یکی از سوالاتی که اینجا مطرح میشود این است که بخشش خوب است و دین هم به ان سفارش کرده است. پس چرا حضرت زهرا غاصبین را نبخشید؟

در این سوال شیطنتی هم نهفته اینکه پس حضرت زهرا از این کار خوب سر باز زده و در اخر عصمت ایشان را به چالش میکشند.

سلام چنین جسارتی نکردم، سوال را بد پرسیدم، باید می پرسیدم علت نبخشیدن حضرت زهرا سلام الله علیها با وجود اینکه بخشیدن امری بسیار خوب و تاکیده شده هست چیست؟ (جواب تان را هنوز کامل نخواندم تا اینجا را خواندم)

پ.ن: وقتی می خواهم کسانی که پست را لایک یا تشکر کرده اند ببینم بعد دیدن ضربدر خروجش کار نمی کنه!

بسم الله الرحمن الرحیم

اللهم عجل لولیک الفرج

سلام علیکم و رحمه الله و برکاته

عذر پذیرفتن نوعی مهلت دادن به فرد خاطی برای اصلاح خویش و صلح و صفا بر قرار کردن بین افراد و جامعه است.

با توجه به این مطلب و مقدمه

خداوند منان به کفار تا روز قیامت و مرگ مهلت داده تا زندگی کنند اگر ایشان توبه کرده و عذر خواهی کنند طبیعتا رستگار می شوند ان شاء الله

با رسیدن زمان مرگ فرصت توبه تمام می شود

با قیامت و برپا شدن قسط و عدل و میزان فرصت توبه تمام می شود و عذرخواهی در آن زمان مفهومی ندارد مگر به شفاعت شفیعان آن هم به اذن اللهی

حال اگر غضب حضرت زهرا(س) را برپا شدن قسط و عدل در نظر بگیریم

مهلت توبه و انابه جز به شفاعت شفیع تمام شده بود

همانطور که مشخص است حضرت زهرا(س) به شفاعت امیرالمومنین(ع) اذن دخول به افراد مذکور دادند

که اگر واقعا توبه کار بودند و حق را باز می گرداندند. با شناختی که داریم حضرت می گذشتند ان شاء الله مگر دلایلی دیگر هم بوده باباشد که ما به آن جاهل باشیم

بدانید

معیار عدل و قسط و مسیر درست حضرات معصومین(ع)هستند پس اگر نبخشیدند ما می فهمیم در آنجا جایگاه بخشش نبوده است.

یا علی(س)

سلام علیکم

دو مساله اینجا مطرح است . یکی اهانت به شخص است و حقی شخصی است ، دیگری امری مثل ولایت است که حق دین است و حق الناس کسی نمیتواند آن را از جانب خود ببخشد.  

ولایت  حق شخصی نیست. کسی بیاید غصب کند ، حتی شخص خود پیامبر صل الله علیه و آله بتوانند از جانب خود حق پذیرش و بخشش ندارند چون موضوعیتی ندارد  .

یا فردی غصب فدک کند یا ضرب و شتمی نماید یا خانه ای را به آتش بکشد ، جسارتی بکند که به این طریق اهل بیت پیامبر و جایگاه ولایت آسیب بزند .

لا نورث الانبیا ، تهمت به اهل بیت است . یا فاطمه سلام الله غصب فدک کرده یا ابوبکر . بحث مال و اموال بحث اصلی نیست .

سوزاندن در و شکستن حرمت یک خانه ، مثل خانه های شخصی نیست که شخص از حانب خود ببخشد،  خانه اهل بیت است . نتیجه اش قتل آل البیت و غصب دین است . اینها مشروعیت و مقبولیت می یابد و جهالت رجعت میکند  .(۱)

و میفرماید : خرجت لطلب الاصلاح فی امّة جدّی ، امت پیامبر ، امت مسلمان شده ، دین شان نیاز به اصلاح پیدا میکند . انحراف در حد قتل آل البیت است ، در جهت رضای خدا !

 

 

۱ - در زیارت اربعین چنین عباراتی رو میبینیم 

«و بذل مهجته فیک ، لیستنقذ عبادک من الجهالة   و حیرة الضّلالة  »؛ جانم را در راه تو میدهم تا بندگان تو را از جهل نجات دهد ؛ و آنها را از سرگردانیِ ناشی از ضلالت و گمراهی برهاند. 

 

 

 

سلام چنین جسارتی نکردم، سوال را بد پرسیدم، باید می پرسیدم علت نبخشیدن حضرت زهرا سلام الله علیها با وجود اینکه بخشیدن امری بسیار خوب و تاکیده شده هست چیست؟ (جواب تان را هنوز کامل نخواندم تا اینجا را خواندم)

 

پ.ن: وقتی می خواهم کسانی که پست را لایک یا تشکر کرده اند ببینم بعد دیدن ضربدر خروجش کار نمی کنه!

سلام و عرض ادب

نه برادر عزیز بنده اصلا منظورم شما نیستید. سوال پرسیدن که ایرادی ندارد. غرض بنده برخی از کسانی است که بر شیعه و اهل بیت شبهات نخ نمایی را وارد میکنند و غرض دیگری دارند. شما که از باب سوال موضوع را مطرح کردید. پاسخهای بنده را ملاحظه بفرمایید هر جا که باز نیاز بود بنده در خدمت شما هستم. موفق باشید

جمع بندی

پرسش:

با توجه به حدیثی که میفرماید اگر کسی دیگری را نبخشد از آب حوض کوثر نمینوشد، چرا حضرت زهرا (سلام الله علیها) غاصبین را نبخشید؟ 

پاسخ:

نه میشود گفت بخشش به صورت مطلق خوب است و نه میشود گفت نبخشیدن به صورت مطلق بد است. یک جایی بخشش خوب هست اما یک جایی هم عدم بخشش مصلحت است بلکه بخشش مفسده دارد. "ابن ملجم" نه از کرده خودش پشیمان بود نه توبه کرده بود. بلکه افتخار میکرد که با شمشیر زهر آلود بر سر مبارک حضرت علی (علیه السلام) زده بود(1)

حتی وقتی خواست با امام حسن (علیه السلام) در گوشی صحبت کند امام قبول نکرد و فرمود او قصد داشت با دندان گوش مرا مجروح کند. آیا چنین شخصی مستحق بخشش است؟

قرآن هم هر دو موضع را بیان میکند. هم میتوانید ببخشید. هم قصاص کنید.

«فَمَنْ عُفِيَ لَهُ مِنْ أَخِيهِ شَيْءٌ فَاتِّبَاعٌ بِالْمَعْرُوفِ وَأَدَاءٌ إِلَيْهِ بِإِحْسَانٍ ۗ ذَٰلِكَ تَخْفِيفٌ مِنْ رَبِّكُمْ وَرَحْمَةٌ ۗ فَمَنِ اعْتَدَىٰ بَعْدَ ذَٰلِكَ فَلَهُ عَذَابٌ أَلِيمٌ» ( بقره 178)

چون صاحب خون از قاتل که برادر دینی اوست بخواهد درگذرد کاری است نیکو، پس قاتل دیه را در کمال خشنودی ادا کند.

«وَلَكُمْ فِي الْقِصَاصِ حَيَاةٌ يَاْ أُولِيْ الأَلْبَابِ لَعَلَّكُمْ تَتَّقُونَ» (بقره 179)

 «ای خردمندان! در قصاص برای شما زندگانی است، باشد که پرهیزکار باشید»

ظلم و ستم به حضرت زهرا(علیها السلام) ظلم به پیامبر (صلی الله علیه و اله) بود و ظلم به پیامبر (صلی الله علیه و اله) ظلم به خدا بود. این مطلب در احادیث فریقین آمده است. حضرت زهرا (علیها السلام)از دنیا رفت در حالی که از خلفا راضی نبود.

«انی اشهد الله و ملائکه انکما اسخطتانی و ما ارضیتمانی لان لقیت النبی لاشکونما الیه» خداوند و ملائکه او را شاهد و گواه می گیرم که شما دو نفر(ابوبکر و عمر) مرا به غضب آوردید و رضایت مرا فراهم ننمودید، اگر پیغمبر (صلی الله علیه و اله) را ملاقات کنم حتماً از شما شکایت خواهم کرد.(2)

و در جای دیگری حضرت زهرا(علیها السلام)خطاب به "ابوبکر" فرمودند: «والله لادعون علیک فی کل صلاه اصلیها» به خدا سوگند در هر نمازی که بخوانم تو را نفرین می کنم. (3)

اینکه ما توقع داشته باشیم حضرت زهرا (علیها السلام)از خلفا بگذرد و آنان را ببخشد به این باز میگردد که آنها علاوه بر این که حق شخصی فاطمه زهرا ( سلام الله علیها) را ضایع نمودند، اسلام، نبوت و امامت را هم زیر پا گذاشتند. ظلم به حضرت زهرا (علیها السلام) ظلم به بشریت و دین بود.

طبعا اگر کسی حضرت زهرا (علیها السلام) را نشناسد و به او ظلم کند فاطمه زهرا (علیها السلام) از او میگذرد اما آنها که به ایشان ظلم کردند او را میشناختند.

خلیفه دوم وقتی به پشت درب خانه فاطمه (علیها السلام) آمد گفت ای دختر پیامبر (صلی الله علیه و اله) ما هیچکس را به اندازه پیامبر (صلی الله علیه و اله) دوست نداریم و بعد از او هیچکس را اندازه تو دوست نداریم ولیکن اگر مانع اجتماع افرادی که نزد تو جمع شوند نشوی دستور میدهم که خانه را بر روی سرتان آتش بزنند!(4)

آنها دستورات پیامبر(صلی الله علیه و اله) را زیر پا گذاشتند و علی رغم اینکه خود در مواقع و زمان های مختلف شاهد تصریح پیامبر اکرم (صلی الله علیه و اله) به جانشینی امام علی(علیه السلام) بودند،

 اما عالمانه و از روی عمد این فرمان را زیر پا گذاشتند و امامت حضرت علی (علیه السلام) را نادیده گرفتند و با این کار خود در حق پیامبر (صلی الله علیه و اله)  و همه مسلمانان و همه بشریت ظلم کردند! و با این کار خود دیگر قابل عفو نبودند.

بنابر این اینجا مسئله بسیار فراتر از یک اذیت و آزار شخصی بوده است تا آن حضرت آنان را مورد عفو قرار دهد.

از طرف دیگر اگر حضرت زهرا (علیها السلام) از این انحراف بزرگ چشم پوشی کرده و آنان را مورد عفو قرار می دادند ممکن بود بعضی از نسل های آینده از این کار ایشان استفاده کنند که حضرت زهرا (علیها السلام) هیچ گونه اعتراضی به این اعمال نداشته اند.

علاوه بر این که این افراد گرچه به زبان عذر خواهی کردند ولی واقعاً از اعمال خود پشیمان نبودند؛ زیرا در صدد جبران اشتباهات خود و باز گرداندن منصب امامت به امام علی(علیه السلام) و باز گرداندن دیگر حقوق غصب شده نظیر "فدک" اقدامی انجام ندادند!

در حالی که شرط توبه واقعی این است که اعمال ناشایست گذشته را جبران نماید .بنابراین حضرت زهرا(سلام الله علیها) برای آگاهی دادن به همه نسل های جویای حقیقت که تا قیامت می آیند و تاریخ را مطالعه می کنند این موضع را اختیار کردند.

 

پی نوشتها:

1. بلاذری، احمد بن یحیی؛ انساب الاشراف، تحقیق محمد باقر محمودی، بیروت، دارالتعارف، چاپ اول، 1977م، ج 5، ص 146

2. ابن قتیبه دینوری، الامامه والسیاسه، دارالاضواء، 1410ق، بیروت، ج 1 ص 31

3. همان

4. ابن ابی شیبه، المصنف، محقق، کمال یوسف الحوت، مکتبة الرشد، 1409ق، ریاض، ج 7 ص 432

 

موضوع قفل شده است