جمع بندی منظور از صور عقلي در مباحث معرفت نفس چيست؟

تب‌های اولیه

12 پستها / 0 جدید
آخرین ارسال
منظور از صور عقلي در مباحث معرفت نفس چيست؟

سلام
منظور از صور عقلي در مباحث معرفت نفس چيست؟
مگر صور و اشكال مربوط به مرتبه خيال نيستند؟

با نام و یاد دوست



کارشناس بحث: استاد بصیر

معلق;413592 نوشت:
منظور از صور عقلي در مباحث معرفت نفس چيست؟
مگر صور و اشكال مربوط به مرتبه خيال نيستند؟

باسلام و احترام
بين صور عقلی با صور خيالی و حسی ارتباط و علاقه و وابستگی است بگونه ای که هر صورت مادی و طبيعی, دارای صورتی مثالي و هر صورت مثالی, دارای صورتی عقلی مي‌باشد. چون پس از احساسِ امر محسوس و حصول صورت آن در قوة حاسة ما و استکمال حسّ به آن صورت, قوة خيال به آن صورت محسوس, تصور و تمثل مي‌يابد و سپس صورت عقلی آن به عقل منتقل مي‌شود. در واقع صورتهای حسی, قالب و کالبد صورتهای خياليند و صورتهای خيالی, قالبهايی برای صور عقليند و اين صور حقايق آنها هستند.(ملاصدرا, رساله الحشر، ص 104 و 105.)

بصیر;414254 نوشت:
بين صور عقلی با صور خيالی و حسی ارتباط و علاقه و وابستگی است بگونه ای که هر صورت مادی و طبيعی, دارای صورتی مثالي و هر صورت مثالی, دارای صورتی عقلی مي‌باشد. چون پس از احساسِ امر محسوس و حصول صورت آن در قوة حاسة ما و استکمال حسّ به آن صورت, قوة خيال به آن صورت محسوس, تصور و تمثل مي‌يابد و سپس صورت عقلی آن به عقل منتقل مي‌شود. در واقع صورتهای حسی, قالب و کالبد صورتهای خياليند و صورتهای خيالی, قالبهايی برای صور عقليند و اين صور حقايق آنها هستند.

سلام
1-برچه مبنايي به حقايق عقلي صور ميگويند؟ مگر حقايق عقلي مجرد از صورت و اشكال نيستند
2- چند نوع صور عقلي داريم؟
3-اگر حقيقت اشياء و دنياي مادي مبداء عقلي دارد پس چرا فرشتگان كه عقلي اند تنزل در ماده ندارند؟ چه فرق است بين مبداء عقلي ما با فرشتگان؟

باسلام

معلق;414923 نوشت:
1-برچه مبنايي به حقايق عقلي صور ميگويند؟ مگر حقايق عقلي مجرد از صورت و اشكال نيستند

در اینجا منظور از صور عقلی، صورت به معنای شکل و اشکال نیست، صور عقلی در مقابل صور خیالی و وهمی اتخاذ شده است و الا حقیقت ورای صورت مادی و اشکال دارد.
معلق;414923 نوشت:
چند نوع صور عقلي داريم؟

صور عقلی قابل انقسام نیستند که به چند نوع تقسیم شوند، بلکه مجرد هستند همانطور که نفس مجرد است و محل صور عقلی، نفس می باشد.

معلق;414923 نوشت:
-اگر حقيقت اشياء و دنياي مادي مبداء عقلي دارد پس چرا فرشتگان كه عقلي اند تنزل در ماده ندارند؟ چه فرق است بين مبداء عقلي ما با فرشتگان؟

چه ربطی بین مبداء عقلی و وجوب مادی بودن فرشتگان وجود دارد؟ منظورتان از مبداء عقلی چیست؟

سلام

بصیر;415943 نوشت:
چه ربطی بین مبداء عقلی و وجوب مادی بودن فرشتگان وجود دارد؟ منظورتان از مبداء عقلی چیست

منظور این است که اگر حقیقت هر چیز محسوس (انسان ،درخت،آسمان )و غیر محسوس(ملائکه) عقلی است پس وجه تمایزشان در چیست؟
در واقع اگر حقیقت عقلی هر چیز یک چیز است پس این گوناگونی چیست؟

[="Tahoma"]

معلق;415979 نوشت:
منظور این است که اگر حقیقت هر چیز محسوس (انسان ،درخت،آسمان )و غیر محسوس(ملائکه) عقلی است پس وجه تمایزشان در چیست؟
در واقع اگر حقیقت عقلی هر چیز یک چیز است پس این گوناگونی چیست؟

سلام
صور عقلی انحاء وجودی اند مجرد از خصوصیات وهمی و خیالی اما در مرتبه و شدت و ضعف متفاوتند این تکثر در رتبه و شدت وجود در تنزل موجب تحقق کثرات وهمی و خیالی میشوند
اساسا انچه که موجب تحقق کثرات میشود اختلاف در رتبه وجودی است که در عالم خیال و ماده اینگونه تجلی می کند
والله الموفق
[/]

معلق;415979 نوشت:
منظور این است که اگر حقیقت هر چیز محسوس (انسان ،درخت،آسمان )و غیر محسوس(ملائکه) عقلی است پس وجه تمایزشان در چیست؟

جناب معلق عزیز
این که گفته می شود حقیقت امور محسوس و غیر محسوس، عقلی است به این معنا نیست که یکی هستند، بلکه بدین معناست که حقایق امور محسوس یا غیر محسوس، عقلایی و قابل پذیرش عقل هستند و عقل به این که آنها وجود دارند، معترف است و تصدیق می کندو وجود آنها را می پذیرد، نه این که آنها در واقع و نفس الامر یک چیز باشند. کسی چنین نگفته که آنها یکی هستند.

بصیر;416619 نوشت:
این که گفته می شود حقیقت امور محسوس و غیر محسوس، عقلی است به این معنا نیست که یکی هستند، بلکه بدین معناست که حقایق امور محسوس یا غیر محسوس، عقلایی و قابل پذیرش عقل هستند و عقل به این که آنها وجود دارند، معترف است و تصدیق می کندو وجود آنها را می پذیرد، نه این که آنها در واقع و نفس الامر یک چیز باشند. کسی چنین نگفته که آنها یکی هستند.

اسماء و صفات جمالي خداوند در غير از عرصه ظهور و رويت چه جايگاه ديگري مي تواند داشته باشد؟ حقيقت جمال يعني جلوه و بس نه حقيقت ديگري
منظور اينكه اين درخت زيبا ، چهره زيبا و امثالهم غير از آنچه كه قابل رويت است چه حقيقت ديگري دارد؟
بيشتر توضيح دهيد

[="Tahoma"]

معلق;416957 نوشت:
اسماء و صفات جمالي خداوند در غير از عرصه ظهور و رويت چه جايگاه ديگري مي تواند داشته باشد؟ حقيقت جمال يعني جلوه و بس نه حقيقت ديگري
منظور اينكه اين درخت زيبا ، چهره زيبا و امثالهم غير از آنچه كه قابل رويت است چه حقيقت ديگري دارد؟
بيشتر توضيح دهيد

سلام
ظهور در چهره اسماء و صفات به حسب مقام ذات است پس صور و اشکال خیالی و مثالی به حسب مرتبه عقل یا بالاتر ظهور ظهور است لذا ذات را غیب الغیوب می نامند و این غیوب به نسبت و اضافه اند
اگر به ادراکاتمان توجه کنیم می یابیم که صورت و شکل درخت ظاهراست در عین حال می توانیم به مفهومش توجه کنیم که در صورت آن مختفی است و اگر بخواهیم به معنای کلیش توجه می کنیم ( اگر قدرت درک عقلی اشیاء در ما بالفعل باشد ) آنرا در مفهوم جزئی مختفی می یابیم این مراتب خفاست و مراتب ظهور عکس این است
در صورت توغل در نفس می یابیم که هر مرتبه نازله ظهور مرتبه عالیه در مقام وجودی پایینتر است
والله الموفق
[/]

معلق;416957 نوشت:
اسماء و صفات جمالي خداوند در غير از عرصه ظهور و رويت چه جايگاه ديگري مي تواند داشته باشد؟ حقيقت جمال يعني جلوه و بس نه حقيقت ديگري
منظور اينكه اين درخت زيبا ، چهره زيبا و امثالهم غير از آنچه كه قابل رويت است چه حقيقت ديگري دارد؟
بيشتر توضيح دهيد

بله احسنت.
ببینید شما یک وقت به شخصی دست می دهید و ابراز محبت می کنید، به این کار می گویند عمل محبت آمیز. اما آن حالت و حقیقتی که برای شما ایجاد می شود و عقل شما از این برخورد می فهمد، به آن می گویند صورت عقلی محبت.
پس صور عقلی اشیاء، همان حقایقی است که از اشیاء در وجود و نفس ما حاصل می شود.
موضوع قفل شده است