ملاک ها در انتخاب استاد راه معنوی

تب‌های اولیه

31 پستها / 0 جدید
آخرین ارسال
ملاک ها در انتخاب استاد راه معنوی

درجامعه ما گرایش به معنویت شدید است که این ازسویی قابل تقدیروازسویی قابل تامل ودقت است

انچه اینجا بیان می شود دررابطه با عرفان اسلامی است ونه عرفانهای نوظهور

عرفان اسلامیی که هم مسیر تظری وهم مسیر عملی درخود دارد وهمه بزرگان این سیرانرارا به

گونه ای پیموده اند

اشخاص مختلفی با نوع نگرششان به راه ،راه را رفته وعده ای را هم که مذاقشان با ان سیر موافق بوده به دنبال خود برده اند

اما واقعا به چه کسی استاد می گویند واگر نبود جدا پرهیز شود

ازجناب قاضی نقل شده اگرپنجاه سال هم طول بکشد ضررنکرده ای

این جمله این را می رساند که انتخاب بسیار دقیق است وحساس

اگر بخواهیم تقسیم کنیم باید استاد راه را از دو جنبه مورد بررسی قراربدهیم

که یکی بدون دیگری ناقص است وناقص نمی تواند استاد راه باشد

پس دست از طلب نباید شست اما به هیچ دستی هم نباید دست دادتا دست که باشد..ادامه دارد

ان دو جنبه:

1- استاد باید اشراف کامل به درک قران واحادیث وکلمات ائمه اطهار داشته باشدو مسیر عرفان نظری را گذرانده باشد وان چندین کتابی است که مشخصا ذکر شده است

2- که کلید ورود به این اشخاص است قابل تامل است

اینجا ازدوبعدمورد دقت قرار می دهیم

که این دو بعد با مراوده وهمنشینی ومداومت در ارتباط روشن می گردد

عمده اسیب ها اینجاست که رابطه در حد یک جلسه ویک برنامه هست وخوب مشخص است این مقداریاکمی بیشتر چه اشنایی را برای سالک وشاگرد درپی دارد
؟
واز انطرف هم اساتیدروشن است که باب مراوده را به هیچ عنوان باز نمی کنند چون از خطرات ان اگاهند

(یک جمله دقیقی دارند وان اینکه همه اشتباهها وکجروی ها از شاگرد است وبعد اورا به عدم استعداد محکوم واز خود طرد

واین برچسب تا اخر با او خواهد بود)

پس دراین جنبه تا وارد به درون نشوی طریق ان استاد را تایید نکن یعنی صرف جلسه ای وذکری وحالی(درعرفانهای درست)

مفتون نشو باید به درون راه یابی ازاینجا ان دو بعد شروع می شود..ادامه دارد

دوست گرامی واسه همین میگن مثنوی هفتاد من کاغذ شود
در ره منزل لیلی که خطر هاست در ان
شرط اول قدم ان است که مجنون باشی

پس ابتدا سر را انجا نسپر بلکه بقول بزرگی هفت سال خدمت کسی نشستم تاکم کم دلم ارام گرفت که می توانم اورا چون پدری بسیار مهربان بپذیرم

باانکه بعدا باز نکته هایی بود که نشان می داد او هم کامل نبوده

بعد اول جنبه های شخصی استاد است که راس همه اخلاق کامل اوست بسیاری از اساتید برای خود انسان شریفی هستند اما دستگیری سخن دیگری ست
پس ببیتید می تواند انسان سفر کرده ای باشد ،می تواتند درس عرفان بدهد اما نیاز نیست که خود را اسیر شاگردپروری کندکه این باب جز کامل را نشاید

عرفان همان اخلاق است درمقام شناخت یعنی بالاتراز یک استاد اخلاق زیرا استاد اخلاق ازپایین شروع می کند ویک یک اخلاقیات را ملاحظه دارد اما عارف از بالا نگاه می کند ونسبت به اخلاقیات شناخت ومعرفت دارد این از توحید می اید او به توحید می رود

مواظب باشیم هر کس ادم پاک وسالم ومدرس عرفان است حتمانمی تواند شاگردپرور باشدکه اینها ان جزء کامل برای پرورش نیست

پس فرد جناب استاد باید تایید شود
1- صاحب خلق عظیم باشد (لطافت در کلام ،مهربانی مطلق بدون یکبار تند شدن (اگر فقط یکبار از او تندی دیدید جداشوید که بعدا گرفتار ذهن می شوید،سعه صدر در همراهی با شاگرد

2- دوراز همه تعلقات (ریاست ،مال ،ساده زیست،همنشین بدون تکلف)

3- فضایی کاملا باز برای نقد ورشد (اگر توانستی راحت اورا نقد کنی واوراحت بدون واهمه ای جواب داد وحس کردی هروقت نقدی داشتی بسیار راحت می توانی مطرح کنی والا باز باید جداشوی

4-اجازه دهد فقط با خودش درارتباط باشی وبه کس دیگری حواله ات ندهد که بسیاری از گرفتاریها از اینجا ناشی می شود

اگر حواله داد باز جدا شوید

5- در امر تدریس هرانچه می خوانید اگر معطلتان می کند ،وقتتان را احنرام نمی گذارد ،براساس میلش رفتار می کند ،همان اول بسنجید اگر یک وضعیت اینجوری بود به یک هفته نشود که باز جداشوید

6- اگر حتی یکبار دیدید که شخصی یا سیری را اشکال می گیرد یا طریق خود را بهتر (در لفافه سخن)می پندارد اولین مورد بار جداشوید...ادامه دارد

از آيت الله بهجت پرسيده شد؛ استادى به ما معرفى كنيد؛ فرمودند:
«به هر آنچه می ‏دانيد صحيح است عمل كنيد، اگر ديديد در سيرتان وقفه‏ایى رخ داده است، بدانيد از دانسته ‏هاى خود عدول نموده ‏ايد».

نقش استاد در تهذیب نفس و سیر و سلوک، بسیار تعیین کننده است و عارفان تأکید فراوانی کرده‏ اند. بدون داشتن استاد، قدم نهادن در مسیر سلوک، میتواند آفت‏هایی برای انسان داشته باشد که گاهی جبران‏ ناپذیر است. مانند وارد آوردن فشار بیش از حد بر خود و خروج از تعادل روحی و روانی بر اثر ریاضت‏های شدید و غلبه اوهام بر ذهن انسان یا گرفتار شدن در دام کبر و عجب و یا عدم تشخیص القائات شیطانی از الهامات غیبی و آفات و مفاسد دیگر که هر یک از آنها، برای سقوط معنوی انسان کافی است.

البته در سیر و سلوک، کار اصلی را خود سالک انجام میدهد؛ اما استاد، نقش یک راهنمای با تجربه ‏ای را دارد که از این راه آگاهی دارد و از خطرات و خصوصیات آن مطلع است و وسیله حرکت را به خوبی میشناسد و آن را در اختیار سالک قرار میدهد. گاهی انسان سالک، نیازمند ذکر خاصی است تا حالت ومقام معنوی خاصی در او ایجاد شود که استاد آن را تشخیص میدهد. همچنین مراقبت‏هایی که سالک باید انجام دهد - که دارای مراتب مختلف است - تشخیص آن با استاد است. اگر مراقبه سالک بیش از توان روحی و معنوی او باشد، نمیتواند دوام بیاورد و از ادامه راه منصرف خواهد شد. . البته این بدین معنا نیست که انسان بدون استاد، نمیتواند به سعادت برسد؛ بلکه عمل به دستوراتی که به صورت کلی و عمومی در قرآن کریم و روایات آمده است و عمل خالصانه، تقوا داشتن، پاک بودن وظیفه خود را به نحو شایسته انجام دادن، احترام به والدین و... همگی زمینه ‏ساز سعادت انسان میباشند و کم نبوده ‏اند بندگانی که از این راه‏ها به قرب الهی رسیده و شایسته لطف ویژه خداوند گشته ‏اند.


دسترسی به استاد سیر و سلوک از طریق کسانی میسّر است که در این راه گام برداشته ‏اند و اساتید این راه را میشناسند. اما نکته مهم در این رابطه، این است که کسانی که به اسم ارشاد و هدایت و داشتن منصب استادی در راه معنویت، جوانان را فریب داده و آنان را از مسیر حق منحرف کرده ‏اند؛ در طول تاریخ اندک نبوده ‏اند. کسانی که خود بویی از حقیقت و بندگی خداوند نبرده ‏اند و قدمی در این راه برنداشته ‏اند و با کتاب و سنت آشنایی ندارند و تنها به قصد منافع دنیوی و کسب شهرت و دکان باز کردن خود را استاد راه معرفی کرده و دل‏های پاک و با صفا و خداجوی جوانانی را که به دنبال ندای فطرت خدایی در جست و جوی حقیقت میباشند، منحرف نموده ‏اند.

بنابراین نمیتوان به سادگی و بدون تحقیق کافی و اطمینان به کسی سرسپرد و او را به عنوان استاد انتخاب نمود. پس در سیر و سلوک، ملازمت به دستورات شرع مقدس، اساس کار میباشد و نیاز به استاد را جبران میکند. از آیه شریفه سوره «عنکبوت» استفاده میشود که: هر کس در راه رسیدن به رضایت و خشنودی الهی تلاش کند، خداوند او را به راه‏های خود هدایت مینماید: (والذین جاهدوا فینا لنهدینهم سبلنا ان الله لمع المحسنین»؛ «و کسانی که در راه ما مجاهده کنند، ما به سوی راه‏های خود هدایتشان میکنیم و خدا همواره با نیکوکاران است». اینکه میفرماید بعد از مجاهده و تلاش، مؤمن مشمول هدایت الهی می شود، اشاره به این است که خداوند اسباب و وسایل هدایت و به عبارتی سیر در طریق صراط مستقیم را برایش فراهم میسازد.

خداوند همه ي اساتيد را حفظ بفرمايد
براي سلامتيشون صلوات اللهم صل علي محمد و آل محمد

سلام
مشتاق طریق معرفت باید مقصد شناس شود . این راه راه خودپرستی نیست . راه کم همتی نیست . راه دنیاطلبی نیست . راه پاکی است راه صدق است راه خدا طلبی است راه خودشکنی است راه راه خداست و بدون دستگیری او کسی را بدان راه نیست . بدون دستگیری اولیاء معصومش کسی را بدان راه نیست . راه توحید و ولایت است . کوته فکر تصوری از حقیقت آن ندارد و عظمت حقایقش را نمی تواند درک کند . راه خروج از عادت است . هم عادت علمی و هم عادت عملی . باید چیز دیگر شود . یوم تبدل الارض غیر الارض . باورم نیست که کسی به اختیار خود بتواند بدان راه و به ولی از اولیاء دست یابد . این حدیث حدیث دیگر است .
اما مشتاقان باید دست و پایی بزنند تا چه قبول افتد و که در نظر آید ما هم امیدواریم
موفق باشید

7- ببینید مورد تایید عارفان وعملان دیگر می باشند(کسانی کهازاین سفره چشیده اند)

8- ببینید اطرافشان چه کسانی هستندوبرای چه انجا جمعند

9- هیچ کشفی وشهودی را اصل ندانسته وتاثیر بنده بودن بیشتر را درخود دائم ببینید والا جداشوید(باید تعلقتان کاملا گرفته شودوتعقلتان کاملا داده شود)

اما بعد دیگر
زندگی شخصی انان است برخورد با همسر وفرزندان وتاثیر پذیری انان از پدرشان که عمدتا ناموفق بوده است زیرا انان باجدیت به خود می پرداختند وبه امورمنزل کاری نداشتندوچه بسا همه بار به دوش خانم می باشد ..ادامه دارد

ممنون از جنابalisadraوحامد گرامی به خاطر مطالب خوب وارزندشون

منتظر بقیه پستها هستیم.

سلام
در راه های زمین که انسان تا حالا اون راه را نرفته هست با یک راهنمایی آن راه را می پیماید تا از خطرات آن راه معصون بماند.
حالا این راه راه زمینی و مادی هست که ضرورت استاد و راهنما را می رساند.
در راه آسمانی و معنوی این به مراتب بیشتر هست.
مگر می شود بدون استاد انسان یک تخصصی را یاد بگیره. در دانشگاه رشته ای گذاشتند برا بسته بندی شکلات و امثال اینها. آیا برا تهذیب نفس استاد لازم نیست امام می فرمودند: برا خیاط شدن استاد لازم است ولی برا آدم شدن استاد لازم نیست. بودن استاد از بس مهم هست که سید علی قاضی که خودشون استاد امام بودند فرمودند هر کس نصف عمر را برا استاد صرف کند به جا هست و هر کس استاد را پیدا کند نصف راه را رفته هست.
و حالا از آقای بهجت نقلی می کنند که از ایشان در مورد استاد پرسیده شد ایشان فرمودند: به دانسته های خود عمل کنید ... .
خوب اولا ایشان نهی نمی کنند که استاد لازم نیست و دوما یکی از دانستهای ما این هست که استاد لازم هست پس باید به علم خود هم عمل کنیم . سوما خود ایشان استاد سیر و سلوک داشتند.
بعضی هم می گویند استاد ما اهل بیت هست و بس.
درست اصلا استاد همه چیز و همه کس اهل بیت هست . ولی این دنیا هست با ابزار خودش.
وقتی ما می خواهیم فقه و احکام یا هر علمی دیگر را یاد بگیریم دنبال استاد می ریم و نمی گیم اهل بیت هست. ولی در اخلاق به چه دلیلی ما این حرف را می زنیم.
بنده به صورت خلاصه این مطالب را بیان کردم باز اگر لازم شد از این هم روشنتر و مستدل تر بحث می کنیم انشاالله

استاد اخلاق با استاد ساير علوم متفاوت است. در ساير علوم استاد مي تواند تدريس كند، بدون اينكه خود بدان علمي كه تدريس مي كند، آراسته باشد. بسياري از علوم خارج از حوزه شخصيت انسان هستند و روي شخصيت انسان تاثير خاصي ندارند، همچون رياضيات، فيزيك، شيمي و مانند آن، ولي اخلاق اينگونه نيست. اخلاق روي خود فرد و شخصيت او اثر مي گذارد و منش او را شكل مي دهد. استاد اخلاق بايد خودش آراسته به فضايل و صفات و اعمال پسنديده باشد تا بر شاگردان خود تاثير بگذارد.

نياز آدمى به معلم و پيروى از راهبر به ويژه در زمينه‏هاى معنوى - يك نياز طبيعى و عمومى است. هركس توان رسيدن به هرگونه كمال را ندارد و نمى‏تواند شخصيت‏خود را خود به خود به ثمر رساند. و از آنروى كه دشواريهاى فراوانى در پيمودن راه انسان شدن وجود دارد و رهرو در اثر غلبه طبع و كسالت، وسوسه‏هاى نفسانى، جاذبه‏ها، لذايذ مادى، تعلقات عاطفى و غريزى و ... هر آن ممكن است كه حركت را رها سازد و يا به انحراف كشانده شود به راهنما نيازمند است .


وجود مشاوره و كوكب هدايت در اين گونه موارد ،مى‏تواند عامل مهمى براى آرامش، اطمينان و رهايى از بندها باشدوگرگهاى نفسانى و شيطانى را از يوسف جان براند. مهمترين كار در سلوك إلى الله پيدا كردن استاد كامل و سرسپارى به اوست، تا بتوان بدون دغدغه و نگرانى از انحراف و سقوط، حركت إلى الله را با عشق و شور و نشاط طى نمود و مدارج كمال را يكى پس از ديگرى به لطف الهى پشت سر گذاشته و از گردنه‏هاى سخت و نفس‏گير به سلامت عبور نموده و از موانع و خطرها و دزدهاى راه كه فراوان هم هستند گذر كرد و سرانجام به حرم امن الهى وارد شد.

سینا;128335 نوشت:

مهمترين كار در سلوك إلى الله پيدا كردن استاد كامل و سرسپارى به اوست

با سلام و احترام

میفرمایید در راه سلوک الی الله و مسیر کمال، داشتن استاد ضرورت است. ملاک های این استاد رو هم در ادامه فرمودین.

لطفا بفرمایید منظور از سرسپاری به استاد یعنی چه؟

با تشکر

آذر بانو;128340 نوشت:
با سلام و احترام

میفرمایید در راه سلوک الی الله و مسیر کمال، داشتن استاد ضرورت است. ملاک های این استاد رو هم در ادامه فرمودین.

لطفا بفرمایید منظور از سرسپاری به استاد یعنی چه؟

با تشکر

حضرت آیت الله بهجت مدظله العالی میفرمایند: استاد شما علم شماست به هرچه میدانید عمل کنید راه تازه باز میشود.

از مسائل مهم در امر سلوک وجود مرشد و استاد راه است که واقعا راه رفته و وارسته باشد و بتواند دست سالک را گرفته و منزل به منزل راه ببرد. از برخي بزرگان نقل شده که اگر انسان نيمي از عمرش را صرف يافتن استادي مناسب و خبره نمايد ارزش دارد. البته دسترسي نداشتن به استادي شايسته و راه رفته معنايش محروم ماندن از کمال و معنويت نمي باشد بلکه مي توان با استفاده از راهنمايي ها و هدايت هاي قرآني و پيروي از دستورات پيشوايان ديني و دعا و تضرع و توسل به اهل بيت(ع) راه کمال را بپيماييم و با لبيک به نداي فطرت خداجو و رعايت تقوا و انجام واجبات و دوري از محرمات چراغ بندگي را در دل برفروزیم و به مقام قرب الهي متناسب با ظرفيت خود برسیم.

اگر قادر به یافتن استادی کامل در عرفان باشیم خواه ناخواه به بهترین رفیق دست یافته ایم چرا که:


1.استاد بهترين فرد از مصاديق رفيق است و براي كسي كه سير و سفر مي كند داشتن رفيق از آداب سفر است «الرفيق ثم الطريق».


2.استاد از لحاظ مقامات روحاني، رفيقي مورد اعتماد و اطمينان است و احتمال خيانت و تعدي و نفاق در او نيست.

3.او رفيقي است كه در اين مسير، سوابق طولاني و تجربيات زيادي داشته و وجود او نافع و مورد استفاده خواهد بود.


4.او خود را موظف و ملزم به راهنمايي و هدايت افراد نيازمند و مطالبان حق مي داند.

5.او از موانعي كه در اين سير وجود دارد و از قطاع طريق و راهزناني كه در نقطه مخصوصي از اين راه هستند، آگاه است.

6.از حوادث و جريان هايي كه پيش مي آيد و از واردات غيبي و مكاشفه هايي كه مي شود ،‌ با اطلاع است.

7.از شرايط و خصوصيات و علائم هر منزلي از منازل اين سلوك روحاني ، آگه است.

8.اين استاد به لحاظ مقام نوراني و عبوديت حقيقي اش، هيچ گونه تشخص برتري و امتيازي ندارد و براي خود مرتبتي نمي بيند، از اين لحاظ براي مقام رفاقت بهترين فرد خواهد بود.

9.اين رفيق به لحاظ مقام روحاني و معنوي اش، داراي نورانيت نافذ و اراده موثر و روح پاك و قلب مهذب بوده و وجودش براي سالك نشان خير و بركت است حتي مواجهه و ملاقات و مجالست او در نورانيت طالب سلوك معنوي موثر خواهد بود.


10. استاد به استعدادهاي مختلف افراد، صفات ذاتي و باطني آنان ، اخلاق و صفات اكتسابي سالكان و اعمال و عادات اشخاص، توجه دارد و به مقتضا و تناسب اين امور، دستورهاي لازم و برنامه هاي موثر براي تخليه و تهذيب و سير و پيشرفت آنان معين مي كند؛ مانند پزشك متخصصي كه به تناسب مزاج و به مقتضاي مرض، دارويي تجويز مي نمايد.

پس با توجه به تمام آنچه که در بالا به آن اشاره شد در صورت یافتن استاد راه اطاعت از او وسر سپردگی یعنی همان اطاعت بی چون وچرا ار او در واقع همان قدم نهادن در مسیرحقیقت است


alisadra;117340 نوشت:

1- صاحب خلق عظیم باشد (لطافت در کلام ،مهربانی مطلق بدون یکبار تند شدن (اگر فقط یکبار از او تندی دیدید جداشوید که بعدا گرفتار ذهن می شوید،سعه صدر در همراهی با شاگرد

با سلام خدمت دوست عزیزم
تمام مواردی که ملاک برا تشخیص استاد بود رو بیان کردید که بسیار عالی بود.
اما یه نقد کوچک به این جمله بالا که بیان کردید وارد هست. بدون شک شاگردی که کنار استادی هست به خاطر داشتن ایراد کنار استاد هست، در بعضی موارد استاد برای تغییر شرایط شاگرد نیاز داره به این که به شاگرد تندی کنه؟! تشر بزنه تا شاگرد خودش رو جمع و جور کنه، این مطلب به این معنی نیست که استاد به غضبش کنترل نداره یا غضب استاد نفسانی بوده.
و این جمله شما اگر دست شاگردی بیفته که مشکلاتش زیاد هست پیش هیچ استادی دوم نخواهد آورد؟! چون پیش هر کی بره برا حل مشکلاتش یه غضب می بینه و می گه اگه استاد بود باید غضب نمی کرد.
حتی تو حالات ائمه و حضرت رسول (ص) داریم که سعه صدر داشتن اما بعضی سوالات یا بعضی رفتارا اونها رو غضب ناک می کرده، هممون مطمئنیم که غضب اولیا نفسانی نبوده بلکه برای خدا غضب ناک می شدند. پس این مورد باید با ملاحظه در نظر گرفته شود.

سلام ما در شهرستا ن مثل بندر عباس چگونه و از چه طریقی استاد پیدا کنیم؟

علی جعفری;264724 نوشت:
سلام ما در شهرستا ن مثل بندر عباس چگونه و از چه طریقی استاد پیدا کنیم؟

با سلام خدمت دوست عزیزم
طریقه استاد پیدا کردن نه فقط در بندر عباس بلکه در هر شهری این هست که بدونید که مسیر مسیر سرورمون پیامبر(ص) هست، انجام واجبات و ترک محرمات....
این طور نیست که منتظر باشید که استاد بیاد بعد شما شروع کنید به نماز خوندن، نه از همین امروز تصمیم بگیرید که تو راه خدا پا بذارید، نماز اول وقت، مراقبت از چشم حتی تو خیابون به همجنس خود هم کمتر نگاه کنید، و اشک ریختن برا ابا عبدلله....
تو طلب استاد صادق باشید یعنی بینی بین لله اگه دنبال معرفت هستید نماز اول وقت رو درست کنید، گناه اون چه که می دونید رو شده بمیرید بمیرید ولی گناه نکنید.
انشا الله امام حسین جان عالم به فداش براتون استاد قرار می ده جوری استاد میاد دنبالتون که فکرش رو هم نکنید.
موفق باشید.

علی جعفری;264724 نوشت:
سلام ما در شهرستا ن مثل بندر عباس چگونه و از چه طریقی استاد پیدا کنیم؟

باسمه تعالی
باسلام:
استاد کامل ومکملی که بتواند از انسان دستگیری کند در این عصر وشرایط کنونی حکم کیمیا رادارند ونادرند
اما این مطلب به این معنا نیست که ما دست روی دست بگذاریم ومنتظر باشیم تا یک استادی بیاید ودست ما رابگیرد،بلکه مسیر کاملا مشخص است
یعنی اولین قدم ،انجام دادن واجبات وترک محرمات است ؛شما در خدمت استاد هم قرا بگیرید اولین قدم(انجام واجبات وترک محرمات) را باید انجام دهید تا بقیه دستورالعملها نتیجه بدهد
به عبارتی دیگر اولین قدم حضور عند الله است که ((تخم وبذر سعادت حضور عندالله است))
اگر باغبانی ویا کشاورزی بدون اینکه تخمی را در دل زمین پنهان کند شروع کند به ابیاری زمین،سم مناسب زدن ،نور مناسب را فراهم کردن و...... ،در ازای این همه زحمت محصولی نصیب باغبان نمی شود،چون او اولین قدم را که کاشتن تخم در زمین بود را بر نداشته است
این نماز شب خواندنها،قرآن خواندنها،ریاضتهای شرعیه ،ذکرودستور العملها را انجام دادن در حکم هما ن نور مناسب وآبیاری وسم مناسبی است که باغبان انجام می دهد که در صورتی برای مزرعه وجودمان مفید است که ما اولین قدم که حضور عندالله وانجام دادن واجبات وترک محرمات است را بر داشته باشیم
تا که موش درد در انبار ماست/گندم انبار چهل ساله کجاست
اول ای جان دفع شر موش کن وانگهی در جمع گندم کوش کن(1)
فلذا مرحوم آخوند ملا حسینقلی همدانی(ره)که در مکتب اخلاقی او حدود 300تن ولّی خدا تربیت شدندمی فرماید:(آنچه این ضعیف از عقل ونقل استفاده نموده ام اینستکه :اهمّ اشیا از برای طالب قرب،جدّ وسعی در ترک معصیت است تا این خدمت را انجام ندهی ،نه ذکرت ونه فکرت به حال قلبت فایده ای نخواهد بخشید(2)
پس اگر استادی هم در مسیر زندگی برای ما یافت نشد ما نباید نا امید شویم بلکه اگر همان طریق بندگی خود را با دقت کامل انجام دهیم خداوند هم گشایش در امور معنوی ما ایجاد خواهد کرد که:
کاردان کار ما در کار ماست/فکر ما در کار ما آزار ماست
موفق باشید
پی نوشت
1-مولوی
2-تذکره المتقین ص149

سمیع;272710 نوشت:
((تخم وبذر سعادت حضور عندالله است))

علامه حسن زاده آملی :

تا دهان بسته نشود دل باز نمی شود و تا عبدالله نشوی عندالله نشوی ، آنگاه از انسان اگر سربرود سحر نرود .

با سلام و احترام
بزرگواران شاید پیش پا افتاده باشد ولی شنیدم خیلی جوونا گفتن این انجام واجبات و ترک محرمات چیست به صورت ریز فهرست بشه...

ashr;272728 نوشت:
با سلام و احترام
بزرگواران شاید پیش پا افتاده باشد ولی شنیدم خیلی جوونا گفتن این انجام واجبات و ترک محرمات چیست به صورت ریز فهرست بشه...

باسمه تعالی
باسلام:
1-انجام دادن واجبات یعنی فروع دین را باتوجه به داشتن شرایط آن به جا آوردن:
نمازخواندن -روزه گرفتن حتی در گرمای طاقت فرسا-خمس -زکات دادن-حج-جهاد-امر به معروف -نهی از منکر-دوستی دوستان خدا-دشمنی با دشمنان خدا
چنان چه ملاحظه می فرمایید انجام دادن همین امور برای عده ای سنگین است واسلام آنها ومسلمانی آنها مانند همان شیر بی یال ودم واشکمی است که مولوی بیان می کند
شیر بی یال ودم واشکم که دید/این چنین شیری خدا هم نافرید
یعنی عده ای هستند که دستورات اسلامی را تا جایی حاضرند انجام دهند که اسلام به جان انها ،مال آنهاکاری نداشته باشد ،لذا در گرمای تابستان بدون عذر شرعی روزه می خورند ویا اگر شرایط دادن زکات ،خمس را دارا باشند چون بحث مال پیش می آید به راحتی سر باز می زنند ویا در بحث جهاد هم همین طور .... ولی ممکن است نماز را به خوبی بخوانند چون خیلی موونه ندارد
همان طور که عرض کردم اسلام این نوع افراد که به بخشی از احکام اسلامی عمل می کنند وبه بعضی دیگر جامه عمل نمی پوشانند مانند شیر بی یال ودم واشکمی است که اسلام کامل نیست
2-محرمات را ترک کردن مانند اینکه از نگاه به نامحرم-دروغ گویی -تهمت زدن غیبت کردن-لقمه حرام-فحش دادن-رشوه گرفتن-شرب خمر کردن-فیلمهای مستهجن دیدن و...سرباز زدن
3-شیطان هرجایی ودر مورد هر فعل حرامی سرمایه گذاری نمی کند مثلا هیچ وقت به یک عالم دینی نمی گوید شرب خمر داشته باش چون می داند این وسوسه گری او اینجا جواب نمی دهد او برای یک عالم دینی مثلا از وسوسه ریا ،استفاده می کند
منظور اینکه بعض از امور واجب وحرام در شرایط خاص وبه مقتضای شغل انسان برای انسان پیش می آید
4-البته موارد دیگر از انجام دادن واجب وترک محرم وجود دارد ،دیگران هم نظر بدهند
موفق باشید

با سلام
در کنار تمام موارد صریح دین که اشاره شده باید ترک بشه برای اینکه عشق از جانب خدا به دل بزنه باید دونست هر چیز که انسان رو از یاد خدا غافل کنه گناه هست. می تونه دیدن تلوزیون، بازی و سرگرمی روابط عاطفی بیش از حد با هر کس چه خانواده چه غیر... مدرک دانشگاهی و درس خوندن و .... باشه منظور این نیست که بزنیم به بیابون منظور این هست ببینید دلتون به چی مشغوله ؟؟؟؟ همون بت شماست که باید از دلتون خارج بشه تا حضرت باری تعالی بتونه قدم تو خونش که دل باشه بذاره.

سلام دوستان
شما فکر می کنید وظیفه استاد این است که از کسانی که ،انجام دادن واجبات وترک محرمات نماز شب خواندنها،قرآن خواندنها،ریاضتهای شرعیه ،ذکر و دستور العملها را انجام می دهند، دستگیری کند یا کسانی هیچکدام از اینها انجام نمی دهند.
راستی چرا استاتید عرفان برای هدایت انسان بسوی کیفیت را همیشه مخفیانه انجام می دهند. چرا این کار بصورت آکادمیک انجام نمی دهند تا راه توبه برای دیگران نمایان شود.

دوئستان میشود چند تا از اساتید معنوی که در ایران هستند و شما واقعا به ایشان اطمینان دارید نام ببرید.

با سلام آیا این درسته که عارف بزرگ آیت الله انصاری همدانی در سلوک هیچ استادی نداشتن؟

ژولیده;307560 نوشت:
با سلام آیا این درسته که عارف بزرگ آیت الله انصاری همدانی در سلوک هیچ استادی نداشتن؟

باسمه تعالی
باسلام:
بله ایشان را می توان جزء مجذوبین سالک دانست
آیت الله انصاری در مسیر سیروسلوك عمده راه را بنابر تصریح خود بدون استاد طی كرده‌ است و در ابتدای مسیر تنها برای مدتی كوتاه از بعضی اولیاء وارسته استفاده برده كه یكی از آنها انسان وارسته‌ای بود كه آتش اولیّه را به قلب ایشان افكند
بعدها با انسان وارسته‌ای دیگر به نام حاج ملا آقاجان زنجانی معروف به «مجنون» كه بعدها به «عتیق» معروف شدند برخورد می‌كند آن انسان وارسته كه در زنجان ایشان را ملاقات می‌كند خطاب به آیت الله انصاری می‌فرماید:

به ما دستور رسیده كه به شما اعلام كنیم كه باید مقداری از راه را با ما بیایید
شخص دیگری که توانست اندکی کمکش کند و در این راه صعب راهنمایش باشد، حاج آقا حسین قمی(ره) از شاگردان میرزا جواد آقا ملکی تبریزی است، البته ایشان سمت استادی نداشت ولی صحبتها و کلمات میرزا جواد را برای او نقل می کند و او بهره ها می برد. بعدها نیز آقای انصاری از او به نیکی و احترام بسیار یاد می کرد.


موفق باشید

در مواردی اگر نتوانیم تصمیم بگیریم و راهنمایی هم نداشته باشیم آیا گوش دادن به ندای درون حتی اگر برخلاف خواسته باشه کاره درستی هست یا نه ؟ باید به دنبال جواب درست بود حتی اگر زمان زیادی رو نیاز داشته باشه؟

سمیع کارشناس پاسخگوی اخلاق و عرفان آیا لزوما این استاد منتخب باید از کسانی باشد که فلسفه و عرفان را بحدی رسانده و برآن مسلط است؟ باتشکر

antiuwamism;361909 نوشت:
سمیع کارشناس پاسخگوی اخلاق و عرفان آیا لزوما این استاد منتخب باید از کسانی باشد که فلسفه و عرفان را بحدی رسانده و برآن مسلط است؟ باتشکر

باسمه تعالی
با سلام:
لزوما به این معنا نیست که استاد راه سیر و سلوک در مقام دستگیری از شاگردان حتما باید فلسفه و عرفان را خوانده باشد همان طوری که پیر خضری مانند شیخ رجبعلی خیاط ، سید هاشم حداد،.....عارفان کاملی بودند و بدون اینکه فلسفه یا عرفان خوانده باشند مسیر سیر و سلوک را طی کردند و شاگردانی در این راه تربیت نمودند.که این راه، عرفان عملی است.

ولکن خواندن فلسفه و عرفان نظری تاثیر بسزایی در مسیر سیر و سلوک دارد و با خواندن عرفان نظری به درستی می تواند به تحلیل هستی شناسانه از منازل و مقامات طی شده بپردازد.

و از همین باب است که عموم عالمان ربانی و استادان سلوک در اعصار اخیر ریاضت علمی را مقدم بر ریاضت عملی می شمارند و کار علمی عمیق در حکمت الهی و عرفان نظری را مقدمه بسیار موثری در طی طریق و آسان شدن و سرعت یافتن سلوک می دانند

موفق باشید.


pooya2;307444 نوشت:
شما فکر می کنید وظیفه استاد این است که از کسانی که ،انجام دادن واجبات وترک محرمات نماز شب خواندنها،قرآن خواندنها،ریاضتهای شرعیه ،ذکر و دستور العملها را انجام می دهند، دستگیری کند یا کسانی هیچکدام از اینها انجام نمی دهند.

به نظر من یه استاد پا نمیشه بره دنبال شاگرد،این شاگرده که باید دنبال استاد بره.پس با این توصیف فرقی نمی کنه که طرف اهل اون مواردی که فرمودید باشه یا نباشه .

سمیع;363399 نوشت:
لزوما
سلام جناب سمیع،
این حد سلوک رو چکسی مشخص میکنه؟
چه کسیبا چه دانشی ازچه کتابی این حد رو مشخص میکنه؟
در آخر چه میشود؟
(دوست دارم از عرفانهای کاذب بیشتر بدانم)
موضوع قفل شده است