جمع بندی چگونه به نهایت سعادت و کمال برسیم؟

تب‌های اولیه

4 پستها / 0 جدید
آخرین ارسال
چگونه به نهایت سعادت و کمال برسیم؟

[=IRANSans-web]چگونه به نهایت سعادت و کمال برسیم[/]

width: 700 align: center

[TD="align: center"]با نام و یاد دوست

[/TD]

[TD="align: center"][/TD]


کارشناس بحث: استاد صدیق

[TD][/TD]

رسانه;1028243 نوشت:
چگونه به نهایت سعادت و کمال برسیم

باسلام و عرض ادب

پیش از پاسخ بدین پرسش، لازم است قدری منظور خود را مشخص کنیم.
گاهی میگوییم نهایت سعادت و کمال.
گاهی نیز سعادت و کمال نهایی.
این دو با هم تفاوت دارد.
نهایت کمال، یعنی آخرین میزان از کمالی که یک انسان میتواند بدان دست بیابد. این درجه، آخرین میزان درجه کمال قابل دست یابی است.
اما کمال نهایی، عبارت است از آن هدف نهایی ای که خداوند متعال از خلقت انسان مدنظر داشته است. این امر، دارای درجاتی است که همگی در این مشترکند که هدف نهایی خلقت هستند.

البته در یک صورت میتوان این دو را یکسان دانست. آن هم اینکه مراد از کمال نهایی، همان آخرین درجه کمالی است که یک مخلوق میتواند بدان دست بیابد و آن همان هدف خداوند از خلقت انسان است.
خداوند از همه انسانها انتظار دارد که به هدف او(هرچه هست) دست بیابند و در این مسئله از هر تلاشی بهره بگیرند تا به آخرین درجه لایق برسند.

نکته دیگری که لازم است بدان توجه شود آن است که درجات کمال انسان، هیچ نهایتی ندارد.
هیچ درجه ای را نمیتوان به عنوان آخرین درجه بالقوه برای کمال معرفی کرد.
هر انسانی قابلیت آنرا دارد که بی نهایت درجه کمال را کسب کند.
هرچند میزانی که انسانها به دست می آورند با یکدیگر متفاوت است و معمولا انسانها به درجات پائینی از کمال دست می یابند.

بعد از این روشن شدن سوال، به پاسخ میپردازیم.

هدف خداوند از خلقت انسان، رسیدن به کمال و به فعلیت رساندن تمام قابلیتهای روحی ای است که در نهاد او قرار داده است.
انسان یک سری قابلیتها را دارد که با توجه به ابزارهایی که خداوند در اختیار او قرار داده است، میتواند آنها را به فعلیت برساند.
به فعلیت رسیدن این قابلیت ها و استعدادهای روحی، عبارت است از کمال انسان.

اما از آنجا که انسان موجودی است مختار و کمال او اکتسابی است نه خدادادی، بنابراین دست یافتن به این کمال، تنها از طریق انجام کارهای اختیاری ممکن است.
اعمال اختیاری است که انسان را میتواند به کمال برساند.
اعمالی که هم از جنبه ظاهری باید شرایط لازم را داشته باشد و هم از جنبه درونی و انگیزشی، مبتنی بر معرفت و اخلاص باشد.
به همین جهت خداوند متعال بیان میکند که عمل، بدون ایمان، پذیرفته نمیشود:
«انما یتقبل الله من المتقین»(1): همانا خداوند(اعمال را) از انسانهای باتقوا میپذیرد.

بنابراین، راه رسیدن به کمال عبارت است از اعمال صالح همراه با پشتوانه معرفتی و ایمان و اخلاص.
پس کمال، دو بال دارد:
بال معرفتی و درونی که عبارت است از ایمان و اخلاص.
بال فعلی و عملی که عبارت است از اعمالی خاص.

به همین جهت، در آیات قران کریم، هدف از خلقت جن و انس، عبادت خداوند معرفی شده است.
حکمت این مسئله نیز آن است که عبادت، واسطه در رسیدن به کمال است و به همین جهت ولو به عنوان هدف متوسط و میانی برای خلقت انسان قابل طرح است.

بدین صورت میتوان گفت هرچه اعمال انسان از نظر کیفی و کمی دارای مرتبه بالاتری باشد انسان را در این مسیر بالاتر میبرد.
هرچقدر از نظر کیفی، پشتوانه معرفتی والاتر باشد و هرچقدر از نظر کمی، میزان عملی که انجام میشود بیشتر باشد، در ارتقای روحی و کسب کمال کمک بیشتری به انسان میکند.

انجام واجبات و ترک محرمات اولین قدم در رسیدن به کمال است.
اما اینها به تنهایی کفایت نمیکنند.
انجام مستحبات و ترک مکروهات به میزانی که در توان انسان است، کارهای سودمند و قدرتمندی در رشد هرچه بیشتر انسان دارد:
در حدیث قدسی به این مسئله اشاره شده است:
«ما تقرب الی عبد بشییء احب الی مما افترضت علیه وانه لیتقرب الی بالنافله حتی احبه فاذا احببته کنت سمعه الذی یسمع به و بصره الذی یبصر به و لسانه الذی ینطق به ویده التی یبطش بها (2)»:
هیچ بنده ای با چیزی محبوب تر از واجبات به من نزدیک نمی شود. بنده همواره [مرحله به مرحله] با کارهای مستحب [افزون بر واجبات] به من نزدیک می شود تا آن که دوستش می دارم و چون محبوب من شد من گوش او می شوم که با آن می شنود و چشم او می شوم که با آن می بیند و زبان او می شوم که با آن سخن می گوید و دست او می شوم که با آن، اعمال قدرت می کند.

بنابراین انسان باید تمام تلاش خود را برای رسیدن به کمال لایق خود داشته باشد و هم از جنبه معرفتی غفلت نکند و هم در بعد عملی نیز از انجام فرایض و ترک محرمات و انجام مستحبات و ترک مکروهات بپرهیزد.

موفق باشید

پی نوشتها:
1. سوره مائده، آیه27
2. کلینی، محمد بن یعقوب، اصول کافی، ج ۲، ص ۳۵۲.


جمع بندی

ــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــ

پرسش: چگونه به نهایت سعادت و کمال برسیم

 

پاسخ:

پیش از پاسخ بدین پرسش، لازم است قدری منظور خود را مشخص کنیم.  گاهی میگوییم نهایت سعادت و کمال؛ گاهی نیز سعادت و کمال نهایی. این دو با هم تفاوت دارد. نهایت کمال، یعنی آخرین میزان از کمالی که یک انسان میتواند بدان دست بیابد. این درجه، آخرین میزان درجه کمال قابل دست یابی است.  اما کمال نهایی، عبارت است از آن هدف نهایی ای که خداوند متعال از خلقت انسان مدنظر داشته است. این امر، دارای درجاتی است که همگی در این مشترکند که هدف نهایی خلقت هستند. البته در یک صورت میتوان این دو را یکسان دانست. آن هم اینکه مراد از کمال نهایی، همان آخرین درجه کمالی است که یک مخلوق میتواند بدان دست بیابد و آن همان هدف خداوند از خلقت انسان است. خداوند از همه انسانها انتظار دارد که به هدف او(هرچه هست) دست بیابند و در این مسئله از هر تلاشی بهره بگیرند تا به آخرین درجه لایق برسند.

نکته دیگری که لازم است بدان توجه شود آن است که درجات کمال انسان، هیچ نهایتی ندارد. هیچ درجه ای را نمیتوان به عنوان آخرین درجه بالقوه برای کمال معرفی کرد. هر انسانی قابلیت آنرا دارد که بی نهایت درجه کمال را کسب کند. هرچند میزانی که انسانها به دست می آورند با یکدیگر متفاوت است و معمولا انسانها به درجات پائینی از کمال دست می یابند.

اینک بعد از این روشن شدن سوال، به پاسخ میپردازیم.

هدف خداوند از خلقت انسان، رسیدن به کمال و به فعلیت رساندن تمام قابلیتهای روحی ای است که در نهاد او قرار داده است. انسان یک سری قابلیتها را دارد که با توجه به ابزارهایی که خداوند در اختیار او قرار داده است، میتواند آنها را به فعلیت برساند. به فعلیت رسیدن این قابلیت ها و استعدادهای روحی، عبارت است از کمال انسان. اما از آنجا که انسان موجودی است مختار و کمال او اکتسابی است نه خدادادی، بنابراین دست یافتن به این کمال، تنها از طریق انجام کارهای اختیاری ممکن است. اعمال اختیاری است که انسان را میتواند به کمال برساند. اعمالی که هم از جنبه ظاهری باید شرایط لازم را  داشته باشد و هم از جنبه درونی و انگیزشی، مبتنی بر معرفت و اخلاص باشد. به همین جهت خداوند متعال بیان میکند که عمل، بدون ایمان، پذیرفته نمیشود:
«انما یتقبل الله من المتقین»(1): همانا خداوند(اعمال را) از انسانهای باتقوا میپذیرد.

بنابراین، راه رسیدن به کمال عبارت است از اعمال صالح همراه با پشتوانه معرفتی و ایمان و اخلاص. پس کمال، دو بال دارد: بال معرفتی و درونی که عبارت است از ایمان و اخلاص. بال فعلی و عملی که عبارت است از اعمالی خاص.  به همین جهت، در آیات قران کریم، هدف از خلقت جن و انس، عبادت خداوند معرفی شده است. حکمت این مسئله نیز آن است که عبادت، واسطه در رسیدن به کمال است و به همین جهت ولو به عنوان هدف متوسط و میانی برای خلقت انسان قابل طرح است. بدین صورت میتوان گفت هرچه اعمال انسان از نظر کیفی و کمی دارای مرتبه بالاتری باشد انسان را در این مسیر بالاتر میبرد. هرچقدر از نظر کیفی، پشتوانه معرفتی والاتر باشد و هرچقدر از نظر کمی، میزان عملی که انجام میشود بیشتر باشد، در ارتقای روحی و کسب کمال کمک بیشتری به انسان میکند.

انجام واجبات و ترک محرمات اولین قدم در رسیدن به کمال است. اما اینها به تنهایی کفایت نمیکنند. انجام مستحبات و ترک مکروهات به میزانی که در توان انسان است، کارهای سودمند و قدرتمندی در رشد هرچه بیشتر انسان دارد: در حدیث قدسی به این مسئله اشاره شده است:
«ما تقرب الی عبد بشییء احب الی مما افترضت علیه وانه لیتقرب الی بالنافله حتی احبه فاذا احببته کنت سمعه الذی یسمع به و بصره الذی یبصر به و لسانه الذی ینطق به ویده التی یبطش بها (2)»:
هیچ بنده ای با چیزی محبوب تر از واجبات به من نزدیک نمی شود. بنده همواره [مرحله به مرحله] با کارهای مستحب [افزون بر واجبات] به من نزدیک می شود تا آن که دوستش می دارم و چون محبوب من شد من گوش او می شوم که با آن می شنود و چشم او می شوم که با آن می بیند و زبان او می شوم که با آن سخن می گوید و دست او می شوم که با آن، اعمال قدرت می کند.

بنابراین انسان باید تمام تلاش خود را برای رسیدن به کمال لایق خود داشته باشد و هم از جنبه معرفتی غفلت نکند و هم در بعد عملی نیز از انجام فرایض و ترک محرمات و انجام مستحبات و ترک مکروهات بپرهیزد.

موفق باشید

پی نوشتها:
1. سوره مائده، آیه27
2. مجلسی، محمد باقر، بحار الانوار، بیروت، داراحیاء التراث العربی، 1403ق، چاپ دوم، ج58، ص149

 

 

موضوع قفل شده است