جمع بندی همش به شوهرم شک دارم!

تب‌های اولیه

3 پستها / 0 جدید
آخرین ارسال
همش به شوهرم شک دارم!

با نام و یاد دوست

سلام 

یکی از کاربران سایت سوالی داشتند که مایل نبودند با آیدی خودشون مطرح شود

لذا سوال ایشان ضمن حفظ امانت، جهت پاسخگویی توسط کارشناس محترم، با نام کاربری "مدیر ارجاع سؤالات" درج می شود:

سلام و عرض ادب
خسته نباشید
همش به شوهرم شک دارم ...از کجا هم یهو شک میکنم مثلا میبینم همش تو گوشیه وقت که پیداکنه میره سراغ گوشیش 
صبح ها چشماش نصفه نیمه باز اول گوشیشو چک میککنه 
قیافشم یه شکل دیگه میشه کلا تابلو میشه
وقتی میرم سراغ گوشیش همیشه یه پیام مشکوک هست تا این علایم نباشهه سراغ گوشی نمیرم وقتی هم میرم یه چیزه مشکوک میبینم 
گکه نکنه این مکالمات به دوستی بینجامد 
اخرشم هوو ..مخصوصا این اعلایم تو همسرم میشه و اون به حرفهای من گوش نمیده مثلا میگم بریم بیرون میگه نه خلاصه 
همیشه چشمم باهاشه که الان چیکار میکنه
نمیتونم باهاش ارتباط بگیرم
مثلا باهام حرف بزنه البته نه همیشه
باهم وحشتناک دعوا شه میره بیرون برمیگرده معلوم نیست بعضی وقتا اروم میشه بعضی وقتا نه
چون زیاد خونه نیستش نمیتونم باهاش بگم و بخندم همش اینو بخر اینو انجام بده ..کی خونه عوض کنیم که این حرفها منجر به بحث میشه و دعوا
کلا نمیدونم توی روز چند بار حق دارم بهش زنگ بزنم و چیزی بخوام
نمیدونم چجوری خوشالش کنم یعنی میدونم ولی نمیشه 
نمیدونم به پولش حساس چیزی خراب شه یا جنسش خوب نباشه میگه همینی که هست باید استفادش کنی من نمیدونم اینجور موقع ها باید چیکار کنم 
با تشکر

 

با تشکر 

در پناه قرآن و عترت پیروز و موفق باشید 

با نام و یاد دوست

 

 

 

کارشناس بحث: استاد امیـد

جمع بندی

پرسش:

مدتی پیش متوجه ارتباطِ پیامکیِ شوهرم با یک خانم مجرّد شدم. وقتی این مسأله را با شوهرم در میان گذاشتم، شوهرم ارتباطش را کاری توصیف کرد. اما از آن زمان به بعد، همیشه به شوهرم شک دارم. وقتی می بینم همیشه سرش در گوشی است، به او شک می کنم و می خواهم گوشی اش را چک کنم تا فردی که با او ارتباط دارد را پیدا کنم. می ترسم مکالماتش با زنانِ دیگر به دوستی و آمدن هوو بر سرم منتهی شود. در کانال های روانشناسی خوانده ام که برای شوهرتان جملات عاشقانه بنویسید. من هم جملات عاشقانه برای شوهرم نوشتم؛ هر چند می دانم تأثیری ندارد. بعضی وقت ها شدیدا با هم دعوا می کنیم. در این مواقع، شوهرم از خانه بیرون می رود. لطفا راهنمایی ام کنید که چه کار کنم. 

پاسخ:

وقتی در بیرون از خانه راه می روم، آدم های زیادی را می بینم که هر یک کاری را انجام می دهند. بیشتر آنها قیافه جدّی دارند و کمتر لبخند می زنند. من زیاد با دیگران صحبت می کنم. قبلا گفته ام که حتی در تاکسی که هستم، اگر احساس کنم راننده از حرف زدن استقبال می کند، با او هم صحبت می شوم و سعی می کنم از تجربیاتشان استفاده کنم. بسیاری از مردم روحیه بد خود را به رفتارهای اشتباه دیگران و اتفاقات ناخوشایندِ جامعه نسبت می دهند. عده ای روحیه بد را به ویژگی های ژنتیکی نسبت می دهند و برخی افراد هم حوادث گذشته را منشأ روحیه بدشان می دانند. وجه اشتراک این باورها آن است که روحیه بد این افراد، ناشی از عوامل خارج از کنترل است. بنابر این عقیده، فلاکت و بدبختی تا زمانی که دیگران عوض نشوند و اوضاعی که در کنترل ما نیست تغییر نکند، ادامه خواهد داشت. با این گونه نگرش، به این باور می رسیم که احساسات ما از کنترل ما خارج هستند. اگر واقعا می خواهیم احساس بهتر داشته باشیم، باید باور داشته باشیم که به جای اتفاقات و حوادث، افکار و نگرش های ما هستند که احساسات مان را به وجود می آورند. ما می توانیم افکارمان را تغیر دهیم و به این وسیله، احساساتِ خوشایندی داشته باشیم. وقتی باور ندارید که این افکار شماست که احساسات تان را رقم می زند و به دنبال تغییر آدم های اطرافتان هستید، چیزی جز یأس و ناامیدی به دست نمی آورید. شما از یک سو نوشتن جملات عاشقانه را محبت نمی دانید و آن را کاری بیهوده به حساب می آورید و از ته دل به اثر این جملات ایمان ندارید، و از سوی دیگر به خاطر چند پیامک شوهرتان برآشفته می شوید. اگر جملات محبت آمیز و همدلی با شوهر اثری ندارد، پس پیامک های شوهرتان نیز بی تأثیر است. متأسفانه به جای اینکه روابط خود با همسرتان را اصلاح کنید و اشتباهاتِ ارتباطی را کشف و تصحیح نمایید، به دنبال یافتنِ فردی هستید که شوهرتان به او پیامک ارسال می کند. اصلا از کجا معلوم این فرد یک خانم است؟ بر فرض محال، اگر این فردْ یک خانم هم باشد، با این رفتارْ شما شوهرتان را بیش از پیش از خود می رانید و به آن خانمِ خیالی نزدیک می کنید. زمان های زیادی هست که نباید مستقیما به سراغ خود عامل مسأله رفت؛ بلکه باید به صورت غیرمستقیمْ مسأله را حلّ کرد. یک مثال واقعی می زنم:

چند سال پیش در یکی از شهرها، حوضچه ای از قیر قرار داشت. یک روز گرم، یک بچه بازیگوش وارد این حوضچه شد و پایش در آن گیر کرد. همبازیِ این کودک، برای نجات او وارد حوضچه شد و او نیز در آن گیر افتاد. با سروصدای بچه ها، پدر یکی از آنها متوجه شد و برای نجات آنها اقدام کرد؛ اما او نیز در حوضچه یِ قیر گرفتار شد. عده ای برای کمک به آنجا آمدند و هر یک راهی برای خلاصیِ این افراد پیشنهاد می دادند؛ تا اینکه یک نفر گفت:«به جای اینکه سعی کنید این افراد را از قیر بیرون بکشید، دیواره یِ حوضچه را با بیل و کُلنگ خراب کند تا قیرها بیرون آیند». امدادگران همین راه را امتحان کردند و با کم شدن حجم قیرها توانستند افراد گرفتار را نجات دهند. چرا مسأله تا زمانِ خراب کردنِ دیواره حوضچه حلّ نشده بود؟ چون همه به دنبال حلّ مشکل از راه مستقیم بودند. اما همیشه راه مستقیم، بهترین راه نیست. مشکل شما هم دقیقا مانند همین ماجراست. اگر شوهرتان بر فرض محال، با خانمی دوست باشد، نباید مستقیما برای حذف آن خانم یا فشار به همسرتان برای ترک این رابطه اقدام کرد.

گفته اید:«بعضی وقت ها شدیدا با هم دعوا می کنیم. در این مواقع، شوهرم از خانه بیرون می رود». اینکه همسرتان بعد از دعوا از خانه بیرون می رود، رفتاری طبیعی است. او می خواهد از محیطی که در آن احساس آرامش نمی کند، خلاص شود. درست مانند کسی که در یک اتاق پر از دود یا بخار گیر کرده و به سختی می تواند نفس بکشد. حتی اگر در و دیوار این اتاق از طلا باشند، فرد گرفتار تمام تلاشش را به خرج می دهد تا از آن بیرون آید. زیرا انسان جایی احساس آرامش دارد که در آن دلش خوش باشد. از قدیم گفته اند:«کجا خوش است؟ جایی که دل خوش است».
می ترسید که شاید مکالماتش به دوستی با یک خانم و آمدن هَوو بر سرتان منتهی شود. همیشه ترس از این مسأله در ذهن تان وجود دارد. اما این ترس شما را به انجام یک کار مفید، مثلا اصلاح رابطه با شوهرتان، تشویق نمی کند. بلکه شاید همین ترسِ پنهان است که باعث می شود خشم تان از حدّ طبیعی فراتر رود. این ترس از خیانت، باعث می شود همیشه اضطراب داشته باشید و احساس کنید که پیر شده اید و انرژیِ لازم برای کار و تلاش ندارید. برای اینکه خدای نکرده شوهرتان به شما خیانت نکند، همیشه چشمتان مراقب اوست که چه کار می کند. به اشتباه تصور می کنید که با مراقبت زیاد می توانید او را از خیانت باز دارید. با عرض پوزش باید بگویم:«زهی خیال باطل!». این مراقبت شما نیست که جلوی خیانت شوهرتان را می گیرد. اگر او بخواهد به این کار دست بزند، در آن صورت اگر شما او را در یک اتاق شیشه ای نیز زندانی کنید، نمی توانید مانع این کارش شوید. تنها چیزی که جلوی او را برای اقدام به بی وفایی (تعبیر من خیانت نیست) می گیرد، فکر اوست. او اگر به این نتیجه برسد که دوست داشتن شما فایده ای ندارد، به هر صورتی که شده دست به بی وفایی می زند. 

برای اینکه مهارت های لازم جهتِ زندگیِ مشترک را یاد بگیرید، کتاب «مهارت های زناشویی» نوشته «مَتیو مَک کِی» که چند انتشارات آن را چاپ کرده اند (مثل انتشارات ارجمند و نشر ابن سینا) را تهیه و مطالعه نمایید. کتاب «مهارت گفتگو برای همسران» نوشته «زهره شیری» را به صورت رایگان از اینترنت دانلود و مطالعه کنید. توصیه های این دو کتاب راهنمای بسیار خوبی برای زوج ها می باشند. من این کتاب ها را به همه افراد متأهل و همچنین افراد مجرد آماده ازدواج سفارش می کنم. این دو کتاب را تهیه کنید و آنها را بااااارها مطالعه نمایید و توصیه های مطرح شده در آنها را باااارها تمرین کنید تا بتوانید در مواقع لزوم از آنها استفاده کنید. این کتاب ها برای همسرتان نیز خوب هستند. آنها را هر دو نفر مطالعه کنید.

شما قوی تر از آن چیزی هستید که فکر می کنید.