جمع بندی ابوعلی شیبانی کیست؟ آیا افکار و عقایدش مورد قبول است؟

تب‌های اولیه

3 پستها / 0 جدید
آخرین ارسال
ابوعلی شیبانی کیست؟ آیا افکار و عقایدش مورد قبول است؟

سلام وقتتون بخیر
ببخشید یه شخصی هس ک ب ما میگه نماز شب واجب هس و اینو شخصی ب نام ابوعلی شیبانی گفته
ما هم هرچقد بهش میگیم ک واجب نیس قانع نمیشه و میگه من بخاطر خودتون دارم میگم و...حرفای این آقا رو قبول داره
آیاتی از سوره انسان مزمل و ذاریات رو اشاره میکنه و میگه توی خود قران گفته واجبه
ماهم هرچقد بهش فایده نداره میگیم برو ب دفترمراجع زنگ بزن میگه مراجع تقلیدو قبول ندارم این چیزیه ک توی قران اومده و...
خلاصه میخواستم بدونم این آقای ابوعلی شیبانی چ کاره هس وابسته ب فرقه خاصیه؟
چطور این شخص رو من قانع کنم خیلی ب حرفای خودش اطمینان داره حرفای این آقا رو قبول کرده .ببخشید میشه هرچ سریعتر راهنمایی کنید

میشه یه راهنمایی کنید من یه کم این خانمو بتونم توجیه کنم.این آقای ابوعلی شیبانی کی هس؟ حرفاش قابل قبوله؟

 

با نام و یاد دوست

 

 

 

 

کارشناس بحث: استاد مسلم

جمع بندی

_____________________________

پرسش:

یکی از اطرافیان ما میگوید نماز شب واجب است، و می گوید این را شخصی به نام «ابوعلی شیبانی» گفته است. میگوید مراجع تقلید را قبول ندارد و برای توجیه واجب بودن نماز شب به آیاتی از سوره مزمل و ذاریات استناد می کند و میگوید چیزی که در قرآن آمده که نیاز به تقلید از مراجع ندارد. این «آقای شیبانی» کیست؟ آیا به فرقه خاصی متصل است؟ نقد سخنانش چیست؟

پاسخ:

برای پاسخ به این سوال باید به چند نکته توجه بفرمایید:

نکته اول:

پیروی از هر متخصصی در گرو تشخیص تخصص اوست، همانطور که تا پزشک بودن کسی اثبات نشود نباید از او تبعیت کرد و اگر جان انسان به خطر بیفتد انسان مواخذه خواهد شد. در اینکه یک شخص توان و تخصص استنباط احکام دارد هم همین مسئله صادق است. یعنی باید ابتدا این توان در او اثبات شود، و راه اثبات آن هم استنادهای او به قرآن، یا پیشگویی نیست. همانطور که تخصص هیچ متخصص دیگری هم از این طریق حاصل نمیشود.

برای اینکه اجتهاد یک نفر اثبات شود باید دید چه مقدار در فقه تحصیل کرده؟ کجا درس خوانده است؟ اساتیدش چه کسانی بوده اند؟ آیا هیچ مجتهد جامع الشرایطی اجتهاد و تخصص او را تأیید کرده است یا خیر. وگرنه روز قیامت اگر خدا از ما پرسید چرا این همه مراجع که محاسنشان را در فقه سفید کرده اند رها کردی و از فلانی پیروی کردی چه جوابی خواهیم داشت؟

 

نکته دوم:

در مورد واجب بودن نماز شب آیا هر کجا خدا به انجام یک کاری امر کرده، یعنی آن کار واجب است؟ یعنی ما امر مستحبی نداریم؟  اگر هر کجا خدا به انجام یک رفتار امر کرده است پس باید طبق این آیه صید کردن بعد از احرام واجب باشد که می فرماید: «وَ إِذا حَلَلْتُمْ فَاصْطادُوا؛ هنگامى كه از احرام بيرون آمديد، صيد کنید».(1)

خب این آیه می خواهد بگوید که صید کردن در حالت احرام حرام است، اما از احرام که بیرون آمدید صید کنید و این مانعی ندارد. ولی بیان این جواز با فعل امر آمده است. فتوا دادن که به این راحتی ها نیست.

 

نکته سوم:

«ابوعلی شیبانی» شخصیتی است که بیشتر به خاطر پیشگویی هایش معروف شده است، و تمام اعتبارهای او در سایر عرصه ها هم از همین پیشگویی ها حاصل شده است. در حالی که قرآن و روایات به ما هشدار داده اند که پیشگویی ها و اخبار یک انسان در مورد شرق و غرب نه تنها نشانه حقانیت نیست، بلکه یک نشانه ای است برای شیّاد بودن، و به همین خاطر انسان باید بیشتر حواسش را جمع کند. امام صادق(علیه السلام) در روایتی با سند صحیح در این خصوص چنین می فرمایند:

«إِنَّ آيَةَ الْكَذَّابِ بِأَنْ يُخْبِرَكَ خَبَرَ السَّمَاءِ وَ الْأَرْضِ وَ الْمَشْرِقِ وَ الْمَغْرِبِ فَإِذَا سَأَلْتَهُ عَنْ حَرَامِ اللَّهِ وَ حَلَالِهِ لَمْ يَكُنْ عِنْدَهُ شَيْ‏ءٌ.»؛ از نشانه های دروغگو این است که از آسمان و زمین و شرق و غرب به تو خبر می دهد، و هنگامی که از او در مورد حلال و حرام میپرسی چیزی نزد او نیست و اطلاعاتی ندارد.(2)

شاید «ابوعلی شیبانی» از همین جهت بدون علم و آگاهی به فتوا دادن هم رو آورده تا بگوید من نیز از حلال و حرام الهی آگاهم، اما ورود او به این عرصه بر رسوایی اش افزوده است.

به هر حال پیشگویی حتی اگر محقق شود مطلقا نشانه حقانیت نیست، چرا که بشر می تواند از برخی راه ها چون کهانت و ارتباط با اجنه به اخباری دست پیدا کند، همانطور که قرآن کریم می فرماید: «إِنَّ الشَّياطينَ لَيُوحُونَ إِلى‏ أَوْلِيائِهِم‏»؛  شياطين به دوستان خود مطالبى مخفيانه القا مى‏كنند.(3)

بنابراین چنین ادعاهایی نه تنها نباید نشانه حقانیت شخص قلمداد شود، بلکه باید حس تجسس و بدبینی انسان نسبت به شخص مدعی را افزایش دهد.

 

پی نوشت ها:

1. مائده:2/5.
2. کلینی، محمد، الکافی، دارالکتب الاسلامیه، تهران، چاپ چهارم، 1407، ج2، ص340.

3. انعام:121/6.

 

 

موضوع قفل شده است