جمع بندی وقتی موجود زنده ای غیر انسان بمیرد چه می شود؟

تب‌های اولیه

13 پستها / 0 جدید
آخرین ارسال
وقتی موجود زنده ای غیر انسان بمیرد چه می شود؟

سلام
قرآن در چند آیه فرموده که بازگشت هر چیزی بسوری اوست و یا رد جای دیگر فرموده بازگشت همه امرو بسوری خداست.

در مورد انسانها که همه میدونیم بعد مردن به برزخ میرن.
حالا بجز انسان مثلا اگه یه حشره یا باکتری و ویروس مرد چه می شود؟ آیا معدوم میشن و دیگه حق زندگی مجدد ازشون گرفته میشه یا اونا هم بسوی خدا بازگشت دارند؟
و همچنین با توجه به آیات فوق از قرآن آیا جمادات و موجودات بیجان هم بازگشت دارند؟

با نام و یاد دوست





کارشناس بحث: استاد مشکور

Miss.Narges;899438 نوشت:
سلام
قرآن در چند آیه فرموده که بازگشت هر چیزی بسوری اوست و یا رد جای دیگر فرموده بازگشت همه امرو بسوری خداست.

در مورد انسانها که همه میدونیم بعد مردن به برزخ میرن.
حالا بجز انسان مثلا اگه یه حشره یا باکتری و ویروس مرد چه می شود؟ آیا معدوم میشن و دیگه حق زندگی مجدد ازشون گرفته میشه یا اونا هم بسوی خدا بازگشت دارند؟
و همچنین با توجه به آیات فوق از قرآن آیا جمادات و موجودات بیجان هم بازگشت دارند؟


سلام و ادب@};-

در پاسخ به سؤال شما موضوع را از چند بُعد مورد بررسی قرار می دهیم:

اول. حشر حیوانات: از جمله آیاتی که دلالت بر حشرخصوص حیوان می کند آیه زیر است: «و ما من دابّة فی الأرض ولا طائر یطیر بجناحیه إلاّ أُمم أمثالکم ما فرّطنا فی الکتاب من شیء ثمّ إلی ربّهم یحشرون». (1) «هیچ جنبنده ای در زمین و هیچ پرنده ای که با دو بال پرواز می کند نیست مگر این که آن ها امت هایی مانند شما انسان ها هستند و مادر کتاب هیچ چیز را فروگذار نکردیم، سپس تمام حیوانات [همانند شما انسان ها] در قیامت به سوی پررودگارشان محشور می شوند».«امت»، به هر گروهی که در امر واحدی مثل دین، زبان، آداب و رسوم زمان ومکان مشترکند گفته می شود اعم از این که این امر جامع، تسخیری یا اختیاری باشد. حشر، در لغت جمع و گردآوری توأم با درهم شکستن و راندن است، و محشر، محل جمع کردن است.(2) روز حشر روز بعث و معاد است.(3) حشر در اصطلاح، برانگیختن مردگان از قبور و گردآوری آنان در روز قیامت برای حساب رسی است.(4)

مفاد آیه شریفه آن است که حیوانات همانند انسان ها دارای امت می باشند اما این که همانندی در چیست، مفسران دیدگاه های متفاوتی ذکر کرده اند.(5) از جمله آن ها نیازمندی به خدا، تسبیح و ذکر پروردگار، زندگی اجتماعی و توالد و تناسل، تقدیر رزق و عمر و اجل و سعادت و شقاوت آن ها، حشر در قیامت و پاداش و کیفر. ولی می توان گفت از بارزترین موارد تشابه آن ها به انسان ها همان حشر در قیامت است که در پایان آن هم آمده است و بسیاری از مفسران نیز بدان تصریح کرده اند، یعنی «حیوانات همانند انسان ها دارای امت هستند و همانند انسان ها در رستاخیز محشور می شوند. از این رو معنای «إلی ربّهم یحشرون»، این خواهد بود که حیوانات بعد از مرگشان به سوی خدا محشور می شوند، همان گونه که بندگان خدا در قیامت به سوی پروردگارشان محشور می گردند.(6)

البته روشن است که لازمه حشر حیوانات و یا حسابرسی و پاداش و کیفر آنان این نیست که حیوانات در شعور و آگاهی با انسان ها مساوی باشند و تمام مدارج کمال روحی و معنوی را که انسان ها می توانند بپیمایند آن ها هم طی کنند، زیرا خود انسان ها هم در مراتب کمال روحی و معنوی و حساب و پاداش و کیفر با یکدیگر مساوی نیستند. بلکه همان گونه که علاّمه طباطبایی (رحمه الله) می نویسد: «اصل الملاک وهو الأمر الذی یدور علیه الرضا والسخط والاثابة والمؤاخذة موجودة فیهم»(7) ملاک اصلی و آن چیزی که محور و اساس رضا خدا و ناخشنودی اش و ثواب و عقابش می باشد در حیوانات یافت می شود. از این رو همان گونه که بیان شد، حشر به معنای «جمع کردن است قرینه «الی» در «إلی ربّهم» که بیان گر غایت و مقصد حرکت است، مقصود از حشر در این آیه، حشر و معاد، حیوانات است. به این ترتیب حیوانات زمینی همچون بشر، بین خویش دارای انواعی هستند و مانند انسان به سوی خدا بازگشت می کنند و در نزد وی حضور می یابند.


آیه دیگری که می توان از آن حشر حیوانات را استنباط کرد آیه زیر است: «و إذا الوحوش حشرت»(8)، آن گاه که حیوان های وحشی در قیامت گرد هم جمع می شوند. «وُحوش» جمع وحش به معنای حیواناتی است که با انسان ها اُنس و اُلفت نمی گیرند مانند درندگان.(9) «آلوسی» می نویسد: وحوش در این آیه تمام چهارپایان را دربرمی گیرد.(10) از اینرو این آیه ظهور در حشر حیوانات وحشی در قیامت دارد اگر چه دیدگاه مفسران درباره حوادث بعد از حشر آن ها متفاوت است. برخی بر این باورند که اگر حیوانات ستمی به یکدیگر کرده باشند در قیامت مجازات می شوند.(11) و به باور برخی دیگر بعد از حشر، آن ها را دوباره می میرانند و به خاک برمی گردانند.(12) ولی در اصل حشر حیوانات، جمهور مفسران، هم عقیده اند.


دوم. حشر جمادات: از جمله آیاتی که دلالت بر حشر موجودات بدون روح دارد آیه زیر است: «و من أضلّ ممّن یدعو من دون الله من لا یستجیب له إلی یوم القیامة وهم عن دعائهم غافلون * و إذا حشر النّاس کانوا لهم أعداء وکانوا بعبادتهم کافرین» (13) «چه کسی گمراه تر است از آن کسی که معبودی غیر خدا را می خواند، در حالی که آن ها تا قیامت هم، به او پاسخ نمی گویند و از خواندن آن ها بی خبر هستند و صدای آن ها را نمی شنوند و هنگامی که مردم محشور می شوند، معبودهای آنان دشمنانشان خواهند بود، به طوری که، عبادت آن ها را، انکار می کنند». با توجه به این که ضمیر «هم» در «کانوا لهم» و «کانوا بعبادتهم» به معبودهای باطل برمی گردد و به لحاظ تعبیر «من لا یستجیب له» آن ها تا قیامت هم به آنها پاسخ نمی گویند» آیه، دلالت روشنی دارد که معبودهای آنان گیاهان و جمادات بوده اند، از طرفی همین موجودات، در قیامت محشور می شوند به دلیل: «إذا حشر النّاس کانوا لهم أعداء» که معبودهای دروغین در قیامت از بت پرستان اظهار بی زاری می کنند.(14) و در وصف خدایان کفار، فرموده است: «أمواتٌ غیر أحیاء وما یشعرون أیّان یبعثون»(15) بت ها مرده اند و از حیات، بهره ای ندارند، و هیچ نمی دانند که چه زمانی مبعوث می شوند.(16) و خطاب به بت پرستان می فرماید: «إنّکم وما تعبدون من دون الله حصب جهنّم أنتم لها واردون»(17)؛ «شما بت پرستان و آن بت هایی که می پرستید هیزم جهنم خواهید شد و همگی در آن وارد می شوید». همه این امور نشان دهنده حشر برخی از جمادات در قیامت است.

سوم. رستاخیز جانداران: از جمله آیاتی که دلالت بر حشر انسان ها و حیوان های زمینی و هوایی می کند آیه زیر است: «و من آیاته خلق السّموات والأرض وما بثّ فیهما من دابّة وهو علی جمعهم إذا یشاء قدیر»(18) : «از نشانه های خدا، آفرینش آسمان ها و زمین و آنچه از انواع جنبندگان از انسان و حیوان بین آنها پراکنده ساخته، می باشد و او بر جمع آنها در روز قیامت، توانا است». «دابّه»، از دبّ، یدبّ به معنای آهسته راه رفتن است و به هر جنبنده ای از انسان و حیوان و حشرات روی زمین که حرکت می کند گفته می شود.(19) و اطلاق آن بر فرشتگان معهود نیست.(20) از آنجایی که واژه «دابّه»، مطلق است و شامل تمام جانداران زمینی و هوایی می شود و مقصود از واژه «جمع»، گرد آوردن وحشر موجودات در روز قیامت است و ضمیر «هُم» در «جمعهم» به «دابّه» برمی گردد. از این رو آیه همان گونه که جمهور مفسران بدان تصریح کرده اند.(21) ظهور در حشر تمام جانداران اعم از انسان وحیوان در روز قیامت دارد.

بنابراین، با بررسی آیات در این زمینه، نتایج زیر به دست می آید:
1. انسان و ملائکه و جن و شیاطین در قیامت هر یک حشر مخصوصی دارند و آیات و روایات و دلایل عقلی گواه این مطلب است.

2. درباره حشر حیوانات در میان متکلمان و حکمای اسلامی اختلاف نظر فراوان دیده می شود.

3. درباره حشر جمادات برخی از آیات ظهور در حشر معبودهای دروغین و بت ها در قیامت دارد که می توان حشر برخی از جمادات را از آنها استفاده کرد.

برخی آیات نیز ظهور در حشر حیوانات دارد که با توجه به دیدگاه مشهور مفسران، حشر حیوانات از این آیات استفاده می شود اگر چه درباره کیفیت حشر آن ها به طور قطع نمی توان داوری کرد.

4. با توجه به آیات مورد بحث می توان گفت، قلمرو معاد در قرآن علاوه بر انسان و جن و ملائکه شامل حیوانات و جانداران و برخی جمادات نیز می شود اگر چه درباره چگونگی حشر آن ها به دلیل عقلی و نقلی معتبری نمی توان استناد کرد.(22)


موفق باشید ...@};-

پاورقی_____________________________________________________________
1. انعام، آیه 38.
2. المصباح المنیر، ج1، ص 166، مفردات الفاظ القرآن، ص 237.
3. لسان العرب، ج3، ص 190، معجم المقائیس اللغه، ج2، ص 66.
4. گوهر مراد، ص 655، کشاف اصطلاحات الفنون، ج3، ص 212، دایرة المعارف الشیعیة العامة، ج8، ص 349، البحر المحیط، ج10، ص 415، مجمع البیان، ج10، ص 277، الکشاف، ج4، ص 701، روح المعانی، ج30، ص 51.
5. تفیسر الکبیر، ج4، ص 524 و 252، مجمع البیان، ج4، ص 49.
6. التفسیر الکبیر، ج4، ص 528، البحر المحیط، ج4، ص 502، تفسیر ابی السعود، ج3، ص 131، الکشاف، ج2، ص 21، التبیان، ج4، ص 129، تفسیر المراغی، ج7، ص 119، کشف الاسرار، ج3، ص 344، الجواهر فی تفسیر القرآن الکریم، ج4، ص 29، المیزان، ج7، ص 72.
7. المیزان، ج7، ص 82.
8. تکویر(81): 5.
9. التفسیر الکبیر، ج11، ص 64.
10. روح المعانی، ج30، ص 51.
11. روح المعانی، ج30، ص 51؛ التفسیر الکبیر، ج11، ص 64؛ الکشاف، ج4، ص 707؛ المیزان، ج20، ص 213.
12. التفسیر الکبیر، ج11، ص 64; الکشاف، ج4، ص 707; المیزان، ج20، ص 213؛ مجمع البیان، ج10، ص 277؛ اضواء علی متشابهات القرآن، ج1، ص 220 و ج2، ص 310.
13. احقاف(46): 56.
14. طبرسی (رحمه الله) در ذیل آیه می نویسد: انّ هذه الأوثان الّتی عبدوها ینطقها الله حتی یجحدوا أن یکونوا دعوا إلی عبادتها ویکفروا بعبادة الکفار ویجحدوا ذلک. (مجمع البیان، ج9، ص 139).
15. نحل(16): 21.
16. درباره مرجع ضمیر در «یبعثون» دو قول هست؛ برخی همانند علامه طباطبایی و زمخشری بر این باورند که ضمیر به بت پرستان برمی گردد، یعنی بت ها نمی دانند که بت پرستان چه زمانی مبعوث می شوند و قیامت چه وقت اتفاق می افتد(الکشاف، ج3، ص 600؛ المیزان، ج12، ص 222) ولی از آن جا که از بت ها نفی علم شده است و نفی علم از بت ها حتی نسبت به حال خود، دارای تأکید بیشتر در عدم لیاقت آنها برای بندگی است، ارجاع ضمیر به بت ها مناسب تر و با سیاق هماهنگ است و نیاز به تقدیر هم ندارد یعنی بت ها از حال خود نمی توانند خبر دهند که چه زمانی مبعوث می شوند تا چه رسد که بخواهند پاداش و کیفر و زمان بعث را برای بت پرستان بیان کنند و این قول موافق بعضی مفسران نیز می باشد.(مجمع البیان، ج6، ص 147؛ روح المعانی، ج14، ص 120؛ تفسیر القرآن العظیم، ج2، ص 586 و البحر المحیط، ج6، ص 517).
17. انبیاء(21): 98.
18. شوری(42): 29.
19. مفردات الفاظ القرآن، ص 306.
20. برخی مفسران مثل ابن کثیر، بیضاوی و قرطبی (به نقل از مجاهد) نوشته اند دابّه شامل ملائکه و جن و انسان و تمام حیوانات زمینی و هوایی می شود. تفسیر القرآن العظیم، ج4، ص 125؛ تفسیر البیضاوی، ج2؛ الجامع لأحکام القرآن، ج16، ص 29 و البحر المحیط، ج9، ص 338.
21. التفسیر الکبیر، ج4، ص 528؛ مجمع البیان، ج4، ص 49؛ تفسیر الطبری، ج7، ص 178؛ الدرالمنثور، ج3، ص 268، همه در ذیل آیه: (ثم إلی ربّهم یحشرون) .
22. اقتباس از پایگاه حوزه نت، سرنوشت حیوانات در قیامت، با کمی تغییر.

یک چیزی که در قرآن هست و من اصلا درکش نمی کنم و نمی فهممش و احساس می کنم یک چیز اشتباهی هست و دون شاء خداست که بر زبان بیاورد این است که خدا معمولا چیز هایی کلی مطرح می کند که کلی نیستند...
مثلا این آیه را نگاه کنید.
والله اخرجکم من بطون امهـتکم لا تعلمون شیــا وجعل لکم السمع والابصـر والافـدة لعلکم تشکرون.

خداوند کلی می گه و استثناء نمی کنه.می گه خدا شما رو...استثناء قرار نمی دهد، می گوید شما را از شکم های مادرانتان خارج می کنه و برای شما گوش و چشم و قلب قرار می ده....خوب خدا کلی می گه و استثناء قرار نمی ده....ولی آیا واقعا حرف خدا استثناء نداره؟؟آیا واقعا هیچ استثنائی نیست؟؟آیا همه ی انسان ها دارای چشم و گوش و قلب هستند؟؟اگر این چشم و گوش و قلب همون دستگاه های فیزیکی بدن باشند...چشم یعنی دیدن ظاهری...اونچیزی که باهای می بینیم....آیا واقعا همه چشم دارند؟؟این همه انسان ناقص والخلقه پس چیستند؟؟اگر این دیدن یک دیدن معنوی و ورای آن دیدن ظاهریست...باز هم سوال می شود، همه آیا واقعا چشم دارند...پس این همه انسان های ناقص العقلی که ممکن است چند ماه هم بیشتر زنده نباشند چیستند؟حالا این یک مثال بود، شاید مثال خوبی نباشد...ولی از این دست موارد در قرآن بسیار است....یعنی آیاتی که خدا یک چیز کلی می گوید، در حالی که در آن کلی استثناء هست....
الان استارتر تاپیک آیه آوردند: هر چیزی بسوری اوست ...
آیا این آیه هم مشابه آن دست آیاتیست که ذکر کردم...یعنی یک چیز کلی گفته شده در حالی که استثناء دارد
؟؟آیا این "همه چیز" در آیه، واقعا همه چیز است؟؟متاسفانه با توجه به مثال و توضیحی که دادم، نمی توان به این سوال پاسخ داد...واین واقعا شگفت انگیز است و از خدا به دور است اینگونه کلام گفتن.

پارسا مهر;900018 نوشت:
یک چیزی که در قرآن هست و من اصلا درکش نمی کنم و نمی فهممش و احساس می کنم یک چیز اشتباهی هست و دون شاء خداست که بر زبان بیاورد این است که خدا معمولا چیز هایی کلی مطرح می کند که کلی نیستند...
مثلا این آیه را نگاه کنید.
والله اخرجکم من بطون امهـتکم لا تعلمون شیــا وجعل لکم السمع والابصـر والافـدة لعلکم تشکرون.

خداوند کلی می گه و استثناء نمی کنه.می گه خدا شما رو...استثناء قرار نمی دهد، می گوید شما را از شکم های مادرانتان خارج می کنه و برای شما گوش و چشم و قلب قرار می ده....خوب خدا کلی می گه و استثناء قرار نمی ده....ولی آیا واقعا حرف خدا استثناء نداره؟؟آیا واقعا هیچ استثنائی نیست؟؟آیا همه ی انسان ها دارای چشم و گوش و قلب هستند؟؟اگر این چشم و گوش و قلب همون دستگاه های فیزیکی بدن باشند...چشم یعنی دیدن ظاهری...اونچیزی که باهای می بینیم....آیا واقعا همه چشم دارند؟؟این همه انسان ناقص والخلقه پس چیستند؟؟اگر این دیدن یک دیدن معنوی و ورای آن دیدن ظاهریست...باز هم سوال می شود، همه آیا واقعا چشم دارند...پس این همه انسان های ناقص العقلی که ممکن است چند ماه هم بیشتر زنده نباشند چیستند؟حالا این یک مثال بود، شاید مثال خوبی نباشد...ولی از این دست موارد در قرآن بسیار است....یعنی آیاتی که خدا یک چیز کلی می گوید، در حالی که در آن کلی استثناء هست....


سلام

توجه به چند نکته ابهام شما رو روشن می سازد:

اولاً روش قرآن در اکثر موارد بیان کلی مسأله است و تبیین و تفسیر آن بر عهده پیامبر و اهل بیت (ع) که مفسران واقعی قرآن هستند گذاشته شده و بر این اساس قرار نیست که هر کسی با عقل محدود و قاصر خود بتواند همه معارف قرآنی را بفهمد، از اینرو برای فهم بواطن و حقایق آیات الهی باید به سراغ تفسیر پیامبر و اهل بیت (ع) و اولواالعلم رفت. توصیه ما به شما اینست که روش تفسیر و فهم قرآن، روشی علمی و دقیق است، چنانکه هر علمی مبانی، لوازم و اقتضائاتی دارد و هرکسی نمی تواند در آن حوزه ها اظهارنظر کند! علم تفسیر قرآن نیز چنین است لوازم و اقتضائاتی دارد، که شما و هرکسی که فاقد این ویژگیها و اقتضائات است، حق ورود و اظهارنظر ندارد. باید مراقب بود گرفتار تفسیر به رأی نشویم.

ثانیاً اتفاقاً بیان قرآن در باره اینکه برای همگان گوش و چشم و قلب قرار داده مطلب درستی است، یعنی همه ابناء بشر بر اساس سازوکار آفرینش، اقتضاء و استعداد داشتن این ابزار لازم برای شناخت را دارند. اما اینکه در بعضی موارد دیده می شود در فرزندان ناقص الخلقه فاقد بعضی یا همه این ابزار نیستند ناشی از شرایطی است که در بوجود آمدن این ابزار و سلامت و کمال جسمی نوزاد دخالت دارد مانند کیفیت انعقاد نطفه، وضعیت دوران جنینی، مسأله ورائث، بهداشت فردی پدر و مادر، نوع تغذیه مادر، استعمال مواد مخدر و یا مسکرات و یا آسیبهای محیطی و ... در نتیجه اشکال شما وارد نبوده، و اینکه برخی نوزادان فاقد این ابزار هستند ربطی به حکم کلی و سنت بیان شده خداوند در آیه مذکور ندارد.

پارسا مهر;900018 نوشت:
الان استارتر تاپیک آیه آوردند: هر چیزی بسوری اوست ...
آیا این آیه هم مشابه آن دست آیاتیست که ذکر کردم...یعنی یک چیز کلی گفته شده در حالی که استثناء دارد؟؟آیا این "همه چیز" در آیه، واقعا همه چیز است؟؟متاسفانه با توجه به مثال و توضیحی که دادم، نمی توان به این سوال پاسخ داد...واین واقعا شگفت انگیز است و از خدا به دور است اینگونه کلام گفتن.

اگر پاسخ ما را در پست قبلی با دقت مطالعه کنید، خواهید فهمید که آیات قرآن مشخصاً موجوداتی را که در روز رستاخیز و معاد به سوی خدا رجوع و بازگشت می کنند را بیان نموده که بیانش گذشت. و در واقع هر موجود ذی شعوری که در عالم هستی و در آسمانها و زمین اعم از فرشتگان، انسان و جنیان، حیوانات و نباتات و جمادات و ... با تفاوت سعه وجودی و سعه شعوری شان(سبح لله مافی السموات والارض) و با توجه به مقتضای کمالی شان، بسوی خدا در حرکتند (و الی الله المصیر؛ بازگشت همه بسوی اوست)(نور، 42) را شامل می شود.

اینکه همه موجودات و کائنات هستی از جزئی ترین آنها تا کلی ترین شان، یک وجهه سیر کمالی دارند جای تردید نیست، اما اینکه آیا همه موجودات، دارای حشر و رستاخیز هستند؟ چنانکه در پست قبلی بیان کردیم نمی توان دلیلی قطعی اعم از عقلی و نقلی برای آن اقامه نمود. و علی الظاهر ضرورتی هم نمی توان برای حشر و رستاخیز همه آنها اقامه نمود. فلذا بحث حرکت و سیر تکاملی موجودات به سوی خدا اعم از حشر و رستاخیز (قیامت) است. بعبارتی می توان گفت: همه موجودات عالم هستی یک سیر و حرکت تکاملی الی اللهی دارند اما حشر و رستاخیز فقط برای موجوداتی است که واجد اختیار و یا سطحی از شعور بوده و یا حضورشان بعنوان شاهد و گواه لازم و ضروری است.

موفق باشید ...@};-

سلام کارشناس گرامی

متاسفانه پاسخ را کامل نگرفتم
قرآن گفته بازگشت همه امور بسوی خداست.از این عبارت نمیشه فهمید که بازگشت هر چیزی چه زنده و غیر زنده بسوی اوست؟و این یعنی در قیامت همه اشیای زنده و غیر محشور می شوند؟
مثلا جایی نوشته بودن زمین و خورشید و زمان هم در قیامت محشور می شوند و از شهادت دهندگان اعمال انسانها هستند.

Miss.Narges;900055 نوشت:
سلام کارشناس گرامی

متاسفانه پاسخ را کامل نگرفتم
قرآن گفته بازگشت همه امور بسوی خداست.از این عبارت نمیشه فهمید که بازگشت هر چیزی چه زنده و غیر زنده بسوی اوست؟و این یعنی در قیامت همه اشیای زنده و غیر محشور می شوند؟
مثلا جایی نوشته بودن زمین و خورشید و زمان هم در قیامت محشور می شوند و از شهادت دهندگان اعمال انسانها هستند.


سلام و ادب@};-

بله در پست اول گفتیم که طبق آیات و روایات دینی علاوه بر انسان و جنیان و فرشتگان، حیوانات و حتی برخی از جمادات در روز قیامت محشور می شوند و در پاسخ دوم به حشر بسیاری از موجودات و کائنات که دارای سطحی از سعه وجودی و شعور هستند مانند آسمان و زمین و شب و روز و ... بعنوان شاهد اشاره کردیم. بر این اساس تأکید می کنیم که تمام موجوداتی که در زندگی انسان، به گونه ای شاهد اعمال انسان بوده اند، در روز قیامت محشور شده اقامه شهادت خواهند کرد. این قسم بسیار گسترده است و زمین و شب و روز و ... همه را شامل می شود. قوله کریم: «وَ مَنْ أَظْلَمُ مِمَّنِ افْتَرى‏ عَلَى اللَّهِ كَذِباً أُولئِكَ یُعْرَضُونَ عَلى‏ رَبِّهِمْ وَ یَقُولُ الْأَشْهادُ هؤُلاءِ الَّذینَ كَذَبُوا عَلى‏ رَبِّهِمْ أَلا لَعْنَةُ اللَّهِ عَلَى الظَّالِمینَ؛(1) اینان را به پروردگارشان عرضه خواهند داشت و شاهدان گواهى خواهند داد كه اینانند كه بر پروردگارشان دروغ مى‏ بسته‏ اند. هان، لعنت خدا بر ستمكاران باد.»

برای فهم این مطلب که "بازگشت همه چیز به سوی اوست" ناگزیر از تبیین فلسفی عرفانی مطلب هستیم که ممکن است فهم آن کمی با دشواری و صعوبت همراه باشد:

اگر این مطلب که « موجود شدن مخلوقات از خداست و او مبداء همه اشیاء است» به خوبی روشن شود نحوه بازگشت اشیاء به سوی خدا نیز روشن می شود. خداوند متعال می فرماید:« وَ إِنْ مِنْ شَيْ‏ءٍ إِلاَّ عِنْدَنا خَزائِنُهُ وَ ما نُنَزِّلُهُ إِلاَّ بِقَدَرٍ مَعْلُومٍ : و هیچ چیزی نیست مگر اینکه خزائن آن (حقیقت آن) نزد ماست ؛ و ما آن را نازل نمی کنیم مگر به اندازه معلوم و معیّن.» (2) طبق این آیه شریفه حقیقت همه اشیاء در نزد خدا ( در علم خدا) است و از آن مرتبه به مراتب پایین تر نازل می شود. در فلسفه اسلامی به اثبات رسیده که حقیقت موجودات عالم مادّه ، ابتدا از علم الهی به عالمی به نام عالم عقول یا عالم جبروت تنزّل یافته است ؛ در این مرتبه ، نه از مادّه خبری هست و نه از آثار آن مثل حرکت و زمان و شکل و رنگ و ... ؛ باز این موجودات تنزّل یافته به مرتبه دیگری از عالم می رسند به نام عالم مثال ، که در این مرتبه نیز از مادّه و آثار خاصّ آن مثل حرکت و زمان خبری نیست ؛ ولی برخی آثار موجودات مادّی مثل شکل و رنگ در آن موجود است. موجودات این عالم از حیث غیر مادّی بودن شباهتی به موجودات ذهنی انسان دارند که شبیه به اجسام مادّی ولی فاقد مادّه است. باز این موجودات از عالم مثال (برزخ نزولی) تنزّل یافته در عالم مادّه ظاهر شده اند ، که عالم حرکت و زمان است. موجودات عالم مثال و عالم عقول از آن جهت که حرکتی ندارند ، آمد و شد نیز به معنای خاصّ آن در آنها وجود ندارد. امّا موجودات عالم مادّه ، در ذات و جوهرشان دائماً در حرکتند. یعنی دائماً از حالت بالقوّه بودن به سوی بالفعل شدن می روند. برای مثال تخم مرغ که بالقوّه جوجه است به سوی جوجه بالفعل شدن می رود و جوجه که بالقوّه مرغ است به سوی مرغ بالفعل شدن می رود و مرغ با مردن ، مادّه را وانهاده به عالم مثال باز گشته از حرکت رها می شود. بر این اساس در فلسفه اسلامی اثبات می شود که بازگشت همه موجودات عالم مادّه در نهایت به عالم مثال صعودی (عالم برزخ) است. حتّی ستارگان و کهکشانها نیز در هنگام فروپاشی عالم در لحظه قیامت ، به اصل مثالی خود باز می گردند. « يَوْمَ تُبَدَّلُ الْأَرْضُ غَيْرَ الْأَرْضِ وَ السَّماواتُ وَ بَرَزُوا لِلَّهِ الْواحِدِ الْقَهَّارِ : در آن روز كه اين زمين به زمين ديگر، و آسمانها(به آسمانهاى ديگرى) مبدّل مى‏ شود، و آنان در پيشگاه خداوند واحد قهار ظاهر مى‏گردند. »(3) که آن زمین دیگر ، حقیقت این زمین بوده و زنده و باشعور است. پس تا اینجا معلوم شد که اوّلاً موجودات مادّی مراحلی را طی نموده به عالم مادّه رسیده اند ثانیاً موجودات مادّی از آن جهت که ذاتاً در حال حرکت و شدن هستند رو به فعلیّت می روند و فعلیّت در مقابل مادّیّت است چون ریشه هر بالقوّه بودن مادّه است ؛ لذا مادّه را قوّه محض می نامند. پس موجودات مادّی از بدو پیدایی آنها در عالم مادّه رو به سوی عالم تجرّد( عالم غیر مادّی) می روند که عالم فعلیّت است.

در مرحله بعد، خود عالم مثال نیز با اینکه حرکتی در آن نیست باز به اصل خود در عالم عقل بازمی گردد ؛ امّا بازگشت آن از سنخ حرکت نیست بلکه به نحو توجّه (رو کردن) است. در این رفت و برگشت حرکتی در کار نیست بلکه التفات و توجّه روح از موضوعی به موضوع دیگر بر می گردد. یا وقتی کسی به خاطرات گذشته فکر می کند ، دیگری از او می پرسد کجایی ؟! او جواب می دهد: یک لحظه رفتم به گذشته. گذشته قابل رفتن به نحو حرکت نیست ، این توجّه روح است که به گذشته یا آینده معطوف می شود. موجودات عالم مثال تا زمانی که صورت مادّی آنها در عالم مادّه است توجّهشان به سمت عالم مادّه است ؛ یعنی رو به عالم مادّه داشته مشغول تدبیر مرتبه مادّی خویشند. ـــ توجّه ، از وجه است به معنی صورت ، لذا توجّه یعنی صورت را به سمتی چرخاندن و صورت هر چیزی وجه ظهور آن است. ـــ وقتی صورت مادّی موجود مثالی به طور کامل از عالم مادّه خارج شد ، توجّه او نیز به طور کامل از عالم مادّه بریده می شود ؛ در این هنگام موجود مثالی با تمام وجودش متوجّه حقیقت خویش در عالم عقل شده به سوی آن باز می گردد.(وجه وجودی خود را از عالم مادّه به سمت عالم عقول بر می گرداند) در این هنگام وجود مثالی او در وجود عقلی اش فانی شده از برزخیّت رها می شود. امّا چنین اتّفاقی زمانی رخ می دهد که بساط کلّ عالم مادّه برچیده شده قیامت رخ دهد ؛ چون موجودات با مردن به طور کامل از عالم مادّه خارج نمی شوند ؛ چرا که آثار آنها در عالم مادّه منتشر شده است و با مرگ خارج نمی شود. امّا آنگاه که حضرت اسرافیل در صور دمید ، همه عالمیان به جز فرشتگان عظام و انسان کامل از عالم مادّه به عالم مثال راه می یابند و همراه با موجودات عالم مثال وجه وجودشان را رو به اصل خود کرده در آن فانی می شوند لذا مدهوش شده از خود مثالی خود بی خبر می شوند (توجّهی به خود مثالی خود ندارند). در این هنگام همه موجودات برزخی حقیقت خود را در وجود ملائک مقرّب الهی (جبرئیل ، میکائیل ،اسرافیل و عزرائیل ) مشاهده می کنند. چرا که این چهار ملک ، جامع کمالات همه موجودات عالم مثالند و همه آنها تنزّل یافته این چهار ملک مقرّبند. آنگاه سلطنت وجود عزرائیل ، اسرافیل و میکائیل را به امر خدا فانی می کند و خود به امر پروردگار فانی می شود در این هنگاه همه موجودات عالم از خود بی خودند جز جبرئیل و وجه الله که وجود انسان کامل است. لذا امام باقر(ع) فرمودند:« نَحْنُ وَجْهُ اللَّه »(4) جبرئیل نیز به امر خدا به سجده می رود که مقام فناست و در وجه الله فانی می شود. لذا حضرت ذی الجلال و الاکرام فرمود:« كُلُّ شَيْ‏ءٍ هالِكٌ إِلاَّ وَجْهَهُ لَهُ الْحُكْمُ وَ إِلَيْهِ تُرْجَعُون‏ . ـــــ همه چيز جز وجه الله فانى مى‏ شود؛ حاكميت تنها از آن اوست؛ و همه به سوى او بازگردانده مى شويد» (5) بعد از آن خدای عزّ وجلّ اسرافیل را از حالت مدهوشی به خود می آورد و او به امر خدا در صور می دمد ؛ در این هنگام همگان از حال فنا باز گشته در موقعیّت خویش مسقرّ می شوند. « وَ نُفِخَ فِي الصُّورِ فَصَعِقَ مَنْ فِي السَّماواتِ وَ مَنْ فِي الْأَرْضِ إِلاَّ مَنْ شاءَ اللَّهُ ثُمَّ نُفِخَ فيهِ أُخْرى‏ فَإِذا هُمْ قِيامٌ يَنْظُرُون‏ : و در«صور» دميده مى‏ شود، پس همه كسانى كه در آسمانها و زمينند مدهوش می شوند ، مگر كسانى كه خدا بخواهد ؛ سپس بار ديگر در«صور» دميده مى‏ شود، ناگهان همگى به پا مى‏ خيزند و در انتظارهستند.»(6)؛(7)

نتیجه آنکه با توجه به این تقریر فلسفی - عرفانی راز و کم و کیف "بازگشت همه چیز به سوی او" روشن می شود. اینطور نیست که گمان شود همه جزئیات عالم مادی به همین نحو و کمیتی که در عالم ماده موجود هستند به سوی خدا بازمی گردند و حشر و معادی دارند چنانکه انسان و فرشتگان و جنیان و حیوانات و برخی جمادات(که بیانش گذشت) حشر و معادی دارند. (دقت شود)

موفق باشید ...@};-

پاورقی_________________________________________________________________
1. هود/۱۸
2. الحجر:21.
3. ابراهيم:48.
4. الكافي ،ج1 ،ص143.
5. القصص: 88.
6. الزمر:68.
7. ر.ک: پایگاه معارف، پرسمان دانشجویان، معنای بازگشت به سوی خدا، با کمی تغییر و تصرف.

[="2"]

مشکور;900088 نوشت:
در فلسفه اسلامی به اثبات رسیده که حقیقت موجودات عالم مادّه ، ابتدا از علم الهی به عالمی به نام عالم عقول یا عالم جبروت تنزّل یافته است ؛ در این مرتبه ، نه از مادّه خبری هست و نه از آثار آن مثل حرکت و زمان و شکل و رنگ و ...

عرض سلام
این طور که فرمودید همه چیز که در عالم ماده هست اول از علم خدا و بعد عالم عقول شروع می شود. ان وقت مثلا برای جبرئیل که در عالم عقل هست حقیقتی در عالم ماده هست؟ یعنی منظورم اینه که در عالم طبیعت پدیده ای هست که صورت تنزل یافته جبرئیل باشد؟

مشکور;900088 نوشت:
پس تا اینجا معلوم شد که اوّلاً موجودات مادّی مراحلی را طی نموده به عالم مادّه رسیده اند ثانیاً موجودات مادّی از آن جهت که ذاتاً در حال حرکت و شدن هستند رو به فعلیّت می روند و فعلیّت در مقابل مادّیّت است چون ریشه هر بالقوّه بودن مادّه است ؛ لذا مادّه را قوّه محض می نامند. پس موجودات مادّی از بدو پیدایی آنها در عالم مادّه رو به سوی عالم تجرّد( عالم غیر مادّی) می روند که عالم فعلیّت است.

خب استاد گرامی چرا انسانها بعد از مرگ که بدون مادی را ترک می کنند دوباره موقع قیامت به بدن مادی خود باز میگردند؟ مگر نه اینکه بدن مادی قوه محض است؟ این طوری که دوباره راه پسرفت را ظاهرا طی می کنند؟ این موضوع برای بنده عجیب به نظر می رسد.در واقع بنده نمی دانم اگر مرگ رسیدن از قوه به تجرد بوده دوباره بازگشت مجدد روح به بدن چه توجیهی دارد؟[/]

[="Tahoma"][="Navy"][="3"]

Miss.Narges;899438 نوشت:
سلام
قرآن در چند آیه فرموده که بازگشت هر چیزی بسوری اوست و یا رد جای دیگر فرموده بازگشت همه امرو بسوری خداست.

در مورد انسانها که همه میدونیم بعد مردن به برزخ میرن.
حالا بجز انسان مثلا اگه یه حشره یا باکتری و ویروس مرد چه می شود؟ آیا معدوم میشن و دیگه حق زندگی مجدد ازشون گرفته میشه یا اونا هم بسوی خدا بازگشت دارند؟
و همچنین با توجه به آیات فوق از قرآن آیا جمادات و موجودات بیجان هم بازگشت دارند؟


سلام
اگر روح مجرد ولو در حد قوه خیال داشته باشند جاودانی خواهند بود و الا خیر
چون مادون این حد مادی است و مانند سایر امور مادی به سایر اشیاء مادی تبدیل می شوند
اما در خصوص بازگشت به نحو جسمانی باید قائلان به جسمانیت معاد به آن جواب دهند
یا علیم[/][/][/]

مشکور;900088 نوشت:
بله در پست اول گفتیم که طبق آیات و روایات دینی علاوه بر انسان و جنیان و فرشتگان، حیوانات و حتی برخی از جمادات در روز قیامت محشور می شوند و در پاسخ دوم به حشر بسیاری از موجودات و کائنات که دارای سطحی از سعه وجودی و شعور هستند مانند آسمان و زمین و شب و روز و ... بعنوان شاهد اشاره کردیم.

ممنون از پاسخ شما
حال کاری به کائنات بی جان نداریم.وقتی فرمودید که حتی حیوانات هم محشور می شوند آیا هر حیوانی را شامل می شود؟
منظورم اینه که حتی حشره و باکتری که حیات نباتی دارند هم محشور می شوند؟ یا منظور قرآن از محشور شدن حیوانات تنها حیواناتی که درک و شعور قویتری دارند مانند پستانداران و پرندگان است؟

صمیمی;900164 نوشت:
عرض سلام
این طور که فرمودید همه چیز که در عالم ماده هست اول از علم خدا و بعد عالم عقول شروع می شود. ان وقت مثلا برای جبرئیل که در عالم عقل هست حقیقتی در عالم ماده هست؟ یعنی منظورم اینه که در عالم طبیعت پدیده ای هست که صورت تنزل یافته جبرئیل باشد؟

سلام و ادب

گفتیم همه عالم از علم خدا آغاز گشت و سپس عالم عقل که واجد اقتضائاتی عاری از محدودیت و تضاد و تزاحم و حرکت و تغییر و ماده و عوارض ماده، محقق شد؛ در مرحله بعد عالم مثال پدیدار گشت که عاری از حرکت و تغییر و مادیت است اما بعض عوارض ماده را داراست و از عالم مثال، عالم ماده وجود یافته که واجد جسمانیت و عوارض ماده و محدودیت و تغییر و ... است. در این سیر نزولی، عالم ماده، محصول اقتضائات عالم مثال و عالم مثال، محصول عالم عقل و عالم عقل، محصول علم الهی است. این معنا بنحو کلیت مطرح است اما اینکه برای جزء جزء عالم عقل بتوان حقیقتی را در قالب پدیده ای مادی تعریف کرد از این بیان مأخوذ نیست. اینکه مثلاً بگوییم برای جبرییل یا دیگر فرشتگان مقرب و حقایق عالم عقل، پدیده ای مادی متصور باشد. البته اگر حقیقتی از جناب جبرییل در عالم ماده بتوان به تصویر کشید یا بنحو موجود مجرد قابل تصور است مانند عقل؛ و یا آثار و ثمرات مادی که مأخوذ از عقل مجرد است را می تواند به حقایق مجرده عالم عقل نسبت داد.

صمیمی;900164 نوشت:
خب استاد گرامی چرا انسانها بعد از مرگ که بدون مادی را ترک می کنند دوباره موقع قیامت به بدن مادی خود باز میگردند؟ مگر نه اینکه بدن مادی قوه محض است؟ این طوری که دوباره راه پسرفت را ظاهرا طی می کنند؟ این موضوع برای بنده عجیب به نظر می رسد.در واقع بنده نمی دانم اگر مرگ رسیدن از قوه به تجرد بوده دوباره بازگشت مجدد روح به بدن چه توجیهی دارد؟

این پرسش فرع بر سؤال اصلی تایپیک است و در برخی تایپیک های دیگر همین سایت به این مطلب (معاد جسمانی) اشاره شده، برای آگاهی بیشتر می توانید به آن تایپیکها مراجعه کنید.

http://www.askdin.com/showthread.php?t=43865&page=8

http://www.askdin.com/thread27330.html

http://www.askdin.com/showthread.php?t=3779&page=2

http://www.askdin.com/thread32458.html

موفق باشید ...@};-

موضوع قفل شده است