نحوه ی پاسخگویی به سوالات شب اول قبر

تب‌های اولیه

6 پستها / 0 جدید
آخرین ارسال
نحوه ی پاسخگویی به سوالات شب اول قبر

سلام علیکم
ببخشید یک سوال دارم.
 آیا امکان دارد که در سوالات قبر فقط به یک یا دو مورد نتوانیم جواب بدهیم؟ و اگر امکان دارد تکلیف ما چه می شود؟

با نام و یاد دوست

 

 

 

 

کارشناس بحث: استاد شعیب

با سلام خدمت شما دوست گرامی

بنا بر صریح روایات وقتی به محض به خاک سپردن میت خدا دو فرشته را برای پرسش از مهمترین اصول اعتقادی او برخی از مهمات رفتاری میت به سراغ او می فرستد اگر میت بتواند از این سوالات به درستی پاسخ بگوید این دو فرشته مبشر و بشیر نام می گیرند که او را به بهشت برزخی بشارت می دهند و اگر نتواند از عهده پاسخ به در آیند نکیر و منکر نامیده می شوند .

حال این سوالات شب اول قبر چیست ؟

عَنِ النَّبِیِّ صلی الله علیه و آله أَنَّ لِلَّهِ تَعَالَى مَلَکَیْنِ یُقَالُ لَهُمَا نَاکِرٌ وَ نَکِیرٌ یَنْزِلَانِ عَلَى الْمَیِّتِ فَیَسْأَلَانِهِ عَنْ رَبِّهِ وَ نَبِیِّهِ وَ دِینِهِ وَ إِمَامِهِ ... ؛ از رسول خدا –ص- نقل شده است که خداوند متعال دو فرشته به نام ناکر و نکیر دارد که بر میت نازل شده و از پروردگار و پیامبر و دین و امامش از او می پرسند ... ، ( بحارالأنوار ج ۶ د ۲۴۵ باب ۸ ).

پس مهمترین و تعین کننده ترین سوالات به محض ورود او به عالم قبر می شود سه سوال مهم و کلیدی است "پروردگار تو کیست" "پیامبر تو کیست" "امام تو کیست"؟ که اگر به همه آنها پاسخ صحیح دهد اهل بهشت برزخی و الا اهل دوزخ برزخی خواهد شد.

قَالَ رَسُولُ اللَّهِ صَلَّى اللَّهُ عَلَیْهِ وَ آلِهِ: «إِنَّ الْعَبْدَ إِذَا دَخَلَ حُفْرَتَهُ یَأْتِیهِ مَلَکَانِ: اَحَدُهُمَا مُنْکَرٌ وَ الْآخَرُ نَکِیرٌ، فَأَوَّلُ مَا یَسْأَلَانِهِ عَنْ رَبِّهِ وَ عَنْ نَبِیِّهِ وَ عَنْ وَلِیِّهِ، فَإِنْ أَجَابَ نَجَا، وَ إِنْ تَحَیَّرَ عَذَّبَاه ؛ رسول خدا صلى اللَّه علیه و آله و سلّم فرموده است: همانا بنده هنگامى که داخل قبر خود شود دو ملک نزد او حاضر شوند (یکى منکر و دیگرى نکیر است) و اول چیزى که از وى سؤال کنند (از پروردگار، و پیغمبر، و امام او سؤال نمایند) پس اگر جواب دهد نجات یافته است، و اگر متحیر بماند و جواب نگوید عذابش نمایند.»، ( کشف المحجة لثمرة المهجة، ص: ۲۷۳) .

بدون شک این جواب ها باید همگی صحیح باشد و هر کدام از این جواب ها که نا صحیح باشد نشان از فساد در عقیده فرد است که باعث می شود که او اهل دوزخ باشد مثلا اگر کسی به خدایی الله و پیامبری حضرت محمد معتقد باشد ولی به ولایت امام علی(ع) و فرزندان آن حضرت (علیهم السلام) معتقد نباشد و نتواند درست جواب این سوال را بدهد این فرداز کسانی است که این دو ملک وعده عذاب برزخی به او می دهند پس باید کلیت جواب ها صحیح باشد.

اما نکته مهم این است که این جواب ها حفظ کردنی و به ذهن سپردنی نیست که فرد با تکرار آنها بتواند شب اول قبر به آنها پاسخ دهد بلکه این جواب ها از اعماق وجود فرد بر می خیزد و این جواب ها همان عقیده بر آمده از قلب اوست . روایت زیر این حقیقت را به زیبایی بیان می کند:

امام کاظم علیه السلام می فرماید: « در قبر به مومن گفته می شود رب تو کیست؟جواب می دهد : الله پس سئوال می شود دینت چیست؟ جواب می دهد: اسلام ؛ پیامبرت کیست؟ جواب می دهد : محمد صلوات الله علیه سپس سئوال می شود امامت کیست ؟ پاسخ می دهد : فلان الی آخر ؛ به او گفته می شود از کجا این را دانستی ؟ جواب می دهد: این امری است که خدا مرا به آن هدایت کرده و بر آن مرا ثابت نگه داشته است.پس به او گفته می شود بخواب همانند خواب عروس، خوابی که هیچ گونه رویای کراهت انگیز در آن نیست ؛ آنگاه برای او دری به سوی بهشت گشوده می شود و از روح و ریحان بهشتی برخوردار شده و می گوید : خدایا هرچه زودتر قیامت را بر پا کن تا شاید به اهل و مالم برگردم.... و به کافر گفته می شود رب تو کیست؟جواب می دهد :الله پس سئوال می شود دینت چیست؟ جواب می دهد: اسلام ؛ پیامبرت کیست؟ جواب می دهد : محمد صلوات الله علیه.. از او سئوال می شود چگونه جواب این سئوال ها را دانستی ؟ پاسخ می دهد : شنیدم مردم چنین می گفتند من هم چنین گفتم ؛ در این هنگام با گرزی بر او می کوبند که همه جن و انس تاب تحمل آن را ندارند».( فروع کافی ج ۳ ص ۲۳۸)

بنابر این آنچه در پاسخ به سوالات شب اول قبر مهم است اعتقاد انسان و عملکرد برخواسته از باور او در این دنیا است که فرد می تواند با این داشته حقیقی سوالات شب اول قبر را پاسخ دهد. و همه سوالات کلیدی شب اول قبر را باید بتواند جواب دهد (جوابی که از اعماق وجودش برخواسته) تا اهل نجات باشد.

سلام علیکم خسته نباشید

از خواندن مطلب فوق بسیار لذت بردم

حال تکلیف اهل سنت چیست ؟ افرادی که نماز و روزشون ترک نمیشده و بسیاری از انها مقید به مذهبشونن

با این وجود اهل دوزخند یا اینکه بعد از مدتی عذاب به بهشت وارد می شوند ؟

 

سلام علیکم خسته نباشید

 

از خواندن مطلب فوق بسیار لذت بردم

با سلام

خواهش می کنم.

حال تکلیف اهل سنت چیست ؟ افرادی که نماز و روزشون ترک نمیشده و بسیاری از انها مقید به مذهبشونن

 

با این وجود اهل دوزخند یا اینکه بعد از مدتی عذاب به بهشت وارد می شوند ؟

اهل سنت دو دسته اند برخی زا آنها با این که می دانند حق با امام علی(ع) بوده است و مکتب شیعه حق است باز به خاطر منافع خود و تعصب شدیدی که دارند بر عقیده خود هستند تا این که مرگ آنها را می گیرد این دسته از اهل سنت هیچ گاه بوی بهشت را هم نمی شنوند چون از روی علم با حق مبارزه کرده اند.

دسته دیگر از اهل سنت به حق بودن شیعه و امامت امام علی(ع) آگاه نیستند برای همین شیعه نشده اند و بر عقیده باطل خود هستند این افراد باز خود به دو دسته می شوند برخی جاهل قاصر اند برخی جاهل مقصر اند . جاهل قاصر آنها هستند که بر اثر تبلیغات شدید دشمنان شیعه و یا دست نیافتن به منبع موثق و یا ... نتوانسته اند به حقیقت دست پیدا کنند برای همین در جهل مرکب بوده اند و گمان می کرده اند که مکتب اهل سنت بر حق است. این افراد بر اساس تعالیم مذهب خودشان خوب و یا بد بودنشان سنجیده می شود و بعد از تحمل عقوبت گناهانشان به بهشت می آیند و همچنین کسانی که در دین داری خود در آن مذهب صحیح عمل کرده اند (نماز و روزه و حج و ...) وارد بهشت می شوند و این ورود آنها به بهشت به خاطر محبت آنها به خاندان اهلبیت بوده است هر چند که آنها را به عنوان امام نمی دانسته اند.

اما گروهی هم جاهل مقصر اند گرچه به حقانیت شیعه و امام علی علم نداشته اند اما راه تحقیق برای آنها باز بوده و می توانسته اند حقیقت را رد یابند این گروه اهل دوزخ هستند و خدا بعد از مدتی آنها را از روی فضل خود از جهنم خارج می کند ولی این گروه شانیت ورود به بهشت را ندارند مگر از روی فضل الهی.

افرادی که نماز و روزشون ترک نمیشده و بسیاری از انها مقید به مذهبشونن

نماز و روزه و تقیدات مذهبی گر چه شرط لازم برای ورود به بهشت هست اما شرط کافی برای ورود به بهشت نیست در احادیث متعددی ولایت امام علی(ع) شرط ورود به بهشت معرفی شده است در حالی که نماز و روزه بی ولایت اما علی هیچ فایده به آنها نمی دهد: رسول الله در این باره می فرمایند:   «هر کس دوست می‌دارد که [چون] من زندگانی کند و [چون] من از دنیا برود، و به بهشتی که پرودگارم مرا بدان وعده فرموده، وارد شود، باید ولایت علی بن ابی طالب و جانشینان پاکش، امامان هدایت و چراغ‌های تاریکی را پس از من پذیرد. آنان هرگز شما را از درگاه هدایت به درگاه گمراهی نمی‌کشانند».

در روایت دیگری عبادات بدون ولایت امام علی(ع) بی اثر بیان شده است:

عن علی بن ابی طالب علیه السلام: قال رسول الله صلی الله علیه و آله: لَوْ أنَّ عَبْداً عَبَداللهَ مِثْلَ ما قامَ نُوحٌ فی قَوْمِهِ، وَکانَ لَهُ مِثْلُ احُدٍ ذَهَباً فَأنْفَقَهُ فی سَبیلِ اللهِ، وَ مُدَّ فی عُمْرِهِ حَتّی یحُجَّ ألْفَ عام عَلی قَدَمَیهِ، ثُمَّ قُتِلَ بَینَ الصّفا والْمَرْوَةِ مَظْلُوماً، ثمَّ لَمْ یوالِک یا عَلِی، لَمْ یشُمَّ رائِحَةَ الجَنّةَ وَلَمْ یدْخُلْها.

از علی بن ابی طالب علیه السلام روایت شده که رسول خدا صلی الله علیه وآله فرمود:

هرگاه بنده ای خدا را به مدت عمر نوح که در میان قومش قیام کرد [نهصد و پنجاه سال ] به عبادت خدا بپردازد، و به مقدار کوه احد طلا داشته باشد و در راه خدا انفاق کند، و بر فرض به قدری عمر کند تا بتواند با پای پیاده هزار سال حج به جا آورد، و بعد (دربهترین مکان) بین صفا و مروه به ناحق کشته شود، اما ولایت تو را قبول نداشته باشد بوی بهشت به مشام او نمی رسد و داخل آن نمی شود

این حدیث در کتب اهل سنت نیز وارد شده است کتاب مناقب خوارزمی که از بزرگان اهل سنت است آمده است.

احادیث زیادی در این مورد وارد شده است

به عنوان نمونه امام رضا (ع) در حدیث معروف سلسلة الذهب از اجدادشان از جانب خداوند متعال فرمودند: " لَا إِلَهَ إِلَّا اللَّهُ حِصْنِی فَمَنْ دَخَلَ حِصْنِی أَمِنَ عَذَابِی قَالَ فَلَمَّا مَرَّتِ الرَّاحِلَةُ نَادَانَا بِشُرُوطِهَا وَ أَنَا مِنْ شُرُوطِهَا"؛  توحید پناهگاه محکم من است، پس هر که در آن داخل شود از عذاب من مصون خواهد ماند و پس از اندکى تأکید نمودند: با عمل به شرایط لا إله إلاّ اللَّه و من یکى از آن شرایط است (پذیرش ولایت).

در حدیث دیگر: امام باقر (ع) مى‏فرمایند: "اسلام بر پنج پایه استوار است: نماز، روزه، زکات، حج  و  ولایت، و هیچ یک از آن ارکان به پاى رکن رکین ولایت نمى‏رسد".

شاید بپرسید چرا این همه عبادت منظم و مرتب کسانی که ولایت امام علی(ع) را قبول ندارند قبول نیست؟

به حدیث زیر توجه کنید:

امام باقر يا امام صادق عليهم السلام فرمودند: خانداني در بني اسرائيل بودند که در پي چهل روز عبادت، هر چه از خدا طلب مي کردند، خداوند به آنها مرحمت مي فرمود. يکي از آنان به عبادتي چهل روزه پرداخت ولي دعاي او پذيرفته نشد. به نزد حضرت عيسي شکايت کرد. حضرت عيسي عليه السلام تطهير نموده نماز خواند. آن گاه به درگاه حق دعا کرد. وحي آمد: (يا عيسي إنَّ عبدي أتاني من غير الباب الذي أؤتي منه، إنَّه دعاني وفي قلبه شكّ منك فلو دعاني حتَّى ينقطع عنقه وتنتثر أنامله ما استجبت له). اي عيسي او از غير دري که بايد بيايد به نزد من آمد. او مرا خواند. اما در دلش نسبت به تو ترديد داشت. پس اگر (با اين حال، آن قدر) مرا بخواند که گردنش قطع شده انگشتانش جدا شود، دعايش را اجابت نخواهم کرد. حضرت عيسي از او پرسيد: آيا تو به نبوت من شک داري؟ او اعتراف کرد واز حضرت عيسي تقاضا کرد که براي او دعا کند تا خدا ترديد قلبي او را برطرف سازد، عيسي عليه السلام دعا نموده، خدا توبه او را پذيرفت ودعاي او مستجاب شد.( افي 2: 400/ ح 9؛ مشابه آن در بحار 13: 355/ ح 53 در عصر حضرت موسي عليه السلام. )
 
رسول خدا صلى الله عليه وآله وسلم نيز در خطبه غديريه فرمودند: اي مردم، خداي بزرگ دينش را با امامت علي کامل کرد، پس کساني که امامت او وجانشينان او از فرزندان من که تا قيامت وحضور در برابر حق مي آيند را نپذيرند، اعمالشان در دنيا وآخرت نابود شده در آتش جاودانه خواهند بود.(4) اين مطلب، تعجبي ندارد، زيرا خداوند، قبول زحمات بيست وسه ساله پيامبر در ايام نبوت را نيز به ابلاغ ولايت امير المومنين عليه السلام مشروط کرده فرمود: (وَإِنْ لَمْ تَفْعَلْ فَما بَلَّغْتَ رِسالَتَهُ)( سوره مائده: 67. ) اگر وظيفه خود در ابلاغ ولايت علي را انجام ندهي، رسالت خود را انجام نداده اي!