چادر اجباری

تب‌های اولیه

23 پستها / 0 جدید
آخرین ارسال
چادر اجباری

سلام ببخشید سوال من درباره ی اجبار خانوادم به چادره
من تو یه خانواده ی مذهبی و خیلی سختگیر و اینکه تو خونه فقط حرف حرف پدر مادره بزرگ شدم و رابطه ی صمیمی و رو بوسی نداریم مگر سالی یک بار.البته خیلیم بهشون احترام میذارم تا حالا تو بهشون نگفتم یعنی جرئت ندارم.هر چی میگن میگم چشم و دست و پاشونو میبوسم اما اختلاف من با اونا سره چادره که از 9سالگی بهم اجبار کردن و دوران راهنمایی و دبیرستانمم مدرسه های خیلی مذهبی میرفتم که چادر اجبار بوده اما حالا که مدرسه ام تموم شده نمیدونم چه جوری راضیشون کنم که چادر سرم نکنم.2روز پیش سر این مسئله با مادرم بحثم شد که اخر 2تا سیلی خوردمو به خواستمم نرسیدم.به نظرتون با دعوا یا جوره دیگه میتونم کارمو از پیش ببرم یا کلا بیخیال این موضوع بشم?من هر روز صبح که بیدار میشم کلی کمک مادرم میکنمو دست و پاشونو میبوسم اما این دو روزه با هم قهریم.میترسم باز حرفی بزنم که هم کتک بخورم هم نفرینم کنه مادرم

با نام و یاد دوست





کارشناس بحث: استاد راهنما

MomeniSara;913041 نوشت:
سلام ببخشید سوال من درباره ی اجبار خانوادم به چادره
من تو یه خانواده ی مذهبی و خیلی سختگیر و اینکه تو خونه فقط حرف حرف پدر مادره بزرگ شدم و رابطه ی صمیمی و رو بوسی نداریم مگر سالی یک بار.البته خیلیم بهشون احترام میذارم تا حالا تو بهشون نگفتم یعنی جرئت ندارم.هر چی میگن میگم چشم و دست و پاشونو میبوسم اما اختلاف من با اونا سره چادره که از 9سالگی بهم اجبار کردن و دوران راهنمایی و دبیرستانمم مدرسه های خیلی مذهبی میرفتم که چادر اجبار بوده اما حالا که مدرسه ام تموم شده نمیدونم چه جوری راضیشون کنم که چادر سرم نکنم.2روز پیش سر این مسئله با مادرم بحثم شد که اخر 2تا سیلی خوردمو به خواستمم نرسیدم.به نظرتون با دعوا یا جوره دیگه میتونم کارمو از پیش ببرم یا کلا بیخیال این موضوع بشم?من هر روز صبح که بیدار میشم کلی کمک مادرم میکنمو دست و پاشونو میبوسم اما این دو روزه با هم قهریم.میترسم باز حرفی بزنم که هم کتک بخورم هم نفرینم کنه مادرم

با عرض سلام ادب خدمت شما خواهر گرامی و همه اسک دینی های عزیز
از حسن اعتماد شما به این سایت تشکر می کنم لازم به شما به خاطر داشتن ویژگیهایی چون محبت و احترام و کمک به پدر و مادر تبریک بگویم سوال خوبی را پرسیدید امیدوارم نکاتی را که خدمتتون عرض میکنم راهگشا باشد

  1. رفتار اجبارگونه پدر و مادر مخصوصا در امور مرتبط با مذهب اصلا درست نمی باشد و لذا آنها هرچند هدف خیر و خوبی داشتند ولی از وسیله بدی برای رسیدن به هدفشون استفاده نموده اند.
  2. مواظب باشید مورد عاق پدر و مادر قرار نگیرید ناراضی بودن پدر و مادر و عاق آنها شدن هرچند به ناحق هم باشد اثرات خود را می گذارد و زندگی انسان را تحت الشعاع خود قرار می دهد و عمر انسان را نیز کوتاه می کند
  3. خواهر عزیز ابتدا تقاضا دارم که نسبت به پوشش و چادر اطلاعات خود را بیشتر نمایید چرا می خواهید چادر را کنار بگذارید؟ آیا به مزایا و معایب پوشیدن چادر توجه نموده اید طبیعتا اگر دلیل مناسب و قانع کنندهای داشته باشید بهتر می توانید خانواده را راضی کنید
  4. نگاه به مستندهای از لاک جیغ تا خدا اطلاعات بهتری به شما می دهد:

http://www.jc313.ir/31389-%D8%AF%D8%A7%D9%86%D9%84%D9%88%D8%AF-%D9%85%D8%B3%D8%AA%D9%86%D8%AF-%D8%A7%D8%B2-%D9%84%D8%A7%DA%A9-%D8%AC%DB%8C%D8%BA-%D8%AA%D8%A7-%D8%AE%D8%AF%D8%A7.html

http://www.tv2.ir/News/service/101

  1. برای کسب اطلاعات بیشتر در مورد پوشش چادر به تاپیک های زیر مراجعه نمایید:
✿▪✿▪✿▪✿چی شد چادری شدم؟✿▪✿▪✿▪✿

بر سر دو راهی ؛ چادر ، آری یا نه؟

مي خوام چادري بشم ولی از نگاه بقيه می ترسم

  1. اگر واقعا به این نتیجه رسیدید که چادر برای شما مناسب نمی باشد به چند طریق می توانید اقدام نمایید :
  2. بالا بردن اطلاعات و آگاهی و صحبت نمودن بر مبنای آنها با خانواده
  3. استفاده از ابزار محبت برای کسب رضایت آنها
  4. استفاده از واسطه های مناسب که مورد قبول پدر و مادر پدر و مادر شما هستند و حرف او روی پدر و مادر تاثیر گذار می باشد


با توجه به روحیه شما و پدر و مادرتون به نظرم برخورد شما اشتباه می باشد و ممکن است دعوا و ناراحتی و ...را در پی داشته باشد و لذا از راهکارهای گفته شده در بالا استفاده نمایید.

در پناه قرآن و عترت موفق باشید
یا علی

بنام خدا.

باسلام.

MomeniSara;913041 نوشت:
چادر اجباری

سلام ببخشید سوال من درباره ی اجبار خانوادم به چادره
من تو یه خانواده ی مذهبی و خیلی سختگیر و اینکه تو خونه فقط حرف حرف پدر مادره بزرگ شدم و رابطه ی صمیمی و رو بوسی نداریم مگر سالی یک بار.البته خیلیم بهشون احترام میذارم تا حالا تو بهشون نگفتم یعنی جرئت ندارم.هر چی میگن میگم چشم و دست و پاشونو میبوسم اما اختلاف من با اونا سره چادره که از 9سالگی بهم اجبار کردن و دوران راهنمایی و دبیرستانمم مدرسه های خیلی مذهبی میرفتم که چادر اجبار بوده اما حالا که مدرسه ام تموم شده نمیدونم چه جوری راضیشون کنم که چادر سرم نکنم.2روز پیش سر این مسئله با مادرم بحثم شد که اخر 2تا سیلی خوردمو به خواستمم نرسیدم.به نظرتون با دعوا یا جوره دیگه میتونم کارمو از پیش ببرم یا کلا بیخیال این موضوع بشم?من هر روز صبح که بیدار میشم کلی کمک مادرم میکنمو دست و پاشونو میبوسم اما این دو روزه با هم قهریم.میترسم باز حرفی بزنم که هم کتک بخورم هم نفرینم کنه مادرم

اولا نظر من در مورد والدین این است:
ما دو نمونه پدر و مادر داریم ، یکی آنهایی هستند که مستقیما فرزندی را بدنیا می اورند و بزرگ و تربیت مینمایند و یکی هم آنهایی که خودشان بطور مستقیم باعث تولد فرزند نبوده اند و بلکه بطورغیرمستقیم باعث تولد یک نوزاد یا انسان شده یا میشوند{یعنی کسانیکه قراربوده به مقام والای پدر یا مادری نائل شوند اما چون خودشان بهردلیل نتوانسته اند باعث تولد آن بچه گردند لذا به خواست خدا این امر توسط عده ای دیگر تحقق یافته یا میابد..مانند فرزندانی که دارای پدران و مادرانی مهربان اما فقیر میباشند که از عهده خرج و مخارج و بزرگ کردن آنان بر نیامده و آنان را بدست خدا یا دولت و خانواده های مهربان و معنوی میسپارند که بزرگ نمایند یا مانند برخی دیگر که بد سرپرست میباشند که سیخ داغ روی بدن نوزادان و فرزندان معصوم خودمیگذارند یا آنان را مجبور به کارهای بد و ناشایست مینمایند}

حالا منظور من چی هست؟
منظورمن این است که در هرصورت حتی اگر پدر و مادر هر انسانی ، خودشان هم مستقیما بچه ای را بدنیا نیاورده باشند بازهم ما موظف به احترام و اطاعت از آنان خواهیم بود.

در مورد شما خواهر گرامی هم که فرموده اید دست و پای آنان را بوس مینمایید پس نبوشیدن چادر هم نباید ارزشمندتر از دل مادرتان باشد که مطمئن باشید مادر خوبی هم هستند و شما دارید چرا که یک چیز خوب را برای شما خواسته نه یک چیز و یا درخواست بد و منفی را لذا همچنان به خواست آنان تا جای ممکن احترام بگذارید تا وقتیکه موعدش برسد که موعدش هم یا بزرگترشدن شما یا شوهر کردن شما خواهدبود که دیگر مسئولیت چندانی متوجه آنان نخواهدبود و شاید تا آن لحظه ، خودتان میل به پوشیدن چادر را پیدانمودید.باتشکر.

MomeniSara;913041 نوشت:
سلام ببخشید سوال من درباره ی اجبار خانوادم به چادره
من تو یه خانواده ی مذهبی و خیلی سختگیر و اینکه تو خونه فقط حرف حرف پدر مادره بزرگ شدم و رابطه ی صمیمی و رو بوسی نداریم مگر سالی یک بار.البته خیلیم بهشون احترام میذارم تا حالا تو بهشون نگفتم یعنی جرئت ندارم.هر چی میگن میگم چشم و دست و پاشونو میبوسم اما اختلاف من با اونا سره چادره که از 9سالگی بهم اجبار کردن و دوران راهنمایی و دبیرستانمم مدرسه های خیلی مذهبی میرفتم که چادر اجبار بوده اما حالا که مدرسه ام تموم شده نمیدونم چه جوری راضیشون کنم که چادر سرم نکنم.2روز پیش سر این مسئله با مادرم بحثم شد که اخر 2تا سیلی خوردمو به خواستمم نرسیدم.به نظرتون با دعوا یا جوره دیگه میتونم کارمو از پیش ببرم یا کلا بیخیال این موضوع بشم?من هر روز صبح که بیدار میشم کلی کمک مادرم میکنمو دست و پاشونو میبوسم اما این دو روزه با هم قهریم.میترسم باز حرفی بزنم که هم کتک بخورم هم نفرینم کنه مادرم

سلام

خوب بود دلیل مخالفت خودتان را هم با چادر بیان می کردند !
چرا مخالف استفاده از چادر هستید ؟
نوعا حجاب چادر بهترین توفیق برای یک خانم مو منه است !
هر چند چادر یک پوشش است !
و رفتار والدین شما هم تا حدودی غلط نمیادم!
الان متاسفانه پوشش برخی خیلی خانم ها در جامعه شرم آور است !
و دقیقا هم آقایان اراذل این دسته خانم ها رو بولد شده دانسته !
و شایسته چشم چرانی و ووو
و دغدغه خانواده های متدین و متشرع نیز بجا است !
هر چند
فقط صرف چادر بر سر کردن هم مصونیت برای یک خانم ابتدا ب سا کن ایجاد نمی کند
چون نوع رفتار و حرکت ووووو نقش اساسی و تعیین کننده دارد
برای ایجاد یک حریم امن و مصونیت از چشم و نیات پلید و مزاحمت مردان
متاسفانه
متاسفانه
متاسفانه
خانم های چادری بی تعهد هم داریم و
هم در جامعه از اتن دسته افراد مشاهده کردیم

سلام خواهرم.منم مثل شما هستم.ولی با یک تفاوت من از اول چادری بودم.و خانواده ام هم مذهبی اند اما شما یکم فکر کنید من تا همین چند وقت پیش که یه سری چیزا رو نمیفهمیدم میخاستم اینو کنار بذارم.اما خدا دستمو گرفت و نذاشتمش کنار.اصلا بیا و برا چد لحظه هر چی فکر اجبارا چادر سر کردنو بذار کنار
میدونم که ادم با هر چی که نهی میکننش میخاد انجامش بده و خاصیت نفسه...

اما بیا و یه لحظه بذارشون کنار

ببین نگاه بقیه چجور میشه بهت

دوست داری نگاه سنگین بقیه رو روی خودت حس کنی؟؟؟؟

واقعا بده ها؟!

من الان خودم چادری ام

باورت میشه یه بار بی چادر از تو مدرسه حواسم نبود اومدم بیرون

نمیدونی چقدر سنگین بود نگاها برام

واقعا خیلی بده که نگاه مرد ها اینطوری باشه که فقط به جسم تو توجه کنن و تو مثل یه برده جنسی باشی براشون . نگاه میکنن بهت تا لذت ببرن. بنظرت این ازادیه؟؟؟;;)

فکر نکنم

بعد یه مسئله دیگه...

آیا امام زمان دوستت دارند وقتی چادر سرت نباشه؟
بنظرت ارزششو داره که یه نفر واسه نگاه های مردن دل آقا رو بشکونه؟

خودت قضاوت کن

بنظرم اگه ب کانال چادرانه سری بزنی بد نیست همینجوری بنویس به انگلیسی چادرانه میاد(chadorane)

میتونی از مدیر کانالشم کمک بگیری

فقط فکر کن اجی گلم

من دوستت دارم که این حرفارو برات زدم

چه خوب میشه اگه تو قسمت علاقه مندیامون بنویسیم

لبخند امام زمان عجل الله

سلام ممنون از جواب شما راستش از اون روز به بعد مادرم خیلی سرسنگین شدن باهام منم حدودا قهر به سر میبرم اما امروز طاقت نیاوردمو خواستم کف پاشونو ببوسم که نذاشتن گفتن یا قول میدم دیگه حرفی از چادر سر نکردن نزنم یا علاوه بر اینکه توو دهنی میخورم عاقم میکنن! راستش خیلی ترسیدم از این حرف اما امروز هیچی نگفتم فردا صبح میرم پاهاشونو میبوسمُ معذرت خواهی میکنم و قول میدم دیگه حرفی نزنم البته درباره ی اون قسمت از حرفتون که گفتید با محبت بتونم رضایتشونو بگیرم راستش اصلا تاثیری نداره روشون مادره من وظیفه ی من میدونه که بهشون احترام بذارم و هر چی میگن بگم چشم که اگه غیر این باشه من کوتاهی کردم و کاملا نتیجه ی عکس میده و بدتر لج میکنن چون وظیفم میدونن البته منم وظیفه ی خودم میدونم حتی یادمه راهنمایی که بودم مدرسمون مراسم برای عاشورا داشت و معلم دینیمون برا یه بخشی از مراسم صحبت میکردن گفتن که بچه هایی که مادراشون توو جمع حضور دارن سریع پای مادرشونو ببوسن و بعدش توضیح که هر روز باید کف پای مادر پدرتونو ببوسیدو وظیفه ی شماستو ... من بعده اون مراسم اینقد گریه کردم که تا الان چرا اینکارو نکردم و تا یه مدت همش ازشون معذرت خواهی میکردم که وظیفمو درست انجام ندادم و اینکه من وقتی مادرم رضایت بدن برا چادر سر نکردن پدرمم قبول میکنن ولی در غیر این صورت من اصلا جرئت ندارم حرفی بزنم پس قیدشو میزنم بازم ممنون از شما

بله صحبت شما کاملا درسته من اشتباه کردم هیچی ارزش اینکه مادرم ازم دلگیر بشنو نداره من باید همیشه احترامشونو نگه دارم

راستش ما خانواده ی مذهبیی هستیم و همه ی خانومهای فامیلمون چادری هستن.این خواسته ی من یه جورایی خلاف عرف خانوادمونه اما من فک میکنم انتخاب پوشش یه حق طبیعی هر ادمی هست و من دلم نمیخواد کاریُ به اجبار انجام بدم اما گویا فعلا مجبورم

سلام ممنون از اینکه وقت گذاشتی و جواب دادی راستش اینقد توو ذهنم درگیر اینم که چادرو کنارو بذارم و بعد به کتکی از پدرمو مادرم میخورم و بعد عاق شدن و اینکه تهشم بازم اجازه نمیدن چادر سرم نکنم و یا اصلا اینکه دیگه چه جوری این موضوعو بیان کنم فک میکنم به این چیزایی که شما گفتی فک نکردم راستش بیشترم این اجباری که خودت گفتی اذیتم میکنه اما بیشتر که فک کردم هیچ چیزی ارزش دلگیری مادر پدرم و امام زمانو نداره پس بیخیالش میشم دیگه فک نمیکنم به قضیه و نمیخوام دیگه هر چند وقت یه بار مادرمو عصبی کنمُ خودمم چن تا سیلی بخورم

سلام

کجای این سیاست ها قرار داریم!! فکر نمی کنید تا حدودی به هدفشون رسیدند!!

مستر همفر جاسوس انگلیسی در خاطرات خود می نویسد:

در مساله بی حجابی زنان باید کوشش فوق العاده ای

به عمل آوریم تا زنان مسلمان به بی حجابی

و رها کردن چادر مشتاق شوند

پس از آنکه حجاب زن با تبلیغات وسیعی از میان رفت

وظیفه ماموران ما این است

و روابط نامشروع

فساد را در جوامع اسلامی گسترش دهندبرای این کار لازم است

زنان غیر مسلمان کاملا بدون حجاب ظاهر شوند تا

زنان مسلمان از آنها تقلید کنند.

(خاطرات همفر)...

������می دونی این حرف ها یعنی چی ؟

یعنی اینکه همیشه با مانتو بیائیم تا آنها چادر را کنار بگذارند

یعنی اینکه فیلم های بی حجابی را نشان بدهند

تا آنها به نیمه برهنه راضی شوند

یعنی اینکه سر لخت نشانشان دهیم تا آنها

با موی بیرون آمده درجامعه حاضر شوند

یعنی اینکه فیلم هائی که دختر و پسر روابط طاها دارند

را نشان دهیم تا این کار برایشان عادی شود

تا آنها عکس نیمه عریان بگیرند.

یعنی اینکه دختر بلوز شلواری نشانشان دهیم

تا آنها با مانتوی کوتاه بیرون بیایند

با این فکر که اگر زنی خانمی چادری را دید

بگویند: نه به این شوری شور و نه به آن بی نمکی

بگویند: نه این قدر افراطی و نه آنقدر تفریطی

تا اینکه حد وسط را انتخاب کنند که همان مانتوی کوتاه می شود

طرز فکر غربی ها را می بینی ؟

می بینی چطور دارند با چادر مبارزه میکنند ؟

واقعا اگر حجاب به چادر نیست پس

چرا این همه با چادر مبارزه دارند ؟

☘������جوابش این است که

ترک چادر مرحله اول است اگر چادر رها شود

می توان وارد مرحله بعد شد

در غیر این صورت آنها شکست خورده اند...

سلام.
بنظرم هرکس یک سد هست، اگر دشمن یا هرفردی با نیت بد بخواهد کاری کند،از سد اول عبور کند،شکستن باقی سدها راحت میشود.

درمورد حجاب چادر هم همین موضوع هست.چادر یا یک مانتوی بلند وگشاد یک سد برای دید نامحرمان هست

اگر این سد بشکند واعتقاد فرد یا باور فرد صدمه ببیند مانند این هست که این سد آسیب دیده و فرو میریزد.

هیچ باغبانی را سرزنش نمی کنند که چرا دور باغ خود حصار و پرچین کشیده است.

☘هیچ کس با نام آزادی، دیوار خانه خود را بر نمی دارد.

☘هیچ صاحب گنجی گوهر خود را در معرض دید دیگران قرار نمی دهد.

☘اگر در مقابل پنجره خانه ات توری نزنی از نیش پشه ها و مزاحمت مگس ها در امان نخواهی بود.

وقتی راه ورود پشه ها را می بندی، خود را مصون ساخته ای نه محدود کرده باشی.

بله اتفاقا با خواهرم که صحبت میکردمو میگفتم کاشکی یکی بود که از من دفاع کنه و مامانو سرزش کنه گفت هیچکس برای این خواستت ازت دفاع نمیکنه و مادرمو سرزش نمیکنه دقیقا عین متن شما

MomeniSara;914713 نوشت:
بله اتفاقا با خواهرم که صحبت میکردمو میگفتم کاشکی یکی بود که از من دفاع کنه و مامانو سرزش کنه گفت هیچکس برای این خواستت ازت دفاع نمیکنه و مادرمو سرزش نمیکنه دقیقا عین متن شما


سلا م
ببخشید منظورتان از عین متن شما
بنده را می گوئید؟

[="Arial"]

MomeniSara;914690 نوشت:
علاوه بر اینکه توو دهنی میخورم عاقم میکنن!

سلام ساراخانوم
نمیخوام از مزایای چادر بگم چون معتقدم خودت باید بهش برسی
چون معتقدم چادری که با حرف اطرافیان و از ترس تودهنی باشه ارزشی نداره
ولی با این جملت یه لحظه بغض کردم
یاد روزایی افتادم که
شرایط زندگیم دقیقا برعکس تو بود
همه دخترای فامیل مانتویی و امروزی بودن
و من میخواستم بر خلاف عرف فامیل چادری بشم
من یه روزی بخاطر چادر عاق شدم ....
ولی ارزششو داشت
چون بعدش امام زمان پیش خدا ضمانتم کرد....
[/]

MomeniSara;913041 نوشت:
سلام ببخشید سوال من درباره ی اجبار خانوادم به چادره
من تو یه خانواده ی مذهبی و خیلی سختگیر و اینکه تو خونه فقط حرف حرف پدر مادره بزرگ شدم و رابطه ی صمیمی و رو بوسی نداریم مگر سالی یک بار.البته خیلیم بهشون احترام میذارم تا حالا تو بهشون نگفتم یعنی جرئت ندارم.هر چی میگن میگم چشم و دست و پاشونو میبوسم اما اختلاف من با اونا سره چادره که از 9سالگی بهم اجبار کردن و دوران راهنمایی و دبیرستانمم مدرسه های خیلی مذهبی میرفتم که چادر اجبار بوده اما حالا که مدرسه ام تموم شده نمیدونم چه جوری راضیشون کنم که چادر سرم نکنم.2روز پیش سر این مسئله با مادرم بحثم شد که اخر 2تا سیلی خوردمو به خواستمم نرسیدم.به نظرتون با دعوا یا جوره دیگه میتونم کارمو از پیش ببرم یا کلا بیخیال این موضوع بشم?من هر روز صبح که بیدار میشم کلی کمک مادرم میکنمو دست و پاشونو میبوسم اما این دو روزه با هم قهریم.میترسم باز حرفی بزنم که هم کتک بخورم هم نفرینم کنه مادرم

بسم الله الرحمن الرحیم
سلام
آنچه بنده متوجه شدم اینه که شما دلتون میخواد خودتون برای نوع پوششتون تصمیمم بگیرید..
چون حس میکنید از اول چادر براتون زور بوده،الان بهتون نمیچسبه..
اما من یقین دارم خانمی با این فهم عمیق،حتی اگر خانواده اش اجازه بدن ،نخواهد تونست بدون چادر از منزل خارج بشه..
خودتونم خوب میدونید که چادر رو دوست دارید..
همینطور که همه ی آدم حسابی ها دوستش دارن..
همینطوری که همه ی مردان با اصالت دوستش دارن..
شاید اگر چادرتون زبان داشت،اینطوری باهاتون حرف میزد:
خب سارا خانم...
حالا دیگه میخوای رفیق نیمه راه بشی؟
منو تو از اون اول با هم بودیم،مگه از من بد دیدی که میخوای ترکم کنی..؟
قبول دارم خیلی اذیتت کردم،توی بارون سنگین شدم،توی گرما،داغ شدم،یکم دست و پاتو بستم..
اما اگر زیر بارون سنگین شدم بهت سنگینی دادم...
اگر دست و پاتو تا حدی بستم،عوضش دست و پای نامحرم رو هم برات بستم..
سارا خانم ..راستش از روزی که با مادر دعوا کردی،من هر روز میترسم که تو هم مثل خیلی از دخترای دیگه منو تنها بذاری..آخه مگه خیابونارو نمیبینی....
انگار نه انگار که من میراث یک مادر پهلو شکسته ام،که خودش و فرزندش بین در و دیوار له شدند،تا این چادر به اونا برسه..
باشه سارا خانم،نمیخوام سربارت باشم...نمیخوام بخاطر من سیلی بخوری..
فقط اگر هم خواستی منو ترک کنی،بهش فکر کن،اینکه چه کسایی از برداشتن چادرت خوشحال میشن و چه کسایی ناراحت..
مثلا امام زمان...به نظرت دلش نمیشکنه؟
شاید بخاطر برداشتن چادرت،یک قطره اشک بریزه و بگه،از سارا توقع نداشتم.....

سلام
چادر هم ب تنهایی حجاب نیست . چادر و چادری حرمت و حریم دارد !

یعنی کسی که این توفیق را دارد !
که چادر بر سر کند !
باید توفیق پاسداری و حرمت این نشانه زهرایی هم داشته باشد !
و گرنه یه مدلینگ چادری است و بس !
من ب کرات در دانشگاه مشاهده کردم
دانشجویان خانم چادری خیلی خیلی کمتر مورد نظر چشم چرانی و یا جسارتا مزاحمت های لسانی پسران دانشجو واقع می شدند !
و این یعنی اولین بر کات چادری بودن است !

خوبه که شما جرئت کردی برای دنبال خواستت راستش من اصلا نمیتونم من از بچگی اگه چیزی میخواستم و از نظر خانوادم درست نبود کتک میخوردم برا همین بیشتر سعیمم این بود که مادرم اجازشو بهم بدن که ندادن منم بیخیال شدم دیگه راستش من از عاق شدنم خیلی میترسم از امروز صبحم همش دنبال اینم از مادرم معذرت خواهی کنم همش میخوام حرف بزنم اما اصلا اجازه نمیده توو این مدت که قهر بودیمم درسته حرف نمیزدیم اما مثل قبل قهر که نه اما بازم دستشونو میبوسیدم مادرم اینقد مغروره که اصلا به روی خودش نمیاورد چه توو این مدت چه قبل دعوا انگار نه انگار که من دستشونو میبوسیدم اما از امروز صبح که میگم مامان اجازه بدین حرف بزنم نمیذاره حتی نذاشت دستشونو ببوسم نمیدونم چی کار کنم که ببخشنم

ممنون از وقتی که گذاشتین اما الان دنبال اینم که مادرم فقط منو ببخشن من اشتباه کردم هر چی بگن قبوله بعد از اینکه اینجا مطرح کردم مشکلمو با جوابایی که دوستان دادن به حرف شما رسیدم و خیلی پشیمونم حتی حاضرم مادرم بازم کتکم بزنن اما در عوض منو ببخشن

باسمه البصیر

عرض سلام و ادب

حضور شما را در اسک دین خیر مقدم عرض می کنم

گل

MomeniSara;914806 نوشت:
من اشتباه کردم هر چی بگن قبوله بعد از اینکه اینجا مطرح کردم مشکلمو با جوابایی که دوستان دادن به حرف شما رسیدم

چیزی را که به اجبار بپذیرید به اختیار نگه نخواهید داشت.

وقتی سایه ی ترس (حال از هر چه) بر سر انسان باشد قدرت تحلیل و تفکر را از او می گیرد

پس بهتر است ابتدا بر ترستان غلبه کنید و به قدرت تفکر و تشخیصتان اعتماد نمائید و یک بار دیگر

از ابتدا، چرایی حجابتان را مرور بفرمائید،حجاب چیزی نیست که به دستور و فرمان کسی بتوان

آن را پذیرفت،هر کسی باید مستقل از تعریف و تمجید و تهدید دیگران فکر کند و عمل نماید

حقیر پیشنهاد می کنم تاپیکی با عنوان "چرایی حجاب" ایجاد بفرمائید و از اساتید سایت

بخواهید آن را با دلایل عقلی و نقلی شرح بفرمایند.

سلام

در روان شناسی منابع فشار روانی را ناکامی، فشار و تعارض می دانند.

به نظر می رسد شما دچار تعارض شده اید یعنی با نیروهای متضاد عاطفی، انگیزشی، رفتاری و سلیقه ای روبرو هستید.

از یکطرف میل به جلب رضایت والدین با داشتن چادر و ازطرف دیگر گریزان از چادر

برای حل این تعارض بهتر است جرات مندانه با آن مواجه شوید و و بدانید شما بعنوان یکطرف این قضیه باید برای برداشتن و برنداشتن چادر خود دلایل منطقی داشته باشید تا بتوانید از این دوگانگی خارج شوید.

به توصیه دوستمان خانم حبیبه مبنی بر ایجاد یک تاپیک در این زمینه و یا با مطالعه منابع متعدد که کارشناس محترم معرفی کرده اند و ... آگاهی خود را در این زمینه افزایش دهید تا بتوانید با دلیل به هدفتان برسید.

سلام.
بله.کاملا با صحبت خانم ریحانه النبی و خانم جبیبه موافق هستم.
تاوقتی با ترس واز روی عاق نشدن حجاب بخواهید بکنید و زمانی که مادرتون پیشتون نباشن این حجاب رو برمیدارید.
برای هرکاری به عمق مطلب پی ببرید تا با جان ودل اون رو بپذیرید و نگرانی بعدش نداشته باشید.
امیدوارم منظورم رو رسونده باشم.

موضوع قفل شده است