جمع بندی آیة الله العظمی بروجردی (ره) و حکومت دینی

تب‌های اولیه

7 پستها / 0 جدید
آخرین ارسال
آیة الله العظمی بروجردی (ره) و حکومت دینی

صادق طباطبایی در کتاب خاطرات سیاسی- اجتماعی خود نوشته است:
«در یکی از روزهای بهار سال ۱۳۳۱ که نوجوانی ۹ ساله بودم، گروهی از طلبه‌های جوان و سیاسی از تهران عازم قم شده بودند تا با آیت‌‌الله بروجردی دیدار کنند. طلبهٔ جوانی که بعد‌ها فهمیدم نواب صفوی بود سخنان تندی ایراد می‌کرد که هیچ چیز از آن در خاطرم نمانده است. بعد‌ها خبردار شدم که نواب و یارانش قصد دیدار با آیت‌الله بروجردی را داشتند که ایشان آن‌ها را نپذیرفته بودند. از پدرم شنیدم که چند روز بعد که اصحاب آیت‌الله بروجردی، از جمله پدرم در محضر ایشان بودند، یکی از بزرگان و از مدرسین حوزه (ظاهرا پدر آیت‌الله فاضل لنکرانی) علت این رفتار را از آقای بروجردی سوال کرده و می‌پرسد چرا این افراد را که خواهان حکومت اسلامی هستند، نپذیرفتید؟ ایشان در جواب می‌گویند: این آقایان می‌خواهند شاه را بردارند ولی امثال شما را به جای او بگذارند. شخص دیگری (ظاهرا مرحوم آیت‌الله کبیر) که از علمای بزرگ و فقهای برجسته بوده است می‌پرسد، مگر چه اشکالی دارد؟ آیت‌الله بروجردی در جواب می‌گویند: اشکال بزرگ این امر در اینجا است که شاه با اسلحه توپ و تفنگ به جان مردم می‌افتد، با این اسلحه می‌شود مقابله کرد ولی اگر شما به جای او نشستید، اسلحه شما ایمان و عقاید مردم است که به جان مردم می‌اندازید. با این اسلحه نمی‌توان به راحتی مقابله کرد و لذا دین و ایمان مردم به بازی گرفته می‌شود.»


با نام و یاد دوست





کارشناس بحث: استاد عماد

سید محمد صادق رضوی;983354 نوشت:
«در یکی از روزهای بهار سال ۱۳۳۱ که نوجوانی ۹ ساله بودم، گروهی از طلبه‌های جوان و سیاسی از تهران عازم قم شده بودند تا با آیت‌‌الله بروجردی دیدار کنند. طلبهٔ جوانی که بعد‌ها فهمیدم نواب صفوی بود سخنان تندی ایراد می‌کرد که هیچ چیز از آن در خاطرم نمانده است. بعد‌ها خبردار شدم که نواب و یارانش قصد دیدار با آیت‌الله بروجردی را داشتند که ایشان آن‌ها را نپذیرفته بودند. از پدرم شنیدم که چند روز بعد که اصحاب آیت‌الله بروجردی، از جمله پدرم در محضر ایشان بودند، یکی از بزرگان و از مدرسین حوزه (ظاهرا پدر آیت‌الله فاضل لنکرانی) علت این رفتار را از آقای بروجردی سوال کرده و می‌پرسد چرا این افراد را که خواهان حکومت اسلامی هستند، نپذیرفتید؟ ایشان در جواب می‌گویند: این آقایان می‌خواهند شاه را بردارند ولی امثال شما را به جای او بگذارند. شخص دیگری (ظاهرا مرحوم آیت‌الله کبیر) که از علمای بزرگ و فقهای برجسته بوده است می‌پرسد، مگر چه اشکالی دارد؟ آیت‌الله بروجردی در جواب می‌گویند: اشکال بزرگ این امر در اینجا است که شاه با اسلحه توپ و تفنگ به جان مردم می‌افتد، با این اسلحه می‌شود مقابله کرد ولی اگر شما به جای او نشستید، اسلحه شما ایمان و عقاید مردم است که به جان مردم می‌اندازید. با این اسلحه نمی‌توان به راحتی مقابله کرد و لذا دین و ایمان مردم به بازی گرفته می‌شود.»

سلام علیکم
اگر مطلبی از پیامبر صلی الله علیه واله و بزرگان دینی نقل شود ما به سراغ سلسله سند می رویم. اگر سلسله سند صحیح بود فورا قبول نمی کنیم بلکه به بررسی ها ادامه می دهیم. مثلا این سخن تنها از این طریق نقل شده است یا طرق دیگری هم دارد.
سخنان بزرگان امروزی نیز چنین است مخصوصا اگر مسئله مهمی باشد، با یک نقل قول ولو اینکه نقل قول کننده انسان موثقی باشد پذیرفته نمی شود. و باید بررسی کرد. ایا ناقل دیگری هم دارد یا نه؟ آیا ناقل اولی موثق است یا نه؟ اگر موثق است آیا امکان اشتباه وجود داشته یانه؟ مثل سن ناقل اولی او را در بیان خاطره یاری می کند یانه؟ آیا نقل قول وی مویدات دیگری نیز دارد یا نه؟
به هر حال در مسئله ی به این مهمی جا دارد که این نکات مد نظر گرفته شود.

جناب استاد خسرو شاهی در این پایگاه اطلاع رسانی خود در همین زمنیه فرموده اند
«شایعات زیادی در رابطه با روابط شهید نواب صفوی با مراجع وجود داشت، در صورتی که واقعیت چنین نبود. چون شخصیت هایی مانند آیت ‌الله صدر، آیت ‌الله خوانساری و در کل روحانیت مترقی، هوادار شهید نواب صفوی و خواستار تغییرات بودند. همچنین آیت ‌الله کاشانی نواب را از فرزندان خود می ‌دانست.



خسروشاهی ادامه داد: برخی اصحاب آیت ‌الله بروجردی خیلی مایل نبودند که به نواب میدان بدهند اما چنین سخنی که آیت ‌الله بروجردی بگویند «افرادی مانند نواب صفوی می ‌خواهند شاه شوند» در شأن آیت ‌الله بروجردی نیست و چنین سخنانی را برخی جعل کردند و این تعبیرات، تعبیرات یک مرجع نیست.



وی در پایان گفت: آیت‌ الله بروجردی موافق نوع حرکت شهید نواب نبودند ولی به نحوی آن ها را از لحاظ مالی کمک می کردند و درکل من معتقدم مطلب صادق طباطبایی صحت نداشته و جزو همان شایعاتی بود که در آن ایام در اذهان وجود داشت.



به گزارش فارس، صادق طباطبایی خواهرزاده امام موسی صدر در کتاب خاطرات سیاسی- اجتماعی خود نوشته است: «در یکی از روزهای بهار سال 1331 که نوجوانی 9 ساله بودم، گروهی از طلبه‌ های جوان و سیاسی از تهران عازم قم شده بودند تا با آیت ‌‌الله بروجردی دیدار کنند. طلبه جوانی که بعد‌ها فهمیدم نواب صفوی بود، سخنان تندی ایراد می ‌کرد که هیچ چیز از آن در خاطرم نمانده است. بعد‌ها خبردار شدم که نواب و یارانش قصد دیدار با آیت ‌الله بروجردی را داشتند که ایشان آن‌ ها را نپذیرفته بودند. از پدرم شنیدم که چند روز بعد که اصحاب آیت ‌الله بروجردی، از جمله پدرم در محضر ایشان بودند، یکی از بزرگان و از مدرسان حوزه (ظاهرا پدر آیت ‌الله فاضل لنکرانی) علت این رفتار را از آقای بروجردی سؤال کرده و می ‌پرسد چرا این افراد را که خواهان حکومت اسلامی هستند، نپذیرفتید؟ ایشان در جواب می ‌گویند: این آقایان می ‌خواهند شاه را بردارند ولی امثال شما را به جای او بگذارند. شخص دیگری (ظاهراً مرحوم آیت ‌الله کبیر) که از علمای بزرگ و فقهای برجسته بوده است می ‌پرسد، مگر چه اشکالی دارد؟ آیت ‌الله بروجردی در جواب می ‌گویند: اشکال بزرگ این امر در اینجاست که شاه با اسلحه توپ و تفنگ به جان مردم می‌افتد، با این اسلحه می ‌شود مقابله کرد ولی اگر شما به جای او نشستید، اسلحه شما ایمان و عقاید مردم است که به جان مردم می ‌اندازید. با این اسلحه نمی ‌توان به راحتی مقابله کرد و لذا دین و ایمان مردم به بازی گرفته می ‌شود.»



استاد خسروشاهی افزود: به نظرم آقای سید صادق طباطبائی با توجه به همان سن کمی که در آن دوران داشتند، نمی توانند درباره مسائل خاص حوزه علمیه قم اظهارنظر جامعی داشته باشند و ظاهراً در تعبیرات فوق هم، اصول مورد نیاز در نقل حوادث تاریخی، مراعات نشده است و در خاطرات بزرگانی چون مرحوم آیت الله سید حسین بُدلا که از اصحاب خاص آیت الله بروجردی بود، حقایق این دوران و نظرات آیت الله بروجردی درباره فدائیان اسلام بطور وضوح بیان شده است. این خاطرات به چاپ رسیده است.(1)


بنابراین نمی توان به ضرس قاطع چنین مطلبی را به آیه الله بروجردی نسبت داد.

1. پایگاه اطلاع رسانی استاد سید هادی خسروشاهی به آدرسhttp://www.khosroshahi.org/main/index.php?Page=definition&UID=3808060

از طرفی بر فرض که چنین اتفاقی افتاده باشد. آیه الله بروجردی مجتهد جامع الشرایط بوده چنین دیدگاهی داشته محترم است. امام خمینی نیز مجتهد جامع الشرایط بوده و دیدگاه دیگری داشته و محترم است.
بنانیست همه مراجع و بزرگان و مسائل مختلف یک دیدگاه داشته باشد.

[="Tahoma"][="Navy"][="3"]

سید محمد صادق رضوی;983354 نوشت:
اشکال بزرگ این امر در اینجا است که شاه با اسلحه توپ و تفنگ به جان مردم می‌افتد، با این اسلحه می‌شود مقابله کرد ولی اگر شما به جای او نشستید، اسلحه شما ایمان و عقاید مردم است که به جان مردم می‌اندازید. با این اسلحه نمی‌توان به راحتی مقابله کرد و لذا دین و ایمان مردم به بازی گرفته می‌شود

سلام
به فرض صحت نقل، این یک نظر شخصی است که به هیچ اصل یا بیان عقلی و نقلی ارجاع داده نشده است.
یا علیم[/][/][/]

پرسش:
سید صادق طباطبائی درکتاب خاطرات سیاسی-اجتماعی خود وانمود می کند که آیه الله بروجردی با حکومت دینی مخالفت کرده و فرموده«شاه با اسلحه توپ و تفنگ به جان مردم می‌افتد، با این اسلحه می‌شود مقابله کرد ولی اگر شما به جای او نشستید، اسلحه شما ایمان و عقاید مردم است که به جان مردم می‌اندازید. با این اسلحه نمی‌توان به راحتی مقابله کرد و لذا دین و ایمان مردم به بازی گرفته می‌شود.» آیا صحت دارد؟

پاسخ:
در مورد سخنان بزرگان معاصر ،مخصوصا اگر مسئله مهمی باشد، با یک نقل قول ولو اینکه نقل قول کننده انسان موثقی باشد نمی توان اعتماد کرد و باید بررسی کرد. ایا ناقل دیگری هم دارد یا نه؟ آیا ناقل اولی موثق است یا نه؟ اگر موثق است آیا امکان اشتباه وجود داشته یانه؟ مثل سن ناقل اولی او را در بیان خاطره یاری می کند یانه؟ آیا نقل قول وی مویدات دیگری نیز دارد یا نه؟
به هر حال در مسئله ی به این مهمی جا دارد که این نکات مد نظر گرفته شود.

جناب استاد خسرو شاهی در این پایگاه اطلاع رسانی خود در همین زمنیه فرموده اند
«شایعات زیادی در رابطه با روابط شهید نواب صفوی با مراجع وجود داشت، در صورتی که واقعیت چنین نبود. چون شخصیت هایی مانند آیت ‌الله صدر، آیت ‌الله خوانساری و در کل روحانیت مترقی، هوادار شهید نواب صفوی و خواستار تغییرات بودند. همچنین آیت ‌الله کاشانی نواب را از فرزندان خود می ‌دانست.
خسروشاهی ادامه داد: برخی اصحاب آیت ‌الله بروجردی خیلی مایل نبودند که به نواب میدان بدهند اما چنین سخنی که آیت ‌الله بروجردی بگویند «افرادی مانند نواب صفوی می ‌خواهند شاه شوند» در شأن آیت ‌الله بروجردی نیست و چنین سخنانی را برخی جعل کردند و این تعبیرات، تعبیرات یک مرجع نیست.
وی در پایان گفت: آیت‌ الله بروجردی موافق نوع حرکت شهید نواب نبودند ولی به نحوی آن ها را از لحاظ مالی کمک می کردند و درکل من معتقدم مطلب صادق طباطبایی صحت نداشته و جزو همان شایعاتی بود که در آن ایام در اذهان وجود داشت.

صادق طباطبایی خواهرزاده امام موسی صدر در کتاب خاطرات سیاسی- اجتماعی خود نوشته است: «در یکی از روزهای بهار سال 1331 که نوجوانی 9 ساله بودم، گروهی از طلبه‌ های جوان و سیاسی از تهران عازم قم شده بودند تا با آیت ‌‌الله بروجردی دیدار کنند. طلبه جوانی که بعد‌ها فهمیدم نواب صفوی بود، سخنان تندی ایراد می ‌کرد که هیچ چیز از آن در خاطرم نمانده است. بعد‌ها خبردار شدم که نواب و یارانش قصد دیدار با آیت ‌الله بروجردی را داشتند که ایشان آن‌ ها را نپذیرفته بودند. از پدرم شنیدم که چند روز بعد که اصحاب آیت ‌الله بروجردی، از جمله پدرم در محضر ایشان بودند، یکی از بزرگان و از مدرسان حوزه (ظاهرا پدر آیت ‌الله فاضل لنکرانی) علت این رفتار را از آقای بروجردی سؤال کرده و می ‌پرسد چرا این افراد را که خواهان حکومت اسلامی هستند، نپذیرفتید؟ ایشان در جواب می ‌گویند: این آقایان می ‌خواهند شاه را بردارند ولی امثال شما را به جای او بگذارند. شخص دیگری (ظاهراً مرحوم آیت ‌الله کبیر) که از علمای بزرگ و فقهای برجسته بوده است می ‌پرسد، مگر چه اشکالی دارد؟ آیت ‌الله بروجردی در جواب می ‌گویند: اشکال بزرگ این امر در اینجاست که شاه با اسلحه توپ و تفنگ به جان مردم می‌افتد، با این اسلحه می ‌شود مقابله کرد ولی اگر شما به جای او نشستید، اسلحه شما ایمان و عقاید مردم است که به جان مردم می ‌اندازید. با این اسلحه نمی ‌توان به راحتی مقابله کرد و لذا دین و ایمان مردم به بازی گرفته می ‌شود.»
استاد خسروشاهی افزود: به نظرم آقای سید صادق طباطبائی با توجه به همان سن کمی که در آن دوران داشتند، نمی توانند درباره مسائل خاص حوزه علمیه قم اظهارنظر جامعی داشته باشند و ظاهراً در تعبیرات فوق هم، اصول مورد نیاز در نقل حوادث تاریخی، مراعات نشده است و در خاطرات بزرگانی چون مرحوم آیت الله سید حسین بُدلا که از اصحاب خاص آیت الله بروجردی بود، حقایق این دوران و نظرات آیت الله بروجردی درباره فدائیان اسلام بطور وضوح بیان شده است. این خاطرات به چاپ رسیده است.(1)

بنابراین نمی توان به ضرس قاطع چنین مطلبی را به آیه الله بروجردی نسبت داد.

منبع:
1. پایگاه اطلاع رسانی استاد سید هادی خسروشاهی به آدرسhttp://www.khosroshahi.org/main/inde...on&UID=3808060

موضوع قفل شده است