جمع بندی آیا تاریخ قمری صحیح هست؟

تب‌های اولیه

43 پستها / 0 جدید
آخرین ارسال

با خوندن این تایپک واقعا متحول شدم !!
از کارشناسان و جناب "باء" هم استدعا دارم که بیشتر درباره تقویم قمری توضیح بفرمایند.
با تشکر

فاطمه;617488 نوشت:
سوال دیگری که وجود دارد این است که چرا بزرگان دین تمام سال را احیا میگرفتند ؟ ؟ ؟ درست است که شب قدر مشخص نیست اما شب قدر در محرم که نمیباشد ؟

علیک سلام.

يكي از بركات ماه رمضان وجود ليله القدر در شب هاي آن است. به احتمال بسياري قوي ليله القدر در ماه رمضان و مشهور در نيمه دوم و معروف آن دهه سوم آن در شب هاي بيست و يك، بيست و سه و يا بيست و هفتم است. البته برخي نيز شب نوزدهم را نيز يكي از احتمالات قوي دانسته اند. با اين همه برخي از روايات معدود نيز شب نيمه شعبان را شب قدر مي دانند ولي مشهور در ميان اهل حديث و دانشمندان و عموم مردم ماه رمضان مي باشد.
برخي از عالمان و اهل علم و عمل براي دست يابي به احياي شب قدر كه از اعمال شب قدر است تمامي سال را احياي نگه مي دارند كه اين خود بيانگر جايگاه و ارزش شب قدر و احيا و شب زنده داري در آن است.

[="3"]

فاطمه;617515 نوشت:
پس میشه گفت که سال میلادی و شمسی قراردادی هستند و از نظر خدا سال قمری قبول هست ؟
یا میشه گفت سال میلادی و شمسی ظاهر(جسم) هستند و ماه قمری روح؟

با عرض سلام و ادب

در قرآن مجيد با صراحت‏ سال مسلمان را سال قمرى قرار داده، و إِنَّ عِدَّةَ الشُّهُورِ عِنْدَ اللَّهِ اثْنا عَشَرَ شَهْراً في‏ كِتابِ اللَّهِ يَوْمَ خَلَقَ السَّماواتِ وَ الْأَرْضَ مِنْها أَرْبَعَةٌ حُرُمٌ [1] را اعلان كرده است.

اين آيه از چند جهت صراحت دارد بر آنكه سال‏ها و ماههاى رسمى اسلامى سالها و ماههاى قمرى است:

اول - از جهت لفظ مِنْها أَرْبَعَةٌ حُرُمٌ زيرا از ضروريات است كه اسلام هيچ ماهى را از ماههاى حرام قرار نداده است، مگر چهار ماه از ماههاى قمرى را كه ذوالقعدة و ذوالحجة و محرم و رجب مى‏باشند.و اين چهار ماه، از ماههاى قمرى است نه شمسى، و در روايات عديده و در خطبه رسول الله صلى الله عليه و آله و سلم آمده است كه سه تا از اين ماهها پهلوى هم قرار گرفته ‏اند و يكى از اينها جدا و تنها است: ثلاثة منها سرد و واحد منها فرد ، آن سه كه پهلوى همند ذوالقعده و ذوالحجة و محرم هستند، و آن يك كه تنها افتاده است ماه رجب است.

دوم - از جهت لفظ عند الله.

و سوم - از جهت لفظ في‏ كِتابِ اللَّهِ يَوْمَ خَلَقَ السَّماواتِ وَ الْأَرْضَ .چون اين قيود دلالت دارند بر آنكه اين ماهها ابدا قابل تغيير و اختلاف نيستند، و با وضع و جعل و امور قرار دادى سر و كار ندارند، زيرا اين ماهها در نزد خداوندى كه علم و احاطه او لا يتغير است، چنين است، و در كتاب خدا در روزى كه آسمان‏ها و زمين را آفريده است چنين بوده است.

پس در حكم نگاشته شده در كتاب تكوين و در قانون نوشته شده در دفتر خلقت اينطور بوده است، و لا مُعَقِّبَ لِحُكْمِه‏ تعالى. و معلوم است كه ماههاى شمسى به هر صورت و به هر عنوان و از هر تاريخى كه باشد، ماههاى قراردادى است كه بر اساس حساب منجم و زياده و كمى‏هاى اعتباريه و وضعيه بدين صورت در آمده است.

اما ماههاى قمرى در آن وقتى كه خداوند آسمان و زمين را خلقت كرد، همينطور بوده است.يعنى به ابتداى رؤيت هلال به خروج از محاق و تحت الشعاع شروع مى‏شده، و به محاق و دخول تحت الشعاع پايان مى‏يافته است. وَ الشَّمْسُ تَجْري لِمُسْتَقَرٍّ لَها ذلِكَ تَقْديرُ الْعَزيزِ الْعَليم‏ * وَ الْقَمَرَ قَدَّرْناهُ مَنازِلَ حَتَّى عادَ كَالْعُرْجُونِ الْقَديمِ * لاَ الشَّمْسُ يَنْبَغي‏ لَها أَنْ تُدْرِكَ الْقَمَرَ وَ لاَ اللَّيْلُ سابِقُ النَّهارِ وَ كُلٌّ في‏ فَلَكٍ يَسْبَحُون‏ (آيه 38 تا 40 از سوره 36: يس)

«و خورشيد بر مدار معين خود پيوسته در حركت و گردش است، اينست‏حكم خداوند مقتدر و دانا.و ماه را ما در منزل‏هاى مختلف به سير و گردش در آورديم تا عاقبت (كه آخر ماه نزديك و محاق مى‏شود) همانند شاخه زرد و لاغرى در آيد، نه در سير و گردش منظم جهان آفرينش، خورشيد را چنين توان و قدرتى است كه به ماه برسد و او را دريابد، و نه مى‏تواند شب بر روز سبقت گيرد، و هر يك از اين خورشيد و ماه و از اين شب و روز در مدار معين و مقرر پيوسته در حركت و شناورند.»

ماههاى قمرى حسى و وجدانى است و ابتدا و انتهاى مشخصى در عالم تكوين دارد، به خلاف ماههاى شمسى كه قراردادى و اصطلاحى است، و اگر چه فصول اربعة و سال‏هاى شمسى هم تقريبا حسى است، لكن ماههاى دوازده‏گانه كه داراى اصل ثابتى هستند فقط ماههاى قمرى است.

و بنا بر اين معناى آيه اينطور مى‏شود كه:

ماههاى دوازده گانه‏ اى كه از آنها سال درست مى‏شود، آن ماههائى است كه در علم خداوند سبحانه و تعالى ثابت است.و همان ماههائى است كه در كتاب تكوين در روزى كه آسمان‏ها و زمين را آفريد معين فرمود، و حركات عامه جهان خلقت را كه از جمله آنها حركات خورشيد و ماه است مقرر نمود.و آن حركت واقعى و ثابت پايه و اصل براى تعيين مقدار اين ماههاى دوازده‏گانه قرار گرفت.

و از جمله آياتى كه صراحت در لزوم تاريخ قمرى دارد، آيه 5 از سوره 10: يونس است:

هُوَ الَّذي جَعَلَ الشَّمْسَ ضِياءً وَ الْقَمَرَ نُوراً وَ قَدَّرَهُ مَنازِلَ لِتَعْلَمُوا عَدَدَ السِّنينَ وَ الْحِسابَ .

«خداوند است آنكه خورشيد را نوردهنده، و ماه را نورانى آفريد، و ماه را در منزلگاههاى مختلفى به حركت و گردش در آورد، تا شما شماره سال‏ها و حساب امور خود را از آن بدانيد» .

معلوم‌ است‌ كه‌ از اشكال‌ مختلف‌ ماه‌ بر آسمان‌ همچون‌ هلال‌ و تربيع‌ و تثليث‌ و تسديس‌ تا در شب‌ چهاردهم‌ به‌ شكل‌ بَدْر يعني‌ دايرۀ كامل‌ درآمدن‌ ، و سپس‌ رو به‌ نقصان‌ گذاردن‌ ، مردم‌ مي‌توانند بدون‌ منجّم‌ و نيازمند بودن‌ به‌ أهل‌ حساب‌ ، در هر نقطه‌ از خشكي‌ و دريا ، و در هر زمين‌ از كوه‌ يا بيابان‌ به‌ مجرّد رؤيت‌ هلال‌ و أطوار مخلتفۀ آن‌ ، در طول‌ ماه‌ قمري‌ حساب‌ خود را داشته‌ باشند. و اين‌ از اختصاصات‌ ماه‌ قمري‌ است‌ نه‌ شمسي‌ .

پی نوشتها:
[1]-آیه 36، از سوره 9: توبه .[/]

[="Black"][="2"]با سلام و تشکر از وقتی که گذاشتید.
امابا متوجه نشدم چرا باید تمام سال احیا بگیرند درست است شب قدر فضیلت دارد اما وقتی مشخص است امشب شب قدر نیست چرا باید احیا بگیرند؟
[/][/]

[="3"]

فاطمه;621241 نوشت:
با سلام و تشکر از وقتی که گذاشتید.
امابا متوجه نشدم چرا باید تمام سال احیا بگیرند درست است شب قدر فضیلت دارد اما وقتی مشخص است امشب شب قدر نیست چرا باید احیا بگیرند؟

با عرض سلام و ادب

برای احیا گرفتن تمام شبهای یک سال،باید و اجباری در کار نیست ولی با توجه به اهمیت و فضیلت و ارزش غیر قابل وصف شب قدر برخی از علما از باب احتیاط اینگونه رفتار می کردند.[/]

[="Black"][="2"]باز متوجه نشدم از باب کدام احتیاط از روی رضایت قلبی احیا می گرفتند؟
حتما یک شکی وجود داشته که با احتیاط رفتار می کردند ،این شک چی بوده؟
[/][/]

[="3"]

فاطمه;621574 نوشت:
باز متوجه نشدم از باب کدام احتیاط از روی رضایت قلبی احیا می گرفتند؟
حتما یک شکی وجود داشته که با احتیاط رفتار می کردند ،این شک چی بوده؟

در مورد علت این امر دلیل خاصی پیدا نکردیم.اما ظاهراً همین فرمایش شما باشد یعنی یک نوع رضایت قلبی.البته باید توجه داشته باشیم که این بزرگواران غالباً اهل تهجد و شب زنده داری بوده اند و احیاناً جهت حصول اطمینان قلبی به درک شب قدر، یک سال هم اینگونه رفتار می کردند،با توجه به ارزش و فضیلت غیر قابل وصفی که درک شب قدر دارد.

نکته ای که ما باید بدان توجه داشته باشیم این است که:
از نظر درک همه فضیلت هایی که برای شب قدر گفته اند، عمل به وظیفه می تواند برای ما راه گشا باشد؛یعنی اگر با ادله ثابت شود که روز اول ماه رمضان چه روزی است، طبعاً شب قدر هم مشخص می شود و مسلماً اعمال و شب زنده داری ها و احیای آن شب بدون اجر باقی نمی ماند و امید است که همان پاداش شب زنده داران در شب قدر به انسان داده شود، و لو این که واقعا آن شب، شب قدر نباشد، البته به شب زنده داری در دهه آخر ماه رمضان توصیه شده است و شاید این سنت اسلامی بدان جهت باشد که اطمینان به درک شب قدر برای ما حاصل شود.[/]

جناب مقداد
به نظر می رسد آیه إِنَّ عِدَّةَ الشُّهُورِ عِنْدَ اللَّهِ اثْنا عَشَرَ شَهْراً في‏ كِتابِ اللَّهِ يَوْمَ خَلَقَ السَّماواتِ وَ الْأَرْضَ مِنْها أَرْبَعَةٌ حُرُمٌ مبین این دستور الهی است که در چهار ماه از سال یعنی تقریبا ماههای اسفند تا خرداد نباید شکاری صورت بگیرد و برای حفاظت از حیات وحش این حکم صادر شده است.
و باز به نظر می رسد رجحان خداوند بر سال شمسی است نه قمری همچانکه در آیه ای می فرمایند که در غارشان سیصد سال شمسی درنگ کردند و 9 را افزودند.
و می دانیم که سال قمری در زمان خلیفه دوم به عنوان گاهشمار مسلمین برگزیده شده است.

[="3"]

موحد;623875 نوشت:
جناب مقداد
به نظر می رسد آیه إِنَّ عِدَّةَ الشُّهُورِ عِنْدَ اللَّهِ اثْنا عَشَرَ شَهْراً في‏ كِتابِ اللَّهِ يَوْمَ خَلَقَ السَّماواتِ وَ الْأَرْضَ مِنْها أَرْبَعَةٌ حُرُمٌ مبین این دستور الهی است که در چهار ماه از سال یعنی تقریبا ماههای اسفند تا خرداد نباید شکاری صورت بگیرد و برای حفاظت از حیات وحش این حکم صادر شده است.
و باز به نظر می رسد رجحان خداوند بر سال شمسی است نه قمری همچانکه در آیه ای می فرمایند که در غارشان سیصد سال شمسی درنگ کردند و 9 را افزودند.
و می دانیم که سال قمری در زمان خلیفه دوم به عنوان گاهشمار مسلمین برگزیده شده است.

با عرض سلام و ادب

اینکه در آیه مورد نظر در ضمن بیان تعداد ماهها،حکم چهار ماه حرام هم بیان شده است،مشکلی ایجاد نمی کند.ولی اینکه شما این چهار ماه را ماههای اسفند تا خرداد معرفی کرده اید،سخنی است که تاکنون در هیچ کتاب روایی و تفسیری حتی بدان بعنوان یک قول اشاره هم نشده است.

نکته ای که سبب شده تا تصور کنید خلیفه دوم گاهشمار قمری را اختراع کرده است این است که بین دو موضوع خلط کرده اید،خلیفه دوم بنابر نقل منابع برای تاریخ هجری قمری مبدأ در نظر گرفتند.یعنی اینکه مبدأ تاریخ اسلام کدام ماه باشد.در حالی که ماههای قمری قبل از آن وجود داشته و چه قبل از اسلام و چه بعد از اسلام این ماهها مورد توجه بوده است.مثلاً اعمال حج را حتی در جاهلیت در ماه ذیحجه انجام می دادند.

در میان اعراب عربستان تا زمانی که هجرت، یگانه تاریخ مسلمین شود عام الفیل عمومیت داشت، و اکثر مورخین ولادت حضرت رسول (ص) را به این تاریخ نوشته اند. اعراب نیز مانند سایر ملل جهان دوازده ماه را یکسال می گرفتند منتهی این دوازده ماه قمری بود و گفته می شود که اساس آن منطبق است بر سنت باستانی اعراب و شریعت ابراهیم (ع.) تعیین مبدا تاریخی مسلمین از رحلت رسول اکرم (ص) و زمان خلافت عمر دومین خلیفه به طول انجامید. قبل از این واقعه، تقویم مسلمین تنظیم نیافته بود و مبدا و اصول خاصی نداشت، مسلمین گذشت زمان را ماه به ماه حساب می کردند و دوازده که تمام می شد آن را یک سال می نامیدند و از هجرت به بعد هر سالی را به نام واقعه مهمی که در آن سال اتفاق افتاده بود نام گذاری می کردند.

در زمان خلافت عمر در سال 16 یا 17 هجری؛ عمر مجلسی ترتیب داد تا تقویمی برای حکومت اسلامی تنظیم شود؛ تا با استفاده از آن تاریخ وقایع و حساب بیت المال را نسبت به آن مشخص سازد. در این جلسه راجع به واقعه فیل و واقعه بعثت و مبنای تقویم ایرانیان بحث شد ولی هیچ یک از آنان مورد تصویب قرار نگرفت تا اینکه حضرت علی (ع) پیشنهاد نمود که هجرت حضرت رسول اکرم (ص) مبدا تاریخ و تقویم اسلامی قرار گیرد؛ این پیشنهاد و موضوع آن، به واسطه اینکه هجرت سبب گشایش در امر مسلمین و اهداف اسلام شده بود مورد قبول عموم حاضرین قرار گرفت.
بعد از تعیین و تصویب مبدا برای تاریخ اسلام، تعیین مبدا و سرآغاز برای سال های این تقویم نیز مورد شور و مشورت قرار گرفت؛ که بعد از تبادل نظر؛ ماه محرم بنا به خصوصیات خاص خود که اولا پایان مراسم و سفر حج بود و ثانیا آخر ماه های حرام بود به عنوان اولین ماه سال انتخاب شد. در برخی دیگر از منابع نیز آمده است که چون از عصر ابراهیم (ع) اکثر اقوام عرب به علت فراغت از سفر حج و اعمال آن در ماه ذی الحجه، ماه بعد از آن را که محرم باشد، اولین ماه سال می گرفتند، روی این اصل با تبعیت از اصول سنتی اعراب ماه محرم را آغاز سال هجری قرار دادند.

بنابراین اینگونه نیست که شخص خلیفه دوم مؤسس ماههای قمری باشد،بلکه برای تاریخ اسلام پیشنهاد تعیین مبدأ را داده بود.[/]

جناب مقداد
اسامی ماههای قمری که یادگار پیش از اسلام است مثلا ربیع به معنی بهار و جمادی به معنای ضمنی زمستان مبین این واقعیت است که اعراب پیش از اسلام تقویم شمسی داشتند منتها هر چهار سال یکبار یک ماه به 12 ماه افزوده می شد.

موضوع قفل شده است