اصول موفقیت و خوشبختی

تب‌های اولیه

41 پستها / 0 جدید
آخرین ارسال

[="Times New Roman"][="Black"][="3"]

hessam78;981449 نوشت:

سلام بر مسعود گرامی

سلام بر حسام

hessam78;981449 نوشت:

این حرف رو من در هیچ کتاب علمی ندیده ام که جهان هستی همه چیز رو میدونه و ضمیر ناخودآگاه!خطا نمیکنه

مگه شما تمام کتاب های علمی جهان رو خوندی ؟

شما و کتاب های علمی که خوندی مثل کارشناسان فوتبال ایران هست که توی برنامه ی تلویزیونی میشینن ال کلاسیکو رو تحلیل میکنن

ولی خودشون وقتی مربی یه تیمی میشن در خوشبینانه ترین حالت تیم رو توی لیگ برتر نگه می دارن که نره دسته دو.

حرفی بزن که کاربرد داشته باشه و نتیجه داشته باشه.

اینکه فلانی اینو گفته یا فلانی اونو گفته رو بزار دم کوزه.

من اگر به دکتر فرهنگ ارادت دارم بخاطر اینه که از تکنیک هاش و تمام حرفهایی که میزنه نتیجه گرفتم.

وگرنه اگر یه روز متوجه بشم داره پاشو کج میزاره و چرند یاد مردم میده به راحتی آب خوردن میزارمش کنار و میام توی همین تاپیک حرفهام رو پس می گیرم.

hessam78;981449 نوشت:

شما هم که اینجا حی و حاضر هستی
مسئله هزاره ای که یک میلیون دلار جوابش ارزش داره
و من همینجا از شما میخوام که به جهان هستی که همه چیز رو میدونه با ضمیر ناخودآگاهت که خطا نمیکنه وصل شی
و جواب این مسئله رو پیدا کنی
آیا p=np؟(مسئله هزاره ریاضی،یا هر مسئله هزاره ریاضی که حل نشده)
کنارش از قانون جذب شاهین جان هم استفاده کن
اثباتش کن و یک میلیون دلار رو بگیر

من توی پرسش کردن گفتم پرسش جواب «منطقی» دریافت میکنید.

یعنی جوابی که عقلانی و شدنی باشه تورو باهاش مواجه میکنه.

منم قبلا سوال های این مدلی رو تست کردم ولی نتیجه خیلی جالب بود.

مثلا می خواستم ببینم در رابطه با علمی که هیچ چیزی ازش نمی دونم می تونم جواب سوالی رو در اون زمینه بدم یا نه.

وقتی تست کردم جواب هایی که دریافت میکردم به این صورت بود که من رو به سمتی می برد که سلسله مراتبی به اون سطح علمی برسم که بتونم مسئله رو حل کنم.

مثلا اگر من یه بی سواد باشم و سوالی در رابطه با یکی از مباحث ریاضی پنجم دبستان مطرح کنم.

جوابی که بهم میده اینه که باید بری ریاضی اول دبستان رو یاد بگیری و بیای بالا. همینجوری الکی که نمی تونی جواب بدی. باید درس رو یاد بگیری.

مثلا من برای حل یه مسئله برنامه نویسی یه پرسش مطرح کردم. در عرض چند دقیقه جواب و راه حل به ذهنم خطور کرد و خیلی جالب بود.

چون درباره اون راه حل اطلاعات داشتم و آشنایی داشتم.

ولی برای حل یه مسئله دیگه سوال پرسیدم و جوابی که به ذهنم خطور کرد این بود که :

برای پاسخ این سوال باید آمار و احتمالاتت قوی باشه ولی تو بلد نیستی باید بری آمار و احتمالات یاد بگیری.

امیدوارم منظورم رو به خوبی رسونده باشم.
[/][/][/]

hessam78;981421 نوشت:
قانون جذب

Im_Masoud.Freeman;981423 نوشت:
قانون جذب

در چگونگی ارتباط بین ذهن و خارج و اینکه چگونه یک هدفگذاری ذهنی موجب تحقق خارجی آن میشود نمیخواهم ابراز نظر کنم چون تخصصی در این زمینه ندارم، منتهی دو نکته به نظرم میرسد:

نکته اول: بعید می دانم که قطعیتی در کار باشد، یعنی اینکه نقش قانون جذب یک نقش قطعی در تحقق آن هدف باشد.

نکته دوم: ما در روایات تأیدیه هایی در این خصوص داریم که نقش مثبت اندیشی و اعتقاد به رسیدن و تحقق نتیجه را از اموری دانسته اند که موجب تحقق آن نتیجه میشود، منتهی با یک نگرش دینی
در کتاب کافی چند روایت در این خصوص وارد شده است که به عنوان نمونه به یک مورد آن اشاره می کنم؛ امام رضا(ع) دریک روایت با سند صحیح فرموده اند:

«أَحْسِنِ‏ الظَّنَ‏ بِاللَّهِ فَإِنَّ اللَّهَ عَزَّ وَ جَلَّ يَقُولُ أَنَا عِنْدَ ظَنِّ عَبْدِيَ الْمُؤْمِنِ بِي إِنْ خَيْراً فَخَيْراً وَ إِنْ شَرّاً فَشَرّاً»؛ گمانت را به خداوند نیکو کن، پس به درستی که خداوند عزوجل می گوید من نزد گمان بنده ام هستم، اگر به من گمان نیکو ببرد همان امر نیک را برایش مقدر سازم، و اگر به من گمان بد برد همان را(الکافی، ج2، ص72)

یعنی گمان نیکو در سرنوشت نیک نقش دارد، منتهی به نظر میرسد این نیک اندیشی بخشی از علت است، و بخشی هم مربوط به حرکت است؛ و از آنجا که افکار مثبت و گمان نیکو انسان را به حرکت وامیدارد و انگیزه مضاعف ایجاد می کند در این تأثیرگذاری نقش دارند؛ وگرنه کسی که بدون حرکت به خداوند گمان نیکو برده و دل ببندد در این گمان نیک صداقت و جدیتی ندارد، همان طور که امیرالمومنین(ع) می فرمایند:

«يَدَّعِي أَنَّهُ يَرْجُو اللَّهَ كَذَبَ وَ اللَّهِ الْعَظِيمِ مَا بَالُهُ لَا يَتَبَيَّنُ رَجَاؤُهُ فِي عَمَلِهِ وَ كُلُّ مَنْ رَجَا عُرِفَ رَجَاؤُهُ فِي عَمَلِه‏» ادعا می کند که به خداوند امید دارد؛ به خداوند عظیم دروغ می گوید؛ او را چه میشود که امیدش در عمل دیده نمیشود؟ هر کسی که امیدوار باشد امیدش در عملش دیده میشود.(نهج البلاغه، خطبه 160)

[="Times New Roman"][="Black"][="3"]

مسلم;981486 نوشت:
در چگونگی ارتباط بین ذهن و خارج و اینکه چگونه یک هدفگذاری ذهنی موجب تحقق خارجی آن میشود نمیخواهم ابراز نظر کنم چون تخصصی در این زمینه ندارم، منتهی دو نکته به نظرم میرسد:

نکته اول: بعید می دانم که قطعیتی در کار باشد، یعنی اینکه نقش قانون جذب یک نقش قطعی در تحقق آن هدف باشد.

نکته دوم: ما در روایات تأیدیه هایی در این خصوص داریم که نقش مثبت اندیشی و اعتقاد به رسیدن و تحقق نتیجه را از اموری دانسته اند که موجب تحقق آن نتیجه میشود، منتهی با یک نگرش دینی
در کتاب کافی چند روایت در این خصوص وارد شده است که به عنوان نمونه به یک مورد آن اشاره می کنم؛ امام رضا(ع) دریک روایت با سند صحیح فرموده اند:

«أَحْسِنِ‏ الظَّنَ‏ بِاللَّهِ فَإِنَّ اللَّهَ عَزَّ وَ جَلَّ يَقُولُ أَنَا عِنْدَ ظَنِّ عَبْدِيَ الْمُؤْمِنِ بِي إِنْ خَيْراً فَخَيْراً وَ إِنْ شَرّاً فَشَرّاً»؛ گمانت را به خداوند نیکو کن، پس به درستی که خداوند عزوجل می گوید من نزد گمان بنده ام هستم، اگر به من گمان نیکو ببرد همان امر نیک را برایش مقدر سازم، و اگر به من گمان بد برد همان را(الکافی، ج2، ص72)

یعنی گمان نیکو در سرنوشت نیک نقش دارد، منتهی به نظر میرسد این نیک اندیشی بخشی از علت است، و بخشی هم مربوط به حرکت است؛ و از آنجا که افکار مثبت و گمان نیکو انسان را به حرکت وامیدارد و انگیزه مضاعف ایجاد می کند در این تأثیرگذاری نقش دارند؛ وگرنه کسی که بدون حرکت به خداوند گمان نیکو برده و دل ببندد در این گمان نیک صداقت و جدیتی ندارد، همان طور که امیرالمومنین(ع) می فرمایند:

«يَدَّعِي أَنَّهُ يَرْجُو اللَّهَ كَذَبَ وَ اللَّهِ الْعَظِيمِ مَا بَالُهُ لَا يَتَبَيَّنُ رَجَاؤُهُ فِي عَمَلِهِ وَ كُلُّ مَنْ رَجَا عُرِفَ رَجَاؤُهُ فِي عَمَلِه‏» ادعا می کند که به خداوند امید دارد؛ به خداوند عظیم دروغ می گوید؛ او را چه میشود که امیدش در عمل دیده نمیشود؟ هر کسی که امیدوار باشد امیدش در عملش دیده میشود.(نهج البلاغه، خطبه 160)


سلام استاد مسلم عزیز.

ببینید استاد عزیز اون چیزی که اکثر مردم از قانون جذب فهمیدن کاملا اشتباه هست.

اونها قانون جذب رو با مفت خوری و تن پروری و راحت طلبی کاملا اشتباه گرفتند.

اگرچه خیلی جاها قانون جذب با توی خونه نشستن هم جواب میده.

ولی هرچیزی حساب و کتابی داره و جهان هستی بسیار دقیق و منظم قوانینش رو اجرا میکنه.

دکتر فرهنگ میگه:
یکی از اشتباهات فیلم راز اینه که داره اینو القا میکنه که فقط یک قانون وجود داره و اون جذب هست.
در حالی که میلیاردها قانون در جهان هستی حاکم هست که دارن منظم و موازی کار میکنن.

من از تجربه خودم و چیزی که متوجه شدم بهتون میگم.

فرض کنید شما می خواید خونتون رو بسازید. ولی پول کافی ندارید.

اینکه بشینید مثبت بیندیشید و با خودتون بگید خونه ی من خود به خود ساخته میشه.

آره آجرها خود به خود روی هم قرار میگیرند. و مصالح از آسمون میفتن پایین.

سیمان و ماسه اتوماتیک با هم مخلوط میشن. لوله ی آب به اذن خدا باز میشه و ماسه و سیمان رو قاطی میکنه و ملات بوجود میاره.

اینها همش توهمه.

انسان باید فکر کنه و راه حل پیدا کنه و به راه حل عمل کنه.

مثلا همین مثال رو در مورد خودم به کار می برم.

من اگر بخوام خونه ام رو بسازم ولی پول کافی نداشته باشم.

با خودم میگم: ایران هشتاد میلیون جمعیت داره. و قطعا توی این هشتاد میلیون یک نفر هست که آدم مومن و خوبی باشه

و شرایط من رو ببینه و متوجه بشه که من دنبال این نیستم که پولش رو بخورم و راضی بشه نصف پول رو بگیره و بقیش رو قسطی بهش بدم.

من می خوام یه نفرو پیدا کنم که حاضر باشه با شرایط من کنار بیاد و با کمال میل بهم کمک کنه. چجوری می تونم همچین کسی رو پیدا کنم ؟

خب شما با تکنیک پرسش کردن ضمیرناخودآگاه رو می فرستید دنبال اون شخص.

و نهایتا یک هفته بعد از طریق چند واسطه یا به صورت مستقیم در مسیر زندگی هم قرار میگیرید و با هم آشنا میشید.

بعدش شما میری و شرایطتت رو توضیح میدی و اونهم میاد منزل شما رو می بینه و قبول میکنه.

یا مثلا محصولی تولید کردید و می خواید بفروشید. و این آگاهی رو دارید که اگر همه ی مردم ایران با محصول شما آشنا بشن

قطعا یک میلیون نسخه ازش فروش میره. حالا چجوری میشه این یک میلیون نفر رو پیدا کرد.

اینجا قانون جذب به کار میاد. یعنی شما تلاشتو کردی . زحمتتو کشیدی. محصولت رو تولید کردی.

حالا وقت درو کردن هست و قانون جذب کمکت میکنه که به جای اینکه هزینه های سنگین بدی برای تبلیغات

با افرادی آشنا بشی که می تونند تورو به مشتری هات وصل کنند. و هرکدوم از این افراد تعدادی از اون یک میلیون نفر مشتری که خواهان محصول شما هستند رو در اختیار دارند.

مثلا یکی مکانیکه. و سه نفر از اون یک میلیون با این مکانیکه در ارتباط هستن.

یکی نجاره و هفتاد و پنج نفر از اون یک میلیون باهاش در ارتباط هستن.

یکی راننده تاکسیه و فقط یه مسافر از اون یک میلیون باهاش در ارتباط هست.

و قانون جذب کارش اینه که بدون اینکه فشار سنگینی به شما وارد کنه تک تک این افراد رو از دل میلیون ها ایران میکشه بیرون و در مسیر محصول شما قرار میده.

من هزاران بار از این روش استفاده کردم و همیشه جواب داده.

این نکته رو هم بگم که قانون جذب با وجود حسادت خساست کینه توزی لجاجت کمترین کارآیی رو داره.

چون قانون جذب کارش این نیست که بیاد روی فهم و شعور من و شما کار کنه.

شما چیزی ازش می خوای بهت میده. ولی اگر کینه توز باشی لجوج باشی خسیس باشی خیلی اوقات نمی تونی اثر قانون جذب رو ببینی.

چون چشمت کور شده و درهای رحمت رو به روی خودت می بندی. مثل همون مثال سی میلیون و پنجاه میلیون و پیتزا فروشی که زدم.[/][/][/]

ای بابا ، چرا تاپیک اینجوری شد؟ دوباره از هر دری سخنی!!! داشتیم استفاده می کردیم. کاش وقتی تاپیک زده میشه اظهار نظرها بطور منظم و در مواقع تعریف شده باشه. مثلا مخالفین بحث به کارشناس مربوطه پیام بدن و بعد که سیر یک مطلب تمام شد ، زمانی برای بحث و جمع بندی گذاشته بشه. من هیچ کجا ندیدم که وسط سخنرانی یک کارشناس یا هر فرد دیگری که داره مطلبی که دستاورد تحقیقاتش هست رو پرزنت میکنه مدام این و اون بیان حرف بزنن. حتی جلسه دفاع از تز هم اول خود محقق حرفهاش رو میزنه و بعدش به توپ بسته میشه از جانب افراد بالاتر و پایین تر از خود.

hessam78;980444 نوشت:
اصول موفقیت و خوشبختی

فیزیکدان;981516 نوشت:
ای بابا ، چرا تاپیک اینجوری شد؟ دوباره از هر دری سخنی!!!

نکته سرکار خانم فیزیکدان نکته خوبی هست...

من معتقد هستم باید باین بحث موضوع محور جلو بره تا از پراکندگی پیشگیری بشه؛ یعنی مثلا یک بار در مورد قانون جذب نظرات مثبت و منفی داده بشه، تموم که شد در مورد مدیریت رفتار، و دوباره بعد از آن در مورد فلان و بهمان
و این هم کار جناب حسام عزیز هست که تاپیک رو آغاز کرده اند چون بنده خودم هم بیشتر در این تاپیک دنبال مطالعه هستم تا ابراز نظر
اگر سعی کنند چارچوب بندی برای ابراز نظر ارائه کنند و موضوعات رو دونه دونه اعلام کنند تا به بحث بگذاریم این آفتی که سرکار خانم فیزیکدان میفرمایند پیش نمی آید.

و نکته دوم اینکه توضیحات و پست های مفصل به حداقل برسه؛ بیشتر جمله های قصار و کاربردی باشه خیلی تاپیک جذابی خواهد شد؛ چون پست های بلند اکثرا خوانده نمیشن و فقط تعداد صفحات رو زیاد می کنند.

با تشکر از همه دوستان@};-

با سلام و عرض ادب و احترام

به نظر من موفقیت با خوشبختی تفاوت داره ...

موفقیت یعنی رسیدن به هدف ( مورد نظر عوام ، هرچند هدف اشتباه باشه ، مانند موفقیت های هیتلر در جنگ ها )

اما خوشبختی یعنی تلاش برای رسیدن به هدف درست ( هر چند از نظر عوام به معنای شکست و بدبختی باشه ، مانند خوشبختی در واقعه کربلا )

سلام
خوشبختی یعنی خیال راحت. خوشبختی در بیرون آدمها نیست بلکه در طرز نگاه آدمهاست شکست خوردن عیب نیست تسلیم شدن و ناامید شدن شکست حقیقی هست همین دانشمندی که اخیرا از دنیا رفت استیوین هاوکینگ وقتی زندگی اش را مرور می کنید در سن 21 سالگی مبتلا به ام اس شدید می شود و پزشکان می گویند دو سال دیگر از عمرت باقی نیست ولی وی علیرغم فلج شدن پاهاش به فعالیت ادامه داد بعدش با پیشرفت بیماریش زبانش از کار افتاد ولی تحقیقاتش را ادامه داد و حتی در سال 2009 قدرت حرکات انگشتانش را از دست داد ولی در 2012 و 2014 یکی از بزرگترین نظریه هایش درباره کیهان شناسی را داد و نهایتا یک ماه پیش در سن هفتاد و شش سالگی درگذشت.

سلام .
این هم آخرین اظهار نظر من در درون این موضوع هست ...

دیرورز تلویزیون با " مبینا حیدری " مصاحبه میکرد ... مصاحبه ای که از نظره من خیلی خیلی جذاب بود ...
ایشون تقربا 18 سالشون بود و رتبه دوم کاراته را در دنیا داشتند ...

سوالهای زیادی از ایشون پرسیده شد ....
ایشون رقیبهاش رو با اختلافهای خیلی زیاد شکست میداد ... 12 بر صفر ... 8 بر صفر .... 6 بر صفر و ....

تا جایی که مجری مشعوف شد و پرسید که چگونه چنین چیزی محقق شده و چطور شد که نقره گرفتی ...

ایشون عنوان کردن یک شگرد رو هزاران بار تمرین کرده .... ایشون میایستادند تا حریفشون حمله کنه ... و دقیقا همون موقع که حریفشون بهشون حمله میکردند ... از عدم تمرکز حریفشون ... پس از انجام حمله ... استفاده میکردند و حمله خودشون رو به سرانجام میرسوندند .

و این هم خودش یک نوع بهره بری از فرصت هست ... اینکه مبینا نشسته با خودش فکر کرده چه زمانهایی بهترین فرصت برای حمله هست ... و متوجه شده زمانی که حریفش حمله میکنه ... بعد از اتمام حمله طول میکشه که بخواد به وضعیت تعادل برسه و اون زمان بهترین زمان حمله هست ...

به نظرم مهمترین راه موفقیت و رسیدن به خوشبختی ... تحلیل مسایل هست و اینکه آدم هر مساله ای رو به درستی تحلیل کنه و براش استراتژی داشته باشه ...

سلام

مسلم;981548 نوشت:
من معتقد هستم باید باین بحث موضوع محور جلو بره تا از پراکندگی پیشگیری بشه

با این حساب و با اجازه از استارتر محترم و دوستان فرهیخته در تاپیک، به نظرم اگر موافقید در مرحله اول به موارد زیر پرداخته بشه (موفقیت را از خوشبختی جدا کنیم)
۱-تعریف موفقیت...چون تا زمانیکه کل جمع دیدگاه و تعریفشون از یک واژه مشترک نشه، قطعا در ارائه راهکارها هم به نقطه مشترک نمی رسیم...به قول معروف در تاریکی هر کدام بخشی از بدن فیل را نگیریم و بحث نکنیم!
۲-عوامل رسیدن به موفقیت
۳-راهکارها و تجربیات دوستان (البته دوستان به تفاوت راهکار و عوامل واقفند) در راه رسیدن به موفقیت
۴-...
۵-...
شاید پله های بعدی خود به خود در روند مباحث پیدا بشه و شاید هم جناب حسام گرامی یا کارشناس محترم سکان هدایت را به دست بگیرند.@};-

موفقیت، خوشبختی و سعادت همه و همه امور معنوی هستند که اصل و اساس آن را باید از در خانه اهل بیت علیهم السلام فراگرفت. دانشمندانی که عمرشان را در بافته های ذهنی خود گذراندند شایسته ی تبعیت نیستند. انسان را فقط خالق انسان می شناسد و بس

موضوع قفل شده است