جمع بندی چرا خداوند در مقابل تهدید شیطان به گمراهی انسان سکوت اختیار می کند؟

تب‌های اولیه

38 پستها / 0 جدید
آخرین ارسال
چرا خداوند در مقابل تهدید شیطان به گمراهی انسان سکوت اختیار می کند؟

سلام.
من شبیه اینو می خواستم بپرسم اینکه :
چرا وقتی در قرآن بیان شده شیطان به خداوند می گوید تو مرا گمراه کردی پس من هم بقیه را گمراه می کنم ،
خداوند در قبال حرف شیطان که می گوید مرا گمراه کردی سکوت می کند ؟ اصلا برای این حرف شیطان پاسخی نمی دهد .

وقتی برای شیطان اینگونه امتحانات رخ داده ، وقتی قیامت شد و تکلیف همه مشخص شد ، همچین مسائلی سر ما نمیاد ؟؟

width: 700 align: center

[TD="align: center"]با نام و یاد دوست

[/TD]

[TD="align: center"][/TD]


کارشناس بحث: استاد صدیق

[TD][/TD]

دلسوخته;1022262 نوشت:
چرا وقتی در قرآن بیان شده شیطان به خداوند می گوید تو مرا گمراه کردی پس من هم بقیه را گمراه می کنم ،
خداوند در قبال حرف شیطان که می گوید مرا گمراه کردی سکوت می کند ؟ اصلا برای این حرف شیطان پاسخی نمی دهد .

با سلام و عرض ادب

برای پاسخ بدین سوال ابتدا لازم است به آیاتی که ناظر به این جریان است دقت دوباره ای داشته باشیم.
در آیات 13 تا 18 سوره مبارکه اعراف این جریان بدین صورت گزارش شده است:
وَ لَقَدْ خَلَقْناكُمْ ثُمَّ صَوَّرْناكُمْ ثُمَّ قُلْنا لِلْمَلائِكَةِ اسْجُدُوا لِآدَمَ فَسَجَدُوا إِلاَّ إِبْليسَ لَمْ يَكُنْ مِنَ السَّاجِدينَ (11)
قالَ ما مَنَعَكَ أَلاَّ تَسْجُدَ إِذْ أَمَرْتُكَ قالَ أَنَا خَيْرٌ مِنْهُ خَلَقْتَني‏ مِنْ نارٍ وَ خَلَقْتَهُ مِنْ طينٍ (12)
قالَ فَاهْبِطْ مِنْها فَما يَكُونُ لَكَ أَنْ تَتَكَبَّرَ فيها فَاخْرُجْ إِنَّكَ مِنَ الصَّاغِرينَ (13)
قالَ أَنْظِرْني‏ إِلى‏ يَوْمِ يُبْعَثُونَ (14)
قالَ إِنَّكَ مِنَ الْمُنْظَرينَ (15)
قالَ فَبِما أَغْوَيْتَني‏ لَأَقْعُدَنَّ لَهُمْ صِراطَكَ الْمُسْتَقيمَ (16)
ثُمَّ لَآتِيَنَّهُمْ مِنْ بَيْنِ أَيْديهِمْ وَ مِنْ خَلْفِهِمْ وَ عَنْ أَيْمانِهِمْ وَ عَنْ شَمائِلِهِمْ وَ لا تَجِدُ أَكْثَرَهُمْ شاكِرينَ (17)
قالَ اخْرُجْ مِنْها مَذْؤُماً مَدْحُوراً لَمَنْ تَبِعَكَ مِنْهُمْ لَأَمْلَأَنَّ جَهَنَّمَ مِنْكُمْ أَجْمَعينَ (18)

بر اساس این آیات،
خداوند متعال بعد از اینکه حضرت آدم را به بهترین شکل می آفریند، از فرشتگان میخواهد که بر او سجده کنند.
همه بر او سجده میکنند به جز شیطان.
در توجیه این کارش، با تکبر بیان میکند که او برتر از آدم است و بنابراین نباید سجده کند.
خداوند نیز به او میگوید که به خاطر تکبر و نافرمانی باید از پیشگاه من و جایگاهی که داری هبوط کنی.
شیطان در ادامه از خداوند میخواهد که او را تا روز قیامت مهلت دهد.
وقتی خداوند به او مهلت میدهد با تهدید میگوید که بندگان خداوند را اغوا کرده تا از راه مستقیم دور شوند و کاری میکند که شاکر نباشند.
خداوند نیز با خواری او را از درگاهش میراند و بیان میکند که جهنم برای او و پیروانش است.

این خلاصه ای بود از جریانی که در این آیات شریفه بیان شده است.
حال سوال این است:
بر اساس این آیات، شیطان گمراهی خودش را به خداوند نسبت داد و به همین جهت شیطان نیز گویا برای تلافی، میگوید که بندگان خدا را گمراه خواهد کرد. اگر واقعا خداوند مایه گمراهی شیطان نبوده است، پس چرا خداوند پاسخ او را نداد و نگفت که من تو را گمراه نکردم.

سوال بر سر واژه اغویتی است.
در مورد تفسیر این واژه چندین نظر ارائه شده است:
الف. مایوس کردن از رحمت و بهشت
ب. مرا به سجده امتحان کردی و این امتحان باعث گمراهی من شد.
ج. حکم به گمراهی من دادی.
د. با لعنتت مرا هلاک کردی.
ه. مجبور کردن بر گمراهی.(مجمع البیان، ج4، ص622)


بر اساس این مقدمات، اینک به پاسخ سوال میپردازیم.



پاسخ این سوال به چند صورت قابل ارائه است.
نخستین پاسخ این است که اصولا، چهار وجه دیگر در تفسیر این واژه بیان شده است و این اشکال تنها بر اساس یک احتمال دیگر مطرح است.
بنابراین، اگر احتمالات دیگری که در آیه داده شده است را بپذیریم، اصولا سوال از ریشه منحل خواهد شد و اشکال پاسخ داده میشود.
چرا که بر اساس احتمالات چهارگانه دیگر، اصولا سخن شیطان ناظر به اجباری بودن این گمراهی و عدم وجود اختیار او در سجده نکردن نیست.


گونه دیگر پاسخ بر اساس قبول احتمال پنجم است.
بر این اساس، پاسخ این سوال این است که
اولا: این سوال پاسخ دادن ندارد.
توضیح اینکه
پشتوانه نظری این دیدگاه، جبر گرایی است و جبرگرایی به هیچ وجه قابل دفاع نیست.
زیرا
معنای جبرگرایی در این مسئله به صور ت خاص(و در سایر کارهای اختیاری انسان که بر اساس دستورات خداوند است، به صورت عام) آن است که خداوند به کاری دستور میدهد در حالیکه شخص در انجامش هیچ اختیاری ندارد.
بنابراین لازمه جبرگرایی آن است که
خداوند در دستوری که میدهد حکمت ندارد؛ زیرا به کاری دستور داده که شخص توان انجامش را نداده است(زیرا در هر دستوری، شرط لازم آن است که شخص، قادر بر انجامش باشد) بنابراین اگر به کسی که توانایی انجام کاری را ندارد دستور بدهیم، کار لغوی انجام داده ایم. در حالیکه انجام کار لغو، عقلا قبیح است و خداوند کار قبیح انجام نمیدهد.

از سوی دیگر، یک دستور، چه واقعا متعلق دستور را بخواهیم و چه خود عمل بدان را(بدون اینکه متعلق را بخواهیم)، تبعاتی دارد و اطاعت و عدم اطاعت از آن مجازات و پاداشی دارد. حال اگر عمل کردن یا عمل نکردن به یک دستور در اختیار فرد نباشد، مجازات و پاداش بر اساس آن، بی عدالتی است.
بنابراین، اصولا چون این سخن کاملا باطل است و با روح شریعت و منطق و عقل ناسازگار است، خداوند بدان پاسخ نمیدهد.

ثانیا: قرینه واضح بر بطلان این سخن در کلام خود ابلیس وجود داشته است.
چرا که او اگر قائل به جبر نبود.
شیطان خودش نیز مختار بودنش را قبول دارد وگرنه در پاسخ این سوال خداوند که چرا سجده نکردی میگفت که تو به من قدرت این کار را ندادی و مرا مجبور به عدم سجده کردی. ولی او چنین نگفت و اتفاقا برای کار اختیاری خود(عدم سجده) دلیل و مبنا نیز آورد و خیلی روشنفکر مآبانه گفت که من برتر او اویم و چرا باید سجده کنم!
بنابراین وقتی در جمله و فراز قبل به صورت ضمنی، شیطان بر مختار بودن خودش
اعتراف کرده است، اینکه در این فراز گمراهی خود را به خداوند نسبت بدهد نادرست است.
توضیح اینکه
دو جمله داریم:
جمله نخست آنجا که شیطان میگوید از او برتر بودم و سجده نکردم. لازمه این جمله این است که او خود را مختار میداند. وگرنه در پاسخ این سوال که چرا سجده نکردی باید میگفت که اختیار نداشتم.
جمله دوم انجا که اضلال را به خداوند نسبت میدهد. لازمه این جمله نشان میدهد که او خود را مختار نمیداند.
بر این اساس،
لازمه جمله نخست، قرینه بر بطلان لازمه جمله دوم است.
یا حداقل انرا از اعتبار ساقط میکند.

بنابراین با وجود این قرینه دیگر نیازی به پاسخ دادن خداوند نیست.

ثالثا: خداوند به این سخن پاسخ داده است ولی به صورت کنایه.
توضیح اینکه
یکی از فنون مغالطه و مناظره این است که به بدیهیات مورد قبول طرف مقابل(حتی اگر خودمان نیز انرا قبول داریم) باید حمله کرد تا هم بحث از مسیر خود دور شود و به یک بحث دیگر بیانجامد و هم بر اساس آن بتوان یک سری اشکالات دیگر را مطرح کرد.
در مقابل نیز توصیه شده در مقابل این گونه اشکالات و سوالات، نباید پاسخ مستقیم داد تا در دامی که مستشکل پهن نموده است نیفتیم.

به نظر میرسد که در اینجا نیز چنین اتفاقی افتاده است.
شیطان یک مسئله بدیهی را انکار میکند تا کار خودش را توجیه کند.

پس آنچه در واقع روی داده بود، یک کار اختیاری بود و شیطان نیز از مختار بودن خودش مطلع بود.
ولی برای فرار از اشکال بیشتر، میخواست اشتباه خود را گردن تقدیر و اضلال الهی بیاندازد.
درست شبیه اشکالی که جبرگرایان در مورد اضلال الهی مطرح میکنند.

خداوند وقتی به خاطر این تکبر به او وعده جهنم میدهد، همین نشان میدهد که این اسناد را قبول ندارد و گفته او را نادرست میداند.
وگرنه اگر این سخن را قبول داشته باشد(جبری بودن نافرمانی شیطان) و با این حال به او وعده جهنم بدهد، این کار با عدالت خداوند در تضاد خواهد بود.

موفق باشید.

با سلام

چه تفاوتی بین قوم جن قبل از به وجود امدن انسان و قوم جن و انسان بعد از به وجود امدن انسان به وجود امد ؟

صدیق;1022468 نوشت:

وگرنه اگر این سخن را قبول داشته باشد(جبری بودن نافرمانی شیطان) و با این حال به او وعده جهنم بدهد، این کار با عدالت خداوند در تضاد خواهد بود.


سلام و عرض ادب

خداوند شیطان را از جنس جهنم آفریده است

چند روزی به او لطف کرده و به او اجازه خروج از جهنم داده

و در نهایت به جهنم نیز بازخواهد گشت

چرا این مساله با عدالت خداوند در تضاد است؟

آیا این که آتش ، آتش است و می سوزد و می سوزاند ، عدالت خداوند را نقض میکند؟

در مورد گمراهی

شیطان مثل کنترل کیفی یه خط تولید می مونه

اون هایی که جنسشون از جهنمه با اغوای شیطان گمراه می شن

و اون هایی که خالص هستن گمراه نمی شن

اون هایی هم که خورده شیشه دارن اما بهشتی هستن به مرور خالص می شن

این عین عدالته

شروحیل;1022540 نوشت:
خداوند شیطان را از جنس جهنم آفریده است

چند روزی به او لطف کرده و به او اجازه خروج از جهنم داده

و در نهایت به جهنم نیز بازخواهد گشت

چرا این مساله با عدالت خداوند در تضاد است؟

آیا این که آتش ، آتش است و می سوزد و می سوزاند ، عدالت خداوند را نقض میکند؟

باسلام

به نظر شما جهنم برای شیطان کیفر است یا عودت برای قوم جن چطور ؟

موضوع قفل شده است