جمع بندی آیا اينها واقعا نظريات ملا احمد نراقي اين عالم رباني در مورد زنان است؟؟

تب‌های اولیه

85 پستها / 0 جدید
آخرین ارسال

سلام :Gol:

تشکر از کارشناس گرامی بابت پاسخگویی و توضیحاتی , که بیانگر چهره واقعی اسلام است , اسلام حقیقی که به دور از هر گونه افراط و تفریط است .

نقل قول:
قول و فعل و تقرير پيامبر (ص) حجت است پس چگونه پيامبر (ص) عملي را بدون بيان علت آن يا اختصاص داشتنش به عصر خاصي و بدون توضيح ،اذن مي فرمايند در حالي كه براي زمان ديگري مجاز نيست با توجه و عنايت به حجت بودن قول و فعل تقرير پيامبر (ص) ؟!
بله برخي امور رخصت است مانند اينكه

در ضمن وصيت هاى پيامبر صلى الله عليه و آله به على عليه السلام آمده است كه : يا على نماز جمعه و جماعت و اذان و اقامه براى زنان واجب نيست .(2)
اين محروميت ها در حد

رخصت است نه عزيمت

(3)، يعنى الزام از زن گرفته شده نه اين كه حق شركت در جمعه و جماعات را ندارد

.

نقل قول:
بر اين نقل نيز نقد هايي وارد است :
اولا حضور در كوچه و بازار و حمام ، معادل مجامع و مجالس لهو و لعب نيست . حتي در برخي زمانها كه امكانات رفاهي كم بوده ، ايجاب مي كرده كه مثلا زنان از حمامهاي خارج از خانه و عمومي استفاده كنند لذا اين منع علي الاطلاق به هيچ وجه نمي تواند صحيح باشد همچنين تهيه مايحتاج ضروري جزء موارد مورد نياز است و نمي تواند شامل منع مطلق قرار گيرد .

نقل قول:
يا مثلا در روايتي از پيامبر اكرم صلي الله عليه و آله و سلم داريم كه :

طَلَبُ العِلمِ فَريضَةٌ عَلى كُلِّ مُسلِمٍ و مُسلِمَةٍ؛

تحصيلِ دانش بر هر مرد و زن مسلمانى واجب است.(1)
سوره مباركه نور نيز غالبا شامل مفاهيم مرتبط با عفت و پاكدامني عمومي ميان زن و مرد است و البته به دليل اشتمال بر آيه 31 اين سوره توصيه بيشتري بر آموزش آن به زنان شده است و اين بدان معنا نيست كه زنان از يادگيري سور ديگر محروم شوند و يا مردان ملزم به فراگيري و عمل به آيات اين سوره مباركه نباشند .

نازنين مريم;49587 نوشت:
در قسمت هايي از كتاب در بخش غيرت و حميت آمده:

1_پس زنان خود را از ديدن نامحرم محافظت كند و ايشان را از رفتن به كوچه و بازار منع نمايد.

2_اصحاب پيامبر سوراخهاي ديوار خانه خود را مسدود ساخته بودند كه زنان ايشان مردان را نبينند.

3_آنچه شنيده اي كه در عهد پيغمبر زنان به مساجد حاضر ميشدند و حضرت ايشان را اذن ميداد مخصوص زنان ان عصر بوده است كه آن حضرت علم به احوال ايشان داشت و ميدانست كه فسادي بر آن مترتب نميگردد.ولي ر اين زمان منع زنان از حضور در مساجد و رفتن به مشاهد لازم و واجب است .چه جاي كوچه و بازار و حمام ها و مجامع لهو و لعب مگر زنان عجوزه كه از حد فساد گذشته اند.

4_در جايي ديگر بعد از توضيحاتي ميفرمايند :اگر هيچ نباشد نظر به مرد نامحرم مي افتد و صداي ايشان را ميشنوند و اين منافي طريقه عفت و خارج از شيوه غيرت است.

5_بعد يه شعر زيبا در ادامه مطلب آوردن!!


سلام
این مطالب در حد توصیه است نه امر لازم و واجب و به حسب آن زمان چه بسا صحیح بوده است چراکه زنان ساده و بی آلایش بودند
و چه بسا زود فریفته می شده اند یا تحت تاثیر قرار می گرفته اند
شکی نیست که ارتباط با مردان در زنان موثر است لذا برای حفظ صفای نفس بهتر است از آنها دوری کنند
و البته اگر با وجود این توصیه های غلیظ به این حد از بی غیرتیها رسیده ایم جای تعجب است
والله الموفق

این مطالب در حد توصیه است نه امر لازم و واجب

جمله ارزشمندی است که جناب حامد در بالانوشتن. اما باید دانست که چه چیز بهتر از توصیه ی معصومین س؟ و رستگاری جز با اطاعت از نصایح حضراتشان ممکن نخواهد بود

[=&amp] سوالاتي از بيانات مرحوم نراقي [/]
پرسش:
علامه مولى احمد بن محمد مهدى نراقى، معروف به فاضل نراقى نويسنده كتاب زيباي معراج السعاده هستند كه بسيار كتاب كاربردي و خوبي است اما چند جمله اي در بخش حميت و غيرت در اين كتاب وجود دارد كه براي من سوال برانگيز است مانند"1_پس زنان خود را از ديدن نامحرم محافظت كند و ايشان را از رفتن به كوچه و بازار منع نمايد.
2_اصحاب پيامبر سوراخهاي ديوار خانه خود را مسدود ساخته بودند كه زنان ايشان مردان را نبينند.
3_آنچه شنيده اي كه در عهد پيغمبر زنان به مساجد حاضر ميشدند و حضرت ايشان را اذن ميداد مخصوص زنان ان عصر بوده است كه آن حضرت علم به احوال ايشان داشت و ميدانست كه فسادي بر آن مترتب نميگردد.ولي ر اين زمان منع زنان از حضور در مساجد و رفتن به مشاهد لازم و واجب است .چه جاي كوچه و بازار و حمام ها و مجامع لهو و لعب مگر زنان عجوزه كه از حد فساد گذشته اند." و يا آورده اند :" حضرت پيغمبر فرمودند : زنان را در غرفه ها جاي مدهيد و خط نوشتن به ايشان نياموزيد . و ايشان را پنبه رشتن ياد دهيد و سوره نور تعليم دهيد"
آيا اين بيانات از نظر شرع اسلام صحيحند ؟

پاسخ :
در ابتدا اجازه بفرماييد يك مقدمه در خصوص برداشت از روايات عرض كنيم و آن اينكه در بررسي روايات جداي از بررسي سند آنها يكي از فاكتورهاي مهم در فهم درست و دقيق مطلب و اساسا تشخيص درست يا غلط بودن يك روايت ، عرضه روايت به قرآن كريم و نيز سيره ي صحيح معصومين عليهم السلام است .
همچنين آگاهي از فضاي صدور روايت عامل مهم ديگر است ؛ يعني بايد ببينيم روايت در چه فضايي صادر شده است و جو عمومي يا حاكم بر جامعه چه جوي بوده است .
نكته ديگر ، تمييز گذاشتن ميان سخن معصومين عليهم السلام و بزرگان دين است ، مسلما آنچه براي ما تكليف آور است سخنان معصومين عليهم السلام است كه هم موجب تكليف مي شود و هم بدون چون و چرا بايد پذيرفت و مورد عمل قرار داد .هر چند سخنان بزرگان دين را نيز ارج مي نهيم و تا جايي كه با خطوط اصلي قرآن و سنت هماهنگ باشد نيز بدانها ملزم خواهيم بود و همچنين بايد اين نكته ي مهم را نيز مد نظر قرار داد كه كتبي مانند معراج السعاده ، كتابي براي ارائه ي راهكارهايي جهت سلوك الي الله است و در راه سلوك ، ممكن است مطلبي بر فردي – براي ادامه طريق و سلوكش- واجب باشد در حالي كه براي كساني ديگر ، چنين وجوبي را در بر نداشته باشد و اين نكته ي مهمي است كه بايد بدان توجه كافي مبذول نمود . بهر حال ما در پاسخ به سوال فوق ، وضعيت عامه ي مردم را مد نظر قرار مي دهيم .

استاد مطهري درمجموعه آثار مطلبي از رسول خدا ( صلي الله عليه و آله و سلم ) نقل مي كنند كه در بررسي اذن يا عدم اذن خروج زن از منزل مي تواند راهگشا باشد : «از مجموع روايات استفاده مى ‏شود كه براى زنان رواست كه براى مجالس عزا يا براى انجام حقوق مردم يا تشييع جنازه بيرون روند و در اين مجامع شركت كنند، همچنانكه فاطمه عليها السلام و همچنين زنان ائمه اطهار در مثل اين موارد شركت‏ مى‏ كرده ‏اند. پس جمع بين روايات حكم مى‏ كند كه روايات منع را حمل بر كراهت كنيم.

پيغمبر اكرم زنان را اجازه مى ‏داد كه به خاطر حاجتى كه دارند بيرون روند و كار خويش را انجام دهند. سوده، دختر زمعه، همسر رسول خدا، زنى بلندبالا بود. يك شب با اجازه رسول خدا از خانه به خاطر كارى بيرون آمد. با اينكه شب بود عمربن الخطاب سوده را به خاطر بلندبالايى‏اش شناخت. عمر در اين جهت تعصب شديدى داشت و همواره به پيغمبر توصيه مى ‏كرد اجازه ندهد زنانش بيرون روند. عمر با لحن خشنى به سوده گفت: تو خيال كردى كه ما تو را نشناختيم؟! خير شناختيم. پس از اين ، در بيرون آمدن خود دقت بيشترى بكن. سوده از همان جا مراجعت كرد و ماجرا را به عرض رسول خدا رساند درحالى كه رسول خدا مشغول شام خوردن بود و استخوانى در دستش بود. طولى نكشيد كه حالت وحى بر آن حضرت عارض شد. پس از بازگشت به حالت عادى فرمود: انَّهُ قَدْ اذِنَ لَكُنَّ أَنْ تَخْرُجْنَ لِحَوائِجِكُنَّ. اجازه داده شد به شما كه اگر حاجتى داريد بيرون رويد. » (1) لذا مي بينيم كه ظاهرا اين نقل با بياني كه از مرحوم نراقي شد در تقابل است :" پس زنان خود را از ديدن نامحرم محافظت كند و ايشان را از رفتن به كوچه و بازار منع نمايد." ما مدعي نيستيم كه چنين رواياتي جعلي است بلكه آنچه فقها در تعارض چنين رواياتي بيان مي كنند ، كراهت است نه حرمت .

[=&amp]همچنين در پاسخ به مطلب ديگري كه نقل فرموديد :" آنچه شنيده اي كه در عهد پيغمبر زنان به مساجد حاضر ميشدند و حضرت ايشان را اذن ميداد مخصوص زنان ان عصر بوده است كه آن حضرت علم به احوال ايشان داشت و ميدانست كه فسادي بر آن مترتب نميگردد[/][=&amp].[/][=&amp]" عرض مي شود كه قول و فعل و تقرير پيامبر (ص) حجت است پس چگونه پيامبر (ص) عملي را بدون بيان علت آن يا اختصاص داشتنش به عصر خاصي و بدون توضيح ،اذن مي فرمايند در حالي كه براي زمان ديگري مجاز نيست با توجه و عنايت به حجت بودن قول و فعل تقرير پيامبر (ص) ؟[/][=&amp]!
[/][=&amp]بله برخي امور رخصت است مانند اينكه در ضمن وصيت هاى پيامبر صلى الله عليه و آله به على عليه السلام آمده است كه[/][=&amp] : [/][=&amp]يا على نماز جمعه و جماعت و اذان و اقامه براى زنان واجب نيست .(2[/][=&amp])
[/][=&amp]اين محروميت ها در حد رخصت است نه عزيمت (3) يعنى الزام از زن گرفته شده نه اين كه حق شركت در جمعه و جماعات را ندارد[/][=&amp].
[/][=&amp]لذا آنچه مرحوم نراقي از پيامبر (ص) نقل فرمودند با توجه به وصيت پيامبر اكرم (ص) به امام علي (ع[/][=&amp]) [/][=&amp]اتفاقا دليل بر رخصت است يعني با عنايت به اينكه حضور در جماعت و جمعه بر زن واجب نيست و مع ذلك پيامبر (ص) اجازه حضور زنان را در جماعت و جمعه مي فرمودندظاهرا دليل بر رخصت حضور زنان در جمعه و جماعات است نه دليل بر اذن در شرايط صدر اسلام[/][=&amp] .[/]

[=&amp]وانگهي بر اين مطلب نيز نقدهايي وارد است :" ولي در اين زمان منع زنان از حضور در مساجد و رفتن به مشاهد لازم و واجب است .چه جاي كوچه و بازار و حمام ها و مجامع لهو و لعب مگر زنان عجوزه كه از حد فساد گذشته اند[/][=&amp].[/][=&amp]" [/]

[=&amp]اولا حضور در كوچه و بازار و حمام ، معادل مجامع و مجالس لهو و لعب نيست . حتي در برخي زمانها كه امكانات رفاهي كم بوده ، ايجاب مي كرده كه مثلا زنان از حمامهاي خارج از خانه و عمومي استفاده كنند لذا اين منع علي الاطلاق به هيچ وجه نمي تواند صحيح باشد همچنين تهيه مايحتاج ضروري جزء موارد مورد نياز است و نمي تواند شامل منع مطلق قرار گيرد[/][=&amp] .
[/][=&amp]ثانيا حضور در مجامع لهو ولعب حتي براي زنان ازكارافتاده هم جايز نيست آنچه براي قواعد(= زنان باز نسشته و از كار افتاده اي كه بسيار پير و فرتوت هستند ) جايز دانسته شده ، باز تر بودن شرايط حجاب است نه حضور در مجامع لهو و لعب[/][=&amp] .[/]

[=&amp]همچنين در خصوص اين نقل نيز روايات معارض با آن داريم :" حضرت پيغمبر فرمودند : زنان را در غرفه ها جاي مدهيد و خط نوشتن به ايشان نياموزيد [/][=&amp]. [/][=&amp]و ايشان را پنبه رشتن ياد دهيد و سوره نور تعليم دهيد[/][=&amp] .[/][=&amp]" در روايتي از پيامبر اكرم صلي الله عليه و آله و سلم داريم كه[/][=&amp] :
[/][=&amp]طَلَبُ العِلمِ فَريضَةٌ عَلى كُلِّ مُسلِمٍ و مُسلِمَةٍ؛ تحصيلِ دانش بر هر مرد و زن مسلمانى واجب است.(4[/][=&amp])
[/][=&amp]سوره مباركه نور نيز غالبا شامل مفاهيم مرتبط با عفت و پاكدامني عمومي ميان زن و مرد است و البته به دليل اشتمال بر آيه 31 اين سوره توصيه بيشتري بر آموزش آن به زنان شده است و اين بدان معنا نيست كه زنان از يادگيري سور ديگر محروم شوند و يا مردان ملزم به فراگيري و عمل به آيات اين سوره مباركه نباشند[/][=&amp] .[/]

[=&amp](1)- مجموعه آثاراستادشهيد مطهري، ج 19، ص 542[/]
[=&amp](2)- بحارالانوار، ج 81، باب 35، ص 115[/]
[=&amp](3)- به بايدها و نبايدها عزيمت مى گويند، يعنى بايد اطاعت نمايد. اما رخصت آن است كه از عملى وجوب برداشته شده ، بدون اين كه تحريم شده باشد. اگر گفته مى شود نماز جمعه بر زن نيست يعنى واجب نيست كه حتما حضور پيدا كند اما نه اين كه اگر حضور پيدا كرد مقبول نيست ، يا صحيح نيست ، يا فضيلت ندارد[/][=&amp].( [/][=&amp]ر.ك: زن در آيينه جمال و جلال ، ص 312[/][=&amp])[/]
[=&amp](4)- تنبيه الخواطر ، ص176 ، ح2[/]

موضوع قفل شده است