چه مدلی کتابخانه در اتاقم ایجاد کنم؟

تب‌های اولیه

72 پستها / 0 جدید
آخرین ارسال

یاقوت احمر;760766 نوشت:
سلام
شاید این موضوع مستقیما به تحصیل مربوط نشه اما از اعراض عام تحصیل که محسوب میشه بالاخره!
لذا چون انجمن بهتری به نظرم نرسید اینجا درج می کنم:

من علاقه زیادی به تهیه کتاب دارم. خوب برای نگهداری شون هم باید کتابخانه داشته باشم. یک کتابخانه 4 قفسه ای خریدم (دیواری) و در اتاق گذاشتم. پس از مدتی پر شد. کتابخانه دوم را هم خریدم و گذاشتم کنارش. اونم الان پر شده و من کتابهایی دارم که جاشون نیست بذارم.

مشکل اینجاست: اگه بخوام هی کتابخانه بخرم ، تعدادشون زیاد میشه.
اونایی که کتاب زیاد دارند چه جور کتابخانه ای استفاده میکنند؟ چندبار در تلویزیون ، علمای بزرگ را دیدم که صحبت میکنند ،پشت سرشان کتابخانه بود اما مثل مال من نبود که شیشه و قفل و ... داشته باشه. بیشتر شبیه قفسه های مغازه های سوپری بود. یعنی به نظرم رسید اونجوری به دیوار قفسه زده اند. دیگه شیشه و قفل و ... نداشت ظاهراً.

من درست متوجه شدم؟ میشه کلا یک دیوار اتاق را از کف تا نزدیک سقف اینطوری قفسه بزنم؟

اگه دوستان کسی اطلاعی داره راهنمایی کنن. اگه کتابخانه دارین و ممکنه ، لطفا عکسشو بزارین.

سلام و عرض ادب
خب شما میتوانید یک دیوار را کلا قفسه کتاب کنید، بگویید نجار بیاید اینکار را انجام دهد، کتابخانه پدر بنده هم همینگونه است، ایشان روحانی هستند.
اگر بتوانید برای کتابخانه شیشه بزنید خیلی بهتر میشود مثلا در شهر ما گرد و غبار خیلی زیاد است و واقعا یک نفر باید دستمال به دست قربان صدقه کتاب ها برود و آنها را پاک کند تا گرد و خاک چهره زیبایشان را آلوده نسازد که این خودش به شدت وقت گیر است، پس حتما شیشه بزنید ،

پیشنهاد بهتری هم دارم ، می توانید از نرم افزارهایی مثل مکتبه اهل بیت، نرم افزار جامع الحادیث یا ..... هم استفاده کنید، انجام تحقیقات با آنها خیلی ساده تر است اینطوری تعداد کتابهایی که مجبورید بخرید خیلی کمتر میشوند
راستی من شنیده ام اگر کسی کتابی بخرد و آن را نخواند باید خمسش را بپردازد ، این مسئله را هم در نظر داشته باشید، یعنی اگر صرف جمع آوری باشد احتمالا باید خمسشان را هم بپردازید، حالا یک تحقیق هم راجب به این موضوع بفرمایید بد نیست
موفق باشید

با سلام این تصویر کتابخانه منه شاید دوست داشته باشید.



زینبیون;762863 نوشت:
سلام و عرض ادب
خب شما میتوانید یک دیوار را کلا قفسه کتاب کنید، بگویید نجار بیاید اینکار را انجام دهد، کتابخانه پدر بنده هم همینگونه است، ایشان روحانی هستند.
اگر بتوانید برای کتابخانه شیشه بزنید خیلی بهتر میشود مثلا در شهر ما گرد و غبار خیلی زیاد است و واقعا یک نفر باید دستمال به دست قربان صدقه کتاب ها برود و آنها را پاک کند تا گرد و خاک چهره زیبایشان را آلوده نسازد که این خودش به شدت وقت گیر است، پس حتما شیشه بزنید ،

پیشنهاد بهتری هم دارم ، می توانید از نرم افزارهایی مثل مکتبه اهل بیت، نرم افزار جامع الحادیث یا ..... هم استفاده کنید، انجام تحقیقات با آنها خیلی ساده تر است اینطوری تعداد کتابهایی که مجبورید بخرید خیلی کمتر میشوند
راستی من شنیده ام اگر کسی کتابی بخرد و آن را نخواند باید خمسش را بپردازد ، این مسئله را هم در نظر داشته باشید، یعنی اگر صرف جمع آوری باشد احتمالا باید خمسشان را هم بپردازید، حالا یک تحقیق هم راجب به این موضوع بفرمایید بد نیست
موفق باشید


سلام.
بله. نکته صحیحی است. بنده هم کتابهایی را که لازم ندارم اما به جهت دلبخواه می خرم ( چه بخوانم چه نخوانم) یادداشت می کنم و سر سال ، خمسش را می پردازم. اما کتابهایی را که مورد نیاز عرفی یا شغلی است ، مستثناء می دانم.
این امر نه فقط در بحث کتاب ، بلکه در باره هر شیء دیگری صادق است. هر شی ایی که لازم نداشته باشید و بخرید ، مشمول خمس است.

قصد بنده هم قفسه زدن یک دیوار است. اما اینکه چگونه باشد؟ فلزی یا چوبی؟ درب و شیشه داشته باشد یا نه؟ اینها برایم مورد سئوال است.

کتابخانه پدر بزرگوارتان ، درب و شیشه دارد؟

اگر امکان دارد ، تصویری از کتابخانه پدر بزرگوارتان در اینجا بزنید تا بنده اطلاع دقیقتری از نحوه و شکل آن داشته باشم ، متشکر میشوم.

تنهای تنها;762756 نوشت:
یه طرح ساده کافیه واسه تعداد زیاده کتاب
قفسه های چوبیه صاف
میتونی تخت خوابت روعوض کنی یا میز تحریرت رو" فضا بیشتر میشه
اگه اتاقه اضافی نداریدمیتونی انباری خونتون رو درست کنی بشه کتابخانه

طرح خوبی است. دنبال همین هستم. اما جزئیات عملی آن را باید بدانم. ترجیحا باید یک نمونه از آن را ببینم تا بدانم که چه می خواهم درست کنم.

خوشبختانه نه تختخواب دارم نه میز تحریر. زمین خدا کار هر دویش را برایم انجام می دهد!
انباری هم نداریم. با این حال ، کتابخانه از اهم واجبات است برای من.

حامی;762405 نوشت:
قرآن و مفاتيح را رد مي كردم چون روي گوشي داريم

سلام استاد.
دلم راضی نمی شود قرآن را رد کنم. قرآن را از خانه بیرون کنم؟ چون جایش را ندارم یا نرم افزارش را دارم؟ به نظرم اگر این مسأله موشکافی فنی شود ، اشکال اخلاقی یا فلسفی داشته باشد. من اگر هزارتا قرآن داشته باشم ، رد نمی کنم. البته اگر جایی باشد که واقعا نیاز باشد ، می دهم. زیرا به نظر من دو عمل زیر ، گرچه صورت یکسان دارند ، اما ماهیت متفاوت دارند:

1- من قرآن را لازم ندارم ( چون نرم افزارش یا قرآن دیگری را دارم) پس ردش می کنم به جایی که لازم دارند.

2- من علیرغم اینکه قرآن نرم افزاری یا قرآن متعدد دارم ، اما دلم نمی آید هیچکدام را رد کنم. اما چون فلان جا لازم دارند ، لذا علیرغم میل خودم (که نمیخواهم قرآنها را از خانه ام بیرون کنم)، چند قرآن به آنجا هدیه می کنم.

در قرائت ها هم سعی می کنم همه اش از یک قرآن استفاده نکنم و به گونه ای عمل کنم که همه قرآنها مورد استفاده باشند.

یاقوت احمر;763076 نوشت:
سلام استاد.
دلم راضی نمی شود قرآن را رد کنم. قرآن را از خانه بیرون کنم؟ چون جایش را ندارم یا نرم افزارش را دارم؟ به نظرم اگر این مسأله موشکافی فنی شود ، اشکال اخلاقی یا فلسفی داشته باشد. من اگر هزارتا قرآن داشته باشم ، رد نمی کنم. البته اگر جایی باشد که واقعا نیاز باشد ، می دهم.

البته فداي سرتون
ولي به نظرم كل مطلب بنده نقل قول نشده :Nishkhand:
حامی;762405 نوشت:
قرآن و مفاتيح را رد مي كردم چون روي گوشي داريم در خانه هم احساس مي شد به حد كافي داريم و.....

اين كه يك نفر اصلا قرآن نداشته باشد و من چند جلد قران در منزل داشته باشم منظور اينه
كه بهتر است در حد نياز را برداريم و بقيه را به ديگران كه ندارند بدهيم
البته قبول دارم عباراتم مبهم بود

حامی;763096 نوشت:

البته فداي سرتون
ولي به نظرم كل مطلب بنده نقل قول نشده :Nishkhand:

اين كه يك نفر اصلا قرآن نداشته باشد و من چند جلد قران در منزل داشته باشم منظور اينه
كه بهتر است در حد نياز را برداريم و بقيه را به ديگران كه ندارند بدهيم
البته قبول دارم عباراتم مبهم بود


عرض بنده هم همین است که حتی به فرض کافی داشتن قرآن در منزل ، کلاً " بیرون کردن قرآن از منزل" امر مبارکی نیست.
البته دادن قرآن به کسی که ندارد خوب است ، اما نه از باب اینکه "ما به حد کافی داریم و می خواهیم مازاد را رد کنیم". این دو مسأله با هم متفاوت اند به نظر حقیر.

[="Tahoma"][="DarkGreen"]

یاقوت احمر;763106 نوشت:
البته دادن قرآن به کسی که ندارد خوب است ، اما نه از باب اینکه "ما به حد کافی داریم و می خواهیم مازاد را رد کنیم". این دو مسأله با هم متفاوت اند به نظر حقیر.

سلام
خب بنده هم براي همين مي دهم به ديگري كه ندارد نه براي اين كه مثلا بگويم جا گير است يا ...
وگرنه مي دادم العياذ بالله به چاپخانه ها كاغذش را خمير كنند
البته ما امام زمان را هم كه قران ناطق است داده ايم به افرادي كه ندارند حاج آقا دكتر آقاتهراني مي گفتند اگر بگويند ياران ناب امام زمام در آمريكا هم هستند تعجب نكنيد افرادي كه برخلاف عموم ما دين را عاقلانه پذيرفته اند[/][/]

یاقوت احمر;763106 نوشت:
عرض بنده هم همین است که حتی به فرض کافی داشتن قرآن در منزل ، کلاً " بیرون کردن قرآن از منزل" امر مبارکی نیست.
البته دادن قرآن به کسی که ندارد خوب است ، اما نه از باب اینکه "ما به حد کافی داریم و می خواهیم مازاد را رد کنیم". این دو مسأله با هم متفاوت اند به نظر حقیر.

استاد حالا گذشته از این صحبتا ، نمیدانم چرا لطف شما در نشان دادن یک تصویر از کتابخانه شخصی تان ، شامل ما نمی شود؟ لطفاً به قابلیت ما نگاه نکنید ، به کرم خود نگاه کنید.
[SPOILER]قال الله تعالی: انما نطعمکم لوجه الله....[/SPOILER]

[="Tahoma"][="DarkGreen"]

دیدار دایی با سید حسن خمینی در قم


این عکس را هم علی دایی از دیدار با سید حسن خمینی در قم در اینستاگرام منتشر کرده است:


البته شما كتابخونه اش را ببينيد:Nishkhand:[/][/]

یاقوت احمر;763066 نوشت:
کتابخانه پدر بزرگوارتان ، درب و شیشه دارد؟

سلام
نه ندارد، ولی شما شیشه بزنید بهتر است، مگر اینکه کلی برای تمیز کردنشان وقت داشته باشید

حامی;763158 نوشت:
دیدار دایی با سید حسن خمینی در قم


این عکس را هم علی دایی از دیدار با سید حسن خمینی در قم در اینستاگرام منتشر کرده است:


البته شما كتابخونه اش را ببينيد:Nishkhand:

این کتابخانه را با هزینه کمتری میتوان تهیه کرد منتها نوعش طوری است موقع تمیز کردن حسابی دست آدم میبرد و اگر حواسمان نباشد کتابخانه را هم کثیف میکند!!!!!!!
لا القل من یکی با این نوع کتابخانه مشکل دارم!
محاله پاکش کنم و دستم نبره و خون نیاد

ولی خب قیمتش ارزونتره و به این جهت خوبه!

راستی این کتابخانه های فلزی سبک خطر سقوط هم دارند، به هیچ وجه نباید زیرشون خوابید

یاقوت احمر;760766 نوشت:
اما مثل مال من نبود که شیشه و قفل و ... داشته باشه. بیشتر شبیه قفسه های مغازه های سوپری بود. یعنی به نظرم رسید اونجوری به دیوار قفسه زده اند. دیگه شیشه و قفل و ... نداشت ظاهراً.

همین کتابخونه که استاد حامی گذاشتند همینی هست که شما دیدید، فلزیه
فقط توی عکس قشنگ میفته و الا منظره خونه رو هم خیلی بد میکنه!
لقم میزنه

سلام عليكم

قفسه كتاب كتابخانه كاظمين

قفسه كتاب هاي علما . بدون حفاظ و درب

آيت الله مرعشي نجفي رحمه الله

آيت الله مكارم شيرازي حفظه الله

صرفا براي مشاهده . الگو برداري هم براي كساني كه مانند اين بزرگواران مراجعه مداوم دارند مانعي ندارد.

ادامه بدون درب و حفاظ

همچنان

زینبیون;763165 نوشت:
این کتابخانه را با هزینه کمتری میتوان تهیه کرد منتها نوعش طوری است موقع تمیز کردن حسابی دست آدم میبرد و اگر حواسمان نباشد کتابخانه را هم کثیف میکند!!!!!!!
لا القل من یکی با این نوع کتابخانه مشکل دارم!
محاله پاکش کنم و دستم نبره و خون نیاد

ولی خب قیمتش ارزونتره و به این جهت خوبه!

راستی این کتابخانه های فلزی سبک خطر سقوط هم دارند، به هیچ وجه نباید زیرشون خوابید

كتابخانه زير نورگير
منزلي مستأجر بوديم جايي براي كتابخانه نداشت بنده مجبور شدم زير نورگير را براي كتابخانه انتخاب كنم
نور گير ته ساختمان بود و زير زمين. از نور و اكسپژن خبري نبود
چند اتفاق افتاد برايم
1- خانم صاحب خانه كه همه فرزندانش دكتر و مهندس هستند مشغول شستشو بود از شلنگ دو تكه اي استفاده مي كرد كه جدا شده بود و از بالا ريخت روي كتاب ها البته اول بنده فكر كردم باران شديدي گرفته. دويدم پتو آوردم انداختم روي كتاب ها ولي تعدادزيادي از كتاب ها خراب شد. با اين كه خانم صاحب خونه فهميده بود چه اتفاقي افتاده فقط گفت: ههههههه اي واي تو را خدا ببخشيننننننن.

2- يكي از اقوام از مكه برگشته بود و بنده بايد براي كمك منزلشان مي رفتم. بارون شديدي مي آمد. وقتي برگشتم به منزل هم زمان كليد لب تاب و مهتابي را با هم زدم. متوجه شدم برق اتصالي داشت و جرقه مي زند و انگشت خيس شده بود. صفحه لب تاب پر آب شده بود و كلا مادربرد و هارد سوخت كه سوخت. با كلي اطلاعات و كتابخانه ديجيتال و نوشته هاي شخصي ام. البته اصلا فكرش را نمي كردم كه از چند لايه سقف نور گير بازم آب پايين بيايد. آب به اين شلي حال ما را گرفت.

3- ديگه مار گزيده شده بودم كه از ريسمون سياه و سفيد مي ترسد. حدود ساعت يك و نيم شب بود داشتم مطالعه مي كردم. هوا باروني بود گفتم روي قفسه هاي كتاب چند پتو يا پارچه بيندازم تا اگر باران امد روي كتاب ها نريزد وقتي بالا رفتم كرسي پا از زير پايم در رفت همين طور كه داشتم پتو را پرت مي كردم كه به اخر قفسه برسد دستم روي سر يكي از پايه هاي قفسه فلزي خورد و حسابي زخمي شد. خانمم از خواب بيدار شد. گفت چي شد؟ نمي خواستم ناراحت شوند گفتم هيچي. ولي ايشان كه متوجه افتاده كرسي پا و پتو روي زمين شده بودند كنجكاو شدند و ديدند كه مچ دستم بريده شده و به استخوان رسيده. گفتم چيزي نيست خوب ميشه. به اصرار ايشان به اورژانس رفتم
آقا چشم تان روز بد نبيند به اورژانس رفتيم برادران و خواهران اورژانسي در حال مناجات بودند و صداي خر و پفشان تو سالن مي پيچيد و مستخدمي هم مشغول مداواي بيماران بود. وقتي من رفتم سراغم آمد گفت چي شده. دستم را كه ديد دويد خانمي را صدا زد خب اول بي حسش كرد و بعد خواست بخيه بزنه. بلد نبود ته نخ بخيه را ببنند وقتي نخ را مي كشيد نخ دوباره از دستم بيرون مي آمد. بالاخره با راهنمايي مستخدم چند بخيه زد و بعد خواست اضافه نخ را ببرد. تيغ را روي نخ مي كشيد من كه دردم نمي آمد ولي مي ديدم كه داره گوشت پاره ميشه ولي تيغ نمي برد گفتم ببخشيد خانم چه كار مي كنيد؟!!!
كه اينجا باز مستخدم به دادم رسيد و گفت: خانم تيغ را اشتباه در دست گرفته ايد با پشت تيغ مي كشيد.

4- چون كتاب ها زياد بود مجبور شدم قفسه هاي فلزي را روي هم ببندم. وقتي دنبال كتابي مي گشتم گاهي كتاب هاي قفسه جلويي را بر مي داشتم تا به قفسه پشتي ديد داشته باشم.

البته بماند كه يك بار هم فاضلاب آشپزخانه بالا زد و كتابهاي زيادي كه در كنار ميز مطالعه بود خيس شده بود
البته بيشتر اين اتفاقات به دليل اين بود كه بنده مستأجر بودم و از نظر سوق الجيشي نمي دانستم منزل در چه شرايط و موقعيتي است چون بنده هم فكرمي كنم همه آدم ها دلشون مثل عاج هاي لاستيك ماشين خودم صاف صافه سخنان صاحب خونه را در تعريف از منزلش قبول كرده بودم.
اينجا

سلام

حامی;763179 نوشت:
ههههههه اي واي تو را خدا ببخشيننننننن.

عجب آدم منصفی بودن ایشان!!

حامی;763179 نوشت:
البته بيشتر اين اتفاقات به دليل اين بود كه بنده مستأجر بودم و

در خانه هایی استیجاری نمی توان از کتابخانه های خیلی شیک یا دیواری استفاده کرد، کتابخانه های خیلی شیک چوبی هستند و به نسبت گران تر از بقیه و با جابه جایی ها شکسته میشن،ما هم تا سال ها که مستاجر بودیم از همین فلزیها استفاده می کردیم تا اینکه اومدیم شهر خودمون و یه دیواری درست کردیم

فاتح;763172 نوشت:
صرفا براي مشاهده . الگو برداري هم براي كساني كه مانند اين بزرگواران مراجعه مداوم دارند مانعي ندارد.

کسانی که استفاده زیادی از کتابخونه می کنند به هیچ وجه با شیشه و درب موافق نیستند چون براشون مزاحمت ایجاد میکنه، گاهی برای یه مطلب می بینید چندین کتاب رو دور خودشون چیدن و کف اتاق پر از کتابهای جورواجور شده! پدر منم با شیشه موافق نیستند!! جلوی دستشون رو میگیره!!!
ولی خب من دوست دارم

حامی;763158 نوشت:
دیدار دایی با سید حسن خمینی در قم


این عکس را هم علی دایی از دیدار با سید حسن خمینی در قم در اینستاگرام منتشر کرده است:


البته شما كتابخونه اش را ببينيد:Nishkhand:


سلام علیکم
استاد ، درد دلم تازه شد که چرا باید گلها خار داشته باشند..... ؟
انه لیس من اهلک انه عمل غیر صالح....

کاش تصویر کتابخانه سید حسن نصرالله را می دیدیم. :ok:

زینبیون;763165 نوشت:
این کتابخانه های فلزی سبک خطر سقوط هم دارند، به هیچ وجه نباید زیرشون خوابید

من دو کتابخانه دیواری (آماده) دارم ، جرآت نمیکنم زیر آنها بخوابم چون منطقه ما زلزله خیز است. کتابخانه های منم طوریند که صاف نمی ایستند و خودم زیرش چند تکه موکت گذاشته ام تا نیروی وزنش را به سمت عقب هدایت کنم نه جلو.

زینبیون;763167 نوشت:
الا منظره خونه رو هم خیلی بد میکنه!
لقم میزنه

:Gig: بله....
منم که متآهلم باید در زدن کتابخانه ، نظر خانمم را لحاظ کنم که وقتی کسی میاد منزلمون ، ایشون نگران نمای بد اتاق نباشند....
ما هم البته نگران سلامت جسم و روان خودمان نباشیم :khaneh:

یاقوت احمر;763293 نوشت:
:Gig: بله....
منم که متآهلم باید در زدن کتابخانه ، نظر خانمم را لحاظ کنم که وقتی کسی میاد منزلمون ، ایشون نگران نمای بد اتاق نباشند....
ما هم البته نگران سلامت جسم و روان خودمان نباشیم :khaneh:

یکی از بستگانم ما را برد برای پادرمیانی!
مرد کتابخانه بزرگی دارد و اهل کتابخواندن است و همسرش اصلا از کتاب بیزار است، کلی با هم سر این مسئله که کتابخانه کجا باشد مسئله داشته اند!
یکبار (یا شاید چند بار) ما را بردند تا به نفعشان حرف بزنیم ، من هم که به نفع هر کس حرف میزدم محکوم میشدم گفتم خودتان میدانید هر جا میخواهید بزارید!!!
هنوز هم این مسئله برایشان مشکل ساز است
خوب است که زنان و مردان این مسائل را خیلی دوستانه با هم حل کنند هم مرد خودش را جای زن بگذارد که نمای خانه برایش مهم است و هم زن خودش را جای مرد بگذارد و عشق همسرش به کتابهایش را درک کند
کلا با صلح و صفا میتوان مسئله را حل کرد

اين عكس را هم مشرق نيوز تهيه كرده :


آيت الله صافي گلپايگاني در اتاق مطالعه

موضوع قفل شده است