جمع بندی نجاست سگ در سایر ادیان

تب‌های اولیه

5 پستها / 0 جدید
آخرین ارسال
نجاست سگ در سایر ادیان

[="Arial Black"][="Blue"][="3"]در مطلبی خواندم که طبق یک تحقیق دانشگاهی ، تنها دین معتقد به نجس بودن سگ ، دین یهود است.
آیا مطلب زیر صحیح است؟

این متن مطلب است:

نقل قول:
بر اساس آخرين مطالعات علمي انجام شده دردانشكده دامپزشكي دانشگاه آزاد اسلامي واحد شهركرد كه با همكاري نماينده ولي فقيه و امام جمعه اين شهر انجام و منجر به انتشار يك رساله علمي دراين دانشگاه گرديد مشخص شد تنها ديني كه به نجاست سگ باور دارد دين يهود است.

توجه ويژه اين پايان نامه به مطالعه موجود در دين اسلام با بررسي كتب معتبر اسلامي و در راس آنها قرآن آغاز گرديده است.
این منابع در چندين مورد به نام سگ اشاره شده:
1- در سوره كهف كه از سگ سه بار و به عنوان همراه ياران خداوند ياد شده است.
2- در سوره نساء كه خداوند فرموده حلال ترين خوراكها شكاري است كه از دهان سگ شكاري گرفته شده است.
3- در آيه اي از سگ به عنوان مثالي براي تعريف رفتار بلعم باعورا استفاده شده است.
4- در حديثي منصوب به حضرت علي (ع) كه در آن ده صفت مطلوب را بر شمردند و فرمودند: اگر انسان اين ده صفت را از سگ بياموزد، بهترين انسانها شمرده ميشود.
اسلام ديني است كه تحقيق در آن لازمه پذيرش آن است و كسي كه بدون تحقيق مسلمان شود، دينش مقبول نيست. از طرفي همانگونه كه ميدانيد شيعه مذهبي پوياست و قبل از اين نيز مستندات علمي باعث تغييراتي در احكام شده است. آزاد شدن بازي شطرنج به دنبال غير تصادفي بودن آن و يا حلال شدن گوشت ماهي ازون برون به دنبال اثبات وچود فلس بر بدن آن ماهي. از طرف ديگر چون باب اجتهاد در شيعه بسته نيست، با مطالعه تمامي روايات مربوط به موضوع نجس نبودن سگ، حتي در اين مورد مي توانيد به فتوي خود عمل نماييد.

اینهم لینک مطلب
[/][/][/]

با نام و یاد دوست





کارشناس بحث: استاد شعیب

با سلام خدمت شما دوست گرامی

به نظر می رسد که استناد این مطلب به دانشکده دامپزشکی و زیر نظر امام جمعه شهر کرد بودن این رساله و مطالب کاملا ساختگی است و حد اقل انتساب این مطالب به یک شخصیت علمی مانند امام جمعه به دور از واقعیت است.
در این مورد به نکات زیر توجه کنید:

اولا بررسی حکم فقهی موضوعات مختلف به هیچ عنوان مربوط به دانشگاه ها نمی شود بلکه این کار نیاز به اجتهاد داشته که در حوزه ها توسط مراجه و مجتهدین انجام می پزیرد.

ثانیا: علاوه بر مطلب بالا دانکده دامپزشکی کاملا نا مربوط به احکام دینی است و مطمئناً در این رشته ها موضوعاتی با این عناوین تایید و بحث نخواهد شد آنها در مورد بیماری های حیوانات بحث می کنند چگونه می توانند درباره نجس و یا پاک بودن آنها که نیاز به ادله فقهی دارد بحث کنند؟؟

ثالثا: در آخر مطلب نقل شده، حرف هایی زده شده که نشان از بی اطلاعی از بحث های فقهی موج می زند که نظر شما را به برخی از آنها جلب و نقد می کنم:

عبد شکور;980395 نوشت:
اسلام ديني است كه تحقيق در آن لازمه پذيرش آن است و كسي كه بدون تحقيق مسلمان شود، دينش مقبول نيست.

این مطلب درست است اما ربطی به بحث های فقهی مخصوصا نجاست سگ ندارد. مولف خلط بین مباحث اعتقادی و احکام کرده است.

عبد شکور;980395 نوشت:
از طرفي همانگونه كه ميدانيد شيعه مذهبي پوياست و قبل از اين نيز مستندات علمي باعث تغييراتي در احكام شده است.

در پویا بودن شیعه شکی نیست و آن به خاطر باز بودن باب اجتهاد است اما هیچ گاه مستندات علمی حکم را تغییر نمی دهد مثلا حلال را حرام و یا حرام را حلال کند بلکه موضوع را مشخص می کند و آن را دقیق تر توضیح می دهد . یا نشان می دهد که موضوع در عصر ما تغییر کرده است یا شرطی که لازمه حکم بوده از موضوع منتفی شده است و ... نه این مستندات علمی در حکم تغییر ایجاد کند!! مثلا فقیه بنا بر ادله فقهی به این نتیجه می رسد که موضوع الف حرام است مستندات علمی می آید ثابت می کند که این که شما فکر می کردید الف است واقعا الف نیست بلکه ب است یا فقیه حکم می کرده که الف به شرط ج حرام است علم ثابت می کند که شرط ج در شرایط فعلی منتفی است یا ...

که در مواردی که در زیر می آید بیشتر توضیح می دهم:

عبد شکور;980395 نوشت:
آزاد شدن بازي شطرنج به دنبال غير تصادفي بودن آن

این مطلب هم اشتباه است کسانی (مانند مرحوم امام و شاگردان ایشان) که شطرنج را حلال می دانند به خاطر این نیست که آن را قبلا تصادفی می دانستند و حالا فهمیدند که غیر تصادفی است!! نه . بلکه به خاطر این بودد که موضوع "شطرنجِ آلت قمار" که در همه زمان ها حرام است تغییر کرده در زمان ما به یک ورزش و بازی غیر آلت قمار تبدیل شده است وقتی که موضوع تغییر کرد حکم آن هم به تبع موضوع تغییر می کند به عبارت دیگر بازی با آلت قمار حرام است. حال سوال این است که شطرنج آلت قمار است یا نه؟ اگر در زمان ما شطرنج آلت قمار بود می شود حرام اگر نبود می شود حلال.

عبد شکور;980395 نوشت:
و يا حلال شدن گوشت ماهي ازون برون به دنبال اثبات وچود فلس بر بدن آن ماهي


این مورد هم همان است که در بالا گفتیم موضوع ماهی فلس دار و یا ماهی بدون فلس است اگر ثابت شد (توسط مکلف و یا کارشناسان) که فلس دارد یا قبل از صید فلس داشته است می شود حلال و اگر ثابت شد این ماهی از نوع بدون فلس آن است می شود حرام. پس این جا هم مستندات علمی فقط موضوع را واضح می کند نه حکم را.


عبد شکور;980395 نوشت:
از طرف ديگر چون باب اجتهاد در شيعه بسته نيست، با مطالعه تمامي روايات مربوط به موضوع نجس نبودن سگ، حتي در اين مورد مي توانيد به فتوي خود عمل نماييد.


این که باب اجتهاد در شیعه بسته نیست حرف درستی است اما اجتهاد کار کیست ؟؟ بدون شک کسی که مجتهد است نه هر کسی بتواند با مراجعه به ادله فقهی نظر بدهد و از ان بد تر و عجیب تر این که "به فتوای خود عمل کنند"!!
گر چه اگر کسی به صورت گذرا و سطحی نگاهی به
وسائل الشیعه ، ج 3 ، باب 12 ، از ابواب نجاست بیاندازد به نجس بودن سگ در دین اسلام اذعان خواهد کرد.

در ادامه به نجس بودن سگ در دین اسلام و ادیان دیگر می پردازیم.....


...

نجاست سگ در اسلام (شیعه) ثابت است و علاوه بر اسلام یهودیت نیز سک را نجس می داند(قاموس كتاب مقدس،‌ص480.) درباره نجاست یا عدم نجاست سگ در ادیان دیگر چیزی در دست نیست البته در اوستا (گاتاها) به سگ احترام ویژه ای گذاشته شده است و آن را تا سر حد تقدس بالا برده است.

در شیعه:
عمده دليل براي حکم به نجاست سگ، روايات مي باشند. احاديث زيادي در اين باره وارد شده است بطوري که در کتاب ارزشمند وسائل الشيعه و بحارالانوار، ابواب مختلفي در اين رابطه وجود دارد با عناوين : «بَابُ نَجَاسَة سُؤْرِ الْکَلْبِ وَ الْخِنْزِيرِ»، «بَابُ طَهَارَة عَرَقِ جَمِيعِ الدَّوَابِّ وَ أَبْدَانِهَا وَ مَا يَخْرُجُ مِنْ مَنَاخِرِهَا وَ أَفْوَاهِهَا إِلَّا الْکَلْبَ وَ الْخِنْزِيرَ»، «بَابُ نَجَاسَة الْکَلْبِ وَ لَوْ سَلُوقِيّاً»، «بَابُ جَوَازِ لُبْسِ جِلْدِ مَا لَا يُؤْکَلُ لَحْمُهُ مَعَ الذَّکَاة وَ شَعْرِهِ وَ وَبَرِهِ وَ صُوفِهِ وَ الِانْتِفَاعِ بِهَا فِي غَيْرِ الصَّلَاة إِلَّا الْکَلْبَ وَ الْخِنْزِيرَ وَ جَوَازِ الصَّلَاة فِي جَمِيعِ الْجُلُودِ إِلَّا مَا نُهِيَ عَنْهُ»، «بَابُ کَرَاهَة اتِّخَاذِ کَلْبٍ فِي الدَّارِ إِلَّا أَنْ يَکُونَ کَلْبَ صَيْدٍ أَوْ مَاشِيَة أَوْ يُضْطَرَّ إِلَيْهِ أَوْ يُغْلَقَ دُونَهُ الْبَابُ»، «بَابُ تَحْرِيمِ بَيْعِ الْکِلَابِ إِلَّا کَلْبَ الصَّيْدِ وَ کَلْبَ الْمَاشِيَة وَ الْحَائِطِ وَ جَوَازِ بَيْعِ الْهِرِّ وَ الدَّوَابِّ» و ...

هر يک از ابواب فوق، رواياتي را در بر دارد که بيان کننده نجاست سگ اند . کسي که از علوم ديني کمترين اطلاعي داشته باشد با ديدن عنوان اين ابواب يقين به حکم نجاست سگ در اسلام مي کند چه رسد به اينکه روايات هر باب را مطالعه و بررسي کند.
رواياتي که از پيامبر(صلی الله علیه وآله) و امامان معصوم(علیهم السلام) درباره نجاست سگ به ما رسيده اند، دو گونه مي باشند: دسته نخست: رواياتي که به صراحت در آن واژه نجس آمده است. مانند:

1- «سَأَلَ عُذَافِرٌ أَبَا عَبْدِ اللَّهِ (علیه السلام) وَ أَنَا عِنْدَهُ عَنْ سُؤْرِ السِّنَّوْرِ وَ الشَّاة وَ الْبَقَرَة وَ الْبَعِيرِ وَ الْحِمَارِ وَ الْفَرَسِ وَ الْبَغْلِ وَ السِّبَاعِ، يُشْرَبُ مِنْهُ أَوْ يُتَوَضَّأُ مِنْهُ؟ فَقَالَ: نَعَمِ، اشْرَبْ مِنْهُ وَ تَوَضَّأْ. قَالَ قُلْتُ لَهُ: الْکَلْبُ؟ قَالَ: لَا. قُلْتُ: أَ لَيْسَ هُوَ سَبُعٌ؟ قَالَ: لَا وَ اللَّهِ إِنَّهُ نَجَسٌ؟ لَا وَ اللَّهِ إِنَّهُ نَجَسٌ.».(1) عذافر از امام صادق(علیه السلام) از نوشيدن و وضو گرفتن با پس مانده آبي که بعضي از حيوانات (سنور، گوسفند، گاو، شتر، الاغ، اسب، استر و درندگان) نوشيده اند، سوال کرد. امام فرمود: بنوش و وضو بگير. سپس از سگ سوال کردم. امام فرمود: نه. پرسيدم: آيا او يک درنده (مثل ديگر درندگان) نيست؟ فرمود: نه به خدا، او نجس است. نه به خدا، او نجس است.

2- «عَبْدِ اللَّهِ بْنِ أَبِي يَعْفُورٍ عَنْ أَبِي عَبْدِ اللَّهِ (علیه السلام) قَالَ: إِنَّ اللَّهَ لَمْ يَخْلُقْ خَلْقاً أَنْجَسَ مِنَ الْکَلْبِ(2).» عبدالله بن ابي يعفور از امام صادق(علیه السلام) نقل مي کند: همانا خداوند نيافريد خلقي را که نجس تر از سگ باشد.

3- «عَنِ الْفَضْلِ أَبِي الْعَبَّاسِ، قَالَ: سَأَلْتُ أَبَا عَبْدِ اللَّهِ(علیه السلام) عَنْ فَضْلِ الْهِرَّة وَ الشَّاة وَ الْبَقَرَة وَ الْإِبِلِ وَ الْحِمَارِ وَ الْخَيْلِ وَ الْبِغَالِ وَ الْوَحْشِ وَ السِّبَاعِ، فَلَمْ أَتْرُکْ شَيْئاً إِلَّا سَأَلْتُهُ عَنْهُ؛ فَقَالَ لَا بَأْسَ بِهِ؛ حَتَّى انْتَهَيْتُ إِلَى الْکَلْبِ، فَقَالَ رِجْسٌ نِجْسٌ.».(3) فضلمي گويد از امام صادق(علیه السلام) از پس مانده حيوانات (گربه ، گوسفند، گاو، شتر،...) سوال کردم؛ و امام فرمود: اشکالي ندارد. تا اينکه از سگ سوال کردم؛ و امام فرمود: پليد و نجس است.

4- «سَأَلَ أَبَا عَبْدِ اللَّهِ(علیه السلام) عَنِ الْکَلْبِ؛ فَقَالَ: رِجْسٌ نِجْسٌ، لَا يُتَوَضَّأْ بِفَضْلِهِ، وَ اصْبُبْ ذَلِکَ الْمَاءَ وَ اغْسِلْهُ بِالتُّرَابِ أَوَّلَ مَرَّة ثُمَّ بِالْمَاءِ».(4) راوي حکم سگ را از امام صادق(علیه السلام) سؤال کرد، حضرت فرمود: پليد و نجس است، از اضافه آبي که آشاميده نبايد وضو گرفته شود، آن آب را بريز و (ظرف) را بار اول با خاک و سپس با آب بشوى.

5- «عَنْ مُعَاوِيَة بْنِ شُرَيْحٍ عَنْ أَبِي عَبْدِ اللَّهِ(علیه السلام) فِي حَدِيثٍ أَنَّهُ سُئِلَ عَنْ سُؤْرِ الْکَلْبِ يُشْرَبُ مِنْهُ أَوْ يُتَوَضَّأُ؟ قَالَ: لَا؛ قُلْتُ أَ لَيْسَ سَبُعٌ؟ قَالَ: لَا وَ اللَّهِ إِنَّهُ نَجَسٌ، لَا وَ اللَّهِ إِنَّهُ نَجَسٌ».(5) ابن شريح، حکم نيم خورده سگ را از امام صادق(علیه السلام) پرسيد که آيا مى توان از آن نوشيد يا با آن وضو گرفت؟ حضرت فرمود: نه، راوى پرسيد: آيا او يک درنده (مثل ديگر درندگان) نيست؟ فرمود: نه، به خدا سوگند، او نجس است. نه، به خدا سوگند، او نجس است.

6- «عَنْ أَبِي سَهْلٍ الْقُرَشِيِّ قَالَ: سَأَلْتُ أَبَا عَبْدِ اللَّهِ(علیه السلام) عَنْ لَحْمِ الْکَلْبِ؛ فَقَالَ هُوَ مَسْخٌ. قُلْتُ: هُوَ حَرَامٌ؟ قَالَ: هُوَ نَجَسٌ؛ أُعِيدُهَا عَلَيْهِ ثَلَاثَ مَرَّاتٍ، کُلَّ ذَلِکَ يَقُولُ هُوَ نَجَسٌ».(6) ابي سهل مي گويد از امام صادق(علیه السلام) درباره گوشت سگ سؤال کردم، حضرت فرمود: از حيوانات مسخ شده است. گفتم آيا حرام است؟ امام فرمود: نجس است. سه مرتبه اين سوال را تکرار کردم و هر سه بار امام فرمود: نجس است.
و مواردي ديگر .

همانطور که در بحث لغوي گذشت، با وجود حقيقت شرعيه براي واژه نجس، اين دسته از روايات براي اثبات حکم نجاست سگ کفايت مي کنند، و به صراحت بيانگر آن هستند.

دسته دوم: رواياتي که واژه نجس در آنها ذکر نشده، امّا با قرائن موجود در آن، نجاست سگ اثبات مي شود. در اين روايات، روش برخورد با سگ همانند روش بر خورد با نجاسات ديگر، بيان شده است. مانند:

1- «عَنْ أَبِي عَبْدِ اللَّهِ(علیه السلام) قَالَ: سَأَلْتُهُ عَنِ الْکَلْبِ‏ يَشْرَبُ مِنَ الْإِنَاءِ، قَالَ: اغْسِلِ الْإِنَاءَ».(7) ابن مسلم مي گويد از امام صادق(علیه السلام) سوال کردم: اگر سگي از ظرفي آب بياشامد وظيفه چيست؟ آن حضرت فرمود: لازم است ظرف را بشوئيد.

2- «عَنْ أَبِي عَبْدِ اللَّهِ(علیه السلام) قَالَ إِذَا وَلَغَ الْکَلْبُ فِي الْإِنَاءِ فَصُبَّهُ».(8) امام صادق(ع) فرمود: هرگاه سگ از ظرفي آب خورد، آن آب را دور بريز.

3- «عَنْ أَبِي بَصِيرٍ، عَنْ أَبِي عَبْدِ اللَّهِ(علیه السلام)، قَالَ‏: لَيْسَ بِفَضْلِ السِّنَّوْرِ بَأْسٌ أَنْ يُتَوَضَّأَ مِنْهُ وَ يُشْرَبَ؛ وَ لَا يُشْرَبُ سُؤْرُ الْکَلْبِ إِلَّا أَنْ يَکُونَ حَوْضاً کَبِيراً يُسْتَقَى مِنْهُ».(9) ابي بصير از امام صادق(علیه السلام) نقل مي کند: نيم خورده سنور را مي توان نوشيد و با آن وضو گرفت، و نيم خورده سگ را نمي توان نوشيد مگر از حوض بزرگي آب خورده باشد.

4- «عَنِ الْفَضْلِ أَبِي الْعَبَّاسِ، قَالَ قَالَ أَبُو عَبْدِ اللَّهِ(علیه السلام): إِنْ‏ أَصَابَ ثَوْبَکَ مِنَ الْکَلْبِ رُطُوبَة فَاغْسِلْهُ ... ».(10) فضل از امام صادق(علیه السلام) نقل مي کند: هرگاه رطوبتي از سگ به لباس شما برخورد کرد، پس آنرا بشوي.

5- «عَنْ مُحَمَّدِ بْنِ مُسْلِمٍ قَالَ سَأَلْتُ أَبَا عَبْدِ اللَّهِ(علیه السلام) عَنِ الْکَلْبِ يُصِيبُ شَيْئاً (مِنْ جَسَدِ الرَّجُلِ)، قَالَ: يَغْسِلُ الْمَکَانَ الَّذِي أَصَابَهُ».(11) محمد بن مسلم از امام صادق(علیه السلام) در مورد سگي که خودش را به بدن مردي ماليده است، سوال کرد. حضرت فرمود: محل تماس سگ را بشويد.

6- «عَنْ مُحَمَّدِ بْنِ مُسْلِمٍ قَالَ سَأَلْتُ أَبَا عَبْدِ اللَّهِ(علیه السلام) عَنِ الْکَلْبِ السَّلُوقِيِّ فَقَالَ إِذَا مَسِسْتَهُ فَاغْسِلْ يَدَکَ».(12) محمد بن مسلم مي گويد: از امام صادق(علیه السلام) در مورد سگ سلوقي(13) سوال کردم؛ حضرت فرمود: چنانچه او را لمس کرده اي، دستت را بشوي.

7- «عَنْ عَلِيٍّ (علیه السلام)... قَالَ: تَنَزَّهُوا عَنْ قُرْبِ الْکِلَابِ، فَمَنْ أَصَابَ الْکَلْبَ وَ هُوَ رَطْبٌ فَلْيَغْسِلْهُ؛ وَ إِنْ کَانَ جَافّاً فَلْيَنْضِحْ ثَوْبَهُ بِالْمَاءِ».(14) حضرت علي (علیه السلام) فرمود: از نزديک شدن به سگ ها بپرهيزيد؛ و کسي که سگ مرطوبي را لمس کرد، ـ لباسش را ـ بشويد و چنانچه سگ خشک بود، بر لباسش آب بپاشد.
و مواردي ديگر.

همانطور که ملاحظه مي کنيد در احـاديـث بالا، حکم عدم جواز آشاميدن و وضـو گرفتن از نيم خورده سگ به صراحت بيان شده است، که قرينه اي بر نجاست سگ است. به بيان ساده تر: در اين دسته از روايات حکم نجاست سگ آمده است بدون اينکه لفظ نجس، ذکر شده باشد، و اين حکم با تعابير ديگري بيان شده است.
در نتيجه براي اثبات نجاست سگ، روايات دسته دوم نيز به تنهايي کفايت مي کنند. اين احاديث و روايات بقدري زيادند که هرگز نمي توان در اعتبار و قطعيّت آنها اشکال کرد؛ و با وجود چنين ادله قاطعي براي هيچ مسلمان و مؤمني جاي هيچ گونه شک و شبهه اي در نجاست سگ باقي نخواهد ماند.
و موضوع سگ چیزی نیست که با تحقیق محققین و یا پیشرفت علم عوض شود و یا تغییر یابد.

پی نوشت ها:

1- حرّعاملى، محمدبن الحسن، وسائل الشیعه، ‏، ج‏1، ص226، 1 باب (نجاسة سؤر الكلب و الخنزير) . داراحیاء التراث العربى، بیروت.
2- همان .
3- همان، ج‏3، ص413، 11 باب (طهارة عرق جميع الدواب و أبدانها و ما يخرج من مناخرها و أفواهها إلا الكلب و الخنزير) .
4- همان ص415، 11 باب (طهارة عرق جميع الدواب و أبدانها و ما يخرج من مناخرها و أفواهها إلا الكلب و الخنزير) .
5-همان، ص416، 11 باب (طهارة عرق جميع الدواب و أبدانها و ما يخرج من مناخرها و أفواهها إلا الكلب و الخنزير) .
6- همان، ص417، 11 باب (طهارة عرق جميع الدواب و أبدانها و ما يخرج من مناخرها و أفواهها إلا الكلب و الخنزير).
7- همان، ج‏1، ص228، 2 باب (طهارة سؤر السنور و عدم كراهته) .
8- همان، ص226، 1 باب (نجاسة سؤر الكلب و الخنزير) .
9- همان، ص227، 1 باب (نجاسة سؤر الكلب و الخنزير) .
10-همان، ج‏3، ص415، 12 باب (نجاسة الكلب و لو سلوقيا) .
11- همان.
12-همان، ص416، 12 باب (نجاسة الكلب و لو سلوقيا) .
13- منسوب به محلّي.
14- شيخ حر عاملى، محمد بن حسن، وسائل الشيعة، ‏، ج‏3، ص417، 12 باب (نجاسة الكلب و لو سلوقيا).

سوال:
مطلبی در جوامع مجازی منتشر شد که:
بر اساس آخرين مطالعات علمي انجام شده دردانشكده دامپزشكي دانشگاه آزاد اسلامي واحد شهركرد كه با همكاري نماينده ولي فقيه و امام جمعه اين شهر انجام و منجر به انتشار يك رساله علمي دراين دانشگاه گرديد مشخص شد تنها ديني كه به نجاست سگ باور دارد دين يهود است.

توجه ويژه اين پايان نامه به مطالعه موجود در دين اسلام با بررسي كتب معتبر اسلامي و در راس آنها قرآن آغاز گرديده است.
این منابع در چندين مورد به نام سگ اشاره شده:
1- در سوره كهف كه از سگ سه بار و به عنوان همراه ياران خداوند ياد شده است.
2- در سوره نساء كه خداوند فرموده حلال ترين خوراكها شكاري است كه از دهان سگ شكاري گرفته شده است.
3- در آيه اي از سگ به عنوان مثالي براي تعريف رفتار بلعم باعورا استفاده شده است.
4- در حديثي منصوب به حضرت علي (ع) كه در آن ده صفت مطلوب را بر شمردند و فرمودند: اگر انسان اين ده صفت را از سگ بياموزد، بهترين انسانها شمرده ميشود.
اسلام ديني است كه تحقيق در آن لازمه پذيرش آن است و كسي كه بدون تحقيق مسلمان شود، دينش مقبول نيست. از طرفي همانگونه كه ميدانيد شيعه مذهبي پوياست و قبل از اين نيز مستندات علمي باعث تغييراتي در احكام شده است. آزاد شدن بازي شطرنج به دنبال غير تصادفي بودن آن و يا حلال شدن گوشت ماهي ازون برون به دنبال اثبات وچود فلس بر بدن آن ماهي. از طرف ديگر چون باب اجتهاد در شيعه بسته نيست، با مطالعه تمامي روايات مربوط به موضوع نجس نبودن سگ، حتي در اين مورد مي توانيد به فتوي خود عمل نماييد.

آیا مطلب فوق صحیح است؟


جواب:به نظر می رسد که استناد این مطلب به دانشکده دامپزشکی و زیر نظر امام جمعه شهر کرد بودن این رساله و مطالب کاملا ساختگی است و حداقل انتساب این مطالب به یک شخصیت علمی مانند امام جمعه به دور از واقعیت است.
در این مورد به نکات زیر توجه کنید:
اولا بررسی حکم فقهی موضوعات مختلف به هیچ عنوان مربوط به دانشگاه ها نمی شود بلکه این کار نیاز به اجتهاد داشته که در حوزه ها توسط مراجع و مجتهدین انجام می پزیرد.
ثانیا: علاوه بر مطلب بالا دانشکده دامپزشکی کاملا نامربوط به احکام دینی است و مطمئناً در این رشته ها موضوعاتی با این عناوین تایید و بحث نخواهد شد آنها در مورد بیماری های حیوانات بحث می کنند چگونه می توانند درباره نجس و یا پاک بودن آنها که نیاز به ادله فقهی دارد بحث کنند؟؟
ثالثا: در آخر مطلب نقل شده، حرف هایی زده شده که نشان از بی اطلاعی از بحث های فقهی موج می زند که نظر شما را به برخی از آنها جلب و نقد می کنم:
- در متن گفته شده:"قبل از اين نيز مستندات علمي باعث تغييراتي در احكام شده است."
در پویا بودن شیعه شکی نیست و آن به خاطر باز بودن باب اجتهاد است اما هیچ گاه مستندات علمی حکم را تغییر نمی دهد مثلا حلال را حرام و یا حرام را حلال کند بلکه موضوع را مشخص می کند و آن را دقیق تر توضیح می دهد . یا نشان می دهد که موضوع در عصر ما تغییر کرده است یا شرطی که لازمه حکم بوده از موضوع منتفی شده است و ... نه این مستندات علمی در حکم تغییر ایجاد کند!! مثلا فقیه بنا بر ادله فقهی به این نتیجه می رسد که موضوع الف حرام است مستندات علمی می آید ثابت می کند که این که شما فکر می کردید الف است واقعا الف نیست بلکه ب است یا فقیه حکم می کرده که الف به شرط ج حرام است علم ثابت می کند که شرط ج در شرایط فعلی منتفی است یا ...

-در متن گفته شده است:"آزاد شدن بازي شطرنج به دنبال غير تصادفي بودن آن"
این مطلب هم اشتباه است کسانی (مانند مرحوم امام و شاگردان ایشان) که شطرنج را حلال می دانند به خاطر این نیست که آن را قبلا تصادفی می دانستند و حالا فهمیدند که غیر تصادفی است!! نه . بلکه به خاطر این بود که موضوع "شطرنجِ آلت قمار" که در همه زمان ها حرام است تغییر کرده در زمان ما به یک ورزش و بازی غیر آلت قمار تبدیل شده است وقتی که موضوع تغییر کرد حکم آن هم به تبع موضوع تغییر می کند به عبارت دیگر بازی با آلت قمار حرام است. حال سوال این است که شطرنج آلت قمار است یا نه؟ اگر در زمان ما شطرنج آلت قمار بود می شود حرام اگر نبود می شود حلال.

اما درباره نجس بودن سگ در یهود و اسلام:
نجاست سگ در اسلام (شیعه) ثابت است و علاوه بر اسلام یهودیت نیز سگ را نجس می داند(1) درباره نجاست یا عدم نجاست سگ در ادیان دیگر چیزی در دست نیست البته در اوستا (گاتاها) به سگ احترام ویژه ای گذاشته شده است و آن را تا سر حد تقدس بالا برده است.

در شیعه:
عمده دليل براي حکم به نجاست سگ، روايات مي باشند. احاديث زيادي در اين باره وارد شده است بطوري که در کتاب ارزشمند وسائل الشيعه و بحارالانوار، ابواب مختلفي در اين رابطه وجود دارد با عناوين : «بَابُ نَجَاسَة سُؤْرِ الْکَلْبِ وَ الْخِنْزِيرِ»، «بَابُ طَهَارَة عَرَقِ جَمِيعِ الدَّوَابِّ وَ أَبْدَانِهَا وَ مَا يَخْرُجُ مِنْ مَنَاخِرِهَا وَ أَفْوَاهِهَا إِلَّا الْکَلْبَ وَ الْخِنْزِيرَ»، «بَابُ نَجَاسَة الْکَلْبِ وَ لَوْ سَلُوقِيّاً»، «بَابُ جَوَازِ لُبْسِ جِلْدِ مَا لَا يُؤْکَلُ لَحْمُهُ مَعَ الذَّکَاة وَ شَعْرِهِ وَ وَبَرِهِ وَ صُوفِهِ وَ الِانْتِفَاعِ بِهَا فِي غَيْرِ الصَّلَاة إِلَّا الْکَلْبَ وَ الْخِنْزِيرَ وَ جَوَازِ الصَّلَاة فِي جَمِيعِ الْجُلُودِ إِلَّا مَا نُهِيَ عَنْهُ»، «بَابُ کَرَاهَة اتِّخَاذِ کَلْبٍ فِي الدَّارِ إِلَّا أَنْ يَکُونَ کَلْبَ صَيْدٍ أَوْ مَاشِيَة أَوْ يُضْطَرَّ إِلَيْهِ أَوْ يُغْلَقَ دُونَهُ الْبَابُ»، «بَابُ تَحْرِيمِ بَيْعِ الْکِلَابِ إِلَّا کَلْبَ الصَّيْدِ وَ کَلْبَ الْمَاشِيَة وَ الْحَائِطِ وَ جَوَازِ بَيْعِ الْهِرِّ وَ الدَّوَابِّ» و ...

هر يک از ابواب فوق، رواياتي را در بر دارد که بيان کننده نجاست سگ اند . کسي که از علوم ديني کمترين اطلاعي داشته باشد با ديدن عنوان اين ابواب يقين به حکم نجاست سگ در اسلام مي کند چه رسد به اينکه روايات هر باب را مطالعه و بررسي کند.
رواياتي که از پيامبر(صلی الله علیه وآله) و امامان معصوم(علیهم السلام) درباره نجاست سگ به ما رسيده اند، دو گونه مي باشند: دسته نخست: رواياتي که به صراحت در آن واژه نجس آمده است. مانند:

1- «سَأَلَ عُذَافِرٌ أَبَا عَبْدِ اللَّهِ (علیه السلام) وَ أَنَا عِنْدَهُ عَنْ سُؤْرِ السِّنَّوْرِ وَ الشَّاة وَ الْبَقَرَة وَ الْبَعِيرِ وَ الْحِمَارِ وَ الْفَرَسِ وَ الْبَغْلِ وَ السِّبَاعِ، يُشْرَبُ مِنْهُ أَوْ يُتَوَضَّأُ مِنْهُ؟ فَقَالَ: نَعَمِ، اشْرَبْ مِنْهُ وَ تَوَضَّأْ. قَالَ قُلْتُ لَهُ: الْکَلْبُ؟ قَالَ: لَا. قُلْتُ: أَ لَيْسَ هُوَ سَبُعٌ؟ قَالَ: لَا وَ اللَّهِ إِنَّهُ نَجَسٌ؟ لَا وَ اللَّهِ إِنَّهُ نَجَسٌ.».(2) عذافر از امام صادق(علیه السلام) از نوشيدن و وضو گرفتن با پس مانده آبي که بعضي از حيوانات (سنور، گوسفند، گاو، شتر، الاغ، اسب، استر و درندگان) نوشيده اند، سوال کرد. امام فرمود: بنوش و وضو بگير. سپس از سگ سوال کردم. امام فرمود: نه. پرسيدم: آيا او يک درنده (مثل ديگر درندگان) نيست؟ فرمود: نه به خدا، او نجس است. نه به خدا، او نجس است.

2- «عَبْدِ اللَّهِ بْنِ أَبِي يَعْفُورٍ عَنْ أَبِي عَبْدِ اللَّهِ (علیه السلام) قَالَ: إِنَّ اللَّهَ لَمْ يَخْلُقْ خَلْقاً أَنْجَسَ مِنَ الْکَلْبِ(3).» عبدالله بن ابي يعفور از امام صادق(علیه السلام) نقل مي کند: همانا خداوند نيافريد خلقي را که نجس تر از سگ باشد.

3- «عَنِ الْفَضْلِ أَبِي الْعَبَّاسِ، قَالَ: سَأَلْتُ أَبَا عَبْدِ اللَّهِ(علیه السلام) عَنْ فَضْلِ الْهِرَّة وَ الشَّاة وَ الْبَقَرَة وَ الْإِبِلِ وَ الْحِمَارِ وَ الْخَيْلِ وَ الْبِغَالِ وَ الْوَحْشِ وَ السِّبَاعِ، فَلَمْ أَتْرُکْ شَيْئاً إِلَّا سَأَلْتُهُ عَنْهُ؛ فَقَالَ لَا بَأْسَ بِهِ؛ حَتَّى انْتَهَيْتُ إِلَى الْکَلْبِ، فَقَالَ رِجْسٌ نِجْسٌ.».(4) فضل مي گويد از امام صادق(علیه السلام) از پس مانده حيوانات (گربه ، گوسفند، گاو، شتر،...) سوال کردم؛ و امام فرمود: اشکالي ندارد. تا اينکه از سگ سوال کردم؛ و امام فرمود: پليد و نجس است.

4- «سَأَلَ أَبَا عَبْدِ اللَّهِ(علیه السلام) عَنِ الْکَلْبِ؛ فَقَالَ: رِجْسٌ نِجْسٌ، لَا يُتَوَضَّأْ بِفَضْلِهِ، وَ اصْبُبْ ذَلِکَ الْمَاءَ وَ اغْسِلْهُ بِالتُّرَابِ أَوَّلَ مَرَّة ثُمَّ بِالْمَاءِ».(5) راوي حکم سگ را از امام صادق(علیه السلام) سؤال کرد، حضرت فرمود: پليد و نجس است، از اضافه آبي که آشاميده نبايد وضو گرفته شود، آن آب را بريز و (ظرف) را بار اول با خاک و سپس با آب بشوى.

5- «عَنْ مُعَاوِيَة بْنِ شُرَيْحٍ عَنْ أَبِي عَبْدِ اللَّهِ(علیه السلام) فِي حَدِيثٍ أَنَّهُ سُئِلَ عَنْ سُؤْرِ الْکَلْبِ يُشْرَبُ مِنْهُ أَوْ يُتَوَضَّأُ؟ قَالَ: لَا؛ قُلْتُ أَ لَيْسَ سَبُعٌ؟ قَالَ: لَا وَ اللَّهِ إِنَّهُ نَجَسٌ، لَا وَ اللَّهِ إِنَّهُ نَجَسٌ».(6) ابن شريح، حکم نيم خورده سگ را از امام صادق(علیه السلام) پرسيد که آيا مى توان از آن نوشيد يا با آن وضو گرفت؟ حضرت فرمود: نه، راوى پرسيد: آيا او يک درنده (مثل ديگر درندگان) نيست؟ فرمود: نه، به خدا سوگند، او نجس است. نه، به خدا سوگند، او نجس است.

6- «عَنْ أَبِي سَهْلٍ الْقُرَشِيِّ قَالَ: سَأَلْتُ أَبَا عَبْدِ اللَّهِ(علیه السلام) عَنْ لَحْمِ الْکَلْبِ؛ فَقَالَ هُوَ مَسْخٌ. قُلْتُ: هُوَ حَرَامٌ؟ قَالَ: هُوَ نَجَسٌ؛ أُعِيدُهَا عَلَيْهِ ثَلَاثَ مَرَّاتٍ، کُلَّ ذَلِکَ يَقُولُ هُوَ نَجَسٌ».(7) ابي سهل مي گويد از امام صادق(علیه السلام) درباره گوشت سگ سؤال کردم، حضرت فرمود: از حيوانات مسخ شده است. گفتم آيا حرام است؟ امام فرمود: نجس است. سه مرتبه اين سوال را تکرار کردم و هر سه بار امام فرمود: نجس است.
و مواردي ديگر .

همانطور که در بحث لغوي گذشت، با وجود حقيقت شرعيه براي واژه نجس، اين دسته از روايات براي اثبات حکم نجاست سگ کفايت مي کنند، و به صراحت بيانگر آن هستند.

دسته دوم: رواياتي که واژه نجس در آنها ذکر نشده، امّا با قرائن موجود در آن، نجاست سگ اثبات مي شود. در اين روايات، روش برخورد با سگ همانند روش بر خورد با نجاسات ديگر، بيان شده است. مانند:

1- «عَنْ أَبِي عَبْدِ اللَّهِ(علیه السلام) قَالَ: سَأَلْتُهُ عَنِ الْکَلْبِ‏ يَشْرَبُ مِنَ الْإِنَاءِ، قَالَ: اغْسِلِ الْإِنَاءَ».(8) ابن مسلم مي گويد از امام صادق(علیه السلام) سوال کردم: اگر سگي از ظرفي آب بياشامد وظيفه چيست؟ آن حضرت فرمود: لازم است ظرف را بشوئيد.

2- «عَنْ أَبِي عَبْدِ اللَّهِ(علیه السلام) قَالَ إِذَا وَلَغَ الْکَلْبُ فِي الْإِنَاءِ فَصُبَّهُ».(9) امام صادق(ع) فرمود: هرگاه سگ از ظرفي آب خورد، آن آب را دور بريز.

3- «عَنْ أَبِي بَصِيرٍ، عَنْ أَبِي عَبْدِ اللَّهِ(علیه السلام)، قَالَ‏: لَيْسَ بِفَضْلِ السِّنَّوْرِ بَأْسٌ أَنْ يُتَوَضَّأَ مِنْهُ وَ يُشْرَبَ؛ وَ لَا يُشْرَبُ سُؤْرُ الْکَلْبِ إِلَّا أَنْ يَکُونَ حَوْضاً کَبِيراً يُسْتَقَى مِنْهُ».(10) ابي بصير از امام صادق(علیه السلام) نقل مي کند: نيم خورده سنور را مي توان نوشيد و با آن وضو گرفت، و نيم خورده سگ را نمي توان نوشيد مگر از حوض بزرگي آب خورده باشد.

4- «عَنِ الْفَضْلِ أَبِي الْعَبَّاسِ، قَالَ قَالَ أَبُو عَبْدِ اللَّهِ(علیه السلام): إِنْ‏ أَصَابَ ثَوْبَکَ مِنَ الْکَلْبِ رُطُوبَة فَاغْسِلْهُ ... ».(11) فضل از امام صادق(علیه السلام) نقل مي کند: هرگاه رطوبتي از سگ به لباس شما برخورد کرد، پس آنرا بشوي.

5- «عَنْ مُحَمَّدِ بْنِ مُسْلِمٍ قَالَ سَأَلْتُ أَبَا عَبْدِ اللَّهِ(علیه السلام) عَنِ الْکَلْبِ يُصِيبُ شَيْئاً (مِنْ جَسَدِ الرَّجُلِ)، قَالَ: يَغْسِلُ الْمَکَانَ الَّذِي أَصَابَهُ».(12) محمد بن مسلم از امام صادق(علیه السلام) در مورد سگي که خودش را به بدن مردي ماليده است، سوال کرد. حضرت فرمود: محل تماس سگ را بشويد.

6- «عَنْ مُحَمَّدِ بْنِ مُسْلِمٍ قَالَ سَأَلْتُ أَبَا عَبْدِ اللَّهِ(علیه السلام) عَنِ الْکَلْبِ السَّلُوقِيِّ فَقَالَ إِذَا مَسِسْتَهُ فَاغْسِلْ يَدَکَ».(13) محمد بن مسلم مي گويد: از امام صادق(علیه السلام) در مورد سگ سلوقي(14) سوال کردم؛ حضرت فرمود: چنانچه او را لمس کرده اي، دستت را بشوي.

7- «عَنْ عَلِيٍّ (علیه السلام)... قَالَ: تَنَزَّهُوا عَنْ قُرْبِ الْکِلَابِ، فَمَنْ أَصَابَ الْکَلْبَ وَ هُوَ رَطْبٌ فَلْيَغْسِلْهُ؛ وَ إِنْ کَانَ جَافّاً فَلْيَنْضِحْ ثَوْبَهُ بِالْمَاءِ».(15) حضرت علي (علیه السلام) فرمود: از نزديک شدن به سگ ها بپرهيزيد؛ و کسي که سگ مرطوبي را لمس کرد، ـ لباسش را ـ بشويد و چنانچه سگ خشک بود، بر لباسش آب بپاشد.
و مواردي ديگر.

همانطور که ملاحظه مي کنيد در احـاديـث بالا، حکم عدم جواز آشاميدن و وضـو گرفتن از نيم خورده سگ به صراحت بيان شده است، که قرينه اي بر نجاست سگ است. به بيان ساده تر: در اين دسته از روايات حکم نجاست سگ آمده است بدون اينکه لفظ نجس، ذکر شده باشد، و اين حکم با تعابير ديگري بيان شده است.
در نتيجه براي اثبات نجاست سگ، روايات دسته دوم نيز به تنهايي کفايت مي کنند. اين احاديث و روايات بقدري زيادند که هرگز نمي توان در اعتبار و قطعيّت آنها اشکال کرد؛ و با وجود چنين ادله قاطعي براي هيچ مسلمان و مؤمني جاي هيچ گونه شک و شبهه اي در نجاست سگ باقي نخواهد ماند.
و موضوع نجاست سگ چیزی نیست که با تحقیق محققین و یا پیشرفت علم عوض شود و یا تغییر یابد.

پی نوشت ها:
1- جیمز هاکس، قاموس كتاب مقدس،‌انتشارات اساطیر، ص480.
2- حرّعاملى، محمدبن الحسن، وسائل الشیعه، ‏، ج‏1، ص226، 1 باب (نجاسة سؤر الكلب و الخنزير) . داراحیاء التراث العربى، بیروت.
3- همان .
4- همان، ج‏3، ص413، 11 باب (طهارة عرق جميع الدواب و أبدانها و ما يخرج من مناخرها و أفواهها إلا الكلب و الخنزير) .
5- همان ص415، 11 باب (طهارة عرق جميع الدواب و أبدانها و ما يخرج من مناخرها و أفواهها إلا الكلب و الخنزير) .
6-همان، ص416، 11 باب (طهارة عرق جميع الدواب و أبدانها و ما يخرج من مناخرها و أفواهها إلا الكلب و الخنزير) .
7- همان، ص417، 11 باب (طهارة عرق جميع الدواب و أبدانها و ما يخرج من مناخرها و أفواهها إلا الكلب و الخنزير).
8- همان، ج‏1، ص228، 2 باب (طهارة سؤر السنور و عدم كراهته) .
9- همان، ص226، 1 باب (نجاسة سؤر الكلب و الخنزير) .
10- همان، ص227، 1 باب (نجاسة سؤر الكلب و الخنزير) .
11-همان، ج‏3، ص415، 12 باب (نجاسة الكلب و لو سلوقيا) .
12- همان.
13-همان، ص416، 12 باب (نجاسة الكلب و لو سلوقيا) .
14- منسوب به محلّي.
15- شيخ حر عاملى، محمد بن حسن، وسائل الشيعة، ‏، ج‏3، ص417، 12 باب (نجاسة الكلب و لو سلوقيا).

موضوع قفل شده است