جمع بندی «کرونا»، میدان تعارض علم و دین

تب‌های اولیه

16 پستها / 0 جدید
آخرین ارسال
«کرونا»، میدان تعارض علم و دین

زلزلۀ لیسبون، پایتخت پرتغال، در سال ۱۷۵۵ میلادی، مشهورترین زمین‌لرزۀ تاریخ بشر است؛ نخست از آن رو که ده‌ها هزار کشته بر جای گذاشت و زیباترین شهر اروپا (پس از لندن و پاریس) را از بستر نرم بر خاکستر گرم نشاند؛ دوم به دلیل توفانی که در الهیات مسیحی برانگیخت. زلزلۀ لیسبون تیر خلاصی بر پیکرهٔ قرون وسطا و خون تازه‌ای در رگ‌های عصر روشنگری بود.

روز اول نوامبر ۱۷۵۵ میلادی، برابر بود با «عید مذهبی مقدسان». مردم لیسبون در کلیساها گرد آمده بودند و خدا را نیایش می‌کردند که ناگهان شهر لرزید، زمین شکافت، خانه‌ها فروریخت و سپس ابرموجی از دریا به سوی شهر برخاست. هنوز آفتاب به میان آسمان نرسیده بود که هفتاد هزار کشته بر زمین افتاد، ده‌ها کلیسا در یکی از مقدس‌ترین روزهای مسیحی با خاک یکسان شد و از زیر هر سنگی نالۀ انسانی به گوش می‌رسید. 

اروپای مسیحی به فکر فرو رفت. کاتولیک‌های جهان می‌پرسیدند: چرا لیسبون؟ در تمام اروپا کدام شهر را می‌توان یافت که به اندازۀ پایتخت پرتغال، کلیسا و کشیش و آیین‌های مذهبی داشته باشد و مردمی نیایشگر و راست‌کیش در آن زندگی كنند؟ این پرسش، زلزلۀ دوم را در سرتاسر اروپا به راه انداخت و کسانی چون ولتر و دیدرو نیز بر آتش آن دمیدند. هیچ واقعه‌ای تا آن زمان، مردم را دربارۀ دعاوی و قداست كلیسا، چنين به تردید نینداخته بود. 

 اندک‌اندک الهیات مسیحی عقب نشست و پذیرفت که افسار زمین در دست نیروهایی است که بیرون از جهان‌شناسی کلیسا عمل می‌کنند. عقب‌نشینی‌های کلیسا ادامه یافت و تا آنجا پیش رفت که به‌نوبت، کیهان‌شناسی، فیزیک، شیمی، طب، سیاست، اقتصاد و حقوق نیز از کلیسا اعلان استقلال کردند. از دل عصر روشنگری، ایدۀ مهم و بسیار کارساز «قراردادهای اجتماعی» و سپس «منشور حقوق بشر» بیرون آمدند. 

اکنون کلیسا هم‌زیستی با علوم جدید را آموخته است و قوانین علمی را بیش از پیش حرمت می‌گذارد؛ اگرچه برای پستوهای ذهن تاریخ‌زده‌اش، زلزله‌هایی دیگر نیز در راه است.

امیدداریم که اتفاق پیش امده اخیر در کشورمان( کرونا) پستوهای تاریخ زده و ذهن های بیمارمردم متحجروخرافه پرست را به مانند زلزله لیسبون  تکان دهدوتیر خلاصی باشد بر پیکره خرافات وافکار قرون وسطایی حاکمان ومردم وخون تاره ای باشد در روشنگری جامعه مسخ شده وگرفتار دروهم وخرافات 

با نام و یاد دوست

 

 

 

 

کارشناس بحث: استاد مسلم

بسم الله الرحمن الرحیم

با سلام و احترام

امیدداریم که اتفاق پیش امده اخیر در کشورمان( کرونا) پستوهای تاریخ زده و ذهن های بیمارمردم متحجروخرافه پرست را به مانند زلزله لیسبون  تکان دهدوتیر خلاصی باشد بر پیکره خرافات وافکار قرون وسطایی حاکمان ومردم وخون تاره ای باشد در روشنگری جامعه مسخ شده وگرفتار دروهم وخرافات 

برای پاسخ به این سوال باید به سه نکته توجه بفرمایید:

نکته اول:

همواره دیده میشود که با ادبیات مختلف، و بیان های متفاوت آینده اسلام به رنسانس در مسیحیت تشبیه شده و گره زده میشود. اخیرا با وقوع کرونا و اینکه اولین موارد کشف شده ی آن در ایران از شهر قم بود این پیام ها به اوج خودش رسیده است.

در حالی که اساسا این تشبیهات از بیخ و بن اشتباه است، چرا که آن تقابلی که میان علم و مسیحیت بوده است در مورد اسلام وجود ندارد.

در دوران حاکمیت کلیسا گالیله به خاطر نظریه گردش زمین به دور خورشید محکوم شده و 8 سال بازداشت شد در حالی که در دوران تمدن طلایی اسلام بزرگترین علمای دینی چون ابن سیناها و خواجه نصیرها خودشان بزرگترین علمای تجربی زمان خویش بوده اند. این همه روایت در کتاب های معتبر روایی شیعه در خصوص توصیه به علم آموزی در اسلام به چه معناست؟

بنابراین این دوگانگی میان علم و دین اصلا در اسلام وجود نداشته که با کرونا بخواهد برطرف شود. سازندگان و مروجین این دیدگاه ابتدا به مخاطب این دوگانگی میان اسلام و علم را به دروغ القاء می کنند و سپس چنین نتیجه می گیرند که پایان نظریات دینی فرا رسیده است.

نمونه آن را در پیام های کنایه آمیز از آشتی میان الکل و دین می بینیم در حالی که اسلام اساسا با بُعد ضدعفونی کنندگی الکل مشکلی نداشته و همواره در تزریقات نیز از این بُعد استفاده میشده است، اسلام با نوشیدن آن مشکل داشته، و اکنون نیز مشکل دارد.

و البته برخی جریان های وابسته به غرب نیز با نادیده گرفتن دستاوردهای علمی و رفتارهایی چون لیسیدن ضریح و مانند آن پازل دشمنان را تکمیل می کنند و این انحراف که در یک اقلیت ناچیز وجود دارد را به پای تمام مسلمانان می نویسند.

 

نکته دوم:

متاسفانه همیشه جهان از یک افراط و یک تفریط در عرصه علم و دین رنج برده است؛ افراط گری کلیسا در گذشته موجب تفریط امروزی برخی علمای تجربی شده است. علامه جعفری در این خصوص می فرماید: «چماق تکفیری که از علم پرستانِ علم زده بر مغز انسان‌های ژرف نگر فرو می‌آمد، هولناک‌تر و کشنده‌تر از آن چماق تکفیری بود که از تفتیش ارباب کلیسا بر مغز دانشمندان قرون وسطی و اواخر آن قرون فرود می‌آمده»(شناخت از دیدگاه علمی و از دیدگاه قرآن، ص237)

واقعا این چه معضلی است که بشر نمی تواند نقش علیت طولی میان پدیده های مادی و معنوی را بپذیرد! چرا اثبات پدیده های مادی باید به معنای نفی علل معنوی تلقی شود؟ چرا کشف قوانین طبیعی باید جای خدا و اراده او را تنگ کرده، و جای دعا و توسل را بگیرد؟

ویروس و زلزله و سایر حوادث طبیعی علل خودشان را دارند، مثلا کشوری مثل ژاپن روی خط زلزله است، اگر همه مردم این کشور هم مسلمان شوند باز هم این کشور از کشورهای زلزله خیز خارج نخواهد شد. ویروس تنفسی از راه مجرای تنفسی وارد بدن شده و شخص را بیمار می کند، برای این قاعده تفاوتی نمی کند که در قم باشد، یا یک شهر الحادی.

 

نکته سوم:

طبق آنچه گذشت روشن میشود اراده الهی، و استجابت دعا و توسل مردم نیز برخلاف آنچه گمان میشود، از طریق همین اسباب طبیعی مستجاب می شود. امام صادق(ع) می فرمایند: «أَبَى اللَّهُ أَنْ يُجْرِيَ الْأَشْيَاءَ إِلَّا بِأَسْبَابٍ فَجَعَلَ لِكُلِّ شَيْ‏ءٍ سَبَبا»؛ خداوند ابا دارد از اینکه اشیاء را جز از طریق اسباب آنها جاری سازد، پس برای هر چیزی سببی قرار داد.(الکافی، ج1، ص183)

ملحدین به گمان اینکه چون همه چیز طبق قوانین طبیعی است منکر نقش دعا و توسل می شوند در حالی اراده الهی از طرق اسباب عادی تحقق می یابد. بنابراین تفاوت در ظواهر پدیده ها نیست، در تفسیر آنهاست.

نمونه بارز این امر را در ماجرای صحرای طبس، و یا جنگ تحمیلی می بینیم. از نگاه یک انسان ملحد همه چیز در این دو حادثه طبق قوانین طبیعی اتفاق افتاده است و او در همین حد متوقف می شود، اما انسان مومن از این فراتر رفته و ضمن پذیرش این علل و اسباب مادی، اراده ای که از طریق این قوانین اهدافش را تحقق می بخشد را نیز می بیند.

 

با سلام

بحث تعارض علم و دین این روزها از سوی دو گروه مطرح میشه:

1- گروهی که دین را زیر سوال می برند.

2- گروهی که علم مدرن را نمی پذیرند. شاخصترین این افراد هم آیت الله تبریزیان و آقای روازاده اند.

آقای روازاده یک ویدئو منتشر کرده از بوسیدن حرم و تشویق مردم به روبوسی و ...

آقای تبریزیان هم دیدگاههای متعارضی رو مطرح کردند این مدت. از انکار بیماری و مصون دانستن شهر قم از بلایا تا تجویز داروها با تعمیم روایات مربوط به سرماخوردگی به بیماری کرونا.

 

حالا اینهایی که گفتم و نقل قول از روازاده و ... همه میشن حاشیه های رسانه ای کار. اصل قضیه پاسخ دادن به تعارضاتی است که مطرح شده.

 

یکی در مورد بحث نجس یا پاک بودن الکل هست که اشاره فرمودید و بحث مفصلش در تاپیک زیره:

http://askdin.com/comment/1039121

مسئله مصون بودن قم از بلایا مطرح شده که هم در صحت حدیث بحث شده و هم در مورد معنای آن:

https://www.yjc.ir/fa/news/7269901/

مسئله دیگه، ارتباط شفادهندگی ائمه با مسائل بهداشتی حرمهاست. در این خصوص آیت الله علم الهدی فرموده اند که خود امام رضا شفا می دهند نه ضریح و درب حرم و شفا دادن هم با فراهم نمودن اسبابه مثل کمک به فراهم نمودن دارو، و بحث فرموده اند در مورد بهداشت در سیره اهل بیت.

https://www.khabaronline.ir/news/1360872/

با سلام و احترام

اصل قضیه پاسخ دادن به تعارضاتی است که مطرح شده.

عرض بنده همین است، اصلا تعارضی در کار نیست، بیشتر القای تعارض از سوی رسانه ها است، مثلا در همین موضوعاتی که اشاره فرموده اید:

بحث نجس یا پاک بودن الکل 

فارغ از اختلاف نظرات و حواشی ای که در بحث پاکی یا نجاست الکل وجود دارد باید توجه کرد نجاست الکل با ضدعفونی کننده بودن آن دو عرصه متفاوت است، اصلا تعارضی میان این دو وجود ندارد. اسلام می گوید از چیزهای نجس برای نماز و طواف و...  بپرهیزید، اینکه ضدعفونی کننده هستند یا خیر اصلا اسلام ورود نکرده است.

مصون بودن قم از بلایا

در این خصوص هم همینطور!! این تعارض از سه جهت محل تردید است، اول به لحاظ سند روایت، دوم به لحاظ متن روایت که آیا منظور از فتنه ها، فتنه های معرفتی است یا بلاهای طبیعی؟ و سوم به لحاظ اینکه آیا اساسا کرونا بلا محسوب میشود؟ یک بیماری فراگیر است. 

ارتباط شفادهندگی ائمه با مسائل بهداشتی

اینجا هم بین شفا دادن اهل بیت(ع) با مسائل بهداشتی تعارضی وجود ندارد، مردم اماکن مقدس را برای تبرک و احترام می بوسند نه اینکه همه مریضی داشته باشند و برای شفا ببوسند! شفا را باید از خود اهل بیت(ع) گرفت. بنابراین اگر یک بیماری مُسری آمده است و احتمال سرایت آن وجود دارد عقل و دین هر دو می گویند از بوسیدن اماکن خودداری کنید و از اهل بیت(ع) درخواست رفع این بیماری را داشته باشید.

 

با تشکر

اگر الکل را نجس بدانیم، آیا استفاده از آن برای ضریح مجاز است؟

با سلام و احترام

اگر الکل را نجس بدانیم، آیا استفاده از آن برای ضریح مجاز است؟

اگر الکل را نجس بدانیم و راه چاره منحصر در آن باشد حتی خوردن آن نیز حلال است 

اما اگر چاره منحصر در استفاده از الکل نباشه چطور؟

مثلا اگر یک راه سخت، زمان بر یا هزینه بر هم برای ضدعفونی کردن وجود داشته باشه؟

سلام علیکم

خوردن گوشت میته در جایی که خطر جانی باشد حکم ثانوی می پذیرد . تعارض علم و دین در این نیست .

از طرفی این تعارض ، مفروض بین روش های علمی ساینتیست و نالج هم وجود دارد . اطلاق معنی العام علم به علوم کمی هم مغالطه ایست که در تاریخ علم رخ داده و بطلان آنهم اثبات شده .

اما بعد 

ما معتقدیم خداوند به انسان حیات بخشیده و قرار بر مرگ دنیایی و ترک دنیا او گذاشته . 

حال به هر طریقی این مرگ رخ بدهد تفاوتی نمیکند ، ولی عجیب این است که مرگ مقدمه این نتیجه بشود که خدا نیست .

به هیچ دلیل و برهان عقلی ای ، ازین مقدمه نمیتوان چنین نتیجه ای گرفت . 

اما اگر چاره منحصر در استفاده از الکل نباشه چطور؟
مثلا اگر یک راه سخت، زمان بر یا هزینه بر هم برای ضدعفونی کردن وجود داشته باشه؟

در اینجا هم جواز آن دور از ذهن نیست، اما بستگی به میزان سخت بودن و میزان هزینه ی آن دارد که تشخیص حکم آن با مجتهد است که در حیطه فقه و احکام قرار می گیرد. 

سلام فاتح عزیز

در مورد مسائل دینی، یک دیدگاه واحد وجود نداره و همین موجب سردرگمیه. در این میان، کم کاری نهادهای دینی هم مشهوده.

به مثال، آیت الله تبریزیان دارویی معرفی نموده اند تحت عنوان "داروی امام کاظم (ع)" که معتقدند درمان بیماری کروناست. اما نهادهای دینی تقریباً در مورد این ادعا سکوت کرده اند.

- اگر این دارو مورد تایید نهادهای مذهبی است، به وزارت بهداشت ابلاغ کنند تا در اختیار بیماران قرار داده بشه و به طور داوطلبانه مصرف بشه و آمار بهبودیش مشخص بشه. اگر کارایی این دارو در عمل مشخص بشه، بزرگترین تبلیغ برای اسلام و تشیع میشه.

- اگر هم این دارو مورد تایید نیست و پشتوانه روایی محکمی نداره، به طور رسمی اعلام کنند تا مردم این دارو رو تهیه نکنند و اگر تاثیری ازش ندیدند به حساب دین نگذارند.

 

یا مثلاً دیدگاهی که در مورد نحوه شفادهندگی ائمه از طرف آیت الله علم الهدی مطرح شد، با دیدگاه عامه مردم متفاوت بود و خیلی ها هم اعتراض کردند به این دیدگاه. اگر این دیدگاه صحیحه، پس کار فرهنگی صورت بگیره جهت معرفی اون به عنوان دیدگاه غالب.

عرض سلام و ادب

بنده از یکی از محققین علم حدیث شنیدم که روایات طبی اکثرا یا بدون سند هستند یا خالی از اشکال سندی نیستند . گذشته از این 

 آیت الله تبریزیان هم مساوی اسلام نیستند ایشان بعنوان یک دیندار است در حالیکه اسلام یک دین است . ایشان عالم است و طب اسلامی یا سنتی یک علم است

آنچه که یک عالم دینی مطرح میکند استنباط او از آیات و روایات است همچنین اطبای دینی و سنتی ، چنانکه یک دانشمند یا کاشف یا محقق استنباط خودشان را از منابع خودشان دارند

اگر این استنباط درست باشد که آن فرد و قولش معتبر و نافذ در بین اهل و غیر اهلش میشود

اما اگر خطایی از طرف عالمی بود آن فرد و قولش بی اعتبار میگردد . نه نفس علم

آیت الله تبریزیان نیز به همین شکل . نهایت امر اینکه استنباط ایشان خلاف واقع باشد . این دلالت بر بطلان طب سنتی و اسلامی یا اصلا خود دین اسلام نمیکند  . 

در پزشکی مدرن، مراجع علمی مثل سازمان بهداشت جهانی یا همین وزارت بهداشت خودمون در مورد داروهای کشف شده اظهار نظر می کنند. 

 

اگر یک محققی دارویی برای یک بیماری ارائه داده اما هنوز مورد تایید سازمانهای علمی قرار نگرفته، به این معنی نیست که اون دارو لزوما بد یا بی اثر باشه، بلکه هنوز شواهد کافی بر تاییدش ارائه نشده.

 

در طب اسلامی چنین مرجعیتی دیده نمیشه. به قول شما، شاید تفکر این باشه که "بگذاریم هر کسی تجویز خودشو ارائه بده، فوقش جواب نمیده و خودش زیر سوال میره" در حالی که اگر ضعف سندی در روایات وجود داره بایستی صراحتا از سوی مراجع دینی به مردم اعلام بشه تا در در نصمیم گیریشون لحاظ کنند و سلامتشون به خطر نیفته.

با توجه به فرمایشات ارزشمند مسلم گرامی و فاتح عزیز، مسئله نجس بودن الکل حل شده است، چون احکام انعطاف لازم را برای تطبیق بر شرایط دارند.

اما این انعطاف در زمینه مسائل اعتقادی و زمینه های علمی (مثل طب اسلامی) باعث سردرگمی میشه. ما از علمی مثل طب انتظار داریم که تاثیر بخشی یک دارو را پیش بینی کنه، نه این که هر عالمی برداشت خودش رو داشته باشه.

در احادیث توصیه شده که وقتی فتنه و بلا رخ داد، مردم به قم بروند. وقتی ما در مورد منظور حدیث از بلا مطمئن نیستیم و مصداقش رو نمی دانیم و در مورد اصل بودن حدیث هم شک وجود داره، پس دیگه عمل به این توصیه هم ممکن نمیشه.

یعنی یک سری توصیه ها وجود داره، به اضافه راهکارهایی برای توجیه شرایطی که توصیه ها در عمل دچار مشکل میشن. 

در طب اسلامی چنین مرجعیتی دیده نمیشه. به قول شما، شاید تفکر این باشه که "بگذاریم هر کسی تجویز خودشو ارائه بده، فوقش جواب نمیده و خودش زیر سوال میره" در حالی که اگر ضعف سندی در روایات وجود داره بایستی صراحتا از سوی مراجع دینی به مردم اعلام بشه تا در در نصمیم گیریشون لحاظ کنند و سلامتشون به خطر نیفته

این مسئله یک مسئله کاملا اجتهادی هست، حتی در قوت و ضعف روایات هم مکاتب فکری متفاوتی وجود دارد، بنابراین صرفا باید نقد علمی شود 

البته مراجع و مراکز علمی بارها مخالفت خود را با مشرب ایشان اعلام کرده اند.

 

 

با توجه به فرمایشات ارزشمند مسلم گرامی و فاتح عزیز، مسئله نجس بودن الکل حل شده است، چون احکام انعطاف لازم را برای تطبیق بر شرایط دارند.

اما این انعطاف در زمینه مسائل اعتقادی و زمینه های علمی (مثل طب اسلامی) باعث سردرگمی میشه. ما از علمی مثل طب انتظار داریم که تاثیر بخشی یک دارو را پیش بینی کنه، نه این که هر عالمی برداشت خودش رو داشته باشه

ممنونم از شما

در مورد این مسئله طب اسلامی به صورت یک مکتب مستقل پزشکی مورد انکار اکثریت قاطع علماست. اسلام احادیث طبی زیاد دارد اما نمی توان با استناد به آنها (چه برسد به روایات صحیح فقط) یک مکتب طبی مستقل پایه ریزی کرد.بنابراین طب اسلامی و روایات آن در حقیقت مکمل طب سنتی است.

جمع بندی

_______________________________

پرسش:

زلزلۀ لیسبون، پایتخت پرتغال، در سال ۱۷۵۵ میلادی، موجب شد که اندک‌ اندک الهیات مسیحی عقب نشسته و بپذیرد که افسار زمین در دست نیروهایی است که بیرون از جهان‌شناسی کلیسا عمل می‌کنند. عقب‌نشینی‌های کلیسا در کیهان‌شناسی، فیزیک، شیمی، طب، سیاست، اقتصاد و حقوق نیز ادامه یافت. اکنون کلیسا هم‌زیستی با علوم جدید را آموخته است و قوانین علمی را بیش از پیش حرمت می‌گذارد.

آیا آمدن کرونا به کشورمان نیز می تواند زلزله لیسبون در جهان اسلام تلقی شود؟

 

پاسخ:

برای پاسخ به این سوال باید به سه نکته توجه بفرمایید:

نکته اول:

همواره دیده میشود که با ادبیات مختلف، و بیان های متفاوت آینده اسلام به رنسانس در مسیحیت تشبیه شده و گره زده میشود. اخیرا با وقوع کرونا و اینکه اولین موارد کشف شده ی آن در ایران از شهر قم بود این پیام ها به اوج خودش رسیده است.

در حالی که اساسا این تشبیهات از بیخ و بن اشتباه است، چرا که آن تقابلی که میان علم و مسیحیت بوده است در مورد اسلام وجود ندارد.

در دوران حاکمیت کلیسا گالیله به خاطر نظریه گردش زمین به دور خورشید محکوم شده و 8 سال بازداشت شد در حالی که در دوران تمدن طلایی اسلام بزرگترین علمای دینی چون ابن سیناها و خواجه نصیرها خودشان بزرگترین علمای تجربی زمان خویش بوده اند. این همه روایت در کتاب های معتبر روایی شیعه در خصوص توصیه به علم آموزی در اسلام به چه معناست؟

بنابراین این دوگانگی میان علم و دین اصلا در اسلام وجود نداشته که با کرونا بخواهد برطرف شود. سازندگان و مروجین این دیدگاه ابتدا به مخاطب این دوگانگی میان اسلام و علم را به دروغ القاء می کنند و سپس چنین نتیجه می گیرند که پایان نظریات دینی فرا رسیده است.

نمونه آن را در پیام های کنایه آمیز از آشتی میان الکل و دین می بینیم در حالی که اسلام اساسا با بُعد ضدعفونی کنندگی الکل مشکلی نداشته و همواره در تزریقات نیز از این بُعد استفاده میشده است، اسلام با نوشیدن آن مشکل داشته، و اکنون نیز مشکل دارد.

و البته برخی جریان های وابسته به غرب نیز با نادیده گرفتن دستاوردهای علمی و رفتارهایی چون لیسیدن ضریح و مانند آن پازل دشمنان را تکمیل می کنند و این انحراف که در یک اقلیت ناچیز وجود دارد را به پای تمام مسلمانان می نویسند.

 

نکته دوم:

متاسفانه همیشه جهان از یک افراط و یک تفریط در عرصه علم و دین رنج برده است؛ افراط گری کلیسا در گذشته موجب تفریط امروزی برخی علمای تجربی شده است. علامه جعفری در این خصوص می فرماید: «چماق تکفیری که از علم پرستانِ علم زده بر مغز انسان‌های ژرف نگر فرو می‌آمد، هولناک‌تر و کشنده‌تر از آن چماق تکفیری بود که از تفتیش ارباب کلیسا بر مغز دانشمندان قرون وسطی و اواخر آن قرون فرود می‌آمده»(1)

واقعا این چه معضلی است که بشر نمی تواند نقش علیت طولی میان پدیده های مادی و معنوی را بپذیرد! چرا اثبات پدیده های مادی باید به معنای نفی علل معنوی تلقی شود؟ چرا کشف قوانین طبیعی باید جای خدا و اراده او را تنگ کرده، و جای دعا و توسل را بگیرد؟

ویروس و زلزله و سایر حوادث طبیعی علل خودشان را دارند، مثلا کشوری مثل ژاپن روی خط زلزله است، اگر همه مردم این کشور هم مسلمان شوند باز هم این کشور از کشورهای زلزله خیز خارج نخواهد شد. ویروس تنفسی از راه مجرای تنفسی وارد بدن شده و شخص را بیمار می کند، برای این قاعده تفاوتی نمی کند که در قم باشد، یا یک شهر الحادی.

 

نکته سوم:

طبق آنچه گذشت روشن میشود اراده الهی، و استجابت دعا و توسل مردم نیز برخلاف آنچه گمان میشود، از طریق همین اسباب طبیعی مستجاب می شود. امام صادق(علیه السلام) می فرمایند: «أَبَى اللَّهُ أَنْ يُجْرِيَ الْأَشْيَاءَ إِلَّا بِأَسْبَابٍ فَجَعَلَ لِكُلِّ شَيْ‏ءٍ سَبَبا»؛ خداوند ابا دارد از اینکه اشیاء را جز از طریق اسباب آنها جاری سازد، پس برای هر چیزی سببی قرار داد.(2)

 

ملحدین به گمان اینکه چون همه چیز طبق قوانین طبیعی است منکر نقش دعا و توسل می شوند در حالی اراده الهی از طرق اسباب عادی تحقق می یابد. بنابراین تفاوت در ظواهر پدیده ها نیست، در تفسیر آنهاست.

نمونه بارز این امر را در ماجرای صحرای طبس، و یا جنگ تحمیلی می بینیم. از نگاه یک انسان ملحد همه چیز در این دو حادثه طبق قوانین طبیعی اتفاق افتاده است و او در همین حد متوقف می شود، اما انسان مومن از این فراتر رفته و ضمن پذیرش این علل و اسباب مادی، اراده ای که از طریق این قوانین اهدافش را تحقق می بخشد را نیز می بیند.

پی نوشت ها:

1. جعفری، محمدتقی، شناخت از دیدگاه علمی و از دیدگاه قرآن، دفتر نشر فرهنگ اسلامی، تهران، 1360ش، ص237.
2. کلینی، محمد، الكافي، دار الكتب الإسلامية، چاپ چهارم، 1407ق، تهران، ج1، ص183.

 

موضوع قفل شده است