جمع بندی گام به گام سیاست های زنانه در ارتباط با مادر شوهر (ارتباط موفق با خانواده همسر)

تب‌های اولیه

59 پستها / 0 جدید
آخرین ارسال

ریحــانه الــنبی;961489 نوشت:
بله خاله میتونه یادآور مادر باشه ولی نمیتونه خودِ مادر باشه و یا جای اونو بگیره... همانطوریکه خواهرزاده هیچ وقت نمی تواند نزد خاله مثل فرزند خودش باشد...

بنده در مورد اینکه خاله یا هر کسی دیگر مثل خود مادر هست چیزی نگفتم تا اینجا از نوع برخورد صحبت کردم اینکه همانطور که به مادر خود محبت میکنید از حرفهای که خلاف نظر شماست رنجیده خاطر نمی شوید اگر هم شدید طوری مطرح میکنید که باعث ناراحتی او نشوید و...
با مادر شوهر هم به همانگونه رفتار کنید

بنده درمورد خود این موضوع که مادر شوهر مادر فرد هست صحبت نمیکنم که در مورد احترام و محبتی که فرد باید در مقابل رفتارهای مادر شوهر داشته باشه بود Smile

ریحــانه الــنبی;961489 نوشت:
زنی که مادرشوهر خود را چون مادرِ شوهرش است دوست میدارد یعنی شوهرش را با متعلقاتش می پذیرد وقتی این پذیرش بوجود آمد خواسته ها و تمایلات همسرش که بخشی دیگر از تعلقات اوست قابل احترام است خلاصه کنم 100 که آمد 90 هم با اوست... اولویت اول اگر درست شکل بگیرد (پذیرش همسر با شرایط موجودش)، بقیه موارد به تدریج درست شکل خواهد گرفت و اوضاع خوب ساماندهی خواهد شد.

این حرف شما یعنی اگر من از شوهرم خوشم نیاد(حالا از رفتارش یا هر چیز دیگه) باید از مادر شوهر هم خوشم نیاد Smile

نباید بد رفتاری و.... شوهر و سر مادر شوهر خالی کرد

میشه با مادر مردی که باهاش مشکل دایم بهتر رفتار کرد

گاهی عروسها مشکلات بین خودشون رو فکر میکنند باید سر خانواده پسر خالی کنند

ممکنه پسری به مادرش احترام نمیزاره این دلیل نمیشه عروس هم رفتار مشابه همسرش داشته باشه

ریحــانه الــنبی;961489 نوشت:
وقتی می گوییم عزیز خانه بدانیم، منظور این نیست که توسری خور باش، یا منفعل عمل کن،

بنده نگفتم منفعل عمل کند مگر ما تو خونه پدری منفعل عمل میکنم با تمام احترامی که به والدین قائل هستیم خیلی مسائلی که ناراحتمان کرده یا مخالف هستیم مطرح میکنم و حلش میکنیم

بنده در مورد احترام و جایگاهی که یه بزرگتر باید داشته باشه دارم موضوع رو توضیح میدم Smile

انسان مادر شوهر و مادر زن را دوست دارد
چون اولا مخلوق خداوند، همكيش و همنوع ما هستند
و ثانيا جزيي از زندگي ما هستند مانند رابطه همسر ما و مادرش مانند گوش و گوشواره است هر دو عزيزند

دوستِ دوست ما، دوست ماست ( مي تواند مستقلا هم دوست ما شود)

عبارت بالا را قبول داريد نقدي تكمله اي داريد بفرماييد

حامی;961500 نوشت:
و ثانيا جزيي از زندگي ما هستند مانند رابطه همسر ما و مادرش مانند گوش و گوشواره است هر دو عزيزند

باسلام
خداقوت
برادر زادم هر چیزی که میبینه میپرسه چیه
الان یاد گرفته بینی چشم مو گوش

حالا گوشواره رو میگیره دستش میگیم گوشواره تا یاد بگیره

اونم از رو نمیره همش میگه واره اصلا براش قابل هضم نیست یعنی چی اینکه شبیه گوش نیست پس چسبوندن گوش به این چه معنی داره وقتی ازش میپرسیم این چیه مگه واره

بعد بهش میگیم گوش واره با دستش اول گوش رو نشون میده بعد میگه واره یعنی وقتی گوشواره رو نشون میده میگه واره

به نظر بنده هم تو نوع رفتار با مادر شوهر و مادر زن باید کاملا واره رفتار کرد Smile یعنی وقتی دلخوری و ناراحت شدیم از همسر نباید دلیل بشه که با اونها هم بد رفتاری کرد یا بلاعکس

اللیل والنهار;961491 نوشت:
بنده در مورد اینکه خاله یا هر کسی دیگر مثل خود مادر هست چیزی نگفتم تا اینجا از نوع برخورد صحبت کردم اینکه همانطور که به مادر خود محبت میکنید از حرفهای که خلاف نظر شماست رنجیده خاطر نمی شوید اگر هم شدید طوری مطرح میکنید که باعث ناراحتی او نشوید و...
با مادر شوهر هم به همانگونه رفتار کنید

بنده درمورد خود این موضوع که مادر شوهر مادر فرد هست صحبت نمیکنم که در مورد احترام و محبتی که فرد باید در مقابل رفتارهای مادر شوهر داشته باشه بود :)


برا همین در پست قبلی عرض کردم متوجه منظورتان هستم ولی نباید بار ارزشی کلمات را ندیده گرفت.
پس هم کلامیم;)

اللیل والنهار;961492 نوشت:
این حرف شما یعنی اگر من از شوهرم خوشم نیاد(حالا از رفتارش یا هر چیز دیگه) باید از مادر شوهر هم خوشم نیاد :)

در واقع آنچه دیده می شود عملا فراتر از این می باشد نه تنها از مادر شوهر خوشش نمی اید آبا و اجدادش هم ...happy
اگر این خوش نیامدنا از همسر موقتیه و آغشته به نمک زندگیه بخاد به دیگری اسناد داده شود خب کلا خطای شناختیه و رد شده است.

اگر در رابطه با والدین همسران، خواسته و میل همسر درک شود پذیرش حضور معقول والدین بالا می رود که عرض کردم محصول آن دوست داشته شدن و دوست داشتن است(حب و محبوب)
وقتی زمینه محبت ایجاد شود بخشی از محبت طرفین دیگر معطوف به شخص سوم نمی شود،

بطور کلی وقتی بین دو نفر اصطکاک پیش میاید نباید کل شخصیت طرف زیر سؤال برود بلکه باید متمرکز بر مسئله و مشکل شوند، مادر شوهر هم از این قاعده مستثنی نیست. اگر تنشی ایجاد شد نباید کلا زیر خط قرمز قرار گیرد.

اللیل والنهار;961493 نوشت:
بنده نگفتم منفعل عمل کند مگر ما تو خونه پدری منفعل عمل میکنم با تمام احترامی که به والدین قائل هستیم خیلی مسائلی که ناراحتمان کرده یا مخالف هستیم مطرح میکنم و حلش میکنیم

بنده در مورد احترام و جایگاهی که یه بزرگتر باید داشته باشه دارم موضوع رو توضیح میدم :)

متوجه منظورتان بودم برای توضیح عرایض خودم بود:)

[="Tahoma"][="DarkGreen"][="3"]

ریحــانه الــنبی;961503 نوشت:
پس هم کلامیم

به خير گذشت[/][/][/]

[="Tahoma"][="DarkGreen"][="3"]

ریحــانه الــنبی;961503 نوشت:
بطور کلی وقتی بین دو نفر اصطکاک پیش میاید نباید کل شخصیت طرف زیر سؤال برود بلکه باید متمرکز بر مسئله و مشکل شوند، مادر شوهر هم از این قاعده مستثنی نیست. اگر تنشی ایجاد شد نباید کلا زیر خط قرمز قرار گیرد.

نكته ي دقيقي است[/][/][/]

[="Tahoma"][="DarkGreen"][="3"]

اللیل والنهار;961492 نوشت:
ممکنه پسری به مادرش احترام نمیزاره این دلیل نمیشه عروس هم رفتار مشابه همسرش داشته باشه

بله واقعا سخن منطقي است
انسان نبايد كوركورانه همراه همسر شود[/][/][/]

[="Tahoma"][="DarkGreen"][="3"]

تازه عروس;960011 نوشت:
سلام وعرض ادب من رو پذیراباشید
من از کارشناس محترم تقاضادارم, مدیریت این تاپیک رو به عهده بگیرند وتاپیک رونبندید تا همه ی شبهاتم رو به مرورزمان درکنارشماحل کنم
من تازه عروسی هستم که هنوز باهمسرم هم خانه نشدم
وان شاءالله قراره درآینده بعدازعروسی با مادرهمسرم دریک ساختمان زندگی کنیم
همسرم تک پسرهستن,وپدرهمسرم فوت شدندوتمام هزینه های زندگی به عهده ی همسرم هست
حالاسوالات من:
باتوجه به اینکه قرارهست باخانواده ی همسرم یک جازندگی کنم از الان چطور برخوردکنم که بعدابه مشکل برنخورم
درواقع میخوام ازاول یک زندگی خوب داشته باشم که نه خودم ضررکنم ونه برای همسرم کم بزارم ونه دل مادرشوهرم بشکنه
لطفا مطالبی که هیچ وقت هیچ جایادمون ندادن رویادنمون بدید
دراین جور زندگی ها قطعا پیش میادمادرشوهرچیزی بگه که عروس ناراحت بشه,پیشنهاد خاله وعمه قهره!
ولی من میخوام روش درست رویادبگیرم,وکسی نیست یادبده
خلاصه بگم,چطورعروس وهمسرنمونه باشم بدون اینکه خودخوری کنم ومشکلات رو بریزم تودلم که بشه عقده و چند سال بعدسربازکنه
به نظرتون لازمه به همسرم بگم که بعضی حرف های مادرش ناراحتم میکنه؟اگربله چطورعنوان کنم که همسرم هم اذیت نشه؟

بزرگواري بفرماييد
متمركز شويد روي اين پرسش[/][/][/]

موضوع قفل شده است