جمع بندی چرا خدا فرق میذاره؟؟؟

تب‌های اولیه

32 پستها / 0 جدید
آخرین ارسال
چرا خدا فرق میذاره؟؟؟

با عرض سلام خدمت شما دوستان عزیز....امیدوارم نماز و روزه هاتون قبول باشه...

خدا رو شکر بالاخره اینجارو پیدا کردم...خیلی دنبال این سایت بودم...

برم سر اصل مطلب...

مشکل من جواب دادن به یه سوال هستش....

خیلی دوستدارم تو بحثایه دینی یه سریا که خب کمی دینشون ضعیف هستش (البته خودمم بنده گناه کاری هستم و نمیخوام بگم خودم خیلی خوبم) متاسفانه تو جواب دادن یه سوال به مشکل بر میخورم و نمیتونم طرف مقابل رو متقاعد کنم...

سوالم اینه اگه کسی بپرسه که چرا یه نفر میشه فلانی و زندگیش خوبه و یه نفر میشه فلانی و زندگیش پر از مشکل چه جوابی بدم؟

البته سوال اصلی اینه که چرا یه فرزندی تو یه خانواده با ایمان به دنیا میاد و در نتیجش با ایمان میشه و یا تو یه خانواده پولدار به دنیا میاد و در رفاه کامل و برعکسش چرا یه فرزندی تو یه خونه بی ایمان و یا تویه خانواده فقیر یه دنیا میاد...

علت این چیه؟ خیلیا در مورد این موضوع میگن چرا خدا فرق میزاره؟؟؟

خواهش میکنم یه جواب کامل بدین و کمکم کنید تا به دیگران هم کمک کنم...اگه آیه قرآنی هست که این رو اثبات میکنه حتما بگید تا با یه دلیل محکم بهشون اثبات کنم...

اگه بازم متوجه منظور و سوالم نشدین حتما بگین که بیشتر توضیح بدم....

ببخشید اگه زیادی حرف زدم....

بازم تشکر ....

با نام و یاد دوست


کارشناس بحث: استاد صفا

با سلام
موضوع حضرتعالی را از جنبه های مختلف می توان بررسی نمود لذا مجموعه مطالب در چند قسمت بیان خواهیم کرد:
1-کمال محض بودن خداوند؛
الف) خداوند کمال محض است و این کمال لازمه خدایی اوست؛( معنی کمال محض بودن این است که خداوند متعال ، هر کمال وجودی را داراست و فاقد هیچ کمال وجودی نیست).
ب)حکمت نیز یکی از کمالات وجودی است ؛ پس خدا یقیناً واجد حکمت بوده ، حکیم است.
ج) چون خداوند منشاء هر کمال وجودی است(الله خالق کل شیء) لذا حکمتی فوق حکمت او نیز متصوّر نیست. پس او حکیم مطلق است.
د) حکیم کسی است که بهترین و مستحکم ترین کار ممکن را می کند. لذا بنا به حکمت خدا شکّی نیست که عالم موجود ، بهترین عالم ممکن است. و)فرض وجود عالمی بهتر از این عالم موجود ، مستلزم این است که خدا حکیم مطلق نباشد ؛ چون ترک نظام بهتر و خلق نظام ناقص ، برخلاف حکمت است.
ی) لازمه ی حکیم مطلق نبودن خدا ،کمال محض نبودن اوست.که با مقدمه اول ناسازگار است.
نتیجه: به حکم برهان عقلی ، عالم موجود ، بهترین عالم ممکن است که بهتر از آن فرض ندارد ، شکّی نیست که تمام تفاوتهای موجود در میان موجودات عالم ، و تمام اتّفاقاتی که در این عالم می افتند ، همگی ناشی از حکمت بالغۀ الهی است. « وَ تِلْكَ حُجَّتُنا آتَیْناها إِبْراهیمَ عَلى‏ قَوْمِهِ نَرْفَعُ دَرَجاتٍ مَنْ نَشاءُ إِنَّ رَبَّكَ حَكیمٌ عَلیمٌ . ـــــــ اینها دلایل ما بود كه به ابراهیم در برابر قومش دادیم! درجات هر كس را بخواهیم بالا مى‏بریم؛ پروردگار تو ، حكیم و علیم است‏. » (الأنعام:83) در این آیه شریفه ملاحظه می شود که خداوند متعال تفاوت درجات مردم را به حکمت و علم مطلق خود نسبت می دهد. یعنی خدا چون حکیم و علیم است.
ادامه دارد....

با سلام مجدد
2) حکمت تفاوت
یکی از حکمتهای تفاوتهای موجود بین انسانها این است که مردم به همدیگر محتاج شوند تا به این وسیله جامعه شکل گیرد در نتیجه ، انسان بتواند در متن جامعه به کمالات خاصّی که در تنهایی حاصل نمی شود دست یابد.
خداوند متعال می فرماید:« أَ هُمْ یَقْسِمُونَ رَحْمَتَ رَبِّكَ نَحْنُ قَسَمْنا بَیْنَهُمْ مَعیشَتَهُمْ فِی الْحَیاةِ الدُّنْیا وَ رَفَعْنا بَعْضَهُمْ فَوْقَ بَعْضٍ دَرَجاتٍ لِیَتَّخِذَ بَعْضُهُمْ بَعْضاً سُخْرِیًّا وَ رَحْمَتُ رَبِّكَ خَیْرٌ مِمَّا یَجْمَعُونَ. ــــــــ آیا آنان رحمت پروردگارت را تقسیم مى‏كنند؟! ما معیشت آنها را در حیات دنیا در میانشان تقسیم كردیم و بعضى را بر بعضى برترى دادیم تا یكدیگر را مسخّر كرده به خدمت گیرند ؛ و رحمت پروردگارت از تمام آنچه جمع‏آورى مى‏كنند بهتر است.» (الزخرف:32)
طبق این آیه شریفه ، یکی از حکمتهای تفاوتها این است که هر کسی در محدوده ی نداشته ها یا کمبودهای خود محتاج دیگران باشد تا به این وسیله افراد جامعه مثل شبکه ای به هم تنیده به هم متّصل شوند. یکی پزشک شود دیگری کارگر شود ، سومی نانوا شود و ... تا جامعه شکل گیرد.
مساله مهم این است که؛ در متن این جامعه ، امتحانات الهی ،که اشکال گوناگون تمرین انسانیّت اند ، جاری می شوند تا بشر به سوی کمال مطلوب خویش سوق داده شود..
ادامه دارد....

با سلام مجدد
3)اختیار
در این که محیط خانواده و جامعه و ... بر روی شخصیّت انسان تأثیر می گذارند شکّی نیست. امّا در این هم شکّی نیست که انسان موجودی مختار است. بین امور گوناگون . توان انتخاب دارد. لذا تأثیر عوامل محیطی مشروط به این است که انسان خود را با اختیار تسلیم آنها بکند؛ بنابراین، اگر انسان در مقابل این عوامل مقاومت کند نه تنها این عوامل نمی توانند انسان را منحرف کنند بلکه برعکس عاملی برای رشد انسان خواهند بود. نمونه های فراوانی بودند که در محیطهای نامناسب رشد کردند ولی اهل سعادت شدند، یافت میشود. برای نمونه حضرت یوسف ، حضرت موسی در همان دوران کودکی بی سرپرست ، در سرزمینی بت پرست ، و در کاخ کسانی که خود را خدا می خواندند بزرگ شد و با عظیمترین وسوسه ها روبرو شد ولی با اختیار خود آلوده نشد، آسیه زن فرعون، ساحران موسی ، برخی یاران اولیه حضرت پیامبر(ص) ، حرّبن یزید ریاحی و.....بر تمام شرائط و عوامل محیطی غلبه نمودند و راه سعادت را در پیش گرفت . پسر و زن حضرت نوح و زن حضرت لوط و فرزندان حضرت یعقوب و قابیل پسر حضرت آدم ، در بهترین محیطها بودند ولی طغیانگر شدند. این مثالهی قرآنی نشان می دهد که نقش محیط یک نقش اساسی و قطعی نیست ؛ آنچه نقش اساسی در سعادت و شقاوت انسان دارد ، اختیار خود انسان است.
این مساله در دیگر امور زندگی نیز جاری است، انسا هی متعددی بودند که در شرایط بد اقتصادی و.... در خانواده ای بدنیا آمدند ولی با اختیار و تلاش خود به درجات عالی در زمینه های مختلف رسیدند.
اگر این تفاوت ها بود اما امکان تغییر اوضاع فراهم نبود این موجب بی عدالتی می شد.
ادامه دارد....

خواهرم با اینکه خیلی زحمت کشیده بود ارشد غیر انتفاعی آورد
اونم خیلی گلایه داره میگه انقد نذر کردم...دعا ..ذکر اینهمه زحمت کشیدم شرایطم فلان بود..خدا اینارو ندید...!!!حالا قبول نشدنمو میگی یا ی گناهی کردی کفاره ندادی خدا به صورت اندوه وارد زندگیت کرده(طبق حدیث)یا امتحانته...خب خدا چرا اینجوری میکنه..من 5 ماه زحمت کشیدم نمیبینه حالا یه بار فلان گناهو کردم میبینه حالمو میگیره؟
چرا فلانه؟چرا بهمانه؟:god:

سلام
حالا که بحث حکمت شد یه سوالی داشتم. یکی از دوستام میگفت دین هی میگه خوب باشید که نتیجشو میگیرید. بعد که آدم به اون نتیجه نمیرسه میگه حکمتی توش بوده (که متاسفانه ما اصولا اون حکمتو نمیفهمیم). دوستم میگفت این یه راه در رو برای دینه هی میگن این کارو بکن، اون کارو بکن آخرشم که نمیشه حتما حکمتی بوده!!!!!! :Moteajeb!::Motehayer:
این که نمیشه. انگار داریم خودمونو گول میزنیم. میشه لطفا راجع به این مساله هم توضیح بدید.

با سلام مجدد
4) الدنیا مزرعه الآخره
یکی از اصول اعتقادی ادیان ابراهیمی مساله معاد و زندگی بعد از مرگ است،
(اثبات عقلی قیامت)بحث عدالت و نیکی آن، مساله ای عقلی است بعبارت دیگر عقل انسان حتی بدون کمک وحی حسن آنرا درک می کند.
عقل انسان با وجود درک مساله عدالت می بیند، این عالم قابلیت اجراء عدالت به نحو کامل را ندارد، چرا که امثال صدام هزاران نفر را می کشند ولی در عمل فقط یکبار کشته می شوند.
با فرض بالا عقل درک می کند باید مکان و زمانی موجود باشد که امکان اجراء عدالت به نحو کامل در آن مهیا باشد. این مساله معاد و قیامت را اثبات می نماید. البته ادله نقلی فراوانی بر اثبات معاد موجود است که بخاطر ضیق به آنها نمی پردازیم.
اما بحث عدالت الهی؛ تجلی کامل عدالت الهی در مجموعه زندگی دنیوی و اخروی است. هرکس بر اساس امکاناتی که در زندگی دنیا در اختیار او بوده مورد بازخواست قرار خواهد گرفت، لذا در روایات متعدد از افرادی خبر داده شده که در بهشت همنشین پیامبران خواهند بود. چرا؟ چون ایشان از همان امکانات موجود خود به نحو اعلی استفاده نموده اند و مسئله مهم مدیریت صحیح امکانات است.
ادامه دارد.....

5) سنت های الهی
مطلب دیگری که در وضوح موضوع ما را مدد می رساند این است که خداوند در عالم سنت هایی قرار داده است؛ هرکس داخل در حیطه این قوانین قرار گیرد از نتایج آن بهره خواهد برد و هرکس استفاده ناقصی از آن داشته باشد بهره او نیز ناقص خواهد بود.
تلاش یک سنت الهی است
وجدان کاری یک سنت الهی است
وحدت یک سنت الهی است
نظم یک سنت الهی است
این سنن مثل قانون جاذبه هستند، مومن و کافر نمی شناسند، هرکس آنها را بکار بندد موفق خواهد شد. ما علل شکست هایمان را باید در خود جستجو نماییم. ما هستیم که این سنن را به نحو احسن بکار نمی بریم و شکست می خوریم و کم کاری خود را بگردن خدا می اندازیم!
بله مسائلی هستند که باعث می شوند نتوانیم در داخل دائره این سنن قرار گیریم. مثلا در روایات متعدد مطرح شده است که برخی گناهان ، اراده انسان را ضعیف می کنند، ما مرتکب گناه می شویم و چه بسا در برخی گناهان اصرار می ورزیم، اراده ضعیف می شود، نمی توانیم نظم داشته باشیم، لذا یا تلاشمان کم می شود یا تلاش های بدون نظممان، ما را از هدف دورتر می سازد. این یک سنت الهی است!

ادامه دارد.....

یاس...;563064 نوشت:
خواهرم با اینکه خیلی زحمت کشیده بود ارشد غیر انتفاعی آورد
اونم خیلی گلایه داره میگه انقد نذر کردم...دعا ..ذکر اینهمه زحمت کشیدم شرایطم فلان بود..خدا اینارو ندید...!!!حالا قبول نشدنمو میگی یا ی گناهی کردی کفاره ندادی خدا به صورت اندوه وارد زندگیت کرده(طبق حدیث)یا امتحانته...خب خدا چرا اینجوری میکنه..من 5 ماه زحمت کشیدم نمیبینه حالا یه بار فلان گناهو کردم میبینه حالمو میگیره؟
چرا فلانه؟چرا بهمانه؟

شما دیگه چرا؟ همان طور که کارشناس محترم فرمودند بر اساس حکمتی بوده دیگه. از کجا معلوم این عدم موفقیت ظاهری به نفع خواهرتون نبوده؟؟؟ من دو سال پشت کنکور ارشد موندم و همش میگفتم من که اینقدر خوبم:khandeh!: چرا نباید قبول بشم. سال سوم قبول شدم و بعداً متوجه شدم اگه سال اول یا دوم قبول می شدم یکی از برکات زندگیم رو از دست می دادم.

javaneh1986;563295 نوشت:
شما دیگه چرا؟ همان طور که کارشناس محترم فرمودند بر اساس حکمتی بوده دیگه. از کجا معلوم این عدم موفقیت ظاهری به نفع خواهرتون نبوده؟؟؟ من دو سال پشت کنکور ارشد موندم و همش میگفتم من که اینقدر خوبم:khandeh!: چرا نباید قبول بشم. سال سوم قبول شدم و بعداً متوجه شدم اگه سال اول یا دوم قبول می شدم یکی از برکات زندگیم رو از دست می دادم.

میشه بگید چی؟ چی بوده که ارزش سه سال زندگی شما، جونی شما رو داشته؟؟؟ راستش اگه ازدواج هم بوده باشه، باز ...

موضوع قفل شده است