جمع بندی گرایش همزمان به حق و باطل

تب‌های اولیه

12 پستها / 0 جدید
آخرین ارسال


پرسش:
پسری 24 ساله و دانشجو هستم، دو ساله با مشکل بزرگی روبرو هستم. بنده علاقه فراوانی به شیطان و تاریکی دارم و وقتی به آهنگ شیطانی گوش می دهم از آن خیلی لذت می برم و در عین حال وقتی به خدا، اهل بیت و به مظلومیت امام حسین فکر می کنم گریه ام می گیره.
حس می کنم وقتی گناه و کارهای بد انجام می دهم یا گوش می دهم یا فکر می کنم یا می بینم یه چیزی از درونم داره ازش لذت می بره و داره رشد می کنه؛ دقیقاً همین حالت را وقتی کاری خوب انجام می دهم، یا قرآن می خونم یا فکر چیزای خوب یا آهنگ مداحی زیبا گوش می دهم هم همین حس را از درون به هم دست می دهد، اما متفاوت!
حس می کنم بین حق و باطل گیر کردم و نمی تونم فقط یکی رو داشته باشم و هر کدام منو سمت خودش می کشاند و از این بابت کلافه شدم.
وقتی فکر می کنم و تصور می کنم می توانم یک عالم بزرگ که به درجات بالای معنویت رسیده و تسلیم خداست آن را از درون حسش می کنم و وقتی تصور می کنم که به یک آدم ظالم و ویرانگر که پیرو شیطان شده حالش رو از درون حس می کنم (یعنی ظرفیت رسیدن به اوج در هر دو حالت رو تو خودم می بینم و حس می کنم).

پاسخ:
گرایش های انسان
مشکلی که شما از آن سخن گفته اید، مشکل دیرآشنا و چندان پیچیده ای نیست؛ چرا که اساساً در طبیعت انسان دو نوع گرایش وجود دارد:
الف) گرایش به خوبی ها
ب) گرایش به بدی ها
انسان با اراده و اختیاری خدادادی که از آن برخوردار هست بین خیر(خوب) و شر(بدی) یکی را بر می گزیند و مسیر زندگی خود را براساس آن می پیماید تا به کمال نهایی خود برسد.

ابعاد وجودی انسان
قرآن انسان را موجودی دو بُعدی می داند که هم خصلت های خوب در او وجود دارد و هم خصلت های بد؛ اگر انسان استعدادهای مثبتش را شکوفا کند برتر از ملائکه می شود و اگر استعدادهای منفی اش را پرورش دهد پست تر از حیوانات خواهد شد؛ همچنان که قرآن می فرماید:

«أُوْلَئِکَ کَالْأَنْعَمِ بَلْ هُمْ أَضَلُّ» (1)؛ «آنها مانند چهارپایان هستند بلکه نادان تر و گمراه تر هستند».

در حقیقت خداوند انسان را با دو دسته کنش و واکنش نیرومند (معنوى و مادى) آفریده است و این خود انسان است که می تواند با تکیه بر ارادۀ نیرومندى که خداوند به او داده است، هر یک از آنها را بر دیگرى غلبه دهد و به پیروى یا سرپیچى از هر کدام اقدام کند.

شکل گیرى خوبان و بدان انجام نمى پذیرد مگر با وجود غرایزى همچون شهوت و غضب که داراى دو چهره خوبى و بدى مى باشند و مى توان گفت؛ چهره زیبایى ها آنگاه آشکارتر مى شود که در کنار زشتى ها قرار گیرد و هنر مردان خدا آنگاه بیشتر جلوه گر مى شود که با سست عنصران و آلودگان به شهوت مقایسه شوند و در برابر حق ستیزان قرار گیرند؛ از این رو با نگاهى کلان به زندگى انسانها وجود شهوت و غضب در تجلى زیبایى ها و حتى به فعلیت رساندن خوبان نقش مؤثرى دارد.

اگر انسان به بعد فطری روحش پاسخ ندهد و خود را از ایمان و عمل صالح دور نگه دارد، ابعاد منفی وجودش زمینه رشد پیدا می کنند، اما اگر انسان با تبعیت از دستوارت و فرمانهای الهی گام بردارد هرگز طبیعت منفی او مجالی برای احاطۀ شخصیت و وجود او پیدا نخواهد کرد.

هر انسانی، فطرتاً خواهان ایمان و پاکی و تقوا است و از کفر و گناه بیزار است. خدا می خواهد همۀ انسان ها با میل و ارادۀ خود راه حق را بپویند، از این رو انبیای بزرگ را با کتاب های آسمانی می فرستد و حق و باطل را به آنها نشان می دهد.
از سوی دیگر، ایمان را محبوب انسان ها قرار می دهد، چنان که قرآن مجید می فرماید:
«وَلَكِنَّ اللَّهَ حَبَّبَ إِلَيْكُمُ الْإِيمَانَ وَزَيَّنَهُ فِي قُلُوبِكُمْ وَكَرَّهَ إِلَيْكُمُ الْكُفْرَ وَالْفُسُوقَ وَالْعِصْيَانَ» (2)؛ «خداوند ایمان را محبوب شما قرار داده و آن را در دل هایتان زینت بخشیده و کفر و فسق و گناه را منفور شما قرار داده است».

متأسفانه در مراحل بعد، آب زلالی که از آسمان آفرینش در وجود انسان ها ریخته شده، بر اثر تماس با محیط های آلوده و زرق و برق های ظاهری دنیا صفای خود را از دست می دهد و بوی نفرت انگیز گناه و کفر و عصیان گیرد.(3)
قرآن مجید دلیل گرایش انسان به گناه را در گریز از مسئولیت و محدودیت می داند و می فرماید:
«بَلْ يُرِيدُ الْإِنْسَانُ لِيَفْجُرَ أَمَامَهُ» (4)؛ «انسان می خواهد آزاد باشد و همه عمر را به گناه بگذراند».

امور ناپسند با طبیعت غریزی و جسمانی انسان موافقت دارد و نفس انسان به دلیل ناپختگی عقلانی اش ابتدا خواهان انجام آن است. آدمی از غیبت کردن، نگاه به نامحرم نمودن، دروغ گفتن، مال حرام خوردن و غیره لذت می برد، چون آن را آسان می بیند و محدودیتی برای او ایجاد نمی کند اما تقوا و عمل صالح و پاکدامنی، حفظ زبان و گوش و چشم و بالاخره گناه نکردن نیاز به پختگی عقلانی دارد و با زحمت توأم است. طبیعی است که هر کس زیر بار زحمت و ریاضت نمی رود مگر افرادی که ایمان به آخرت داشته باشند و به امید ثواب اخروی و نعمت های بهشتی، از خوشی مقطعی و گذرای گناه صرف نظر نمایند.

به عبارت دیگر، گناهان و لذت های شهوانی و نفسانی، با جنبه جسمانی و مادی انسان سر و کار دارد، اما امور معنوی و خوبی ها با جنبه روحانی و بعد غیر مادی انسان ارتباط دارد. جنبه مادی و جسمانی وجود آدمی، ملموس تر است و انسان ها غالباً با آن سر و کار دارند و راحت تر و نزدیک تر است، اما جنبه روحانی و معنوی، همیشه برای انسان محسوس و ملموس نیست، در عین حال برای رسیدن به لذت ها و امور معنوی، باید انسان از برخی امور و لذت های شهوانی و مادی و خواهش های نفسانی دست بِکشد و آنها را از خود دور نماید، برای انسان سخت تر و مشکل تر است؛ اما اگر انسان واقعاً به مراحل بالای کمال دست یابد و لذت واقعی معنویات و با خدا بودن را احساس کند، و به فطرت پاک خود برگردد، به سوی گناهان و معاصی نمی رود و حتی برای او سخت خواهد بود که به دنبال این امور برود.

نقش اراده و اختیار آدمی
اراده و اختیار انسان از بزرگ ترین موهبت هاى الهى است و نقش بسیار نیرومندى در رهبرى کنش هاى آدمى دارد. اراده و اختیار انسان به خوبى قابل تقویت و نیرومندسازى است و با تقویت آن دشوارترین کارها سهل و آسان مى شود. یک جوان در عین نیرومندى در غرایز، از اراده و توان مقاومت بسیار بالایى برخوردار و طهارت نفس و گرایش هاى معنوى در او، بسیار بالا است و می تواند خویشتن را از آلودگی ها حفظ کند، از رذایل اخلاقی دوری کند و به فضائل اخلاقی پسندیده آراسته گرداند.

اساساً تکامل انسان وقتی معنا دارد که انسان بر سر دو راهی باشد و با حُسن انتخابش راه صحیح و درست را برگزیند و گرایشهای منفی وجودش را پس بزند.

معرفی منابع برای مطالعۀ بیشتر:

  1. برازش، کمال، خوبی ها و بدی ها (الگوها و روش ها)، قم: عصر جوان، 1395.
  2. نراقی، مهدی، علم اخلاق اسلامی، ترجمه کتاب جامع السعادات، ترجمۀ جلال الدین مجتبوی، تهران: حکمت، ‎۱۴۰۸ق، ‎۱۳۶۶.
  3. جوادی آملی، عبدالله، فطرت در قرآن، قم: اسراء، 1397.
  4. مطهری، مرتضی، فطرت، تهران: صدرا، 1396.

پی نوشت ها:

  1. اعراف(7)، آیه 179.
  2. حجرات(49)، آیه 7.
  3. مکارم شیرازى، ناصر، تفسیر نمونه، تهران: دار الکتب الإسلامیة، 1374، ج۲۲، ص۱۵۹.
  4. قیامت(75)، آیه 5.

موضوع قفل شده است