جمع بندی چرايي و شرايط استحباب تعدد زوجات !

تب‌های اولیه

62 پستها / 0 جدید
آخرین ارسال

Nla;610121 نوشت:
جسارت نشه ولي چرا ذهن بعضي مردها رو اين حكم أنقد درگير كرده ؟!!! كاش استحباب احكام ديگه هم انقد رو بورس بود !

و من یتوکل علی الله فهو حسبه
و هر کس به خدا توکل کند، خدا برای او بس است.

سوره طلاق ، آيه 3

با عرض سلام خدمت خواهران خوبم

احتمالاً به طور آگاهانه و با ظرافت برای تبلیغ متعه و تعدد زوجات این بحث ها و تاپیک هایی راه اندازی شده است و هدف از بین بردن حساسیت زنان نسبت به این مسأله است.پس لطفاً در این قبیل بحث ها شرکت نکنید.
مردان به تنهایی نمی توانند کاری از پیش ببرند تا زنان راضی نباشند، هیچ مردی به سادگی نمی تواند از آنان سوء استفاده کند.

شرایط ازدواج موقت و متعه بر هر انسان بی طرفی کاملاً واضح و روشن است.

[="3"]

The Emotion Machine;611238 نوشت:
و من یتوکل علی الله فهو حسبه
و هر کس به خدا توکل کند، خدا برای او بس است.

سوره طلاق ، آيه 3

با عرض سلام خدمت خواهران خوبم

احتمالاً به طور آگاهانه و با ظرافت برای تبلیغ متعه و تعدد زوجات این بحث ها و تاپیک هایی راه اندازی شده است و هدف از بین بردن حساسیت زنان نسبت به این مسأله است.پس لطفاً در این قبیل بحث ها شرکت نکنید.
مردان به تنهایی نمی توانند کاری از پیش ببرند تا زنان راضی نباشند، هیچ مردی به سادگی نمی تواند از آنان سوء استفاده کند.

شرایط ازدواج موقت و متعه بر هر انسان بی طرفی کاملاً واضح و روشن است.


سلام علیکم
حقیر به شخصه علناً تبلیغ متعه را می‌کنم و نه چندان با ظرافت، چند همسری را هم درست می‌دانم ولی در این زمانه آنچه که فکر می‌کنم بیشتر می‌تواند جامعه را نجات بدهد متعه است، خانم‌ها دوست دارند در بحث با رعایت احترام مباحثه شرکت کنند و اگر از این بحث‌ها منزجر هستند شرکت نکنند تا هیجان و عصبانیتشان به فضای بحث تنش وارد نکند، اما اگر فکر آقایان که در اثر تصورات اشتباه نسبت به احکام خداوند تاریک شده است را هم بتوانیم روشن کنیم باز نیمی از مردم جامعه نجات داده شده‌اند ... شما که شکر خدا به قران آشنایی دارید، در قرآن سخن از قلب مریض و قلب سلیم شده است، در روایت در تفسیر آنها آمده است که قلب مریض قلبی است که نسبت به کار خوب کراهت داشته باشد و نسبت به کار بد تمایل داشته باشد، این مرض به وضوح در جامعه‌ی ما دیده می‌شود، اینکه متعه را کثیف می‌دانند با آنکه خداوند باز در قرآن فرموده است که هرگز به فسق و فساد حکم و اجازه نمی‌دهد و کسی هم نباید دیگری را در اثم و عدوان یاری دهد، اما فرموده است که در تقوی همدیگر را تقوا بدهید و گر نیک نظر کنید می‌بینید تلاش ما در این تاپیک و تاپیک‌های دیگر این است که خودمان و دوستان دیگر را توصیه به تقوای الهی کنیم و خود را ملتزم به دین خداوند بدانیم.
حال یک سؤال، اینکه هر کسی به خدا توکل کند خداوند او را بس است یعنی چه؟ یعنی آخر کار افسار امورتان را به خداوند می‌سپارید و او را وکیل خود قرار می‌دهد تا او برایتان کافی باشد یا مدام می‌خواهید بگویید این احکام دین خدا اشکال دارند و وکالت را در این موارد از خدا می‌گیرید و به فعالان حقوق بشر غربی می‌دهید؟ من توکل علی الفعالین الحقوق البشر را هم آیا خداوند کفایت می‌کند؟ در اختلاف با ما به خداوند فرار می‌کنید در اختلاف با دین خود خدا هم به خدا پناه می‌برید و آنجا را برای خود پناهگاه خواهید یافت؟ این چه منطقی است؟ منطق احساس؟ به شخصه در مقابل منطق شما کم آوردم ... :Ghamgin:
حالا شما تمام تلاشتان را بکنید که حساسیتتان نسبت به زشتی متعه و چندهمسری کم نشود و نکند خدای ناکرده قبح این کارها در نظرتان بریزد یا نسبت به انجام آنها توسط دیگران بی‌تفاوت شوید ... اصلاً از ما به شما نصیحت یک لحظه هم در حقانیت جایگاه خود تردید نکنید ... اما آیا به خدا ضرری می‌توانید بزنید؟ آیا خدا باید بیاید از شما اخلاقیات و خوبی و بدی‌ها را یاد بگیرد یا شما باید از دین خدا اخلاقیات و خوبی‌ و بدی‌ها را یاد بگیرد؟ دینداری وارونه شده است؟ اگر قرار بود دین مطابق میل مردم باشد آیا اصلاً پیامبری لازم بود فرستاده شود؟ جز این است که مردم خودشان هم داشته‌اند مطابق میل خودشان زندگی می‌کرده‌اند؟ تابحال ما بد بودیم، الآن که دیگر کارشناس محترم که عالم دین هستند این همه مطالب مستند برایتان آورده‌اند شما آمده‌اید می‌گویید هدف اینها را کشف کردم اینها می‌خواهند کار زشت خود را در نظر دیگران قبحش را بریزند لطفاً با ایشان همکاری نکنید؟ عجب ... باز عجب ... باز هم عجب ... غلبه‌ی احساس بر عقل که در اسلام هم برای زنان شمرده شده است و در همین سایت خانم‌ها به آن معترض هستند آیا جز همین برخورد است؟ شما به متعه گیر بدهید و بگویید مؤمن هستم و متوکل به خدا، یکی دیگر به دیه گیر بدهد، یکی دیگر هم به سنگسار گیر بدهد، یکی دیگر هم کلاً به اعدام گیر بدهد، یکی دیگر به قربانی کردن گوسفندان و اینکه انسان باید فقط سبزیجات بخورد، آن یکی هم به حکم حرمت شراب، آن یکی هم به حکم محرم و نامحرم و حجاب، آن یکی هم به اینکه چرا باید تقلید کنیم و چرا باید نماز بخوانیم و چرا دل انسان صاف باشد کافی نیست، ... دوست دارید کلاً دین را تعطیل کنیم برویم همین دنیا را بسازیم و خوش باشیم؟ حقیر که کم آوردم ...[/]

عن‏ عبداللَّه بن سنان‏ قال سألت أبا عبداللَّه عليه السلام عن المتعة فقال لا تدنّس (1) نفسك بها.
1) دنس عرضه أو ثوبه أو خلقه: تلطّخ بمكروه أو قبيح المنجد.

عبداللَّه بن سنان گويد: «از امام صادق عليه السلام درباره متعه پرسيدم. حضرت فرمود: خودت را با متعه آلوده مساز.»

منابع: نوادر ج 1 ص 87، بحارالانوار ج 100 ص 318، مستدرک الوسائل ج 14 ص 455، جامع احادیث الشیعه ج 26 ص 110.

سعید;611030 نوشت:
چند همسری چیست؟

با سلام و تشکر
لطفا پاسخ سئوالاتی که پرسیدم رو بدید
شنیدیم تعدد زوجات شاید از نظر فقهی و شرعی مشکل و گناهی به دنبال نداشته باشد ولی از نظر اخلاقی ممکن است منجر به گناه اخلاقی برای مرتکب آن گردد لطفا دقیق توضیح بدید گناه اخلاقی چیست ؟ چه فرقی با گناه فقهی و شرعی دارد؟ چطور میتوان مانع ارتکاب گناه اخلاقی شد؟ آیا اگر این حکم به کرات باعث گناه اخلاقی شود مرجع اعلم میتواند دستور بر تغییر شرایط و نحوه اجرای حکم فوق دهد یا به تعبیری شرایط موجود و حاضر میتواند باعث تعلیق این حکم در مدت زمانی خاص یا در مکان خاصی شود ؟

[h=1]نظر مقام معظم رهبری درباره چند همسری در دیدار خصوصی با نمایندگان زن مجلس[/h]در دیدار خصوصی نمایندگان خانم مجلس شورای اسلامی با مقام معظم رهبری ، ایشان برتک همسری تاکید داشتند.
عضو کمیسیون امنیت ملی مجلس شورای اسلامی به طرح خاطره ای از رهبری در این ارتباط اشاره و اظهار داشت: ایشان به یکی از علماء ارادتی داشتند و من نمی خواهم به نام این عالم اشاره ای کنم و در یک نشست که با مقام معظم رهبری داشت رهبری به وی گفت که کاش شما دو همسری نمی بودید.

سعید;611030 نوشت:
به گفته مرتضی مطهری تک همسری، طبیعی‌ترین فرم زناشویی است. در تک همسری روح اختصاص یعنی مالکیت فردی و خصوصی – که البته با مالکیت خصوصی ثروت متفاوت است – حکمفرماست. در تک همسری هر یک از زن و شوهر احساسات و عواطف و منافع جنسی دیگری را «‌از آنِ‌» خود و مخصوص شخص خود می‌داند.

لطفا توضیح دهید این متن شما بر ارجحیت و برتری تک همسری بر چندهمسری دلالت دارد؟
آیا تاکید اسلام بر تک همسری بوده است ؟ یا چند همسری ؟
اگر طبیعی ترین شکل زندگی تک همسری است پس مستحب بودن تعدد زوجات رو چطور میشه توجیه کرد؟
اگر طبیعی ترین شکل زندگی تک همسری در بین مردمان است آیا ممکن است با بالا رفتن فرهنگ مردم و عوض شدن شرایط جامعه و شرایط اقتصادی زندگی نیز به طبیعی ترین فرم آن نزدیک شود؟
آیا قصد زندگی از ابتدا تا انتها این نبوده مردم به سوی طبیعی ترین موارد روی آورند؟
با تشکر

سلام خدمت کاربران گرامی
بعلت عدم حضور کارشناس بخاطر دسترسی نداشتن به نت
تا حضور کارشناس موضوع بسته میشه
باتشکر

Reza-D;611110 نوشت:
تشكر از شما
البته بزرگوار اينها حرف بنده نبود. عرض كردم:
گفته ميشود.... گفته اند.... عنوان كرده اند.... (ديگران ، بخصوص خود خانمها)

مرسي از پاسخ
اگر امكان دارد اين بخش را هم پاسخ دهيد:
نوشته اصلی توسط Reza-D
اگر ميل جنسي ، يك تمايل دو طرفه است (و با توجه به فرمايش شما حتي در زنان بيشتر است) ، پس اينكه گفته ميشود مرد حق جنسي دارد ، چه معنايي خواهد داشت؟!


سلام علیکم

هم مرد میل جنسی دارد و هم زن میل جنسی دارد؛ ولی شهوت زنان، ده برابر بیشتر از شهوت مردان است. اما در کل، هر دو شهوت جنسی دارند و حق جنسی برای هر دو است و به خاطر میزان میل جنسی، حق ثابت نمی شود؛ بلکه از آن رو که دو شخص، با هم شوهر و زن هستند، حق جنسی برای هر دوی آنها ثابت است.

موفق باشید.

[="Tahoma"][="Black"][="3"]

neg@r;611404 نوشت:
با سلام و تشکر
لطفا پاسخ سئوالاتی که پرسیدم رو بدید
شنیدیم تعدد زوجات شاید از نظر فقهی و شرعی مشکل و گناهی به دنبال نداشته باشد ولی از نظر اخلاقی ممکن است منجر به گناه اخلاقی برای مرتکب آن گردد لطفا دقیق توضیح بدید گناه اخلاقی چیست ؟ چه فرقی با گناه فقهی و شرعی دارد؟ چطور میتوان مانع ارتکاب گناه اخلاقی شد؟ آیا اگر این حکم به کرات باعث گناه اخلاقی شود مرجع اعلم میتواند دستور بر تغییر شرایط و نحوه اجرای حکم فوق دهد یا به تعبیری شرایط موجود و حاضر میتواند باعث تعلیق این حکم در مدت زمانی خاص یا در مکان خاصی شود ؟

سلام علیکم
مقصود از گناه اخلاقی، عدم اجرای عدالت در میان زنانی است که همسر شخص هستند. به همین دلیل در آیه «
وَ إِنْ خـِفـْتـُمْ أَلاّ تـُـقـْسـِطـُوا فـِی الـْیـتـَامَـى فَـانْـكِـحُـوا مَـا طَـابَ لـَكُـمْ مِـنَ الـنّـِسـَاءِ مَـثـْـنَـى وَثـُلـَاثَ وَرُبَـاعَ فـَإِنْ خِـفـْتـُمْ أَلاّ تـَعـْدِلـُوا فـَوَاحِـدَةً أَوْ مَـا مَـلـَكـَتْ أَیـمَـانـُكُـمْ ذَلـِكَ أَدْنَـى أَلاّ تـَعُـولُـوا» (1) خداوند می فرماید که اگر نمی توانید میان زنان خود، عدالت را برقرار کنید، تنها یک زن داشته باشید و یا از کنیزان استفاده کنید که این به داشتن عدالت، نزدیکتر است.

منابع و مآخذ:
1. نساء: 4/ 3.
موفق باشید.
[/][/][/]

[="Tahoma"][="Black"][="3"]

neg@r;611410 نوشت:
لطفا توضیح دهید این متن شما بر ارجحیت و برتری تک همسری بر چندهمسری دلالت دارد؟
آیا تاکید اسلام بر تک همسری بوده است ؟ یا چند همسری ؟
اگر طبیعی ترین شکل زندگی تک همسری است پس مستحب بودن تعدد زوجات رو چطور میشه توجیه کرد؟
اگر طبیعی ترین شکل زندگی تک همسری در بین مردمان است آیا ممکن است با بالا رفتن فرهنگ مردم و عوض شدن شرایط جامعه و شرایط اقتصادی زندگی نیز به طبیعی ترین فرم آن نزدیک شود؟
آیا قصد زندگی از ابتدا تا انتها این نبوده مردم به سوی طبیعی ترین موارد روی آورند؟
با تشکر


سلام علیکم
اسلام، نه ابدع کننده چندهمسری بوده است و نه نسخ کننده چندهمسری بوده است. اسلام، مسأله چندهمسری را اصلاح کرد و آن را تا چهار زن به صورت دائم در یک زمان، تجویز کرد و به آن شکل بهتری داد. چندهمسری در زمان های پیش از ظهور اسلام هم در میان مردم رایج بوده است.
در دین اسلام، با شرایط خاص، شخص می تواند، در یک لحظه، چند همسر داشته باشد و مسأله به صورت مطلق نیست. اگر شرایط باشد، چندهمسری جایز است و اگر نباشد، جایز نیست.
بنابراین، استحباب چندهمسری در صورتی است که در ابتدا، شرایط جواز باشد. اگر شرایط جواز بود، در این صورت با رعایت مقررات و شرایط چندهمسری، حکم استحباب خواهد بود و اگر نباشد، حکم استحباب وجود نخواهد داشت.
در هر زمان و مکانی، اوضاع و شرایط فرق می کند و نمی شود، یک حکم کلی برای همه مکان ها و زمان ها و برای همه اقوام و ملل داد.
به طور طبیعی، تک همسری بر چندهمسری ارجحیت دارد؛ ولی گاهی مواقع، شرایط و موقعیت هایی پیش می آید که حکم مسأله تغییر خواهد کرد.
پیروز باشید.[/][/][/]

پرسش:
آیا استحباب تعدد زوجات شامل حال تمام مردان میشود یا شرایط خاصی دارد؟ اگر تعدد زوجات منجر به فروپاشی زندگی زن اول شود آیا باز هم تعدد زوجات برای مرد مستحب است؟


پاسخ:

برای پاسخ به این سوال باید به چند نکته توجه بفرمایید:

نکته اول:

استحباب تعدد زوجات مورد اتفاق فقهای شیعه نیست، بلکه برخی از فقها بر استحباب تک همسری تصریح کرده اند(1)
بر فرض پذیرش استحباب هم باید دقت داشت که این به خاطر استحباب اصل ازدواج است، نه اینکه تعدّد آن هم استحباب جداگانه ای داشته باشد، یعنی انچه که مستحب است اصل ازدواج است، نه تعدد آن! استحباب تعدّد آن هم از باب تکرار یک عمل مستحب است.
طبیعتا استحباب انجام یا تکرار یک عمل مستحب در گرو تحقق شرایط است، و گرنه مثلا اگر بیم ضرر داشتن آب برای بدن باشد وضو گرفتن دیگر مستحب نخواهد بود.

نکته دوم:
در خصوص تعدد زوجات هیچ توصیه و تشویقی در کار نیست، چون همانطور که اشاره خواهد شد تک همسری و چند همسری امری است که خود به خود در جامعه تنظیم میشود، نه قابل ترویج است و نه قابل ممانعت؛ فقط باید موانع فرهنگی را برداشت تا خود کشش جامعه در این خصوص تصمیم بگیرد! یعنی طرح این بحث صرفا برای رفع موانع است، نه ایجاد انگیزه. (توضیحات بیشتر در نکته پنجم و ششم عرض خواهد شد)

نکته سوم:

تعدد زوجات هرگز نسخه ای عمومی و برای تمام مردان نیست، بلکه در گرو شرایط است، آن هم به گونه ای که اگر حتی بیم آن وجود داشته باشد که مثلا مرد نتواند عدالت را برپا کند این استحباب ساقط است بلکه نهی جای آن را می گیرد، همانطور که قرآن کریم می فرماید:
«فَانْكِحُوا ما طابَ لَكُمْ مِنَ النِّساءِ مَثْنى‏ وَ ثُلاثَ وَ رُباعَ فَإِنْ خِفْتُمْ أَلاَّ تَعْدِلُوا فَواحِدَةً»؛ با زنان پاك (ديگر) ازدواج نمائيد، دو يا سه يا چهار همسر و اگر مى‏ترسيد عدالت را (درباره همسران متعدد) رعايت نكنيد، تنها يك همسر بگيريد.(2)
اینجا بحث خوف و بیم است، نه بحث علم! قرآن کریم نمی­فرماید اگر نمی­توانید عدالت برقرار کنید پس یک همسر بگیرید! می­فرماید اگر حتی بیم این را دارید که نتوانید عدالت برقرار کنید یک همسر بگیرید، همان­طور که اگر بیم دارید آب برای شما ضرر داشته باشد نباید وضو بگیرید، یا اگر بیم داشته باشید روزه برایتان ضرر دارد نباید روزه بگیرید!(3)
یا سایر شرایط مثل توان روحی و جسمی؛ یا توان و تمکّن مالی برای اداره و تدبیر دو یا چند خانواده؛ همه اینها جزء شرایطی است که در ازدواج مهم و لازم است.

نکته چهارم:
همانطور که انسان برای آغاز یک زندگی تک همسری نیازمند مشورت و همفکری با دیگران است در تعدد زوجات هم همین مسئله حاکم است، یعنی مردی که تصمیم به این کار گرفته است باید با مشاورین مذهبی خانواده مشورت کند، از مسئولیت های سنگین پس از آن آگاه شود، از سختی های کار مطلع شود.
عکس العمل همسر اول، و همچنین تکلیف زندگی با همسر اولش روشن شود، همسر اول نسبت به مسئله توجیه شود، اگر بچه هایی وجود دارند نظر آنها جلب شود، چرا که هدف اسلام از تجویز این حکم زیر پوشش گرفتن زن های جامعه است، لذا بنیان نهادن یک خانواده به قیمت فروپاشی یک خانواده دیگر و بچه های طلاق و مانند آن مطلوب اسلام نیست.
منتهی مسئله ای که وجود دارد این است که چنین رویکردی در میان زنان، برگرفته از عواطف و احساسات بوده و از خصوصیات و اوصاف ذاتی ایشان نیست، بلکه عارضی است(4) لذا آنچه که ما در صدد آن هستیم این است که این سنت و فرهنگ غلط ریشه کن شود تا این مانع برداشته شود.
باید به صورت منطقی به این مسئله نگاه کرد، چرا که در صورت وجود چنین کشش و ظرفیتی در جامعه، اگر سنت های غلط مانع آن شوند فساد گسترده ای در جامعه پهن می شود که اساس تک همسری را هم به خطر خواهد انداخت که در نکات بعدی اشاره خواهد شد.

نکته پنجم: ازدواج یک خواست و ظرفیت اجتماعی
تک همسری یا تعدد زوجات یک مسئله ای است که مانند عرضه و تقاضا خود به خود در جامعه تنظیم میشود، و اصلا قابل این که به آن توصیه شود یا از آن جلوگیری شود نیست. اگر تعداد مردان به اندازه زنان بوده یا بیشتر باشند طبیعتا هر زنی موقعیت ازدواج تک همسری را خواهد داشت لذا به درخواست های به عنوان همسر دوم پاسخ مثبت نخواهد داد، و از آن طرف اگر تعداد زنان بیشتر از مردان باشد یا به گونه ای زن احساس کند به خاطر بیوه بودن یا بالا رفتن سن امکان ازدواج دائم را نخواهد داشت هم از ایشان به عنوان همسر دوم خواستگاری خواهد شد و هم پاسخ مثبت خواهد داد.

پس تک همسری و چند همسری مسئله ای است که رواج آن به خود جامعه وابسته است، اگر جامعه کشش آن را نداشته باشد اصلا خود به خود به سمت آن نخواهد رفت، چه حکم به جواز باشد و چه نباشد، و اگر جامعه کشش آن را داشته باشد و مرد و زن به آن متمایل باشند به سمت آن خواهد رفت، و نمی توان جامعه را از آن بازداشت.
ممنوع کردن چنین مسئله ای که یک ضرورت اجتماعی است، و جامعه کشش و ظرفیت آن را دارد، عوارضی به دنبال خواهد داشت که به آن اشاره خواهد داشت.

نکته ششم: مصلحت عمومی بر مصالح شخصی
در بحث تعدد زوجات سخن از یک ضرورت اجتماعی است، و بر خلاف آنچه که عموما در جامعه گمان می­شود، حکم تعدد زوجات فقط برای مرد نیست، بلکه آنچه که بیشتر مایه ضرورت چنین حکمی میشود سامان دادن وضعیت زنان در جامعه است.
ممکن است زنان ابتدا زیر بار پذیرش تعدد زوجات نرفته و در مقابل آن موضع بگیرند، اما قطعا چنین موضع گیری از باب رعایت مصالح شخصیه است، به همین خاطر اگر به جای مصالح شخصی، مصلحت عمومی مدّ نظر قرار بگیرد، و به وضعیت تمام زنان توجه شود این حکم منطقی جلوه خواهد کرد.

آنچه که پذیرش این حکم را توسط برخی خانم ها دشوار می سازد در حقیقت همین نگاه های شخصی است، اما در مباحث حقوقی باید نگاهی کل نگر و جامع داشت.
زن بسیار آسیب پذیرتر از مرد است، چه از نظر روحی و روانی، چه از نظر اقتصادی، چه از نظر امنیتی، چه از نظر اجتماعی، و مانند آن باید به او توجه ویژه شود. زنی که در اغاز جوانی همسرش را از دست داده، نه پناه اقتصادی دارد، نه پناه امنیتی دارد، و نه امید به ازدواج باید چه کند؟

نکته هفتم:
مهم­ترین عاملی که بخشی از مردم خصوصا زنان را روبروی این حکم قرار می­دهد حفظ بنیان تک همسری است، در حالی که با توجه به نیاز عمومی زنان اگر زنانی که نیاز به سرپرستی دارند تأمین نشوند مردان را به سمت خود جذب می­کنند، و به تعبیر شهید مطهری اساس تک همسری به خطر می افتد.(5)
خودمان را فریب ندهیم، نیاز زنان بی سرپرست جایی نمی­رود، و نیاز جنسی و تنوع طلبی مردان هم از بین نرفته است. وقتی جامعه کشش چند همسری را داشته باشد اما سنت های غلط سایه سنگین خود را بر آن افکنده باشد هرگز این نیاز از بین نمی­رود، منتهی به لایه های زیرین اجتماع رسوخ پیدا می­کند و به روابط پنهانی و بدون مسئولیت منتهی می­شود.

به تعبیر شهید مطهری(ره):
«امروز گناه جاى تعدد زوجات را گرفته است نه وفا، و به همين دليل مرد امروز سخت از تعدد زوجات كه براى او تعهد و تكليف ايجاد مى‏ كند متنفر است. مرد ديروز اگر مى‏ خواست هوسرانى كند راه گناه چندان براى او باز نبود، ناچار بود تعدد زوجات را بهانه قرار داده هوسرانى كند. در عين اينكه شانه از زير بار بسيارى از وظايف خالى مى‏ كرد، از انجام بعضى تعهدات مالى و انسانى درباره زنان و فرزندان چاره‏ اى نداشت. اما مرد امروز هيچ الزام و اجبارى نمى‏ بيند كه كوچكترين تعهدى در زمينه هوسرانيهاى بى‏ پايان خود بپذيرد، ناچار عليه تعدد زوجات قيام مى‏ كند.(6)

پی نوشت ها:
1. طوسی، محمد بن حسن، المبسوط فی فقه الامامیه، تحقیق محمد باقر بهبودی، مکتبة المرتضویه، تهران، ج6، ص4.
2. نساء:3/4.
3. ر.ک: مطهری، مرتضی، مجموعه آثار، نشر صدرا، قم، ج‏19، ص 362.
4. طباطبایی، محمد حسین، ترجمه المیزان، دفتر انتشارات اسلامی، قم، چاپ پنجم، ج4، ص293و294.
5. مجموعه آثار، ج19، ص341.
6. همان، ج19، ص364.

موضوع قفل شده است