آیه 30 سوره بقره

تب‌های اولیه

10 پستها / 0 جدید
آخرین ارسال
آیه 30 سوره بقره

باسلام
با توجه به آیه 30 سوره بقره
(وَإِذْ قَالَ رَبُّكَ لِلْمَلاَئِكَةِ إِنِّي جَاعِلٌ فِي الأَرْضِ خَلِيفَةً قَالُواْ أَتَجْعَلُ فِيهَا مَن يُفْسِدُ فِيهَا وَيَسْفِكُ الدِّمَاء وَنَحْنُ نُسَبِّحُ بِحَمْدِكَ وَنُقَدِّسُ لَكَ قَالَ إِنِّي أَعْلَمُ مَا لاَ تَعْلَمُونَ ﴿۳۰﴾ )
و چون پروردگار تو به فرشتگان گفت من در زمين جانشينى خواهم گماشت [فرشتگان] گفتند آيا در آن كسى را مى‏گمارى كه در آن فساد انگيزد و خونها بريزد و حال آنكه ما با ستايش تو [تو را] تنزيه مى‏كنيم و به تقديست مى‏پردازيم فرمود من چيزى مى‏دانم كه شما نمى‏دانيد

خدا گفته در زمین جانشینی خواهم گماشت پس از همون اول هم قرار بوده آدم بیاد به زمین درسته؟ یعنی قرار نبوده توی بهشت باشه؟

با نام و یاد دوست


کارشناس بحث: استاد عمار

با سلام و ادب
بله از ابتدا قرار بر زمینی بودن انسان بوده است و از اول قرار نبود ه انسان در بهشت برزخی بماند؛ بلکه محل زندگی و تکامل او در دار دنیا قرار داده شده بود.
«قُلْنَا اهْبِطُوا مِنْها جَمِيعاً فَإِمَّا يَأْتِيَنَّكُمْ مِنِّي هُدىً فَمَنْ تَبِعَ هُدايَ فَلا خَوْفٌ عَلَيْهِمْ وَ لا هُمْ يَحْزَنُون..؛گفتيم همگى از آن (به زمين) فرود آئيد هر گاه هدايتى از طرف من براى شما آمد كسانى كه از آن پيروى كنند نه ترسى بر آنهاست و نه غمگين مى‏شوند.(البقرة/39)
لذا محل رشد و تکامل انسان ابتدا در دنیا مقرر شده بود و قبل از خلقت مادی او خداوند به فرشتگان می فرماید:«وَ إِذْ قالَ رَبُّكَ لِلْمَلائِكَةِ إِنِّي جاعِلٌ فِي الْأَرْضِ خَلِيفَة...؛هنگامى كه پروردگار تو به فرشتگان گفت: من در روى زمين جانشين و حاكمى قرار خواهم داد...».(البقرة/30)

در تفسیر نمونه نیز آمده است:
«از آيات قرآن استفاده مى‏شود كه آدم براى زندگى در روى زمين، همين زمين معمولى آفريده شده بود، ولى در آغاز خداوند او را ساكن بهشت كه يكى از باغهاى سرسبز پر نعمت اين جهان بود ساخت، محيطى كه در آن براى آدم هيچ گونه ناراحتى وجود نداشت.
شايد علت اين جريان آن بوده كه آدم با زندگى كردن روى زمين هيچگونه آشنايى نداشت، و تحمل زحمتهاى آن بدون مقدمه براى او مشكل بود، و از چگونگى كردار و رفتار در زمين بايد اطلاعات بيشترى پيدا كند، بنا بر اين مى‏بايست مدتى كوتاه تعليمات لازم را در محيط بهشت ببيند و بداند زندگى روى زمين توام با برنامه‏ها و تكاليف و مسئوليتها است كه انجام صحيح آنها باعث سعادت و تكامل و بقاى نعمت است، و سرباز زدن از آن سبب رنج و ناراحتى.
و نيز بداند هر چند او آزاد آفريده شده، اما اين آزادى بطور مطلق و نامحدود نيست كه هر چه خواست انجام دهد او مى‏بايست از پاره‏اى از اشياء روى زمين چشم بپوشد.
و نيز لازم بود بداند چنان نيست كه اگر خطا و لغزشى دامنگيرش شود
درهاى سعادت براى هميشه به روى او بسته مى‏شود، نه مى‏تواند بازگشت كند و پيمان به بندد كه بر خلاف دستور خدا عملى انجام نخواهد داد تا دوباره به نعمتهاى الهى باز گردد.
او در اين محيط مى‏بايست تا حدى پخته شود، دوست و دشمن خويش را بشناسد، چگونگى زندگى در زمين را ياد گيرد، آرى اين خود يك سلسله تعليمات لازم بود كه مى‏بايست فرا گيرد، و با داشتن اين آمادگى به روى زمين قدم بگذارد.
اينها مطالبى بود كه هم آدم و هم فرزندان او در زندگى آينده خود به آن احتياج داشتند، بنا بر اين شايد علت اينكه آدم در عين اينكه براى خلافت زمين آفريده شده بود مدتى در بهشت درنگ مى‏كند و دستورهايى به او داده مى‏شود جنبه تمرين و آموزش داشته باشد.( تفسير نمونه، ج‏1، ص: 185)

نقل قول:
عمار با سلام و ادب
بله از ابتدا قرار بر زمینی بودن انسان بوده است و از اول قرار نبود ه انسان در بهشت برزخی بماند؛ بلکه محل زندگی و تکامل او در دار دنیا قرار داده شده بود.
«قُلْنَا اهْبِطُوا مِنْها جَمِيعاً فَإِمَّا يَأْتِيَنَّكُمْ مِنِّي هُدىً فَمَنْ تَبِعَ هُدايَ فَلا خَوْفٌ عَلَيْهِمْ وَ لا هُمْ يَحْزَنُون..؛گفتيم همگى از آن (به زمين) فرود آئيد هر گاه هدايتى از طرف من براى شما آمد كسانى كه از آن پيروى كنند نه ترسى بر آنهاست و نه غمگين مى‏شوند.(البقرة/39)
لذا محل رشد و تکامل انسان ابتدا در دنیا مقرر شده بود و قبل از خلقت مادی او خداوند به فرشتگان می فرماید:«وَ إِذْ قالَ رَبُّكَ لِلْمَلائِكَةِ إِنِّي جاعِلٌ فِي الْأَرْضِ خَلِيفَة...؛هنگامى كه پروردگار تو به فرشتگان گفت: من در روى زمين جانشين و حاكمى قرار خواهم داد...».(البقرة/30)

در تفسیر نمونه نیز آمده است:
«از آيات قرآن استفاده مى‏شود كه آدم براى زندگى در روى زمين، همين زمين معمولى آفريده شده بود، ولى در آغاز خداوند او را ساكن بهشت كه يكى از باغهاى سرسبز پر نعمت اين جهان بود ساخت، محيطى كه در آن براى آدم هيچ گونه ناراحتى وجود نداشت.
شايد علت اين جريان آن بوده كه آدم با زندگى كردن روى زمين هيچگونه آشنايى نداشت، و تحمل زحمتهاى آن بدون مقدمه براى او مشكل بود، و از چگونگى كردار و رفتار در زمين بايد اطلاعات بيشترى پيدا كند، بنا بر اين مى‏بايست مدتى كوتاه تعليمات لازم را در محيط بهشت ببيند و بداند زندگى روى زمين توام با برنامه‏ها و تكاليف و مسئوليتها است كه انجام صحيح آنها باعث سعادت و تكامل و بقاى نعمت است، و سرباز زدن از آن سبب رنج و ناراحتى.
و نيز بداند هر چند او آزاد آفريده شده، اما اين آزادى بطور مطلق و نامحدود نيست كه هر چه خواست انجام دهد او مى‏بايست از پاره‏اى از اشياء روى زمين چشم بپوشد.
و نيز لازم بود بداند چنان نيست كه اگر خطا و لغزشى دامنگيرش شود
درهاى سعادت براى هميشه به روى او بسته مى‏شود، نه مى‏تواند بازگشت كند و پيمان به بندد كه بر خلاف دستور خدا عملى انجام نخواهد داد تا دوباره به نعمتهاى الهى باز گردد.
او در اين محيط مى‏بايست تا حدى پخته شود، دوست و دشمن خويش را بشناسد، چگونگى زندگى در زمين را ياد گيرد، آرى اين خود يك سلسله تعليمات لازم بود كه مى‏بايست فرا گيرد، و با داشتن اين آمادگى به روى زمين قدم بگذارد.
اينها مطالبى بود كه هم آدم و هم فرزندان او در زندگى آينده خود به آن احتياج داشتند، بنا بر اين شايد علت اينكه آدم در عين اينكه براى خلافت زمين آفريده شده بود مدتى در بهشت درنگ مى‏كند و دستورهايى به او داده مى‏شود جنبه تمرين و آموزش داشته باشد.( تفسير نمونه، ج‏1، ص: 185)

خیلی ممنون از جوابتون ولی من قانع نشدم.
چند تا سوال برام پیش اومده.
انسان میتونست بیاد روی زمین و تعلیماتش روببینه اگه قرار بود درزمین باشه و زندگی کنه. درضمن طبق این دو آیه:

وَقُلْنَا يَا آدَمُ اسْكُنْ أَنتَ وَزَوْجُكَ الْجَنَّةَ وَكُلاَ مِنْهَا رَغَدًا حَيْثُ شِئْتُمَا وَلاَ تَقْرَبَا هَذِهِ الشَّجَرَةَ فَتَكُونَا مِنَ الْظَّالِمِينَ ﴿۳۵﴾

و گفتيم اى آدم خود و همسرت در اين باغ سكونت گير[يد] و از هر كجاى آن خواهيد فراوان بخوريد و[لى] به اين درخت نزديك نشويد كه از ستمكاران خواهيد بود (۳۵)

فَأَزَلَّهُمَا الشَّيْطَانُ عَنْهَا فَأَخْرَجَهُمَا مِمَّا كَانَا فِيهِ وَقُلْنَا اهْبِطُواْ بَعْضُكُمْ لِبَعْضٍ عَدُوٌّ وَلَكُمْ فِي الأَرْضِ مُسْتَقَرٌّ وَمَتَاعٌ إِلَى حِينٍ﴿۳۶﴾

پس شيطان هر دو را از آن بلغزانيد و از آنچه در آن بودند ايشان را به درآورد و فرموديم فرود آييد شما دشمن همديگريد و براى شما در زمين قرارگاه و تا چندى برخوردارى خواهد بود (۳۶)

جایی نگفته شده که برای تعلیم فعلا وارد بهشت بشید تا مدت معین! وعلت بیرون رانده شدن هم لغزش آنها توسط شیطان معرفی شده نه چیز دیگه ای. یعنی اگر انسان لغزشی نداشت تا ابد در بهشت میموند.

با سلام و ادب

*bahar*;641178 نوشت:
انسان میتونست بیاد روی زمین و تعلیماتش روببینه اگه قرار بود درزمین باشه و زندگی کنه.

اينكه خداوند متعال ابتدا حضرت آدم را در بهشت برزخى قرار داد ، و از آنجا به زمين منتقل نمود ، حكمت هايى داشت كه به برخى از آنها اشاره مى شود :

1 خداوند متعال آدم را در بهشت قرار داد تا مزّه ى بهشت را به او بچشاند ، تا بعد از هبوط به زمين ، همچنان مشتاق بهشت باشد و مشغول دنيا نگردد لذا حضرت آدم بعد از هبوط ، هيچگاه فريفته ى دنيا نشد و همواره مى دانست كه لذّات دنيا در قياس با آنچه او قبلاً ديده ، هيچ است . خداوند متعال اين كار را با تمام انبياء و ائمه ( ع ) مى كند يعنى نبى و امامى نيست كه از طفوليّت ديد برزخى او باز نباشد و بهشت برزخى را مشاهده ننمايد لذا انبياء و ائمه ( ع ) هيچگاه فريفته ى دنيا نمى شوند چون دنيا را در مقايسه با آنچه مشاهده مى كنند ، بسيار ناچيز مى يابند . برخى افراد عادى نيز بعد از طىّ طريق بندگى و راه يابى به بهشت برزخى ، داراى عصمت اكتسابى مى شوند .

2. چون حضرت آدم ( ع ) اوّلين انسان بود لذا اطلاعى از تكليف و عداوت و فريب و دروغ و امثال اينها نداشت . لذا خداوند متعال او را خارج از محدوده ى تكليف شرعى قرار داده و تكليفى ارشادى به وى نمود ، تا از اين طريق معنى تكليف ، وسوسه ، دروغ ، فريب ، محروميّت در اثر ترك طاعت و امثال آنها را عملاً به او آموزش دهد به تعبير ديگر ، خداوند متعال كنكورى آزمايشى از آدم ( ع ) گرفت تا براى كنكور حقيقى آمادگى لازم را داشته باشد . لذا در روايات آمده است كه حضرت آدم ( ع ) فريب شيطان را خورد چون نمى دانست كه ممكن است كسى قسم دروغ ياد كند . لذا شيطان قسم خورد كه خير خواه اوست و او باور نمود . امّا چرا اين آموزش در زمين واقع نشد ؟ دليلش اين بود كه حضرت آدم ( ع ) به محض اينكه پايش به زمين مى رسيد مكلّف مى شد چون تمام شرايط تكليف را داشت جز شرطِ در عالم مادّه بودن را و اگر در زمين خطا مى كرد خطايش گناه شرعى محسوب مى شد در حالى كه انبيا بايد معصوم از گناه باشند تا گفتار و كردار و امضائشان حجّت شرعى و الهى تلقّى گردد . پس او كنكور آزمايشى را بايد در محيطى مى گذراند كه عصمتش را مخدوش نسازد . پس امتحان آن حضرت در بهشت ، آزمايشى و ارشادى و براى راه نشان دادن بود ، امّا توبه ى آدم ( ع ) در زمين واقع شد لذا توبه ى حقيقى بود نه توبه ى آزمايشى . چون او با آن امتحان ، پى برده بود كه درسش را خوب بلد نيست و ضعف دارد لذا به سوى خدا توبه مى نمود يعنى به سوى خدا ، كه كمال محض است ، بازگشت مى كرد تا نقص خود را برطرف سازد . مثل كسى كه مى داند كنكور آزمايشى اثر حقيقى ندارد ولى هنگامى كه در آن مردود مى شود ، حقيقتاً ناراحت مى شود نه مجازاً چون يقين مى كند كه اگر كنكور حقيقى مى داد باز هم مردود مى شد . لذا چنين كسى به سوى درس خواندن و تست زدن توبه مى كند ( باز مى گردد ) .

3. غرض ديگر از هبوط آدم و حوّا به زمين و ماندن آنها در زمين ، آن بود كه آنها صاحب فرزندان شوند و نسل بشر را بگسترانند . اگر آدم و حوّا در بهشت مى ماندند ، يقيناً ما فرزندان آنها نيز زاده نمى شديم . چون بهشت آن دو بزرگوار در عالم مثال ( ملكوت ) بود و عالم مثال عالمى غير مادّى است و زاد و ولد در آنجا ممكن نيست . لذا يكى از تبعات خوردن از درخت منهيّه اين بود كه آنها را از مرتبه ى ملكوتيشان ساقط نمود و در اين هنگام بود كه متوجّه اعضاى جنسى خود شدند و شروع كردند به پوشاندن خودشان به وسيله ى برگ درختان . « فَدَلاَّهُما بِغُرُورٍ فَلَمَّا ذاقَا الشَّجَرَهَ بَدَتْ لَهُما سَوْآتُهُما وَ طَفِقا يخْصِفانِ عَلَيهِما مِنْ وَرَقِ الْجَنَّهِ وَ ناداهُما رَبُّهُما أَ لَمْ أَنْهَكُما عَنْ تِلْكُمَا الشَّجَرَهِ وَ أَقُلْ لَكُما إِنَّ الشَّيطانَ لَكُما عَدُوٌّ مُبينٌ و به اين ترتيب ، ( شيطان ) آنها را با فريب ( از مقامشان ) فرودآورد . و هنگامى كه از آن درخت چشيدند ، اندامشان ( عورتشان ) بر آنها آشكار شد و شروع كردند به قرار دادن برگهاى ( درختان ) بهشتى بر خود ، تا آن را بپوشانند . و پروردگارشان آنها را نداد داد كه : « آيا شما را از آن درخت نهى نكردم ؟ ! و نگفتم كه شيطان براى شما دشمن آشكارى است ؟ ! » ( الأعراف : 22 ) . پس اگر آنها از آن درخت نمى خوردند و به زمين هبوط نمى كردند ، متوجّه هويّت جنسى خودشان نمى شدند و زاد و ولدى هم نمى داشتند . زاد و ولد ، اختصاص به موجود مادّى دارد كه موجودى است مركّب از اجراء خارجى لذا مى تواند اجرائى را به صورت جنين از خود جدا سازد . امّا موجودات ملكوتى و برزخى ، به لحاظ فلسفى ، تركيب حقيقى نداشته و بدنهايى بسيط مى باشند . لذا جدا شدنى جزئى از آنها نيز معنى ندارد .
البته حضرت آدم و حوّا ( ع ) در همان حال كه با ابدان برزخى خود در بهشت بودند ، بدن مادّى نيز داشتند لكن ابداً توجّهى به بدن مادّى خود نداشتند . لذا هبوط در حقيقت محدود شدن چشم برزخى آنها بود كه باعث شد آنها تا مرز عالم مادّه تنزّل كنند و وجود مادّى خودشان را ملاحظه نمايند . در اين هنگام بود كه خود را برهنه ديدند و پس از آن خود را موجوداتى زمين يافتند . مشابه اين امر براى عرفا نيز رخ مى دهد يعنى گاه چنان غرق در عالم مثال ( ملكوت ) مى شوند كه به كلّى از عالم مادّه غافل مى گردند .

خیلی ممنون از جواب کاملتون.

ببخشید که من دوباره اومدم سر این موضوع همه حرفای شما در مورد تعلیم بشر درست ولی یه چیزی اگه آدم فریب شیطان رو نمیخورد چی؟ اونوقت دیگه نمیومد زمین؟
منظورم اینه که درواقع آدم باید به این گناه دچار میشد تا جانشین خدا روی زمین باشه؟

*bahar*;652937 نوشت:
ببخشید که من دوباره اومدم سر این موضوع همه حرفای شما در مورد تعلیم بشر درست ولی یه چیزی اگه آدم فریب شیطان رو نمیخورد چی؟ اونوقت دیگه نمیومد زمین؟
منظورم اینه که درواقع آدم باید به این گناه دچار میشد تا جانشین خدا روی زمین باشه؟

طبق گفته های کارشناس محترم اگر آدم سیب را نمیخورد ، برنامه ای که خدا برای آدم داشت هم عملی نمیشد و به هم میخورد!!!

*bahar*;652937 نوشت:
ببخشید که من دوباره اومدم سر این موضوع همه حرفای شما در مورد تعلیم بشر درست ولی یه چیزی اگه آدم فریب شیطان رو نمیخورد چی؟ اونوقت دیگه نمیومد زمین؟
منظورم اینه که درواقع آدم باید به این گناه دچار میشد تا جانشین خدا روی زمین باشه؟

با سلام
قبلا مفصل به این سوال شما در انجمن پاسخ داده شده است:
http://www.askdin.com/thread16546.html
موفق باشید

نقل قول:
طبق گفته های کارشناس محترم اگر آدم سیب را نمیخورد ، برنامه ای که خدا برای آدم داشت هم عملی نمیشد و به هم میخورد!!!

به نظر من این جمله اصلا درست نیست.

عمار;652995 نوشت:
با سلام
قبلا مفصل به این سوال شما در انجمن پاسخ داده شده است:
http://www.askdin.com/thread16546.html
موفق باشید

خیلی ممنون پس اگر این طور باشه که اون بهشت روی زمین بوده پس درست میشه.
موضوع قفل شده است