جمع بندی گناهکار بودم و بنده خالص میخوام بشم - از فرش به عرش رسیدن !!

تب‌های اولیه

54 پستها / 0 جدید
آخرین ارسال

פسیـטּ;756007 نوشت:

دوست عزیز، از انجا که علم بنده ناقص و عمل ام ناخالص هست اگر راهکار رو از زبان بنده بشنوید احتمالاً تاثیر نکند ...

به همین علت شما رو به گوش کردن کلام اساتید اخلاق ترغیب میکنم ...

هنوز هم پیشنهاد دارم گوش نمایید همراه با تفکر

شما ان شاء الله دوست دارید به خدا نزدیک شوید ... به همین علت برخی از مسیرها به اذن الله شما رو به خدا نزدیک تر خواهند کرد ...

با آرزوی موفقیت :Gol:


عزیز میخونی من چی مینویسم Fool

به هر حال ادم وقتی ذهنیتش نسبت به یه چیزی عوض میشه سوالات زیادی میاد تو سرش
منم که از گناهکاری به دینداری تغییر پیدا کردم اول باید دنبال جواب سوالام باشم
اصلا دین چیه؟؟؟
و چرا باید همچین کاری کنم یا نکنم!!!
وقتی به جواب سوالام نرسم نمیتونم برم جلو
چون اگه فردا روزی یکی اسلام رو واسم منکر شد باید بتونم جوابش رو بدم
اصلا شاید طرز تفکرم غلط باشه
که با پرسیدن سوال دارم میرم جلو
که درست و غلطش رو یاد بگیرم
وگرنه ذهنم منفجر میشه که الانم داره میشه شاید!!

[="Century Gothic"][="Black"][="3"]

علی 23;756089 نوشت:
عزیز میخونی من چی مینویسم Fool

به هر حال ادم وقتی ذهنیتش نسبت به یه چیزی عوض میشه سوالات زیادی میاد تو سرش
منم که از گناهکاری به دینداری تغییر پیدا کردم اول باید دنبال جواب سوالام باشم
اصلا دین چیه؟؟؟
و چرا باید همچین کاری کنم یا نکنم!!!
وقتی به جواب سوالام نرسم نمیتونم برم جلو
چون اگه فردا روزی یکی اسلام رو واسم منکر شد باید بتونم جوابش رو بدم
اصلا شاید طرز تفکرم غلط باشه
که با پرسیدن سوال دارم میرم جلو
که درست و غلطش رو یاد بگیرم
وگرنه ذهنم منفجر میشه که الانم داره میشه شاید!!

بنده با توجه به وضعیت شما به این نتیجه رسیده بودم که با طی آن مسیر بهتر می توانید به پاسخ سوالات تون برسید و دید و نگرش بهتری نسبت به دین پیدا کنید و ...

با این توجه و مطالعه مطالب شما بنده آن پیشنهاد را دادم ...[/][/][/]

جمع بندی

سوال:

  1. راه رسیدن به خدا تدریجی و پله پله است یا یکمرتبه و ناگهانی؟
  2. چرا شیوه زندگی های خانوادگی ما که مسلمان هستیم صحیح و اسلامی نیست؟
  3. وظیفه برادر در قبال بی حجابی خواهرش چیست؟

پاسخ:


1- تغییر به طور کلی انسان را با یک حالات خاص و تجربه ناشده ای مواجه میکند که گاهی ممکن است خوشایند باشد و گاهی سخت و طاقت فرسا. این کاملا بستگی به افراد دارد که چه مقدار تحمل این شرایط را داشته باشند. هرچند این ادعا که "من میخوام کم کم گناه رو کنار بگذارم" مجوز گناه کردن نیست و انسان واجب است که با تمام توانش گناه را ترک کند. اما اینکه یک مرتبه، از حالت (به ادعای خودتان) غرق بودن در گناه، خود را وادار کنید که به مستحبات پرداخته و در مسیر عرفان و سیر الی الله قدم بردارید، کمی افراط به نظر میرسد و احتمالا اثرات خوبی هم نخواهد داشت.
روح انسان دارای یک حالت مستقل است و گاهی بسیار مشتاق و متمایل به دعا و مناجات بوده و گاهی انگار اصلا حال و حوصله ای برای عبادت ندارد. به هیچ عنوان نباید کسی به زور خودش را به مستحبات وادار کند. در این زمینه روایات متعددی از رسول گرامی اسلام و ائمه معصومین علیهم السلام داریم. جهت نمونه امیرالمومنین علیه السلام میفرمایند
"إِنَّ لِلْقُلُوبِ إِقْبَالًا وَ إِدْبَاراً فَإِذَا أَقْبَلَتْ فَاحْمِلُوهَا عَلَى النَّوَافِلِ وَ إِذَا أَدْبَرَتْ فَاقْتَصِرُوا بِهَا عَلَى الْفَرَائِضِ"
دلها را روى آوردن و روى برگرداندنى است اگر دل ‏روى آرد، آن را به مستحبات واداريد، و اگر روى برگرداند، بر انجام واجباتش بسنده داريد. 1
از افراط و تفریط برحذر باشید که بدترین امور است و جهالت، کمتر انسان را به خطر می اندازد تا افراط.
شهید مطهری در کتاب انسان کامل به این نکته اشاره فرموده اند که "غالبا جامعه ها از راه گرایش صددرصد به باطل، به گمراهی کشیده نمی شوند؛ بلکه از افراط در یک حق به فساد کشیده می شوند. 2
در این مورد متن سخنرانی آیه الله جوادی آملی را در لینک زیر ببینید:
http://hodat.ir/index.aspx?siteid=25&fkeyid=&siteid=25&pageid=42273&newsview=61241&cat=,7278,

2-

لطفا دقت کنید که ما یک حقیقت داریم و یک واقعیت. یک وضعیت مطلوب و یک وضعیت موجود. در اینکه با تأسف فراوان واقعیات و وضعیت موجود در جامعه بسیار با وضعیت مطلوب و حقیقت زندگی انسان فاصله دارد، حرفی نیست. اما اینها به هیچ عنوان مجوزی برای همرنگ شدن ما با جماعت نیست. به قول حاج آقای قرائتی این یکی از ضرب المثل های بسیار نادرست در بین ماست که "خواهی نشوی رسوا، همرنگ جماعت شو!".
خیر. به هیچ عنوان همرنگ شدن با جماعتی که کار نادرستی انجام میدهند، مطلوب نیست. نه عقلی و نه شرعی.
در صورتی که شما وضعیت موجود در زندگی های خانوادگی امروز را مطلوب نمیبینی (که اکثرا مطلوب هم نیست)، تصمیم خودت را بگیر و بدون تعارف با خودت روراست باش. اگر توانائی تغییر و ایستادن در برابر نظرات مخالف را داری، بسم الله! راهت را جدا کن و سعی کن شما درست زندگی کنی. خداوند عقل، فطرت و اراده را برای همین امور در اختیار انسان گذاشته و همچنین کمک و عاقبت نیک را هم وعده داده است.
إِنَّ الَّذينَ قالوا رَبُّنَا اللَّهُ ثُمَّ استَقاموا تَتَنَزَّلُ عَلَيهِمُ المَلائِكَةُ أَلّا تَخافوا وَلا تَحزَنوا وَأَبشِروا بِالجَنَّةِ الَّتي كُنتُم توعَدونَ
به یقین کسانی که گفتند: پروردگار ما خداوند یگانه است، سپس استقامت کردند، فرشتگان بر آنان نازل می‌شوند که: «نترسید و غمگین مباشید، و بشارت باد بر شما به آن بهشتی که به شما وعده داده شده است!3

یکی از نویسنده های آمریکائی کتابهای خودیاری و سخنرانی های انگیزشی، می گوید: آدم ها دو دسته هستند : عقاب‌ها و مرغابی‌ها !
عقاب ها در اوج و با عزت زندگی کرده و بهای آن را هم پرداخت میکنند؛ و مرغابی ها در سطح و راحت ولی دائم وک وک کرده و غر میزنند!
اگر این توانائی را در خود میبینید، عقاب باشید، اوج بگیرید و بهایش را بپردازید.

3-

تا جائی که به حوزه اخلاق مربوط میشود، اگر با خواهرتان صمیمی باشید و به شما اطمینان و اعتماد داشته باشد، حتما بیشتر از شما تاثیر خواهد گرفت و به صحبت هایتان اهمیت بیشتری خواهد داد.
فقط راجع به حجاب و عقاید با او صحبت نکنید، قبل و بیش از هر چیز "برادرش باشید"، به حالات روحی و احیانا مشکلاتش توجه کنید، کمکی احتیاج داشت اولین داوطلب باشید، درخواستی داشت حتما اجابت کنید، کادوی تولدش را فراموش نکنید و در یک جمله "برایش برادری کنید"... بعد از تمام اینها، وقتی یک برادر واقعی بودید، میتوانید راجع به حجاب هم با او صحبت کرده و درخواست کنید به خاطر خودش و عاقبت به خیری اش، بیشتر به این مسئله اهمیت بدهد و رعایت کند.


1-
نهج البلاغه، حکمت ۲۲
2- انسان کامل. ص 36
3- سوره مبارکه فصلت، آیه 30
موضوع قفل شده است