جمع بندی چرا مذهبیون اسلامی کلامشون فاقد شفافیت است؟

تب‌های اولیه

55 پستها / 0 جدید
آخرین ارسال

فروز;923380 نوشت:
ربط به مذهبی بودن دارد

علت این که ما این گونه نواقص رفتاری رو در رفتارهای افراد می بینیم این است که شاکلة ایشان يعني "من حقيقي" و "شخصيت واقعي" تان، هنور به آنچه مي خواهند انجام دهند، اعتقادي ندارد يا هنوز آن را جدّي و مهم تلقي نکرده است. در واقع ایشان هنوز نه مذهب را نشناخته اند تا چه برسد به این که عمل کنند. لذا ایشان مذهبی نمایی بیش نیستند. لذا اصولا ایشان مذهبی نیستند تا عملکردشان ملاک و معیار باشد.
توضیح مطلب این که :
اعتقادات انسان از لايه هاي ناپيداي روح آدمي و از بافت شخصيتي او بر مي خيزند که امروزه آن را "شاکله" مي نامند. شاکله فاصلة ميان انديشه و عمل را پر مي کند؛ بدين معنا که شاکله در تجسم انديشه در قالب اعمال، نقش سرنوشت سازي را دارد. علت اين که به بسياري از مقصودات مان نمي رسيم، همين نکته است.

نسیم رحمت;923417 نوشت:
این فرمایشات شما از آن جا ناشی میشه که هنوز نه قرآن را شناخته اید

استاد گرامی در تائید حرف بنده همین بس که فرقه ها و مکاتب گوناگون پدید آمده...همین بس که از دل همین قرآن داعش ها بیرون آمده....همین بس که هزار چهار صد سال است که شیعه و سنی سر و کل هم می زنن و هر یک نتیجه و خواست خود را از دل قرآن بیرون آورده، یکی می گوید امامت اونطوری یکی می گوید امامت اونطوره...چرا سر مباحث علمی اینگون دعوا و سر و کله زدن نیست...چرا در سر کتاب های نیوتون انیشتن و داروین هفتاد فرقه بیرون نیامده، چرا سر کتاب های روانشانی صد تا فرقه بیرون نیامده..چرا متخصصات و دانشمندان انقدر روشن و شفاف سخن می گویند...استاد گرامی مذهبیون از کودکی با قرآنی بزرگ می شوند که هزاران مفسر کتاب های تفسیری مختص خود را بیرون داده اند....یک تفسیر فلان می گوید، یک تفسیر فلان می گوید...صد ها کتاب تفسیری مختلف بیرون آمده، کتاب تفسیری در هزار سال پیش می گوید که بله منظور قرآن این بوده که خورشید دور زمین حرکت می کند، بعد مفسر امروز می گوید نه منظور قرآن این بوده که خورشید در کهکشان حرکت می کند!!!!!!!...در یک همچین جوی و در یک همچین شرایطی وقتی مذهبی با قرآن خو می گیرد رنگ و رفتار و کردار و گفتارش هم رنگ و بوی قرآن می گیرد...طوری حرف می زند که بشود ده ها تفسیر از آن بیرون آورد...طوری حرف می زند که بعد ها خیلی راحت زیرش می زنن....تا دیروز که مفسران می گفتند خورشید دور زمین حرکت می کند و باعث شب و روز می شود، چه شد امروز مفسران چیز دیگری می گویند...این است جنس و قالب قرآن...
نسیم رحمت;923417 نوشت:
میشه منظورتون رو توضیح بدین که کجای مذهب پوشالی است ؟ً

بنده منظورم این بود که نود درصد اعتقادات مذهبیون که برداشتی از قرآنه پوشالیه....یعنی به این معنی که مثلا فلانی اعتقادش اینه که بنا به قرآن فرشته اختیار نداره...بعد قرآن که گفته هاش گفتم شفاف نیست...فردا پس فردا شبهه ای پیش می آد حرفشو عوض می کنه خیلی راحت و می گه نه، بنا به قرآن فرشته اختیار داره.!!!!!ما از همون اولم منظورمون این بود که فرشته اختیار داره...یعین بیش از نود درصد اعتقادات پوشالیه و رنگ عوض می کنه...امروز فرشته مختاره...فردا فرشته مجبوره..امروز شفاعت اینطوریه اونطوریه...فردا اینطوریه اونطوریه...اصلا یک وضعیه...

پارسا مهر;923412 نوشت:
خوب طبیعی هست این رفتار مذهبیون...این ها از بچگی با کلام قرآن بزرگ شدن، قرآن دقیقا و دقیقا یک همچین رنگی داره...یعنی کلام قرآن به شکلی هست که کاملا می شه بعدا خیلی راحت زیرش زد...اونو به نوعی دیگه جلوه داد...مذهبیونی که با قرآن بزرگ شدن و شاگرد مکتب قرآن هستن....علاوه بر قرآن خود مکتب شیعه و عقایداش از علم غیب ائمه گرفته تا کم و کیف ظهور هم طوری هست که مذهبیون رو وادار به اینطوری سخن گفتن می کنن در نتیجه مذهبیون اینطور بار می آن...اینطور عادت کردن...
من همیشه به مذهبیون می گم که نود درصد بیشتر عقایدتون پوشالیه و توخالیه و وجود روشن نداره..چون به راحتی می تونه با یک شبهه رنگ عوض کنه و هیچ به هیچی...مشکلی هم پیش نمی آد...

آیات قرآن طوری هستند که میشه ازشون چندین مفهوم برداشت کرد و همشون هم درست هستند.یعنی بعضی از آیات خواستند که به چندین مفهوم اشاره داشته باشند.مثلا آیه ای که در مورد حرکت کوه ها صحبت میکنه هم به حرکت زمین به دور خودش اشاره میکنه و هم به حرکت جوهری.و هر دو مفهوم هم میتونن همزمان درست باشند و همدیگر رو نقض نکنند.
ادعای شما وقتی صحیحه که آیات قرآن مبهم باشند و هر دفعه هر کسی یه برداشتی از انها بکنه که با برداشت دیگه ناسازگار و تناقض داشته باشه.ولی این نوع برداشتها ناشی از عدم کافی بودن علم به قرآن میشه.در کل آیات قرآن بنا به فراخور فهم و اندیشه هر کسی مفاهیم متعددی داره مثلا تاویل تعدادی از ایات رو فقط معصومین بلدن و قرار نیست همه مفاهیم قرآن رو هر انسانی بلد باشه بلکه بنا به ظرفیت وجودی هر انسانی قرآن برای او هدایتگره. هیچ یک از این مفاهیم نه با یکدیگر تناقض دارند و نه تا کنون بنا به مقتضیات زمان رد میشن.
البته بنده هم میپذیرم که بعضی مذهبیون کلامشون ممکنه شفاف نباشه اما این انصاف نیست که انرا به همه تعمیم بدیم.اتفاقا علت بعضی اختلافات بخاطر اینه که کمتر به قرآن توجه میشه.و کمتر اعمال دینی با قرآن تطبیق داده میشه.(بعنوان مثال آیه ای که در مورد مسح پا در وضو گفته ولی بعضی اهل سنت پاهای خود رو میشورن و این باعث اختلاف بین شیعه و سنی شده)بنظر من قران خیلی مظلوم شده.

سلام
در مورد قرآن که دوستان اشاره فرمودند، تاپیک زیر رو ببینید:

یک آیه یک میلیون و دویست و شصت هزار معنی

برخی حتی مبهم بودن قرآن را یکی از وجوه اعجاز آن دانسته اند. یعنی گفته اند که یک انسان نمی تونه کلامی اینقدر مبهم بیاره:

نقل قول:
و به خدا سوگند اين مطلب از عجائب نظم قرآن است، كه يك آيه ‏اش با مذاهب و احتمال هايى مي سازد، كه عددش حيرت انگيز و محير العقول است، و در عين حال كلام هم چنان بر حسن و زيبايى خود متكى است، و به زيباترين حسنى آراسته است، و خدشه ‏اى بر فصاحت و بلاغتش وارد نمي شود، و انشاء اللَّه نظير اين حرف در تفسير آيه: (أَ فَمَنْ كانَ عَلى‏ بَيِّنَةٍ مِنْ رَبِّهِ وَ يَتْلُوهُ شاهِدٌ مِنْهُ، وَ مِنْ قَبْلِهِ كِتابُ مُوسى‏ إِماماً وَ رَحْمَةً) از نظر خواننده خواهد گذشت.*

البته بیشتر این ابهامها به خاطر مسائلی مثل عدم ذکر جزئیات، ذکر ضمیر بدون مشخص سازی مرجع و ... است. مثل حالتی که بگوییم "آنها" اما مشخص نباشد که آنها دقیقاً چه کسانی اند.

سعدی شیرازی;923446 نوشت:
برخی حتی مبهم بودن قرآن را یکی از وجوه اعجاز آن دانسته اند.

دچار خلط منظور شده اید .

نوشته و گفتاری که ذاتا مبهم اند و مشخص نیست که در ذکر آن معنائی اراده شده یا نشده و هر کسی بنا بر اراده خود معنایی خودساخته را میتواند به آن با یا بدون قرینه نسبت دهد
با
مطالب حکمی که معانی ای در حد شناخت همه هستی در آن اراده شده و شمولیت مفاهیم متعدد را دارد و معانی زیادی با قرینه از آن برداشت میشود تفاوت دارند .

به اولی میتوان گفت مبهم ولی بر دومی این توصیف روا نیست .

فاتح;923455 نوشت:
در حد شناخت همه هستی در آن اراده شده

فاتح گرامی
تقریباً متوجه منظور شما هستم.

مثلاً ما می تونیم مطمئن باشیم که جمله "زمین بر شاخ گاو قرار دارد" هیچگاه توسط علم نقض نمیشه. یا جمله "خورشید حرکت می کند" (بدون اشاره به مسیر حرکت) همیشه از نظر علم صحیحه. همچنین مهم نیست که علم چه نظریه ای در مورد پیدایش جهان داره یا قدمت اون رو چقدر تخمین می زنه، در هر صورت میشه خلقت جهان رو در 6 روز دانست.

سبک قرآن بر خلاف تورات، به شکلیه که وارد جزئیات نمیشه. مثلاً تورات نیز 6 روز آفرینش جهان را توصیف کرده اما با جزئیات. و این جزئیات باعث سخت شدن تطبیق اون بر علم شده:

نقل قول:
در ابتدا، خدا آسمان‌ها و زمین را آفرید.

۲ و زمین تهی و بایر بود و تاریکی بر روی لجّه[۱] و روح خدا سطح آب‌ها را فرو گرفت.

۳ و خدا گفت: «روشنایی بشود.» و روشنایی شد.

۴ و خدا روشنایی را دید که نیکوست و خدا روشنایی را از تاریکی جدا ساخت.

۵ و خدا روشنایی را روز نامید و تاریکی را شب نامید. و شام بود و صبح بود، روزی اول.

۶ و خدا گفت: «فلکی باشد در میان آب‌ها و آب‌ها را از آب‌ها جدا کند.»

۷ و خدا فلک را بساخت و آب‌های زیر فلک را از آب‌های بالای فلک جدا کرد. و چنین شد.

۸ و خدا فلک را آسمان نامید. و شام بود و صبح بود، روزی دوم.

۹ و خدا گفت: «آب‌های زیر آسمان در یک جا جمع شود و خشکی ظاهر گردد.» و چنین شد.

۱۰ و خدا خشکی را زمین نامید و اجتماع آب‌ها را دریا نامید. و خدا دید که نیکوست.

۱۱ و خدا گفت: «زمین نباتات برویاند، علفی که تخم بیاورد و درخت میوه‌ای که موافق جنس خود میوه آورد که تخمش در آن باشد، بر روی زمین.» و چنین شد.

۱۲ و زمین نباتات را رویانید، علفی که موافق جنس خود تخم آورد و درخت میوه‌داری که تخمش در آن، موافق جنس خود باشد. و خدا دید که نیکوست.

۱۳ و شام بود و صبح بود، روزی سوم.

۱۴ و خدا گفت: «نیّرها[۲] در فلک آسمان باشند تا روز را از شب جدا کنند و برای آیات و زمان‌ها و روزها و سال‌ها باشند.

۱۵ و نیرها در فلک آسمان باشند تا بر زمین روشنایی دهند.» و چنین شد.

۱۶ و خدا دو نیر بزرگ ساخت، نیر اعظم را برای سلطنت روز و نیر اصغر را برای سلطنت شب، و ستارگان را.

۱۷ و خدا آن‌ها را در فلک آسمان گذاشت تا بر زمین روشنایی دهند،

۱۸ و تا سلطنت نمایند بر روز و بر شب، و روشنایی را از تاریکی جدا کنند. و خدا دید که نیکوست.

۱۹ و شام بود و صبح بود، روزی چهارم.

۲۰ و خدا گفت: «آب‌ها به انبوه جانوران پر شود و پرندگان بالای زمین بر روی فلک آسمان پرواز کنند.»

۲۱ پس خدا نهنگان بزرگ آفرید و همه جانداران خزنده را، که آب‌ها از آن‌ها موافق اجناس آن‌ها پر شد، و همه پرندگان بالدار را به اجناس آن‌ها. و خدا دید که نیکوست.

۲۲ و خدا آن‌ها را برکت داده، گفت: «بارور و کثیر شوید و آب‌های دریا را پر سازید، و پرندگان در زمین کثیر بشوند.»

۲۳ و شام بود و صبح بود، روزی پنجم.

۲۴ و خدا گفت: «زمین، جانوران را موافق اجناس آن‌ها بیرون آورد، بهایم[۳] و حشرات و حیوانات زمین به اجناس آن‌ها.» و چنین شد.

۲۵ پس خدا حیوانات زمین را به اجناس آنها بساخت و بهایم را به اجناس آن‌ها و همه حشرات زمین را به اجناس آن‌ها. و خدا دید که نیکوست.

۲۶ و خدا گفت: «آدم را بصورت ما و موافق شبیه ما بسازیم تا بر ماهیان دریا و پرندگان آسمان و بهایم و بر تمامی زمین و همه حشراتی که بر زمین می‌خزند، حکومت نماید.»

۲۷ پس خدا آدم را بصورت خود آفرید. او را بصورت خدا آفرید. ایشان را نر و ماده آفرید.

۲۸ و خدا ایشان را برکت داد و خدا بدیشان گفت: «بارور و کثیر شوید و زمین را پر سازید و در آن تسلط نمایید، و بر ماهیان دریا و پرندگان آسمان و همه حیواناتی که بر زمین می‌خزند، حکومت کنید.»

۲۹ و خدا گفت: «همانا همه علف‌های تخم‌داری که بر روی تمام زمین است و همه درخت‌هایی که در آن‌ها میوه درخت تخم‌دار است، به شما دادم تا برای شما خوراک باشد.

۳۰ و به همه حیوانات زمین و به همه پرندگان آسمان و به همه حشرات زمین که در آن‌ها حیات است، هر علف سبز را برای خوراک دادم.» و چنین شد.

۳۱ و خدا هر چه ساخته بود، دید و همانا بسیار نیکو بود. و شام بود و صبح بود، روز ششم.

به هر حال، لفظ ابهام توسط مفسران به کار رفته و خیلی از علما درباره انواع و اقسام ابهامات قرآن سخن گفته اند:
http://www.maarefquran.org/index.php/page,viewArticle/LinkID,62

پارسا مهر;923422 نوشت:
کتاب تفسیری در هزار سال پیش می گوید که بله منظور قرآن این بوده که خورشید دور زمین حرکت می کند، بعد مفسر امروز می گوید نه منظور قرآن این بوده که خورشید در کهکشان حرکت می کند!!!!!!!...د

ذاتی هیچ موضوعی در قرآن چرخش زمین به دور خورشید و یا بالعکس نیست .

در قرآن کریم دعوت به مشاهده نشانه ها در زمین و آسمان و موجودات میشود برای تدبر بیشتر و انسان باید خودش زحمت این را بکشد
مثال
افلا ینظرون الی الابل کیف خلقت ؟ کلیک کنید

منظور از افلا ینظرون در آیه 17 سوره غاشیه نظر با تفکر و تامل است که منجر به شناخت خالق میگردد .

در تدبر و تفکر آدم مختار است به اندازه علم خود از هستی فهم کند . این مساله ای که نوشتید عطف بر این مساله است . این استنباطات عارض بر قرآن میشود که ممکن است استنباطی اشتباه باشد یا نباشد مانند تفسیر و تطبیق و تبئینی که پیامبر میکنند .

سعدی شیرازی;923459 نوشت:
به هر حال، لفظ ابهام توسط مفسران به کار رفته و خیلی از علما درباره انواع و اقسام ابهامات قرآن سخن گفته اند:
http://www.maarefquran.org/index.php...icle/LinkID,62

این مقاله درباره ابهام در برگردان به فارسی ایات قرآن است . آنهم ناشی از تفسیر و عدم دقت است در انتهای مقاله نویسنده راه مدونی برای رفع ابهام در ترجمه مطرح میکند :

نقل قول:

پس از بيان انواع ابهام در زبان مبدأ با محوريت متن مقدس قرآن، اينك‏ وظيفة مترجم در برابر اين ابهامات را به بحث می‏گذاريم. چنان كه پيش‏تر گفته‏شد، در تقسيم بندی اوليه، ابهام به دو نوع ادبی (خود آگاه) و زبانی (ناخودآگاه) تقسيم شد كه انتقال نوع ادبی آن به زبان مقصد نه تنها اشكال ندارد، بلكه عين صواب و هنرمندی مترجم است و می‏تواند يكی از مؤلفه‏های ارتقای ارزشيابی و ارزش‏گذاری ترجمه به شمار آيد.
اما در مورد ابهام‏های ذاتی و عرضی، مترجم چه وظيفه‏ای به عهده دارد؟
در پاسخ بايد گفت كه ظاهراً گريزی برای خلاصی از ابهام هاي ذاتي ‏وجود ندارد، مگر در حد افزودن توضيح‏های تفسيری به ترجمه، چنان كه در مثال‏های پيش گفته گذشت؛ اما در خصوص ابهام‏های عرضي، مترجم بايد با مراجعه به تفاسير و منابع آن، در رفع ابهام بكوشد و پس از آن، آيه را ترجمه ‏كند.

در حالیکه در آن ابهامی که شما اشاره کردید چنین ساز و کاری را نمیتوان متصور شد چون جملات مبهم از هیچ ساختاری نه در لفظ و نه در معنی تبعیت نکرده اند که بتوان راهی در فهمش تصور کرد .

اما در مورد تورات این مساله اختلافی است نزد مفسرین و حاملان تورات

سعدی شیرازی;923459 نوشت:
سبک قرآن بر خلاف تورات، به شکلیه که وارد جزئیات نمیشه. مثلاً تورات نیز 6 روز آفرینش جهان را توصیف کرده اما با جزئیات. و این جزئیات باعث سخت شدن تطبیق اون بر علم شده:

تاریخ تفسیر تورات نیز داستان شنیدنی ای دارد و این مطالبی که نقل کردید از دید مفسرین تاویل گرا همگی تاویل دارند و هیچکدام آنها مطابق ظاهر آیات نیستند
در حالیکه مفسرین ظاهر گرای تورات که با هرتاویلی مخالف بودند عین ظاهر آیات را صحیح میدانستند .

در مورد قرآن کریم اگر ذکر جزئیات مطلوب و راه حل صحیحی بود حداقل تا به الان باید پیامبر زنده می ماندند و کاتبان بیشمار مینوشتند ( حال چه کسی میخواست بخواند نمی دانم ) که این امر ممکن نیست .

لذا تبیان کل شی ء موجز و حکمی نازل شد .

محی الدین;923411 نوشت:
شما می گویید ربط دارد شما باید از اسلام برای این کار دلیل بیاورید تا حرفتان ثابت شود نه ما

درود. ظاهرا دو مورد پست بالایی شما دلایلش آورده شده بود.


من مدنظرم بیشتر متکلمین اسلامی بود ولی به قول دوستان ریشه قرآنی دارد. این بحث زیر رو کارشناس دیروز داشتن انجام میدادن خدایی هنگ کردم خوندم. سوال کننده پرسیده اگه علم غیب به معنی آینده باشه معنی جبر نداره مثل پیشگویی پیروزی روم بر ایران.
"کارشناس: البته برخی آیه را به گونه دیگری معنا میکنند، یعنی روم بار دیگر از ایران شکست خواهد خورد، البته این معنا در اصل بحث دخالتی ندارد، در هر دو صورت پیشگویی است.
سوال کننده: اگر چنین است که میگویید این دیگر اخبار دقیق یا علم غیب نیست چون به هر روی شما با این تفاسیر باز از روی متن مطابق با واقع سخن خواهید گفت و در هر صورت حرف شما صحیح از آب در می آید یک حرف با دو تعبیر متضاد حرف نیست باد هواست
کارشناس: بنده نگفتم هر دو معنا درست است، در این که ضمیر «هُم» به چه کسی بر می گردد اختلاف است، اما همه قبول دارند که قطعا یک دیدگاه درست است(ربطی به بحث ندارد جهت اطلاع عرض کردم)

لینک تاپیک دیروز که گفتم

موضوع قفل شده است