نقدی بر وجود امامت در اسلام

تب‌های اولیه

54 پستها / 0 جدید
آخرین ارسال

با درود.
من نمی خواهم این آیه را تفسیر بکنم. اما از خود شما دو سوال مهم می کنم
1- منظور از اینکه درخانه هایتان بنشینید آیا این است که هرگز از خانه بیرون نروید و در خانه پیامبر در حصر و زندانی باشید؟
2- آیا شان نزول این آیه به بعد از مرگ پیامبر هم برای زنان پیامبر ادامه داشته است و حکم بعد از مرگ پیامبر هم برای زنان پیامبر بوده است؟

من جواب این دو سوال را نمی دهم اما فقط بگویم تاپیک بعدی من " پیامبر و زنان پیامبر است " که قرار است بعد از این تاپیک استارت بزنم. و شاید تفسیری که شما به عنوان کارشناس از این آیه ارائه می دهید هم بعدا در ان تاپیک بیاورم.

با سلام ابتدا درباره آيه اى كه كارشناس محترم امير ذكر كرده اند نكته اى عرض كنم بعدأ در بحث بعدى امامت در اسلام
@ اما قرن فى بيوتكن كه فرموديد جطور اينجا خطاب به عايشه و ساير زنان محسوب ميشود اما وقتى بحث زنان امروز است از آن نتيجه ميشود كه حتى بدون اجازه شوهر حق ندارند خانه خودشان هم بروند
يا جطور وقتى به اين آيه و ساير آيات قبل و بعدش يهو از يك آيه يك جمله برميداريد و اثبات امامت و حتى معصوميت آنها ميكنيد اما زنان بيامبر را بايد استثنائأ بايد تو اون يه تيكه از آيه سانسور كرد تا اثبات معصوميت آنها نشود نه اينكه على و عايشه بايد بالاخره يكى از آنها اشتباه كرده باشد بس اجبارأ بذار بكيم عايشه خطا رفته است بهتره نه ؟
@ بعد اينكه اين آيه شامل وقتى نميشه كه جهاد واجب بشه شايد عايشه آن رفتنش را جهاد دانسته باشه ديكه ربطى ندارد با اين آيه بخواهيد محكومش كنيد سنت را رعايت نكرده است و فلان را رعايت نكرده است نهايت بايد ثابت كنيد عايشه تو تشخيص طرف حق مبارزه اشتباه كرده است نه خود مبارزه رفتنش
مسلمأ اكه طرف على ميبود تو جنك الان بيست و هفت تا دليل ساخته شده بود كه اين آيه ربطى به مواقع فلان ندارد
@ بعد اينكه جهت اينكه زحمت كم بشه در يافتن جواب اول كه ازتون برسيده شده بايد عرض كنم بهتره برى ببينى تو تاريخ جندبار خود محمد عايشه و ساير زنانش را با خودش سفر ميبرده مثلأ تو جنكها
مثلأ جريانى كه اغلب نزول آيات دوازده تا بيست و جند سوره نور را به آن ربط دادند
تا بعد

شايد امروز بهترين زمان است كه قسمتي از صحبت جناب حسين و خطبه اي كه از امام علي فرمودند ( با اشاره به مطلبي كه جناب رسول در تاپيك آيا پيامبر اسلام امي بودند ) را جواب بدهم
اصولا من هميشه در مقابلل مسلمانان سعي مي كنم موضعي واحد نگيرم . دليلش هم معلوم است چون متهم مي شوم كه تفسير قرآن را اشتباه انجام داده ام. اما با همين آيه اي كه امير آوردند جواب اين دو سوال را باهم مي دهم.
اصولا برخي آيات قرآن بطوري است كه هرگونه تفسير شود يكجايش لنگ مي زند. اگر طوري تفسير بكنيم كه امامت ثابت شود بحث زنان پيامبر و ظلم به زنانش بوجود مي آيد. اگر بخواهيم طوري تفسير بكنيم كه ظلم به زنان پيامبر توجيه شود بحث امامت را نمي توانيم دليل بياوريم و ان رد مي شود!
برخي از آيات قرآن چنين هستند و اين بحث تناقضي بوجود مي آورد كه نمي توان با تفسير توجيه اش كرد و برخلاف نظر جناب رسول كه بيان مي كنند كه بحث تناقضات پيش امده بحث قراني و ژيامبر نيست و بحث خود مسلمانان است بايد گفت خير! برخي آيات بگونه اي هستند كه ديگر بحث تفسير غلط و ... نيست بلكه بحث صحبتي است كه هيچگونه توجيه نمي شود!

faryad;4165 نوشت:
شايد امروز بهترين زمان است كه قسمتي از صحبت جناب حسين و خطبه اي كه از امام علي فرمودند ( با اشاره به مطلبي كه جناب رسول در تاپيك آيا پيامبر اسلام امي بودند ) را جواب بدهم
اصولا من هميشه در مقابلل مسلمانان سعي مي كنم موضعي واحد نگيرم . دليلش هم معلوم است چون متهم مي شوم كه تفسير قرآن را اشتباه انجام داده ام. اما با همين آيه اي كه امير آوردند جواب اين دو سوال را باهم مي دهم.
اصولا برخي آيات قرآن بطوري است كه هرگونه تفسير شود يكجايش لنگ مي زند. اگر طوري تفسير بكنيم كه امامت ثابت شود بحث زنان پيامبر و ظلم به زنانش بوجود مي آيد. اگر بخواهيم طوري تفسير بكنيم كه ظلم به زنان پيامبر توجيه شود بحث امامت را نمي توانيم دليل بياوريم و ان رد مي شود!.
برخي از آيات قرآن چنين هستند و اين بحث تناقضي بوجود مي آورد كه نمي توان با تفسير توجيه اش كرد و برخلاف نظر جناب رسول كه بيان مي كنند كه بحث تناقضات پيش امده بحث قراني و ژيامبر نيست و بحث خود مسلمانان است بايد گفت خير! برخي آيات بگونه اي هستند كه ديگر بحث تفسير غلط و ... نيست بلكه بحث صحبتي است كه هيچگونه توجيه نمي شود!
با درود . مشکلی که در تفسیر های ناپخته مشاهده می شود از سر تلاش برای اثبات موضع ناحقی است که از جانب بعضی صورت می گیرد و در حقیقت تفسیر واقعی قرآن ،به دلیل اینکه قرآن سخن یک نفر است و از یک سرچشمه آب می خورد نباید متفاوت باشد . این تفاوت تفسیرها عموما از جانب افرادی است که به صورت کافی به مبانی تفسیری و قرآن آشنا نیستند و در عین حال می کوشند تا با مبانی نه چندان درست خود تفسیری از قرآن بنمایند . قران کتابی است که تفسیر آیه به آیه می کند . اینکه می فرمایید تناقض است این تناقض ها به واقع از جانب افرادی است که سعی می کنند هر جور که شد تفکر خود را ثابت کنند و چون فهم حداکثری از قرآن ندارند با همان فهم حاقلی به پاسخ دهی بر می خیزند و در نتیجه این تناقضات حاصل کلام آنهاست از شما می خواهم لیستی ،از این آیات که به نظر حضرتعالی هیچگونه نمی شود توجیه کرد را بیاورید و دلایل خود را هم بنگارید تا ببینیم کدامین آیات هستند که توجیه نمی شوند

درود بر فریاد و دیگر دوست عزیز . در پاسخ به سوالات شما به عرض برسانم که منظور از اینکه در خانه هایتان بمانید این بود که سعی کنید در انظار مانند دیگران ظاهر نشوید نه اینکه در زندان خود را حصر کنید و برای امور ضروری شخصی از خانه خارج می شدند . هرگز دردوران حیات پیامبردر خانه محصور نبودند تا این که در دوران رحلت او چنین حالی داشته باشند . جالب آنکه نویسندگان متقدم تاریخ و حدیث مصداق اصلی و لاتبرجن را خروج از خانه می دانستند . و ام المومنین عایشه خلاف و لا تبرجن از خانه خارخ شد [1]. از سوی دیگر رفتار دیگر زنان غیر از ام المومنین عایشه با این قضیه به این صورت بود که آنها آیه را در همین معنی که ما از آن ابراز می کنیم حمل می کردند . برای نمونه ام المومنین سود ه است که همانگونه که در صحاح و کتب محدثین و مورخین اهل سنت ثبت است به او گفتند چرا حج و عمره نمی کنی ؟ و از این فیض عظیم باز مانده ای ؟ سوده در جواب گفت که یک بار حج بر من واجب بود که به جا آوردم بعد از این حج و عمره من طاعت الهی است که فرموده :« و قرن فی بیوتکن ...» پس از خانه بیرون نروم چنانکه خداوند امر فرموده ،حتی قصد دارم پای از حجره ای که رسول الله مرا درآن نشانده حتی الامکان بیروننگذارم تا بمیرم . همین طور هم کرد تا جنازه اش را از خانه بیرون بردند [2]. اما رفتار ام المومنین عائشه هم پس از جنگ جمل ،مبین این نکته بود که شرکت او در جنگ جمل یک اشتباه بوده است . مثلا ابن سعد رد طبقات نقل می کند که هر موقع عایشه این آبه را : و قرن فی بیوتکن ... را می خواند آنقدر اشک می ریخت که روسریش خیس می شد [3]. حتی صدوق د رکمال الدین مطلبی را می آورد که حاکی از خبر پیامبر به کار او در خروج ازفرمان امام علی (ع) دارد و کار ام المومنین عایشه را به کار صفورا دختر شعیب ،همسر حضرت موسی که با یوشع بن نون جانشین حضرت موسی جنگید ،شبیه می داند [4]. اما من دو پرسش ازحضرتعالی دارم . با توجه به این دلایلی که به صورت مستند ذکر شان گذشت چه دلیلی بر این دارید که منظور از اینکه از خانه بیرون نروند ،شرکت در جنگ را شامل نمی شود ؟ 2- شما می توانید اثبات کنید شان نزولی برای این آیه که فقط مربوط به دوران زندگی حضرت رسول بوده است ؟ با توجه به اینکه قرآن برنامه زندگی مسلمانان است نه پیامبر به تنهایی .

[1] - الطرائف فی معرفة مذاهب الطرائف ،ج 1 ص 293

[2] - ابن سعد طبقات ،ج8 ص 208

[3] همان ج8 ص 81

[4] - کمال ادین و تمام النعمة، ج 1 ص 27

با سلام اینکه فرموده اید:گمان نمی کنم مشکل شما خلاصه شده در شیعه و سنی باشد. اگر اشکالی هست چه من فیلسوف لاییک به شما بگویم چه فرد سنی مذهب ! ایراد ایراد است و شما باید جوابگوی اشکالات دین خویش ( نه به من بلکه به خود و بچه های خود که کورکورانه دینشان را از پدرشان به ارث می برند و کسانی که شاید به شمای روحانی اعتماد کرده اند و سراغ حقیقت نرفته اند باشید!)
شاید شما جزو کسانی هستید که عقیده دارید به حرف نباید نگریست باید به گوینده حرف نگاه کرد!
در هر حال چه شما دوست داشته باشید به این سوالات پاسخ بدهید و چه دوست نداشته باشید من برای روشن شدن حقیقت سخنانم را می گویم. شما می توانید از ان به سادگی بگذرید یا راه سانسور را پیش بگیرید یا اینکه در نظرتان تجدید نظر بکنید و جوابگوی باشید.
جواب: بحث امامت فرع بحث نبوت است یعنی ابتدا باید پذیرفت که محمد ص پیامبر بوده بعد اثبات نمود که قول و حدیث ایشان حجت است و مبین قران است تا بتوان امامت را اثبات نمود لذا پذیرش اینها از مبادی تصدیقی این بحث است چون همه بحث ما اینست که پیامبر اسلام علی ع را به عنوان خلیفه بلا فصل خود منصوب نموده است و وقتی که شما اصل نبوت محمد ص را نپذیرفته ای چگونه برایت امامت علی عرا ثابت نمایم در خواست شما مانند اینست که بگویید برای کسی که وجود دولت صفویه را قبول ندارد ثابت کن که افغانها انها را شکست دادند ما به درجه عقلی و دینی و معنوی شما نگاه نمی کنیم اما حق دارم از شما بخواهم مبنای خود و مقبولات خود را معین نمایید تا از انجا بحث را اغاز نماییم ضمنا شما از کجا فهمیدی بچه های ما کور کورانه تقلید نموده اند و شما با بصیرت هدایت یافتی هنوز که چیزی را اثبات ننموده ای شما ظاهرا پیش فرض خود را حق بودن خویش قرار داده و باطل بودن ما را حتی در صورت ناتوانی در اثبات مدعا یقینی می دانی
اینکه فرموده ای:
اعتبار حدیث تا زمانی است که با متن قرآن در تضاد نباشد. و من نیز همین را گفتم
جواب : شما این را فرمودی ولی به گونه ای استدلال نمودی که چون همه احادیث اثبات امامت با قران تعارض دارد پس باطل است لطفا اول تعارض را اثبات بنما بعد ....
اینکه فرموده ای :این متن را در نهج البلاغه من خواندم . اما گویا شما فراموش کرده اید که در استناد اوردن باید سندهایی را اورد که دو طرف بحث قبول دارند.
اینکه شما علی را امام و معصوم می دانید و سخن او را همردیف سخن پیامبر برمی شمارید عقاید شماست و نه عقاید من و نه عقاید یک سنی مذهب! و شما درصورتی می توانید به این سخن استناد بکنید که ثابت بکنید علی معصوم و امام است . وگرنه از دیدگاه قران خود قران حجت است و صریح و آشکار است .و هیچ تفسیری را نمی پذیرد

جواب: این بحث حدیثی نبود تا شما بگویید من سند ش را قبول ندارم بلکه بحث اینست که قران قطعی الدلاله نیست لذا شما باید بگویید از اصل ان را رد می نماییم همانگونه که حدیث قطعی الصدرپور نبوده لذا با ان بحث نمی نمایید و قطعی الدلاله نبودن قران را همه قبول دارند حال شما حدیث نهج البلاغه که البته در کتب اهل سنت نیز امده را رد کنید یا نه لطمه ای به استدلال بنده نمی زند
در ضمن شما فرموده اید قران هیچ تفسیری را نمی پذیرد !!! اول مطالعه نمایید بعد بگویید در صورتی که حرف شما صحیخ باشد باید بگوییم همه اندیشمندان شیعه و سنی که تفسیر نوشته اند کار لغوی نموده اند و شاید شما می گویید مفسرین اهل سنت همه ایات قران را یکسان تفسیر نموده اند واختلاف در تفاسیر را نمی پذیرید لطفا ایه الرحمن علی العرش استوی را برای بنده یک تفسیر کنید که همه اهل سنت ان را قبول داشته باشند
در پایان از شما می خواهم تا این مباحث را روشن نننموده اید وارد مصادیق نشوید چون در هر مناظره باید مقبولات طرفین مشخص باشد

بسم الله الرحمن الرحیم


جنابان faryad و namosalman
1.کسی ادعا نکرده که از این آیه (33 احزاب) استفاده می شود که زنها (حتی زنان پیامبر ص )هرگز نمی توانند از خانه خارج شوند و باید در خانه زندانی شوند . بلکه برای انجام واجبات وموارد ضروری کسی منکر نیست که می توانند از خانه خارج شوند. چه کسی از آیه شریفه دلیل آورده که زن بدون اجازه شوهر حق ندارد از خانه خارج شود. آیا این امکان ندارد که این حکم از آیات دیگر یا روایات استفاده شده باشد
2. اتفاقا خطاب این آیه بیشتر متوجه زندگی همسران پیامبر ص بعد از رحلت آنحضرت می باشد زیرا این آیه در اواخر عمر حضرت نازل شده است ، واینکه این حکم مربوط به بعد از نزول آیه و به خصوص بعد از رحلت رسول خدا باشد در جهت حفظ حرمت رسول خدا ص واینکه آنها (همسران پیامبر) از خطا و تهمت مصون باشند. وعده ای در امور سیاسی از موقعیت آنها سوء استفاده نکنند ( که این مساله در مورد عایشه اتفاق افتاد)، با عقل سازگارتر و با نقل مطابقتر است.
3. اینکه در بحثی فقط به قسمتی از آیه استناد شود به خاطر اجتناب از طولانی شدن بحث و یا به خاطر اینکه فقط آن قسمت مورد بحث می باشد امری معمول و منطقی است در بین ارباب تفسیر مرسوم است ، به خصوص زمانی که صدر و ذیل آیه درباره یک موضوع نباشند ، وانگهی قسمت دوم این آیه « انما یرید الله لیذهب عنکم الرجس اهل البیت و یطهرکم تطهیرا » در بحث به سود ما وبه ضرر مخالفین است زیرا به اعتقاد شیعه و اکثراهل سنت اهل البیت در این آیه شامل امام علی و حسنین و فاطمه زهرا علیهم السلام می شود و در مورد اینکه آیا شامل همسران پیامبرهم می شود یا نه اختلاف است که به عقیده همه عالمان شیعه و برخی بزگان اهل سنت شامل آنها نمی شود.
علاوه بر این آیه مذکور اگر بخواهد دلالت بر عصمت کسی بکند دلالت آن بر عصمت علی و فاطمه و حسنین علیهم السلام به گواهی روایات فراوان در منابع روایی و تاریخی شیعه و سنی قطعی است بر خلاف دلالتش بر عصمت عایشه و سایر همسران پیامبر که هیچ یک از علمای شیعه بدان معتقد نیست. جهت رعایت اختصار فقط آدرس برخی از این روایات در منابع اهل سنت را خدمتتان بیان می کنم : ( مستدرک صحیحین ج 3 ص 147 – اسد الغابه ج1 ص490 – الاستیعاب ج3 ص1100 – البدایه و النهایه ج8 ص206 - الدر المنثور ج4 ص 313 )
4. به کدام دلیل شما ادعا می کنید جهاد علیه حکومت علی بن ابی طالب که برخاسته از بیعت مردم بود (که شما بدان معتقد هستید) بر عایشه واجب شده بود ، در حالیکه اولا : جهاد در اسلام بر زنان واجب نیست . ثانیا :جهاد در اسلام باید به اذن ولیّ و حاکم باشد عایشه یا باید خودش ولیّ زمان باشد که نیست یا از جانب ولیّ زمان مأذون باشد که بازهم نیست ، پس قیام او مبتنی بر کدام ملاک شرعی است .
اگر جهاد در چنین شرایطی بر زنان هم واجب است پس چرا عایشه با اینکه در زمان عثمان از معترضین جدی بود و مردم را به شورش علیه او دعوت می کرد خود قیام و جهاد نکرد در حالیکه اکثر مردم از شیوه عثمان ناراضی بودند ولی علی رغم اینکه اکثر مردم با علی علیه السلام بیعت کرده بودند برخود لازم دید قیام کند. درحالیکه خود اهل سنت روایت کرده اند که رسول خدا ص درباره علی علیه السلام خطاب به عایشه فرمود :«انّ هذا احبّ الرجال الیّ و اکرمهم علیّ ، فاعرفی لی حقه و اکرمی مثواه..» اسد الغابه ج6 ص268 ؛ الاصابه ج 8 ص 308

درود

کاوه;4219 نوشت:
اینکه می فرمایید تناقض است این تناقض ها به واقع از جانب افرادی است که سعی می کنند هر جور که شد تفکر خود را ثابت کنند

و شاید تلاش عده ای برای رفع تناقضات قرآن
کاوه;4219 نوشت:
از شما می خواهم لیستی ،از این آیات که به نظر حضرتعالی هیچگونه نمی شود توجیه کرد را بیاورید و دلایل خود را هم بنگارید تا ببینیم کدامین آیات هستند که توجیه نمی شوند

در خلال تاپیکها به انها پرداخته می شود.
کاوه;4220 نوشت:
و ام المومنین عایشه خلاف و لا تبرجن از خانه خارخ شد

من کل بحث شما را کنار می گذارم و تنها به سه قسمتش پاسخ می دهم.
شما این سوال را بوضوح به من پاسخ بدهید که : چرا لقب ام المومنین به عایشه از سوی خدا داده شده است درحالی که شما معتقدید ایشان برخلاف رای و دستور خداوند عمل می کرد و از خانه خارج می شد و در جنگ جمل در سپاه مقابل ( به ثول شما ولی امر خویش ) علی صف آرایی کرد؟
. آیا صفاتی که خداوند می دهد بی استدلال و استناد به هر کسی داده می شود؟ و آیا شمر و یزید و ابن ملجم هم که در مقابل امیرالمومنین خود صف آرایی می کنند هم شایسته این چنین القابی هستند؟ و به آنها اب المومنین اطلاق شود؟
کاوه;4220 نوشت:
با توجه به این دلایلی که به صورت مستند ذکر شان گذشت چه دلیلی بر این دارید که منظور از اینکه از خانه بیرون نروند ،شرکت در جنگ را شامل نمی شود ؟ 2- شما می توانید اثبات کنید شان نزولی برای این آیه که فقط مربوط به دوران زندگی حضرت رسول بوده است ؟ با توجه به اینکه قرآن برنامه زندگی مسلمانان است نه پیامبر به تنهایی .

این دو سوال شما مصداق سوال بجای جواب است و اصولا هیچ فردی جواب نمی دهد. اما در جواب شما من باید بگویم که فردی که مدعی است باید سند برای ادعایش بیاورد. و شما مدعی هستید که این آیه مصداق شرکت نکردن ایشان در جنگ جمل است و باید شما دلیل و سند خود را بیاورید.

صدر;4234 نوشت:
بحث امامت فرع بحث نبوت است یعنی ابتدا باید پذیرفت که محمد ص پیامبر بوده بعد اثبات نمود که قول و حدیث ایشان حجت است و مبین قران است تا بتوان امامت را اثبات نمود لذا پذیرش اینها از مبادی تصدیقی این بحث است چون همه بحث ما اینست که پیامبر اسلام علی ع را به عنوان خلیفه بلا فصل خود منصوب نموده است و وقتی که شما اصل نبوت محمد ص را نپذیرفته ای چگونه برایت امامت علی عرا ثابت نمایم

اولا گمان نمی کنم تمام صحبت شیعه تنها تعیین خلافت بعد رسول باشد.چون من خود قبلا شیعه بودم و اصول و مبانی شیعه را کامل می شناسم!
ثانیا : درست است که من پیامبر را قبول ندارم و امامت فرع رسالت است اما این دلیل نمی شود که بحث خاتمه بیابد. در بسیاری از بحثها ما مجبوریم یک چیزهایی را فرض بکنیم تا بحث را ادامه بدهیم. مثلا من قرآن را سخن خدا نمی دانم اما در بسیاری از اوقات مانند شما فرض می کنم سخن خدا باشد تا بحث ادامه یابد. و در آخر به این نتیجه می رسیم که قرآن سخن خدا نبوده است.
این خود یک راه اثبات یک مساله است که در ریاضیات کاربرد زیادی دارد و از آن به عنوان برهان خلف نام می برند.
صدر;4234 نوشت:
ما به درجه عقلی و دینی و معنوی شما نگاه نمی کنیم اما حق دارم از شما بخواهم مبنای خود و مقبولات خود را معین نمایید تا از انجا بحث را اغاز نماییم

من خدا را قبول دارم اما اصل وجود پیامبر را که از جانب خدا بیابید قبول ندارم. ( و بالتبع وجود معاد به شکلی که شما می گویید و ... )
اما به چند دلیل من بحث را معمولا با این قسمتها شروع نمی کنم
دلیل اول : برای من اینکه فرد چه اعتقادی داشته باشد و آیا اعتقاد من را بپذیرد یا خیر اهمیتی ندارد آنچه برای من اهمیت دارد این است که افرادی دچار یک سری اعتقاداتی هستند که انها را از حقیقت دور می کند
دلیل دوم : افراد مختلف معمولا یک سری مسائل را به عنوان اعتقادات و اصول پذیرفته اند و بنظر من مشکل اصلی همین اشتباهات اعتقادی است و اگر اعتقادات انها از صافی عقل بگذرد و تفکر را جایگزین تعصب بکنند خودبخود راه حقیقت را می یابند .
صدر;4234 نوشت:
ضمنا شما از کجا فهمیدی بچه های ما کور کورانه تقلید نموده اند و شما با بصیرت هدایت یافتی هنوز که چیزی را اثبات ننموده ای شما ظاهرا پیش فرض خود را حق بودن خویش قرار داده و باطل بودن ما را حتی در صورت ناتوانی در اثبات مدعا یقینی می دانی

فکر کنم جواب شما یک جمله بیشتر نباشد: یک کودک چند روزه که به واسطه پدر و مادر مسلمان می شود ( اذن و اقامه در گوش وی خوانده می شود ) و تا آخر عمر در جبر مسلمانی باید بماند و محکوم به فکر نکردن است ( با توجه به حکم ارتداد ) نمی تواند مدعی حقیقت یابی باشد!!
البته من خودم از وجود چنین سایتهای پاسخگویی به شبهات در اسلام تعجب کردم! اصلا در اسلام جهل فاکتور اصلی دینداری است .( اگر شکی در این مساله دارید که احتمالا دارید لطفا یا تاپیکی با عنوان " احکام اسلام و تفکر در اسلام " استارت بزنید یا مرا راهنمایی بکنید چنین تاپیکی را کجا استارت بزنم . تا در انجا بحث را کامل بیان کنم.)
صدر;4234 نوشت:
شما این را فرمودی ولی به گونه ای استدلال نمودی که چون همه احادیث اثبات امامت با قران تعارض دارد پس باطل است لطفا اول تعارض را اثبات بنما بعد ....

تعارض را که بیان نمودم. وقتی قرآن چیزی به نام امامت را بیان نمی کند و با توجه به جنگ جمل اصل ولایت علی نیز زیر سوال است. بنابراین امامت مردود است و هر حدیثی که امامت را بیان نماید در تعارض با مبانی قرآن است.
صدر;4234 نوشت:
ین بحث حدیثی نبود تا شما بگویید من سند ش را قبول ندارم بلکه بحث اینست که قران قطعی الدلاله نیست

خود قرآن که چنین بحثی را قبول ندارد. و بارها در قرآن امده است که قرآن به زبان فصیح و گویا نازل شده است.
صدر;4234 نوشت:
باید بگوییم همه اندیشمندان شیعه و سنی که تفسیر نوشته اند کار لغوی نموده اند و شاید شما می گویید مفسرین اهل سنت همه ایات قران را یکسان تفسیر نموده اند واختلاف در تفاسیر را نمی پذیرید

من کاری به شیعه و سنی ندارم. چون نه شیعه ام و نه سنی هستم . به هر حال آنها هم مانند دیگر مسلمانان چیزی را اصل گرفته اند که به عقیده من از اساس اشتباه است و وقتی چنین اصلی را پذیرفتند دیگر خرده ای بر آنها نمی توان گرفت.
البته من منظور شما را از دانشمند نفهمیدم. منظورتان همان روحانیون شیعه و سنی هستند؟

کمیل;4330 نوشت:
بلکه برای انجام واجبات وموارد ضروری کسی منکر نیست که می توانند از خانه خارج شوند. چه کسی از آیه شریفه دلیل آورده که زن بدون اجازه شوهر حق ندارد از خانه خارج شود. آیا این امکان ندارد که این حکم از آیات دیگر یا روایات استفاده شده باشد

می توانید منظورتان را از واجبات مشخص بکنید؟ آیا واجبات منظور رفع نیازهای شخصی مانند تشنگی و گرسنگی ( در نهایت نیاز و مرز مرگ و زندگی ) و ... است
یا واجبات دینی هم وجود دارد مثل مبارزه با باطل و جهاد با نادرستی ها؟
کمیل;4330 نوشت:
. اتفاقا خطاب این آیه بیشتر متوجه زندگی همسران پیامبر ص بعد از رحلت آنحضرت می باشد زیرا این آیه در اواخر عمر حضرت نازل شده است ، واینکه این حکم مربوط به بعد از نزول آیه و به خصوص بعد از رحلت رسول خدا باشد در جهت حفظ حرمت رسول خدا ص واینکه آنها (همسران پیامبر) از خطا و تهمت مصون باشند. وعده ای در امور سیاسی از موقعیت آنها سوء استفاده نکنند ( که این مساله در مورد عایشه اتفاق افتاد)، با عقل سازگارتر و با نقل مطابقتر است.

ببینید دوست عزیز من نخواستم وارد مقوله تفسیر شوم اما گویا ...
اولا در این آیات اصلا بحث سیاست و .. نیست بلکه بحث بر سر خود آرایی نکردن و تجمل نورزیدن است .
ثانثا در آیه 33 احزاب مساله " اهل بیت " آمده است که در عقاید شیعه به فاطمه و علی و بچه هایش خلاصه می شود و بنا به اعتقاد خودتان این آیه در مورد زنان پیامبر نیست بلکه در مورد اهل بیت است.
ثالثا : اگر بر فرض محال این آیه را به گمان شما تفسیر بکنیم باید از شما بپرسیم که چرا این آیه برای دختر پیامبر نیامده است؟ ایشان هم مانند عایشه در مسائل سیاسی وارد شد؟

کمیل;4330 نوشت:
. اینکه در بحثی فقط به قسمتی از آیه استناد شود به خاطر اجتناب از طولانی شدن بحث و یا به خاطر اینکه فقط آن قسمت مورد بحث می باشد

آنچه که مساله است این است که دو قسمت کردن آیه و دو شان نزول قائل شدن به آیه نادرست است. پس یا این آیه تماما در شان اهل بیت است و یا در شان زنان پیامبر!
کمیل;4330 نوشت:
. به کدام دلیل شما ادعا می کنید جهاد علیه حکومت علی بن ابی طالب که برخاسته از بیعت مردم بود (که شما بدان معتقد هستید) بر عایشه واجب شده بود ، در حالیکه اولا : جهاد در اسلام بر زنان واجب نیست . ثانیا :جهاد در اسلام باید به اذن ولیّ و حاکم باشد عایشه یا باید خودش ولیّ زمان باشد که نیست یا از جانب ولیّ زمان مأذون باشد که بازهم نیست .

1- جهاد بر زنان واجب نیست اما دلیل نمی شود که اگر زنی در جهاد شرکت بکند گناه کرده است.
2: با توجه به استدلال شما قیام حسین بر علیه یزید چگونه توجیه می شود؟ ایشان اذن جهاد را از کی گرفتند؟ از یزید؟

کمیل;4330 نوشت:
اگر جهاد در چنین شرایطی بر زنان هم واجب است پس چرا عایشه با اینکه در زمان عثمان از معترضین جدی بود و مردم را به شورش علیه او دعوت می کرد خود قیام و جهاد نکرد در حالیکه اکثر مردم از شیوه عثمان ناراضی بودند ولی علی رغم اینکه اکثر مردم با علی علیه السلام بیعت کرده بودند برخود لازم دید قیام کند.

جواب شما همان جوابی است که مساله قیام حسین را در مذهب شما توجیه می کند.
درواقع مساله تعداد افراد در بیعت اهمیتی ندارد ( چنانکه اهل کوفه با تمام نارضایتی از یزید با وی بیعت کردند ! و بعد از قیام حسین هم خاندان او را سنگ زدند!!) آنچیزی که اهمیت دارد مبارزه با باطل و بدعت بوده است.
موضوع قفل شده است