جمع بندی آیه 119 سوره نساء و تغییر خلقت خدا

تب‌های اولیه

5 پستها / 0 جدید
آخرین ارسال
آیه 119 سوره نساء و تغییر خلقت خدا

سلام

وَ لَأُضِلَّنَّهُمْ وَ لَأُمَنِّيَنَّهُمْ وَ لَآمُرَنَّهُمْ فَلَيُبَتِّكُنَّ آذانَ الْأَنْعامِ وَ لَآمُرَنَّهُمْ فَلَيُغَيِّرُنَّ خَلْقَ اللَّهِ وَ مَنْ يَتَّخِذِ الشَّيْطانَ وَلِيًّا مِنْ دُونِ اللَّهِ فَقَدْ خَسِرَ خُسْراناً مُبينا (1)
و آنها را گمراه مى‏كنم! و به آرزوها سرگرم مى‏سازم! و به آنان دستور مى‏دهم كه (اعمال خرافى انجام دهند، و) گوش چهارپايان را بشكافند، و آفرينشِ پاك خدايى را تغيير دهند! (و فطرت توحيد را به شرك بيالايند!)» و هر كس، شيطان را به جاى خدا ولى خود برگزيند، زيانِ آشكارى كرده است.

بنا به آیه ی فوق، میخوام بدونم تغییر خلقت آیا طبیعت هست یا احکام یا چیز دیگری؟

لطف کنید نظر مکارم شیرازی رو بیان کنید

با نام و یاد دوست





کارشناس بحث: استاد هدی

..عرفان..;983236 نوشت:
سلام

وَ لَأُضِلَّنَّهُمْ وَ لَأُمَنِّيَنَّهُمْ وَ لَآمُرَنَّهُمْ فَلَيُبَتِّكُنَّ آذانَ الْأَنْعامِ وَ لَآمُرَنَّهُمْ فَلَيُغَيِّرُنَّ خَلْقَ اللَّهِ وَ مَنْ يَتَّخِذِ الشَّيْطانَ وَلِيًّا مِنْ دُونِ اللَّهِ فَقَدْ خَسِرَ خُسْراناً مُبينا (1)
و آنها را گمراه مى‏كنم! و به آرزوها سرگرم مى‏سازم! و به آنان دستور مى‏دهم كه (اعمال خرافى انجام دهند، و) گوش چهارپايان را بشكافند، و آفرينشِ پاك خدايى را تغيير دهند! (و فطرت توحيد را به شرك بيالايند!)» و هر كس، شيطان را به جاى خدا ولى خود برگزيند، زيانِ آشكارى كرده است.

بنا به آیه ی فوق، میخوام بدونم تغییر خلقت آیا طبیعت هست یا احکام یا چیز دیگری؟

لطف کنید نظر مکارم شیرازی رو بیان کنید

باسلام و عرض ادب
این سوال قبلا در تاپیک دیگری مطرح شده ، لطفا پست آخر را که جمع بندی است و شامل نظر مفسران نمونه من جمله آیت الله مکارم نیز هست ،مطالعه کنید :

http://www.askdin.com/archive/index.php/t-61272.html

[="Tahoma"][="Navy"][="3"]

..عرفان..;983236 نوشت:
وَ لَأُضِلَّنَّهُمْ وَ لَأُمَنِّيَنَّهُمْ وَ لَآمُرَنَّهُمْ فَلَيُبَتِّكُنَّ آذانَ الْأَنْعامِ وَ لَآمُرَنَّهُمْ فَلَيُغَيِّرُنَّ خَلْقَ اللَّهِ وَ مَنْ يَتَّخِذِ الشَّيْطانَ وَلِيًّا مِنْ دُونِ اللَّهِ فَقَدْ خَسِرَ خُسْراناً مُبينا (1)
و آنها را گمراه مى‏كنم! و به آرزوها سرگرم مى‏سازم! و به آنان دستور مى‏دهم كه (اعمال خرافى انجام دهند، و) گوش چهارپايان را بشكافند، و آفرينشِ پاك خدايى را تغيير دهند! (و فطرت توحيد را به شرك بيالايند!)» و هر كس، شيطان را به جاى خدا ولى خود برگزيند، زيانِ آشكارى كرده است.

بنا به آیه ی فوق، میخوام بدونم تغییر خلقت آیا طبیعت هست یا احکام یا چیز دیگری؟

لطف کنید نظر مکارم شیرازی رو بیان کنید


سلام
به نظر می رسد هرنوع تغییری که در راستای اغواگری شیطان نسبت به انسان باشد را شامل می شود چه اینکه تغییر در ساختار آفریدگان مستلزم علمی فراگیر و همه جانبه برای پیش بینی تغییرات بعدی است و انسان دارای چنین علمی نیست کما اینکه نتایج دستکارهی انسان در موجودات اکنون دردسرساز شده است مثلا همین محصولات تراریخته که بسیاری از کارشناسان به سرطان زا بودنش اعتراف دارند. این مساله هم می تواند در تحت برنامه های شیطان باشد چون از بین بردن نسل انسان یکی از آرزوهای اوست.
یا علیم[/][/][/]

پرسش:
آیا آیه 119 سوره نساء، بر تغییر ژنتیک و حرمت آن اشاره دارد؟

پاسخ:
در آیه 119 سوره مبارکه نساء می خوانیم :
«وَلَأُضِلَّنَّهُمْ وَلَأُمَنِّيَنَّهُمْ وَلَآمُرَنَّهُمْ فَلَيُبَتِّكُنَّ آذَانَ الْأَنْعَامِ وَلَآمُرَنَّهُمْ فَلَيُغَيِّرُنَّ خَلْقَ اللَّهِ وَمَنْ يَتَّخِذِ الشَّيْطَانَ وَلِيًّا مِنْ دُونِ اللَّهِ فَقَدْ خَسِرَ خُسْرَانًا مُبِينًا»و آنان را سخت گمراه و دچار آرزوهاى دور و دراز خواهم كرد و وادارشان مى ‏كنم تا گوشهاى دامها را شكاف دهند و وادارشان مى ‏كنم تا آفريده خدا را دگرگون سازند و[لى] هر كس به جاى خدا شيطان را دوست [خدا] گيرد قطعا دستخوش زيان آشكارى شده است.(1)
در ابتدا باید ببینیم «تغییر خلق الله » چه چیز است تا از رهگذر فهم آن بدانیم آیا تغییرات ژنتیکی هم شامل آن می شود یا خیر .
تفاسیر، عموما مصادیقی را به حسب روایات یا توضیحاتی که داده اند بیان کرده اند. البته برخی از تفاسیر نیز آن را فطرت گرفته اند :
در تفسیر المیزان مرحوم علامه هم به برخی مصادیق اشاره میکنند و هم بحث فطرت را مطرح می کنند:
«و نيز دستورشان مى‏دهم كه خلقت خدايى را تغيير دهند مثلا مردان را كه مرد خلق شده ‏اند و استعداد زن گرفتن را دارند اخته نموده اين استعداد را در آنها بكشند و يا انواع مثله- بريدن اعضاء- را باب كنند و يا مردان با يكديگر لواط و زنان با يكديگر مساحقه كنند.
و بعيد نيست كه مراد از تغيير خلقت خداى تعالى خروج از حكم فطرت و ترك دين حنيف باشد آن دينى كه خداى تعالى در باره‏اش فرمود:" فَأَقِمْ وَجْهَكَ لِلدِّينِ حَنِيفاً فِطْرَتَ اللَّهِ الَّتِي فَطَرَ النَّاسَ عَلَيْها لا تَبْدِيلَ لِخَلْقِ اللَّهِ، ذلِكَ الدِّينُ الْقَيِّمُ» (2)(3)

مفسران نمونه آن را تغییر فطرت توحیدی بر شمره اند:
« «و لامرنهم فليغيرن خلق الله» اين جمله اشاره به آن است كه خداوند در نهاد اولى انسان توحيد و يكتاپرستى و هر گونه صفت و خوى پسنديده اى را قرار داده است، ولى وسوسه هاى شيطانى و هوى و هوسها انسان را از اين مسير صحيح منحرف مى سازد و به بيراهه ها مى كشاند، شاهد اين سخن آيه 30 سوره روم است .
«فاقم وجهك للدين حنيفا فطرة الله التى فطر الناس عليها لا تبديل لخلق الله ذلك الدين القيم »؛ روى خود را متوجه آئين خالص توحيد كن همان سرشتى كه خداوند از آغا، مردم را بر آن قرار داده و اين آفرينشى است كه نبايد تبديل گردد اين است دين صاف و مستقيم .
از امام باقر و امام صادق (عليه السلام ) نيز نقل شده كه منظور از آن تغيير فطرت توحيد و فرمان خدا است ....».(4)

مرحوم طبرسی نیز در مجمع البیان نظرات تفسیری مختلف را آورده اند:
« «لَآمُرَنَّهُمْ فَلَيُغِيِّرنَّ خَلْقَ اللَّهِ‏»
در تفسير اين فراز، ديدگاه‏ها يكسان نيست:
1 - گروهى از جمله «ابن عباس» آورده ‏اند كه منظور اين ست كه به آنان دستور مى‏دهم تا دين خدا را دگرگون سازند.
از حضرت صادق (عليه السلام) نيز اين ديدگاه روايت شده است، و اين آيه شريفه نيز آن را تأييد مى‏كند كه مى‏فرمايد: «فاقم وجهك للدّين حنيفا فطرت اللّه الّتى فطر النّاس عليها لا تبديل لخلق اللّه...»(5)
پس روى خويشتن را با همه وجود و با همان سرشت و آفرينشى كه خداوند، مردم را بر آن اساس آفريده است، به سوى اين آيين حق و توحيدى نماى، آفرينش خدا تغيير پذير نيست، و اين است همان دين پايدار، ولى بيشتر مردم نمى دانند....

2 - اما گروهى بر آنند كه منظور اين است كه: من آنان را وادار مى‏سازم تا حيوانات را عقيم سازند.
3 - پاره ‏اى مى‏گويند: منظور اين است كه: من به آنان دستور مى‏دهم تا خالكوبى كنند.
4 - و پاره ‏اى نيز بر آنند كه: آنان راه بهره ورى از پديده‏ ها و آفريده‏ هايى چون خورشيد و ماه و ستارگان را فراموش ساختند و به پرستش آنها كمر بستند.»(6)
و استاد قرائتی نیز در تفسیر نور برای این آیه مصداقی را ذکر کرده اند:
«تغيير مخلوقات (نظير زن را به مرد و مرد را به زن تبديل كردن) كار حرام و شيطانى است. «فليُغيّرنّ خلق اللَّه».»(7)
اما در این میان استاد جوادی آملی با استناد به آیه 30 سوره مبارکه روم، توضیح جالبی دارند که به فهم دقیق تر آیه (الله اعلم) کمک میکند و بنظر می رسد توضیح جامع تری است. ایشان می فرمایند بر اساس آیه 30 سوره مبارکه روم هیچ کس خلقت خدا را تغییر نمی دهد لذا شیطان هم نمی تواند اینکار را بکند :
« من امر مي‌كنم كه خلقت خدا را تغيير بدهد او هم تغيير مي‌دهد: «وَلآمُرَنَّهُمْ فَلَيُغَيِّرُنَّ خَلْقَ اللّهِ» حالا اين خلقت خدا باز درباره همان حيوانات است يا نه، تغيير خلقت خدا درباره آن فطرت اصلي است. فطرت اصلي كه محور اصلي هدايت انبيا احياي آن فطرت است و محور اصلي اضلال شيطان، كور و گم كردن همين فطرت است اين مورد اهتمام قرآن كريم است. اينكه شيطان مي‌گويد «وَ َلآمُرَنَّهُمْ فَلَيُغَيِّرُنَّ خَلْقَ اللّهِ» اگر منظور از اين خلق همان فطرت باشد اين جامع همه معاصي است. البته شيطان در اصل تغيير خلقت هرگز طمع نخواهد كرد و موفق هم نخواهد شد؛ اما در شكوفايي فطرت طمع مي‌كند و آن را خاموش مي‌كند.
مفهوم تغيير خلقت خدا
در سورهٴ مباركهٴ «روم» آيه سی اين‌ چنين است كه: «فَأَقِمْ وَجْهَكَ لِلدِّينِ حَنيفًا فِطْرَتَ اللّهِ الَّتي فَطَرَ النّاسَ عَلَيْها لا تَبْديلَ لِخَلْقِ اللّهِ»، اين «لا تَبْديلَ لِخَلْقِ اللّهِ» به عنوان نفي جنس نشان مي‌دهد كه هرگز فطرت خدا عوض نخواهد شد- فطرت خداداد- نه خدا عوض مي‌كند نه غير خدا؛ اما خدا عوض نمي‌كند چون به نظام احسن آفريد [و] هرگز اين احسن را تغيير نمي‌دهد. غير خدا عوض نمي‌كند چون قدرت ندارد...، لذا به عنوان نفي جنس ياد كرد فرمود: «لا تَبْديلَ لِخَلْقِ اللّهِ». حالا شيطان كه مي‌گويد: «وَ َلآمُرَنَّهُمْ فَلَيُغَيِّرُنَّ خَلْقَ اللّهِ» در شكوفايي اين فطرت، تغيير و تحولي ايجاد مي‌كند. انبيا(عليهم السلام)مبعوث شدند كه «و يثيروا لهم دفائنُ العقول»(8) شياطين _شياطين الانس و الجن_ با اضلال و گمراهي رأسشان همان ابليس مي‌كوشند كه اين دفينه را مدفون‌تر بكنند كه «وَ قَدْ خابَ مَنْ دَسّاها».
تغيير خلقت يعني همان طوري كه انبيا مي‌كوشند اين فطرت را روشن بكنند، او مي‌كوشد اين فطرت را خاموش بكند...»(9)

با توجه به این توضیحات بنظر نمی رسد "تغییر ما خلق الله"که در آیه 119 سوره مبارکه نساء آمده، ناظر به تغییرات ژنتیکی باشد .

پی نوشت ها:
1.نساء/ 119.
2.روم/30.
3. طباطبایی، ترجمه المیزان، ترجمه موسوی، جامعه مدرسین- دفتر انتشارات اسلامی، قم، 1374، چاپ 5، ج5، ص 136.
4. مکارم شیرازی، تفسير نمونه، دارالکتب الاسلامیه، تهران، 1371، چاپ دهم، ج4، ص137.
5. روم/30
6. طبرسی، مجمع البیان، به تصحیح فضل الله یزدی طباطبایی و هاشم رسولی، انتشارات ناصر خسرو، تهران، 1372، چاپ 3، ج3، ص 173.
7. قرائتی، تفسير نور، مرکز فرهنگی درسهایی از قرآن، تهران،1388، چاپ اول،ج2، ص165
8.نهج‌البلاغه، خطبه 1
9.جوادی آملی،عبدالله ، سایت اسراء،تفسیر سوره مبارکه نساء،جلسه 215

موضوع قفل شده است