چرا بعد از شهادت امام حسن(ع) ،به جای فرزندانش امام حسین(ع) به امامت رسیدند؟

تب‌های اولیه

13 پستها / 0 جدید
آخرین ارسال

گل ليلا;169676 نوشت:
با سلام خدمت کارشناسان محترم
اگر تاپیکی یا پاسخی برای شبهات دوست عزیزمون هست ، ارائه بفرمایید ممنون میشم.
یا علی
:gol:

[="3"][="blue"]با سلام خدمت همه دوستان و تشکر از مطالب همه کارشناسان عزیز ، به نظر حقیر بهترین جوابی که می توان به این سوال داد این است که بگوییم ما نمی دانیم حکمتش چیست. ولی این را خوب می دانیم که خداوند متعال حکیم است و کارهایش نیز از روی حساب و کتاب است ؛ پس اگر کاری را انجام داد کشف می کنیم بهترین کار بوده است. امامت نیز منصبی الهی است و به دست با کفایت خداوند متعال، لذا هر چه کرد عین عدل است و بهترین وجه ممکن بوده است؛ قرآن نیز به این مطلب رهنود دارد، آنجا که می فرماید:"اللَّهُ أَعْلَمُ حَيْثُ يَجْعَلُ رِسالَتَ : خداوند خود می داند رسالتش را در کجا قرار دهد(انعام 124). اینجا هم که امامت به امام حسین(ع) و فرزندان حضرت رسید قطعا بهترین کار بوده است.[/][/]

پرسش:


چرا بعد از شهادت امام حسن(ع) ،به جای فرزندانش امام حسین(ع) به امامت رسیدند؟اگر می گویید حضرت قاسم(ع) کوچک بوده ، امام زمان(عج) هم در کودکی به امامت رسیدند؟مثلاً چرا با وجود کودکی امام زمان(عج) ، امامت به برادر امام حسن عسگری(ع) نرسید؟آیا رسم اعراب این نبوده که فرزند بزرگتر همواره جانشین پدر در امورات گردد؟

پاسخ با استفاده از نظرات کارشناسان محترم:


با سلام خدمت شما

امامت از نظر شيعه منصبي است الهي نه اينكه منصبي دنيوي باشد و هركسي لايق اين مقام نيست مگر اينكه خداوند او را براي بندگان خود اختيار كرده باشد. قرآن نیز به این مطلب رهنود دارد، آنجا که می فرماید:"اللَّهُ أَعْلَمُ حَيْثُ يَجْعَلُ رِسالَتَه : خداوند خود می داند رسالتش را در کجا قرار دهد[1]


امامت، يكي از آموزه‌هاي مهمّ اسلامي است كه از ديرزمان، مورد اهتمام و بحث و تحقيق مذاهب و متفكران اسلامي بوده است، در اين ميان، شيعة اماميه براي امامت، اهداف، رسالت‌ها و شاخص‌هايي را تعريف كرده است كه به سبب آنها، امامت در تفكر شيعي از جايگاه و اهميت ويژه‌اي برخوردار شده است و اگر ديگر مذاهب اسلامي، امامت را از واجبات فقهي مي‌دانند، شيعه آن را از اصول اعتقادي مي‌شمارد.


اجراي احكام و حدود اسلامي، برقراري امنيت و گسترش عدالت و دفاع از كيان اسلام و مسلمين، از مهم‌ترين اهداف امامت و مسئوليت‌هاي امام است كه شيعه و اهل سنت بر آنها توافق دارند، امّا شيعه، علاوه بر امور ياد شده، «تبيين معارف و احكام اسلامي» و صيانت فكري و معنوي اصول و فروع اسلامي را نيز از اهداف امامت و رسالت‌هاي امام مي‌شمارد و بلكه آن را مهم‌ترين فلسفة امامت مي‌داند.
بديهي است كه تحقق اين آرمان به صورت مطلوب، بدون برخورداري امام از «علم كامل» نسبت به معارف و احكام اسلامي و «عصمت علمي و عملي» او امكان‌پذير نخواهد بود. از سوي ديگر، عصمت و علم كامل به شريعت، از صفات دروني است و تشخيص آن براي افراد، از طريق متعارف ممكن نيست؛ بدين جهت راه تعيين امام، منحصر در «نصّ شرعي» است و نصّ شرعي نيز متفرّع بر «نصب الهي» مي‌باشد.
مهم‌ترين شاخصه‌هاي امامت در تفكر شيعي عبارتند از: علم كامل به احكام و معارف اسلامي، عصمت علمي و عملي، نصب الهي و نصّ شرعي. برتري داشتن امام بر افراد مشمول امامت او نيز از ديگر شاخص‌هاي مهم امامت است كه برخي از متكلمان غيرشيعي نيز در حدّ شرط كمال يا شرط لزوم، به صورت مقيد پذيرفته‌اند.[2]


قرآن كريم نيز به اين مطلب اشاره دارد كه امر امامت منصبي است الهي و به كساني اين مقام اعطا مي شود كه شايستگي ان راداشته باشند.


هنگامي كه حضرت ابراهيم(ع) از خداوند مي خواهد كه در نسل او امام قرار دهد ،خداوند در جواب مي گويد عهد من به ظالمين نمي رسد.
وَإِذِ ابْتَلَى إِبْرَاهِيمَ رَبُّهُ بِكَلِمَاتٍ فَأَتَمَّهُنَّ قَالَ إِنِّي جَاعِلُكَ لِلنَّاسِ إِمَامًا قَالَ وَمِن ذُرِّيَّتِي قَالَ لاَ يَنَالُ عَهْدِي الظَّالِمِينَ
و هنگامى كه خدا ابراهيم را با كلماتى بيازمود و او همه را به اتمام رسانيد، گفت: من تو را امام و پيشواى مردم قرار دادم. [ابراهيم‏] گفت: از خاندانم چطور؟ فرمود: عهد من به ستمكاران نمى‏رسد.[3]


مذهب اهل بيت با استدلال به اين آيه شريفه مى ‏گويند: امام راستين و برگزيده خدا بايد معصوم باشد، و عصمت از ويژگيهاى اساسى امامت واقعى است؛ زيرا قرآن بصراحت روشن مى ‏سازد كه «امامت به ستمكار نمى ‏رسد.» و مى ‏دانيم كه فرد عادى و غيرمعصوم به هر حال در طول زندگى، به خود يا ديگران ستم روا مى ‏دارد.بنابراين، عصمت لازمه امامت است و فرد غيرمعصوم هرگز درخور مقام بلند امامت راستين نيست.[4]
منظور از ((ظلم )) در جمله ((لا ينال عهدى الظالمين )) تنها ستم به ديگران كردن نيست ، بلكه ظلم (در برابر عدل ) در اينجا به معنى وسيع كلمه به كار رفته و نقطه مقابل عدالت به معنى گذاردن هر چيز به جاى خويش است . بنابراين ظلم آن است كه شخص يا كار يا چيزى را در موقعيتى كه شايسته آن نيست قرار دهند. از آنجا كه مقام امامت و رهبرى ظاهرى و باطنى خلق ، مقام فوق العاده پر مسئوليت و با عظمتى است ، يك لحظه گناه و نافرمانى و سوء پيشينه سبب مى گردد كه لياقت اين مقام سلب گردد. لذا در احاديث مى خوانيم كه امامان اهل بيت (عليهم السلام ) براى اثبات انحصار خلافت بلافصل پيامبر (صلى اللّه عليه و آله و سلم ) به على (عليه السلام ) به همين آيه مورد بحث استدلال مى كردند، اشاره به اينكه ديگران در دوران جاهليت بت پرست بودند، تنها كسى كه يك لحظه در مقابل بت سجده نكرد على (عليه السلام ) بود.[5]


همچنین رسم اعراب هم در همه جا این نبوده که بعداز پدر حتما پسر وی بر جایش بنشیند مثل اولین خلیفه عباسی که مرد برادرش منصور برجایش نشست ، مامون که مرد برادرش معتصم بر جایش نشست ولی این موضوع به انتصاب امام حسین علیه السلام ربطی ندارد چون همانطور که عرض شد این مسئله از طرف خداوند بوده است.





[1] انعام 124


[2] شاخص هاي امامت در تفكر شيعي ، نویسنده: علی ربانی کلپایگانی ، ماهنامه موعود شماره 106

[3] بقره،124

[4] مجمع البیان ، مرحوم طبرسی ، ذیل آیه124 سوره بقره

[5]تفسير نمونه ، تفسیر نمونه، ج ‏1، ص 444 – 443 ،ذيل آيه 124 سوره بقره-با دخل و تصرف


موضوع قفل شده است